اندیشکده مستقر در دوحه: جنگ ایران گذار به نظم جهانی بیرهبر را شتاب داد
یک اندیشکده مستقر در دوحه با تحلیل وضعیت کنونی در خاورمیانه، نوشت که جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی گذار جهان به نظمی نوین را شتاب بخشیده، اما عامل ایجاد آن نبوده است؛ نظمی «بیرهبر و هنوز بدون قواعد روشن» که در آن امنیت فراتر از قدرت صرف نظامی تعریف میشود.
شورای خاورمیانه در امور جهانی (Middle East Council on Global Affairs) در تحلیلی که یکشنبه ۲۰ اردیبهشت منتشر شد، نوشت: «این جنگ نه یک بحران منطقهای گذرا یا رویارویی میان قدرتهای رقیب در عرصهای محدود، بلکهلحظهای محوری در تاریخ سیاسی معاصر است.»
خالد الجابر، متخصص ارتباطات سیاسی و امور خاورمیانه و مدیر اجرایی این اندیشکده، در این تحلیل افزوده که جهان اکنون وارد مرحلهای از گذار تاریخی شده است؛ گذاری از یک نظام بینالمللی با مرزهای شناختهشده به سوی نظامی جهانی جدید که نه ویژگیهای آن روشن است و نه قواعدش.
با این حال، او تاکید میکند که این جنگ تنها عامل دگرگونی در نظم جهانی نیست بلکه روندهایی را که پیشتر آغاز شده بودند شتاب داده و آشکار کرده است.
به باور الجابر، نظم جهانی دچار فروپاشی کامل نمیشود، بلکه این دگرگونی بهتدریج به وضعیتی منجر خواهد شد که میتوان آن را «ثبات ناپایدار» یا «تعادل شکننده» توصیف کرد.
در بخشی از این تحلیل درباره نظم چندقطبی آمده است: «جهان نه به سوی آشوب فراگیر هابزی میرود که در آن قواعد بهکلی غایب باشند، و نه در حال بازگشت به نظمی تکقطبی به رهبری یک قدرت هژمونیک واحد است، آنچه بهتدریج در حال شکلگیری است، نظمی رقابتی و چندقطبی است که در آن قدرتهای بزرگ نفوذ و مسئولیتها را میان خود تقسیم میکنند، بیآنکه هیچیک توان تحمیل هژمونی کامل یا تدوین قواعدی الزامآور برای همه را داشته باشد.»
بر این اساس، در چارچوب این نظم تازه، ائتلافها منعطفتر، کمثباتتر و عملگرایانهتر میشوند، و بازدارندگی به دلیل تکثر و درهمتنیدگی منابع تهدید، پرهزینهتر و محاسبه آن دشوارتر میشود. در نتیجه، نظم جدید ناگزیر سیال و متغیر خواهد بود و همین امر پیشبینی پیامدهای آن یا ترسیم مسیرش را دشوار میکند.
بازتعریف امنیت
بخشی از این تحلیل به بازتعریف مفهوم امنیت اختصاص دارد. الجابر نوشته است که جنگ جاری نشان داد که امنیت ملی دیگر فقط به به قدرت نظامی، ارتش و بازدارندگی هستهای محدود نیست. امروز کشوری امنتر است که بتواند زنجیرههای تامین، زیرساختهای دیجیتال، دادهها، انرژی، فناوریهای حیاتی، نیمهرساناها و ظرفیت هوش مصنوعی خود را حفظ و تقویت کند.
در این نگاه تازه، کارخانههای راهبردی، شرکتهای فناوری، آزمایشگاههای پیشرفته و شبکههای دیجیتال به اندازه ارتش در قدرت و بازدارندگی کشورها نقش دارند. بنابراین ممکن است کشوری با ارتش کوچکتر، اگر در فناوری یا امنیت اقتصادی برتری داشته باشد، نفوذی بیش از یک قدرت نظامی بزرگتر پیدا کند.
نشانههای پایان قطعیت راهبردی و پایان اتحاد غرب برای حل بحرانهای بزرگ
این مقاله همچنین جنگ ایران را پایان یک مرحله تاریخی میداند؛ مرحلهای که که در آن جهان به رهبری غرب و ثبات نظم آتلانتیک اعتماد داشت و «قطعیت راهبردی» مهمترین شاخص آن بود.
به باور الجابر این دوران به پایان رسیده است و آمریکا و اروپا دیگر مثل گذشته قادر نیستند بحرانهای بزرگ را بهطور هماهنگ مدیریت کنند و شکاف میان ادعای رهبری غرب و توان واقعی آن آشکار شده است.
اروپا بیش از همه با این وضعیت روبهرو شده، چون امنیت خود را برای دههها بر تضمینهای آمریکا بنا کرده بود؛ اما حالا با آمریکایی روبهروست که بیشتر درگیر رقابت با چین و اولویتهای اقیانوس آرام است. به همین دلیل، بحث درباره استقلال راهبردی و توان دفاعی مستقل اروپا جدیتر شده است.
در عین حال، چین و قدرتهای آسیایی هم با وجود وابستگی شدید به انرژی خلیج فارس، نتوانستهاند جای خالی رهبری غرب را پر کنند یا طرحی جدی برای حفظ ثبات منطقه ارائه دهند.
در بخشی از این تحلیل میخوانیم: «همه قدرتهای بزرگ، از نظر اقتصادی و راهبردی، از بحران آسیب میبینند، اما هیچیک اراده سیاسی، توان عملیاتی یا مشروعیت بینالمللی لازم برای رهبری واکنشی قاطع و هماهنگ در سطح بینالمللی را ندارد. این یعنی آنچه جهان با آن روبهروست، بحران قدرت به معنای کمبود توانمندیها نیست؛ بلکه بحران رهبری جهانی در تبدیل توانمندیهای موجود به اقدام موثر بینالمللی است. نهادهای سنتی بینالمللی، مانند شورای امنیت سازمان ملل، برای دستیابی به اجماع درباره این مناقشه با مشکل روبهرو شدهاند، در حالی که ائتلافها بیش از پیش پراکنده و چندپاره به نظر میرسند.»
دوراهی پیش روی کشورهای خلیج فارس
بخش دیگری از این تحلیل تصویری از آنچه پیش روی کشورهای خلیج فارس قرار دارد، ارائه میدهد. به باور الجابر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، بهعنوان تامینکنندگان حیاتی انرژی در جهان و بازیگران محوری در موازنه قدرت جهانی، در مرکز این دگرگونی قرار دارند و وزنی یافتهاند که بسیار فراتر از ابعاد جغرافیایی و جمعیت آنهاست.
او نوشته است که بحران اخیر نشان داد این مزیت جغرافیایی و راهبردی به یک «بار راهبردی» و نقطهای آسیبپذیر تبدیل میشود. تهدید تنگه هرمز یا اختلال در کشتیرانی دیگر فقط مسئلهای منطقهای نیست، بلکه مستقیما اقتصاد جهانی، قیمت انرژی، بیمه دریایی و حملونقل بینالمللی را تحت تاثیر قرار میدهد.
به عبارت دیگر، موقعیت کشورهای خلیج فارس هم اهرم قدرت است و هم منبع خطر: به این کشورها قدرت چانهزنی بیشتری میدهد، اما همزمان مسئولیتها و خطراتی استثنایی را نیز بر دوش آنها میگذارد.
این مقاله در نهایت نتیجه گرفته است که مشاهده آنچه در خاورمیانه میگذرد به ما میگوید مهمتر از اینکه چه کسی پیروز این جنگ خواهد بود، چگونگی تغییر قواعد قدرت در جهان است و اینکه نظم نوین بر پایه چه معیارها و اصولی بنا خواهد شد.
الجابر تاکید میکند در نظم نوظهور، دیگر یک مرکز روشن و مسلط وجود ندارد. نفوذ کشورها بیش از آنکه به اندازه ارتش یا جایگاه تاریخی آنها وابسته باشد، به توانشان در سازگاری با تحولات، بازتنظیم ائتلافها، تنوعبخشی به شراکتها و سرمایهگذاری در امنیت اقتصادی، فناورانه، انرژی و دیجیتال بستگی دارد و در این بازآرایی، کشورهایی موفقتر خواهند بود که زودتر تغییرات ساختاری را تشخیص دهند، وابستگیهای خود را کاهش دهند و برای نظم سیال و نامطمئن آینده آماده شوند.
آتشبس شکننده میان آمریکا و جمهوری اسلامی بار دیگر عصر یکشنبه ۲۰ اردیبهشت با آتشسوزی ناشی از انفجار یک پهپاد در سواحل قطر و ورود پهپادهایی به حریم هوایی امارات متحده عربی و قطر به آزمون گذاشته شد. همزمان، تهران اعلام کرد پاسخ خود به پیشنهاد آمریکا را به پاکستان ارائه کرده است.
رسانههای رسمی جمهوری اسلامی عصر یکشنبه اعلام کردند که پاسخ ارائهشده تهران به پاکستان که میانجیگری این دور از مذاکرات را بر عهده دارد بر پایان دادن به جنگ «در همه جبههها، بهویژه لبنان» متمرکز است و بر «تضمین امنیت کشتیرانی» نیز تاکید دارد.
ساعتی پیش از اعلام این خبر، وزارت دفاع امارات متحده عربی از سرنگون کردن دو پهپاد در حریم هوایی این کشور خبر دادند و جمهوری اسلامی را مسئول این حملات اعلام کردند. آنها همچنین گفتند که این حملات خسارت جانی به دنبال نداشت.
پیش از آن، سرتیپ سعود عبدالعزیز العتیبی، سخنگوی وزارت دفاع کویت، از ورود «پهپادهای متخاصم» به حریم هوایی این کشور در بامداد یکشنبه ۲۰ اردیبهشت خبر داده و گفته بود که نیروهای دفاعی «بر اساس رویههای تعیینشده» واکنش نشان دادند. این وزارتخانه اعلام نکرد که پهپادها از کجا به سوی این کشور فرستاده شده بود.
در همین حال، وزارت دفاع قطر اعلام کرد یک کشتی تجاری که از ابوظبی به سوی بندری در جنوب این کشور در حرکت بود، هدف یک پهپاد قرار گرفت و دچار «آتشسوزی کوچکی» شد. این حریق نیز بدون خسارت جانی خاموش شد.
طبق اعلام مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا، وابسته به نیروی دریایی این کشور، این حمله در فاصله ۲۳ مایل دریایی در شمالشرق دوحه، پایتخت قطر، رخ داده است. این مرکز جزئیاتی درباره مالک یا مبداء کشتی ارائه نکرد و هیچ طرفی نیز مسئولیت حمله را بر عهده نگرفت.
تبادل آتش میان نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه، جمهوری اسلامی و کشورهای حاشیه خلیجفارس، بهویژه امارات، در روزهای گذشته ادامه داشت و نگرانیها بابت آتشبس را افزایش داد. با این حال، ایالات متحده همچنان معتقد است آتشبس پابرجاست و این حملات در حدی نیست که بتوان آتشبس را خاتمهیافته دانست.
محتوای سند تفاهم پیشنهادی آمریکا در این دور از مذاکرات بهطور دقیق روشن نیست. مقامهای جمهوری اسلامی در روزهای گذشته درباره محتوای طرح مورد بررسی گفته بودند که دو کشور در حال کار روی یک توافق کوتاهمدت هستند که جنگ را به مدت ۳۰ روز متوقف میکند و به محاصره تنگه هرمز، یک مسیر کلیدی حمل و نقل نفت و گاز در خلیج فارس از سوی حکومت ایران، پایان میدهد. به گفته آنها ایالات متحده و ایران سعی خواهند کرد در طول این آرامش یک ماهه به یک توافق جامع برسند.
اسرائیل و آمریکا همچنان بر خروج اورانیوم از ایران تاکید دارند
یکی از اصلیترین نقاط اختلاف در مذاکرات، سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران است. آژانس بین المللی انرژی اتمی میگوید ایران بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم دارد که تا خلوص ۶۰ درصد غنیسازی شده است. این سطح از نظر فنی تنها یک گام کوتاه با درجه تسلیحاتی فاصله دارد.
هرچند جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده که سرنوشت این مقدار اورانیوم قابل مذاکره نیست اما آمریکا و اسرائیل همچنان بر انتقال این اورانیوم به خارج از ایران تاکید دارند و آن را بخشی از توافق احتمالی میدانند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، یکشنبه در مصاحبه با شبکه خبری سیبیاِس، بار دیگر بر «خروج اورانیوم غنیشده از ایران» و «برچیده شدن تاسیسات غنیساز» جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت که جنگ علیه حکومت ایران هنوز تمام نشده است.
او خارج شدن اورانیوم ذیل توافق را «بهترین راه» خواند و در پاسخ به این سوال که اگر توافقی حاصل نشود، برنامه اسرائیل درباره اورانیوم با با غنی بالا چیست، گفت: «قرار نیست جدول زمانی مشخصی برای آن ارائه دهم، اما میگویم که این ماموریتی فوقالعاده مهم است.»
بلومبرگ ۱۸ اردیبهشت گزارش داد دولت ترامپ در تلاش برای پایان دادن به جنگ با ایران، تمرکز خود را از مذاکرات دشوار درباره برنامه هستهای و موشکی جمهوری اسلامی به بازگشایی تنگه هرمز منتقل کرده است. بر اساس این گزارش، راهبرد جدید کاخ سفید بر «بازگشایی تنگه هرمز به هر قیمتی» متمرکز شده و مذاکرات پیچیدهتر درباره برنامه هستهای و موشکهای بالستیک حکومت ایران به مراحل بعدی موکول شده است.
با این حال، دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، نیز عصر یکشنبه در گفتوگو با شریل اتکیسون در برنامه رسانهای «فول مِژِر» به موضوع اورانیوم غنیشدهای که اکنون در اختیار جمهوری اسلامی است اشاره کرد و گفت«ما آنجا را تحت نظر داریم و بالاخره به آن دست پیدا میکنیم.»
او افزود: «همهچیز تحت نظر است. اگر کسی به آن محل نزدیک شود، خبردار میشویم و نابودش میکنیم.»
ترامپ، رییسجمهور آمریکا، در بخش دیگری از این مصاحبه در پاسخ به این که آیا جنگ علیه جمهوری اسلامی تمام شده است، گفت: «نه، من این را نگفتم. من گفتم آنها شکست خوردهاند، اما این به معنای پایان کارشان نیست.»
ترامپ افزود: «ما میتوانیم دو هفته دیگر هم وارد عمل شویم و هر هدفی را بزنیم. اهداف مشخصی داشتیم و احتمالا ۷۰ درصد آنها را زدهایم، اما اهداف دیگری هم داریم که ممکن است به آنها حمله کنیم.»
رییسجمهور آمریکا تاکید کرد: «اما حتی اگر این کار را هم نکنیم، سالهای زیادی طول میکشد تا آنها دوباره خود را بازسازی کنند.»
محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی، شنبه ۱۹ اردیبهشت به ایرنا، خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، گفت که نیروهای نظامی برای حفاظت از سایتهای هستهای محل نگهداری این اورانیوم در «آمادگی کامل» قرار دارند.
او بدون اشاره به جزئیات، افزود: «ما این احتمال را در نظر گرفته بودیم که ممکن است [آمریکا و اسرائیل] قصد داشته باشند از طریق عملیات نفوذی یا عملیات هلیبرن آن را سرقت کنند.»
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ماه گذشته به آسوشیتدپرس گفت بخش عمده اورانیوم با غنای بالای ایران احتمالا همچنان در مجموعه هستهای اصفهان قرار دارد.
در حالی که فشارها برای خلع سلاح حزبالله ادامه دارد، وزارت کشور سوریه این گروه نیابتی جمهوری اسلامی را متهم کرد که به «مجرمان» حکومت بشار اسد پناه داده است.
به گزارش شبکه خبری العربیه، وزارت کشور سوریه شامگاه شنبه ۱۹ اردیبهشت اعلام کرد برخی افرادی که در جنایات حکومت اسد علیه مردم سوریه دست داشتند، به لبنان گریختهاند و مقامهای دمشق در تلاشاند آنها را بازگردانند و محاکمه کنند.
این وزارتخانه همچنین از انجام اقداماتی برای «تقویت اعتماد و گسترش همکاریها» با بیروت خبر داد و تاکید کرد لبنان در زمینه کنترل مرزهای دو کشور، «شریکی واقعی و قابل اعتماد» به شمار میرود.
حزبالله در کنار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقشی کلیدی در بقای حکومت بشار اسد پس از آغاز جنگ داخلی سوریه ایفا کرده بود.
در نهایت، مخالفان مسلح به رهبری گروه تحریر الشام توانستند در یک عملیات غافلگیرکننده آذر ۱۴۰۳ به دمشق برسند و به بیش از پنج دهه حکومت خاندان اسد بر سوریه پایان دهند.
در دوران بشار اسد، سوریه یکی از مسیرهای اصلی انتقال تسلیحات به حزبالله به شمار میرفت، اما پس از روی کار آمدن حکومت جدید، محدودیتها بر مسیرهای قاچاق سلاح افزایش یافته است.
نواف سلام، نخستوزیر لبنان، ۱۹ اردیبهشت با احمد الشرع، رییسجمهوری سوریه، در دمشق دیدار کرد.
او پس از این دیدار گفت دو طرف در حال گسترش همکاریهای سیاسی و اقتصادی هستند و بر سر تشکیل «شورای مشترک تجاری» به توافق رسیدهاند.
نخستوزیر لبنان افزود در این دیدار ضرورت تشدید کنترل مرزها و مقابله با قاچاق در سایه چالشهای امنیتی و اقتصادی مناطق مرزی دو کشور مورد تاکید قرار گرفت.
سفر سلام به دمشق در حالی انجام گرفت که دولت لبنان در هفتههای اخیر کوشیده است با استفاده از اهرمهای گوناگون، نفوذ حزبالله را کاهش دهد و حتی مذاکرات مستقیم با اسرائیل را برای کاهش تنشها در دستور کار قرار داده است.
۱۳ اردیبهشت، حسن فضلالله، نماینده حزبالله در پارلمان لبنان، اعلام کرد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی خود را به مذاکرات مستقیم میان دولت لبنان و اسرائیل و نتایج احتمالی آن متعهد نمیداند.
این در حالی است که حملات اسرائیل به مواضع حزبالله در لبنان همچنان ادامه دارد. وزارت بهداشت لبنان پیشتر از کشته شدن ۳۹ تن در جریان حملات اسرائیل در ۱۹ اردیبهشت خبر داد.
شبکه کان: حزبالله از بیم از دست دادن حمایت تهران، با خلع سلاح مخالفت میکند
شبکه کان اسرائیل ۲۰ اردیبهشت به نقل از منابع امنیتی گزارش داد حزبالله با نگرانی تحولات دیپلماتیک و فشارهای بینالمللی را دنبال میکند و بیم آن دارد که توافق احتمالی میان اسرائیل و لبنان به اقدام دولت لبنان علیه این گروه و محدود شدن نفوذ آن منجر شود.
بر اساس این گزارش، حزبالله تسلیحاتش را پایه قدرت نظامی، راهبردی و سیاسی خود در لبنان میداند و بهدلیل نگرانی از احتمال از دست دادن پشتیبانی حکومت ایران، تاکید کرده است به خلع سلاح تن نخواهد داد.
کان افزود بر پایه برآوردها در اسرائیل، خلع سلاح حزبالله یکی از محورهای اصلی اختلاف در هرگونه تلاشی برای دستیابی به توافقی بلندمدت در جبهه شمالی خواهد بود.
نمایندگان اسرائیل و لبنان قرار است ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت برای دور تازه مذاکرات در واشینگتن دیدار کنند. به گزارش کان، در این نشست موضوع خلع سلاح حزبالله و ترسیم مرز میان دو کشور بررسی خواهد شد و احتمالا نمایندگانی از ارتش دو طرف نیز حضور خواهند داشت.
والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی و ایرانی گزارش داد مجتبی خامنهای پس از جراحت شدید در حملهای هوایی که به کشته شدن همسرش و علی خامنهای انجامید، بیش از دو ماه است در انظار عمومی ظاهر نشده و غیبت او به اختلاف میان حامیان حکومت بر سر مذاکره با آمریکا دامن زده است.
بر اساس این گزارش که یکشنبه ۲۰ اردیبهشت منتشر شد، مقامهای جمهوری اسلامی در حالی برای پایان دادن به جنگ به دنبال توافقاند که رهبر جدیدشان آشکارا از انظار عمومی غایب است و درباره مذاکرات نیز سکوت کرده است.
به نوشته این روزنامه، از زمان حمله هوایی ۹ اسفند تاکنون تنها پیامهایی منتسب به خامنهای و تصاویری از او منتشر شده که به نظر میرسد با هوش مصنوعی تولید یا دستکاری شدهاند؛ از جمله تصویر حساب او در ایکس و بیلبوردهای تبلیغاتی در تهران.
مقامهای جمهوری اسلامی نیز هیچ تصویر تازه یا فایل صوتی از او منتشر نکردهاند و همین موضوع باعث شده برخی شهروندان درباره زنده بودن او پرسشهایی مطرح کنند.
در ادامه این گزارش آمده است غیبت طولانی رهبر جدید جمهوری اسلامی اکنون به مشکلی جدی برای تهران تبدیل شده، زیرا مقامهای حکومت که در جریان جنگ وحدت خود را حفظ کرده بودند، اکنون بر سر میزان امتیازدهی به آمریکا برای رسیدن به توافق دچار اختلاف شدهاند.
ایراناینترنشنال ۱۵ اردیبهشت گزارش داد اطلاعات اختصاصی رسیده نشاندهنده اوجگیری بیسابقه تنش میان دولت و فرماندهان نظامی است و مسعود پزشکیان بهشدت از اقدامات احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، خشمگین است.
ایراناینترنشنال ۱۸ فروردین نیز از تعمیق بیسابقه شکاف در راس هرم قدرت جمهوری اسلامی و تداوم منازعات و رویارویی آشکار پزشکیان با فرماندهان ارشد سپاه خبر داده بود.
آرش عزیزی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه ییل، به والاستریت ژورنال گفت حامیان تندروی حکومت از غیبت طولانی خامنهای نگران شدهاند و مشروعیت مذاکرات را زیر سوال میبرند.
او افزود تندروهای جمهوری اسلامی بهویژه از نقش محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، در مذاکرات ناراضیاند و او را بیش از حد اهل مصالحه میدانند.
بر اساس این گزارش، برخی حامیان تندروی حکومت در شبکههای اجتماعی از خامنهای خواستهاند دستکم یک پیام صوتی منتشر و از مذاکرات حمایت کند.
والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای جمهوری اسلامی نوشت خامنهای بهدلیل «نگرانیهای امنیتی» در انظار عمومی ظاهر نمیشود، زیرا اسرائیل پیش از آتشبس، شماری از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی را هدف قرار داد و از پا درآورد و او همچنان در فهرست اهداف اسرائیل قرار دارد.
والاستریت ژورنال همچنین به اظهارات اخیر پزشکیان پرداخت که گفته بود در جلسهای ۲.۵ ساعته با خامنهای شرکت کرده است؛ اظهاراتی که به نوشته این روزنامه، با هدف پاسخ دادن به تردیدها درباره زنده بودن رهبر جمهوری اسلامی مطرح شد.
این در حالی است که بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، خبر دیدار پزشکیان و خامنهای صحت ندارد و چنین دیداری انجام نشده است.
سعید گلکار، پژوهشگر حوزه نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی و استاد دانشگاه تنسی، در مصاحبه با والاستریت ژورنال گفت تهران در حال کار روی توافق است و پزشکیان تلاش میکند مخالفان و حامیان حکومت را قانع کند که خامنهای برای امنیت خود پنهان شده، نه اینکه کشته شده باشد.
در بخش پایانی گزارش، به اظهارات مظاهر حسینی، مقام دفتر رهبر جمهوری اسلامی، اشاره شده که برای نخستینبار جزییاتی از جراحتهای خامنهای ارائه داده و گفته بود زانو و کمر و پشت گوش او در حمله آسیب دیدهاند، اما او در سلامت کامل قرار دارد.
با این حال، این روزنامه نوشت این توضیحات نتوانسته تردیدها را از بین ببرد و همچنان این تصور وجود دارد که خامنهای برای ایفای نقشی فعال در اداره روزمره کشور بیش از حد بیمار است.
وبسایت واینت در یادداشتی تحلیلی به قلم «سور پلوکر» نوشت تجربه فروپاشی آلمان نازی در سال ۱۹۴۵ میتواند هشداری برای دونالد ترامپ باشد؛ هشداری درباره حکومتهایی که حتی در آستانه شکست نیز حاضر به عقبنشینی نیستند و تا زمانی که شکست به آنها تحمیل نشود، به جنگ ادامه میدهند.
این تحلیل میگوید ساختار رهبری جمهوری اسلامی دچار شکاف میان «واقعگرایان» و «افراطگرایان» شده و بخش تندرو - متشکل از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای امنیتی - مانع هرگونه توافق یا مصالحه با آمریکا شده است.
به نوشته واینت، این جریان تندرو ویژگیهایی شبیه رهبران آلمان نازی در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم از خود نشان میدهد؛ از جمله «گسست از واقعیت، باور به معجزه، بیتفاوتی نسبت به وضعیت واقعی مردم و آمادگی برای قربانی کردن کشور.»
نویسنده در این یادداشت با استناد به کتاب «هشت روز در ماه مه» نوشته فولکر اولریش، توضیح میدهد که حتی در واپسین ساعات حکومت نازی، زمانی که شکست آلمان قطعی شده بود، رهبران این رژیم همچنان مردم را به ادامه جنگ و مقاومت فرا میخواندند.
او یادآوری میکند در آوریل ۱۹۴۵، هواپیماهای آمریکایی بر فراز مونیخ اعلامیههایی پخش کردند و از مردم خواستند علیه حکومت نازی شورش کنند تا مانع خونریزی بیشتر شوند، اما اکثریت شهروندان سکوت کردند و وارد قیام نشدند.
بر اساس این گزارش، تنها گروه کوچکی از مخالفان ضدنازی تلاش کردند کنترل یک ایستگاه رادیویی را در دست بگیرند و مردم را به شورش دعوت کنند، اما این تلاش شکست خورد و بسیاری از آنها توسط نیروهای اساس کشته شدند.
واینت مینویسد حکومت نازی تنها زمانی سقوط کرد که نیروهای ارتش آمریکا بدون مقاومت وارد مونیخ شدند و پس از آن، ناگهان پرچمهای سفید بر ساختمانهای شهر ظاهر شد.
این تحلیل همچنین به سخنان توماس مان، نویسنده مشهور آلمانی، اشاره میکند که پس از پایان جنگ گفته بود اگر مردم آلمان زودتر علیه نازیسم شورش کرده بودند، میتوانستند «آزادی و بازگشت به انسانیت» را جشن بگیرند.
نویسنده یادداشت تاکید میکند اکثریت آلمانیها در آن زمان اعتماد خود به آدولف هیتلر را از دست داده بودند، اما با وجود این سکوت کردند و علیه حکومت اقدام نکردند.
واینت سپس این تجربه تاریخی را با وضعیت کنونی ایران مقایسه میکند و مینویسد ترامپ در هفتههای اخیر پیشنهادهایی «معقول» برای پایان دادن به جنگ به جمهوری اسلامی ارائه کرده، اما جناحهای تندرو در تهران این پیشنهادها را با تحقیر رد کردهاند.
به نوشته این تحلیل، با وجود خسارات سنگین نظامی و اقتصادی، تندروهای جمهوری اسلامی همچنان بر ادامه تقابل تاکید دارند و حاضرند بهای سنگینی را به کشور تحمیل کنند.
پلوکر در پایان هشدار میدهد اگر ترامپ تصمیم بگیرد منتظر بماند تا رهبران جمهوری اسلامی خود از «تعصب و افراطگرایی» فاصله بگیرند، ممکن است در نهایت دریابد این انتظار بیفایده بوده است.
او نتیجه میگیرد: «این همان درس سختی است که تاریخ اروپا در ۸۱ سال پیش به ما میدهد.»
تدروس ادهانوم، مدیرکل سازمان بهداشت جهانی، در نامهای سرگشاده به ساکنان جزیره «تنریف» اسپانیا تلاش کرد نگرانیها درباره پهلو گرفتن کشتی تفریحی «هوندیوس» را کاهش دهد و تاکید کرد خطر ناشی از شیوع هانتاویروس برای ساکنان این جزیره «پایین» است.
کشتی تفریحی هوندیوس پس از شناسایی موارد ابتلا به گونه آندِس هانتاویروس برای هفتهها در دریا سرگردان مانده بود. این ویروس که عمدتا از طریق جوندگان منتقل میشود، میتواند باعث بیماری شدید تنفسی و کلیوی شود. نگرانیها درباره پهلو گرفتن کشتی در تنریف، بهویژه به دلیل خاطره همهگیری کووید-۱۹، واکنشهایی در میان ساکنان محلی ایجاد کرده بود. با این حال، سازمان جهانی بهداشت و مقامهای اسپانیا تاکید کردهاند خطر انتقال گسترده این بیماری در شرایط فعلی پایین است و عملیات انتقال مسافران تحت تدابیر شدید بهداشتی و امنیتی انجام خواهد شد.
تدروس در این نامه نوشت: «لازم است این را با شفافیت بشنوید: این وضعیت، یک کووید-۱۹ دیگر نیست.» او تاکید کرد گونه «آندِس» هانتاویروس که در این کشتی شناسایی شده، بیماریای جدی است و تاکنون سه نفر جان خود را از دست دادهاند، اما ارزیابی سازمان جهانی بهداشت این است که خطر برای زندگی روزمره مردم تنریف پایین باقی مانده است.
به گفته او، در حال حاضر هیچ مسافر دارای علائم بیماری در کشتی وجود ندارد و یک کارشناس سازمان جهانی بهداشت نیز در کشتی مستقر شده است.
مدیرکل سازمان جهانی بهداشت همچنین اعلام کرد دولت اسپانیا برنامهای «دقیق و حسابشده» برای انتقال مسافران به ساحل آماده کرده است. بر اساس این طرح، مسافران در بندر صنعتی گرانادییا، دور از مناطق مسکونی، با خودروهای مهر و مومشده و تحت حفاظت، از طریق مسیری کاملا بسته به ساحل منتقل و سپس مستقیما به کشورهای خود بازگردانده خواهند شد.
تدروس در بخش دیگری از نامه خود از پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، بابت پذیرش این کشتی قدردانی کرد و آن را «نمونهای از همبستگی و وظیفه اخلاقی» خواند.
او گفت انتخاب تنریف برای پذیرش کشتی بر اساس مقررات بینالمللی بهداشت و به دلیل برخورداری این جزیره از زیرساخت پزشکی و امکانات لازم انجام شده است.
مدیرکل سازمان جهانی بهداشت همچنین اعلام کرد شخصا به تنریف سفر خواهد کرد تا روند عملیات را از نزدیک دنبال کند و از کارکنان درمانی، نیروهای بندری و مقامهای محلی قدردانی کند.
تدروس در پایان نامه نوشت: «ویروسها سیاست نمیفهمند و به مرزها احترام نمیگذارند. بهترین ایمنی که ما داریم، همبستگی است.»
در هفته نخست ماه مه ۲۰۲۶، یک شیوع نادر و مرگبار از هانتاویروس در کشتی تفریحی هوندیوس توجه سازمانهای بهداشتی جهان را جلب کرد. این کشتی که سفر خود را از اوشوآیا در آرژانتین آغاز کرده بود، پس از بروز چند مورد بیماری شدید تنفسی و مرگ چند مسافر، به کانون یک عملیات بینالمللی ردیابی و قرنطینه تبدیل شد.
کشتی حدود ۱۵۰ مسافر و خدمه داشت. نخستین قربانی، مردی هلندی بود که در ۱۱ آوریل در کشتی جان باخت. جسد او دو هفته بعد در جزیره سنت هلنا (St. Helena) از کشتی خارج شد. همسر او نیز در همان جزیره پیاده شد و پس از انتقال به آفریقای جنوبی، در فرودگاه ژوهانسبورگ دچار وخامت حال شد و جان خود را از دست داد. پس از آن، یک زن آلمانی نیز در کشتی فوت کرد و چند نفر دیگر علائم شدید تنفسی و تب نشان دادند.