وجود تنها یک جت اورژانس انتقال عضو در کشور، روند پیوند اعضا را بحرانی کرده است
مرگ مغزی یک دانشجوی جوان در یزد بار دیگر ضعف زیرساختهای انتقال فوری اعضای حیاتی را آشکار کرد. در حالی که خانواده او با اهدای اعضای فرزندشان جان چند بیمار را نجات دادند، قلب او بهدلیل از کار افتادن تنها جت ویژه انتقال اعضای پیوندی، به مقصد نرسید.
روند انتقال قلب مبینا حمصیان، دانشجوی رشته معماری دانشگاه یزد که هنگام برگزاری کلاس عملی درس «برداشت از بناهای تاریخی» در یک بنای تاریخی دچار ضربه مغزی شد، به مانعی غیرمنتظره برخورد؛ چرا که به گفته مقامات «تنها جت مخصوص پروازهای اورژانسی و انتقال اعضای پیوندی» در کشور، در همان روز در حال سرویس فنی و تعمیرات دورهای بود.
محمد قادری، رییس اورژانس هوایی استان تهران، گفت حوالی ساعت چهار بعدازظهر روز حادثه درخواست فوری برای انتقال قلب به دست آنها رسید اما پاسخ بخش عملیات هوایی این بود که هواپیما همچنان در تعمیرات شرکت آسمان قرار دارد و «هیچ امکان پروازی وجود ندارد».
قادری تاکید کرد یکی از اصلیترین دلایل انجام نشدن این پرواز، انجام سرویس دورهای هواپیمای جت مخصوص انتقال اعضای پیوندی بود که «در حال تعمیر و سرویس فنی» قرار داشت.
او گفت این جت که برای انتقال فوری اعضای حیاتی استفاده میشود، پس از هر ۵۰ تا ۶۰ ساعت پرواز نیازمند سرویس فنی است و نبود آن، ماموریتها را مختل میکند.
به گفته رییس اورژانس هوایی استان تهران، «در کنار مسائل فنی، شرایط آبوهوایی و تهدیدهای احتمالی بیماریها نیز از جمله عواملی هستند که گاه مانع از اجرای برخی پروازهای اورژانسی میشوند».
مقامهای پزشکی یزد نیز تایید کردند زیرساخت و تیم پیوند در این استان فعال است اما انتقال قلب نیازمند پروازی فوری به مراکز مجهزتر است. پروازی که اینبار به دلیل نقص فنی هواپیما عملی نشد: «در نتیجه، با وجود اهدای دیگر اعضا، قلب این اهداکننده جوان فرصت تپیدن دوباره را نیافت.»
این حادثه بار دیگر ضعف زیرساختهای حیاتی و وابستگی کامل فرآیند انتقال اعضای حساس به یک هواپیما را برجسته کرد. هواپیمایی که از کار افتادن آن میتواند سرنوشت یک بیمار در انتظار پیوند را تغییر دهد.
اطلاعات دریافتی ایراناینترنشنال نشان میدهد علیرغم فشارها و تهدیدهای گسترده نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، خانواده کیانوش سنجری بر برگزاری مراسم سالگرد درگذشت او تاکید کردهاند.
بر اساس این اطلاعات که پنجشنبه ۲۲ آبان به ایراناینترنشنال رسید، مقامهای امنیتی جمهوری اسلامی با احضار اعضای خانواده سنجری و تهدید به بازداشت آنها، خواستار لغو مراسم سالگرد درگذشت این روزنامهنگار و فعال سیاسی شدند.
گزارشها حاکی از آن است که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به خانواده سنجری گفته نهادهای امنیتی بالادستی مجوز برگزاری این مراسم را صادر نکردهاند.
در سوی دیگر، خانواده سنجری تاکید کرده است مراسم سالگرد او را برگزار خواهد کرد.
مادر این زندانی سیاسی پیشین در ویدیویی اختصاصی که در اختیار ایراناینترنشنال قرار داد، از فشار و تهدیدات فزاینده دستگاههای امنیتی حکومت انتقاد کرد.
او در پیام خود گفت: «چرا ما را تهدید میکنید؟ فرزندم را تهدید میکنید که برای برادرش مراسم نگیرد؟ مگر چه کرده است؟»
او افزود: «چرا نمیگذارید برای فرزندمان مراسم بگیریم؟ شما از یک مرده هم میترسید.»
در روزهای اخیر، اطلاعیهای از خانواده سنجری در شبکههای اجتماعی انتشار یافت که در آن زمان و مکان مراسم سالگرد او اعلام شده است.
بر اساس این اطلاعیه، این مراسم قرار است جمعه ۲۳ آبان از ساعت ۱۲ تا ۱۴ بر سر مزار او در قطعه ۲۵۰ بهشت زهرای تهران برگزار شود.
حکومت ایران که این روزها با موج گسترده نارضایتی عمومی روبهرو است، میکوشد از هرگونه تجمع اعتراضی یا گردهمایی منتقدان جلوگیری کند و با اعمال فشارهای امنیتی، شرایط را تحت کنترل خود درآورد.
در سالگرد خیزش «زن، زندگی، آزادی» نیز جمهوری اسلامی با احضار و تهدید خانوادههای دادخواه و فعالان مدنی و حقوق بشری، بارها تلاش کرد مانع برگزاری هرگونه تجمع مردمی شود.
سنجری ۲۳ آبان ۱۴۰۳ در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی و تداوم بازداشت فاطمه سپهری، نسرین شاکرمی، توماج صالحی و آرشام رضایی به زندگی خود پایان داد.
پیکر او ۲۵ آبان سال گذشته در قطعه ۲۵۰ بهشت زهرا به خاک سپرده شد اما نیروهای امنیتی با بستن مسیرهای منتهی به این قطعه، مانع ورود مردم شدند.
سازمان عفو بینالملل در آن زمان با اشاره به مرگ این فعال سیاسی اعلام کرد سالها بازجویی، بازداشت ناعادلانه، شکنجه و تبعید، سنجری را آزار داد، اما شکنجهگران و آزارگران او از مجازات مصون ماندند.
سنجری در سالهای گذشته در چندین نوبت به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و زندانی شده بود.
او پس از آزادی، بارها درباره وضعیت جسمیاش و شکنجهها و آزارهایی که بر او اعمال شده بود، اطلاعرسانی کرد.
کارشناسان توصیه میکنند اگر با فرد یا افرادی روبهرو شدید که از جملات یا عباراتی حاکی از افسردگی یا تمایل به پایان دادن به زندگی استفاده میکنند، از آنها بخواهید با پزشک معتمد، مراکز تخصصی حمایت روانی یا فردی مورد اعتماد درباره نگرانیهای خود گفتوگو کنند. اگر خودتان به خودکشی فکر میکنید، در ایران میتوانید با اورژانس اجتماعی به شماره ۱۲۳ تماس بگیرید.
خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشت در حالی که نشانههایی از کاهش سختگیریهای اجتماعی در شهرهای مختلف ایران دیده میشود، حکومت همزمان دامنه سرکوب سیاسی را گستردهتر کرده است. روندی که به گفته فعالان و برخی مقامهای سابق ایرانی، در ماههای اخیر شدت کمسابقهای یافته است.
رویترز پنجشنبه ۲۲ آبان در گزارش تحلیلی خود از ایران نوشت در خیابانهای تهرانِ امروز زنانِ بیحجاب، حضور آزادانهتر جوانان در کافهها و برگزاری کنسرتهای محدود، تصویری متفاوت از سالهای گذشته ایجاد کرده است.
در همین راستا، مراسم حکومتی رونمایی از مجسمه تازه میدان انقلاب در تهران با عنوان «مقابل ایرانیان دوباره زانو میزنید»، شامگاه ۱۶ آبان بدون اعمال محدودیت پوشش و حجاب اجباری برای شرکتکنندگان برگزار شد.
اما همزمان با این تغییرات ظاهری، موج گسترده بازداشت، احضار و تهدید روزنامهنگاران، دانشجویان، وکلا و فعالان مدنی ادامه دارد.
محمد خاتمی، رییس دولت اصلاحات، به تازگی در همین زمینه گفت: «پس از جنگ ۱۲ روزه، انتظار میرفت برای قدردانی از مردم، گشایشهای بیشتری ایجاد شود اما در همه این زمینهها اگر وضع بدتر نشده باشد، بهتر نشده است.»
او افزود: «احضار و فراخواندن و حتی محاکمه بسیاری از سیاسیون و اصحاب رسانه و فکر و حتی شخصیتهای معتبر، زیادتر شده است.»
چهار فعال از داخل ایران به رویترز گفتند که هدف حکومت از این روند، «ایجاد هراس و جلوگیری از شکلگیری اعتراضات تازه» است.
سه مقام ایرانی و یک مقام ارشد پیشین اصلاحطلب نیز به رویترز گفتند این الگوی دوگانه «محاسبهشده» است: کاهش فشار اجتماعی برای آرام کردن افکار عمومی در شرایط بحران اقتصادی، همراه با افزایش فشار سیاسی برای جلوگیری از نارضایتی خیابانی.
الکس وطنخواه، مدیر برنامه ایران در موسسه «میدلایست اینستیتوت» نیز گفت: «این تناقض عمدی است؛ نوعی سوپاپ اطمینان اجتماعی همراه با ایجاد یک سقف سخت بر سر هر نوع مخالفت واقعی.»
ایران پس از جنگ ۱۲ روزه؛ فشارهای داخلی و خارجی
بر اساس گزارش رویترز، جمهوری اسلامی پس از حملات اسرائیل و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه، با یکی از پیچیدهترین دورههای پس از انقلاب سال ۵۷ مواجه است.
در این جنگ، چندین سایت هستهای و نظامی آسیب جدی دید و شبکه گروههای مورد حمایت حکومت ایران در منطقه از غزه تا لبنان و عراق تضعیف شد.
همزمان، سقوط ارزش ریال، تورم بالا و کمبود انرژی، شرایط اقتصادی را وخیمتر کرده است.
دولت مسعود پزشکیان اجرای قانون «حجاب و عفاف» را که پیشتر از سوی جریانهای تندرو تصویب شده بود، متوقف کرده و به گفته مقامهای مطلع، نهادهای امنیتی این تغییرات اجتماعی را بهعنوان «مدیریت نارضایتی» پذیرفتهاند.
همزمان اما اجرای اعدامها در ایران به بالاترین میزان از سال ۱۳۶۸ رسیده است.
دفتر حقوق بشر سازمان ملل گفته است تا ۲۱ اکتبر، دستکم هزار و ۱۷۶ نفر (در سال ۲۰۲۵) در ایران اعدام شدهاند؛ یعنی روزانه بهطور متوسط چهار نفر.
یک فعال مدنی که در اعتراضات سال ۱۳۹۸ بازداشت شده بود، به رویترز گفته است: «فشارها بیشتر شده و تهدید خانوادهها، احضار فعالان و بازداشت دانشجویان ادامه دارد. حکومت میخواهد هر صدای مخالفی را خاموش کند.»
تشدید محدودیتها پس از جنگ با اسرائیل
پس از جنگ ۱۲ روزه، قوه قضاییه محاکمههای سریعی را برای متهمان «همکاری با اسرائیل» آغاز کرده و مجلس قوانینی برای افزایش مجازاتهای مرتبط با جاسوسی و فعالیتهای آنلاین تصویب کرده است.
یک مقام اصلاحطلب پیشین که سالها بهدلیل اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» زندانی بوده، گفت: «حکومت میترسد قدرت را از دست بدهد و فشار خارجی و داخلی را همزمان احساس میکند.»
بیش از ۲۱ هزار نفر نیز در جریان و پس از جنگ ۱۲ روزه بازداشت شدهاند که شامل روزنامهنگاران، فعالان مدنی و اعضای اقلیتهای قومی و مذهبی میشوند.
گزارشهای حقوق بشری میگویند اعضای جامعه بهائی به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» در یورشهای امنیتی بازداشت و اموال برخی از آنان مصادره شده است.
پایانِ یک «آزادی کنترلشده»؟
با ادامه بنبست در گفتوگوهای هستهای با آمریکا و بازگشت تحریمهای شورای امنیت، مقامهای ایرانی نگرانند که شکست دیپلماسی به حمله دوباره اسرائیل منجر شود.
به گفته وطنخواه، راهبرد علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، این است که «در خارج، درِ دیپلماسی را نیمهباز نگه دارد و در داخل، آزادیهای محدود و کنترلشده را در برابر سرکوب سیاسی گسترش دهد».
به گفته تحلیلگران، «آرامش اجتماعی» ممکن است موقتی باشد اما سرکوب سیاسی روزبهروز عمیقتر میشود. تضادی که به نوشته رویترز، «چهره امروز جمهوری اسلامی» را شکل داده است.
ريیس آژانس امنیت کانادا اعلام کرد که این سازمان طی سال جاری چند طرح «مرگبار» منتسب به جمهوری اسلامی را که مخالفان تهران در کانادا را هدف گرفته بود، شناسایی و خنثی کرده است؛ این نخستین بار است که این نهاد دخالت خود برای حفاظت از منتقدان ایرانی مقیم کانادا را رسما تایید میکند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، دن راجرز، رئیس آژانس اطلاعات امنیتی کانادا (CSIS)، پنجشنبه در یک سخنرانی کمسابقه گفت این نهاد در سال جاری چندین تهدید بالقوه مرگبار را که از سوی سرویسهای اطلاعاتی حکومت ایران و نیروهای نیابتی آن علیه افرادی در کانادا طراحی شده بود، کشف و متوقف کرده است. به گفته او، این افراد از سوی تهران بهعنوان «تهدید برای رژیم» تلقی میشدند.
راجرز تاکید کرد: «در بیش از یک مورد، عملیات ما شامل شناسایی، تحقیق و مختلکردن تهدیدهایی بود که میتوانست به مرگ افراد در کانادا منجر شود.» او جزئیاتی درباره ماهیت یا هویت هدفها ارائه نکرد. این اولین بار است که آژانس اطلاعات امنیتی کانادا بهطور علنی دخالت خود در حفاظت از منتقدان ایرانی مستقر در کانادا را تایید میکند. پیشتر، این آژانس تنها گفته بود «تهدیدهای ایران را بررسی میکند.»
روابط جمهوری اسلامی ایران و کانادا طی سالهای گذشته بهشدت تیره شده است. اتاوا در سال ۲۰۱۲ روابط دیپلماتیک با تهران را قطع کرد و سال گذشته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد؛ اقدامی که با واکنش تند حکومت ایران مواجه شد.
رئیس آژانس اطلاعات امنیتی کانادا در بخش دیگری از سخنانش گفت این نهاد همچنین تلاشهای روسیه برای دستیابی غیرقانونی به کالاها و فناوریهای کانادایی را خنثی کرده است. بهگفته او، شبکههای تدارکاتی وابسته به روسیه با استفاده از شرکتهای پوششی مستقر در اروپا قصد داشتند تجهیزات کانادایی را خریداری کنند، اما پس از هشدار این آژانس چند شرکت کانادایی از فروش کالا جلوگیری کردند.
راجرز این سخنان را در جریان ارائه گزارش سالانه درباره تهدیدهای امنیتی کانادا مطرح کرد؛ نشستی که مدیران آژانس اطلاعات امنیتی کانادا بهندرت در آن بهصورت عمومی ظاهر میشوند.
ترور مخالفان توسط عوامل جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف دنیا سابقهای طولانی دارد. در سالهای اخیر کشورهای مختلفی در دنیا در این زمینه فعال شدهاند و پروندههای فراوانی در این زمینه تشکیل شده است.
آبان ماه سال جاری مقامهای آمریکایی و اسرائیلی گزارش دادند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قصد داشته عینات کرانتس-نایگر، سفیر اسرائیل در مکزیک را ترور کند اما این طرح تابستان گذشته بهوسیله نیروهای امنیتی مکزیک خنثی شده است.
مهر ماه سال جاری نیز کِن مککالوم، رییس سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا (امآی۵) اعلام کرد که این کشور با تهدید فزایندهای از سوی دولتهای متخاصمی مانند روسیه، چین و جمهوری اسلامی روبهرو است. او گفت که این سازمان بیش از ۲۰ طرح بالقوه مرگبار با حمایت جمهوری اسلامی را ردیابی کرده است.
شهریورماه سال جاری کشورهای عضو گروه هفت به همراه برخی متحدانشان، اقدامات جمهوری اسلامی در زمینه سرکوب و ارعاب مخالفان سیاسی در خارج از مرزهای ایران را محکوم و بر ایستادگی مقابل آن تاکید کرده بودند.
بر اساس گزارش تازه پلیس راهور تهران، در آبانماه بیشترین تلفات ناشی از تصادفات مرگبار شهری پایتخت به بازه سنی ۲۰ تا ۳۰ سال تعلق داشته و این گروه ۳۵ درصد جانباختگان را تشکیل دادهاند.
پایگاه خبری نورنیوز در گزارشی «شور جوانی، هیجان لحظهای و بیتوجهی به هشدارهای جادهای» را از ویژگیهای این گروه سنی برشمرد و نوشت آمار پلیس راهور «چهرهای نگرانکننده از بیاحتیاطی و قانونگریزی در میان نسل جوان پایتخت» ارائه میدهد.
این در حالی است که شهریور ماه امسال، پایگاه خبری دیدهبان ایران گزارش داد افزایش قیمت موتورسیلکت در کنار فشارهای معیشتی، شماری از جوانان پایتخت را ناگزیر ساخته است با اجاره موتور، به فعالیت بهعنوان پیک روی بیاورند.
نورنیوز در ادامه گزارش خود نوشت: «پس از گروه ۲۰ تا ۳۰ سال، افراد ۴۰ تا ۵۰ ساله با ۲۴ درصد و بالای ۵۰ سال با ۱۷ درصد، در رتبههای بعدی [مرگومیر تصادفات] قرار دارند. این یعنی تقریبا نیمی از جانباختگان زیر ۴۰ سال هستند؛ نشانهای از بحران فرهنگی و آموزشی در رانندگی شهری.»
آمار همچنین نشان میدهد رانندگان خودرو با ۴۷ درصد و موتورسواران با ۲۶ درصد، بیشترین سهم را از تلفات وسایل نقلیه در تصادفات آبانماه تهران به خود اختصاص دادهاند.
به گزارش نورنیوز، ۲۷ درصد دیگر از جانباختگان نیز عابران پیاده هستند که قربانی «خطاهای رانندگان و ضعف زیرساختهای ایمنی» میشوند.
این رسانه هشدار داد گزارش پلیس راهور تهران حاکی از آن است که «خطر نهتنها پشت فرمان، بلکه حتی در پیادهروها هم کمین کرده است».
در سالهای اخیر، تداوم تلفات سنگین سوانح رانندگی به یکی از دغدغههای ثابت جامعه ایران تبدیل شده و نگاهها را بهطور جدی متوجه ضعفهای ساختاری در مدیریت حملونقل کرده است.
منتقدان، خودروهای بیکیفیت، جادههای ناایمن و نبود فرهنگسازی موثر را از عوامل اصلی این بحران برمیشمرند و آن را پیامد کوتاهی کردنها و ناکارآمدی مقامهای جمهوری اسلامی میدانند.
بزرگراهها، محل وقوع ۷۹ درصد تصادفات رانندگی تهران
نورنیوز در ادامه گزارش خود نوشت بخش عمده حوادث رانندگی تهران در آبانماه، حدود ۷۹ درصد، در بزرگراهها رخ داده است؛ مسیرهایی که بهدلیل «سرعت بالا، بیاحتیاطی و لاییکشی»، به کانون اصلی وقوع تصادفات مرگبار تبدیل شدهاند.
طبق گزارش پلیس راهور تهران، بیشترین قربانیان در فاصله ساعات ۱۴ تا ۲۲ جان خود را از دست دادهاند؛ دورهای که ترافیک سنگین، خستگی ذهنی رانندگان و شتاب برای رسیدن به مقصد، احتمال حادثه را بهشدت بالا میبرد.
حدود ۲۴ درصد حوادث نیز بین ساعات ۲۲ تا شش صبح به وقوع پیوسته است که از جمله دلایل اصلی آن میتوان به «سرعت زیاد، خوابآلودگی و مصرف مواد محرک و الکل» اشاره کرد.
نورنیوز ریشههای این بحران را در «فقدان آموزش موثر رانندگی و فرهنگ ترافیکی در مدارس و دانشگاهها»، «نبود نظارت موثر و بازدارندگی در اجرای قوانین» و «بیتوجهی به وضعیت روحی و روانی رانندگان جوان» ارزیابی کرد.
محمد اسماعیل قیداری، سرپرست دانشگاه علوم پزشکی بهشتی، اسفند ۱۴۰۳ اعلام کرد تصادفات رانندگی پس از بیماریهای قلبی و عروقی و سرطانها، سومین عامل مرگ و میر در ایران به شمار میرود.
طبق آمار پلیس راه در شهریور ۱۴۰۳، روزانه بهطور میانگین بین ۴۵ تا ۵۰ نفر بر اثر سوانح رانندگی در ایران جان خود را از دست میدهند و ۱۰۰ تن معلول میشوند.
جو بنت، پسر لینزی و کریگ فورمن، گردشگران بریتانیایی زندانی در ایران میگوید پدر و مادرش در تلاش «برای درخواست کمک» دست به اعتصاب غذا زدهاند.
او چهارشنبه ۲۱ آبان در مصاحبه با بیبیسی جهانی اتهامهای مطرحشده علیه پدر و مادرش را «مضحک» خواند و گفت مادرش در تماس تلفنی هفتونیم دقیقهای که روز سهشنبه برقرار کرد، گفت احساس میکند «از سوی دولت بریتانیا و مقامهای ایران به حال خود رها شده است».
بنت در ادامه گفت: «پدر و مادرم در شرایط طاقتفرسایی زندانی هستند و هیچکس به وضعیتشان رسیدگی نمیکند. هر روز که میگذرد، آنها بخشی از زندگیشان را از دست میدهند، در حالیکه دولتها مشغول محاسبه گام بعدی خود هستند. این سکوت، نوعی همدستی است.»
به گفته او، والدینش که اهل ساسکس شرقی در جنوب انگلستاناند، در ژانویه در جریان سفر به ایران بازداشت شدند. مقامهای جمهوری اسلامی آنها را به جاسوسی متهم کردهاند، اما خانواده فورمن میگویند با ویزای قانونی، راهنمای رسمی و برنامه سفر تاییدشده وارد ایران شدهاند.
منابع نزدیک به خانواده نیز به بیبیسی گفتهاند مقامهای ایرانی از این زوج بهعنوان «ابزار چانهزنی» در روابط با غرب استفاده میکنند.
لینزی و کریگ فورمن در حال حاضر در زندان اوین نگهداری میشوند. خانواده فورمن گفتهاند خانم فورمن در انزوا و در میان زندانیانی که انگلیسی نمیدانند قرار دارد، در حالیکه همسرش از عفونت دندان و شرایط سخت زندان رنج میبرد.
جو بنت گفت در طول یازده ماه فقط دوبار توانسته با مادرش صحبت کند و هر بار این تماس کوتاه بوده است. او افزود: «هر روز با اضطراب میگذرد، نمیدانم حال مادرم چطور است یا درد ناپدریم بدتر شده یا نه. این کابوس هرگز تمام نمیشود.»
او از دولت بریتانیا خواست «پیش از کریسمس قاطعانه وارد عمل شود و برای آزادی والدینش تلاش کند».
بنت با اشاره به آزادی دو شهروند فرانسوی که پس از سه سال حبس در ایران آزاد شدند، گفت: «فرانسویها منتظر نماندند. رییسجمهوریشان حرف زد و شهروندانشان به خانه برگشتند. چرا بریتانیا همین کار را نمیکند؟»
او تاکید کرد هر روز تاخیر، به معنی یک روز رنج بیشتر برای خانوادهاش است و افزود: «ما به شجاعت مردم بریتانیا و اراده رهبرانمان نیاز داریم تا این وضعیت را همین حالا پایان دهیم.»
وزارت خارجه بریتانیا اعلام کرده است که در حال ارائه خدمات کنسولی به این زوج است و بهطور مستقیم موضوع را با مقامهای ایرانی در میان گذاشته است. با این حال، خانواده فورمن سکوت دولت لندن در برابر ادامه بازداشت آنها را «غیرقابل قبول» میداند.
جو بنت گفت: «پدر و مادرم به عدالت ایمان داشتند و سفرشان به ایران برای شناخت فرهنگ و تاریخ بود. اما حالا گرفتار یک بازی سیاسی شدهاند که هیچ نقشی در آن نداشتند.»