شورای سردبیری روزنامه والاستریت ژورنال، در یادداشتی با اشاره به حمله روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت جمهوری اسلامی به امارات متحده عربی نوشت تهران آتشبس را نقض کرده و دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، باید به این اقدام پاسخ دهد و با توسل به زور تنگه هرمز را باز کند.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال نوشت آتشبس در خلیج فارس شکسته شده و مقصر آن حکومت ایران است. رییسجمهوری ترامپ اکنون باید تصمیم بگیرد که چگونه قصد دارد تنگه هرمز را بازگشایی کند: آیا در مذاکرات آنچه را تهران میخواهد بدهد یا از نیروی نظامی آمریکا برای عبور کشتیها استفاده کند.
روز یکشنبه، ترامپ طرح «پروژه آزادی» را برای هدایت کشتیهای تجاری از تنگه اعلام کرد. این طرح که بهعنوان یک ماموریت انسانی برای کمک به کشتیها و خدمهای که بهاجبار در خلیج فارس گرفتار شدهاند معرفی شد، در عین حال یک اقدام تاکتیکی برای شکستن محاصره اعمالشده از سوی جمهوری اسلامی و بازگرداندن جریان انرژی نیز بود.
متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید






شورای سردبیری روزنامه والاستریت ژورنال، در یادداشتی با اشاره به حمله روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت جمهوری اسلامی به امارات متحده عربی نوشت تهران آتشبس را نقض کرده و دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، باید به این اقدام پاسخ دهد و با توسل به زور تنگه هرمز را باز کند.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال نوشت آتشبس در خلیج فارس شکسته شده و مقصر آن حکومت ایران است. رییسجمهوری ترامپ اکنون باید تصمیم بگیرد که چگونه قصد دارد تنگه هرمز را بازگشایی کند: آیا در مذاکرات آنچه را تهران میخواهد بدهد یا از نیروی نظامی آمریکا برای عبور کشتیها استفاده کند.
روز یکشنبه، ترامپ طرح «پروژه آزادی» را برای هدایت کشتیهای تجاری از تنگه اعلام کرد. این طرح که بهعنوان یک ماموریت انسانی برای کمک به کشتیها و خدمهای که بهاجبار در خلیج فارس گرفتار شدهاند معرفی شد، در عین حال یک اقدام تاکتیکی برای شکستن محاصره اعمالشده از سوی جمهوری اسلامی و بازگرداندن جریان انرژی نیز بود.
فرماندهی مرکزی آمریکا دوشنبه به کشتیها توصیه کرد از مسیری نزدیک عمان، دور از ایران، از هرمز عبور کنند و اعلام کرد که «یک منطقه امنیتی تقویتشده» ایجاد شده است.
سنتکام این کار را نه از طریق اسکورت مستقیم کشتیها، بلکه با ایجاد یک سپر دفاعی با استفاده از هواپیماها و ناوهای جنگی مستقر در نزدیکی تنگه هرمز انجام داد. ارتش آمریکا اعلام کرد که صبح دوشنبه دو کشتی تجاری با پرچم آمریکا از این مسیر عبور داده شدند و بعدا ناوشکنهای آمریکایی نیز به آنها پیوستند. دریادار برد کوپر گفت این اقدام نشان داد نیروهای آمریکایی یک «مسیر آزاد» ایجاد کردهاند، چرا که طی هفتههای گذشته مینها را پاکسازی کردهاند.
جمهوری اسلامی با تهدید و اقدام نظامی پاسخ داد. رسانههای حکومتی در ایران ابتدا مدعی شدند دو بار به یک ناو جنگی آمریکا حمله شده، اما پس از تکذیب سنتکام گفتند تنها شلیکهای هشداردهنده انجام شده است. با این حال، سپاه در هدف قرار دادن کشتیهای تجاری موفقتر بود؛ از جمله یک نفتکش خالی اماراتی با پهپاد هدف قرار گرفت و یک کشتی کره جنوبی در تنگه هرمز دچار انفجار و آتشسوزی شد.
ترامپ حمله به کشتی کرهای را تایید کرد و نوشت: «شاید وقت آن رسیده که کره جنوبی به این مأموریت بپیوندد.» دریادار کوپر گفت آمریکا موشکهای کروز و پهپادها را رهگیری کرده و شش قایق تهاجمی کوچک جمهوری اسلامی را منهدم کرده است. ترامپ از نابودی هفت قایق سخن گفت و افزود این قایقها «تنها چیزی است که برایشان باقی مانده.»
امارات متحده عربی اعلام کرد ۱۵ موشک شلیکشده از خاک ایران را رهگیری کرده است. گفته میشود این رهگیری با کمک سامانه گنبد آهنین اسرائیل صورت گرفته است اما این کشور نیز شاهد حمله پهپادی به منطقه صنعتی نفتی فجیره بود. فجیره در انتهای خط لولهای قرار دارد که امارات برای دور زدن هرمز و رساندن نفت به بازار از آن استفاده میکند.
بهنوشته شورای سردبیری والاستریت ژورنال، پیامی که تهران در اینجا ارسال میکند این است که نمیتواند مهمترین اهرم باقیمانده خود در برابر آمریکا، یعنی محاصره صادرات نفت و فرآوردههای نفتی کشورهای خلیج فارس، را از دست بدهد. این ابزار، راهی است برای وارد کردن فشار بیشتر بر اقتصاد جهانی و وادار کردن ترامپ به پذیرش کنترل تهران بر تنگه هرمز و در نهایت غنیسازی هستهای. در عین حال، تهران نیاز فوری دارد که محاصره بندرهایش از سوی آمریکا پایان یابد.
دریادار کوپر گفت کشتیهای تجاری بیشتری «در راه» هستند تا تحت پوشش سپر آمریکا از تنگه هرمز بگذرند. این اقدام به متحدان آمریکا در خلیج فارس و مشتریان صادرات آنها کمک خواهد کرد. اما نیروی دریایی آمریکا ممکن است ناچار شود مستقیما کشتیها را اسکورت کند، زیرا حتی تعداد اندکی حمله از سوی جمهوری اسلامی میتواند رفتوآمد را کاهش دهد و هدف عملیات را ناکام بگذارد.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال، در ادامه یادداشت خود تاکید کرده است که با این حال، دفاع صرف احتمالا کافی نخواهد بود. ترامپ به فاکسنیوز گفت اگر حکومت ایران به کشتیهای آمریکایی حمله کند «از روی زمین محو خواهد شد» و افزود تشدید درگیری موجه و ضروری است. امارات نیز نمیخواهد حملات اخیر تهران بدون پاسخ بماند و باید تشویق شود با نیروی هوایی قدرتمند خود وارد عمل شود.
بهنوشته این روزنامه اما در نهایت، آمریکا و اسرائیل باید رهبری این اقدام را بر عهده بگیرند. محاصره بندرهای ایران از سوی آمریکا موفق بوده و اگر هرمز باز شود، حکومت ایران از نظر تاکتیکی شکست خواهد خورد. آمریکا میتواند فراتر از انتظار برای کاهش تولید نفت پیش برود و در عین حال که هر دو طرف متضرر میشوند، ابتکار عمل را در دست بگیرد. باید به ترامپ برای نشان دادن ارادهای که دیگران نداشتند، اعتبار داد.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال در پایان یادداشت خود نوشته است: «ترامپ برتری نظامی را در اختیار دارد و میتواند از آن برای باز کردن تنگه هرمز و کاهش زمان رسیدن به توقف تولید نفت استفاده کند. جمهوری اسلامی با شلیک اولین گلولهها به آتشبس پایان داده و این خود دلیلی کافی برای ترامپ است تا از زور استفاده کند و نگذارد این کشور بار دیگر بدون هزینه از اقدامات خود عبور کند.»
نشریه فارینافرز، در تحلیلی به اختلافات فزاینده میان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اسرائیل درباره آینده خاورمیانه پرداخته و نوشته است این اختلافات تا آنجا پیش رفته که میتوان از پایان تلاشها برای حفظ و گسترش پیمانهای ابراهیم سخن گفت.
فارینافرز این تحلیل را با یک پرسش آغاز کرده است: «در بهار ۲۰۲۴، جمهوری اسلامی برای نخستینبار بهطور مستقیم به خاک اسرائیل حمله و بیش از ۳۰۰ پهپاد و موشک به سوی دشمن خود شلیک کرد. نیروهای آمریکا، بریتانیا، فرانسه و اردن بهسرعت آنها را رهگیری کردند. پیام برای پایتختهای خلیج فارس روشن بود: وقتی جمهوری اسلامی به اسرائیل حمله کند، پاسخ تحت رهبری آمریکا فوری و جمعی خواهد بود. اما پرسشی ناخوشایند و ناگفته باقی ماند: اگر تهران به کشورهای خلیج فارس حمله کند چه خواهد شد؟»
بهنوشته فارینافرز، اکنون پاسخ این پرسش روشن شده است. زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در ۹ اسفند جنگ خود علیه جمهوری اسلامی را آغاز کردند، جنگی که دولتهای خلیج فارس با آن مخالف بودند، تهران در پاسخ، فرودگاهها، بندرها، تاسیسات نفتی و واحدهای آبشیرینکن این کشورها را هدف قرار داد.
اگرچه نیروهای آمریکایی به رهگیری بخشی از این حملات کمک کردند، اما به اعتبار منطقه بهعنوان پناهگاهی امن برای کسبوکار جهانی آسیب وارد شد،امری که بیتردید هدف حکومت ایران بود. تهران همچنین عملا تنگه هرمز را بست، صادرات بحرین، کویت و قطر را بهطور کامل متوقف کرد و صادرات عمان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را مختل ساخت.
بهنوشته فارینافرز در حدود یک دهه گذشته، کشورهای خلیج فارس با اتخاذ سه راهبرد امنیت خود را حفظ میکردند: تلاش برای بیطرف نشان دادن خود در درگیریهای مرتبط با ایران، ایجاد روابط دفاعی عمیق با واشینگتن، و حفظ کانالهای ارتباطی با تهران برای جلوگیری از تشدید نظامی. اما اکنون دولتهای خلیج فارس در حال بازنگری، اگر نه کنار گذاشتن، هر سه راهبرد هستند.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید
نشریه فارینافرز، در تحلیلی به اختلافات فزاینده میان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اسرائیل درباره آینده خاورمیانه پرداخته و نوشته است این اختلافات تا آنجا پیش رفته که میتوان از پایان تلاشها برای حفظ و گسترش پیمانهای ابراهیم سخن گفت.
فارینافرز این تحلیل را با یک پرسش آغاز کرده است: «در بهار ۲۰۲۴، جمهوری اسلامی برای نخستینبار بهطور مستقیم به خاک اسرائیل حمله و بیش از ۳۰۰ پهپاد و موشک به سوی دشمن خود شلیک کرد. نیروهای آمریکا، بریتانیا، فرانسه و اردن بهسرعت آنها را رهگیری کردند. پیام برای پایتختهای خلیج فارس روشن بود: وقتی جمهوری اسلامی به اسرائیل حمله کند، پاسخ تحت رهبری آمریکا فوری و جمعی خواهد بود. اما پرسشی ناخوشایند و ناگفته باقی ماند: اگر تهران به کشورهای خلیج فارس حمله کند چه خواهد شد؟»
بهنوشته فارینافرز، اکنون پاسخ این پرسش روشن شده است. زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در ۹ اسفند جنگ خود علیه جمهوری اسلامی را آغاز کردند، جنگی که دولتهای خلیج فارس با آن مخالف بودند، تهران در پاسخ، فرودگاهها، بندرها، تاسیسات نفتی و واحدهای آبشیرینکن این کشورها را هدف قرار داد.
اگرچه نیروهای آمریکایی به رهگیری بخشی از این حملات کمک کردند، اما به اعتبار منطقه بهعنوان پناهگاهی امن برای کسبوکار جهانی آسیب وارد شد،امری که بیتردید هدف حکومت ایران بود. تهران همچنین عملا تنگه هرمز را بست، صادرات بحرین، کویت و قطر را بهطور کامل متوقف کرد و صادرات عمان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را مختل ساخت.
بهنوشته فارینافرز در حدود یک دهه گذشته، کشورهای خلیج فارس با اتخاذ سه راهبرد امنیت خود را حفظ میکردند: تلاش برای بیطرف نشان دادن خود در درگیریهای مرتبط با ایران، ایجاد روابط دفاعی عمیق با واشینگتن، و حفظ کانالهای ارتباطی با تهران برای جلوگیری از تشدید نظامی. اما اکنون دولتهای خلیج فارس در حال بازنگری، اگر نه کنار گذاشتن، هر سه راهبرد هستند.
بهنوشته فارینافرز این کشورها اکنون همچنین فرضی را که آمریکا و اسرائیل بر آن تکیه داشتند رد میکنند: اینکه کشورهای خلیج فارس میتوانند در یک ساختار امنیتی منطقهای مبتنی بر برتری اسرائیل ادغام شوند، ساختاری که در آن اسرائیل برتری نظامی قاطع بر همسایگان خود داشته باشد، آزادی عمل فرامرزی را حفظ کند و شرایطی را تحمیل کند که دیگران ناچار به پذیرش آن باشند.
چنین ترتیبی برای رهبران آمریکا و اسرائیل منطقی به نظر میرسید. اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس در مخالفت با برنامه هستهای ایران و متحدان بیثباتکننده آن در عراق، لبنان و یمن اشتراک نظر داشتند. همکاری میان آنها میتوانست دشمن مشترکشان را بازدارد.
در ادامه این تحلیل گفته شده است: «اما جنگ کنونی نشان داده که جاهطلبی اسرائیل برای برتری منطقهای، کشورهای خلیج فارس را در معرض خطر قرار میدهد. اسرائیل بیش از حد تمایل دارد برای دستیابی به اهداف خود دست به جنگ پیشدستانه بزند و بیش از حد راحت منافع کشورهای همسایه را نادیده میگیرد. بسیاری از رهبران خلیج فارس اکنون مصمماند راههای جایگزینی برای حفاظت از خود بیابند. ایجاد یک نظم منطقهای جدید آسان نخواهد بود، اما آنها از همین حالا شروع به متنوعسازی تامینکنندگان تسلیحات و شرکای امنیتی خود کردهاند. برای آنکه در سرنوشت خود نقش بیشتری داشته باشند، باید هماهنگی نظامی و دیپلماتیک میان خود را نیز تقویت کنند.»
دشمنِ دشمن من
فارینافرز افزوده توافقهای عادیسازی روابط یکی از ابزارهایی بود که آمریکا برای ادغام کشورهای خلیج فارس در نظمی منطقهای مبتنی بر برتری پایدار اسرائیل به کار گرفت. برای دههها، همه کشورهای خلیج فارس متعهد بودند که تنها در صورت عقبنشینی اسرائیل از سرزمینهای اشغالی فلسطین، آن را به رسمیت بشناسند. در واقع، همه کشورهای عربی این تعهد را با امضای ابتکار صلح عربی در سال ۲۰۰۲ و تایید آن در سالهای بعد تثبیت کردند.
اما در دهه گذشته، برخی کشورهای خلیج فارس روابط خود را با اسرائیل عادی کردند یا به این کار اندیشیدند، بدون آنکه مساله تعیین سرنوشت فلسطینیها را حل کنند، و بدین ترتیب اهرم مهمی را از دست رهبران فلسطینی خارج کردند.
برای کشورهایی مانند امارات، این عادیسازی به معنای دسترسی به فناوریهای پیشرفته نظامی آمریکا و اسرائیل، قراردادهای تجاری با اسرائیل و ادغام عمیقتر در ساختار امنیتی منطقهای واشینگتن بود.
برای نمونه، دولت اول ترامپ موافقت کرد جنگندههای اف-۳۵ را به امارات بفروشد تا توافق عادیسازی با اسرائیل را جذابتر کند. هرچند این معامله در دولت بایدن متوقف شد، اما توافق عادیسازی ادامه یافت. آمریکا همچنین با عربستان سعودی درباره امضای پیمان دفاعی مشروط به عادیسازی روابط با اسرائیل گفتوگو میکرد.
با این حال، حتی کشورهایی که مایل به عادیسازی روابط با اسرائیل بودند نیز هرگز ایده حمایت از برتری اسرائیل را نپذیرفتند. اسرائیل از پیش روابط ضعیفی با بسیاری از کشورهای عربی داشت و واکنش آن به حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، جایگاهش را بیشتر تضعیف کرد.
رهبران خلیج فارس بهشدت خواهان بازگشت شرایط عادی کسبوکار هستند.
برای این رهبران، جنگ ایران تازهترین، و شاید روشنترین، نشانهای است که منافع آنها با اسرائیل همسو نیست. بسیاری معتقدند اسرائیل دولت ترامپ را به حمله به ایران در ۹ اسفند ترغیب کرد و در نهایت کشورهای خلیج فارس را وادار به پرداخت هزینه جنگی کرد که هرگز آن را نمیخواستند.
در ماههای پیش از درگیری، این کشورها به آمریکا توصیه کرده بودند از حمله به جمهوری اسلامی خودداری و بهجای آن مذاکره کند. آنها بهوضوح، چه علنی و چه در کانالهای پشتپرده، اعلام کرده بودند که اجازه نخواهند داد از خاکشان برای این حمله استفاده شود. در واقع، سالها تلاش کرده بودند روابط خود را با تهران بهبود دهند تا از تشدید تنش جلوگیری کنند. برای مثال، ریاض در سال ۲۰۲۳ پس از نزدیک به یک دهه تنش، توافقی برای کاهش تنش با تهران امضا کرد.
اما این تلاشها مانع از حملات جمهوری اسلامی نشد. ظرف چند ساعت از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، تهران همه کشورهای خلیج فارس را هدف قرار داد. از دید تهران، نه نیت این کشورها مهم بود و نه اینکه حملات اولیه از خاک آنها انجام شده یا نه، بلکه جایگاه آنها در یک ساختار امنیتی مهم بود که بهزعم جمهوری اسلامی امکان عملیات آمریکا و اسرائیل را فراهم میکند.
بهنوشته فارینافرز با طولانی شدن جنگ، کشورهای خلیج فارس به سه دسته کلی تقسیم شدند. رویکرد عمان بیش از همه نشاندهنده خویشتنداری است. با وجود حملات جمهوری اسلامی به بندر دقم، مسقط رسما انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی را تبریک گفت و بیانیهای در محکومیت همه طرفهای درگیر صادر کرد.
در مقابل، امارات که بیشترین حملات را تجربه کرده، به این نتیجه رسیده که تلاشهایش برای بهبود روابط با تهران بیفایده بوده است. این کشور ورود بیشتر دارندگان گذرنامه ایرانی را ممنوع کرده، تمایل خود را برای مشارکت در تلاشهای نظامی آمریکا جهت تامین امنیت تنگه هرمز نشان داده و قصد دارد روابط خود با آمریکا و اسرائیل را تقویت کند. بحرین نیز که روابط خود را با اسرائیل عادی کرده، عمدتا با موضع امارات همسو شده است.
کویت، قطر و عربستان موضعی میان عمان و امارات اتخاذ کردهاند.
فارینافرز افزوده که این اختلافات جدید نیستند، بلکه بازتاب تفاوتهای دیرینه در درک تهدید و میزان ریسکپذیری و همچنین رقابتهای درونی کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند. این اختلافات همچنین ناشی از تردیدهای داخلی دولتها درباره مسیر آینده است. رهبران خواهان بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت کسبوکار به حالت عادی هستند، اما همزمان نگراناند که اگر جمهوری اسلامی در وضعیت کنونی باقی بماند، همچنان توان و تمایل حمله به منطقه را خواهد داشت.
بهنوشته فارینافرز، وحدت کشورهای خلیج فارس معمولا در بحرانهای حاد افزایش مییابد، اما بهندرت به همگرایی بلندمدت میانجامد. این بحران جدید پرسشهای عمیقتری درباره امنیت منطقه نسبت به هر زمان دیگری مطرح کرده است.
چندقطبی شدن
در ادامه این تحلیل گفته شده که حملات جمهوری اسلامی میتواند محرکی باشد برای آنکه کشورهای خلیج فارس اختلافات خود را کنار گذارند و ساختار امنیتی مستقلی ایجاد کنند. برای دههها، آنها امنیت خود را در قالب معاملهای با واشینگتن تامین میکردند: تامین انرژی، سرمایه و پایگاههای نظامی در برابر انتظار حمایت امنیتی. آمریکا بحرین، کویت و عربستان را «متحدان اصلی خارج از ناتو» نامیده است. عمان بر اساس توافقی در سال ۱۹۸۰ دسترسی آمریکا به پایگاههای هوایی خود را فراهم کرده است و بحرین نیز میزبان ناوگان پنجم آمریکاست.
پس از حمله اسرائیل به قطر در سال ۲۰۲۵، دولت ترامپ فرمانی اجرایی برای تعهد به دفاع از این کشور صادر کرد. این توافقها اگرچه الزامآور نیستند، اما انتظار حمایت در برابر تهدیدات خارجی را ایجاد کردهاند.
از زمان اعلام سیاست «چرخش به آسیا» از سوی باراک اوباما در سال ۲۰۱۱، کشورهای خلیج فارس نگران کاهش حمایت آمریکا بودهاند. با این حال، هیچ کشور دیگری نمیتواند جایگزین کامل ایالات متحده شود. منطقه همچنان به آمریکا برای تسلیحات، آموزش، فناوری پیشرفته و پشتیبانی نظامی وابسته است.
در نتیجه، پس از پایان درگیریها، کشورهای خلیج فارس گزینههای محدودی خواهند داشت. آنها احتمالا خواستههای جمهوری اسلامی برای برچیدن پایگاههای آمریکا را نخواهند پذیرفت، زیرا در میانمدت گزینه دیگری برای دفاع ندارند و رفتار جمهوری اسلامی نیز نشان داده به حمایت نیاز دارند. در عین حال، بسیاری از آنها سیاست مهار تهاجمیتری در قبال تهران اتخاذ خواهند کرد، اما تمایلی به پیروی از طرحهای اسرائیل برای منطقه ندارند.
بیشتر کشورهای خلیج فارس امنیت خود را بر پایه برتری اسرائیل بنا نخواهند کرد، زیرا آن را دستکم به اندازه ایران تهدیدی جدی میدانند. اقدامات نظامی اسرائیل در سالهای اخیر منطقه را بیثبات کرده و محبوبیت آن را بهشدت کاهش داده است. بسیاری از شهروندان خلیج فارس نیز برتری منطقهای اسرائیل را با حاکمیت خود ناسازگار میدانند.
در عین حال، کشورهای خلیج فارس احتمالا همکاری خود با آمریکا را افزایش خواهند داد، اما آن را تنها ضامن امنیت بلندمدت خود نمیدانند. به همین دلیل، در حال تنوعبخشی به شرکای خود هستند: همکاری با ترکیه، پاکستان، اروپا و حتی چین در حوزههای اقتصادی و فناوری.
باشگاه خلیج فارس
با این حال، همانطور که یک روزنامه عمانی نوشت، اتکا به تضمینهای خارجی و حتی قدرتمند، حاکمیت واقعی امنیتی ایجاد نمیکند. بنابراین، کشورهای خلیج فارس باید همکاری دفاعی میان خود را تقویت کنند: از اشتراکگذاری دادههای راداری تا هماهنگی پدافند هوایی و ذخایر مشترک.
آنها همچنین باید صنایع دفاعی داخلی خود را توسعه دهند. عربستان و امارات گامهایی در این مسیر برداشتهاند، اما همچنان با کمبود موشکهای رهگیر مواجهاند که هنوز تولید داخلی پاسخگوی آن نیست.
بهنوشته فارینافرز واشینگتن سالها ادعا کرده امنیت اسرائیل و کشورهای خلیج فارس مکمل یکدیگر است و عادیسازی روابط به ثبات منجر میشود. اما تحولات اخیر نشان داده این فرض تا چه حد شکننده است. شکاف میان دیدگاه اسرائیل برای خاورمیانه و خواستههای کشورهای عربی بسیار عمیقتر از آن است که بهسادگی پر شود.
آنچه کشورهای خلیج فارس میخواهند، نظمی امنیتی است که منافع آنها را بر اساس شرایط خودشان در نظر بگیرد، نه بهعنوان تابعی از جاهطلبیهای اسرائیل یا ایران.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرد کارزار «خشم اقتصادی» موجب شده است جمهوری اسلامی حتی نتواند حقوق نظامیان خود را پرداخت کند.
آرش آزرمی، دبیر بخش اقتصادی ایراناینترنشنال، در این باره توضیح میدهد.
جمهوری اسلامی به نیروهای آمریکایی هشدار داد از تنگه هرمز دور بمانند. این هشدار پس از آن مطرح شد که دونالد ترامپ از طرحی برای کمک به کشتیهای گرفتار در خلیج فارس خبر داد.
علیحسین قاضیزاده، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، از پیامدهای تداوم محاصره دریایی جمهوری اسلامی میگوید.