ترامپ از اسرائیلیها خواست به نتانیاهو رای بدهند: باید کاری را که شروع کردهایم، تمام کنیم
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با انتشار پیامی از مردم اسرائیل خواست برای نخستوزیری به بنیامین نتانیاهو رای دهند. او با اشاره به عملیات مشترک علیه جمهوری اسلامی نوشت: «باید کاری را که شروع کردهایم، تمام کنیم.»
ترامپ در پیام ۲۵ اکتبر، برابر با سوم آبان، خود در شبکه اجتماعی تروث سوشال، حمایت هفته گذشتهاش از نتانیاهو را بازنشر کرد و نخستوزیر اسرائیل را «جنگاوری برجسته» خواند. او نوشت که رابطهاش با نتانیاهو با پیروزیهای مشترک همراه بوده و از رایدهندگان خواست هنگام حضور پای صندوقها این موضوع را به یاد داشته باشند.
ترامپ عملیات علیه حکومت ایران را محور حمایت خود قرار میدهد رییسجمهوری آمریکا با اشاره به عملیات «چکش نیمهشب» نوشت که این عملیات مانع دستیابی [حکومت] ایران به سلاح هستهای شده است. او همچنین تاکید کرد که پس از عملیات «خشم حماسی»، [حکومت] ایران نیروی دریایی و هوایی خود را از دست داده و ارتش و اقتصادش از هم پاشیدهاند.
ترامپ نرخ تورم ایران را ۳۰۱ درصد اعلام کرد و نوشت دو رده از رهبران نظامی و غیرنظامی این کشور از میان رفتهاند.
او همچنین نوشت که دیگر نباید شعار «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل» در جهان شنیده شود و خطاب به رایدهندگان اسرائیلی افزود: «برای نخستوزیری به بیبی نتانیاهو رای بدهید؛ باید کاری را که شروع کردهایم، تمام کنیم.»
پیام پیشین، حمایت انتخاباتی را با هشدار به تهران پیوند میزند ترامپ در پیام ضمیمهشده که ۱۸ اکتبر، برابر با ۲۶ مهر، منتشر شده بود، «حمایت کامل و همهجانبه» خود را از انتخاب مجدد نتانیاهو اعلام کرده و او را شریکی برای صلح در مقابله با جمهوری اسلامی ایران خوانده بود.
او در همان پیام، با تاکید بر تضعیف گسترده توان نظامی و مالی [حکومت] ایران، هشدار داده بود که اگر تهران بهسرعت رفتار خود را تغییر ندهد، آمریکا و اسرائیل «بهزودی کار را تمام خواهند کرد».
ترامپ همچنین نوشته بود که اگر فردی جز نتانیاهو رهبری اسرائیل را بر عهده بگیرد، آمریکا ناچار خواهد شد «این کار را بهتنهایی انجام دهد»؛ اقدامی که به گفته او، تمایلی به انجامش ندارد.
رییسجمهوری آمریکا در توصیف نتانیاهو، او را در برابر فشارها و مخالفتهای داخلی «قدرتمند، شجاع و درخشان» خوانده و تاکید کرده بود: «بیبی نتانیاهو هرگز شما را ناامید نخواهد کرد.»
متن کامل پیام ترامپ
«خطاب به مردم اسرائیل: برای کسانی که ندیدهاند، پیام حمایتی را که یک هفته پیش از نخستوزیر شما، بیبی نتانیاهو، منتشر کردم، ضمیمه میکنم. همانطور که همه، از جمله دشمن، میدانند، من و بیبی رابطهای عالی داشتهایم و در کنار هم پیروز شدهایم.
من حمله به ونزوئلا را انجام دادم؛ یکی از موفقترین عملیاتهای نظامی تاریخ. اما پیش از آن، ما عملیات «چکش نیمهشب» را انجام دادیم و مانع دستیابی بزرگترین دولت حامی تروریسم در جهان به سلاح هستهای شدیم. سپس عملیات «خشم حماسی» را انجام دادیم و ایران اکنون نه نیروی دریایی دارد، نه نیروی هوایی؛ هم ارتش و هم اقتصادش از هم پاشیدهاند و نرخ تورمش هم به ۳۰۱ درصد رسیده است. محاصره دریایی مانع دسترسی آنها به نفت شده و دو رده از رهبرانشان، چه نظامی و چه غیرنظامی، از میان رفتهاند.
وقتی پای صندوقهای رای میروید، لطفا به یاد داشته باشید که بیبی نخستوزیری جنگاور و برجسته بوده است! برخی افراد بسیار شرور، اسرائیل را «شیطان کوچک» و ایالات متحده را «شیطان بزرگ» مینامیدند. دیگر نباید شعار «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل» در سراسر جهان شنیده شود و شنیده هم نخواهد شد.
برای نخستوزیری به بیبی نتانیاهو رای بدهید؛ باید کاری را که شروع کردهایم، تمام کنیم!
نیویورک تایمز گزارش داد اطلاعات تازه درباره طرحهای احتمالی جمهوری اسلامی برای حمله به آمریکاییها و بررسی حملات گستردهتر در دولت ترامپ، خطر بازگشت به جنگ تمامعیار را افزایش داده است. این روزنامه هشدار داد که محاسبات انتخاباتی و برداشتهای نادرست میتواند بحران را تشدید کند.
بر اساس این گزارش، مقامهای دولت آمریکا نگراناند حکومت ایران در «مراحل پیشرفته» برنامهریزی برای حمله به مقامهای آمریکایی باشد. در مقابل، مقامهای ایرانی ظاهرا معتقدند آمریکا و اسرائیل برای سومین حمله بزرگ خود در ۱۶ ماه گذشته آماده میشوند تا تهران را به پذیرش خواستههای واشینگتن وادار کنند.
نیویورک تایمز به نقل از دیپلماتها و کارشناسان هشدار داده است که در چنین فضایی، حتی یک تیراندازی علیه یک مقام آمریکایی یا انفجاری در نزدیکی محل استقرار رهبران حکومت ایران میتواند به درگیری گستردهتری منجر شود.
اطلاعات آمریکا از پیشرفت طرحهای احتمالی حکومت ایران حکایت دارد به گفته مقامهای آمریکایی، اطلاعات تازه شامل طرحهایی برای هدف قرار دادن سفیران آمریکا در خاورمیانه و مقامهای این کشور در خاک آمریکاست. برخی از این طرحها بهعنوان پاسخ احتمالی به حمله تازه آمریکا یا اسرائیل و برخی دیگر در تلافی حملات پیشین بررسی شدهاند.
این مقامها میگویند چند طرح از مرحله قصد و نیت به سمت اجرا حرکت کردهاند. با این حال، اطلاعات مربوط به آنها بهشدت محرمانه است و شواهد مشخصی برای ارزیابی عمومی منتشر نشده است.
نیویورک تایمز نوشته است پیش از علنی شدن هشدار مدیر اطلاعات ملی آمریکا در جمعه اول آبان، تنها اعضای ارشد کنگره در «گروه هشتنفره» در جریان آن قرار گرفته بودند. برخی مقامها نیز درباره علت انتشار هشدار، بدون امکان ارائه شواهد پشتیبان، ابراز تردید کردهاند.
در عین حال، مقامهای آمریکایی و غربی تاکید دارند که قصد حکومت ایران لزوما به معنای توانایی اجرای حمله نیست. به گفته آنها، مسئولان ایرانی گاهی در چارچوب بحثهای داخلی درباره توان عملیات مخفیانه در خارج اغراق میکنند و موفقیت طرحهای ترور نیز به مهارت عوامل اجیرشده وابسته است.
ترامپ به دور تازهای از حملات گسترده تمایل نشان داده است مقامهای ارشد آمریکایی به نیویورک تایمز گفتهاند ترامپ در گفتوگوهای خصوصی ظاهرا به دور دیگری از حملات گسترده در داخل ایران تمایل نشان میدهد.
یک مقام آگاه از برنامهریزیها گفته است طرحهای فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، فهرست گستردهتری از اهداف را شامل میشود؛ از جمله زیرساختهای انرژی و دیگر مراکز حیاتی برای اقتصاد ایران.
بر اساس این گزارش، ترامپ گفته بود تا انتخابات میاندورهای آمریکا حمله نخواهد کرد، اما تلویحا احتمال اقدام پس از آن را باز گذاشته است. او شنبه دوم آبان نیز گفت بهزودی درباره ازسرگیری اقدام نظامی تصمیم میگیرد.
نیویورک تایمز نوشته است انتخابات پیش روی آمریکا و اسرائیل بر محاسبات رهبران دو کشور اثر میگذارد. این روزنامه احتمال داده است نتانیاهو حتی در صورت شکست انتخاباتی به اجرای حملهای نهایی فکر کند و ترامپ نیز بخواهد نشان دهد اقتدارش در مقام فرمانده کل قوا کاهش نیافته است.
تهدید علیه یک پایگاه در بریتانیا نگرانیها را افزایش داد به گفته مقامهای آمریکایی و اروپایی، اطلاعات مربوط به حملات احتمالی در هفتههای اخیر، پس از شناسایی طرحی مشکوک منتسب به حکومت ایران علیه پایگاهی در بریتانیا، افزایش یافته است.
این هشدارها به احتمال حمله به نیروهای آمریکایی و بمبافکنهای مستقر در پایگاه هوایی فرفورد در جنوب انگلستان مربوط بود. به نوشته نیویورک تایمز، دوازده بمبافکن بی۱ از این پایگاه خارج شدند و مقامهای ایرانی هشدار دادند بازگشت آنها را نشانه حمله قریبالوقوع خواهند دانست.
یک مقام نیز گفته است شواهدی از حضور عوامل مرتبط با حکومت ایران در داخل آمریکا وجود دارد که «صرفا اتباع ایرانی نیستند». با این حال، توان عملیاتی این افراد روشن نیست.
دو مقام ایرانی هدف قرار دادن آمریکاییها را تایید کردند نیویورک تایمز گزارش داده است دو مقام ایرانی، از جمله یک عضو سپاه پاسداران، در مصاحبههایی تایید کردهاند که گسترش فهرست اهداف حکومت ایران، دیپلماتها و کارکنان آمریکایی را نیز در بر میگیرد.
این افراد که نامشان فاش نشده، با اشاره به کشته شدن مقامهای ایرانی و برخی اعضای خانوادههایشان در حملات آمریکا و اسرائیل، از این برنامه دفاع کردهاند. روزنامه تاکید کرده است که توان حکومت ایران برای دسترسی به این اهداف مشخص نیست.
بر اساس این گزارش، مقامهای ایرانی همچنین بهطور آشکار تهدید کردهاند در صورت آغاز دور تازه جنگ، زیرساختهای غیرنظامی، تاسیسات انرژی و کابلهای زیردریایی انتقال اینترنت و ارتباطات را هدف خواهند گرفت.
مهدی محمدی، مشاور ارشد محمدباقر قالیباف، نیز در شبکههای اجتماعی مرحله پیش روی جنگ را نبردی بر سر «موجودیت ایران» توصیف کرده و گفته است: «این جنگی نامتقارن، شدید و تعیینکننده خواهد بود که نقاط قوت و ضعف دشمن را هدف قرار میدهد.»
تجربه تهدیدهای سال ۲۰۲۴ بر ارزیابیهای واشینگتن سایه انداخته است این گزارش یادآور شده است که تهدیدهای منتسب به حکومت ایران علیه ترامپ و مشاورانش در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ نیز فضایی از نگرانی شدید ایجاد کرده بود. بخشی از این تهدیدها به دستور ترامپ برای کشتن قاسم سلیمانی در ژانویه ۲۰۲۰ ارتباط داشت.
نیویورک تایمز به بازداشت یک تبعه پاکستانی در ژوئیه ۲۰۲۴ اشاره کرده که به مشارکت در طرح ترور ترامپ با هدایت سپاه پاسداران متهم شد.
روزنامه در عین حال تاکید کرده است که سوءقصد توماس متیو کروکس به ترامپ در باتلر پنسیلوانیا، پروندهای جداگانه بود و به گفته مقامها، ارتباطی با طرح خارجی نداشت.
ارزیابی محوری گزارش این است که ترکیب تهدیدهای واقعی، اطلاعات ناقص و احتمال سوءبرداشت از انگیزههای طرف مقابل، خطر تشدید ناخواسته جنگ را بالا برده است. نیویورک تایمز همچنین با اشاره به تجربه جنگ عراق هشدار داده است که اطلاعات گزینشی میتواند به بهانهای برای اقدام نظامی تبدیل شود.
رسانههای اسرائیلی گزارش دادهاند که حماس در پیامی از طریق یک مقام سازمان ملل، اسرائیل را به حملهای مشابه هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تهدید کرده است. به گزارش این رسانهها، یک مقام ارشد نظامی اسرائیل این پیام را در نامهای فوری به نخستوزیر و وزیر دفاع منتقل کرده است.
وبسایت خبری واینت پنجشنبه ۳۰ مهر گزارش داد که اعضای ارشد حماس هفته گذشته در دیدار با رامز الاکبروف، هماهنگکننده امور بشردوستانه سازمان ملل، در دفتر او در نوار غزه، این پیام را مطرح کردند و خواستار انتقال آن به اسرائیل شدند.
بر اساس این روایت، الاکبروف پیام را به سرلشکر یورام هالوی، هماهنگکننده فعالیتهای دولت اسرائیل در سرزمینهای فلسطینی، رساند. هالوی نیز در نامهای فوری، بنیامین نتانیاهو و یسرائیل کاتز، وزیر دفاع، را مطلع کرد. شبکه ۱۳ اسرائیل شامگاه شنبه بخشی از این نامه را منتشر کرد.
حماس ادامه وضعیت کنونی در غزه را نپذیرفت طبق بخش منتشرشده از نامه، اعضای ارشد حماس گفتهاند عملیات ارتش اسرائیل در غزه، جابهجایی «خط زرد» و لغو انتخابات فلسطینیها از سوی تشکیلات خودگردان، کنترل این گروه بر اوضاع میدانی را تضعیف کرده است.
هالوی نوشته است که این افراد ادامه وضعیت کنونی را نپذیرفته و تهدید کردهاند حماس آماده است هر زمان صلاح بداند، حملهای مشابه هفتم اکتبر انجام دهد؛ چه در اسرائیل، چه در کرانه باختری و چه در خارج از کشور، هر جا که امکان آن فراهم شود.
او این پیام را تهدیدی «غیرمعمول» توصیف کرده که پیشتر با چنین صراحتی منتقل نشده بود.
نهادهای امنیتی اسرائیل امکان اجرای تهدید را بررسی میکنند شبکه ۱۳ گزارش داد که نهادهای امنیتی اسرائیل در حال ارزیابی توان حماس برای اجرای چنین حملهای با وجود حضور گسترده ارتش اسرائیل در نوار غزه هستند. این شبکه احتمال وقوع حمله در آیندهای دورتر را نیز مطرح کرده است.
واینت همچنین به نقل از گزارشهای امنیتی ارائهشده به کابینه امنیتی اسرائیل نوشت که حماس آمادگی خود را برای احتمال ازسرگیری درگیریها افزایش داده است. انبار کردن سلاح و انتقال آن به مناطق غیرنظامی از جمله اقداماتی است که در این گزارشها به حماس نسبت داده شده است.
بر اساس همین ارزیابیها، حماس معتقد است اسرائیل تا پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر، برای آغاز عملیات تازه و گسترده با محدودیت روبهرو است.
اختلاف بر سر خلع سلاح، اجرای طرح صلح را متوقف کرده است این گزارشها در حالی منتشر شدهاند که اجرای طرح صلح دونالد ترامپ برای غزه متوقف مانده است. حماس از خلع سلاح خودداری میکند و اسرائیل نیز عقبنشینی از هر بخش از غزه را به تحقق این شرط وابسته کرده است.
همزمان، ارتش اسرائیل حملات روزانه خود را علیه افرادی ادامه میدهد که به گفته آن، در حال آمادهسازی حملات قریبالوقوع هستند.
ارتش اسرائیل همچنین با جابهجایی تدریجی «خط زرد» به سمت غرب، محدوده تحت کنترل خود را گسترش داده است. این خط، مناطق تحت کنترل ارتش اسرائیل را از بخش تحت اداره حماس جدا میکند؛ بخشی که بنا بر گزارش، تقریبا همه ساکنان غزه در آن مستقر شدهاند.
نشریه هیل به نقل از منابع آگاه گزارش داد ارتش آمریکا چند گزینه برای حمله دوباره به اهداف حکومت ایران پس از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر آماده کرده است. اجرای این طرحها به تایید دونالد ترامپ بستگی دارد و هنوز تصمیم نهایی اعلام نشده است.
بر اساس این گزارش که شنبه ۲ آبان منتشر شد، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، طرحهایی برای حملات بیشتر به اهدافی در ایران تهیه کرده است. یک منبع گفته این طرحها در صورت صدور مجوز رییسجمهوری قابل اجرا خواهند بود.
منبع دیگری نیز تایید کرده است که چند عملیات احتمالی برای بررسی پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، آماده شده است. به گفته این منبع، ترامپ میخواهد آزادی عمل خود را حفظ کند و پیش از تصمیمگیری نهایی، هیچ گزینهای را کنار نمیگذارد.
پنتاگون از اظهارنظر درباره عملیات احتمالی خودداری کرد یک مقام پنتاگون در پاسخ به پرسش هیل گفت وظیفه وزارت جنگ «تدوین گزینههای نظامی و ارائه آنها به رییسجمهوری» است. او افزود: «ما درباره موقعیتهای فرضی یا عملیات آینده گمانهزنی نمیکنیم.»
سنتکام نیز به درخواست هیل برای اظهارنظر پاسخ نداد. کاخ سفید نیز این نشریه را به سخنان جمعه ترامپ در جمع خبرنگاران ارجاع داد.
آمادهسازی گزینههای نظامی بهخودیخود به معنای صدور دستور حمله نیست و منابع این گزارش نیز از تصویب نهایی عملیات خبر ندادهاند.
آتلانتیک از بررسی حمله به تاسیسات هستهای و زیرساختهای انرژی خبر داد گزارش هیل پس از آن منتشر شد که نشریه آتلانتیک پنجشنبه ۳۰ مهر از بررسی یک کارزار نظامی دیگر علیه جمهوری اسلامی، اندکی پس از انتخابات کنگره آمریکا، خبر داده بود.
مقامهای آگاه از این گفتوگوها به آتلانتیک گفتهاند عملیات احتمالی میتواند شامل چند روز حمله به تاسیسات هستهای، توانمندیهای موشکی و پهپادی و زیرساختهای انرژی ایران باشد.
این گزارشها در پی سفر پیت هگست به اسرائیل منتشر شدهاند. او دوشنبه با بنیامین نتانیاهو دیدار کرد؛ ملاقاتی که از پیش اعلام نشده بود و جزئیات موضوعات آن نیز منتشر نشد.
هگست سهشنبه در ویسکانسین بر همکاری نظامی دیرینه آمریکا و اسرائیل تاکید کرد و گفت واشینگتن از نقش اسرائیل در جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای قدردانی میکند.
تام باراک احتمال اقدام نظامی زودتر را مطرح کرد در حالی که گزارشهای هیل و آتلانتیک به گزینه حمله پس از انتخابات اشاره دارند، تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه ترامپ در امور سوریه و عراق، جمعه اول آبان احتمال اقدام نظامی در زمانی زودتر را مطرح کرد.
او در گفتوگو با ماریو نوفل، کارآفرین و پادکستساز، در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است همان آخر هفته حملهای صورت بگیرد، گفت: «قطعا.»
باراک در عین حال تاکید کرد که ترامپ همچنان پذیرای توافق است و آمریکا ماههاست در مذاکرات حضور دارد.
ترامپ در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره این اظهارات گفت: «فکر میکنم باراک آدم خیلی قدرتمندی است. اگر قرار است چنین اتفاقی بیفتد، من چیزی دربارهاش نمیدانم.»
ترامپ بار دیگر حمله و توافق را دو گزینه پیش رو دانست ترامپ ساعاتی بعد در یک گردهمایی انتخاباتی در فلوریدا، بار دیگر احتمال اقدام نظامی را مطرح کرد و گفت: «ممکن است یک عملیات کوچک دیگر از نوع “خشم حماسی” انجام بدهیم، یا آنها توافق خواهند کرد.»
او افزود که اگر مقامهای حکومت ایران «عاقل باشند»، وارد گفتوگوی جدی برای توافق میشوند، اما نسبت به چنین تصمیمی ابراز تردید کرد.
با وجود این اظهارات و گزارشها درباره برنامهریزی نظامی، زمان و دامنه هیچ حمله تازهای رسما اعلام نشده است.
دونالد ترامپ بار دیگر از احتمال حمله یا توافق با ایران سخن گفت و هدفش را جلوگیری دائمی از دستیابی تهران به بمب هستهای دانست. او رهبران جمهوری اسلامی را «بسیار بد» خواند و تاکید کرد آنها «۷۵ هزار معترض را کشتهاند»، سپس به خبرنگاران گفت: «شما هیچوقت دربارهاش نمینویسید.»
ترامپ در جمع خبرنگاران در فلوریدا، در پاسخ به این پرسش که تصمیمگیری درباره حمله احتمالی به ایران تا چه مرحلهای پیش رفته است، گفت: «داریم به انجامش فکر میکنیم، شاید فردا.» او بلافاصله افزود: «واقعا فکر میکنید به شما میگویم که قرار است این کار را بکنم یا نه؟»
او زمان مشخصی برای اقدام نظامی اعلام نکرد و گفت: «این احتمال وجود دارد که انجامش بدهم. این احتمال هم هست که به یک توافق خوب، بزرگ و زیبا برسیم.»
ترامپ درباره پایبندی حکومت ایران به توافق ابراز تردید کرد ترامپ گفت مقامهای حکومت ایران خواهان توافقاند، اما افزود: «مشکل این است: آیا به توافق پایبند میمانند؟»
او با اشاره به عملیات بمبافکنهای بی۲ گفت میتوانست یک سال پیش آن عملیات را انجام دهد و به اقدام نظامی پایان دهد، اما تاکید کرد حکومت ایران در فاصله یک تا دو سال راهی برای ساخت بمب هستهای پیدا میکرد.
ترامپ گفت: «باید کاری کنم که این مساله برای همیشه حل شود. تنها دلیل اینکه این کار را اینقدر ادامه دادهام، همین است.»
او درباره گزینههای پیش رو افزود: «سوال این است: کار را تمام کنیم، که دشوار هم نخواهد بود، یا با آنها توافق کنیم؟ و این به خودشان بستگی دارد.»
تاکید دوباره ترامپ در مورد نابودی جنگندهها و کشتیهای ایران ترامپ در توصیف نتایج عملیات نظامی آمریکا بار دیگر تاکید کرد تمامی جنگندهها و کشتیهای ایران از بین رفتهاند. او شمار کشتیهای منهدمشده را ۲۵۹ فروند اعلام کرد و گفت همه آنها «در قعر دریا» هستند.
او همچنین گفت سامانههای راداری ایران نابود شدهاند و نیروی دریایی آمریکا عملکردی «فوقالعاده» داشته است.
ترامپ با اشاره به مطلبی که به گفته او در روزنامه خبرنگار پرسشکننده منتشر شده بود، گفت اکنون نفت بیشتری نسبت به پیش از آغاز جنگ از تنگه هرمز عبور داده میشود. او همچنین گفت صبح همان روز خوانده است که تورم ایران به ۳۰۱ درصد رسیده است.
ترامپ در واکنش به پرسشی درباره گزارش اطلاعاتی تازهای که از افزایش تلاشهای حکومت ایران برای هدف قرار دادن نیروها و کارکنان آمریکایی در خاورمیانه حکایت دارد، گفت: «آنها آدمهای بدی هستند. رهبری بسیار بدی دارند.»
او سپس تاکید کرد مقامهای حکومت ایران ۷۵ هزار معترض را کشتهاند و خطاب به خبرنگاران گفت: «شما هیچوقت دربارهاش نمینویسید.»
او همچنین حکومت ایران را به کشتن شمار زیادی از آمریکاییها متهم کرد.
ترامپ گفت در هر صورت آمریکا برنده خواهد بود ترامپ حکومت ایران را «بزرگترین حامی دولتی تروریسم» خواند و گفت این وضعیت مدتها ادامه داشته است. او با انتقاد از رییسجمهورهای پیشین آمریکا افزود: «رییسجمهورهای دیگر باید کاری را که من کردم، انجام میدادند. آن موقع آسانتر بود. اما من این کار را بسیار موثر انجام دادهام.»
او بار دیگر دو احتمال ادامه اقدام نظامی و دستیابی به توافق را مطرح کرد و گفت: «شاید مجبور شوم کار را تمام کنم، یا شاید آنها توافق کنند. اما مطمئن نیستم. در هر صورت، ما برندهایم.»
صندوق آرا در انبار کمیسیون مرکزی انتخابات اسرائیل در شهر شوهام؛ ۲۲ مهر ۱۴۰۵.
در سال ۱۳۶۶، در حالی که روحالله خمینی خواستار نابودی اسرائیل بود، اسحاق رابین، وزیر دفاع وقت اسرائیل، ایران را «بهترین دوست» خواند. نزدیک به چهار دهه بعد، سرنگونی جمهوری اسلامی به هدف آشکار رهبران اسرائیل تبدیل شده است. روابط دو کشور چگونه از همکاری محرمانه به رویارویی رسید؟
بررسی سیاست اسرائیل در قبال جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال گذشته نشان میدهد که تغییر رویکرد این کشور نه ناگهانی، بلکه حاصل تحولی تدریجی بوده است؛ از همکاری با حکومت تازهتاسیس در جنگ ایران و عراق تا تلاش برای مهار برنامه هستهای و در نهایت، هدف قرار دادن ساختار قدرت در تهران.
در این میان، رهبران اسرائیل با وجود تفاوت در شیوه مواجهه با جمهوری اسلامی، در بسیاری از مقاطع درباره تهدیدهای ناشی از سیاستهای تهران دیدگاههای مشترکی داشتهاند.
دوران محمدرضا شاه؛ ایران مهمترین متحد منطقهای اسرائیل
پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷، ایران یکی از نزدیکترین و مهمترین شرکای منطقهای اسرائیل بود. این روابط بر پایه سیاستی شکل گرفت که دیوید بنگوریون، نخستوزیر وقت اسرائیل، آن را «دکترین پیرامونی» نامیده بود.
بر اساس این دکترین، اسرائیل تلاش میکرد با کشورهای غیرعرب منطقه روابط راهبردی برقرار کند تا در برابر کشورهای عرب مخالف خود، از انزوای منطقهای خارج شود. ایران در دوران محمدرضا شاه جایگاه ویژهای در این سیاست داشت.
تهران در سال ۱۳۲۸ اسرائیل را بهصورت دوفاکتو به رسمیت شناخت. همکاری دو کشور به روابط دیپلماتیک محدود نبود و حوزههای نفت، اطلاعات، کشاورزی، صنعت و تسلیحات را نیز در بر میگرفت.
ایران از طریق خط لولهای با مالکیت مشترک به اسرائیل نفت میفروخت و دستگاههای اطلاعاتی دو کشور همکاری نزدیکی داشتند. مهندسان، کارشناسان کشاورزی و فعالان صنایع تسلیحاتی اسرائیل نیز در ایران فعالیت میکردند.
با وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷، این مناسبات بهسرعت پایان یافت. روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، روابط با اسرائیل را قطع کرد و ساختمان نمایندگی این کشور در تهران به سازمان آزادیبخش فلسطین واگذار شد.
با این حال، قطع روابط رسمی به معنای پایان فوری همکاریهای دو طرف نبود.
وقتی اسرائیل به جمهوری اسلامی سلاح میفروخت
یکی از کمتر شناختهشدهترین فصلهای روابط ایران و اسرائیل به سالهای نخست پس از انقلاب بازمیگردد؛ زمانی که با وجود مواضع خصمانه رهبران جمهوری اسلامی علیه اسرائیل، دولت اسرائیل همچنان با تهران همکاری تسلیحاتی داشت.
پس از حمله عراق به ایران در شهریور ۱۳۵۹، دولت مناخیم بگین فروش تسلیحات به جمهوری اسلامی را آغاز کرد.
بر اساس برآورد موسسه یافه در دانشگاه تلآویو، ارزش تسلیحات فروختهشده اسرائیل به ایران بین سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ به حدود ۵۰۰ میلیون دلار رسید.
دلیل این همکاری، ارزیابی اسرائیل از تهدیدهای منطقهای بود. در آن مقطع، صدام حسین و حکومت عراق تهدید مهمتری برای اسرائیل محسوب میشدند و تهران میتوانست وزنهای در برابر بغداد باشد.
این همکاری در سالهای ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ نیز ادامه یافت. اسرائیل در دوران شیمون پرز در ماجرای «ایران-کنترا» نقش واسطه را بر عهده گرفت و در انتقال موشکهای آمریکایی به جمهوری اسلامی مشارکت کرد.
نکته قابل توجه این است که مقامهای اسرائیلی در همان دوره نیز دوام حکومت جمهوری اسلامی را قطعی نمیدانستند.
اسحاق رابین، وزیر دفاع وقت اسرائیل، در مهر ۱۳۶۶ گفت: «ایران بهترین دوست اسرائیل است و ما قصد نداریم موضع خود را در قبال تهران تغییر دهیم، زیرا حکومت خمینی برای همیشه دوام نخواهد آورد.»
این اظهارات نشان میداد که انتظار پایان حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ در میان رهبران اسرائیل وجود داشت، اما آنها در آن زمان ضرورتی برای تسریع سقوط آن نمیدیدند.
نمای هوایی از بیلبورد انتخاباتی حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو در تلآویو، که تصاویر مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، زهران ممدانی، شهردار نیویورک، رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، و نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، را نشان میدهد. روی این بیلبورد به زبان عبری نوشته شده است: «آنها میخواهند نتانیاهو شکست بخورد؛ نگذارید پیروز شوند»؛ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵.
برنامه هستهای؛ نقطه عطف در سیاست اسرائیل
با پایان جنگ ایران و عراق و تغییر شرایط منطقه، نگاه اسرائیل به جمهوری اسلامی نیز بهتدریج تغییر کرد.
اسحاق رابین که در سال ۱۳۷۱ بار دیگر نخستوزیر اسرائیل شده بود، نخستین گزارشهای اطلاعاتی درباره برنامه هستهای ایران را دریافت کرد.
بهگفته دستیارانش، رابین به این نتیجه رسیده بود که دستیابی ایران به سلاح هستهای میتواند تهدیدی موجودیتی برای اسرائیل ایجاد کند؛ تهدیدی که این کشور ممکن است قادر به مقابله با آن نباشد.
این ارزیابی بر سیاست منطقهای او نیز تاثیر گذاشت. یکی از دلایل تلاش رابین برای دستیابی به توافق صلح با فلسطینیها و اردن، کاهش تنش در جبهههای نزدیکتر و تمرکز بر تهدید دوردست ایران بود.
در سالهای بعد، آریل شارون همین رویکرد را با شدت بیشتری دنبال کرد.
شارون در سال ۱۳۸۱، زمانی که آمریکا برای حمله به عراق آماده میشد، در گفتوگو با روزنامه تایمز لندن خواستار افزایش فشار بر ایران پس از سقوط بغداد شد و جمهوری اسلامی را یکی از مراکز تروریسم جهانی خواند.
او در دوران نخستوزیری خود تصاویر هوایی تاسیسات ایران را در اختیار جورج دبلیو بوش، رییسجمهوری وقت آمریکا، قرار داد و تاکید کرد اسرائیل نمیتواند دستیابی ایران به سلاح هستهای را بپذیرد.
ایهود اولمرت، جانشین شارون، نیز گزینه حمله نظامی را کنار نگذاشت. بر اساس گزارشهایی که بعدها منتشر شد، نخستین حملات سایبری به سانتریفیوژهای ایران در همین دوره و با همکاری واشینگتن آغاز شد.
با وجود تشدید تقابل، هدف اعلامشده رهبران اسرائیل در این دوره سرنگونی جمهوری اسلامی نبود. آنها عمدتا بر جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای تمرکز داشتند.
نتانیاهو و تغییر مخاطب از حکومت به مردم ایران
با به قدرت رسیدن بنیامین نتانیاهو، موضوع ایران به یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی و امنیتی اسرائیل تبدیل شد.
نتانیاهو طی سالهای نخستوزیری خود تا سال ۱۴۰۰، بارها درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی هشدار داد.
او در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویری از یک بمب را برای توضیح خطر برنامه هستهای ایران به نمایش گذاشت، در کنگره آمریکا علیه توافق هستهای سال ۱۳۹۴ سخنرانی کرد و مجموعهای از اسناد هستهای را منتشر کرد که به گفته اسرائیل، ماموران موساد از تهران خارج کرده بودند.
اما تغییر مهم دیگری نیز در این دوره اتفاق افتاد: رهبران اسرائیل بیش از گذشته تلاش کردند میان مردم ایران و حکومت جمهوری اسلامی تمایز قائل شوند.
نتانیاهو در پیامهای ویدیویی خطاب به ایرانیان، از جمله در دوران خشکسالی، پیشنهاد ارائه فناوریهای مرتبط با مدیریت آب را مطرح کرد و گفت اختلاف اسرائیل با مردم ایران نیست.
این رویکرد بهتدریج زمینه طرح آشکارتر این دیدگاه را فراهم کرد که منشاء تهدید علیه اسرائیل نه خود ایران، بلکه ساختار حاکم بر آن است.
از مقابله با متحدان تهران تا هدف قرار دادن خود جمهوری اسلامی
در دوران نخستوزیری نفتالی بنت، از خرداد ۱۴۰۰ تا تیر ۱۴۰۱، سیاست مقابله با جمهوری اسلامی وارد مرحله دیگری شد.
بنت معتقد بود اسرائیل برای دههها با نیروهای متحد تهران، از جمله حزبالله و حماس، درگیر بوده، اما از رویارویی مستقیم با مرکز تصمیمگیری آنها خودداری کرده است.
او برای توضیح این وضعیت از تشبیه «اختاپوس» استفاده میکرد و میگفت اسرائیل بهجای هدف قرار دادن سر اختاپوس، تنها با بازوهای آن جنگیده است.
بنت اعلام کرد که در دوران نخستوزیری خود با همکاری موساد و دیگر نهادهای امنیتی، حدود ۳۰ عملیات علیه جمهوری اسلامی آغاز کرده است؛ عملیاتی که همه آنها ماهیت نظامی نداشتند.
او همچنین پیشبینی کرد جمهوری اسلامی سرنوشتی مشابه اتحاد جماهیر شوروی خواهد داشت و سرانجام فرو خواهد پاشید.
یائیر لاپید، جانشین بنت، نیز در شش ماه نخستوزیری خود تلاش کرد مانع احیای توافق هستهای با تهران شود.
در این دوره، سیاست اسرائیل دیگر صرفا بر مقابله با برنامه هستهای یا نیروهای متحد جمهوری اسلامی متمرکز نبود؛ بلکه افزایش فشار مستقیم بر ساختار قدرت در تهران نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده بود.
نفتالی بنت و یائیر لاپید، نخستوزیران پیشین اسرائیل، در مراسم حزب «با هم» در شهر حیفا، در آستانه انتخابات سراسری اسرائیل، ۲۹ مهر ۱۴۰۵.
از امید به سقوط جمهوری اسلامی تا اعلام هدف سرنگونی
بازگشت نتانیاهو به قدرت در دی ۱۴۰۱ با مرحله تازهای از تشدید تقابل اسرائیل و جمهوری اسلامی همراه شد.
در جریان جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴، هنگامی که جنگندههای اسرائیلی اهدافی را در ایران بمباران کردند، نتانیاهو در پیامی خطاب به مردم ایران گفت: «همزمان با تحقق هدف خود، راه را برای دستیابی شما به آزادی نیز هموار میکنیم.»
این موضع نشاندهنده تغییر مهمی در ادبیات رسمی اسرائیل بود. در حالی که رهبران پیشین عمدتا از مهار تهدید هستهای ایران سخن میگفتند، نتانیاهو اکنون آشکارا اقدامات نظامی اسرائیل را با امکان تغییر حکومت در تهران پیوند میداد.
جنگی که ۹ اسفند ۱۴۰۴ با مشارکت آمریکا آغاز شد، به کشته شدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، انجامید.
نتانیاهو در مهر ۱۴۰۵ موضع خود را صریحتر کرد و گفت: «این حکومت باید سقوط کند و من آن را سرنگون خواهم کرد.»
این اظهارات نقطه اوج تحولی است که طی چند دهه در سیاست اسرائیل شکل گرفته است؛ تحولی که از همکاری محرمانه با جمهوری اسلامی آغاز شد، به تلاش برای مهار برنامه هستهای رسید و در نهایت به اعلام آشکار هدف سرنگونی حکومت منتهی شد.
چهار دهه تغییر سیاست؛ یک هدف مشترک در آستانه انتخابات
مرور مواضع رهبران اسرائیل نشان میدهد که نگاه آنها به جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته دستخوش تغییرات اساسی شده است.
در دهه ۱۳۶۰، اسرائیل با وجود دشمنی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، بهدلیل تهدید عراق حاضر به فروش تسلیحات به تهران بود. در دهههای بعد، برنامه هستهای ایران به مهمترین نگرانی امنیتی این کشور تبدیل شد و مقابله با آن در اولویت قرار گرفت.
در مرحله بعد، تمرکز اسرائیل از برنامه هستهای و نیروهای متحد تهران فراتر رفت و به خود ساختار قدرت در جمهوری اسلامی معطوف شد.
اکنون در آستانه انتخابات اسرائیل، اختلاف اصلی میان رهبران سیاسی این کشور بیش از آنکه بر سر مطلوب بودن پایان حکومت جمهوری اسلامی باشد، بر سر شیوه دستیابی به این هدف، میزان استفاده از نیروی نظامی و خطراتی است که اسرائیل باید برای تحقق آن بپذیرد.
از اظهارات رابین در مهر ۱۳۶۶ مبنی بر اینکه حکومت خمینی دوام نخواهد آورد تا وعده نتانیاهو برای سرنگونی جمهوری اسلامی، یک تفاوت اساسی دیده میشود: اسرائیل از انتظار برای پایان این حکومت، به تلاش آشکار برای رقم زدن آن رسیده است.