با قطع اینترنت بینالمللی، میلیونها کاربر ناخواسته به سمت اپها و پیامرسانهای ایرانی سوق داده شدهاند. با وجود تلاش حکومت برای معرفی این فضا بهعنوان جایگزین نمونه خارجی، شهروندان از کندی و سانسور محتوا در برنامههای داخلی و البته تلاش برای دور زدن این محدودیتها خبر میدهند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند اپها و پیامرسانهای داخلی برای بسیاری کارآمد و قابل اعتماد نیستند. کاربران از کندی، قطعیهای مکرر، نبود امکانات پایه، و ناتوانی در رقابت با سرویسهای جهانی میگویند؛ کسبوکارها هم از کاهش فروش و محدود شدن دسترسی به بازارهایشان.
در کنار این، نگرانیهای جدی درباره حریم خصوصی مطرح است: از احتمال رصد و دسترسی به دادهها تا سانسور محتوا و محدودیت در گردش آزاد اطلاعات.
اختلال و کندی گسترده
بخش بزرگی از پیامهای رسیده درباره پلتفرمهای داخلی، به اختلال شدید در بله، شاد و روبیکا اختصاص دارند.
به گفته یک شهروند، امکان ارسال عکس و ویدیو از طریق روبیکا در بسیاری از ساعات شبانهروز وجود ندارد و این پلتفرم، گالری کاربران را بررسی میکند.
مخاطب دیگری گفت ارسال یک تصویر در روبیکا یک ساعت طول میکشد.
دهها دانشآموز، والدینشان و شماری از معلمان نیز در پیامهایی گفتند در سکوی آموزش مجازی شاد، نه میتوان عکس و ویدیو دانلود کرد و نه بستر مناسبی برای تدریس وجود دارد.
مادر یک دانشآموز گفت: «کلاس بچهها آنلاین است اما فضای اپلیکیشن طوری طراحی شده که فقط معلم میتواند در آن صحبت کند و اگر دانشآموز سوالی داشته باشد یا موضوعی را نفهمد، باید تا ساعت پنج بعدازظهر که دسترسی دانشآموز باز میشود، صبر کند. در واقع دانشآموزان در کلاس آنلاین حضور دارند ولی اگر نباشند هم معلم متوجه غیبتشان نمیشود. روند آموزش فقط وابسته به نظارت والدین است.»
مخاطب دیگری نیز گفت اختلال و کندی در برنامه شاد باعث شده حضور دانشآموزان ثبت نشود و بهدنبال آن غیبت بخورند.
همزمان برخی معلمان از دانشآموزان انتظار تهیه کلیپ و آپلود آن را با وجود سرعت پایین اینترنت دارند.
این مشکل در دسترسی به اطلاعات در شبکههای داخلی، برای دانشجویان نیز وجود دارد.
یک هنرجوی رشته کامپیوتر در تهران گفت: «نه کلاس آنلاین کیفیت دارد نه در "شبکه دیکتاتوری اطلاعات" چیزی برای یاد گرفتن پیدا میشود.»
به گفته دانشجویان، روند آموزش و استفاده از تدریس اساتید عملا متوقف شده است.
وبسایت نتبلاکس، پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت اعلام کرد ۶۹ روز قطع گسترده اینترنت بینالمللی در ایران، به افزایش بیکاری در میان کارگران دامن زده و به بازتوزیع ثروت به نفع گروههای همسو با حکومت منجر شده است.
اعمال سانسوری مشابه صدور مجوز
در حالی که حکومت با قطع اینستاگرام، فرصت تبلیغ رایگان کالاها و خدمات را از ایرانیان گرفته است، به گفته شهروندان، اپهای ایرانی مانند روبیکا و «بله»، مبالغ هنگفتی را برای تبلیغات میگیرند و روندی فرسایشی و مبتنی بر سانسور را برای تایید تبلیغ طی میکنند.
چند شهروند اشاره کردند برای یک ربع تبلیغ در روبیکا، از صاحب کسبوکار حدود ٦٣ میلیون تومان هزینه میگیرند.
روبیکا پیامرسان و سرویس پخش ویدیو است که تلاش شده ترکیبی از تلگرام و اینستاگرام باشد.
یک زن در پیامی گفت: «پس از دو ماه بیکاری، مجبور شدم در یک اپلیکیشن داخلی تبلیغ بدهم تا حداقل بتوانم اجناسی را که روی دستم مانده، بفروشم. پیش از آنکه کانال مرا تایید کنند، از من پول دریافت کردند، اما بعد تبلیغم را با این بهانه که فعالیتت در اپ کم و آرنج دستت در ویدیو مشخص است، رد کردند.»
او به رفتار متناقض حکومت با شهروندان «خودی و غیرخودی» در ماههای اخیر اشاره کرد و گفت جمهوری اسلامی در جریان جنگ و پس از آن، برای تبلیغ تجمعات شبانه حکومتی از «زنان بیحجاب یا زنانی که پوشش کمتری دارند» استفاده میکند، اما یک تبلیغ کوتاه را بهدلیل صرفا چند ثانیه پیدا بودن آرنج دست، نمیپذیرد.
پیشتر ویدیوهایی منتشر شده بودند که نشان میدادند در ادامه نمایش و جولان خیابانی حامیان حکومت، تعدادی از زنان بدون حجاب اجباری و با لباس بسیج و سپاه پاسداران، به خیابانها اعزام شدهاند.
این شهروند توضیح داد وقتی برای پس گرفتن هزینه تبلیغ تماس گرفته به او گفتهاند پول در کیف پولتان باقی میماند تا زمانی که «ویدیو و کانالتان را اصلاح کنید».
او افزود: «یعنی من باید چند ماه روی آن کانال خالی کار کنم، جنس بیاورم و سرمایهگذاری کنم، فقط برای یک کانال خالی، تا شاید تبلیغ مرا قبول کنند؟ من هشت سال در اینستاگرام هزینه کردم و برای بالا آمدن صفحهام وقت گذاشتم، اما با قطع اینترنت عملا متوقف شدم. اکنون چگونه باید دوباره شروع کنم؟»
مخاطبی دیگر از «هزار قانون و تبصرهای که اپهای داخلی برای تبلیغات گذاشتهاند» گفت و توضیح داد از او «پول هنگفتی گرفتند» اما بعد گفتند «کانال لباس زیر» تبلیغ نمیکنند.
این شهروند افزود: «خب من این همه جنس را چه کار کنم؟ خودم را آتش بزنم یا جنسها را؟ کاسبی من با اینستاگرام بود. اینترنت را وصل کنید تا برگردم سر کارم.»
پیشتر کاربری در ایکس نیز نوشته بود در موتور جستوجوگر «ذرهبین» که به عنوان نمونه داخلی گوگل معرفی شده، اگر عبارت «شورت زنانه» را بگردید، به صفحه «جستوجوی بینتیجه» میرسید. این در حالی است که عبارت «شورت مردانه» به نتایج معناداری میرسد.
این کاربر گفته بود: «یعنی شما با اینترنت ملی نمیتوانی شورت زنانه بخری. خندهدار و گریهدار ...»
شمار دیگری از شهروندان نیز در پیامهایی به ایراناینترنشنال از ناکارآمدی این موتور جستوجو گفتند.
شهروندی در همین زمینه توضیح داد: «برنامه ذرهبین یک هِل پوک هم نمیارزد. همیشه باگ دارد و حتی سایتهای داخلی را که از نظر خود حکومت موردی ندارند هم در جستوجو نمیآورد یا جستوجو نمیکند. نتایج سرچ هم که همیشه به موضوع اصلی کاملا بیربط است.»
مخاطبانی نیز یادآوری کردند مردم «از سر ناچاری» و قطع دو ماهه اینترنت، به شبکههای «جعلی» جمهوری اسلامی مثل بله و روبیکا پناه بردهاند اما معلوم نیست حکومت با این پلتفرمها تا چه اندازه میتواند به گوشی شهروندان دسترسی داشته باشد و دستگاه آنان را شنود و رصد کند.
تلاش برای دور زدن سانسور
با وجود تحمیل محدودیتها، خلاقیت کاربران و تلاش برای دور زدن سانسور محتوا نیز راه خود را میرود.
چند شهروند یادآوری کردند با قطع دسترسی کاربران به تلگرام، حالا کانالهایی در سروش پلاس، روبیکا و بله راه افتادهاند که حتی کانفیگ رایگان یا ارزان برای دور زدن فیلترینگ ارائه میکنند.
کاربری در همین زمینه گفت: «اینترنت را ملی کردند تا برای حکومت طرفدار جمع کنند اما دقیقا برعکس این اتفاق در حال رخ دادن است.»
به گفته او، در همین پیامرسانهای داخلی کانالهای اخبار راه افتادهاند که در آن اخبار روز بدون سانسور از شبکههای فارسیزبان خارج از کشور و اخبار کانالهای تلگرامی را بازنشر میکنند.
این در شرایطی است که محتوای تولید شده از سوی چهرهها و کانالهای وابسته به حکومت، مبتنی بر اخبار دروغ و پروپاگاندا مانند برنده شدن جمهوری اسلامی در جنگ، مرگ نخستوزیر اسرائیل و روایتهایی نادرست درباره مذاکرات است.
به گفته یک کاربر، جمهوری اسلامی در روبیکا، کشور سرشار از «صلح و دوستی و حقوق بشر» است.
با وجود تلاش حکومت برای بسته نگه داشتن این فضا، حسابهای کاربری در این برنامهها با پروفایل «شیر و خورشید» و تصویر «محمدرضا شاه» ایجاد شدهاند.
البته که به گفته شهروندان، بعد از مدتی این حسابهای کاربری یا کانالهایی که اخبار جهان آزاد را بازنشر میکنند، مسدود و «بَن» میشوند.
با این حال، مقاومت روزمره شهروندان ادامه دارد و هر بار کانالهای جدید و بیشتری جای نمونههای قبلی را میگیرند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.