محمدجواد لاریجانی: ترور نصرالله نتیجه یک گسل امنیتی چند ساله در حزبالله بود
محمدجواد لاریجانی، رییس پژوهشگاه دانشبنیان، با بیان اینکه «ترور نصرالله نتیجه یک گسل امنیتی چند ساله در حزبالله بود.»، گفت: «دروغ میگویند ما پشت مقاومت را خالی کردیم اما مقاومت میداند ایران پشت آنهاست. ما احساس کردیم اگر صبر ما برای انتقام منجر به آرامش در غزه شود، میارزد.»
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی و برنده جایزه صلح نوبل، در بیانیهای به مناسبت سالگرد جمعه خونین زاهدان گفت که جمهوری اسلامی، زندگی را از مردم ایران دریغ و آن را به یک «حسرت» تبدیل کرده است.
محمدی در این بیانیه که روز دوشنبه ۹ مهر منتشر شد، یاد کشتهشدگان جمعه خونین زاهدان و حادثه اخیر انفجار معدن زغال سنگ طبس را گرامی داشت و نوشت: «مردم ایران زندگی میخواهند و جمهوری اسلامی از آنها زندگی میستاند.»
این فعال حقوق بشر محبوس در زندان اوین افزود: «کشتهشده با تیر تفنگ حکومتیان در کنار کشتهشده با تیر چپاول و غارتگریشان را به خاک وطن میسپارند. درد و خشم در قلب جامعه رسوب میکند تا راهی برای سر باز کردن اعتراض و فریاد بیابد. زخم بر روی زخم مینشانند.»
بر اساس گزارشهای مختلف سازمانهای حقوق بشری، پس از برگزاری نماز جمعه روز هشتم مهر ۱۴۰۱، نیروهای امنیتی و نظامی مستقر در کلانتری ۱۶ زاهدان به سوی مردم معترض بهصورت مستقیم تیراندازی کردند و دستکم ۱۰۰ شهروند را کُشتند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با انتشار بیانیهای در آن زمان گروه جیش العدل را مسئول حمله به پاسگاه و تیراندازی به مردم معرفی کرد اما مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان، بارها در خطبههای نماز جمعه خود حکومت را عامل تیراندازی به مردم و کشتار آنها دانسته است.
محمدی در ادامه بیانیه خود از خدانور لجهای، یکی از کشتهشدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در استان سیستان و بلوچستان یاد کرد.
او نوشت: «خدانور دو تصویر از خود در یادها گذاشت. رقص پرشور و سرزنده جوانی و میل به زندگیاش در کنار دستهای بسته و چشمهای خیره به آب در مقابلش. همان روایت تلخ مردم این سرزمین.»
این فعال حقوق بشر همچنین با اشاره به «حادثه پرخلاف و خطای معدن طبس»، از دستور اخیر محمد موحدی آزاد، دادستان کل جمهوری اسلامی، مبنی بر ممنوعیت اظهار نظر درباره این رویداد انتقاد کرد.
محمدی گفت: «در هیچ اتفاقی، هیچ مسئولی پاسخگو نیست. به هیچ پرونده جنایت، قصور و بیکفایتیای از سوی حکومتیان رسیدگی نمیشود.»
انفجار گاز متان در معدن زغال سنگ شرکت معدنجوی طبس در روز ۳۱ شهریور دهها کارگر را به کام مرگ فرستاد.
ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، روز هشتم مهر گزارش داد با مرگ مغزی یکی دیگر از کارگران حادثهدیده معدن طبس، شمار کشتهشدگان این حادثه به ۵۰ نفر افزایش یافت.
پیشتر تعداد قربانیان این رویداد، ۵۱ تن اعلام شده بود.
دادستان کل جمهوری اسلامی روز شنبه هفتم مهر تهدید کرد تا زمانی که نتیجه تحقیقات بازپرس حادثه معدن طبس اعلام نشده است، کسی نباید در این رابطه به اظهار نظر بپردازد.
موحدی آزاد گفت: «بازپرس ویژه، اسناد و مدارک را جمع آوری میکند و بخشهایی که نیاز به نظر کارشناسی است، ارجاع میدهد. لذا باید منتظر نتیجه و اظهار نظر قضایی بازپرس باشیم. تا آن زمان هیچ فردی مجاز به اظهار نظر نیست چون تخصص این کار را نداریم.»
او دومین ایرانی برنده این جایزه پس از شیرین عبادی است که در سال ۲۰۰۳ نوبل صلح را از آن خود کرد.
محمدی تاکنون ۱۰ سال از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی سپری کرده و بر اساس احکام قوه قضاییه، با ۱۱ سال زندان دیگر مواجه است.
شش زن برنده جایزه صلح نوبل روز ۲۶ شهریور خواستار آزادی فوری محمدی شدند.
کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد روز ۳۱ مرداد در بیانیهای نسبت به تداوم دسترسی نداشتن محمدی و سایر زندانیان در ایران به مراقبتهای پزشکی بهموقع و مناسب، با وجود درخواستهای مکرر، ابراز نگرانی کردند.
در این بیانیه تاکید شده است جمهوری اسلامی از ارائه نکردن مراقبتهای پزشکی بهعنوان ابزاری برای مجازات و ساکت کردن محمدی در داخل زندان استفاده میکند.
سه نیروی امنیتی جمهوری اسلامی در چند رویداد جداگانه در مناطق هیرمند، راسک، خاش و ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان کشته شدند.
رضا شجاعی، فرمانده مرزبانی سیستان و بلوچستان، روز دوشنبه ۹ مهر اعلام کرد در درگیری ماموران هنگ مرزی جکیگور با افراد مسلح ناشناس، مهدی بلوچی، از کارکنان این هنگ مرزی کشته شد.
این منطقه در جنوب استان سیستان و بلوچستان و هممرز با پاکستان است.
رسانههای داخلی با اشاره به جزییات حادثه گفتند که ماموران گروهان مرزی جمهوری اسلامی، حین حمل «جیره غذایی و پشتیبانی از مرزبانان» در محورهای مواصلاتی حوالی روستای پشامک از توابع شهرستان راسک هدف حمله قرار گرفتند.
علاوه بر مرگ یک نیروی هنگ مرزی، دو نفر دیگر هم در این درگیری زخمی شدند.
روز یکشنبه هشتم مهر و در حادثهای دیگر، خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) گزارش داد امیرمحمد امیری، نیروی مرزی ایران در منطقه مکی هیرمند در درگیری با افراد مسلح جان باخته است.
مکی هیرمند در شمال استان سیستان و بلوچستان و هممرز افغانستان است.
سومین رویداد امنیتی، روز هشت مهر در شهرستان خاش سیستان و بلوچستان اتفاق افتاد و در آن رامین ولایتی، از کارکنان یگان تکاوری نیروی انتظامی به دست افراد مسلح کشته شد.
«جیشالعدل» با صدور اطلاعیهای، مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت.
حدود دو هفته پیش حملهای به ماموران هنگ مرزی میرجاوه در استان سیستان و بلوچستان رخ داد که جیشالعدل در اطلاعیهای مسئولیت آن حمله را نیز به عهده گرفت.
این گروه گفته بود واحد گشتی مورد حمله، در «تعقیب و کشتار سوختبران» نقش داشته است.
همچنین روز یکشنبه هشت مهر رسانهها از تیراندازی افراد مسلح به سمت پاسگاه نیروی انتظامی در ایرانشهر خبر دادند و گفتند در این حمله، دستکم یک مامور پلیس زخمی شده است.
مهدی رشنودی، فرمانده انتظامی ایرانشهر گفت یکی از مهاجمان نیز در جریان درگیری مجروح شده است.
سایت خبری حالوش که اخبار استان سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، خبر داد گروه جیشالعدل مسئولیت همه حملات روز یکشنبه در این استان را بر عهده گرفته است.
جیشالعدل که هم جمهوری اسلامی و هم آمریکا آن را «سازمانی تروریستی» خواندهاند، در سالهای گذشته نیز حملاتی مشابه به مواضع سپاه پاسداران و نیروهای نظامی در استان سیستان و بلوچستان انجام داده است.
از بامداد تا ظهر ۱۶ فروردین امسال نیز درگیریهایی میان این گروه با نیروهای نظامی در دو شهر و یک جاده سیستان و بلوچستان درگرفت که شهروندان زیادی به این درگیریها واکنش نشان دادند.
هشدارهای مقامهای نظام پرستاری ایران درباره بحران مهاجرت پرستاران ادامه دارد. احمد نجاتیان، رییس کل سازمان نظام پرستاری از افزایش دو برابری میزان مهاجرت پرستاران در سالهای اخیر خبر داد و یک عضو شورای عالی نظام پرستاری نیز گفت متخصصان خوزستانی در حال کوچ به کشورهای عربی هستند.
نجاتیان روز دوشنبه نهم مهر، علت افزایش دو برابری مهاجرت پرستاران در سالهای اخیر را تشدید مشکلات معیشتی، اقتصادی و اجتماعی خواند و خواستار دخالت وزارتخانههای بهداشت و امور خارجه برای «ساماندهی» موضوع شد.
او همزمان افزود مسئولان باید دلایل مهاجرت پرستاران را واکاوی کنند نه اینکه فقط بخواهند جلوی آنان را بگیرند.
رییس کل سازمان نظام پرستاری به بازه زمانی افزایش مهاجرتها اشاره نکرد اما پیشتر و در اواسط شهریور گفته بود از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ بهطور سالانه، میانگین مهاجرت پرستاران دو برابر شده است.
او گفته بود آمار دقیقی وجود ندارد اما با استناد به درخواست پرستاران برای دریافت «تایید صلاحیت کاری» یا همان «گود استندینگ»، میتوان دستکم میزان تقاضا برای مهاجرت را تخمین زد.
در سالهای گذشته شماری از انجمنها و نهادهای صنفی پرستاری درباره روند رو به رشد مهاجرت پرستاران، تغییر شغل یا خروج آنها از چرخه خدمات هشدار دادند.
محمد میرزابیگی، رییس کل سابق سازمان نظام پرستاری به تازگی خبر داد که روزانه پنج تا شش پرستار ایران را ترک میکنند.
میرزابیگی اواخر آذر سال گذشته درباره مقصد پرستاران نیز گفت آنها از کشورهای همسایه و حوزه خلیج فارس گرفته تا آفریقای جنوبی، کشورهای غربی و اروپایی، «هر جا ببینند شرایط مناسب است»، مهاجرت میکنند.
پروین کاظمی، عضو شورای عالی نظام پرستاری نیز روز دوشنبه نهم مهر درباره مهاجرت پرستاران استان خوزستان به کشورهای عربی همسایه ایران هشدار داد.
به گفته او، نزدیکی استان خوزستان به کشورهای عربی و تسلط بسیاری از پرستاران این منطقه به زبان عربی، باعث این موج مهاجرت شده است.
کاظمی یادآور شد بسیاری از پرستاران نیز در حال یادگیری زبانهای خارجی دیگر هستند تا مهاجرت کنند.
او در بخش دیگری از صحبتهایش گفت معوقات پرستاران مراکز درمانی شهرهای استان خوزستان نسبت به سایر دانشگاهها بیشتر است و تاخیر در پرداخت این معوقات به ۱۳ ماه رسیده است.
مسئولان نهادها و انجمنهای صنفی در سالهای گذشته بارها از دستمزدهای پایین، معوقات پرداخت نشده و نداشتن ثبات و امنیت شغلی بهعنوان مهمترین دلایل مهاجرت پرستاران و اعتراضات پیوسته آنان یاد کردهاند.
هماکنون بیش از ۲۲۰ هزار پرستار در بیمارستانهای دولتی و خصوصی در ایران مشغول کار هستند.
در سراسر کشور به ازای هر هزار نفر جمعیت، به طور میانگین ۱/۵ نفر پرستار وجود دارد در حالیکه میانگین جهانی آن، سه پرستار است.
به استناد گفتههای شمار زیادی از پرستاران و کادر درمان، آنان نه تنها دچار فرسودگی میشوند بلکه خدمات کامل پرستاری نیز به بیماران ارائه نمیشود.
دستمزد بسیار پایین و شرایط سخت کاری، تقاضا برای شغل پرستاری را کاهش داده و نظام درمان ایران را با وضعیتی پیچیده مواجه کرده است.
فرزند ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی پیشین و از منتقدان علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، دوشنبه ۹ مهر در حساب ایکس خود از بازداشت پدرش خبر داد. احمد قدیانی پیش از این نوشته بود پدرش ساک آمادهای برای زندان دارد تا هر وقت به خانهشان ریختند، ساکش را بردارد و با زندانبانان برود.
احمد قدیانی در اعلام بازداشت پدرش که از مخالفان سیاستهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی و رهبری خامنهای است، نوشت: «ریختند خانه پدریام و او را بردند. بازداشت او از نشانههای پناه بردن به شیوه قدیمی است. میخواهند چماقی را که از دولت خارجی خوردند بر سر منتقدین داخلی فرود آورند.»
او در پایان متن کوتاه خود تاکید کرد: «از گذشته درس نمیگیرند و تا ته دره میروند.»
ابوالفضل قدیانی پیش از این و در آستانه برگزاری انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری در تیر ماه ۱۴۰۳، مطلبی تحلیلی در سایت زیتون منتشر و با اشاره به اینکه «بهبود تدریجی امور بدون تغییر نظام حاکم، ادعایی رسوا» است، تاکید کرد: «تحریم این انتخابات نمایشی-فرمایشی، کنشی مدنی و موثر و بسترساز کنشگریهای آینده است.»
این چهره سیاسی شناختهشده که با نقدهای جدیاش به خامنهای و درافتادنش با استبداد حاکم در ایران شناخته میشود، در ابتدای تحلیل خود نوشت: «مستبد قدرتپرست ایران، علی خامنهای که کارنامه تاریک خود را به ننگ کشتار پاییز ۱۴۰۱ آلوده است، با مرگ غیر منتظره ابراهیم رئیسی فرصتی را برای عدهای فراهم آورده است که باز بر طبل توخالی و رسوای بهبود تدریجی امور بدون تغییر نظام حاکم بکوبند و بکوشند از شکاف صندوق آرا راهی برای ورود خود به قدرت بگشایند.»
قدیانی در تحلیل ۲۶ خرداد ماه خود با اشاره به انتخابات مختلفی که از سال ۱۳۹۸ در ایران برگزار شده است، تاکید کرد: «مستبد حاکم هر روز بیشتر و بیشتر برنامه خالصسازیاش را پیش برده است و در سه انتخابات گذشته حتی تاب رقابت حداقلی و اندکی پیشبینیناپذیری در نتایج انتخابات مهندسی شدهاش را نیز نداشته است.»
ابوالفضل قدیانی، متولد سال ۱۳۲۴، از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و از زندانیان سیاسی پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران در سال ۱۳۸۸ است.
قدیانی پس از اعتراضها به نتایج مناقشهبرانگیز انتخابات ریاست جمهوری دهم که منجر به شکل گرفتن «جنبش سبز» در ایران شد، در دادگاه رسیدگی به اتهاماتش در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران شرکت نکرد و آن را غیرقانونی خواند.
از قدیانی که اکنون ۷۹ سال دارد، در آن زمان با ۶۴ سال سن، بهعنوان مسنترین زندانی پس از انتخابات نام برده میشد.
اتهامات او «توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام» ذکر شد که دادگاه او را برای اتهام تبلیغ علیه نظام به دو سال زندان و برای اتهام توهین به رهبری به سه سال زندان دیگر محکوم کرد.
قدیانی در نامهای به علی خامنهای نوشت: «اینک از زندان اوین این فریاد را برمیآورم. باری من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشتهایم که سه دهه بعد علی خامنهای این گونه بر کشور سلطنت کند. آقای خامنهای، از سر راه این ملت مظلوم کنار بروید. لحظهای با این پرسش ساده خلوت نمیکنید که: چه تفاوتی است میان من و حسنی مبارک، یا سرهنگ قذافی و چرا استبداد در مصر و لیبی نامبارک و مذموم است و در ایران و سوریه ستودنی است؟»
او در جلسه دادگاهی که در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۱ برایش تشکیل شد، گفت: «رهبری بزرگترین ضربه را به نظام وارد کرد.»
قدیانی که از شرکت در دادگاه امتناع کرده بود، به بهانه انتقال به بیمارستان قلب از زندان به دادگاه برده شد.
در موج جدید فروش مشروبات الکلی تقلبی در ایران، دستکم ۱۰ نفر از شهروندان در استانهای گیلان و مازندران بر اثر مصرف این مشروبات تقلبی جان خود را از دست دادند.
دانشگاه علوم پزشکی مازندران از مراجعه ۵۷ نفر بر اثر مسمومیت الکلی به بیمارستانهای چالوس و آمل خبر داد و اعلام کرد تاکنون چهار نفر از این افراد جان خود را از دست دادهاند.
در گیلان نیز دانشگاه علوم پزشکی روز دوشنبه ۹ مهر خبر داد آمار جانباختگان مسمومیت با مشروبات الکلی در رشت به شش نفر رسیده است.
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی روز دوشنبه به نقل از رسول ظفرمند، مدیر درمان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی-درمانی مازندران گزارش داد تاکنون چهار نفر به دلیل مصرف مشروبات الکلی تقلبی فوت و ۵۳ نفر دیگر نیز مسموم شدند.
ظفرمند به ایرنا گفت: «در روزهای اخیر۵۷ نفر بر اثر مسمومیت الکلی به بیمارستانهای چالوس و آمل مراجعه کردند.»
به گفته مدیر درمان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی-درمانی مازندران، از این میان تاکنون ۱۸ نفر برای پاکسازی سموم دیالیز شدند و در مجموع، ۲۷ نفر از این افراد همچنان برای ادامه فرآیند درمانی بستری هستند.
ایرنا روز یکشنبه گزارش داد که چهار نفر در رشت به دلیل مسمومیت الکلی جان باختند.
محمدتقی آشوبی، رییس دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی-درمانی گیلان گفت بر اساس آخرین آمار، تاکنون ۲۰ نفر به دلیل مسمومیت الکلی و با علائم ضعف، بیحالی و تاری دید، اضطراب و بیقراری، به بیمارستانهای رشت و پورسینا منتقل شدهاند.
او افزود: «از این تعداد چهار نفر بین گروه سنی ۲۲ تا ۴۰ سال بر اثر شدت مسمومیت که احتمالا ناشی از اتانول یا متانول بوده، جان خود را از دست دادند و شش نفر دیگر با حال عمومی بد بستری هستند.»
این اولین بار نیست که فروش مشروبات الکلی تقلبی در ایران قربانی میگیرد.
سال گذشته دهها شهروند به دلیل مصرف مشروبات تقلبی یا الکل صنعتی، مسموم شده و جان خود را از دست دادند.
مقامات انتظامی بارها از دستگیری افرادی به اتهام «تهیه و توزیع مشروبات الکلی تقلبی» خبر دادهاند و گاهی نیز مکان تولید چنین مشروباتی را پلمب کردهاند اما فعالان مدنی در این زمینه خود حکومت را متهم میکنند که با ممنوع کردن فروش و مصرف مشروبات الکلی، راه را برای فروش مشروبات تقلبی فراهم میسازد.
در ایران نه تنها فروش که مصرف نوشیدنیهای الکلی نیز غیرقانونی است و دستگاه قضایی مصرفکننده را در بار نخست بازداشت، به ۸۰ ضربه شلاق و در صورت تکرار چند باره، به «حد» محکوم میکند که میتواند به اعدام فرد منجر شود.
با این حال سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۸ ایران را در رتبه نهم مصرف مشروبات الکلی معرفی و اعلام کرد هر فرد مصرفکننده الکل در ایران، سالانه ۲۵ لیتر الکل مینوشد.