گزارش یک اندیشکده از تحرکات مشکوک در تاسیسات زیرزمینی کلنگ گزلا در نزدیکی نطنز
موسسه علوم و امنیت بینالمللی با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داد جمهوری اسلامی احتمالا اقداماتی «دفاعی» را در سایت زیرزمینی کلنگ گزلا، واقع در جنوب تاسیسات نطنز، انجام داده است.
بر اساس این گزارش که شامگاه چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت منتشر شد، دو دهانه تونل شرقی این سایت بهطور جزئی با «مواد خاکی خاکستری» مسدود شدهاند. اقدامی که ظاهرا با هدف جلوگیری از ورود خودرو به این دو دهانه انجام گرفته است.
به نظر میرسد این ورودیها از دوم اردیبهشت مسدود شده باشند. پیشتر تصاویر ثبتشده در ۱۲ فروردین، دهانههای تونل را کاملا باز و بدون هیچ گونه مانعی نشان میدادند.
به گزارش موسسه علوم و امنیت بینالمللی، برخلاف ورودیهای تونل در سایتهای فردو و اصفهان، این مواد دهانههای تونل شرقی تاسیسات کلنگ گزلا را بهطور کامل مسدود نکردهاند.
با این حال، حجم این مواد به اندازهای است که میتواند رفتوآمد سریع خودروها را بهطور جدی مختل کند و برای بازگشایی مسیر و ایجاد دسترسی بدون مانع به داخل تونل، استفاده از ماشینآلات سنگین خاکبرداری ضروری خواهد بود.
این اندیشکده افزود در حال حاضر، هنوز نشانهای از عملیاتی مشابه در دو ورودی تونل غربی سایت کلنگ گزلا دیده نمیشود.
مردادماه سال گذشته نیز مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی از ساختوساز گسترده در مرکز هستهای کلنگ گزلا در نزدیکی نطنز خبر داده بود.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره چشمانداز رویارویی تهران و واشینگتن و سرنوشت برنامه هستهای جمهوری اسلامی بالا گرفته است.
پایگاه خبری آکسیوس ۱۶ اردیبهشت به نقل از منابع آگاه گزارش داد آمریکا و جمهوری اسلامی در آستانه توافق بر سر یک یادداشت تفاهم تکصفحهای برای پایان دادن به جنگ هستند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، همان روز تاکید کرد انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران به آمریکا بخشی از توافق در دست بررسی است.
مقامهای جمهوری اسلامی تاکنون با انتقال ذخایر اورانیوم موافقت نکرده و غنیسازی را «خط قرمز» تهران دانستهاند.
کلنگ گزلا، محل نگهداری مواد هستهای جمهوری اسلامی؟
موسسه علوم و امنیت بینالمللی در ادامه گزارش داد تحرکات اخیر در سایت کلنگ گزلا پرسشهای مهمی را برانگیخته است، زیرا این تاسیسات در عمق زیادی قرار دارد و میتواند برای «حفاظت از تجهیزات یا مواد ارزشمند» به کار گرفته شود.
بر اساس این گزارش، اوایل سال جاری میلادی نیز شواهد حاکی از آن بود که ورودیهای تونل قدیمی مجموعهای متعلق به سال ۲۰۰۷ در کوه کلنگ گزلا با خاک پوشانده و با بتن مستحکم شده بود.
به گفته این اندیشکده، این اقدام میتواند نشانه انتقال تجهیزات یا موادی به داخل این تونل باشد.
این نخستین بار نیست که گمانهزنیهایی درباره نقش مجتمع فوقمحرمانه کوه کلنگ گزلا در برنامه هستهای جمهوری اسلامی مطرح میشود.
پیشتر در تیرماه ۱۴۰۴ و بهدنبال حملات آمریکا به تاسیسات نطنز، اصفهان و فردو، کارشناسان نسبت به احتمال انتقال مواد هستهای جمهوری اسلامی به سایت کلنگ گزلا ابراز نگرانی کرده بودند.
بر اساس برخی گزارشها، این سایت در عمقی فراتر از برد بمبهای سنگرشکن ایالات متحده قرار دارد.
والاستریت ژورنال جزئیات تازهای از چارچوب پیشنهادی آمریکا به جمهوری اسلامی منتشر کرد که به نوشته این روزنامه، در صورت پذیرش تهران، به مذاکرات ۳۰ روزه برای توافق نهایی منجر خواهد شد.
بر اساس این گزارش، واشینگتن خواهان برچیدن کامل تأسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان و ممنوعیت هرگونه فعالیت هستهای زیرزمینی در ایران است.
آمریکا همچنین خواستار توقف ۲۰ ساله غنیسازی اورانیوم، تحویل همه ذخایر اورانیوم غنیشده و بازرسیهای فوری و بدون محدودیت از هر مکان مشکوک مرتبط با برنامه هستهای جمهوری اسلامی شده است.
در چارچوب همین پیشنهاد، جمهوری اسلامی باید تنگه هرمز را بهتدریج بازگشایی کند؛ همزمان آمریکا نیز بخشی از محاصره دریایی را کاهش خواهد داد. بازگشایی کامل تنگه هرمز به توافق نهایی موکول شده است.
طبق گزارش وال استریت ژورنال، لغو تحریمها به «اجرای واقعی تعهدات» از سوی جمهوری اسلامی وابسته خواهد بود و نه صرفاً امضای یک توافقنامه. برخی داراییهای بلوکهشده نیز ممکن است در آغاز آزاد شوند.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال نوشت واشنگتن معتقد است صرف توقف غنیسازی کافی نیست و باید «زیرساخت و توانمندی» برنامه هستهای جمهوری اسلامی نیز برچیده شود.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال همچنین هشدار داد که جمهوری اسلامی ممکن است تلاش کند با ایجاد ابهام، تأخیر و کشدادن روند اجرا، فشارها را کاهش دهد که این موضوع نیازمند موضع سختگیرانه دولت ترامپ است.
همزمان با مذاکرات میان واشنگتن و تهران، سرمقاله والاستریت ژورنال هشدار داده است که جمهوری اسلامی تلاش میکند چارچوب توافق را «مبهم» نگه دارد و سپس اجرای آن را فرسایشی کند؛ موضوعی که به نوشته این روزنامه، ضرورت تعیین دقیق خطوط قرمز آمریکا را دوچندان میکند.
این سرمقاله میگوید دونالد ترامپ شامگاه سهشنبه [۱۵ اردیبهشت] بهطور ناگهانی عملیات «پروژه آزادی» در تنگه هرمز را متوقف کرد و دلیل آن را پیشرفت در مذاکرات هستهای اعلام کرد. اکنون [حکومت] ایران در حال بررسی چارچوب پیشنهادی آمریکاست؛ چارچوبی که در صورت پذیرش، مذاکراتی ۳۰ روزه برای تدوین توافقی جامعتر را آغاز خواهد کرد.
بر اساس گفتوگوی والاستریت ژورنال با مقامهای ارشد، آمریکا در مذاکرات خواهان آن است که جمهوری اسلامی بهطور رسمی اعلام کند به دنبال سلاح هستهای نیست، تاسیسات فردو، نطنز و اصفهان برچیده شوند، هرگونه فعالیت هستهای زیرزمینی ممنوع شود و بازرسیهای فوری و بدون محدودیت همراه با مجازات برای تخلف انجام گیرد.
این گزارش میگوید واشینگتن همچنین خواهان توقف ۲۰ ساله غنیسازی اورانیوم در ایران و تحویل تمام مواد غنیشده است. در مقابل، [حکومت] ایران باید تنگه هرمز را ابتدا بهصورت تدریجی و سپس بهطور کامل بازگشایی کند؛ اقدامی که همزمان با کاهش تدریجی محاصره آمریکا انجام خواهد شد.
به نوشته این سرمقاله، بخش عمده کاهش تحریمهای آمریکا نیز قرار است به «اجرای واقعی» توافق از سوی [حکومت] ایران وابسته باشد، نه صرفاً امضای آن؛ هرچند ممکن است بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران در ابتدای روند آزاد شوند.
والاستریت ژورنال به اظهارات اخیر ترامپ نیز اشاره میکند که گفته است: «اگر موافقت نکنند، بمباران آغاز میشود.» ترامپ همچنین گفته دو طرف به توافق نزدیک شدهاند، اما افزوده است: «قبلاً هم چنین حسی درباره آنها داشتم، بنابراین باید دید چه میشود.»
این سرمقاله تاکید میکند که حملات ماه ژوئن [خرداد ۱۴۰۴] به برنامه هستهای ایران و محاصره آمریکا، اکنون دست برتر را در اختیار ترامپ قرار داده و او میتواند هرگونه پیشنهاد ضعیف از سوی جمهوری اسلامی را رد کند.
به اعتقاد والاستریت ژورنال، یک «توافق خوب» باید بر شش محور اصلی استوار باشد:
نخست، برچیدن کامل زیرساختهای هستهای ایران. این روزنامه مینویسد توقف موقت غنیسازی کافی نیست و باید تمام تواناییهای فنی و زیرساختی جمهوری اسلامی حذف شود. به نوشته گزارش، ویرانههای فردو، نطنز و اصفهان تنها آغاز کار هستند و حتی عبارتهایی مانند «تمام تاسیسات عمیقاً مدفون» نیز ممکن است راه را برای فریب باز بگذارد؛ زیرا سایتهایی مانند تاسیسات زیر کوه «پیکاکس» میتوانند تحت عنوان «محل ساختوساز» از توافق مستثنا شوند.
سرمقاله تاکید میکند توافق باید بهطور مشخص از سایت پیکاکس و سایت غنیسازی اعلامنشده اصفهان نام ببرد. همچنین به نقل از آندریا استریکر، کارشناس بنیاد دفاع از دموکراسیها، مینویسد تمام سانتریفیوژها، قطعات، توان تولید و تاسیسات بازفرآوری پلوتونیوم باید تحت نظارت برچیده شوند و تولید یا واردات آنها نیز ممنوع شود.
دومین محور، مساله اورانیوم است. والاستریت ژورنال مینویسد [حکومت] ایران میخواهد تمرکز مذاکرات فقط بر ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی باشد، اما ذخایر ۲۰ درصدی نیز بسیار خطرناکاند؛ زیرا رسیدن به این سطح، «۹۰ درصد مسیر تا درجه تسلیحاتی» محسوب میشود.
به نوشته این گزارش، حتی اورانیومهای با غنای ۵ درصد و کمتر نیز نباید در ایران باقی بمانند، زیرا میتوانند پایهای برای بازسازی برنامه هستهای باشند.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به این روزنامه گفته است: «۶۰ درصد بهوضوح اولویت دارد، اما ۲۰ درصد مرحله قبلی آن است و آن هم اهمیت دارد.»
محور سوم، بازرسیهاست. والاستریت ژورنال تاکید میکند آژانس نباید فقط به مکانهایی دسترسی داشته باشد که ایران آنها را «هستهای» مینامد؛ زیرا جمهوری اسلامی میتواند سایتهای تسلیحاتی را «نظامی» معرفی کند و از دسترس خارج سازد.
این سرمقاله میگوید آژانس باید بتواند فوراً به هر مکانی که مرتبط با فعالیت هستهای میداند دسترسی پیدا کند و حتی پیشنهاد میکند یک تیم دائمی بازرسی در داخل ایران مستقر شود.
چهارمین محور، «شفافسازی کامل» فعالیتهای گذشته هستهای ایران است. به نوشته این روزنامه، جمهوری اسلامی باید تمام فعالیتهای پیشین خود را اعلام کند تا آژانس بتواند آنها را راستیآزمایی کند و از «تداوم دانش» خود مطمئن شود.
پنجمین محور به تنگه هرمز مربوط است. سرمقاله مینویسد پس از آتشبس ۱۹ فروردین مشخص شد برداشت [حکومت] ایران از «بازگشایی تدریجی» چیست، زیرا تردد نفتکشها همچنان کاهش یافت. از نگاه این روزنامه، هر توافق نهایی باید هرگونه عوارض، مینگذاری و مسیرهای اجباری را ممنوع کرده و عبور آزاد و بدون محدودیت در تنگه هرمز را تضمین کند.
محور ششم نیز مساله تحریمهاست. والاستریت ژورنال مینویسد هرگونه کاهش تحریمها ناگزیر به حکومت ایران کمک خواهد کرد و هر توافقی «متاسفانه مردم ایران را کنار میگذارد.»
با این حال، این روزنامه تاکید میکند تحریمها باید به رفتار جمهوری اسلامی وابسته باشند و صرف امضای توافق کافی نیست. به نوشته سرمقاله، تحریمهای هستهای میتوانند پس از برچیدن واقعی برنامه هستهای لغو شوند، اما تحریمهای مربوط به تروریسم و حقوق بشر باید تا زمان توقف حمایت جمهوری اسلامی از تروریسم و پایان نقض حقوق بشر باقی بمانند.
والاستریت ژورنال در پایان مینویسد حملات اخیر به برنامه هستهای ایران باعث شده شرایط توافق احتمالی از توافق ۲۰۱۵ مؤثرتر باشد و همزمان نشان داده آمریکا آمادگی حمله دوباره را نیز دارد؛ موضوعی که این روزنامه آن را «بازدارندگی واقعی» توصیف میکند.
سرمقاله همچنین هشدار میدهد جمهوری اسلامی «بر پایه تاخیر و ابهام» عمل میکند و به همین دلیل حتی چارچوب اولیه توافق نیز باید با جزئیات دقیق تنظیم شود.
به نوشته این روزنامه، رسانههای حکومتی ایران از پیشنهاد آمریکا انتقاد کردهاند و مقامهای آمریکایی نیز انتظار دارند جمهوری اسلامی همچنان در برابر خطوط قرمز واشینگتن مقاومت کند.
والاستریت ژورنال تاکید میکند ترامپ نباید تصور کند رفتار جمهوری اسلامی در طول زمان تغییر خواهد کرد؛ اشتباهی که به باور این روزنامه، باراک اوباما مرتکب شد.
در پایان، این سرمقاله مینویسد اگر جمهوری اسلامی شروط آمریکا را نپذیرد، ترامپ باید تهدیدهای خود را عملی کند.
به گزارش پولیتیکو، برخی مقامهای کنونی و سابق عرب و آمریکایی نگراناند که لحن «تحقیرآمیز» ترامپ علیه رهبران جمهوری اسلامی، به مانعی جدی بر سر راه دستیابی به «توافقی پایدار با ایران» تبدیل شود؛ توافقی که هدف آن پایان دادن به جنگی است که اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داده است.
پولیتیکو به نقل از ۱۰ مقام کنونی و سابق آمریکایی و عرب مینویسد نگرانی اصلی این است که آیا ترامپ حاضر است به رهبران جمهوری اسلامی به اندازهای «احترام» بگذارد که آنها بتوانند در داخل ایران «نوعی پیروزی یا حفظ آبرو» را به نمایش بگذارند؛ حتی اگر در نهایت با خواستههای آمریکا موافقت کنند و از نظر نظامی تضعیف شوند.
یک مقام ارشد عرب حوزه خلیج فارس که با روند مذاکرات آشناست، به پولیتیکو گفته است: «ترامپ بهشدت میخواهد این جنگ پایان پیدا کند. اما ایرانیها تاکنون حاضر نشدهاند چیزی را که او برای حفظ آبرو و خروج از بحران نیاز دارد به او بدهند. و به نظر میرسد او هم درک نمیکند که ایرانیها نیز نیاز دارند آبرویشان حفظ شود.»
به نوشته این گزارش، مقامهایی که تجربه تعامل با حکومت ایران را دارند تاکید میکنند حفظ آبرو در هر مذاکره دیپلماتیکی اهمیت دارد، اما برای ایرانیها به دلایل فرهنگی و سیاسی داخلی اهمیتی ویژه دارد.
این گزارش در حالی منتشر شده که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفته مذاکرات بر تدوین یک «نقشه راه» برای گفتوگوهای آینده متمرکز است. همزمان، اکسیوس گزارش داده مذاکرهکنندگان در حال تنظیم یادداشتی هستند که پایان جنگ را اعلام کرده و ۳۰ روز فرصت برای رسیدن به توافقی جامعتر فراهم میکند.
پولیتیکو مینویسد برخلاف توصیه برخی دیپلماتها که معتقدند ترامپ باید اجازه دهد مذاکرهکنندگان بدون جنجال رسانهای کار خود را پیش ببرند، رییسجمهوری آمریکا همچنان به حملات لفظی علیه جمهوری اسلامی ادامه داده است.
ترامپ در هفتههای اخیر مقامهای ایرانی را «حرامزادههای دیوانه» و «بیمار روانی» توصیف کرده و تهدید کرده است «کل تمدن ایران» را نابود خواهد کرد. او همچنین بارها گفته آمریکا از پیش در جنگ علیه ایران پیروز شده است.
به نوشته پولیتیکو، این اظهارات در حالی مطرح میشود که فرستادگان آمریکا در تلاشاند از طریق دیپلماسی به جنگی پایان دهند که بر بازار نفت، کود شیمیایی و دیگر کالاهای حیاتی برای اقتصاد جهانی اثر گذاشته است.
در مقابل، تهران نیز به این حملات لفظی پاسخ داده است. گزارش میگوید رسانهها و نهادهای نزدیک به حکومت ایران از ویدئوهای تمسخرآمیز تا اظهارنظر درباره سلامت روان ترامپ استفاده کردهاند. روزنامه تهرانتایمز در آوریل گزارش داده بود که سازمان نظام روانشناسی ایران خواستار بررسی سلامت روان رهبران سیاسی آمریکا، بهویژه ترامپ، شده است.
پولیتیکو مینویسد بیاعتمادی ترامپ به جمهوری اسلامی به حدود پنج دهه قبل و بحران گروگانگیری پس از انقلاب ۱۳۵۷ بازمیگردد. او همچنین بارها گفته تنها توافقی را خواهد پذیرفت که «بهتر» از توافق هستهای ۲۰۱۵ دولت باراک اوباما باشد؛ توافقی که خود ترامپ بعدها از آن خارج شد.
در سوی مقابل، مقامهای ایرانی نیز به ترامپ اعتماد ندارند و خروج او از برجام و همچنین حملات نظامی آمریکا در دوره دوم ریاستجمهوریاش را عامل تضعیف دیپلماسی میدانند. به نوشته این گزارش، این حملات به زیرساختهای هستهای ایران آسیب جدی وارد کرده و بسیاری از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، از جمله علی خامنهای، را کشته است.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در واکنش به این انتقادها گفته است: «آنچه رژیم در ملاعام میگوید، همیشه با آنچه در خفا میگوید یکسان نیست.» او تاکید کرده که ترامپ فقط توافقی را خواهد پذیرفت که «امنیت ملی آمریکا را در اولویت قرار دهد».
پولیتیکو همچنین به تفاوت رویکرد ترامپ با دولت اوباما اشاره میکند. به نوشته این گزارش، توافق هستهای ۲۰۱۵ نشان داد که امکان رسیدن به توافقی وجود دارد که هر دو طرف بتوانند آن را پیروزی خود معرفی کنند. در آن زمان، اوباما و تیمش با وجود انتقادهای تند مخالفان، در قبال جمهوری اسلامی «خویشتنداری و احترام قابلتوجهی» نشان دادند.
در مقابل، ترامپ خواستار «تسلیم بیقید و شرط» [حکومت] ایران شده و درخواستهایی فراتر از خطوط قرمز اعلامشده تهران، از جمله توقف دائمی غنیسازی اورانیوم مطرح کرده است.
برخی مقامهای آمریکایی و عرب به پولیتیکو گفتهاند که اگر ترامپ اصرار کند جمهوری اسلامی را در مذاکرات «شکست داده»، ممکن است حکومت ایران در داخل ضعیف به نظر برسد و این مساله خطر ناآرامیهای داخلی را افزایش دهد.
نیت سوانسون، مقام پیشین امنیت ملی آمریکا، گفته است خواستههای ترامپ ناشی از «این تصور اشتباه» است که ایران در نهایت تسلیم خواهد شد. او تاکید کرده: «این اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد؛ مهم نیست ایران تحت چه فشاری باشد.»
پولیتیکو همچنین به اظهارات روبیو اشاره میکند که گفته [حکومت] ایران تحمل بالایی در برابر فشار اقتصادی نشان داده، اما محاصره کشتیها و بنادر ایران از سوی آمریکا تلاشی برای رساندن حکومت به «نقطه فروپاشی» است.
این گزارش میافزاید برخی حامیان حملات آمریکا و اسرائیل علیه [حکومت] ایران معتقدند لحن تند ترامپ بخشی از راهبرد فشار حداکثری برای گرفتن امتیازات بیشتر از تهران، بهویژه در شرایطی که جمهوری اسلامی در موقعیت ضعیفتری قرار دارد، است.
بهنام بنطالبلو، تحلیلگر بنیاد دفاع از دموکراسیها، به پولیتیکو گفته است: «به نظر میرسد بخشی از راهبرد ترامپ این است که تهران را مجبور کند میان حفظ آبرو و از دست دادن سرش یکی را انتخاب کند.»
در عین حال، برخی دیپلماتها معتقدند [حکومت] ایران بیش از سخنان علنی ترامپ، به پیامهایی توجه میکند که از طریق کانالهای پشتپرده منتقل میشود.
پولیتیکو در پایان با اشاره به تجربه مذاکرات ترامپ با کره شمالی مینویسد اگرچه ترامپ توانست از توهین به کیم جونگ اون به تمجید از او برسد، اما آن مذاکرات نیز هرگز به توافق نهایی منجر نشد و کره شمالی همچنان زرادخانه هستهای خود را گسترش داد.
به نوشته این گزارش، اکنون برخی تحلیلگران این پرسش را مطرح میکنند که آیا [حکومت] ایران نیز ممکن است در نهایت، صرفنظر از هر توافقی با آمریکا، مسیر مشابهی را در پیش بگیرد و به دنبال دستیابی به سلاح هستهای برود.
انبیسی نیوز به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد چرخش ناگهانی ترامپ از «پروژه آزادی» تنگه هرمز پس از آن رخ داد که متحدان خلیج فارس از این تصمیم غافلگیر شدند و عربستان سعودی امکان استفاده ارتش آمریکا از پایگاهها و حریم هوایی خود جهت اجرای این عملیات را به حالت تعلیق درآورد.
به گفته این مقامها، ترامپ بعدازظهر یکشنبه با اعلام «پروژه آزادی» در شبکههای اجتماعی، متحدان خلیج فارس را غافلگیر کرد و این اقدام موجب نارضایتی رهبران عربستان سعودی شد. در واکنش، عربستان سعودی به آمریکا اطلاع داد که اجازه نخواهد داد ارتش آمریکا از پایگاه هوایی پرنس سلطان در جنوبشرقی ریاض پرواز کند یا برای پشتیبانی از این تلاش از حریم هوایی عربستان عبور کند.
این دو مقام آمریکایی گفتند تماس تلفنی میان ترامپ و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، این اختلاف را حل نکرد و رییسجمهوری آمریکا ناچار شد «پروژه آزادی» را متوقف کند تا دسترسی ارتش آمریکا به این حریم هوایی حیاتی را احیا کند.
دیگر متحدان نزدیک خلیج فارس نیز غافلگیر شدند؛ رییسجمهوری آمریکا پس از آغاز این اقدام با رهبران قطر گفتوگو کرد.
یک منبع سعودی به انبیسی نیوز گفت ترامپ و ولیعهد «بهطور منظم با یکدیگر در تماس بودهاند». این منبع افزود مقامهای سعودی همچنین با ترامپ، جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، فرماندهی مرکزی ایالات متحده و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در تماس بودهاند.
یک مقام کاخ سفید به سیبیاس نیوز گفت مقامهای آمریکایی مسئول مقابله با تروریسم روز جمعه با شرکای بینالمللی دیدار خواهند کرد تا بپرسند متحدان چگونه میتوانند تلاشها برای مقابله با تهدیدهای «تروریستی»، بهویژه از سوی جمهوری اسلامی در تنگه هرمز را تقویت کنند.
ترامپ سهشنبه یک راهبرد جدید مقابله با تروریسم را امضا کرد که هدف از آن مبارزه با گروههای «تروریستی» اسلامگرا، کارتلهای مواد مخدر و گروههای سیاسی خشونتطلب داخلی است.
سب گورکا، مدیر ارشد مقابله با تروریسم در شورای امنیت ملی کاخ سفید، به خبرنگاران گفت ایالات متحده از کشورهایی که میخواهند بهعنوان کشورهایی «جدی» شناخته شوند، انتظار اقدامات بیشتری خواهد داشت.
گورکا گفت: «ما یک معیار بسیار ساده داریم: اگر میخواهید بهعنوان یک کشور جدی سنجیده شوید، چه در حفاظت از نفتکشها در تنگه هرمز و چه در مقابله با تهدیدهای جهادی در منطقه ساحل آفریقا، ما از شما انتظار بیشتری داریم. این ایده که تنها یک ابرقدرت در جهان، یعنی آمریکا، وجود دارد و از همه در برابر هر تهدیدی محافظت خواهد کرد، قابل دوام نیست. ما مفهوم پلیس جهانی بودن را رد میکنیم.»