صدها مادر در پی اعتراضات آبان ۱۳۹۸، فرزندان خود را به ضرب گلوله نیروهای جمهوری اسلامی از دست دادند. این زنان که بعدتر «مادران دادخواه آبان» نام گرفتند، با ایستادگی و مقاومت مدنی خود نقش مهمی در پیشبرد مطالبه عدالت ایفا کردند.
حضور مداوم در تجمعها، پیگیری پروندههای قضایی، مستندسازی رویدادها و بیان شجاعانه خواستهها، این مادران را به صدای رسای خانوادههای قربانیان تبدیل کرد. صدایی که به واسطه رسانهها و شبکههای اجتماعی، به جامعه ایران و افکار عمومی جهان رسید.
از خاوران تا لاله؛ میراثی که به نسل آبان رسید
تجربه مادران دادخواه آبان ۹۸ را نمیتوان بدون اشاره به پیشینهای که مادران خاوران و مادران پارک لاله بنا کردند، تحلیل کرد.
مادران خاوران که فرزندانشان در کشتارهای دهه ۶۰ اعدام و بینامونشان دفن شدند، دههها در برابر سرکوب، تهدید و حذف ایستادند. آنها در زمانی حرکت کردند که نه رسانه مستقلی وجود داشت و نه امکان طرح مطالبهای عمومی.
با این حال، آنان سنگبنای دادخواهی مدرن ایران را گذاشتند و بسیاری از آنها تا پایان عمر هزینههای سنگین این مقاومت را پرداختند.
در دهه ۸۰، مادران پارک لاله که فرزندانشان را در اعتراضات سال ۱۳۸۸ از دست داده بودند، گام دوم این مسیر را برداشتند. با وجود تلاشهای گسترده، محدودیتهای سیاسی و نبود شبکههای اطلاعرسانی مدرن، اجازه نداد همبستگی فراگیر امروزه شکل بگیرد و بخشهایی از جامعه نیز بهدلیل فضای امنیتی یا خطکشیهای سیاسی، همراهی با آنان را دشوار میدانستند.
در مقابل، مادران آبان در جامعهای متفاوت ظهور کردند. جامعهای که رسانههای اجتماعی، امکان دسترسی به روایتهای مستقل و افق تازهای از همدلی را میان لایههای مختلف مردم ایجاد کرد.
این تفاوت تاریخی باعث شد مطالبه دادخواهی در سال ۹۸ از حلقههای محدود پیشین فراتر برود و به مطالبهای ملی تبدیل شود.
مادران آبان ۹۸؛ پلی میان نسلهای دادخواه و جامعه
ظهور مادران آبان مصادف با گسترش رسانههای اجتماعی و امکان مستندسازی مستقل بود. آنها توانستند با بهرهگیری از تجربه مادران خاوران و مادران لاله و با استفاده از ابزارهای ارتباطی نوین، شبکهای گسترده از خانوادهها، کنشگران حقوق بشر و روزنامهنگاران ایجاد کنند.
به همین دلیل، مادران آبان به پلی میان نسلهای دادخواه و جامعه تبدیل شدند؛ پلی که مطالبه عدالت را از دایره خانواده قربانیان بیرون آورد و آن را به سطح افکار عمومی رساند.
مادران خاوران، بهدلیل فضای بسته دهه ۶۰، فقط در میان خانوادهها و شمار اندکی از دگراندیشان و روزنامهنگاران همراهی شدند. در جامعهای که برای مادران کشتهشدگان جنگ احترام ویژه قائل بود، مادری که فرزندش تنها بهدلیل باور سیاسی متفاوت اعدام شده بود حتی حق برگزاری مراسم ساده نیز نداشت.
در سال ۱۳۸۸ نیز همراهی اجتماعی عمدتا از بدنهای شکل گرفت که از حاکمیت فاصله گرفته بود یا در مرزهای اصلاحطلبی حرکت میکرد اما در ۱۳۹۸، همراهی و همدلی عمومی، از اوضاع اقتصادی تا نارضایتیهای سیاسی، بسیار گستردهتر و آشکارتر شده بود.
مقاومت در برابر سرکوب؛ هزینههایی که هرگز مانع نشدند
مادران آبان، درست مانند نسلهای پیش از خود، بهای سنگینی برای مقاومت و دادخواهی پرداختند:
• بازداشت و زندانی شدن
• اخراج از کار
• اجبار به ترک محل سکونت
• تهدید به مرگ
• فشار بر اعضای خانواده
با وجود این فشارها، این مادران هرگز عقب ننشستند. آنها یکدیگر را یافتند، با مادران خاوران و مادران لاله پیوند برقرار کردند، تجربهها را منتقل کردند و مبارزه را ادامه دادند.
تاثیر بینالمللی؛ رسوایی بیش از پیش جمهوری اسلامی
مستندسازی دقیق مادران آبان درباره آنچه بر فرزندانشان گذشت، جمهوری اسلامی را بار دیگر در معرض بیاعتباری گسترده در سطح بینالمللی قرار داد و این بار، به دلیل حجم و دقت مستندات، جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری نتوانستند از کنار این وقایع عبور کنند.
واکنش دولتهای اروپایی، گزارشهای سازمانهای حقوق بشری و پوشش رسانهای گسترده، نشان میدهد که دادخواهی این مادران پژواکی جهانی یافته است.
دادخواهی؛ مسیری که نسلها را به هم پیوند میدهد
با وجود تفاوتهای زمانی، ابزارهای ارتباطی و شرایط سیاسی، سه نسل از مادران دادخواه - خاوران، پارک لاله و آبان - در یک ویژگی مشترکاند: ایستادگی صلحآمیز برای عدالت.
مادران آبان با الهام از مسیر مادران خاوران و لاله، مفهوم دادخواهی را وارد مرحلهای تازه کردهاند. مرحلهای که در آن مستندسازی، رسانههای اجتماعی، شبکهسازی اجتماعی و همکاری جمعی نقش اساسی دارد.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» و موج تازه اعتراضات نیز ادامه همین مسیر است. مسیری که زنان و مادران ایرانی دهههاست آن را میسازند.
درخواست مادران دادخواه: همراه بمانید
مادران آبان باور دارند که دادخواهی بدون همراهی مردم و استمرار مطالبه عدالت ممکن نیست.
آنان از جامعه میخواهند که:
• صدای آنان را بازتاب دهد
• روایتها را زنده نگه دارد
• در این مسیر طولانی برای حقیقت و عدالت، همراه بماند
آنها تاکید میکنند که دادخواهی یک مطالبه شخصی نیست بلکه مطالبهای اجتماعی است که با حضور جمعی امکان تحقق پیدا میکند.
سامانه پایش کیفی هوای ایران اعلام کرد هوای ۱۴ شهر استان خوزستان در وضعیت ناسالم و قرمز قرار گرفته است و چهار شهر دیگر این استان در وضعیت نارنجی و ناسالم برای گروههای حساس هستند.
این سامانه شنبه ۲۴ آبان گزارش داد شاخص آلودگی هوا بر اساس اندازهگیری ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون در بسیاری از ایستگاههای خوزستان، از حد مجاز فراتر رفته است.
بر اساس دادههای سامانه پایش کیفی هوای کشور، اهواز، آبادان، ماهشهر، دزفول، شوشتر، سوسنگرد، هویزه، ملاثانی، اندیمشک، آغاجاری، خرمشهر، بهبهان و باغملک از جمله شهرهایی هستند که در وضعیت «قرمز و ناسالم برای همه گروهها» قرار دارند.
همچنین هوای دزپارت، هفتکل، لالی و اندیکا در وضعیت «نارنجی و ناسالم برای گروههای حساس» اعلام شده است.
در روزهای اخیر بارها گزارشهایی درباره آلودگی شدید هوا در استان خوزستان منتشر شده است.
۲۱ آبان، اعلام شد هوای ۱۶ شهر استان خوزستان در وضعیت بنفش، قرمز و نارنجی بوده است.
در آن زمان، فرهاد سلطانی، سرپرست معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، با اشاره به وضعیت آلودگی هوا گفت: «میزان مراجعه بیماران به بیمارستانها در مهرماه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۱۵ تا ۲۰ درصد و در آبانماه ۲۰ تا ۲۵ درصد افزایش یافته است.»
او هشدار داد که شدت آلودگی در اهواز و خوزستان به حدی است که تمام مردم درگیر عوارض آن شدهاند.
وضعیت آلودگی هوا در برخی دیگر از شهرهای ایران نیز بحرانی شده است.
رسانههای ایران گزارش دادند کیفیت هوای مشهد شنبه برای هشتمین روز متوالی در وضعیت «ناسالم» برای گروههای حساس قرار گرفت.
خبرگزاری تسنیم نوشت که این وضعیت «حاصل تداوم مصرف سوختهای فسیلی در صنایع ، نیروگاهها و خودروها و پایداری جوی در روزهای اخیر» است.
۱۸ آبان، علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، گفت در سال ۱۴۰۳ حدود ۵۸ هزار و ۹۷۵ نفر در کشور بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست دادهاند.
او افزود: «این آمار معادل فوت ۱۶۱ شهروند در روز و حدود هفت شهروند در هر ساعت است.»
همچنین به گفته او، برآوردها نشان میدهد مرگهای منتسب به آلودگی هوا در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۷.۲ میلیارد دلار زیان اقتصادی به کشور وارد کرده است.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد از گزارش سالانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی استقبال کرد و با تصویب قطعنامهای از کشورهای عضو خواست به حمایت از فعالیتهای این آژانس ادامه دهند. جمهوری اسلامی تنها عضوی بود که به این قطعنامه رای ممتنع داد.
مجمع ۱۹۳ عضوی سازمان ملل متحد، جمعه ۲۳ آبان قطعنامهای با عنوان «گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی» را با ۱۴۶ رای موافق، دو رای مخالف (روسیه و آمریکا) و یک رای ممتنع (ایران) تصویب کرد.
طبق مفاد متن، اعضای مجمع گزارش مربوط به فعالیتهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی در سال ۲۰۲۴ را که در ۲۹ اکتبر از سوی رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، به مجمع ارائه شده بود، مورد حمایت قرار دادند.
در این قطعنامه بار دیگر از «نقش انکارناپذیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی» که از نهادهای زیرمجموعه سازمان ملل است، در تشویق و تسهیل توسعه و استفاده عملی از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز، انتقال فناوری به کشورهای در حال توسعه، و تقویت ایمنی، راستیآزمایی و امنیت هستهای، حمایت شده است.
همچنین این قطعنامه از کشورهای عضو خواسته است که به حمایت از فعالیتهای آژانس ادامه دهند.
نماینده جمهوری اسلامی که به متن رای ممتنع داده بود، اعلام کرد که این سند نتیجه رویهای کنفرانس عمومی اخیر آژانس را «به درستی بازتاب نداده» است.
او با لحنی تند، حملات اسرائیل و آمریکا به تاسیسات هستهای در ایران در خردادماه را محکوم کرد و گفت: «ایران به پیمان عدم اشاعه (انپیتی) و برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) پایبند است.»
نماینده جمهوری اسلامی بر حق حاکمیتی در «استفاده صلحآمیز» از انرژی هستهای تاکید کرد.
در پاسخ، ایالات متحده و اسرائیل، حملات خود در ایران را «اقدام علیه اهداف نظامی» خواندند.
نماینده اسرائیل گفت عملیات نظامی کشورش علیه سایتهای هستهای در ایران با هدف خنثی کردن «تهدیدی قریبالوقوع و موجودیتی» علیه اسرائیل انجام شده و «آخرین چاره» برای خنثی کردن این تهدید بوده است.
ایالات متحده نیز ضمن مخالفت با دستیابی ایران به سلاح هستهای، بر تلاش برای برقراری صلح و امنیت در منطقه تاکید کرد و از تهران خواست با آژانس همکاری کند تا در مورد ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای خود به جامعه بینالمللی اطمینان دهد.
نگرانی جمهوری اسلامی از تصویب یک قطعنامه دیگر در شورای حکام
نمایندگی دائم جمهوری اسلامی نزد سازمان ملل در وین، شامگاه جمعه در شبکه ایکس نوشت که آمریکا و سه کشور اروپایی میخواهند در نشست هفته آینده شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی پیشنویس قطعنامهای را علیه تهران ارائه کنند.
این نمایندگی در ادامه متن خود نوشت: «این اقدام که اشتباهی بزرگ پس از ماجرای موسوم به مکانیسم ماشه به شمار میرود، تلاشی عامدانه و تازه برای سیاسیسازی شورای حکام است.»
قرار است شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در جلسه پیش روی خود در چهارشنبه هفته آینده به موضوعاتی از جمله پرونده هستهای جمهوری اسلامی بپردازد.
نمایندگی جمهوری اسلامی افزود: «در صورت تصویب این پیشنویس، روند مثبت همکاری میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی ناگزیر بهطور نامطلوبی تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.»
پیشتر وزیران خارجه گروه هفت در آخرین نشست خود در کانادا در بیانیهای مشترک از جمهوری اسلامی خواستند با پشتیبانی سه کشور اروپایی وارد گفتوگوهای مستقیم با آمریکا شود.
وزیران خارجه کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، بریتانیا و ایالات متحده آمریکا تاکید کردند که جمهوری اسلامی باید تعهدات خود را طبق قطعنامههای شورای امنیت و پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای بهطور کامل اجرا کند.
۲۱ آبان، آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارشی محرمانه اعلام کرد از زمان حملات آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای در ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه، امکان راستیآزمایی ذخایر اورانیوم با غنای نزدیک به سطح تسلیحاتی را از دست داده است.
بر اساس آخرین گزارش رسمی آژانس در شهریور ماه، جمهوری اسلامی ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم با غنای تا ۶۰ درصد در اختیار دارد؛ سطحی که تنها یک گام فنی با غنای تسلیحاتی ۹۰ درصد فاصله دارد.
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی هشدار داده است این میزان اورانیوم در صورت تصمیم ایران برای ساخت سلاح اتمی، میتواند برای تولید حداکثر ۱۰ بمب هستهای کافی باشد، هرچند تاکید کرده که چنین تصمیمی تاکنون اتخاذ نشده است.
رفتار جمهوری اسلامی در حوزه دریایی طی دو دهه گذشته الگوی نسبتا ثابتی داشته است: توقیف هدفمند کشتیها در خلیج فارس و دریای عمان، معمولا ذیل یکی از دو عنوان مشخص؛ یا ادعای قاچاق سوخت یا ارتباط کشتی با اسرائیل.
در بسیاری موارد نیز تهران تلاش کرده است این اقدامات را در چارچوب «تامین امنیت و مبارزه با تخلفات دریایی» معرفی کند؛ روایتی که هم بهلحاظ حقوقی انعطاف دارد و هم به جمهوری اسلامی امکان میدهد در تعامل با کشورهای منطقه و نهادهای بینالمللی، اقدامش را موجه جلوه دهد.
به عنوان نمونه، توقیف نفتکشهای حامل سوخت قاچاق در تیرماه امسال و مرداد سال گذشته (پروندههای مربوط به نفتکش پرل-جی یا محمولههای ادعایی سوخت قاچاق در دریای عمان) همگی در طبقهای قرار میگیرند که جمهوری اسلامی آن را «مبارزه با قاچاق سازمانیافته» مینامد.
در مقابل، توقیف کشتی اِماِسسی آریس در فروردین سال گذشته با این ادعا که این کشتی «متعلق به اسرائیل» است، نمونه دیگرِ این الگوست که از ادبیات امنیتی و منطقهای بهره میبرد.
در هر دو دسته، اقدام جمهوری اسلامی همواره با این هدف انجام شده که پیام قدرت، کنترل و بازدارندگی در آبراههای حیاتی منطقه ارسال شود، بدون آن که این اقدامها الزاما به درگیری مستقیم بینجامد.
حادثه «تالارا»؛ ظهور الگوی سوم و پیام راهبردی تهران در تنگه هرمز
اما توقیف نفتکش «تالارا» در تنگه هرمز، از نظر ماهیت با این دو دسته تفاوت اساسی دارد؛ نه ادعای قاچاق درباره آن مطرح شده و نه -حداقل تاکنون- هیچ پیوندی با شبکههای دریایی اسرائیل به آن نسبت داده شده است.
همین نکته، اهمیت حادثه را دوچندان میکند. بر اساس روایت مقامهای آمریکایی، نفتکش تالارا با پرچم جزایر مارشال از بندر عجمان امارات متحده عربی به سمت سنگاپور در حرکت بود که ناگهان سه قایق تندروی سپاه پاسداران آن را محاصره و مجبور به تغییر مسیر کردند.
دادههای پروازی نشان میدهد یک پهپاد نیروی دریایی آمریکا که ساعتها بر فراز منطقه پرواز میکرد، روند توقیف را لحظهبهلحظه ثبت کرده است. شرکت مدیریت این نفتکش اعلام کرده که ارتباطش با کشتی بهطور کامل قطع شده است و نمیداند در چه وضعیتی قرار دارد.
مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز این حادثه را «فعالیت احتمالی دولتی» توصیف کرده است. این سطح از وضوح در رصد و ثبت حادثه و انجام آن در یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیک جهان، بدون شک نشان میدهد توقیف تالارا اقدامی کاملا حسابشده است نه حادثهای تصادفی یا واکنشی.
اگر توقیفهای پیشین جمهوری اسلامی را در دو دسته مشخصِ قاچاق سوخت و پروندههای مرتبط با اسرائیل قرار دهیم، حادثه تالارا نهتنها در هیچکدام از این دو چارچوب نمیگنجد، بلکه سومین الگوی رفتاری را برجسته میکند: استفاده از توقیف نفتکش بهعنوان ابزار فشار ژئوپلیتیک در بزنگاههای حساس منطقهای و بینالمللی.
این ابزار در سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ بارها مورد استفاده قرار گرفت اما در ماههای اخیر کمتر دیده شده بود.
اکنون، پس از جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، به نظر میرسد تهران بار دیگر این اهرم را فعال کرده است. در این مقطع زمانی، حکومت ایران میخواهد نشان دهد اگرچه در جنگ مستقیم هزینههایی متحمل شده اما همچنان قادر است جریان انرژی جهانی را مختل و هزینه راهبردی به رقبایش تحمیل کند.
این اقدام را باید بخشی از پاسخ غیرمستقیم جمهوری اسلامی به حملات آمریکا علیه تاسیسات هستهایاش در تابستان گذشته نیز تلقی کرد. پاسخی که از برخورد مستقیم اجتناب میکند اما پیام آن کاملا روشن است.
پیام منطقهای، از بازدارندگی در هرمز تا همافزایی با حوثیها
در همین زمینه، احتمال ارتباط حادثه تالارا با پیامدهای پساجنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل جدی است. پس از پایان جنگ، تهران نیاز داشت نشان دهد که در موقعیت ضعف قرار نگرفته و میتواند قدرت عملیاتی خود را در آبهای منطقه به نمایش بگذارد.
توقیف نفتکشی که به قاچاق متهم نیست و با اسرائیل هم ارتباط آشکاری ندارد، بهترین نمونه «قدرتنمایی بدون عبور از خطوط قرمز جنگ» است.
این اقدام، نهتنها طرفهای درگیر در جنگ اخیر را مخاطب قرار میدهد، بلکه به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز یادآوری میکند امنیت تنگه هرمز -شریان اصلی تجارت انرژی جهان- بدون در نظر گرفتن محاسبات جمهوری اسلامی ممکن نیست.
تهران با این اقدام بهنوعی تلاش میکند نشان دهد دوران پساجنگ همچنان تحت تاثیر ظرفیتهای عملیاتی ایران در دریاست و هر نوع تغییر در موازنه منطقهای باید این توانایی را لحاظ کند
در سوی دیگر، نمیتوان این حادثه را مستقل از نقش فزاینده نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه ارزیابی کرد.
در ماههای گذشته، حملات حوثیها علیه کشتیها در دریای سرخ یکی از مهمترین عوامل بیثباتی تجارت انرژی و کالا بوده است. این حملات که بهطور مستقیم از جنگ غزه تغذیه میکردند، عملا بخشهای وسیعی از کشتیرانی جهانی را مجبور به تغيير مسیر کردند.
اکنون با بازگشت سپاه پاسداران به سیاست توقیف در هرمز، بهنظر میرسد جمهوری اسلامی در حال باز کردن جبههای جدید همتراز با جبهه دریای سرخ است.
اگر دریای سرخ میدان عملیات نیابتی حوثیها محسوب میشود، تنگه هرمز میدان عملیات مستقیم جمهوری اسلامی است. این همافزایی میتواند فشار فزایندهای بر مسیرهای انرژی جهان ایجاد کند و کشورهای بزرگ واردکننده انرژی از اروپا تا شرق آسیا را در برابر بازیگری یکپارچه محورِ ایران قرار دهد.
توقیف تالارا پیام مهم دیگری نیز دارد: جمهوری اسلامی در ماههای اخیر برخلاف گذشته، بیشتر به سمت اقدامات بدون پوشش حقوقی حرکت کرده است.
در توقیفهای مربوط به قاچاق، دستکم یک ادعای حقوقی-قضایی وجود داشت؛ در توقیفهای مرتبط با اسرائیل هم استدلال امنیتی وجود داشت. اما در ماجرای تالارا حتی این لایه ظاهری هم حاضر نیست. این یعنی تهران بهعمد از استراتژی «ابهام حقوقی» فاصله گرفته و به سمت «نمایش اراده عملیاتی بدون توجیه» رفته است؛ رفتاری که معمولا نشانه دورانهای گذار و تنشهای عمیقتر است.
در مجموع، توقیف نفتکش تالارا را -اگر رسما از سوی جمهوری اسلامی تایید شودـ باید بخشی از بازگشت جمهوری اسلامی به استراتژی فشار دریایی دانست؛ استراتژیای که هم برای بازدارندگی، هم برای مانور سیاسی و هم برای ارسال پیام به رقبا استفاده میشود.
این حادثه نشان میدهد تهران پس از جنگ ۱۲ روزه نهتنها تمایل ندارد وارد فاز انفعال شود، بلکه میخواهد معادله امنیتی خلیج فارس را به شکلی فعالانه بازتعریف کند.
اگر این روند ادامه یابد، خلیج فارس و دریای عمان ممکن است وارد دورهای تازه از بیثباتی شوند. دورهای که در آن سپاه پاسداران در هرمز و حوثیها در دریای سرخ مکمل یکدیگر خواهند بود و مسیرهای دریایی از مدیترانه تا اقیانوس هند تحت فشار محوری قرار میگیرد که هدف آن بازگرداندن سهم و نقش جمهوری اسلامی در موازنههای منطقهای و جهانی است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، با اشاره به دستاوردهای حمله آمریکا به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی گفت که حکومت ایران به دنبال توافق با ایالات متحده است.
ترامپ جمعه ۲۳ آبان، پیش از عزیمت به فلوریدا در هواپیمای ویژه ریاستجمهوری به خبرنگاران گفت: «ایران هم مثل خیلیهای دیگر که میخواهند با ما مذاکره کنند، میخواهد درباره یک توافق با آمریکا مذاکره کند.»
او با اشاره به قدرت موشکها و جنگندههای آمریکا و نابودسازی توانایی هستهای جمهوری اسلامی، گفت: «دولتهای قبلی در آمریکا ۲۲ سال بود که میخواستند توانایی هستهای تهران را از بین ببرند اما هیچ رییسجمهوری شجاعتش را نداشت. ما انجامش دادیم و جمهوری اسلامی اکنون در وضعیتی کاملا متفاوت است.»
ترامپ گفت از زمانی که آمریکا جمهوری اسلامی را از میدان خارج کرده است، توجه فوقالعادهای به پیمان ابراهیم ایجاد شده است.
پیش از این و در دیدار پنجشنبه ۱۵ آبان با رهبران کشورهای آسیای مرکزی نیز ترامپ گفته بود جمهوری اسلامی از کاخ سفید پرسیده است که آیا ممکن است تحریمها برداشته شود یا نه.
او گفته بود مایل است به این تقاضاها گوش دهد و امکان رفع این تحریمها وجود دارد.
ترامپ اضافه کرد تهران تحت تحریمهای بسیار سنگین آمریکا قرار دارد و این امر باعث شده است انجام کارهایی که میخواهد، برایش بسیار دشوار شود.
همزمان، مقامهای جمهوری اسلامی احتمال هرگونه مذاکره با آمریکا را رد کردهاند.
ماه گذشته، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، مذاکره با آمریکا را «بیفایده و زیانبار» دانست و هرگونه گفتوگو با واشینگتن را ممنوع اعلام کرد.
او گفت مذاکرات اتمی به «بنبست کامل» رسیده و تاکید کرد مذاکره با آمریکا به نفع ایران نخواهد بود.
همچنین، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، یکشنبه ۱۸ آبان در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانی دولت اعلام کرد از نظر مقامات حکومت ایران فعلا «هیچ امکانی» برای مذاکره با آمریکا وجود ندارد.
او دلیل این موضع جمهوری اسلامی را نبود «رویکرد مثبت یا سازندهای» از سوی آمریکا دانست.
عراقچی افزود: «هر زمان که آنها برای مذاکرهای بر پایه برابر بهمنظور یک توافق سودمند برای هر دو طرف آماده باشند، مذاکره میتواند ممکن باشد و ایران میتواند آن را مورد بررسی قرار دهد.»
او تاکید کرد: «اما رویکردی که ما از آمریکاییها میبینیم چنین چیزی را نشان نمیدهد.»
تا پیش از وقوع جنگ اخیر جمهوری اسلامی با اسرائیل، دولت مسعود پزشکیان مذاکراتی را با دولت کنونی ترامپ در مورد پرونده هستهای جمهوری اسلامی انجام دادند اما تهران خواسته آمریکا مبنی بر توقف کامل غنیسازی اورانیوم را رد کرد.
فیاض زاهد، عضو شورای اطلاعرسانی دولت جمهوری اسلامی، استعفا کرد و الیاس حضرتی، رییس این شورا، تقاضای کنارهگیری او را مورد موافقت قرار داد.
زاهد در متن استعفای خود با اشاره به نارضایتیها از اظهار نظرها و نوشتههایش گفت تلقی او این بود که به عنوان عضو حقیقی شورا و مسئولیت حقیقی ناشی از آن، اختیار و استقلال لازم را در بیان نظراتش داشته باشد.
ساعاتی قبل، زاهد در پستی در ایکس به انتصاب اسماعیل سقاب اصفهانی به عنوان معاون جدید پزشکیان و رییس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی اعتراض کرده بود.
او در این پست نوشت: «خیلی با خودم کلنجار رفتم که چیزی نگویم. اما شرافتم در گرو بیان حقیقت است. دردناک است در روزی که فواد شمس از فشار روزگار خودکشی کرد، مدیر برکشیده رئیسی معاون رئیس جمهورمان شد. اسم این هرچه باشد وفاق نیست. کج تابی است. به سهم خودم شرمندهام.»