جمهوری اسلامی برای دریافت صدها سامانه پدافندی دوشپرتاب از چین آماده میشود
پدافند هوایی دوشپرتاب ساخت چین
سه منبع آگاه به خبرگزاری رویترز گفتند جمهوری اسلامی ظرف چند هفته نخستین محموله از حداکثر ۴۰۰ سامانه پدافند هوایی دوشپرتاب ساخت چین را دریافت خواهد کرد. چین این گزارش را «کاملا بیاساس» خوانده و پاکستان نیز هرگونه نقش در انتقال این تسلیحات را رد کرده است.
رویترز چهارشنبه هفتم مرداد نوشت ارزش قرارداد خرید این سامانهها بین ۶۰ تا ۷۰ میلیون دلار برآورد شده است.
این قرارداد شامل ۳۰۰ تا ۴۰۰ سامانه پدافند هوایی قابلحمل توسط نفر، از جمله موشکهای چینی کیودبلیو-۱۲ و افان-۱۶، میشود.
منابع رویترز بهدلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز تا زمان انتشار گزارش به درخواست اظهارنظر پاسخی نداد.
این خرید یکی از بزرگترین تلاشهای شناختهشده تهران برای تقویت پدافند هوایی کوتاهبرد خود از زمان آغاز جنگ با آمریکا و اسرائیل به شمار میرود.
این درگیری ضعفهایی را در توانایی حکومت ایران برای حفاظت از تاسیسات نظامی و زیرساختهای راهبردی آشکار کرده است.
یک شرکت هنگکنگی واسطه معامله معرفی شد
به گفته منابع، قرارداد با شرکت «ژونگچینگ بائوشانگ اینترنشنال اینوستمنت» مستقر در هنگکنگ امضا شده است. این شرکت ظاهرا بهعنوان واسطه میان طرف ایرانی و تامینکننده چینی فعالیت میکند.
شرکت مادر آن، «گروه ژونگچینگ بائوشانگ» مستقر در پکن، به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخی نداد.
وزارت امور خارجه چین در واکنش اعلام کرد: «گزارشهای مربوطه کاملا بیاساس است. چین همواره در مسیر ترویج صلح و پایان دادن به درگیری نقش داشته است.»
منابع آگاه تاکید کردند با وجود امضای توافق، برنامه زمانی تحویل، تعداد نهایی سامانهها و دیگر جزییات اجرایی همچنان ممکن است تغییر کند.
مسیر انتقال از چین و پاکستان میگذرد
بر اساس طرح مورد توافق، محمولهها قرار است ابتدا از شهر ارومچی در غرب چین بهصورت هوایی منتقل شوند و سپس با عبور از پاکستان به ایران برسند.
منابع مشخص نکردهاند که انتقال محموله از پاکستان به ایران از مسیر هوایی انجام خواهد شد یا زمینی.
روابط عمومی ارتش پاکستان ادعای مشارکت این کشور در انتقال تسلیحات را رد کرد و گفت: «گمانهزنیها درباره دخالت پاکستان در انتقال تسلیحات پدافند هوایی چین به ایران کاملا ساختگی و نادرست است.»
سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان نیز به درخواستهای رویترز برای اظهارنظر پاسخ نداد.
دو منبع اطلاعاتی غربی و یک مقام جمهوری اسلامی گفتند تهران استفاده از مسیرهای زمینی را برای انتقال محرمانهتر تجهیزات نظامی و قطعات دارای کاربرد دوگانه از چین بررسی کرده است.
هدف از این اقدام، کاهش خطر شناسایی یا مختل شدن انتقال محمولهها عنوان شده است.
جنگ نیاز حکومت ایران به بازسازی پدافند را افزایش داد
آمریکا و اسرائیل در ماههای گذشته تاسیسات مرتبط با برنامههای موشکی، پهپادی و پدافند هوایی حکومت ایران را هدف قرار دادهاند. تهران نیز با شلیک موجهایی از موشکهای بالستیک و پهپادها پاسخ داده است.
این درگیری دشواری حفاظت از تاسیسات ثابت نظامی و مراکز راهبردی در برابر هواپیماهای پیشرفته و مهمات هدایتشونده دقیق را آشکار کرده است.
واشنگتن پس از حدود دو هفته بمباران، سوم مرداد حملات خود به ایران را ناگهان متوقف کرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با این حال هشدار داده است اگر مذاکرات نتواند به درگیری پنجماهه پایان دهد، حملات از سر گرفته خواهد شد.
تحویل صدها سامانه دوشپرتاب میتواند موجودی تسلیحات پدافند کوتاهبرد حکومت ایران را به میزان قابلتوجهی افزایش دهد. در صورت انجام معامله، این خرید همچنین میتواند نشانهای از تعمیق روابط نظامی تهران و پکن باشد.
سامانههای دوشپرتاب از تاسیسات حساس محافظت میکنند
حکومت ایران در دو دهه گذشته سرمایهگذاری زیادی در ساخت موشک، پهپاد و رادار انجام داده است.
کارشناسان نظامی معتقدند سامانههای پدافند هوایی قابلحمل میتوانند بخشی از خلا دفاعی جمهوری اسلامی را پوشش دهند.
این سامانهها را میتوان بهسرعت پراکنده کرد، با گروههای کوچک به کار گرفت و مرتب جابهجا کرد. همین ویژگیها آنها را در مقایسه با آتشبارهای ثابت پدافند هوایی کمتر آسیبپذیر میکند.
سامانههای کیودبلیو-۱۲ و افان-۱۶ از موشکهای زمینبههوای دوشپرتاب با هدایت فروسرخ استفاده میکنند. این موشکها برای مقابله با هواپیماهای ارتفاع پایین، بالگردها و پهپادها طراحی شدهاند.
قابلیت جابهجایی سریع، امکان استقرار آنها را در اطراف پایگاههای نظامی، زیرساختهای انرژی و دیگر مکانهای حساس فراهم میکند.
تحلیلگران دفاعی کیودبلیو-۱۲ را ضعیفتر از نمونههای جدیدتر این خانواده، از جمله کیودبلیو-۱۸ و کیودبلیو-۱۹، ارزیابی میکنند.
با این حال، این سامانه همچنان میتواند یک لایه دفاعی کوتاهبرد موثر در برابر پهپادها و اهداف ارتفاع پایین ایجاد کند.
گزارشها از مذاکرات برای خرید مدلهای دیگر حکایت دارد
یک منبع امنیتی اروپایی به رویترز گفت مقامهای کشورش از چند قرارداد در دست مذاکره برای فروش احتمالی سامانههای خانواده کیودبلیو به جمهوری اسلامی اطلاع دارند.
این مذاکرات مدلهای کیودبلیو-۱۲، کیودبلیو-۱۸ و کیودبلیو-۱۹ را در بر میگیرد.
یک منبع امنیتی دیگر در خاورمیانه نیز گفت حکومت ایران در پی خرید موشکهای کیودبلیو-۱۲ و کیودبلیو-۱۸ بوده، اما او از نهاییشدن قرارداد اطلاعی نداشته است.
این خرید احتمالی نشان میدهد جمهوری اسلامی با وجود سالها تحریم و محدودیت بر واردات دفاعی، همچنان به ترکیبی از تولید داخلی و تامینکنندگان خارجی متکی است.
رویترز پیشتر نیز گزارش داده بود حکومت ایران به امضای توافق جداگانهای با چین برای خرید موشکهای کروز ضدکشتی نزدیک شده است. این خبرگزاری نتوانسته مشخص کند که آیا آن قرارداد نهایی شده است یا نه.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ساعاتی پس از حمله موشکی به پایگاه نظامیان آمریکا در اردن، با انتشار بیانیهای از حمله به سه نفتکش در تنگه هرمز خبر داد. این حملات پس از خودداری آمریکا از ادامه حملات و برقراری آرامش نسبی در پی ۱۳ روز تبادل آتش صورت گرفته است.
فرماندهی نیروی دریایی سپاه پاسداران بامداد چهارشنبه هفت مرداد در بیانیهای ضمن تاکید بر استمرار اعمال مدیریت کامل بر تنگه هرمز اعلام کرد: «ساعاتی پیش سه نفتکش متخلف که بی توجه به اخطارهای ما، به حرکت در مسیر ناامن و غیرقانونی ادامه میدادند مورد اصابت قرار گرفته و متوقف شدند.»
نیروی دریایی سپاه در بیانیه خود افزود که «مداخلات و امرو نهیهای» ارتش آمریکا به شناورها در منطقه بیپاسخ نخواهد ماند.
حمله موشکی به پایگاه آمریکا در اردن
این حملات همزمان با رد طرح عمان برای بازگشایی تنگه هرمز رخ میدهد. ساعاتی پیش از حمله دوباره به نفتکشها در خلیج فارس جمهوری اسلامی حمله موشکی به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را از سرگرفت.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که در ساعت یک و ربع بامداد چهارشنبه هفت مرداد به وقت تهران، نیروهای سپاه پاسداران در قالب یک تلاش برای حمله غافلگیرانه، چندین موشک بالستیک از خاک ایران به سمت نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه شلیک کردند.
سنتکام در بیانیه خود افزود: «تمام موشکهای شلیکشده از خاک ایران با موفقیت رهگیری و منهدم شدند. نیروهای آمریکایی همچنان هوشیارند و در بالاترین سطح آمادگی رزمی قرار دارند.»
گمان میرود این موشکها پایگاه آمریکا در اردن را هدف گرفته بودند. حملات موشکی جمهوری اسلامی به یک پایگاه آمریکا در هفته گذشته به کشته شدن سه نیروی نظامی آمریکایی منجر شد و در نتیجه به تشدید حملات آمریکا انجامید.
این نخستین حمله موشکی بالستیک جمهوری اسلامی به یک پایگاه آمریکایی در منطقه از زمانی است که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، روز جمعه حملات علیه اهدافی در خاک ایران را متوقف کرد تا فرصت دیگری به دیپلماسی بدهد.
وبسایت اکسیوس در گزارشی نوشت این حمله میتواند وقفه شکننده در درگیریها را از بین ببرد و ترامپ را ناچار کند تصمیم بگیرد که آیا عملیات نظامی را از سر بگیرد یا خیر.
ترامپ دوشنبه پنجم مرداد به اکسیوس گفته بود که آمریکا در حال انجام «مذاکراتی بسیار جدی» با ایران است، اما هشدار داد که اگر دیپلماسی شکست بخورد، بار دیگر به «اقدام نظامی بسیار شدید» روی خواهد آورد.
او در پاسخ به این پرسش که چه مدت حاضر است به مذاکرات فرصت بدهد، گفت: «زمان زیادی وجود ندارد. یا خیلی سریع پیش میرود یا اصلا پیش نخواهد رفت.»
حمله جدید موشکی جمهوری اسلامی در میانه توقف حملات و تنها چند ساعت پس از آن انجام شد که ترامپ در کاخ سفید با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دیدار کرد؛ دیداری که تمرکز اصلی آن بر ایران بود.
کاخ سفید و نخستوزیر اسرائیل این نشست را «مثبت و سازنده» توصیف کردهاند.
در تحولی دیگر که نشاندهنده رویکرد سرسختانه جمهوری اسلامی است، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت تهران بازگشت این آبراه به وضعیت پیش از جنگ را نمیپذیرد.
غریبآبادی سهشنبه ششم مرداد در یک مصاحبه تلویزیونی گفت طرح پیشنهادی عمان بر این تمرکز داشت که ۵۰ درصد مسیرهای تردد دریایی در اختیار جمهوری اسلامی و ۵۰ درصد دیگر در اختیار عمان قرار گیرد.
بهگفته او، این طرح به وضعیتی پایان میدهد که در آن همه مسیرهای عبور از آبهای سرزمینی عمان میگذشت.
غریبآبادی تاکید کرد پیشنهاد عمان نگرانیهای امنیت ملی جمهوری اسلامی را برطرف نمیکند و تهران حتی در صورت برقراری صلح نیز حاضر نیست به ساز و کار پیش از جنگ، شامل تفکیک ترافیک دریایی و کریدور میانی، بازگردد.
غریبآبادی افزود تهران با ارائه یک طرح جایگزین، پیشنهاد کرده است تمام مسیر ورود کشتیها و بخشی از مسیر خروج آنها از آبهای سرزمینی ایران بگذرد.
بهگفته او، این طرح به جمهوری اسلامی امکان میدهد بر تردد شناورها نظارت موثر داشته باشد و از پایداری صلح و نبود تهدید امنیتی از مسیر تنگه هرمز اطمینان یابد.
حمله آمریکا و عربستان به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق
فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، و نیروهای مسلح عربستان سعودی شامگاه سهشنبه ششم مرداد در بیانیه دیگری از انجام حملاتی دقیق در عراق خبر دادند و اعلام کردند که گروههای تروریستی وابسته به جمهوری اسلامی را هدف قرار دادهاند.
در این بیانیه گفته شده که سپاه پاسداران این گروهها را برای حمله به نیروهای آمریکایی و زیرساختهای انرژی عربستان سعودی هدایت کرده بود.
جنگندههای آمریکایی و سعودی چندین مرکز لجستیکی و انبارهای تسلیحاتی این گروهها را در مناطق مختلف شرق عراق بمباران کردند.
این حملات در واکنش به بیش از ۳۰ حمله پهپادی انجام شد که طبق این بیانیه، سپاه پاسداران طی ۷۲ ساعت گذشته هدایت کرده بود.
در این بیانیه آمده است که این حملات «غیرقابل توجیه» علیه نیروهای آمریکایی موفقیتی در پی نداشت.
در ادامه بیانیه یادآوری شده است که در فاصله اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵، بیش از ۶۰۰ تلاش برای حمله علیه شهروندان و تاسیسات آمریکایی در عراق از سوی گروههای شبهنظامی وابسته به جمهوری اسلامی انجام شده است.
سنتکام در پایان بیانیه خود تاکید کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای نیابتی آن باید این حملات را متوقف کنند تا از اقدامات نظامی بیشتر آمریکا جلوگیری شود.
عربستان سعودی نیز با انتشار بیانیهای حملات به گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق را تایید کرد.
پیشتر صدا و سیمای جمهوری اسلامی به نقل از یک منبع نظامی که نامش را اعلام نکرد، گزارش داده بود که حکومت ایران هرگونه ارتباط با پرتابههایی را که از کشورهای دیگر به سمت اهدافی در عربستان سعودی شلیک شدهاند، رد میکند.
نمایش موشک بالستیک ذوالفقار در میدان آزادی تهران، ۲ مرداد ۱۴۰۵
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که در ساعت یک و ربع بامداد چهارشنبه هفت مرداد به وقت تهران، نیروهای سپاه پاسداران در قالب یک تلاش برای حمله غافلگیرانه، چند موشک بالستیک از خاک ایران به سمت نیروهای آمریکایی در خاورمیانه شلیک کردند.
سنتکام در بیانیه خود افزود: «تمام موشکهای شلیکشده از خاک ایران با موفقیت رهگیری و منهدم شدند. نیروهای آمریکایی همچنان هوشیارند و در بالاترین سطح آمادگی رزمی قرار دارند.»
یک مقام آمریکایی به اورشلیمپست گفت که سپاه دستکم چهار موشک به سمت یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن شلیک کرد.
حملات موشکی جمهوری اسلامی به یک پایگاه آمریکا در هفته گذشته به کشته شدن سه نیروی نظامی آمریکایی منجر شد و در نتیجه به تشدید حملات آمریکا انجامید.
این نخستین حمله موشکی بالستیک جمهوری اسلامی به یک پایگاه آمریکایی در منطقه از زمانی است که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، روز جمعه حملات علیه اهدافی در خاک ایران را متوقف کرد تا فرصت دیگری به دیپلماسی بدهد.
وبسایت اکسیوس در گزارشی نوشت این حمله میتواند وقفه شکننده در درگیریها را از بین ببرد و ترامپ را ناچار کند تصمیم بگیرد که آیا عملیات نظامی را از سر بگیرد یا خیر.
ترامپ دوشنبه پنجم مرداد به اکسیوس گفته بود که آمریکا در حال انجام «مذاکراتی بسیار جدی» با ایران است، اما هشدار داد که اگر دیپلماسی شکست بخورد، بار دیگر به «اقدام نظامی بسیار شدید» روی خواهد آورد.
او در پاسخ به این پرسش که چه مدت حاضر است به مذاکرات فرصت بدهد، گفت: «زمان زیادی وجود ندارد. یا خیلی سریع پیش میرود یا اصلا پیش نخواهد رفت.»
حمله جدید موشکی جمهوری اسلامی در میانه توقف حملات و تنها چند ساعت پس از آن انجام شد که ترامپ در کاخ سفید با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دیدار کرد؛ دیداری که تمرکز اصلی آن بر ایران بود.
کاخ سفید و نخستوزیر اسرائیل این نشست را «مثبت و سازنده» توصیف کردهاند.
حمله آمریکا و عربستان به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق
فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، و نیروهای مسلح عربستان سعودی شامگاه سهشنبه ششم مرداد در بیانیه دیگری از انجام حملاتی دقیق در عراق خبر دادند و اعلام کردند که گروههای تروریستی وابسته به جمهوری اسلامی را هدف قرار دادهاند.
در این بیانیه گفته شده که سپاه پاسداران این گروهها را برای حمله به نیروهای آمریکایی و زیرساختهای انرژی عربستان سعودی هدایت کرده بود.
جنگندههای آمریکایی و سعودی چندین مرکز لجستیکی و انبارهای تسلیحاتی این گروهها را در مناطق مختلف شرق عراق بمباران کردند.
این حملات در واکنش به بیش از ۳۰ حمله پهپادی انجام شد که طبق این بیانیه، سپاه پاسداران طی ۷۲ ساعت گذشته هدایت کرده بود.
در این بیانیه آمده است که این حملات «غیرقابل توجیه» علیه نیروهای آمریکایی موفقیتی در پی نداشت.
در ادامه بیانیه یادآوری شده است که در فاصله اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵، بیش از ۶۰۰ تلاش برای حمله علیه شهروندان و تاسیسات آمریکایی در عراق از سوی گروههای شبهنظامی وابسته به جمهوری اسلامی انجام شده است.
سنتکام در پایان بیانیه خود تاکید کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای نیابتی آن باید این حملات را متوقف کنند تا از اقدامات نظامی بیشتر آمریکا جلوگیری شود.
پس از آنکه ارتش آمریکا حمله موشکی بالستیک جمهوری اسلامی به نیروهای آمریکایی در خاورمیانه را تایید کرد، قیمت قراردادهای آتی نفت خام آمریکا بیش از چهار درصد افزایش یافت و از ۸۲ دلار در هر بشکه فراتر رفت.
قیمت نفت پیشتر در روز سهشنبه، پس از توقف ناگهانی حملات هوایی آمریکا علیه ایران در روز شنبه، کاهش یافته بود.
در پی تازهترین حمله ایران به نیروهای آمریکایی، قیمت قراردادهای آتی نفت خام برنت نیز افزایش یافت و اکنون به بیش از ۸۸ دلار در هر بشکه رسیده است.
رد پیشنهاد عمان؛ تهران سهم بیشتری از تنگه هرمز را میخواهد
در تحولی دیگر که نشاندهنده رویکرد سرسختانه جمهوری اسلامی است، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت تهران بازگشت این آبراه به وضعیت پیش از جنگ را نمیپذیرد.
غریبآبادی سهشنبه ششم مرداد در یک مصاحبه تلویزیونی گفت طرح پیشنهادی عمان بر این تمرکز داشت که ۵۰ درصد مسیرهای تردد دریایی در اختیار جمهوری اسلامی و ۵۰ درصد دیگر در اختیار عمان قرار گیرد.
بهگفته او، این طرح به وضعیتی پایان میدهد که در آن همه مسیرهای عبور از آبهای سرزمینی عمان میگذشت.
غریبآبادی تاکید کرد پیشنهاد عمان نگرانیهای امنیت ملی جمهوری اسلامی را برطرف نمیکند و تهران حتی در صورت برقراری صلح نیز حاضر نیست به ساز و کار پیش از جنگ، شامل تفکیک ترافیک دریایی و کریدور میانی، بازگردد.
غریبآبادی افزود تهران با ارائه یک طرح جایگزین، پیشنهاد کرده است تمام مسیر ورود کشتیها و بخشی از مسیر خروج آنها از آبهای سرزمینی ایران بگذرد.
بهگفته او، این طرح به جمهوری اسلامی امکان میدهد بر تردد شناورها نظارت موثر داشته باشد و از پایداری صلح و نبود تهدید امنیتی از مسیر تنگه هرمز اطمینان یابد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گفت روز سهشنبه در کاخ سفید دیداری «عالی» با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، داشته است؛ نخستین دیدار آنها از زمان آغاز جنگ مشترک علیه جمهوری اسلامی که فرصتی برای نتانیاهو فراهم کرد تا تنشهای ایجادشده در روابط دو طرف را کاهش دهد.
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت این دیدار پشت درهای بسته نزدیک به یک ساعت و نیم طول کشید و «مثبت و سازنده» بود.
کاخ سفید هنوز جزئیات بیشتری از این دیدار و گفتوگوهای ترامپ و نتانیاهو منتشر نکرده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت این دیدار در شرایطی انجام شد که هر دو رهبر با فشارهای فزاینده داخلی روبهرو هستند. نتانیاهو در آستانه انتخابات قرار دارد و بخشی از مشکلات سیاسی او به وخامت روابطش با ترامپ مربوط میشود. ترامپ نیز برای پایان دادن به جنگی نامحبوب تحت فشار است؛ جنگی که خسارتهای اقتصادی گستردهای به بار آورده و پیش از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر موجب افزایش قیمتها شده است.
با وجود نشانههای تنش میان دو طرف پیش از دیدار، نتانیاهو پس از آن در پستی در اینستاگرام با شور و حرارت از ملاقات سخن گفت و تاکید کرد که «تمام تیم ارشد» ترامپ نیز در جلسه حضور داشتند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، که پیشتر از اسرائیل انتقاد کرده و در ماه ژوئن به مقامهای اسرائیلی هشدار داده بود ترامپ تنها دوست آنها در میان رهبران جهان است، نیز در این جلسه حضور داشت.
نتانیاهو به زبان عبری گفت: «وقتی میگویم عالی، منظورم تعریف سطحی نیست. این گفتوگویی در چارچوب شراکت کامل، حمایت متقابل و درک هدف مشترک برای اطمینان از آن بود که ایران به سلاح هستهای دست پیدا نکند؛ در کنار اهداف دیگر. این یکی از بهترین گفتوگوهایی بود که با رییسجمهوری ایالات متحده، دوستمان دونالد ترامپ، داشتهام.»
نتانیاهو بعدتر در مراسم خاکسپاری سناتور لیندسی گراهام به ونس و ترامپ پیوست. در این مراسم، نخستوزیر اسرائیل در حال گفتوگو با ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، دیده شد؛ زلنسکی نیز پیشتر در همان روز با ترامپ دیدار کرده بود.
ترامپ پیش از دیدار از نتانیاهو ابراز نارضایتی کرد
ترامپ پیش از ملاقات، بخشی از تنش موجود با نتانیاهو را آشکار کرد و از گزارشهایی گلایه کرد که میگفتند رهبر اسرائیل قصد دارد درباره فعالیتهای ایران در کوه کلنگ گزلا، سایتی بالقوه هستهای که رییسجمهوری آمریکا بارها تهدید به بمباران آن کرده است، اطلاعاتی ارائه کند.
ترامپ در گفتوگو با برنامه «فاکس اند فرندز» (Fox & Friends) گفت: «من دقیقا میدانم در کوه کلنگ گزلا چه میگذرد.»
او اصرار کرد هر کاری که جمهوری اسلامی در آنجا انجام میدهد «مشکل بزرگی نیست» و افزود: «بیبی این را به من میگوید چون میخواهد من همچنان درگیر بمانم.»
ترامپ با آشکار کردن نارضایتی خود از متحدش افزود: «چرا باید این موضوع را به تمام جهان اعلام کنید؟»
بهنوشته آسوشیتدپرس، روابط ترامپ و نتانیاهو در طول سالها فراز و فرود داشته است، اما پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید در سال گذشته، ائتلاف آنها قویتر از همیشه به نظر میرسید.
زمانی که این دو در ۹ اسفند ۱۴۰۴ جنگ مشترک با جمهوری اسلامی راآغاز کردند، موضعی متحد داشتند و میگفتند ارتشهای دو کشور بهطور کاملا هماهنگ برای از میان بردن رهبری جمهوری اسلامی و فراهم کردن زمینه روی کار آمدن حکومتی نزدیکتر به غرب عمل میکنند.
بهنوشته آسوشیتدپرس اما جمهوری اسلامی با فرستادن پهپادها و موشکها به سوی پایگاههای آمریکا و کشورهای خلیج فارس و بستن تنگه هرمز ترامپ را در داخل آمریکا و از سوی متحدان منطقهای تحت فشار شدید قرار داد تا به درگیری پایان دهد.
از آن زمان، نتانیاهو که خواهان ادامه جنگ ایران و علیه متحد آن، حزبالله لبنان، بود، به حاشیه رانده شد؛ در حالی که ترامپ برای دستیابی به توافق با تهران تلاش میکرد، اختلافات میان نتانیاهو و ترامپ و همچنین ونس بر سر جنگ ایران و موضوعات دیگر آشکارتر شد.
آمیت سگال، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی اسرائیلی، دوشنبه در روزنامه «اسرائیل هیوم» نوشت: «آمریکاییها برای اسرائیلیها روشن کردهاند که آنها هستند که جنگ را اداره میکنند. برای همه روشن است که اسرائیل روی صندلی عقب نشانده شده است.»
یک منبع مطلع به آسوشیتدپرس گفت نخستوزیر اسرائیل قصد داشت اطلاعات اسرائیل درباره برنامه هستهای تهران را در اختیار ترامپ قرار دهد.
این خبرگزاری همچنین بهنقل از یک مقام کاخ سفید افزود قرار بود دو رهبر درباره توافق چارچوبی امضاشده میان آمریکا و اسرائیل با لبنان در ارتباط با جنگ اسرائیل و حزبالله و همچنین گسترش پیمانهای ابراهیم گفتوگو کنند.
ساختمانی در بندرعباس که بر اثر حملات آمریکا تخریب شده است
مساله جنوب ایران، بیش از هر چیز، مساله رابطه حکومت با شهروندان است: آیا مردم این مناطق شهروندانی برابرند که حق دارند درباره سرزمین، منابع و آینده خود تصمیم بگیرند یا جمعیتیاند که باید منابع و سرزمینشان را در اختیار مرکز بگذارند و هزینه امنیت و توسعه آن را بپردازند؟
حملات نظامی اخیر به جنوب ایران بار دیگر استانهایی را بهطور مستقیم در معرض جنگ قرار داد که دهههاست هزینه امنیت، انرژی و توسعه مرکز را میپردازند، بیآنکه سهمی متناسب از ثروت و قدرت داشته باشند. خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستانوبلوچستان نقشی حیاتی در ساختار اقتصادی و ژئوپولیتیک ایران دارند، اما مردم این مناطق همچنان با فقر، بیکاری، بیآبی، ضعف زیرساخت، تبعیض و سرکوب سیاسی روبهرو هستند.
جنگ این نابرابری تاریخی را آشکارتر کرده است. تاسیسات نفت و گاز، بندرها، راههای دریایی و پایگاههای نظامی جنوب برای جمهوری اسلامی اهمیت راهبردی دارند. با این حال، ساکنان شهری که در محاسبات حکومت یک نقطه حساس امنیتی محسوب میشود، از آب سالم، برق پایدار، بیمارستان مجهز و فرصتهای شغلی کافی بیبهرهاند.
ساختار قدرت، جنوب ایران را سرزمین منابع و مرزها میبیند اما مردم این مناطق اغلب تنها زمانی دیده میشوند که قرار است از خاک، پالایشگاه، بندر یا تنگهای دفاع کنند. خواستههای همین مردم برای برخورداری از آب، اشتغال، آموزش، مشارکت سیاسی و حق زندگی برابر، بارها با بیاعتنایی یا پاسخ امنیتی روبهرو شده است.
بخش بزرگی از نفت و گاز ایران در خوزستان، بوشهر و آبهای جنوبی کشور تولید میشود. بندرهای هرمزگان شریانهای اصلی تجارت خارجی کشورند و تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان است. با وجود این جایگاه، شاخصهای زندگی در بسیاری از مناطق جنوبی تصویری از توسعه نامتوازن ارائه میکنند.
خوزستان سالهاست با بحران آب، آلودگی هوا، نابودی تالابها، فرسودگی شبکه فاضلاب و بیکاری دستوپنجه نرم میکند. مردمی که در کنار رودخانهها و تاسیسات عظیم نفتی زندگی میکنند، بارها برای دسترسی به آب آشامیدنی سالم اعتراض کردهاند. در برخی شهرها، ثروت حاصل از نفت از کنار محلههایی میگذرد که از ابتداییترین خدمات شهری را ندارند.
در سیستانوبلوچستان، محرومیت با تبعیض اتنیکی و مذهبی درهم آمیخته است. ضعف راهها، کمبود مراکز درمانی، نرخ بالای ترک تحصیل و محدودیت فرصتهای شغلی، پیامد چند دهه سیاستگذاری متمرکز و امنیتی است. حکومت به جای سرمایهگذاری اجتماعی، این استان را عمدتا از زاویه کنترل مرز، قاچاق و تهدید امنیتی دیده است.
در هرمزگان و سواحل مکران نیز پروژههای بزرگ اقتصادی الزاما زندگی جوامع محلی را بهبود نبخشیده است. بنادر، صنایع پتروشیمی و طرحهای توسعه ساحلی گسترش یافتهاند، اما بسیاری از ساکنان منطقه هنوز با کمبود آب، مسکن نامناسب، اشتغال ناپایدار و تخریب محیط زیست مواجهاند.
این وضعیت نه تصادفی است، نه حاصل ضعف چند مدیر محلی. این الگوی ساختاری، منابع را از مناطق پیرامونی به مرکز منتقل میکند و هزینههای زیستمحیطی، اجتماعی و امنیتی را بر دوش مردم همان مناطق میگذارد.
استخراج منابع بدون توزیع قدرت
رابطه جمهوری اسلامی با جنوب را میتوان رابطهای مبتنی بر «استخراج و کنترل» توصیف کرد. حکومتْ از زمین، آب، نفت، گاز، بندر و موقعیت جغرافیایی این مناطق بهره میبرد، اما مردم را در تصمیمگیری درباره منابع و آینده محل زندگیشان مشارکت نمیدهد.
بودجه و برنامههای توسعه در تهران تعیین میشوند و مدیران کلیدی اغلب بدون پاسخگویی واقعی به جوامع محلی منصوب میشوند. اعتراضهای محیط زیستی و معیشتی نیز بهسرعت رنگ امنیتی میگیرند. در چنین ساختاری، ساکنان منطقه از مالکیت سیاسی بر منابع خود برخوردار نیستند، بلكه به نیروی کار، جمعیت مرزنشین یا ساکنان پیرامون تاسیسات راهبردی تقلیل داده میشوند.
تبعیض در جنوب ابعاد مختلفی دارد. بخشی از آن اقتصادی است: درآمد حاصل از منابع منطقه در همان منطقه سرمایهگذاری نمیشود؛ بخشی دیگر سیاسی است: گروههای اتنیکی و مذهبی سهم محدودی از قدرت و مدیریت دارند؛ و وجه فرهنگی آن نیز در محدودیت زبان، آموزش و بازنمایی عمومی قابل مشاهده است.
در دورههای بحران، همین مردمی که از ساختار تصمیمگیری کنار گذاشته شدهاند، به نام «امنیت ملی» فراخوانده میشوند تا هزینه سیاستهایی را بپردازند که در تدوین آنها نقشی نداشتهاند.
حملات نظامی به جنوب در بستری رخ میدهد که زیرساختهای عمومی از پیش فرسودهاند. تخریب یک پل، جاده، نیروگاه یا تاسیسات آبی در چنین منطقهای آثار گستردهتری بر جای میگذارد. شبکهای که پیش از جنگ نیز ظرفیت کافی نداشته، ممکن است با کوچکترین اختلال از کار بیفتد.
در ادبیات نظامی، پلها، بندرها و شبکههای ارتباطی اهداف راهبردی به شمار میروند. برای مردم محلی، همین زیرساختها مسیر دسترسی به بیمارستان، محل کار، مدرسه و بازارند. تخریب آنها فاصله میان یک حمله نظامی و بحران انسانی را بسیار کوتاه میکند.
این وضعیت نشان میدهدتعریف حکومت از امنیت با امنیت مردم یکسان نیست. جمهوری اسلامی امنیت را در حفظ تاسیسات، کنترل مرزها و بقای ساختار سیاسی خود تعریف میکند، اما مردم آن را در دسترسی به آب، برق، شغل، درمان، مسکن و مصونیت از خشونت میبینند.
مردم جنوب در دو سوی یک سیاست
مردم جنوب از دو جهت زير فشار قرار دارند؛ سیاستهای جمهوری اسلامی منابعشان را مصرف، محیط زیستشان را تخریب و مطالباتشان را امنیتی کرده است، جنگ هم همان جغرافیا را به هدفی نظامی تبدیل کرده است و زندگی روزمره مردم را بیشتر در معرض خطر قرار میدهد.
مخالفت این مردمان با حمله خارجی را نمیتوان نشانه رضایت از جمهوری اسلامی دانست. ساکنان یک منطقه ممکن است با حکومت مخالف باشند و همزمان نخواهند خانه، شهر و زیرساختهایشان ویران شود. دفاع از محل زندگی، خانواده و جامعه محلی با دفاع از نظام سیاسی متفاوت است.
اما جمهوری اسلامی تلاش میکند این مرز را از میان ببرد. حکومت واکنش مردم به حملات خارجی را حمایت از خود تعبیر میکند و از فضای جنگ برای پوشاندن تاریخ تبعیض و محرومیت بهره میبرد. در روایت رسمی، خوزستان، بلوچستان، بوشهر و هرمزگان ناگهان به نمادهای وحدت ملی تبدیل میشوند؛ همان مناطقی که مطالبات مردمشان در زمان صلح با سرکوب و اتهام تجزیهطلبی پاسخ گرفته است.
این بهرهبرداری سیاسی نیز بخشی از همان رابطه نابرابر است. حکومت در زمان بحران به هویت ملی و وفاداری مردم مناطق پیرامونی نیاز دارد، اما هنگام توزیع منابع و قدرت، تفاوتها و حقوق آنان را نادیده میگیرد.
امنیتی که از عدالت جدا شده است
وضعیت در جنوب ایران نشان میدهد امنیت بدون عدالت پایدار نمیماند. ساخت پالایشگاه، پایگاه نظامی و بندر، جای شبکه آب سالم، بیمارستان مجهز، مدرسه مناسب و مشارکت سیاسی را نمیگیرد.
امنیت واقعی زمانی شکل میگیرد که مردم یک منطقه احساس کنند منابعشان برای بهبود زندگی خودشان به کار میرود، در تصمیمگیری حضور دارند و هویت و حقوقشان به رسمیت شناخته میشود. جمهوری اسلامی اما مسیر دیگری را پیموده است: تمرکز قدرت در مرکز، استخراج منابع از پیرامون و پاسخ امنیتی به نارضایتی.
جنگ ممکن است ابعاد این بحران را تغییر دهد، اما ریشه آن بسیار قدیمیتر است. پیش از جنگ ۱۲روزه نیز مردم با پیامدهای سیاستهایی زندگی میکردند که منطقه جنوب را برای حکومت حیاتی و ساکنانش را حاشیهای میدانست. تا زمانی که ثروت از جنوب خارج شود و محرومیت در آن باقی بماند، هر ادعای حکومت درباره امنیت ملی ناقص خواهد بود. امنیت کشوری که مردم مناطق ثروتمندش از آب، برق، کار و قدرت سیاسی محرومند، امنیتی شکننده و ناعادلانه است.
فایننشال تایمز گزارش داد امارات متحده عربی پس از جنگ ایران، راهبردی دوگانه در پیش گرفته است: احیای محتاطانه روابط اقتصادی و دیپلماتیک با جمهوری اسلامی و گسترش همکاریهای دفاعی با آمریکا و اسرائیل، با هدف کاهش آسیبپذیریهای امنیتی و اقتصادی خود.
این روزنامه سهشنبه ششم مرداد به نقل از افراد آگاه نوشت شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، ماموریت کاهش تنش با ایران را به سه برادر خود سپرده است.
یک مقام ارشد اماراتی نیز به این روزنامه گفت تنشزدایی بخشی از مجموعه راهبردهای کشورش برای مدیریت روابط با دشمنی بسیار بزرگتر است و امارات در عین استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک و اقتصادی، خود را برای بدترین سناریو آماده میکند.
این مقام گفت: «توان بازدارندگی خود را افزایش خواهیم داد، از راه دیپلماتیک عمل خواهیم کرد و از وزن اقتصادی خود نیز بهره میگیریم.» او افزود مقامهای اماراتی پس از پشت سر گذاشتن بحران، به توانایی کشورشان برای غلبه بر پیامدهای آن باور دارند، اما دریافتهاند که این روند خودبهخود پیش نخواهد رفت و نیازمند تلاش مستمر است.
به گفته این منابع، شیخ منصور، یکی از معاونان رییس امارات؛ شیخ عبدالله، وزیر امور خارجه و شیخ طحنون، مشاور امنیت ملی، اجرای این ماموریت حساس را بر عهده گرفتهاند. فایننشال تایمز شیخ طحنون را یکی از عملگراترین رهبران ابوظبی توصیف کرد.
نخستین نشانههای نزدیک شدن امارات و حکومت ایران، یک هفته پس از آتشبس ایران و آمریکا و با تماس شیخ منصور و محمدباقر قالیباف پدیدار شد. شیخ عبدالله نیز در ژوئن برای نخستین بار پس از جنگ با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، تلفنی گفتوگو کرد.
عبدالخالق عبدالله، پژوهشگر اماراتی، جمهوری اسلامی را آغازگر گفتوگوها معرفی کرد و افزود رد پیشنهاد مذاکره از سوی یک دشمن، اقدامی غیرعاقلانه محسوب میشد. او دلیل دیگر ازسرگیری ملاقاتها میان رهبران امارات متحده عربی با مقامهای جمهوری اسلامی و تلاش برای کاهش تنشها را رسیدن امارات به این ارزیابی دانست که جنگ نمیتواند مساله ایران را حل کند.
او به فایننشال تایمز گفت: «همه دریافتند با وجود تمام این اتفاقها، جنگ نه به حکومت پایان میدهد و نه سپاه پاسداران را شکست میدهد.» عبدالله با اشاره به بیاعتمادی عمیق میان دو طرف، آتشبس را شکننده توصیف کرد، اما دوام حدودا دو ماهه آن را اطمینانبخش دانست.
در ماههای نخست جنگ، امارات بیش از دیگر متحدان عرب آمریکا هدف حملات تهران قرار گرفت و با نزدیک به ۳ هزار حمله موشکی و پهپادی روبهرو شد. این کشور نیز با دهها حمله متقابل پاسخ داد و در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، سرسختانهترین موضع را در قبال ایران در پیش گرفت.
با این حال، به نوشته فایننشال تایمز پس از توافق آمریکا و جمهوری اسلامی بر سر آتشبسی شکننده در آخرین روزهای اردیبهشت، ابوظبی بهتدریج از رویارویی بهسوی تنشزدایی حرکت کرد. یادداشت تفاهمی که دو طرف ۲۷ اردیبهشت برای تمدید آتشبس و بازگشایی تنگه هرمز امضا کردند، این روند را سرعت بخشید.
امارات در چارچوب این تنشزدایی، بخشی از تجارت با جمهوری اسلامی و پروازها به ایران را از سر گرفت و به حدود ۲۰ هزار ایرانی دارای اقامت امارات که هنگام آغاز جنگ خارج از این کشور بودند، اجازه بازگشت داد. در پی این تحولات، صادرات نفت امارات نیز دوباره افزایش یافت.
یک مدیر اماراتی به فایننشال تایمز گفت رویکرد سرسختانه امارات به مرحله نخست جنگ تعلق داشت و امارات پس از آن عملگرایی نشان داد. او افزود: «ما به تصمیمها نمیچسبیم؛ تصمیمها را متناسب با شرایط تنظیم میکنیم.»
در بخشی از گزارش فایننشال تایمز آمده است که شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، دو دهه درباره تهدید ناشی از زرادخانه عظیم پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی هشدار داده و برای مقابله با آن آماده شده بود. با این حال، شدت حملات در جنگ ۳۹روزه امارات را غافلگیر کرد.
دیپلماتها و تحلیلگران به این روزنامه گفتند شیخ محمد در محافل خصوصی امیدوار بود جنگ، حکومت اسلامی و توان نظامی آن را به میزان چشمگیری تضعیف کند. با این همه، او و دیگر رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس میدانستند اگر ترامپ جنگ را در حالی پایان دهد که حکومت تضعیف شده، اما شکست نخورده است، مدیریت پیامدهای آن بر عهده آنان خواهد بود.
نگرانی اصلی این بود که کشورهای منطقه ناچار شوند با یک دشمن زخمی اما جنگطلبتر در همسایگی خود روبهرو شوند؛ دشمنی که توان وارد کردن آسیب گسترده به زیرساختها و اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس را حفظ کرده است.
گسترش همکاری دفاعی با اسرائیل و آمریکا
از این گزارش میتوان نتیجه گرفت که امارات با وجود تنشزدایی، همچنان عمیقا به جمهوری اسلامی بیاعتماد است و برای گسترش همکاریهای دفاعی با اسرائیل و آمریکا برنامهریزی میکند.
همزمان با انتشار گزارش فایننشال تایمز، ستاد فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده، سنتکام، در بیانیهای از توافق با امارات متحده عربی برای ایجاد اولین گروه ویژه دوجانبه با تمرکز بر تسریع توسعه برنامههای کاربردی هوش مصنوعی نظامی خبر داد.
این کارگروه ویژه به نام «تالون سیناپس» قرار است هفته دوم مرداد بهطور رسمی راهاندازی شود. طبق اعلام سنتکام، حدود ۲۰ نیروی آمریکایی و اماراتی متخصص در زمینههای هوش مصنوعی و داده و امنیت سایبری در این کارگروه مشغول خواهند شد.
امارات پس از امضای پیمان ابراهیم با اسرائیل و عادیسازی روابط با این کشور، به نزدیکترین متحد منطقهای اسرائیل تبدیل شد. اسرائیل در آغاز جنگ سامانههای گنبد آهنین و پرتو آهنین را برای کمک به امارات فرستاد و پس از آن، حضور دیپلماتیک خود در ابوظبی و همکاریهای دوجانبه در حوزههای فناوری، زیرساخت و دفاع را گسترش داد. در ماههای پس از جنگ، اندازه سفارت اسرائیل در ابوظبی دو برابر شد و اکنون یکی از بزرگترین نمایندگیهای دیپلماتیک این کشور است. اسرائیل در پی گسترش همکاریهای دوجانبه در حوزههای گوناگون، از فناوری و هوش مصنوعی گرفته تا بنادر خشک، تاسیسات ذخیرهسازی و امور دفاعی است.
یک مقام اسرائیلی به فایننشال تایمز گفت شرکتهای دفاعی این کشور پیش از جنگ نیز در امارات حضور داشتند، اما فعالیت این شرکتها اکنون بسیار گستردهتر شده است. او افزود: «شرکتهای دفاعی اسرائیلی در امارات فعالاند و بهصورت دایمی در اینجا مستقر شدهاند.»
این رسانه همچنین نوشت ابوظبی همچنان معتقد است عادیسازی روابط با اسرائیل، که حاصل توافقهای موسوم به ابراهیم با میانجیگری ترامپ بود، در راستای منافع راهبردی امارات است.
بر اساس گزارش فایننشال تایمز، پدافند هوایی امارات بخش بزرگی از موشکها و پهپادهای ایران را رهگیری کرد. این پدافند با سامانههای آمریکایی، اسرائیلی، کره جنوبی و اوکراینی و پشتیبانی جنگندههای بریتانیایی و فرانسوی تقویت شده بود.
یک مقام اماراتی گفت جنگ، «نقش آمریکا را برای منطقه ضروریتر کرده است، نه کماهمیتتر». دولت ترامپ نیز در آغاز تابستان به پاس آنچه «نقش کلیدی امارات در پیشبرد منافع آمریکا» طی جنگ خواند، دسترسی این کشور به تجهیزات نظامی آمریکایی و تراشههای مورد نیاز برای برنامههای هوش مصنوعی را تسهیل کرد.
یک مقام غربی گفت از نگاه ابوظبی، آمریکا و اسرائیل در صدر فهرست کشورهایی قرار دارند که هنگام جنگ به کمک امارات آمدند. به گفته او، برخی اماراتیها جنگ را نتیجه اقدامات «یک رییسجمهوری دیوانه آمریکا و تلاش اسرائیل برای چندپاره کردن منطقه» میدانند، اما ابوظبی هنگام بحران به این توجه میکند که چه کشورهایی در کنارش ایستادهاند.
برنامهریزی برای افزایش تابآوری در حملات احتمالی آینده
این روزنامه همچنین نوشت با قرار گرفتن درگیری در وضعیتی خاکستری میان جنگ تمامعیار و صلح، «تابآوری» به یکی از مفاهیم اصلی در برنامهریزیهای امارات تبدیل شده است.
ابوظبی نهتنها میخواهد تجهیزات نظامی خود را تقویت کند، بلکه در پی کاهش آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی است. مقامها انتقال خطوط لوله نفت و مراکز داده به زیر زمین را بررسی میکنند و مراکز داده قرار است زیربنای برنامههای امارات برای تبدیل شدن به یکی از قطبهای جهانی هوش مصنوعی باشند.
یک مقام اماراتی گفت از هر زیرساخت حیاتی یا با سامانههای پدافند هوایی محافظت خواهد شد، یا با ایجاد منابع و مسیرهای جایگزین، وابستگی آن به یک نقطه کاهش خواهد یافت. او تاکید کرد: «از هر آنچه برای ما حیاتی باشد، حفاظت خواهد شد.»
افزون بر اینها، امارات در پی مسیرهای جدیدی برای کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز است و میکوشد با گسترش تاسیسات ذخیرهسازی، امنیت غذایی خود را تقویت کند.
گروه لجستیکی دیپی ورلد از برنامه ساخت دو پایانه جدید در فجیره، در ساحل شرقی امارات، خبر داده است تا وابستگی به مرکز اصلی خود در جبل علی را کاهش دهد. شرکت دولتی نفت ادنوک نیز ساخت خط لوله جدیدی را سرعت بخشیده است تا ظرفیت صادرات نفت به فجیره در سال آینده دو برابر شود.
با این حال، یک مشاور مستقر در دبی هشدار داد همه آسیبپذیریهای امارات برطرفشدنی نیستند. او به فایننشال تایمز گفت تاسیسات انرژی بهدلیل قرار داشتن در دریا همچنان در معرض حمله خواهند بود و حتی صادرات نفت از فجیره نیز این تاسیسات را از برد حملات احتمالی خارج نمیکند.
این مشاور گفت: «دبی و ابوظبی میتوانند هر کاری بخواهند انجام دهند؛ مشکل این است که همه این مسایل راهحل ندارند.»
مقامهای اماراتی اذعان دارند «گذار از جنگ به صلحی سرد» بسیار متزلزل است. به گفته یک مدیر اماراتی، دبی برای سازگار شدن با جهان پس از جنگ «از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد»، اما همه برنامههای اقتصادی و امنیتی این کشور تنها در صورتی معنا خواهند داشت که درگیری بهطور پایدار پایان یافته باشد.