• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

نوروز و روان جمعی: بازسازی امید و هویت در دل بحران

صبا آلاله
صبا آلاله

روان‌تحلیل‌گر اجتماعی

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۰۶:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۳:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)

این روزها، بسیاری از ما مجموعه‌ای از احساسات سنگین و گاه متناقض را تجربه کرده‌ایم: اندوه عمیق برای عزیزانی که از دست رفته‌اند، خشم از ناعادلانه بودن شرایط، اضطراب و نگرانی نسبت به آینده، ترس و سردرگمی، و در عین حال لحظاتی از امید، سبکی یا حتی آرامش کوتاه.

این هیجانات گاهی به شکل دوگانه و هم‌زمان در ذهن ما حضور دارند: ممکن است در لحظه‌ای غمگین و سوگوار باشیم و در لحظه‌ای دیگر، با مشاهده نشانه‌هایی از تغییر یا امید، احساس رضایت یا خوشحالی کنیم.

در چنین شرایطی، تجربه‌های روانی نه تنها پیچیده و چندلایه‌اند، بلکه متفاوت و شخصی هستند.

همین پیچیدگی در رابطه با آیین‌ها نیز نمود پیدا می‌کند. هر آیین فرهنگی، بسته به تجربه و شرایط فرد می‌تواند هم‌زمان فرصتی برای امید و بازسازی پیوند اجتماعی باشد و هم یادآور فقدان‌ها و خلأها.

به این ترتیب، هر آیین، در دل بحران، می‌تواند تجربه‌ای چندلایه و متناقض ایجاد کند.

در فرهنگ ما، برخی آیین‌ها صرفا مجموعه‌ای از مراسم نیستند؛ آن‌ها بخشی از حافظه‌ جمعی و هویت فرهنگی جامعه‌اند.

نوروز از مهم‌ترین این آیین‌هاست؛ جشنی که در سنت ما، نماد نو شدن، امید و آغاز چرخه‌ای تازه از زندگی است. نوروز نه فقط آغاز سال، بلکه یادآور امکان بازگشت زندگی، عبور از زمستان و شروع دوباره بوده است.

اما زمانی که جامعه با بحران‌های عمیق، خشونت سیاسی یا تجربه‌ جنگ روبه‌رو می‌شود، رابطه با چنین آیین‌هایی می‌تواند پیچیده و چندلایه شود. در چنین موقعیت‌هایی، آیین‌های شادی‌آور گاهی به نوعی تناقض عاطفی و گره‌ای روان‌شناختی و فرهنگی تبدیل می‌شوند.

پرسش‌هایی که در ذهن بسیاری شکل می‌گیرد، تنها درباره‌ یک جشن نیست، بلکه درباره‌ نسبت میان اندوه و ادامه‌ زندگی است:

آیا در چنین زمانی می‌توان جشن گرفت؟ آیا شادی به معنای بی‌توجهی به رنج‌ها نیست؟ آیا کنار گذاشتن آیین‌هایی که بخشی از زندگی فرهنگی جامعه بوده‌اند، به معنای تسلیم شدن در برابر بحران است؟

برخی افراد می‌توانند در دل بحران و سوگ، حتی در لحظات کوتاه، نوروز را فرصتی برای بازسازی امید و پیوند با خانواده و جامعه ببینند؛ لحظه‌ای که احساس ادامه زندگی و بازگشت نوعی ثبات را ایجاد می‌کند.

برای برخی، همین آیین می‌تواند یادآور فقدان عزیزان، خلأها و شکاف میان گذشته و حال باشد و تجربه آن را دشوار یا حتی غیرممکن کند.

این وضعیت نشان می‌دهد که احساسات متناقض، هم‌زمان سوگ و امید، خشم و آرامش، نگرانی و میل به تداوم زندگی، بخشی طبیعی از تجربه جمعی در دوران بحران است.

وقتی جامعه‌ای با جنگ، خشونت و بی‌ثباتی روبه‌روست، ذهن و روان افراد واکنش ساده و خطی ندارند؛ هیجانات روی هم انباشته می‌شوند، لایه‌لایه عمل می‌کنند و تجربه‌ای چندگانه شکل می‌دهند.

این وضعیت بازتاب پیچیدگی تجربه‌ عاطفی در جامعه‌ای بحران‌زده است. در چنین شرایطی، احساسات اغلب به‌صورت هم‌زمان و متناقض تجربه می‌شوند: سوگ برای فقدان‌ها، خشم نسبت به شرایط، اضطراب درباره‌ آینده و در عین حال نیاز عمیق به ادامه دادن زندگی.

این هم‌زمانی احساسات متضاد، پدیده‌ای شناخته‌شده در تجربه‌های جمعی مرتبط با تروما و بحران است و به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا واکنش‌ها نسبت به نوروز و سایر آیین‌های فرهنگی، همواره یکدست و ساده نیستند.

آیین‌های فرهنگی و بازسازی روانی در بحران

در چنین فضای پیچیده روانی، جامعه به دنبال راه‌هایی برای مدیریت احساسات متناقض و ایجاد معناست. اندوه، خشم، اضطراب و امید همگی هم‌زمان در ذهن و روان افراد حضور دارند و هر یک به شکل متفاوتی تجربه می‌شوند.

شدت این احساسات و نحوه‌ ترکیب آن‌ها در افراد مختلف متفاوت است و واکنش‌ها به بحران را غیرقابل پیش‌بینی و چندلایه می‌کند.

در این میان، آیین‌های فرهنگی به‌عنوان ابزارهای تثبیت‌شده تاریخی و اجتماعی نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند و می‌توانند نقطه‌ای از ثبات در شرایط بی‌ثبات ارائه دهند.

آیین‌های فرهنگی، به‌ویژه نوروز، فرصتی برای بازسازی روانی فراهم می‌کنند. گردهم آمدن افراد در قالب آیین‌ها، تکرار نمادهای مشترک و یادآوری چرخه‌های طبیعی زندگی، حس تداوم، پیوستگی و ثبات را به جامعه منتقل می‌کند.

این تجربه به افراد کمک می‌کند تا با فشارها و آسیب‌های روانی مقابله کنند، احساس تعلق اجتماعی خود را دوباره بسازند و حتی در دل بحران، لحظاتی از آرامش و امید را تجربه کنند.

نقش آیین‌های فرهنگی در بحران محدود به سرگرمی یا شادی سطحی نیست. آن‌ها مکانی هستند که افراد می‌توانند احساسات متناقض خود، سوگ و امید، خشم و آرامش، اضطراب و میل به ادامه زندگی را هم‌زمان تجربه کنند و از دل همین تضاد، معنا بسازند.

حضور در آیین‌ها به افراد اجازه می‌دهد که روان خود را بازتعریف و تجربه جمعی خود را با دیگران همسو کنند، به نحوی که حتی در شرایط فقدان و ناامنی، حس پیوند با جامعه حفظ شود.

در همین حال، تجربه آیین‌ها برای همه یکسان نیست. برای بخشی از جامعه، نوروز و سایر آیین‌ها می‌توانند فرصتی برای بازسازی امید، بازیابی انرژی روانی و ایجاد لحظاتی از شادی و اتصال اجتماعی باشند.

اما برای گروه دیگری، شدت سوگ، خشم یا اضطراب ممکن است آن‌قدر زیاد باشد که حضور در جشن‌ها دشوار یا حتی غیرممکن شود. برای این افراد، تجربه‌ شادی جمعی با تضاد روانی همراه است و شرکت در آیین‌ها می‌تواند یادآور فقدان‌ها و خلأهای عاطفی باشد.

به این ترتیب، آیین‌های فرهنگی در بحران هم‌زمان چند نقش دارند: ابزار ترمیم روانی، تقویت حافظه و هویت فرهنگی، پل میان تجربه فردی و جمعی و محل ایجاد معنا در مواجهه با درد و فقدان.

هم‌زمان، آن‌ها یادآوری می‌کنند که تجربه انسانی در شرایط بحرانی پیچیده و چندلایه است و واکنش‌ها همیشه یکدست نیستند.

حتی با تمام اثرات مثبت، برای برخی افراد، عبور از سوگ و حضور در شادی جمعی ممکن است سخت باشد و این تضاد خود بخشی طبیعی و جدایی‌ناپذیر از تجربه‌ روانی و اجتماعی بحران است.

رابطه آیین‌های فرهنگی با ساختار قدرت و مقاومت فرهنگی

در عین حال، آیین‌های فرهنگی در شکل‌گیری تجربه انسانی در بحران، از تاثیر ساختار سیاسی نیز مصون نبوده‌اند.

در دهه‌های اخیر، جمهوری اسلامی بارها تلاش کرده است مناسک مذهبی-دینی را در مرکز زندگی عمومی قرار دهد و منابع و توجه بیشتری به آن‌ها اختصاص دهد.

مراسم مذهبی و دینی معمولا با حمایت مالی و سازمانی گسترده برگزار شده‌اند، در حالی که آیین‌های فرهنگی ریشه‌دار در سنت تاریخی ما، مانند نوروز، شب یلدا یا چهارشنبه‌سوری، در اولویت سیاست‌های فرهنگی رسمی قرار نگرفته‌اند و توجه کمتری به آن‌ها شده است.

این تفاوت در سرمایه‌گذاری و توجه، به‌تدریج برای بخشی از جامعه روشن کرده است که آیین‌های فرهنگی، بخشی از هویت مستقل فرهنگی-تاریخی هستند؛ هویتی که ربط مستقیمی به ساختار قدرت ندارد و باید حفظ و بازتولید شود.

نوروز برای بسیاری از مردم تنها یک جشن فصلی نیست، بلکه یادآور تداوم تاریخی و فرهنگی است که فراتر از تغییرات و تحولات سیاسی روز عمل می‌کند و حسی از پیوستگی با گذشته و جامعه به وجود می‌آورد.

از این منظر، آیین‌های فرهنگی حامل حافظه‌ جمعی جامعه هستند؛ حافظه‌ای که از طریق تکرار آیین‌ها، نمادها و روایت‌های مشترک زنده نگه داشته می‌شود و امکان بازسازی تجربه‌های جمعی، ایجاد پیوند اجتماعی و تثبیت هویت فرهنگی را فراهم می‌کند.

استمرار این آیین‌ها حتی می‌تواند نوعی مقاومت در برابر به حاشیه‌ راندن نمادهای هویتی تلقی شود؛ جامعه با ادامه دادن به فرهنگ، استقلال هویتی و هویت فرهنگی خود را حفظ می‌کند و نشان می‌دهد که این نمادها به قدرت‌های سیاسی محدود نمی‌شوند.

در برخی موارد، این رفتار حتی شکل ظریفی از نافرمانی نمادین به خود می‌گیرد. اجرای آیین‌های فرهنگی، به‌ویژه نوروز، چهارشنبه‌سوری و شب یلدا، نه‌تنها عملی فرهنگی، بلکه بازپس‌گیری نمادین فضاهای فرهنگی محسوب می‌شود؛ جامعه از طریق این فعالیت‌ها، هویت و استقلال فرهنگی خود را به صورت نمادین و آشکار بازمی‌گرداند.

این روند در شرایطی که شکاف میان جامعه و ساختار قدرت عمیق‌تر می‌شود، پررنگ‌تر و ملموس‌تر است. هرچه فشارها و محدودیت‌ها بیشتر شود، تاکید بر حفظ و برگزاری آیین‌ها نیز بیشتر می‌شود.

در چنین شرایطی، آیین‌هایی مانند نوروز فراتر از جشن‌ فصلی ساده عمل می‌کند؛ آن‌ها به نمادهایی از پایداری فرهنگ، حافظه تاریخی و احساس تعلق جمعی بدل می‌شوند و بازتابی از مقاومت و هوشیاری فرهنگی جامعه هستند.

پایان‌بندی

امروز ما با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که مرزهای روان‌شناسی، فرهنگ و سیاست در آن به‌طور کامل درهم تنیده شده‌اند.

وقتی خانواده‌های داغدار سفره‌ هفت‌سین خود را بر مزار عزیزان از دست‌رفته‌شان در بحران‌ها پهن می‌کنند، یا وقتی نمادهای فرهنگی با مفاهیم دادخواهی، امید و آزادی گره می‌خورند، این هم‌نشینی پیچیده از احساسات، معناها و هویت‌ها روشن می‌شود.

این تجربه نشان می‌دهد که آیین‌ها فراتر از شکل ظاهری خود عمل می‌کنند؛ آن‌ها مکانیسم‌های روان‌شناختی و اجتماعی‌اند که در دل بحران، امکان بازسازی امید، پردازش سوگ و ایجاد پیوند جمعی را فراهم می‌آورند.

در عین حال، این تجربه‌ها پیچیده و متناقض‌اند: شادی، امید و پیوند اجتماعی هم‌زمان با اندوه، فقدان و خشم در ذهن و روان افراد حضور دارند و نشان می‌دهند که زندگی و فرهنگ در شرایط بحران هرگز خطی و ساده نیستند.

پیام نهایی این است که آیین‌ها و فرهنگ جمعی نه‌تنها حافظه و هویت ما را حفظ می‌کنند، بلکه به ما امکان می‌دهند تا در مواجهه با جنگ، فقدان و نابرابری، بخشی از روان و جامعه خود را بازسازی کنیم.

آن‌ها به ما یادآوری می‌کنند که حتی در دل سوگ و ویرانی، امکان بازگشت به زندگی، ایجاد معنا و تجربه هم‌زمان درد و امید وجود دارد.

نوروز و سایر آیین‌ها، به این ترتیب، نه‌تنها جشن و مناسک فرهنگی‌اند، بلکه نقطه‌ای از تاب‌آوری جمعی و انسانی‌اند که مسیر ادامه زندگی را در دل بحران قابل تحمل‌تر و معنادارتر می‌سازند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است
۱

یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

۲

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۳

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۴
روایت شما

شهروندان در واکنش به اظهارات پزشکیان درباره آمار جاویدنامان، او را از عاملان کشتار خواندند

۵

شاهزاده رضا پهلوی: حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله نیست

انتخاب سردبیر

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

  • مقام عراقی: بغداد برای اقدام نهایی علیه شبه‌نظامیان آماده می‌شود
    اختصاصی

    مقام عراقی: بغداد برای اقدام نهایی علیه شبه‌نظامیان آماده می‌شود

  • یک منبع بانکی افزایش رقم قبوض را به جبران کسری بودجه دولت مرتبط دانست
    اختصاصی

    یک منبع بانکی افزایش رقم قبوض را به جبران کسری بودجه دولت مرتبط دانست

  • نوروز ۱۴۰۵؛ گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و شعله اعتراضی که فروکش نکرده است

    نوروز ۱۴۰۵؛ گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و شعله اعتراضی که فروکش نکرده است

  • ۱۴۰۴؛ سال تلاقی جنگ، سرکوب و بحران سقوط  جمهوری اسلامی

    ۱۴۰۴؛ سال تلاقی جنگ، سرکوب و بحران سقوط جمهوری اسلامی

  • سور و سوگ در نوروز؛ «نم اشکی و با خود گفت‌وگویی»

    سور و سوگ در نوروز؛ «نم اشکی و با خود گفت‌وگویی»

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.