• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

کاظمیان: ترامپ توان وارد کردن ضربه تعیین‌کننده به جمهوری اسلامی را دارد

۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)

مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، می‌گوید دونالد ترامپ از نظر نظامی توان وارد کردن ضربه‌ای تعیین‌کننده به جمهوری اسلامی را دارد، اما با توجه به مخالفتش با مداخله زمینی، به دنبال تحقق اهداف خود از طریق افزایش فشارها و محاصره دریایی است.

به گفته او، هدف اصلی این رویکرد، از بین بردن توانایی هسته‌ای جمهوری اسلامی است.

پربازدیدترین‌ها

حملات جمهوری اسلامی به کویت یک کشته و دست‌کم ۶۳ زخمی بر جای گذاشت
۱

حملات جمهوری اسلامی به کویت یک کشته و دست‌کم ۶۳ زخمی بر جای گذاشت

۲

کشته شدن یک زن ترنس در سنندج تکذیب شد

۳

های ساید ساب‌استک: یک خلبان اف-۱۵ای آمریکا هواپیمایش دو بار در جنگ ایران سرنگون شد

۴

آمریکا نوبیتکس و سه صرافی رمزارز ایرانی دیگر را تحریم کرد

۵

حمله سپاه به کویت و بحرین؛ حزب‌الله و اسرائیل با وجود تاکید ترامپ بر آتش‌بس درگیر شدند

انتخاب سردبیر

  • محاصره تنگه هرمز و راه‌های فرعی تجارت ایران؛ خَصَب شلوغ شد، ام‌القصر فعال

    محاصره تنگه هرمز و راه‌های فرعی تجارت ایران؛ خَصَب شلوغ شد، ام‌القصر فعال

  • هواداران «جبهه پایداری» از حضور در تجمع‌های حامیان حکومت منع شده‌اند
    اختصاصی

    هواداران «جبهه پایداری» از حضور در تجمع‌های حامیان حکومت منع شده‌اند

  • مرجان ساتراپی، هنرمند پرآوازه ایرانی-فرانسوی، درگذشت

    مرجان ساتراپی، هنرمند پرآوازه ایرانی-فرانسوی، درگذشت

  • یک مقام سومالی‌لند آموزش ده‌ها نیروی ویژه این منطقه در اسرائیل را رد نکرد

    یک مقام سومالی‌لند آموزش ده‌ها نیروی ویژه این منطقه در اسرائیل را رد نکرد

  • اولین ۱۴ خرداد بدون خامنه‌ای؛ سوگواری، جشن و جانشینی
    تحلیل

    اولین ۱۴ خرداد بدون خامنه‌ای؛ سوگواری، جشن و جانشینی

  • کارزار ایران‌اینترنشنال؛ شهروندان ابعاد تازه‌ای از جنایت رشت را برملا کردند
    گزارش ویژه

    کارزار ایران‌اینترنشنال؛ شهروندان ابعاد تازه‌ای از جنایت رشت را برملا کردند

•
•
•

مطالب بیشتر

کاندولیزا رایس: «نداشتن توافق» بهتر از دستیابی به یک «توافق بد» است

۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ۰۳:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
کاندولیزا رایس: «نداشتن توافق» بهتر از دستیابی به یک «توافق بد» است
100%

کاندولیزا رایس، وزیر خارجه پیشین آمریکا، در مقاله‌ای در وال‌استریت ژورنال با ارزیابی نتایج جنگ ایران، استدلال کرد که جمهوری اسلامی به‌طور قابل توجهی تضعیف شده و واشینگتن نباید برای دستیابی به یک توافق هسته‌ای شتاب‌زده امتیاز بدهد.

او تاکید کرد که در شرایط کنونی، «نداشتن توافق» به‌مراتب بهتر از پذیرش یک «توافق بد» با تهران است.

رایس در این یادداشت نوشت که اگرچه جنگ با ایران به سرنگونی جمهوری اسلامی منجر نشد، اما توان نظامی، منطقه‌ای و هسته‌ای تهران را به‌شدت تضعیف کرده و زمینه شکل‌گیری خاورمیانه‌ای باثبات‌تر را فراهم آورده است.

وزیر خارجه پیشین آمریکا در دولت جورج دبلیو بوش، در این مقاله‌ استدلال کرده است که جنگ سه‌ماهه آمریکا و متحدانش علیه [حکومت] ایران، با وجود آنکه به نتیجه‌ای قطعی یا تغییر رژیم منجر نشده، دستاوردهای راهبردی مهمی برای واشینگتن، اسرائیل و کشورهای عربی منطقه به همراه داشته است.

رایس در این یادداشت می‌نویسد کارزار نظامی اخیر توانایی جمهوری اسلامی برای اعمال نفوذ در منطقه را به شکل قابل توجهی کاهش داده و با آسیب زدن به نیروهای متعارف، ذخایر موشکی و شبکه نیروهای نیابتی [حکومت] ایران، ظرفیت تهران برای قدرت‌نمایی منطقه‌ای را تضعیف کرده است. به اعتقاد او، این جنگ همچنین باعث نزدیکی بیشتر آمریکا، اسرائیل و دولت‌های عربی از طریق همکاری‌های دفاعی و اطلاعاتی شده و امنیت اسرائیل را در بالاترین سطح سال‌های اخیر قرار داده است.

  • وال‌استریت ژورنال: ترامپ در صورت کشته شدن نیروهای آمریکایی، آتش‌بس با ایران را لغو می‌کند

    وال‌استریت ژورنال: ترامپ در صورت کشته شدن نیروهای آمریکایی، آتش‌بس با ایران را لغو می‌کند

به نوشته رایس، یکی از نتایج مهم جنگ، تغییر نگرش بخشی از جهان عرب نسبت به اسرائیل بوده است. او معتقد است بسیاری از دولت‌های عربی اکنون بیش از آنکه مشروعیت اسرائیل را زیر سوال ببرند، به دنبال بهره‌گیری از همکاری‌های فناورانه و اقتصادی با این کشور هستند و مدرن‌سازی را در اولویت قرار داده‌اند.

وزیر خارجه پیشین آمریکا همچنین می‌نویسد جنگ نشان داد رهبران جمهوری اسلامی در برابر قدرت نظامی آمریکا و توان اطلاعاتی متحدان آن آسیب‌پذیر هستند. او در عین حال تاکید می‌کند که هرچند [حکومت] ایران توانایی بستن تنگه هرمز را دارد، اما این ابزار فشار محدودیت‌های جدی دارد؛ زیرا محاصره متقابل آمریکا می‌تواند خسارت‌های اقتصادی سنگینی به ایران وارد کند.

رایس در بخش دیگری از مقاله، پیامدهای جهانی جنگ را بررسی می‌کند. او می‌گوید پکن در جریان حملات ایران به زیرساخت‌های اقتصادی منطقه عملاً منفعل ماند و این مساله نشان داد که چین «دوست جهان عرب» نیست. او همچنین از نقش اوکراین در حمایت از عملیات نظامی علیه [حکومت] ایران تمجید کرده و استدلال می‌کند که این جنگ نشان داده است کی‌یف همچنان یک دارایی راهبردی برای آمریکا و متحدانش محسوب می‌شود. به باور او، با توجه به عقب‌نشینی‌های روسیه در چند جبهه مختلف، اکنون زمان مناسبی برای افزایش حمایت از اوکراین است.

  • ترامپ: می‌توانیم همه را نابود کنیم، اما ترجیح می‌دهم توافق امضا شود

    ترامپ: می‌توانیم همه را نابود کنیم، اما ترجیح می‌دهم توافق امضا شود

رایس مهم‌ترین دستاورد جنگ را ضربه به برنامه هسته‌ای ایران می‌داند. او می‌نویسد عملیات‌های «چکش نیمه‌شب» و «خشم حماسی» برنامه هسته‌ای ایران را سال‌ها به عقب رانده‌اند و دستیابی تهران به یک سلاح هسته‌ای عملیاتی را برای مدت طولانی غیرممکن کرده‌اند. به گفته او، هرچند ذخایری از اورانیوم با غنای بالا همچنان در ایران وجود دارد، اما بدون زیرساخت‌های لازم برای تبدیل مواد و ادامه غنی‌سازی تا سطح تسلیحاتی، این ذخایر در کوتاه‌مدت تهدیدی فوری محسوب نمی‌شوند. او تاکید می‌کند که تاسیسات تبدیل مواد هسته‌ای ایران نابود شده، آبشارهای سانتریفیوژ احتمالاً از بمباران‌ها جان سالم به در نبرده‌اند و برجسته‌ترین دانشمندان هسته‌ای ایران نیز از میان رفته‌اند.

به اعتقاد نویسنده، جمهوری اسلامی امروز به‌مراتب ضعیف‌تر از پیش از آغاز جنگ است و تبلیغات حکومتی نمی‌تواند این واقعیت را پنهان کند. او پیشنهاد می‌کند هدف کوتاه‌مدت آمریکا حفظ این وضعیت ضعف، تقویت آرایش سیاسی جدید منطقه و جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای باشد.

رایس در عین حال هشدار می‌دهد که واشینگتن نباید در صورت ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای، اشتباهات گذشته را تکرار کند. او می‌گوید هیچ بخشی از دارایی‌های مسدودشده ایران یا تخفیف تحریمی نباید در اختیار تهران قرار گیرد، زیرا جمهوری اسلامی در گذشته از منابع آزادشده برای بازسازی توان نظامی و نیروهای نیابتی خود استفاده کرده است.

  • نتانیاهو: باید به مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی کمک کرد

    نتانیاهو: باید به مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی کمک کرد

او همچنین خواستار حفظ آمادگی نظامی آمریکا در منطقه و آمادگی برای حمله مجدد در صورت تلاش [حکومت] ایران برای بازسازی زیرساخت‌های هسته‌ای یا موشکی شد. رایس بر ضرورت افشای هرگونه کمک روسیه یا چین به برنامه‌های نظامی و هسته‌ای ایران و گسترش همکاری‌های دفاعی و اطلاعاتی با متحدان منطقه‌ای تاکید کرد.

وزیر خارجه پیشین آمریکا در بخش دیگری از مقاله از کشورهای اروپایی انتقاد کرده و نوشته است که آنها در برابر افزایش توانایی‌های [حکومت] ایران و اقدامات منطقه‌ای جمهوری اسلامی منفعل بوده‌اند. او یادآور می‌شود که شورای امنیت سازمان ملل بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ پنج قطعنامه علیه برنامه هسته‌ای ایران تصویب کرده بود و بنابراین مساله ایران تنها مشکل آمریکا یا اسرائیل نیست، بلکه یک چالش بین‌المللی محسوب می‌شود.

رایس همچنین معتقد است آمریکا و اسرائیل باید هرجا ممکن است، به شکل آشکار یا پنهان، توانایی حکومت ایران برای سرکوب شهروندان خود را تضعیف کنند. او این اقدام را وظیفه‌ای در قبال مردم ایران توصیف کرده است.

او در ادامه هشدار می‌دهد که آمریکا از بسته شدن تنگه هرمز غافلگیر شد و باید از درس‌های جنگ برای مقاوم‌سازی نظام انرژی و حمل‌ونقل جهانی در برابر بحران‌های مشابه استفاده کند.

در جمع‌بندی، رایس می‌نویسد جنگ به سقوط جمهوری اسلامی منجر نشد، اما حکومتی ضعیف‌تر و سردرگم‌تر بر جای گذاشته است. او با اشاره به فشارهای اقتصادی و احتمال بروز شکاف‌های داخلی در ساختار قدرت، استدلال می‌کند که زمان به سود آمریکا و متحدانش در حال حرکت است. از نگاه او، «نداشتن توافق» بهتر از دستیابی به یک «توافق بد» است و دولت ترامپ اکنون فرصت کم‌سابقه‌ای برای شکل دادن به یک نظم باثبات‌تر در خاورمیانه در اختیار دارد؛ هرچند تحقق این هدف به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت.

رویترز: توافق موقت جمهوری اسلامی را زخمی اما تسلیم‌نشده باقی می‌گذارد

۱۳ خرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)
رویترز: توافق موقت جمهوری اسلامی را زخمی اما تسلیم‌نشده باقی می‌گذارد
100%

خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت قرار بود جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، حکومت ایران را درهم بشکند، اما اکنون طرف‌های درگیر به سوی توافقی موقت حرکت می‌کنند که می‌تواند تهران را آسیب‌دیده و زخمی اما شکست‌نخورده بر جای بگذارد.

به‌نوشته رویترز بر اساس تصویری که از مذاکرات به‌نقل از منابع آگاه از گفت‌وگوها به دست آمده، جمهوری اسلامی احتمالا از این جنگ در حالی خارج خواهد شد که اقتصادش به‌شدت آسیب دیده و زیرساخت‌های نظامی و صنعتی آن متحمل خسارات سنگینی شده‌اند، اما در مقابل، سلطه نیروهای تندرو سپاه پاسداران بر ساختار قدرت بیش از گذشته تثبیت شده است.

دیپلمات‌ها، مقام‌های رسمی و تحلیلگران منطقه‌ای به رویترز گفته‌اند حتی اگر به‌زودی یادداشت تفاهمی برای پایان جنگ امضا شود، این توافق بیشتر شبیه یک آتش‌بس موقت خواهد بود تا یک نقطه عطف پایدار و تاریخی.

آنها نتیجه احتمالی را نوعی معامله توصیف کرده‌ا‌ند که هدف آن بازگشایی تنگه هرمز، کاهش فشار اقتصادی بر بازارهای مالی جهان و ایران، و فراهم کردن راهی سیاسی برای خروج دونالد ترامپ از بحران است؛ در حالی که مسائل پیچیده‌تر و حل‌نشده به آینده موکول شده‌اند.

دنیس راس، دیپلمات ارشد سابق آمریکایی، به رویترز گفت: «موفقیت‌های نظامی تاکتیکی فوق‌العاده‌ای به دست آمده، اما هیچ دستاورد راهبردی بنیادینی حاصل نشده است. هیچ پرونده‌ای واقعا بسته نشده است.»

  • حملات جمهوری اسلامی به کویت یک کشته و دست‌کم ۶۳ زخمی بر جای گذاشت

    حملات جمهوری اسلامی به کویت یک کشته و دست‌کم ۶۳ زخمی بر جای گذاشت

همپوشانی بسیار اندکی

پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند، ترامپ اعلام کرد هدف این عملیات از بین بردن تهدیدهای فوری ناشی از برنامه‌های هسته‌ای و موشکی جمهور اسلامی است و از مردم ایران خواست کنترل کشور خود را در دست بگیرند.

بر اساس چارچوب توافقی که منابع آگاه از مذاکرات برای رویترز تشریح کرده‌اند، جمهوری اسلامی محاصره عملی تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال نفت جهان، را متوقف خواهد کرد و در مقابل از طریق آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده یا کاهش محدود تحریم‌ها از کمک‌های مالی بهره‌مند خواهد شد.

مقام‌های جمهوری اسلامی این توافق محدود را راهی برای خریدن زمان، دستیابی به منابع مالی و کنترل خطرات فزاینده داخلی ناشی از وخامت اوضاع اقتصادی می‌دانند؛ بدون آنکه مجبور شوند درباره مسائل حساس‌تر امتیاز بدهند.

ترامپ نیز که انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در ماه نوامبر را در نظر دارد، به دنبال عباراتی است که به او اجازه دهد ادعا کند در موضوع برنامه هسته‌ای ایران، به‌ویژه ذخایر اورانیوم با غنای بالا که برای ساخت سلاح هسته‌ای لازم است، پیشرفت حاصل شده است.

رویترز در گزارش خود تاکید کرده است که حتی در صورت دستیابی به چنین توافقی عوامل اصلی جنگ تقریبا دست‌نخورده باقی خواهند ماند؛ تهران همچنان از کنار گذاشتن غنی‌سازی اورانیوم خودداری می‌کند، آمریکا حاضر نیست تضمین‌های امنیتی به تهران بدهد و اسرائیل نیز همچنان مصمم است دشمنی را که تهدیدی وجودی می‌داند مهار کند.

  • روبیو: آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز به ایران پیشنهاد رفع تحریم نداده است

    روبیو: آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز به ایران پیشنهاد رفع تحریم نداده است

به‌نوشته رویترز، محاسبه جمهوری اسلامی این است که تنها در صورتی می‌تواند از حملات آینده جلوگیری کند که زرادخانه موشکی، شبکه متحدان منطقه‌ای و توانایی اخلال در جریان انرژی خلیج فارس را حفظ کند.

آلن ایر، دیپلمات پیشین آمریکایی، به رویترز گفت: «آنچه ترامپ از نظر سیاسی نیاز دارد و آنچه تهران حاضر است ارائه دهد، شاید در ظاهر به هم نزدیک به نظر برسند، اما همپوشانی میان آنها بسیار ناچیز است.»

او افزود مدل مورد نظر این است که اکنون توافقی حاصل شود و «تمام مسائل دشوار به مرحله دوم موکول شوند»؛ مرحله‌ای که احتمالا هرگز فرا نخواهد رسید.

آتش‌بس کوتاه‌مدت

به‌گفته دو منبع منطقه‌ای آگاه از مذاکرات، به نظر می‌رسد ترامپ در نهایت به یک آتش‌بس کوتاه‌مدت، تعهدی مبهم درباره اورانیوم غنی‌شده و تداوم کنترل ایران بر تنگه هرمز رضایت دهد.

  • ابهام در وضعیت آتش‌بس در پی حملات متقابل تهران و واشینگتن به کویت و قشم

    ابهام در وضعیت آتش‌بس در پی حملات متقابل تهران و واشینگتن به کویت و قشم

تحلیلگران منطقه‌ای می‌گویند حتی اگر تنگه بازگشایی شود، فارغ از اینکه سازوکار دریافت عوارض یا هزینه عبور چگونه تنظیم شود، عملا همچنان تحت کنترل تهران باقی خواهد ماند.

به‌گفته آنان، واشینگتن تا حد زیادی از تمرکز خود بر نابودی برنامه موشک‌های بالستیک ایران دست کشیده است؛ موضوعی که موجب نگرانی اسرائیل و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس شده است.

منابع مذکور می‌گویند از جمله موانع باقی‌مانده، اصرار جمهوری اسلامی بر پیوند دادن هر توافقی به توقف حملات اسرائیل علیه حزب‌الله و همچنین تمایل ترامپ به مدیریت فضای رسانه‌ای پیرامون پرونده هسته‌ای ایران است.

به‌گفته این منابع، ترامپ عملا میان مساله لبنان و تنگه هرمز ارتباط برقرار کرده، هرچند در انظار عمومی آن را انکار می‌کند.

او اسرائیل را تحت فشار قرار داده تا حملات به بیروت و حومه جنوبی آن را متوقف کند، زیرا نگران است هرگونه تشدید تنش در لبنان تلاش‌ها برای دستیابی به توافق درباره تنگه هرمز را نابود کند.

منابع همچنین گفتند جمهوری اسلامی آزادسازی فوری حدود ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران را بخش اصلی هر توافقی می‌داند و بدون آن حاضر به پیش بردن مذاکرات نخواهد بود.

  • فارین افرز: جمهوری اسلامی منازعه را کارآمدتر از دیپلماسی می‌داند

    فارین افرز: جمهوری اسلامی منازعه را کارآمدتر از دیپلماسی می‌داند

دیوید شنکر از موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک گفت ترامپ می‌خواهد از مقایسه شدن با توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ دوران باراک اوباما اجتناب کند، اما آزادسازی پول‌های ایران دقیقا چنین مقایسه‌ای را به دنبال خواهد داشت.

او گفت: «مطمئن نیستم راهی برای اجتناب از این مقایسه وجود داشته باشد.»

عوامل اصلی جنگ همچنان پابرجا خواهند ماند

ترامپ در سال ۲۰۱۸ آمریکا را از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ خارج کرد؛ توافقی که بر اساس آن جمهوری اسلامی در ازای رفع تحریم‌ها محدودیت‌هایی را بر برنامه هسته‌ای خود پذیرفته بود.

او آن زمان گفت این توافق نتوانسته از منافع امنیت ملی آمریکا محافظت کند. اکنون ترامپ به دنبال عباراتی است که بدون تشدید جنگ، به او اجازه دهد پیروزی در پرونده هسته‌ای ایران را اعلام کند.

دنیس راس به رویترز گفت: «فکر می‌کنم ممکن است به متنی برسند که هر طرف آن را به شیوه خودش تفسیر کند. در آن صورت مذاکرات بعدی بسیار پرتنش و دشوار خواهند بود.»

  • لبنان به آزمونی برای دیپلماسی ترامپ در قبال تهران تبدیل شده است

    لبنان به آزمونی برای دیپلماسی ترامپ در قبال تهران تبدیل شده است

تحلیلگران در عین حال می‌گویند هرگونه توقف درگیری احتمالا موجب جسورتر شدن سپاه پاسداران خواهد شد.

شنکر گفت: «قبلا آنها قدرت پشت تخت سلطنت بودند، اما حالا خودِ قدرت هستند.»

به‌گفته تحلیلگران، توافق موقت همچنین اسرائیل را نگران و ناراضی باقی خواهد گذاشت؛ زیرا رهبران جمهوری اسلامی همچنان جنگ را در چارچوبی کاملا ایدئولوژیک تعریف می‌کنند و پیام داده‌اند که هیچ توافقی قادر به حل ریشه‌های اصلی این منازعه نیست.

راس در پایان گفت: «برای اسرائیل و جمهوری اسلامی، ممکن است این فصل از جنگ به پایان رسیده باشد، اما خودِ منازعه پایان نخواهد یافت.»

اولین ۱۴ خرداد بدون خامنه‌ای؛ سوگواری، جشن و جانشینی

۱۳ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
منصوره حسینی یگانه
اولین ۱۴ خرداد بدون خامنه‌ای؛ سوگواری، جشن و جانشینی
100%

۱۴ خرداد امسال را می‌توان در نقطه تلاقی چهار روایت متفاوت دید: غیبت خامنه‌ای، سالگرد مرگ خمینی، جشن غدیر و تعطیلاتی که برای بسیاری از ایرانیان فرصتی برای سفر و فراغت است.

برای بیش از سه دهه، ۱۴ خرداد یکی از مهم‌ترین روزهای تقویم سیاسی جمهوری اسلامی بود. سالگرد مرگ روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، نه فقط یک مراسم یادبود، بلکه یکی از مهم‌ترین نمایش‌های سیاسی نظام محسوب می‌شد.

این مراسم هر سال با حضور مقام‌های ارشد، پوشش گسترده رسانه‌های حکومتی و سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی برگزار می‌شد، اما ۱۴ خرداد امسال با تمام سال‌های گذشته تفاوت دارد.

این نخستین مراسم سالگرد مرگ خمینی است که پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، دیکتاتور ایران، برگزار می‌شود. فردی که در ۳۶ سال گذشته، مهم‌ترین چهره این مراسم بود.

در دهه‌های قبل، سخنرانی سالانه رهبر جمهوری اسلامی در «حرم خمینی» به بخش اصلی مراسم تبدیل شده بود. سخنرانی‌ای که بسیاری آن را مهم‌ترین موضع‌گیری سیاسی سالانه دیکتاتور پیشین ایران می‌دانستند.

امسال اما این جایگاه خالی است و برگزارکنندگان مراسم اعلام کرده‌اند به‌جای سخنرانی رهبر جدید جمهوری اسلامی، پیام او قرائت خواهد شد.

رهبر زیرزمینی جمهوری اسلامی تاکنون هیچ حضور عمومی‌ای نداشته و قرار نیست در مراسم امسال سخنرانی کند. به این ترتیب، برای نخستین بار در دهه‌های اخیر، سالگرد ۱۴ خرداد بدون حضور رهبر در جایگاه سخنران اصلی برگزار می‌شود.

100%

حذف مهمانان خارجی و مراسم «تجدید میثاق»

در سه دهه گذشته، مراسم ۱۴ خرداد علاوه بر جنبه نمادین، نمایش قدرت سازمانی جمهوری اسلامی نیز به شمار می‌رفت.

هزاران نفر از شهرهای مختلف با اتوبوس‌های سازمان‌دهی‌شده به تهران منتقل می‌شدند، هیات‌های خارجی در مراسم حضور می‌یافتند و مقام‌های ارشد سیاسی و نظامی در برنامه‌های مختلف سالگرد شرکت می‌کردند.

اما امسال دامنه مراسم محدودتر شده است.

مسئولان برگزاری اعلام کرده‌اند برخلاف سال‌های گذشته، برنامه‌های گسترده «تجدید میثاق» مسئولان برگزار نمی‌شود و از بسیاری از مقام‌ها و نهادها برای حضور در این برنامه‌ها دعوت نشده است.

همچنین مهمانان خارجی نیز در این مراسم حضور نخواهند داشت.

100%

تلاقی سوگ و سرور

در کنار این تحولات سیاسی، یک اتفاق کم‌سابقه تقویمی به مراسم امسال رنگ و بوی متفاوتی داده است.

سالگرد مرگ خمینی با «عید غدیر» هم‌زمان شده است. عیدی که شیعیان آن را سالروز اعلام جانشینی علی بن ابی‌طالب از سوی پیامبر اسلام می‌دانند و از مهم‌ترین اعیاد مذهبی آنان به شمار می‌رود.

هم‌زمانی این دو مناسبت باعث شده برای نخستین بار دو روایت متفاوت در یک روز قرار بگیرند؛ روایت سوگواری برای بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و روایت جشن مذهبی غدیر.

نشانه‌های این تغییر حتی در تصمیم‌های اجرایی نیز دیده می‌شود: در سال‌های گذشته، سینماهای کشور در روزهای ۱۴ و ۱۵ خرداد به‌طور کامل تعطیل بودند و اکران فیلم‌ها متوقف می‌شد، اما امسال به‌دلیل هم‌زمانی با عید غدیر، سینماها از ساعت ۱۸ فعالیت خود را از سر می‌گیرند و اکران‌های شبانه برپا خواهد بود.

این اتفاق نشان می‌دهد فضای جشن غدیر بخشی از محدودیت‌های مرسوم این دو روز را کمرنگ کرده است.

هم‌زمان، تهران خود را برای یکی از بزرگ‌ترین جشن‌های خیابانی عید غدیر آماده می‌کند. هزاران موکب در مسیر خیابان‌های انقلاب و آزادی مستقر خواهند شد و بخش بزرگی از مرکز پایتخت در اختیار برنامه‌های جشن قرار می‌گیرد که این تصویر با فضای سنتی سالگرد ۱۴ خرداد تفاوتی آشکار دارد.

100%

تقابل روایت حکومتی و تب‌وتاب جاده‌ها

البته برای بخش بزرگی از جامعه ایران، ۱۴ و ۱۵ خرداد سال‌هاست معنایی متفاوت پیدا کرده است. این دو روز به تدریج به یکی از مهم‌ترین تعطیلات ابتدای تابستان تبدیل شده‌اند و بسیاری از خانواده‌ها از آن برای سفرهای کوتاه، دیدارهای خانوادگی یا استراحت استفاده می‌کنند.

برای بسیاری از جوانانی که سال‌ها پس از انقلاب متولد شده‌اند، این روزها بیش از آن که یادآور رویدادهای تاریخی باشند، بخشی از تقویم تعطیلات سالانه‌اند.

اهمیت سیاسی این روز اما در جای دیگری نهفته است.

مراسم سالگرد خمینی یکی از مهم‌ترین آیین‌هایی بود که پیوند میان بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و جانشین او را به نمایش می‌گذاشت.

اکنون هر دو چهره از صحنه غایب‌اند و مراسمی که زمانی یکی از مهم‌ترین نمایش‌های اقتدار نظام محسوب می‌شد، در فضایی برگزار می‌شود که بیش از هر زمان دیگری با جشن، سفر و زندگی روزمره مردم گره خورده است.

شاید به همین دلیل، ۱۴ خرداد امسال تنها یک سالگرد نباشد، بلکه نشانه‌ای از تغییر جایگاه نمادهایی باشد که جمهوری اسلامی دهه‌ها برای ساختن و حفظ آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده بود.

مراسمی که زمانی یکی از مهم‌ترین آیین‌های سیاسی نظام به شمار می‌رفت، اکنون در سایه غیبت چهره‌های اصلی، جشن غدیر و تعطیلات عمومی برگزار می‌شود. ترکیبی که بیش از هر چیز، تغییر رابطه جامعه با نمادها و آیین‌های رسمی جمهوری اسلامی را به نمایش می‌گذارد.

حق، امتیاز و جامعه: تحلیلی روان‌شناختی از عادی‌سازی محرومیت

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
صبا آلاله
حق، امتیاز و جامعه: تحلیلی روان‌شناختی از عادی‌سازی محرومیت
100%

شاید در نگاه اول، موضوع حقوق شهروندی، آزادی‌های فردی یا دسترسی به امکانات اجتماعی، مساله‌ای روشن به نظر برسد. اما اگر به تجربه سال‌های گذشته نگاه کنیم، می‌توان رد یک الگوی تکرارشونده را در بخش‌های مختلف زندگی اجتماعی مشاهده کرد.

در این الگو، آنچه از حقوق شهروندی ماست و باید بخشی طبیعی، پایدار و بدیهی از زندگی روزمره باشد، ابتدا سلب یا محدود می‌شود و سپس بازگرداندن کنترل‌شده همان حق، به‌عنوان نشانه‌ای از گشایش، مدارا یا بهبود شرایط عرضه می‌شود.

شاید بسیاری از ما، بدون آنکه نام مشخصی برای آن داشته باشیم، سال‌هاست با تجربه‌ای مشترک زندگی کرده‌ایم؛ تجربه محدود شدن حقوقی که باید به‌صورت طبیعی و پایدار از آنها برخوردار می‌بودیم و سپس احساس رضایت از بازگرداندن محدود و موقت همان حقوقی که اساسا نباید از دسترس شهروندان خارج می‌شدند.

این الگو البته پدیده‌ای تصادفی نیست؛ چرا که در بسیاری از ساختارهای استبدادی، حقوق شهروندی نه به‌عنوان اموری پایدار و تضمین‌شده، بلکه به‌عنوان امتیازاتی وابسته به اراده قدرت تعریف می‌شوند.

در چنین الگویی، محدودیت هدف نهایی نیست؛ بلکه ابزاری برای شکل‌دهی به رابطه‌ای است که در آن، جامعه به‌تدریج به جای مطالبه حق، به بازگشت محدود همان حقوق سلب‌شده رضایت می‌دهد و آن را به‌مثابه امتیاز یا گشایشی از سوی قدرت تجربه می‌کند.

  • کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

    کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

در چنین فرایندی، به‌تدریج ادراک اجتماعی از مفهوم حق تغییر می‌کند. جامعه آرام‌آرام از مطالبه‌گری برای برخورداری از حقوق پایدار فاصله می‌گیرد و به سطحی از رضایت نسبت به بازگشت‌های محدود و موقت سوق داده می‌شود؛ بازگشت‌هایی که اغلب نه به معنای رفع مسئله، بلکه صرفا به معنای کاهش بخشی از محرومیت پیشین هستند.

این الگوی تکرارشونده بررسی می‌کند که چگونه تداوم آن می‌تواند به نوعی شرطی‌سازی روانی در سطح جمعی منجر شود؛ فرایندی که در آن حس حق‌مندی به‌تدریج فرسایش می‌یابد و جامعه، به‌جای تجربه حقوق به‌عنوان اموری پایدار و غیرقابل سلب، در چرخه‌ای از محرومیت، انتظار و بازگشت محدود همان حقوق قرار می‌گیرد.

معیشت؛ عادی سازی حداقل ها

شاید یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این الگو را بتوان در حوزه اقتصاد و معیشت مشاهده کرد؛ حوزه‌ای که در آن با فرآیندی تدریجی از عادی‌سازی کمبود و کاهش سطح انتظارات اجتماعی مواجه هستیم.

در این روند، به‌جای تمرکز بر حل ریشه‌ای مشکلاتی مانند تورم و کاهش قدرت خرید، سیاست‌ها به سمت سازگار کردن جامعه با شرایط موجود سوق پیدا کرده‌اند. در سال‌های گذشته، مفاهیمی مانند قناعت، صرفه‌جویی و تحمل، به‌طور مداوم تکرار شده‌اند تا تمرکز از چرایی بحران به چگونگی کنار آمدن با آن منتقل شود و بار روانی آن بر دوش زندگی روزمره افراد قرار گیرد.

تداوم این وضعیت، تغییر مهمی در روان جمعی ایجاد می‌کند؛ جامعه به‌تدریج خود را با کاهش مداوم استانداردهای زندگی هماهنگ می‌سازد، بقا جای رفاه را می‌گیرد و آنچه زمانی بخشی عادی از زندگی طبقه متوسط بود، کم‌کم از دسترس خارج می‌شود.

  • وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

    وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

در این میان، هر زمان فشارهای اقتصادی تشدید شده، انواع یارانه‌ها یا بسته‌های حمایتی محدود ارائه شده‌اند؛ اقداماتی که اگرچه تناسبی با میزان کاهش قدرت خرید ندارند، اما در سطح عمومی به‌عنوان نشانه‌ای از مدیریت وضعیت بازنمایی می‌شوند.

در نتیجه، جامعه به‌جای مقایسه وضعیت خود با یک سطح مطلوب از رفاه، آن را با شرایط بحرانی‌تر پیشین می‌سنجد. به همین دلیل، حتی بازگشت جزئی بخشی از قدرت خرید نیز می‌تواند به‌طور موقت احساس کمتر بد شدن شرایط را ایجاد کند.

به این ترتیب، معیار ارزیابی زندگی تغییر می‌کند؛ در چنین چارچوبی، جلوگیری از سقوط بیشتر، به‌جای بهبود واقعی، به‌عنوان موفقیت درک می‌شود و رابطه‌ای روانی با کمبود شکل می‌گیرد؛ رابطه‌ای که در آن استانداردهای زندگی پایین می‌آیند و تصور جامعه از حقِ برخورداری از یک زندگی بهتر، به‌تدریج دستخوش فرسایش می‌شود.

حجاب و آزادی های اجتماعی

اگر در حوزه اقتصاد با عادی‌سازی کمبود و کاهش تدریجی سطح رفاه مواجه بودیم، در حوزه حجاب و آزادی‌های اجتماعی با شکل دیگری از همان الگو روبه‌رو هستیم؛ الگویی که این بار نه بر معیشت، بلکه بر بدن، سبک زندگی و حق انتخاب افراد متمرکز است. در اینجا نیز مساله نحوه تبدیل یک حق فردی به امری مشروط، تعلیق‌پذیر و وابسته به اراده قدرت است.

موضوع پوشش از نخستین سال‌های پس از انقلاب تاکنون، یکی از اصلی‌ترین عرصه‌های مداخله رسمی و از مهم‌ترین نقاط کشمکش میان قدرت و جامعه بوده است.

آنچه این حوزه را به نمونه‌ای بارز از الگوی مورد بحث تبدیل می‌کند، تکرار یک چرخه مشخص است: افزایش فشار، شکل‌گیری مقاومت اجتماعی، کاهش نسبی بخشی از فشار، و سپس تجربه همان کاهش محدود به‌عنوان نوعی گشایش. در نتیجه، جامعه به‌جای برخورداری از آزادی به‌عنوان یک حق پایدار، درگیر دوره‌های متناوب فشار و تنفس‌های کوتاه‌مدت می‌شود.

  • اینترنت، معیشت و میلیاردها دلار زیان؛ روایت ۸۸ روز خاموشی

    اینترنت، معیشت و میلیاردها دلار زیان؛ روایت ۸۸ روز خاموشی

در نهایت، تکرار این چرخه ادراک جامعه از مفهوم آزادی را تغییر می‌دهد؛ زمانی که یک حق بارها محدود و سپس بخشی از آن بازگردانده می‌شود، معیار ارزیابی از برخورداری پایدار از آزادی به میزان کاهش فشار نسبت به گذشته سقوط می‌کند.

به این ترتیب، حقوق فردی از یک حق طبیعی به امری مشروط و قابل تعلیق تبدیل می‌شود که جامعه را در نوسان دائمی میان فشار و بازگشت‌های موقت معلق نگه می‌دارد.

فرهنگ و هنر؛ کنترل و بازگرداندن

در حوزه فرهنگ و هنر نیز با یکی دیگر از نمودهای همین الگوی تکرارشونده مواجه هستیم؛ الگویی که در آن، تولید و مشارکت فرهنگی نه به‌عنوان یک حق بدیهی، بلکه به‌عنوان امری مدیریت‌شده، محدود و وابسته به مجوز تجربه می‌شود.

در اینجا مساله در کنار سانسور و محدودیت‌های پراکنده، شکل‌گیری یک ساختار پایدار از اجازه‌مندی است؛ ساختاری که در آن امکان فرهنگی نه بر پایه حق شهروندی، بلکه بر اساس صدور یا عدم صدور مجوز تعریف می‌شود.

در سال‌های گذشته، سینما، کتاب، موسیقی و تئاتر همواره از مسیرهای طولانی بررسی، اصلاح یا توقیف عبور کرده‌اند. نکته مهم‌تر، مرحله بعدی این الگوست؛ جایی که پس از دوره‌هایی از انسداد، بخشی از فضا به‌صورت گزینشی باز می‌شود.

  • پیام مخاطبان: اینترنت باز نشده؛ این «فیلترنت» است

    پیام مخاطبان: اینترنت باز نشده؛ این «فیلترنت» است

در چنین شرایطی، بازگشت محدود برخی آثار یا صدور مجوز برای گروهی از هنرمندان، در سطح جامعه به‌عنوان نشانه‌ای از گشایش یا دستاورد فرهنگی تلقی می‌شود.

تکرار الگوی محدودیت و بازگشت کنترل‌شده، به‌تدریج معیارهای ذهنی مخاطب را تغییر می‌دهد؛ به‌طوری که معیار ارزیابی دیگر آزادی فرهنگی کامل نیست، بلکه میزان کاهش محدودیت نسبت به گذشته می‌شود.

همین جابه‌جایی، به عادی‌سازی یک وضعیت ناپایدار کمک می‌کند تا فرهنگ و هنر نیز به یکی از میدان‌های اصلی تبدیل شود که در آن، حقِ دسترسی به فرهنگ جای خود را به یک امتیاز مشروط و قابل تنظیم می‌دهد.

اینترنت؛ قطع حق ارتباط و بازگرداندن کنترل شده

در امتداد همین الگوی تکرارشونده، حوزه اینترنت و ارتباطات شاید ملموس‌ترین نمونه‌ای باشد که می‌توان در آن دگرگونی مفهوم حق را مشاهده کرد. اینترنت امروز به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شده و دسترسی پایدار به آن، برای بسیاری از شهروندان به ضرورتی اجتماعی، آموزشی و اقتصادی بدل شده است.

  • اینترنت، نابرابری و کنترل روانی در وضعیت بحران

    اینترنت، نابرابری و کنترل روانی در وضعیت بحران

با این حال، در سال‌های اخیر، تجربه جامعه از اینترنت با فیلترینگ گسترده، کاهش سرعت و قطعی‌های مقطعی گره خورده است. اما بخش مهم‌تر این الگو زمانی آشکار می‌شود که پس از دوره‌های محدودیت، بخشی از دسترسی‌ها به‌صورت کنترل‌شده بازمی‌گردد.

در چنین شرایطی، رفع نسبی محدودیت‌ها به‌عنوان نوعی گشایش تلقی می‌شود، در حالی که در عمل تنها بخشی از وضعیت پیشین بازگردانده شده است.

تکرار چرخه محدودیت، اختلال و بازگشت نسبی به‌تدریج معیارهای ارزیابی را تغییر می‌دهد. به‌جای مطالبه دسترسی پایدار و بدون اختلال، توجه جامعه بر این متمرکز می‌شود که آیا وضعیت نسبت به گذشته کمتر محدود شده است یا نه.

نتیجه این فرایند، نوعی سازگاری با ناپایداری است؛ وضعیتی که در آن ثبات جای خود را به نوسان می‌دهد و یک حق زیرساختی، به امری مشروط و موقت تبدیل می‌شود.

صورت بندی

در نهایت، آنچه در این مسیر بررسی شد صرفا مجموعه‌ای از موضوعات پراکنده نبود، بلکه تلاشی برای فهم الگویی تکرارشونده در رابطه میان قدرت و جامعه بود؛ الگویی که در آن حقوق شهروندی، به‌جای آنکه به‌عنوان اموری پایدار و غیرقابل‌تعلیق تجربه شوند، در چرخه‌ای از محدودسازی، تعلیق و بازگردانی کنترل‌شده قرار می‌گیرند.

  • نوروز و روان جمعی: بازسازی امید و هویت در دل بحران

    نوروز و روان جمعی: بازسازی امید و هویت در دل بحران

در این چرخه، حق به‌تدریج جای خود را به امتیاز می‌دهد و بازگشت بخشی از همان حق سلب‌شده نیز می‌تواند به‌عنوان نوعی گشایش یا امری قابل قدردانی تجربه شود.

اما شاید مهم‌ترین بخش این فرایند، نه خودِ محدودیت، بلکه عادی‌سازی آن باشد. جامعه در طول سال‌ها آموخته است که قناعت و تحمل را بر مطالبه رفاه پایدار ترجیح دهد، محدودیت‌های اجتماعی را در قالب قانون یا سنت بپذیرد، نظارت بر فرهنگ و هنر را امری طبیعی تلقی کند و دسترسی به اینترنت و ارتباطات را حقی مشروط و وابسته به شرایط بداند.

تکرار این وضعیت، نوعی شرطی‌سازی روانی را به همراه دارد؛ فرایندی که در آن سطح انتظارات کاهش می‌یابد، حس حق‌مندی فرسوده می‌شود و سازگاری با ناپایداری، جای مطالبه‌گری برای حقوق پایدار را می‌گیرد.

با این حال، به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر نشانه‌هایی از تغییر در این الگو مشاهده می‌شود. واکنش‌های گسترده کاربران پس از بازگشت محدود اینترنت، نمونه‌ای از این تغییر است.

اگر در گذشته بازگرداندن بخشی از حقوق محدودشده می‌توانست احساس رضایت یا قدردانی ایجاد کند، امروز در بسیاری از واکنش‌ها پرسش اصلی چیز دیگری است: چرا باید برای بازگشت چیزی که اساسا حق ماست خوشحال باشیم؟

این جابه‌جایی صرفا یک نارضایتی مقطعی نیست، بلکه می‌تواند نشانه بازگشت تدریجی جامعه از منطق امتیاز به زبان حق باشد. اگر چنین تغییری در حال شکل‌گیری باشد، به این معناست که سازوکار روانی مبتنی بر عادی‌سازی محرومیت، کاهش انتظارات و رضایت از حداقل‌ها، دیگر کارایی گذشته را ندارد و بخشی از جامعه، به‌جای تمرکز بر آنچه بازگردانده شده، خودِ فرایند سلب و بازگردانی را به موضوع نقد تبدیل کرده است.

در نهایت، آرامشی که از بازگشت‌های محدود حاصل می‌شود، لزوماً نشانه رضایت واقعی نیست، بلکه بیشتر نوعی سازگاری اجباری با شرایط ناپایدار است. در لایه‌های زیرین این سازگاری نیز نوعی خشم انباشته، فرسودگی روانی و بی‌اعتمادی مزمن شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که ممکن است در مقاطع مختلف، خود را در قالب واکنش‌های اعتراضی، نارضایتی‌های گسترده یا کناره‌گیری اجتماعی نشان دهد.

از همین رو، مساله اصلی این مقاله نه صرفا اینترنت، حجاب، اقتصاد یا فرهنگ، بلکه چگونگی تبدیل حق به امتیاز و پیامدهای روانی و اجتماعی آن است؛ فرایندی که به نظر می‌رسد امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسش و تردید جامعه روبه‌رو شده است.

فارین افرز: جمهوری اسلامی منازعه را کارآمدتر از دیپلماسی می‌داند

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

فارین افرز نوشت حتی در صورت دستیابی تهران و واشینگتن به توافق نیز آنها همچنان درگیر منازعه‌ای گسترده‌تر باقی خواهند ماند، زیرا همچنان تا حل اختلاف‌های اصلی فاصله زیادی دارند و جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده که در شرایط کنونی منازعه برایش کارآمدتر از دیپلماسی است.

مجله آمریکایی فارین افرز در تحلیلی که سه‌شنبه ۱۲ خرداد منتشر شد نوشت حتی اگر تهران و واشینگتن به توافقی هم برسند، همچنان درگیر منازعه‌ای گسترده‌تر خواهند ماند و به تبادل حملات لفظی و شاید حملات نظامی ادامه خواهند داد.

محمد آیت‌اللهی‌تبار، تحلیلگر مسائل ایران و دانشیار روابط بین‌الملل در دانشگاه تگزاس، در این مقاله نوشت تداوم منازعه تهران و واشینگتن دو علت اصلی دارد: نخست، پابرجا ماندن اختلاف‌های بنیادین میان دو طرف و بعید بودن حل‌وفصل آنها در آینده نزدیک.

در توضیح این دلیل آمده است: «واشینگتن همچنان از تهران می‌خواهد برنامه غنی‌سازی هسته‌ای خود را به‌طور کامل برچیند، همه اورانیوم غنی‌شده را تحویل دهد، به حمایت از متحدان منطقه‌ای خود پایان دهد و تنگه هرمز را بازگشایی کند. با این حال، ایران بارها از چشم‌پوشی از غنی‌سازی خودداری کرده است. ایران می‌گوید احتمالا تنها پس از آن حاضر خواهد شد باقی خواسته‌های واشینگتن را بررسی کند که ایالات متحده کنترل حکومت ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت بشناسد، خسارت‌های جنگی ایران را جبران کند، به جنگ اسرائیل در لبنان پایان دهد و دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد کند.»

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید