شاپور قلعهعلیخانی نوری سهشنبه پنجم آبان، در چهارمین هفته محاکمه سه ایرانی در دادگاه سلطنتی وولویچ لندن، به پرسشهای وکیل مدافعش و سپس وکیل دادستانی پاسخ داد. شهادت او پس از پایان پرسش و پاسخ از مصطفی سپهوند آغاز شد.
نوری در پاسخ به جیلیان بتس، وکیل مدافعش، گفت همراه سپهوند به نقاط مختلف لندن میرفته و به درخواست او عکس و فیلم میگرفته، اما تصور میکرده این کار به فعالیت شغلی دوستش مربوط است. او گفت وقتی درباره تصاویر میپرسیده، سپهوند موضوع را بیاهمیت جلوه میداده و توضیحی نمیداده است.
جونز، وکیل دادستانی، با استناد به تصاویر، پیامها و دادههای مکانی تلفنها و خودروی سپهوند، گفت نوری عضو مورد اعتماد گروه او بوده و آگاهانه در شناسایی افراد هدف برای حمله به آنها همکاری میکرده است. نوری این اتهام را رد کرد.
در این پرونده، هر سه متهم با اتهام کمک به یک سرویس اطلاعاتی خارجی روبهرو هستند. دادستانی میگوید سپهوند قصد اجرای اقدام خشونتآمیز را داشته و فرهاد جوادیمنش و نوری با این قصد که سپهوند خشونت را اجرا کند، در تدارک آن مشارکت کردهاند. موضع دفاعی نوری و جوادیمنش این است که از ارتباط اقداماتشان با دستگاه اطلاعاتی ایران خبر نداشتهاند.
فیلمبرداری نزدیک نیمهشب؛ «گفت بفرست و حذف کن»
یکی از موارد بررسیشده در دادگاه، ویدیویی از خیابان سنتدانستن بود که ۲۲ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۶ از طریق واتساپ از تلفن نوری برای سپهوند فرستاده شده بود. این خیابان در مدارک پرونده با نشانی کامبیز حسینی، خبرنگار ایراناینترنشنال، مرتبط شده است.
نوری پذیرفت این ویدیو را از داخل خودرو، زمانی که همراه سپهوند بوده، گرفته است. او گفت گاهی در خانه سپهوند میمانده و وقتی حوصلهشان سر میرفته، برای گردش با خودرو بیرون میرفتهاند.
به گفته نوری، در نزدیکی پارکی، سپهوند از او خواسته با تلفنش فیلم بگیرد و آن را برایش بفرستد. او گفت سپهوند سپس خواسته فیلم را حذف کند، چون به کار نوری نمیآید.
نوری گفت همانجا در خودرو فیلم را فرستاده و حذف کرده است. او افزود پس از گردش، به خانه سپهوند برگشتهاند.
جونز هنگام پرسش از نوری، تصادفی بودن این فیلمبرداری را زیر سوال برد و گفت خودرو در مقابل خانهای مشخص آهسته میشود و دوربین بر همان خانه متمرکز است. به گفته او، هدف فیلمبرداری، خانهای بوده که احتمال میدادهاند یکی از افراد هدف در آن حضور داشته باشد.
نوری گفت سپهوند معمولا آهسته رانندگی میکند و خودش به چنین موضوعی توجه نکرده است.
چهار ویدیو در بیش از سه ساعت در کینگستون
بخش دیگری از جلسه به چهار ویدیوی ثبتشده در ۱۴ اسفند ۱۴۰۳ در کینگستون اختصاص داشت. این تصاویر در فاصلهای بیش از سه ساعت تهیه شده بودند و دادستانی آنها را بخشی از شناسایی نشانی مرتبط با شرکت «Need a Fixer» میداند.
نوری پذیرفت آن روز همراه سپهوند بوده است، اما گفت فقط درباره گرفتن یکی از ویدیوها مطمئن است و به یاد نمیآورد بقیه را خودش گرفته یا سپهوند با تلفن او ثبت کرده است.
او گفت در جریان آن رفتوآمد، به کلیسایی رفتهاند که در آن برنامه خیریه برگزار میشده و بعد هم برای خرید خوراکی به فروشگاهی بزرگ سر زدهاند.
نوری توضیح داد درباره فیلمبرداری و ثبت زمان از سپهوند پرسیده، اما او موضوع را بیاهمیت دانسته و با شوخی از پاسخ گذشته است. نوری تاکید کرد پرسیدنش به این معنا نبوده که به وقوع جرمی مشکوک شده باشد.
جونز با اشاره به پیامهای سپهوند و مصطفی قربانی گفت قرار بوده در فاصلههای یکساعته فیلمی همراه با نمایش زمان تهیه شود تا حضور سپهوند در محل را نشان دهد. او این فیلمبرداریها را بخشی از گزارش دادن درباره عملیات شناسایی توصیف کرد.
وکیل دادستانی پرسید چرا باید از خیابانی که تصویرش در گوگلمپ در دسترس است، چند بار فیلم گرفته شود، برای سپهوند فرستاده شود و سپس از تلفن نوری حذف شود.
نوری گفت تصاویر با تلفنش ثبت و برای سپهوند فرستاده شدهاند، اما در این کار چیز مشکوکی ندیده و آنها را حذف کرده، چون برای خودش کاربردی نداشتهاند.
جونز همچنین به پیامی از سپهوند اشاره کرد که در آن از پرداخت هزینه همراهانش از جیب خود سخن گفته بود. نوری در پاسخ به این پرسش که آیا از سپهوند پول گرفته است، گفت پولی دریافت نکرده و از این موضوع خبر نداشته است.
دادههای مکانی و رفتوآمدهای مکرر
دادستانی برای نشان دادن تکرار حضور نوری در محدوده نشانیهای مورد بررسی، به دادههای چند روز در آذر و دی ۱۴۰۳ استناد کرد.
جونز گفت دادههای ۲۶ آذر، همراه با تصاویر موجود، نشان میدهد نوری و سپهوند صبح در محدوده مالتهاوسکورت بودهاند، بعد به محدوده خیابان سنتدانستن رفتهاند و پس از تاریک شدن هوا نیز تصاویری از مالتهاوسکورت تهیه شده است. مالتهاوسکورت در پرونده بهعنوان نشانی مرتبط با مجتبی پورمحسن، خبرنگار ایراناینترنشنال، مطرح شده است.
نوری گفت تاریخ دقیق را به یاد نمیآورد، اما با دیدن تصاویر به خاطر میآورد که یک روز را همراه سپهوند گذرانده است. او درباره اینکه چه کسی تصاویر را گرفته، گفت بعضی را خودش ثبت کرده و ممکن است بعضی دیگر را سپهوند با تلفن او گرفته باشد.
نوری گفت وقتی دلیل استفاده از تلفنش را پرسیده، سپهوند پاسخ داده دوربین تلفن او بهتر است و نباید نگران باشد.
جونز همچنین به دادههای مکانی ۲۷ و ۲۹ آذر و ششم دی اشاره کرد و گفت حضور مکرر نوری در این محدودهها اتفاقی نبوده است. این بخش از پرسشها بر دادههای اتصال تلفنها به دکلهای مخابراتی و اطلاعات مربوط به خودروی سپهوند استوار بود.
نوری گفت نام محلها را نمیشناسد، مقصد رفتوآمدها را تعیین نمیکرده و ممکن است از برخی محدودهها عبور کرده باشد. او درباره یکی از موارد نیز احتمال داد با اتوبوس از آن محل گذشته باشد.
جونز به تماسهای سپهوند با قربانی و فردی به نام امین در زمانهایی اشاره کرد که نوری ظاهرا همراه او بوده است و پرسید چگونه از محتوای این ارتباطها خبر نداشته است.
نوری گفت نمیدانسته سپهوند با چه کسانی صحبت میکند. او توضیح داد فارسی و لری را میفهمد، اما لکی را متوجه نمیشود و سپهوند با او لری و با برخی دیگر لکی صحبت میکند.
دادستانی همچنین به تصویر نشانی دیگری مرتبط با شرکت «Need a Fixer» در کانبریبیزنسپارک و دادههای مکانی بعدی تلفن نوری و تلفن و خودروی سپهوند استناد کرد و آن را نمونه دیگری از همراهی نوری در شناسایی افراد هدف دانست. نوری این برداشت را نیز رد کرد.
چرا نام سپهوند را در میان دوستانش به پلیس نگفت؟
بخش مهمی از پرسشهای جونز به تفاوت پاسخهای نوری در بازجویی پلیس با روایتش در دادگاه اختصاص داشت.
جونز گفت نوری در بازجویی ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، هنگامی که درباره دوستانش در بریتانیا پرسیده شده، نام سپهوند را مطرح نکرده است؛ با اینکه سپهوند برای یافتن خانه به او کمک کرده، مدتی میزبانش بوده و روزهای متعددی را با هم گذراندهاند.
او همچنین گفت در بازجویی ۱۸ اردیبهشت، وقتی عکس سپهوند به نوری نشان داده شده و درباره نام، مدت آشنایی و ماهیت رابطهشان پرسیدهاند، نوری به همه این پرسشها پاسخ «نظری ندارم» داده است.
نوری پنهان کردن رابطهاش با سپهوند را رد کرد و گفت از اتهامی که به او زده شده، بهشدت شوکه بوده و به توصیه وکیلش به پرسشها پاسخ نداده است.
او گفت در روزهای نخست بازداشت، حالش چنان بد بوده که حتی نمیتوانسته آب بنوشد. به گفته نوری، اتهام همکاری با حکومتی که از آن گریخته، برایش تحملناپذیر بوده است.
جونز گفت نوری میتوانسته همان زمان توضیح دهد که همراه دوستش بوده، تصاویر را به درخواست او گرفته و از هدف این کار خبر نداشته است. او نوری را متهم کرد که هنگام بازجویی، روایتی برای توضیح این اقدامات نداشته و اکنون آن را ساخته است. نوری این ادعا را نپذیرفت و بر پیروی از توصیه وکیلش تاکید کرد.
وکیل دادستانی همچنین به لایحه دفاعی نوری، ارائهشده در ۱۸ مهر ۱۴۰۴، اشاره کرد. در این سند آمده بود که نوری تصور میکرده تصاویر به کسبوکار و مسائل مالی سپهوند مربوط است و شاید افرادی در آن محلها به او بدهکار بودهاند.
جونز پرسید چرا نوری هنگام پاسخ به وکیل مدافعش در جلسه امروز، این تصور درباره بدهکاری را مطرح نکرده است. نوری گفت این فقط برداشت خودش بوده، چون سپهوند درباره دلیل فیلمبرداری توضیحی نمیداده است.
اختلاف بر سر استفاده دیگران از تلفن نوری
جونز پاسخ نوری به پلیس درباره دسترسی دیگران به تلفنش را نیز مطرح کرد. به گفته او، نوری در بازجویی گفته بود هیچکس دیگری به تلفنش دسترسی نداشته و آن را در اختیار کسی نگذاشته است؛ در حالی که در دادگاه گفت ممکن است سپهوند بعضی تصاویر را با تلفن او گرفته باشد.
نوری توضیح داد منظورش از دادن تلفن به دیگری، واگذار کردن خود تلفن بوده است، نه اینکه کسی برای گرفتن عکس یا دیدن فیلم از آن استفاده کند.
جونز گفت علت واقعی ثبت و حذف تصاویر این بوده که نوری عضو گروه شناسایی سپهوند بوده و میدانسته اطلاعات برای حکومت ایران فرستاده میشود. نوری این اتهام را رد کرد.
آشنایی در کارواش و کمک برای یافتن خانه
نوری در توضیح رابطهاش با سپهوند گفت نخستین بار او را در نزدیکی کارواشی در ایلینگ دیده است. به گفته او، آن زمان در لوتون زندگی میکرده و پس از دریافت پناهندگی، برای یافتن محل سکونت به ایلینگ میرفته؛ منطقهای که ایرانیان زیادی در آن حضور دارند.
او گفت سپهوند از همان نخستین دیدار پیشنهاد کمک داده و برای یافتن خانه پیگیری کرده است. سپس او را از لوتون به لندن آورده و بیش از دو هفته در خانه خود جا داده تا محل سکونت تازهاش آماده شود.
نوری گفت سپهوند در جابهجایی وسایلش نیز کمک کرده و پس از آن، گاهی با هم غذا میپختهاند، تلویزیون تماشا میکردهاند یا با خودرو بیرون میرفتهاند.
به گفته نوری، سپهوند گفته بود خودرو خریدوفروش میکند و در بعضی رفتوآمدها نیز دنبال قطعات خودرو بوده است.
او اعتمادش به سپهوند را به شناخت نام خانوادگی و طایفه او مرتبط دانست. نوری گفت پدرش درباره طایفهها و روابط آنها اطلاعات جمع میکرده و او خانواده سپهوند را مخالف حکومت ایران میدانسته، هرچند پیش از آن، مصطفی سپهوند را شخصا نمیشناخته است.
نوری همچنین گفت فرهاد جوادیمنش را از طریق سپهوند شناخته و پیش از بازداشت، فقط یک یا دو بار او را دیده است. به گفته او، در یکی از این دیدارها، جوادیمنش برای گفتوگو با بنگاه مسکن بهعنوان مترجم کمک کرده بود.
روایت نوری از زندان و خروج از ایران
نوری در بخش دیگری از دفاعیاتش، به سابقه خانوادهاش و برخورد حکومت ایران با خود و بستگانش پرداخت.
او گفت در شوش متولد شده و پدرش زمین و املاک داشته است. به گفته نوری، پس از انقلاب، حکومت بخش عمده داراییهای پدرش را گرفته، او را هشت سال زندانی کرده و دایی بزرگ نوری نیز اعدام شده است.
نوری همچنین گفت در دوران خدمت سربازی، بر اثر موج انفجار در جنگ ایران و عراق از ناحیه گردن، دست و کمر آسیب دیده است.
او گفت سه بار در ایران زندانی شده و چند بار دیگر نیز بازداشت و بازجویی شده است. نوری نخستین بازداشتش را به همراهی با پدرش و اعتراض به دستگیری او در یک ایست بازرسی و بازداشت دوم را به حضور در میان جمعیت یک اعتراض خیابانی در شوش مرتبط دانست.
نوری که خود را صوفی معرفی کرد، گفت در آخرین دوره بازداشت، هنگامی که در یک مرکز خیریه به سالمندان کمک میکرده، دستگیر شده و حدود چهار ماه در اوین بوده است.
او گفت برای آزادی مجبور شده تعهد بدهد در هیچ تجمعی شرکت نکند و هر زمان احضار شد، خود را معرفی کند. به گفته نوری، پس از حضور در تجمع دراویش و خطر بازداشت دوباره، به این نتیجه رسیده که جانش در خطر است و ایران را ترک کرده است.
نوری گفت پس از اقامت در ترکیه و آلمان، به بریتانیا رسیده و سرانجام در این کشور پناهندگی گرفته است. او تاکید کرد از حکومتی گریخته که اکنون به همکاری با آن متهم شده است.
جونز در پایان پرسشهایش بار دیگر گفت نوری آگاهانه در شناسایی افراد مورد توجه حکومت ایران به سپهوند کمک کرده است.