تحریم شعب «بانک مصر» در امارات متحده عربی، بنا بر گزارش نشریه مصری «مدی»، تنها نتیجه انتقال پول برای ایران نیست؛ این پرونده نشان میدهد چگونه بحران بدهی، پایان سوخت ارزان عربستان و نیاز مصر به منابع انرژی جایگزین، یک بانک دولتی این کشور را در معرض فشار آمریکا قرار داده است.
وزارت خزانهداری آمریکا پنج شعبه بانک مصر در امارات متحده عربی را به تسهیل دسترسی حکومت ایران به دلار متهم کرده است؛ تصمیمی که به نوشته نشریه مستقل مصری «مدی مصر»، مقامهای قاهره را غافلگیر کرد و اکنون نگرانیهایی گستردهتر از سرنوشت یک بانک را در ساختار سیاسی و اقتصادی مصر برانگیخته است.
اهمیت این تصمیم برای مصر تنها به جایگاه بانک مصر در نظام مالی این کشور محدود نمیشود. این بانک دولتی، دومین بانک بزرگ مصر است و حدود ۸۳ میلیارد دلار دارایی دارد. از همین رو، تهدید به قطع دسترسی شعب اماراتی آن به موسسات مالی آمریکا میتواند پیامدهایی فراتر از همان شعب داشته باشد و میزان آسیبپذیری شبکه بانکی مصر در برابر تحریمهای ثانویه را آشکار کند.
وزارت خزانهداری آمریکا میگوید شعب اماراتی این بانک از ژانویه ۲۰۲۴ تا ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۱.۸ میلیارد دلار تراکنش را برای ۱۰۳ شرکت پردازش کردهاند؛ شرکتهایی که به گفته واشینگتن ممکن است بخشی از شبکه بانکداری سایه ایران باشند.
آمریکا همچنین اعلام کرده بعضی از مشتریان بانک، شرکتهای پوششی مورد استفاده وزارت دفاع حکومت ایران و سپاه پاسداران بودهاند و برای دورزدن تحریمها و پولشویی به نمایندگی از مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، فعالیت میکردهاند.
با این حال، گزارش مفصل «مدی مصر» تلاش میکند پشت این ارقام و اتهامها، زمینه اقتصادی کمتر دیدهشدهای را در داخل مصر نشان دهد: کشوری گرفتار کمبود ارز، بدهیهای سنگین و نیاز فوری به تامین انرژی ارزان که پس از کاهش حمایت عربستان، به راهحلهای غیرمتعارف روی آورده است.
پایان یک توافق نفتی، معادلات انرژی مصر را تغییر داد بر اساس روایت «مدی مصر»، نقطه آغاز این ماجرا را باید در توافق ۲۳ میلیارد دلاری مصر و عربستان جستوجو کرد که در سال ۲۰۱۶ امضا شد. این توافق امکان تامین فرآوردههای نفتی مورد نیاز مصر با شرایط ترجیحی را فراهم میکرد و در دورهای شکل گرفت که قاهره جزایر «تیران» و «صنافیر» را به عربستان واگذار کرد.
اگرچه اجرای توافق بیش از دوره پنجساله اولیه ادامه یافت، تا سال ۲۰۲۳ روابط قاهره و ریاض وارد مرحله دشوارتری شده بود. یک مقام دولتی مصر که اوایل سال ۲۰۲۵ با «مدی مصر» گفتوگو کرده، گفته است عربستان دیگر حاضر نبود در شرایطی که مصر با بحرانهای اقتصادی پیاپی و موعد بازپرداخت بدهیهای فزاینده روبهرو بود، همچنان سوخت را با تخفیف در اختیار این کشور قرار دهد.
این بخش از گزارش تصویری متفاوت از علت همکاری مصر با ایران ارائه میدهد. در این روایت، گرایش قاهره به تهران پیش از آنکه محصول یک همسویی سیاسی باشد، پاسخی اضطراری به مشکلات اقتصادی و انرژی داخلی مصر است.
کاهش دسترسی به سوخت ارزان عربستان، دولت مصر را واداشت در پی منابعی جایگزین با قیمتی قابلتحمل باشد. «مدی مصر» به نقل از یک مقام دولتی، یک مقام دیگر مصری و یک منبع سیاسی نوشته است که مصر دستکم از مه ۲۰۲۵ دریافت محمولههای محصولات پتروشیمی از ایران را آغاز کرد.
به نوشته این نشریه، پرداخت پول یکی از همین محمولهها بود که «بانک مصر» را در معرض برخورد وزارت خزانهداری آمریکا قرار داد. در نتیجه، پرونده تحریم را میتوان پیامد غیرمستقیم تلاش قاهره برای مدیریت کمبود انرژی و فشارهای مالی داخلی دانست.
این موضوع را دولت مصر بهطور رسمی تایید نکرده است و روایت «مدی مصر» در این بخش به منابع ناشناس متکی است.
یک بانک دولتی به مجرای تامین نیازهای مصر تبدیل شد از نکات مهم تحلیل رسانه مصری این است که «بانک مصر» را صرفا یک واسطه مالی مستقل معرفی نمیکند. این بانک دولتی در مرکز سازوکاری قرار گرفته بود که ظاهرا برای تامین یکی از نیازهای راهبردی اقتصاد مصر، یعنی واردات محصولات پتروشیمی، به کار گرفته میشد.
بر پایه این روایت، تراکنش مورد مناقشه بخشی از یک قرارداد ادامهدار پتروشیمی بود، نه انتقالی اتفاقی یا صرفا مرتبط با فعالیت تجاری چند مشتری خصوصی. یک مقام دولتی مصر به «مدی مصر» گفته است پرداخت متوقفشده در ژوئن ۲۰۲۶ در ادامه همان سازوکار خرید محصولات پتروشیمی ایران انجام شده بود.
این جزئیات، پرسشهایی را درباره حدود آگاهی نهادهای دولتی مصر از این مبادلات مطرح میکند. گزارش پاسخ روشنی به این پرسش نمیدهد که تصمیمها در چه سطحی گرفته شده یا چه نهادی بر مسیر پرداخت نظارت داشته است، اما نحوه روایت آن نشان میدهد که تامین انرژی ایران احتمالا با نیازهای اقتصادی دولت مصر ارتباط داشته و نمیتوان آن را صرفا به عملکرد یک شعبه بانکی فروکاست.
هشدارها از ماهها پیش آغاز شده بود دو منبع چینی آگاه به فعالیتهای «بانک مصر» به این نشریه گفتهاند که تحریمها پس از چند ماه هشدار درباره معاملات شعب اماراتی بانک وضع شد.
به گفته یک پژوهشگر شاغل در مرکزی وابسته به دولت چین، نخستین هشدار در فوریه و پس از شناسایی یک پرداخت به شرکتهای ایرانی صادر شد. انتقال دیگری در ماه مه علامتگذاری شد، اما در نهایت انجام گرفت. در ژوئن، مداخله آمریکا افزایش یافت و یک انتقال ۱۵۰ میلیون دلاری متوقف شد.
این پرداختها ابتدا از طریق سوئیفت انجام میشد؛ شبکه جهانی پیامرسانی مالی که برای تسویه تراکنشهای برونمرزی استفاده میشود. اگرچه سوئیفت مستقیما زیر نظر آمریکا نیست، پیامهای آن از سوی نهادهای مبارزه با پولشویی رصد میشود و نفوذ واشینگتن بر نظام مالی جهانی، امکان مداخله در چنین مبادلاتی را فراهم میکند.
پس از بستهشدن این مسیر، «بانک مصر» پرداخت را به سامانه پرداخت بینبانکی برونمرزی چین، موسوم به CIPS، منتقل کرد. این سامانه برای تسویه تراکنشهای یوان طراحی شده و از نظر قاهره و پکن میتوانست مسیری خارج از شبکه مالی تحت نفوذ آمریکا فراهم کند.
اما کمی پس از ارسال پول، «بانک مصر»، بانکهای چینی مسئول تسویه و دولت چین درباره تراکنش هشدار دریافت کردند. همین اتفاق نشان داد که تغییر واحد پول و انتقال مبادله به یک سامانه چینی نیز نتوانسته است معامله را از دید آمریکا پنهان نگه دارد.
افشای تراکنش، خطر بزرگتری برای بانکهای مصر ایجاد کرد نگرانی مقامهای مصری اکنون تنها به تحریم شعب «بانک مصر» در امارات متحده عربی محدود نیست. به نوشته «مدی مصر»، آنها بیم دارند افشای این عملیات به ردیابی حسابهای دیگری منجر شود که برای دورزدن تحریمهای آمریکا استفاده شدهاند.
چنین روندی میتواند نظارت آمریکا بر نظام بانکی مصر را افزایش دهد و بانکهای دیگری را که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در پرداختهای مشابه نقش داشتهاند، در معرض بررسی قرار دهد.
این نگرانی برای اقتصادی که با کمبود ارز خارجی، بدهی سنگین و وابستگی به شبکه مالی بینالمللی مواجه است، اهمیت ویژهای دارد. گزارش «مدی مصر» بهصراحت پیامدهای احتمالی تحریم برای اقتصاد کلان مصر را محاسبه نمیکند، اما تصویر ارائهشده نشان میدهد که گسترش دامنه تحقیقات میتواند توان بانکهای مصری برای انجام مبادلات خارجی را با مخاطره روبهرو کند.
بانک مرکزی مصر و بانک مرکزی امارات متحده عربی هر دو تحقیقاتی را درباره فعالیت شعب اماراتی «بانک مصر» آغاز کردهاند. این تحقیقات ممکن است مشخص کند که تراکنشها با اطلاع دفتر مرکزی بانک یا دیگر نهادهای مصری انجام شدهاند یا حاصل تصمیمگیری در سطح شعب بودهاند.
ردپای مبادلات از امارات به لبنان رسید به گزارش «مدی مصر»، بررسی شبکه انتقال پول ممکن است به نظام بانکی لبنان نیز گسترش یابد. دو مقام مصری، یک دیپلمات منطقهای، یک وکیل لبنانی و یک منبع امنیتی لبنان از تحقیقاتی درباره ارتباط «بانک مصر» با انتقال پول به ایران خبر دادهاند.
یکی از مقامهای مصری گفته است سه شعبه «بانک مصر» به دلیل انتقالهای «غیرمعمول» از لبنان به شعبه این بانک در امارات مورد ظن قرار گرفتهاند. قاهره نیز در تلاش است پیش از آنکه این تحقیقات به بحرانی گستردهتر تبدیل شود، پیامدهای آن را مدیریت کند.
این بخش از گزارش نشان میدهد سازوکار پرداخت مورد استفاده مصر ممکن است محدود به یک مسیر دوجانبه میان قاهره و تهران نبوده باشد و چند حوزه قضایی و شبکهای از بانکهای منطقهای را دربر گرفته باشد.
چین از شکستهشدن حریم سامانه مالی خود نگران شد افشای انتقال ۱۵۰ میلیون دلاری، علاوه بر مصر، چین را نیز نگران کرده است. مقامهای پکن میخواهند بدانند آمریکا چگونه تراکنشی را شناسایی کرده که از CIPS و با یوان انجام شده است.
یک مقام مصری به «مدی مصر» گفته است: «چینیها ناراحتاند، چون احساس میکنند آمریکاییها توانستهاند سامانه را بشکنند.»
چین توسعه CIPS را در سال ۲۰۱۲ آغاز کرد؛ همان سالی که آمریکا بانک «کانلون» چین را به دلیل تجارت با ایران تحریم کرد. این سامانه در سال ۲۰۱۵ با هدف بینالمللیکردن یوان و کاهش وابستگی مبادلات خارجی چین به زیرساختهای مالی غرب آغاز به کار کرد.
با وجود رشد چشمگیر تراکنشهای CIPS پس از حمله روسیه به اوکراین و تحریم شرکتهای روسی، پرونده «بانک مصر» نشان میدهد استفاده از این سامانه لزوما به معنای مصونیت در برابر شناسایی یا فشار آمریکا نیست.
از نگاه «مدی مصر»، این موضوع برای قاهره نیز اهمیت دارد، زیرا مصر ظاهرا برای مدیریت محدودیتهای مالی خود نهتنها به کالاهای ایرانی، بلکه به زیرساخت بانکی چین متکی شده بود. افشای پرداخت، کارآمدی این مسیر جایگزین را زیر سوال برده است.
همکاری فناورانه با چین، فشار بر قاهره را بیشتر کرد «مدی مصر» تحریم بانکی را در چارچوب گستردهتر نگرانی آمریکا از روابط اقتصادی و فناورانه مصر و چین قرار میدهد. منابع این نشریه از نارضایتی واشینگتن نسبت به قرارداد سامانههای نظارتی چینی برای یک نهاد امنیتی در قاهره و همچنین برنامه هواوی برای ساخت سه مرکز داده هوش مصنوعی در مصر خبر دادهاند.
هواوی پیشنهاد کرده بود یک هزار و ۴۰۸ تراشه پیشرفته Ascend 950 را برای ایجاد زیرساخت ابری آموزش هوش مصنوعی به مصر صادر کند. قرار بود ۶۰۰ تراشه دیگر از همین مدل یا مدل 910B نیز در دو مجموعه پردازشی برای اجرای مدلهای هوش مصنوعی به کار گرفته شود.
یک مدیر پیشین هواوی در منطقه گفته است همکاری با چین برای کشورهای شمال آفریقا، از جمله مصر، جذابتر است؛ زیرا تجهیزات چینی ارزانترند و پکن مجموعه کاملتری از فناوری را در اختیار شرکای خود میگذارد.
این نکته نیز با وضعیت اقتصادی داخلی مصر ارتباط دارد. کشوری که برای تامین انرژی ارزانتر به ایران روی آورده بود، در حوزه زیرساختهای دیجیتال هم چین را به دلیل هزینه کمتر و انتقال گستردهتر فناوری ترجیح میداد. در هر دو مورد، محدودیت منابع مالی مصر بر انتخاب شریک خارجی اثر گذاشته است.
به نوشته «مدی مصر»، پس از اعلام تحریم «بانک مصر»، مقامهای آمریکایی به قاهره پیام دادند که اجازه اجرای قرارداد هواوی را نخواهند داد. دولت مصر نیز پیش از سفر شی جینپینگ به قاهره، امضای قرارداد را متوقف کرد. منابع هواوی گفتهاند پروژه فعلا به حالت تعلیق درآمده و این تصمیم نارضایتی چین را برانگیخته است.
مصر میان نیاز اقتصادی و فشار ژئوپولیتیک گرفتار شد تصویری که «مدی مصر» ارائه میدهد، مصر را نه صرفا بهعنوان ناقض احتمالی تحریمها، بلکه بهعنوان اقتصادی تحت فشار نشان میدهد که برای حل مشکلات داخلی خود به چند مسیر جایگزین متوسل شده است.
بحرانهای اقتصادی پیاپی، افزایش بدهیها و پایان دسترسی به سوخت ارزان عربستان، قاهره را به خرید محصولات پتروشیمی از ایران سوق داد. دشواری انتقال پول، بانک دولتی مصر را به استفاده از سامانه مالی چین واداشت. نیاز به زیرساخت ارزانتر برای هوش مصنوعی نیز راه را برای همکاری با هواوی باز کرد.
اما هر یک از این راهحلها، مصر را به یکی از خطوط قرمز آمریکا نزدیکتر کرده است: تجارت با [حکومت] ایران، استفاده از شبکههای مالی خارج از نفوذ دلار و همکاری با چین در فناوریهای پیشرفته.
از این منظر، تحریم شعب «بانک مصر» بازتاب یک مشکل عمیقتر است. تلاش قاهره برای متنوعکردن منابع انرژی، مسیرهای پرداخت و شرکای فناورانه، با ساختار اقتصادیای برخورد کرده که همچنان به دسترسی به دلار، بانکهای بینالمللی و روابط سیاسی با واشینگتن وابسته است.
حکومت سوریه تخریب بقایای یک برنامه مخفیانه تسلیحات شیمیایی متعلق به دوران حکومت بشار اسد را که در ماه مه کشف کرده بود، آغاز کرده است.
یک نماینده سوریه و یک مقام سازمان ملل متحد پنجشنبه ۱۲ شهریور گفتند این نخستین عملیات از این نوع در یک دهه گذشته است.
رویترز در ماه مه گزارش داده بود که رهبران جدید سوریه بقایایی از برنامه تسلیحات شیمیایی بشار اسد، رییسجمهوری پیشین این کشور، را پیدا کردهاند؛ از جمله مواد اولیه و مهماتی مشابه آنچه در حملات مرگبار شیمیایی در جریان جنگ داخلی سوریه مورد استفاده قرار گرفته بود.
ایزومی ناکامیتسو، نماینده عالی سازمان ملل متحد در امور خلع سلاح، پنجشنبه در جلسه توجیهی شورای امنیت گفت که سازمان منع سلاحهای شیمیایی (OPCW) برای نخستین بار از سال ۲۰۱۴ تاکنون، تخریب مهمات شیمیایی در سوریه را راستیآزمایی کرده است.
ناکامیتسو گفت پس از کشفیات ماه مه، سوریه «یک تاسیسات اضافی تولید سلاحهای شیمیایی، یک ماده شیمیایی تازه کشفشده که در تولید عوامل اعصاب مورد استفاده قرار میگیرد و مهمات شیمیایی خالی» را نیز پیدا کرده است.
او افزود سوریه همچنین وجود «دو سایت نگهداری سلاحهای شیمیایی را که تاسیسات تازه کشفشده در آنها نگهداری میشدند» اعلام کرده است.
ماه گذشته، سازمان منع سلاحهای شیمیایی تیمی را به سوریه اعزام کرد تا تخریب سلاحهای شیمیایی رده سه را راستیآزمایی کند؛ ردهای که شامل مهمات پرنشده و دیگر تجهیزاتی است که برای رهاسازی سلاحهای شیمیایی مورد استفاده قرار میگیرند.
ناکامیتسو گفت این تیم در چارچوب این ماموریت، «تخریب غیرقابل بازگشت ۴۲ بمب هوایی» را راستیآزمایی کرده است.
ابراهیم علبی، سفیر سوریه در سازمان ملل متحد، به شورای امنیت گفت سوریه با انجام چنین اقداماتی «از جهان و منطقه حفاظت میکند».
با این حال، او بهشدت از اسرائیل انتقاد کرد و گفت حملات مکرر اسرائیل مانع انجام برخی عملیات جستوجو و تخریب شده و تیمهای سوری مشغول به کار را در معرض خطر قرار داده است.
علبی گفت: «اگر امنیت خود ما در معرض حملات اسرائیل باشد، نمیتوانیم امنیت منطقه را حفظ کنیم. آنها امنیت کل منطقه را نادیده میگیرند و کنوانسیونها و معاهداتی را که درباره آنها صحبت کردهایم، نقض میکنند.»
ارتش اسرائیل بلافاصله به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخ نداد.
علبی گفت سوریه در حال آماده شدن برای برگزاری نخستین جلسه دادگاه افراد مظنون به دست داشتن در برنامه تسلیحات شیمیایی این کشور است.
مقامهای سوریه اوایل سال جاری میلادی ۱۸ مظنون را به اتهام مشارکت در برنامه تسلیحات شیمیایی اسد بازداشت کردند؛ افرادی که شماری از مقامهای بلندپایه نظامی، سیاسی و فنی نیز در میان آنها هستند.
این اقدام چند روز پس از آن صورت میگیرد که خبرگزاری رویترز با استناد به گزارشهای محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش داد از نظر این نهاد به پرسشهای باقیمانده درباره فعالیتهای مخفی هستهای سوریه در دوران حکومت خاندان اسد پاسخ داده شده، اما در پرونده ایران هیچ پیشرفتی به دست نیامده است.
رویترز سهشنبه ۱۰ شهریور نوشت در یکی از گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی که پیش از نشست فصلی هفته آینده شورای حکام آژانس برای کشورهای عضو ارسال شده، از مقامهای جدید سوریه بهدلیل «شفافیت و همکاری» آنها در کمک به روشن شدن فعالیتهای گذشته و تعیین تکلیف مواد هستهای باقیمانده تمجید شده است.
از زمان برکناری بشار اسد، در اواخر سال ۲۰۲۴، مقامهای جدید این کشور متعهد شدهاند با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری کنند.
بهنوشته رویترز در این گزارش آمده است: «آژانس پس از دریافت اطلاعات و دسترسیهای لازم از سوریه، ... توانسته است پرسشهای خود درباره مسائل پادمانی حلنشدهای را که پیشتر به شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش شده بود، روشن و حلوفصل کند.»
نروژ برای اجرای حکم غرامت چهار میلیارد و ۲۲۰ میلیون دلاری یک شرکت انرژی اوکراینی، کشتی روسی «پروفسور مولچانوف» را در آبهای قطب شمال توقیف کرد. در سوی دیگر، روسیه از تصمیم خود برای اعتراض به حکم دادگاه خبر داد.
شرکت «نفتوگاز» اوکراین این غرامت را بابت مصادره داراییهایش از سوی مسکو پس از الحاق شبهجزیره کریمه به روسیه در سال ۲۰۱۴ مطالبه کرده است.
دفتر حقوقی آمریکایی کاوینگتون، نماینده نفتوگاز، اعلام کرد این کشتی در مجمعالجزایر سوالبارد نروژ توقیف شده است.
دفتر فرماندار سوالبارد در بیانیهای، توقیف این کشتی را تایید کرد و گفت «پروفسور مولچانوف» تا اطلاع بعدی در این مجمعالجزایر نگهداری خواهد شد.
در این بیانیه آمده است فرمانداری سوالبارد با همکاری شرکت روسی «تراست آرکتیکاوگول»، از خدمه و مسافران کشتی مراقبت خواهد کرد.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
در سالهای اخیر، جنگ اوکراین و تهدیدهای روسیه علیه ناتو، به تیرگی روابط مسکو با اکثر کشورهای اروپایی انجامیده است.
خبرگزاری دولتی تاس روسیه ۱۲ شهریور به نقل از سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور، اقدام نروژ را «دزدی دریایی» خواند.
بر اساس این گزارش، سفیر روسیه در نروژ خبر داد مسکو به حکم دادگاهی که اجازه توقیف کشتی را صادر کرده است، اعتراض خواهد کرد.
آندری گوربونوف، سردبیر رادیوی روسی «کومسومولسکایا پراودا»، نیز گفت هیچیک از خدمه بازداشت نشدهاند و به فعالیتهای عادی خود ادامه میدهند.
او افزود کشتی در حال حاضر تنها از ترک بندر بارنتسبورگ منع شده و مشخص نیست این ممنوعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت.
در پی جنگ اوکراین، اتحادیه اروپا با هدف افزایش فشارها بر کرملین و محدود کردن منابع مالی مورد استفاده در کارزار نظامی روسیه، بستههای تحریمی متعددی علیه این کشور به اجرا گذاشته است.
شرکت آرکتیکاوگول که نام آن به معنای «زغالسنگ قطب شمال» است، داراییهای روسیه در سوالبارد را اداره میکند.
سوالبارد از سال ۱۹۲۵ بخشی از قلمرو نروژ است و میان قطب شمال و سرزمین اصلی اروپا قرار دارد. این مجمعالجزایر بر اساس پیمانی متعلق به سال ۱۹۲۰ اداره میشود که به شهروندان کشورهای عضو، از جمله روسیه، اجازه میدهد بدون دریافت ویزا در آنجا ساکن شوند.
بهگزارش رویترز، «پروفسور مولچانوف» ۱۰ شهریور همراه گروهی از دانشمندان روس وارد شهرک استخراج زغالسنگ بارنتسبورگ شد. این شهرک که در اسپیتسبرگن، بزرگترین جزیره سوالبارد، واقع است، تحت مدیریت روسیه قرار دارد.
بارنتسبورگ و پیرامیدن دو سکونتگاه روسنشین سوالبارد هستند. بر اساس آمار رسمی نروژ، این دو منطقه در مجموع ۳۹۲ نفر جمعیت دارند، در حالی که جمعیت کل مجمعالجزایر ۲۹۱۴ نفر است.
مجمعالجزایر سوالبارد نروژ
پیگیری غرامت مصادره داراییهای نفتوگاز
نفتوگاز از سال ۲۰۱۶ برای دریافت غرامت داراییهای مصادرهشدهاش در کریمه، اقدام حقوقی علیه روسیه را در دستور کار قرار داده است.
یک دیوان داوری در لاهه آوریل ۲۰۲۳ روسیه را ملزم کرد چهار میلیارد و ۲۲۰ میلیون دلار، بهعلاوه بهره و هزینههای حقوقی، به نفتوگاز بپردازد.
این شرکت پیشتر نیز مجوز توقیف دو ملک متعلق به تراست آرکتیکاوگول در سوالبارد، از جمله یک مهمانخانه اجارهای، را دریافت کرده بود. روسیه این احکام را از مسیرهای حقوقی به چالش کشیده است.
سرگی فدورنکو، سرپرست مدیرعاملی نفتوگاز، گفت روسیه نمیتواند با خودداری از اجرای رای دیوان داوری بینالمللی، از مسئولیت شانه خالی کند.
به گفته دفتر کاوینگتون، کشتی «پروفسور مولچانوف» که برای سفرهای تفریحی تجاری استفاده میشود، چند ماه زیر نظر بود.
دادگاه فرماندار سوالبارد را موظف کرده است بر کشتی نظارت کند و مانع جابهجایی آن شود.
دولت نروژ تاکید کرده است این پرونده اختلافی حقوقی میان نفتوگاز و مسکو است و اسلو در آن دخالتی ندارد.
خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داد تهران در پیامی به واشینگتن تهدید کرده است هرگونه حمله اسرائیل به محل استقرار نیروهای سپاه پاسداران و حزبالله در ارتفاعات علی الطاهر در جنوب لبنان، با واکنش شدید حکومت ایران روبهرو خواهد شد.
سه مقام منطقهای پنجشنبه ۱۲ شهریور به رویترز گفتند تهران اعلام کرده است در صورت آغاز عملیات گسترده اسرائیل در این ارتفاعات، با «حملهای وسیع» پاسخ خواهد داد.
این مقامها بهدلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود.
رویترز نوشت این پیام که اواخر مردادماه با میانجیگری عمان به واشینگتن منتقل شد، از حضور مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی در نبردهای زمینی جنوب لبنان و آمادگی تهران برای تلافی حملات اسرائیل در این منطقه حکایت دارد.
به گفته منابع امنیتی لبنان، گمان میرود حزبالله در ارتفاعات علی الطاهر یک مرکز فرماندهی زیرزمینی و انبارهای تسلیحات احداث کرده باشد.
حزبالله از اظهارنظر درباره حضور نیروهای سپاه پاسداران در ارتفاعات علی الطاهر خودداری کرد. یک مقام کاخ سفید نیز در پاسخ به پرسش رویترز درباره این پیام و احتمال فشار آمریکا بر اسرائیل برای خودداری از حمله به این منطقه، گفت این اطلاعات «دقیق نیست».
ارتفاعات علی الطاهر بر جنوب شرقی لبنان اشراف دارد و به یکی از مهمترین مناطق مورد مناقشه در جنگ اسرائیل و حزبالله تبدیل شده است.
ارتش اسرائیل بخشهای گستردهای از مناطق جنوبی این ارتفاعات را تصرف کرده و آن را یکی از «محورهای اصلی عملیات» خود خوانده است.
در سوی دیگر، حزبالله میگوید کنترل ارتفاعات را در دست دارد و با هرگونه پیشروی نیروهای اسرائیلی مقابله خواهد کرد.
حضور نیروهای سپاه پاسداران در مجموعه زیرزمینی علی الطاهر
رویترز به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد بیش از ۱۲ عضو سپاه پاسداران، از جمله دستکم دو افسر ارشد، همراه نیروهای حزبالله در منطقه علی الطاهر حضور دارند.
بر اساس این گزارش، اسرائیل در پی فشار ایالات متحده، حمله زمینی به این ارتفاعات را به تعویق انداخته است.
دفتر رسانهای حزبالله ارسال پیام از سوی حکومت ایران را تایید نکرد، اما گفت: «فشار اسرائیل برای محاصره علی الطاهر با هدف ایجاد وضعیتی در این تاسیسات است که ادامه حضور در آن را ناممکن کند. اتخاذ این رویکرد و خودداری از حملهای گسترده نشان میدهد ممکن است پیامی از طریق چند کشور منتقل شده باشد.»
این نهاد افزود جمهوری اسلامی هرگونه عملیات زمینی اسرائیل در جنوب لبنان، بهویژه گسترش مناطق تحت کنترل آن، را نقض جدی توافق اسلامآباد میداند.
با وجود اعلام آتشبس، ارتش اسرائیل حزبالله را به ادامه فعالیت در اطراف ارتفاعات علی الطاهر متهم کرده و گفته است این گروه طی یک هفته، دو بار پهپادهای انفجاری به سوی نیروهای اسرائیلی مستقر در نزدیکی منطقه پرتاب کرده است.
تهران و واشینگتن ۲۵ خرداد بر سر خاتمه جنگ به تفاهم دست یافتند، اما تنشهای منطقهای پس از آن ادامه یافت.
۱۷ تیر، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مقامهای جمهوری اسلامی را «متقلب»، «دروغگو» و «بیمار» خواند و با اشاره به حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، از پایان آتشبس با تهران خبر داد.
ابهام درباره هویت و سرنوشت نظامیان در علی الطاهر
ارتش اسرائیل ماه ژوئیه یکی از نیروهای حزبالله را در نزدیکی ورودی مجموعه زیرزمینی علی الطاهر هدف حمله هوایی قرار داد.
یک مقام ارتش اسرائیل نیز ماه ژوئن به رویترز گفت نیروهای حزبالله بدون آب و غذا در زیر زمین گرفتار شدهاند.
روزنامه معاریو به نقل از یک منبع نظامی نوشت بر اساس برآورد ارتش اسرائیل، هیچ نیرویی از سپاه پاسداران در علی الطاهر حضور ندارد و شماری از نیروهای حزبالله نیز بر اثر بیآبی و گرسنگی جان باختهاند.
با این حال، رویترز به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد ارتش اسرائیل میکوشد با ادامه محاصره، نیروهای سپاه پاسداران و حزبالله را از پناهگاههای زیرزمینی بیرون بکشد و پهپادهای حامل آب و غذا برای افراد مستقر در ارتفاعات را سرنگون میکند.
دو منبع لبنانی، از جمله یک مقام ارشد امنیتی، گفتند با وجود تهدید جمهوری اسلامی، همچنان احتمال دارد ارتش اسرائیل در هفتههای آینده عملیاتی را برای تصرف ارتفاعات علی الطاهر آغاز کند.
حزبالله هشدار داده است هرگونه حمله گسترده به این ارتفاعات به معنای ازسرگیری جنگی تمامعیار خواهد بود و ممکن است با شلیک موشک به مناطق مسکونی شمال اسرائیل پاسخ داده شود.
در روزهای اخیر، تشدید تنشها در تنگه هرمز و حملات متقابل آمریکا و جمهوری اسلامی، گمانهزنیها را درباره آغاز دوباره جنگی تمامعیار و گسترش دامنه آن به دیگر نقاط منطقه، افزایش داده است.
یک نهاد امنیتی کره جنوبی اعلام کرد بازنگری در مقررات حزب کارگران کره شمالی، زمینه را برای تمرکز هرچه بیشتر قدرت در دست کیم جونگ اون، رهبر این کشور، فراهم کرده است.
موسسه راهبرد امنیت ملی، وابسته به سازمان اطلاعات ملی کره جنوبی، پنجشنبه ۱۲ شهریور گزارش داد این اصلاحات اختیارات کیم را افزایش داده و سلطه حزب بر دولت و ارتش را تقویت کرده است.
بر اساس مقررات جدید، دبیرکل حزب، سمتی که در اختیار کیم است، میتواند نشستهای دفتر سیاسی و کمیته دائمی آن را تشکیل دهد، مقامهای کلیدی را منصوب یا برکنار کند، درباره عضویت یا اخراج افراد از حزب تصمیم بگیرد و سازمانها و ادارات حزب را منحل کند.
به گفته این موسسه، اختیارات تازه به کیم اجازه میدهد بدون اتکای گسترده به نهادهای تصمیمگیری جمعی حزب، کنترل مستقیمتری بر ساختار قدرت اعمال کند.
دیگر تغییرات نیز با هدف نظم بخشیدن به فعالیتهای حزب و تشدید نظارت مرکزی بر امور دولت و ارتش صورت گرفتهاند.
این اصلاحات در نهمین کنگره حزب حاکم کارگران کره در زمستان ۱۴۰۴ به تصویب رسید.
این گزارش در شرایطی منتشر شد که تاکید مداوم کیم بر گسترش زرادخانه هستهای کره شمالی، به نگرانیها درباره پیامدهای امنیتی آن برای منطقه دامن زده است.
تقویت توان هستهای کره شمالی و چین همراه با افزایش تردیدها درباره تضمینهای امنیتی آمریکا، بحث و جدل در کره جنوبی درباره ضرورت برخورداری این کشور از بازدارندگی مستقل را شدت بخشیده است.
بر پایه نتایج یک نظرسنجی که ششم شهریور منتشر شد، ۶۵ درصد مردم کره جنوبی موافق دستیابی به سلاح اتمی هستند.
نمایی از آزمایش تسلیحاتی کره شمالی، چهارم تیر
افزایش اختیارات حزب در شرایط جنگی
نهاد امنیتی کره جنوبی در ادامه گزارش داد بر اساس مقررات اصلاحشده، نشستهای عمومی کمیته مرکزی حزب کارگران کره شمالی باید دستکم هر شش ماه یکبار برگزار شوند.
همچنین دفتر سیاسی میتواند با مجوز کمیته مرکزی، درباره مسائل مهم دوران جنگ تصمیم بگیرد.
این تغییر با هدف جلوگیری از تاخیر در تصمیمگیریها انجام شده و به گروه کوچکتری از مقامهای ارشد اجازه میدهد بدون تشکیل نشست کامل کمیته مرکزی، اقدام کنند.
در متن جدید، آخرین اشارهها به دستاوردهای کیم ایل سونگ، بنیانگذار کره شمالی و پدربزرگ کیم، و کیم جونگ ایل، رهبر پیشین و پدر او، حذف شده است و در مقابل، بر نقش محوری کیم جونگ اون تاکید بیشتری شده است.
کیم ایل سونگ از زمان تاسیس کره شمالی در سال ۱۹۴۸ تا زمان مرگش در ۱۹۹۴، بهمدت ۴۶ سال بر این کشور حکومت کرد.
پس از او، پسرش کیم جونگ ایل ۱۷ سال در قدرت بود و کیم جونگ اون نیز از دسامبر ۲۰۱۱ تاکنون، نزدیک به ۱۵ سال رهبری کره شمالی را بر عهده داشته است.
مقررات تازه همچنین کنار گذاشتن سیاست دیرینه پیونگیانگ برای اتحاد با کره جنوبی را تثبیت کرده است.
پیونگیانگ در سال ۲۰۲۴ در چارچوب رویکرد «دو کشور متخاصم»، عبارات مربوط به اتحاد دو کره را از مقررات حزب حذف کرده بود.
افزایش حداقل سن عضویت در حزب از ۱۸ به ۲۰ سال و گسترش اقدامات انضباطی علیه اعضا، از دیگر تغییرات صورتگرفته است.
موسسه راهبرد امنیت ملی اصلاحات جدید را بخشی از «دوران دوم کیم جونگ اون» توصیف کرد که قدرت را بیش از پیش در دستان رهبر کره شمالی متمرکز میکند.
طی سالهای اخیر، بارها گزارشها و گمانهزنیهایی درباره وضعیت سلامتی کیم منتشر شده، اما بهدلیل انزوای کره شمالی و محدود بودن دسترسی به اطلاعات، تایید مستقل این گزارشها ممکن نبوده است.
خبرگزاری رویترز ۱۷ فروردین به نقل از سازمان اطلاعات ملی کره جنوبی گزارش داد بر اساس «اطلاعات موثق»، دختر رهبر کره شمالی بهعنوان جانشین پدرش و رهبر آینده کشور انتخاب شده است.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در دیدار با ریچارد مارلز، وزیر دفاع استرالیا، در پنتاگون
استرالیا و آمریکا اعلام کردند همکاریهای دفاعی خود را گسترش میدهند؛ اقدامی که میتواند حضور نظامی آمریکا را در استرالیا افزایش دهد و بازدارندگی را در منطقه اقیانوس آرام، همزمان با افزایش نفوذ چین، تقویت کند.
ریچارد مارلز، وزیر دفاع استرالیا، پس از دیدار با پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در واشینگتن گفت سطح استقرار نیروهای نظامی آمریکا در استرالیا در حال افزایش است و این روند همه حوزههای نظامی را در بر میگیرد.
بر اساس ابتکارهای استقرار نیرو میان آمریکا و استرالیا، نیروهای آمریکایی میتوانند در استرالیا آموزش ببینند و تجهیزات ذخیره کنند. این همکاری شامل استقرار چرخشی هواپیماهای نظامی و پشتیبانی لجستیکی از شناورهای آمریکایی نیز میشود.
مارلز گفت این همکاری برای تقویت بازدارندگی و کمک به حفظ ثبات و صلح در منطقه هند و اقیانوس آرام اهمیت دارد و در راستای منافع ملی استرالیاست.
او مشخص نکرد گسترش همکاریهای دفاعی به افزایش شمار نیروهای آمریکایی مستقر در استرالیا منجر خواهد شد یا نه، اما گفت جزییات بیشتری در نشست بعدی وزیران دفاع و جنگ دو کشور در ادامه سال جاری میلادی ارائه خواهد شد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در کنار ریچارد مارلز، وزیر دفاع استرالیا، در پنتاگون
آمریکا، بریتانیا و استرالیا ۲۴ شهریور ۱۴۰۰ پیمان دفاعی آکوس را با هدف گسترش همکاریهای نظامی و امنیتی در منطقه هند و اقیانوس آرام منعقد کردند.
یکی از محورهای اصلی این پیمان، دستیابی استرالیا به زیردریاییهای هستهای و فناوریهای مرتبط است؛ روندی که اجرای آن به ظرفیت صنعت کشتیسازی آمریکا، بهویژه تولید زیردریاییهای کلاس ویرجینیا، گره خورده است.
همکاریهای نظامی در چارچوب پیمان آکوس
شماری از نیروهای نظامی آمریکا اکنون در پایگاه دریایی «اچامایاس استرلینگ» در ساحل غربی استرالیا فعالیت میکنند.
قرار است این پایگاه از سال ۲۰۲۷ میزبان چهار زیردریایی کلاس ویرجینیا تحت فرماندهی آمریکا باشد.
چین پیمان آکوس را «خطرناک» خوانده و هشدار داده است که این توافق میتواند به رقابت تسلیحاتی در منطقه دامن بزند.
دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در نشست با ریچارد مارلز، وزیر دفاع استرالیا، در پنتاگون
هگست در بیانیهای اعلام کرد میان راهبردهای دفاع ملی آمریکا و استرالیا «همسویی قوی» وجود دارد و بر اهمیت سرمایهگذاری متحدان در امنیت خود برای کمک به دفاع جمعی تاکید کرد.
او افزود دو کشور درباره تصویر پیچیده تهدیدهای کنونی در جهان درک مشترکی دارند و متحدان، علاوه بر برنامهریزی مشترک، باید اطمینان حاصل کنند تواناییهایشان با یکدیگر همخوان و مکمل یکدیگر است.
هگست پیشتر نیز از متحدان آمریکا در منطقه هند و اقیانوس آرام خواسته بود بودجه دفاعی خود را افزایش دهند.
او خرداد ۱۴۰۴ با اشاره به افزایش توان نظامی چین، از کشورهای آسیایی خواست در زمینه افزایش هزینههای دفاعی از کشورهای اروپایی الگو بگیرند.
رقابت با چین در جزایر اقیانوس آرام
دیدار وزیران دفاع و جنگ استرالیا و آمریکا همزمان با برگزاری نشست مجمع جزایر اقیانوس آرام در پالائو انجام شد؛ نشستی که پنجشنبه ۱۲ شهریور وارد آخرین روز خود شد و غیبت شماری از رهبران و اعتراض چین به حضور وزیر خارجه تایوان بر آن سایه انداخت.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در دیدار با ریچارد مارلز، وزیر دفاع استرالیا، در پنتاگون
استرالیا و آمریکا در مجموع اختصاص ۵۸۰ میلیون دلار برای کشورهای جزیرهای اقیانوس آرام را اعلام کردهاند. این اقدام در شرایطی انجام میشود که چین از طریق کمکهای بلاعوض، پروژههای زیرساختی و کمکهای مالی، در حال گسترش نفوذ خود در منطقه است.
از مجموع ۵۸۰ میلیون دلار اعلامشده برای کشورهای جزیرهای اقیانوس آرام، آمریکا ۱۵۰ میلیون دلار و استرالیا حدود ۴۳۰ میلیون دلار تامین میکنند.
پکن طی سالهای اخیر روابط خود را با کشورهای جزیرهای اقیانوس آرام، از جمله جزایر سلیمان و کوک، گسترش داده است.