• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

خیزش ملی ایرانیان و داوری جامعه درباره اصلاح‌ناپذیری جمهوری اسلامی

۱۸ دی ۱۴۰۴، ۰۹:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)

اعتراض‌های اخیر در ایران صرفا واکنشی به فشارهای اقتصادی نیست، بلکه نشانه بحرانی عمیق‌تر در رابطه جامعه با نظم سیاسی حاکم و گسترش این باور است که جمهوری اسلامی ظرفیت اصلاح در چارچوب موجود را ندارد.

آرش بید‌الله‌خانی، پژوهشگر موسسه توسعه جهانی دانشگاه منچستر، در یادداشتی در وب‌سایت کانورسیشن نوشت خیزش ملی ایرانیان جدی‌ترین چالش برای ساختار سیاسی کشور از زمان جنبش «زن، زندگی، آزادی» محسوب می‌شود.

به گفته او، جمهوری اسلامی طی دهه‌ها خود را بر پایه تقابل دائمی در چند جبهه تعریف کرده است: رویارویی با اسرائیل، ایالات متحده و آنچه آن را «امپریالیسم جهانی» می‌خواند.

100%

این رویکرد با قرار دادن اقتصاد، حکمرانی و ثبات اجتماعی در خدمت مقاومت ایدئولوژیک، زندگی در داخل ایران را دگرگون کرده است.

آنچه در خیزش ملی در مقطع کنونی به چشم می‌خورد، صرفا نارضایتی از دشواری‌هایی نیست که این موضع سیاسی به همراه داشته است.

به نظر می‌رسد این اعتراض‌ها بازتاب‌دهنده شکل‌گیری اجماعی فزاینده در میان ایرانیان باشد مبنی بر اینکه این نظم حاکم بر کشور قابلیت اصلاح و تبدیل به ساختاری کارآمد را ندارد و در نتیجه باید با نظمی دیگر جایگزین شود.

ادامه این مطلب را در اینجا بخوانید

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۴

واکنش مخاطبان ایران‌اینترنشنال به آتش‌بس: امید، خشم، سرخوردگی

۵

فاکس‌نیوز: ایران برای دور زدن محاصره، ۲۰ میلیون بشکه نفت را از شبکه پنهان جابه‌جا می‌کند

Banner

انتخاب سردبیر

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

•
•
•

مطالب بیشتر

خیزش ملی ایرانیان و داوری جامعه درباره اصلاح‌ناپذیری جمهوری اسلامی

۱۸ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۳۷ (‎+۰ گرینویچ)

اعتراض‌های اخیر در ایران صرفا واکنشی به فشارهای اقتصادی نیست، بلکه نشانه بحرانی عمیق‌تر در رابطه جامعه با نظم سیاسی حاکم و گسترش این باور است که جمهوری اسلامی ظرفیت اصلاح در چارچوب موجود را ندارد.

آرش بید‌الله‌خانی، پژوهشگر موسسه توسعه جهانی دانشگاه منچستر، در یادداشتی در وب‌سایت کانورسیشن نوشت خیزش ملی ایرانیان جدی‌ترین چالش برای ساختار سیاسی کشور از زمان جنبش «زن، زندگی، آزادی» محسوب می‌شود.

به گفته او، جمهوری اسلامی طی دهه‌ها خود را بر پایه تقابل دائمی در چند جبهه تعریف کرده است: رویارویی با اسرائیل، ایالات متحده و آنچه آن را «امپریالیسم جهانی» می‌خواند.

این رویکرد با قرار دادن اقتصاد، حکمرانی و ثبات اجتماعی در خدمت مقاومت ایدئولوژیک، زندگی در داخل ایران را دگرگون کرده است.

آنچه در خیزش ملی در مقطع کنونی به چشم می‌خورد، صرفا نارضایتی از دشواری‌هایی نیست که این موضع سیاسی به همراه داشته است.

به نظر می‌رسد این اعتراض‌ها بازتاب‌دهنده شکل‌گیری اجماعی فزاینده در میان ایرانیان باشد مبنی بر اینکه این نظم حاکم بر کشور قابلیت اصلاح و تبدیل به ساختاری کارآمد را ندارد و در نتیجه باید با نظمی دیگر جایگزین شود.

  • چه شد که ایرانیان از «یاحسین، میرحسین» به «پهلوی بر‌می‌گرده» رسیدند؟

    چه شد که ایرانیان از «یاحسین، میرحسین» به «پهلوی بر‌می‌گرده» رسیدند؟

این موضوع در شعارهای معترضان به‌روشنی دیده و شنیده می‌شود. بسیاری از تظاهرکنندگان مشکلات روزمره خود را به اولویت‌های سیاست خارجی حکومت پیوند داده‌اند؛ امری که شاید آشکارترین نمود آن شعاری باشد که در روزهای اخیر در شهرهای مختلف ایران طنین‌انداز شده است: «نه غزه، نه لبنان/ جانم فدای ایران»

این شعار رد موضع رسمی حکومت است که بر اساس آن، «فداکاری» در داخل کشور برای تحقق اهداف ایدئولوژیک «مقاومت» در خارج، ضروری دانسته می‌شود.

این در شرایطی است که جمهوری اسلامی سیاست حمایت از گروه‌های مسلحی مانند حماس و حزب‌الله را برای مقابله با نفوذ ایالات متحده و اسرائیل در خاورمیانه دنبال می‌کند.

شعار «مرگ بر دیکتاتور» که به علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، اشاره دارد، نشانه‌ای دیگر مبنی بر رد گسترده نظم سیاسی موجود از سوی بخش بزرگی از جامعه ایران است.

این شعارها نشان می‌دهند بسیاری از ایرانیان اکنون بقای اقتصادی خود را وابسته به یک تغییر بنیادین در ساختار سیاسی می‌دانند.

  • آیا ایران به «لحظه گورباچف» خود نزدیک شده است؟

    آیا ایران به «لحظه گورباچف» خود نزدیک شده است؟

بحران فزاینده شش ماه پس از جنگ

بیدالله‌خانی در ادامه نوشت اعتراض‌ها دامنه‌ای وسیع از اقشار جامعه ایران را در بر گرفته است. حرکتی که ابتدا با اعتصاب بازاریان و کسبه در تهران آغاز شد، به‌سرعت دانشجویان، متخصصان و صاحبان کسب‌وکار را در سایر نقاط کشور همراه کرد.

حتی گزارش‌هایی از شکل‌گیری اعتراض‌ها در قم و مشهد منتشر شده است؛ شهرهایی که به‌طور سنتی به وفاداری به حکومت شناخته می‌شدند.

اعتراض‌های اخیر شش ماه پس از جنگ ۱۲ روزه رخ داده است. این رویارویی فشار شدیدی بر توان حکمرانی جمهوری اسلامی وارد کرد و از آن زمان، خامنه‌ای به‌دلیل افزایش نگرانی‌ها درباره امنیت شخصی‌اش تا حد زیادی از انظار عمومی کنار رفته است. از آنجا که تصمیم‌های مهم در ایران نیازمند تایید اوست، غیبتش روند تصمیم‌گیری را در سراسر ساختار حکمرانی کند کرده است.

از پایان جنگ، مقام‌های حکومت به‌طور متناوب فعالیت‌های عادی روزانه و هفتگی را متوقف کرده‌اند؛ از جمله روزهای آموزشی مدارس، ساعات کاری ادارات دولتی، خدمات حمل‌ونقل و فعالیت‌های تجاری.

کمبود انرژی، آلودگی هوا یا ملاحظات امنیتی، به‌عنوان دلایل این تصمیم‌ها مطرح می‌شود.

قیمت‌ها اکنون با شتاب در حال افزایش است. نرخ رسمی تورم سالانه حدود ۴۲ درصد اعلام می‌شود و تورم مواد غذایی از ۷۰ درصد فراتر رفته است.

بنا بر گزارش‌ها، قیمت برخی کالاهای اساسی نسبت به یک سال پیش، بیش از ۱۱۰ درصد رشد داشته و انتظار می‌رود این روند در هفته‌های آینده باز هم ادامه یابد.

در چنین شرایطی، برنامه‌ریزی اقتصادی در عمل به امری تقریبا ناممکن تبدیل شده است.

  • بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها: زمان «حمایت حداکثری» آمریکا از معترضان در ایران فرا رسیده است

    بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها: زمان «حمایت حداکثری» آمریکا از معترضان در ایران فرا رسیده است

وضعیت اضطراری فرسایشی و چرخه بی‌ثباتی

بید‌الله‌خانی افزود در لایه‌ای عمیق‌تر، این اختلال‌ها ریشه در نظام حکمرانی‌ دارد که خود را برای احتمال درگیری دوباره، چه با اسرائیل و چه شاید با ایالات متحده، آماده نگه داشته است.

اداره کشور در چارچوب یک وضعیت اضطراری فرسایشی ادامه می‌یابد؛ وضعیتی که به‌جای مهار بحران، جامعه ایران را بیش از پیش در چرخه بی‌ثباتی فرو برده است.

وضعیت موجود این تصور را در میان جامعه ایران تقویت کرده است که اولویت نظام سیاسی نه رسیدگی به نابه‌سامانی‌های روزمره در اداره کشور، خدمات عمومی و هماهنگی اقتصادی، بلکه تمرکز بر بقای خود است.

ایران در آستانه یک بزنگاه تعیین‌کننده قرار دارد. یک مسیر به تعمیق نظامی‌گری، تشدید شکاف‌ها و کشمکش‌های درون نخبگان و تداوم فلج‌شدگی سیاسی می‌انجامد. مسیر دیگر مستلزم رویارویی با نظمی سیاسی است که بخش بزرگی از جامعه دیگر آن را قادر به تامین ثبات و رفاه نمی‌داند.

اعتراض‌ها نشان می‌دهند برای شمار زیادی از ایرانیان، مساله اصلی دیگر امکان اصلاح حکومت نیست، بلکه پرسش درباره امکان ادامه زندگی در چارچوب آن است.

دریا صفایی: مردم ایران خواهان بازگشت شاهزاده رضا پهلوی به ایران هستند

۱۸ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)

دریا صفایی، نماینده ایرانی‌تبار پارلمان بلژیک، گفت: «مردم ایران بیش از ۱۰ روز است که با صدای بلند خواهان بازگشت شاهزاده رضا پهلوی به ایران هستند و معتقدند تنها فردی که می‌تواند گذار از جمهوری اسلامی را به ثمر برساند، شاهزاده رضا پهلوی است.»

صفایی گفت: «جمهوری اسلامی به نقطه پایان رسیده و ملت ایران پس از ۴۷ سال آماده نبرد نهایی شده است. ۴۷ سال حکومت جمهوری اسلامی یک اشتباه تاریخی بود و ملت ایران در حال بازنویسی تاریخ خود است.»

کریستین‌ساینس‌مانیتور: چرا اعتراضات ایران این بار متفاوت است

۱۸ دی ۱۴۰۴، ۰۲:۵۳ (‎+۰ گرینویچ)

روزنامه کریستین‌ساینس‌مانیتور در گزارشی تحلیلی می‌نویسد اعتراضات سراسری اخیر در ایران، بیش از آنکه صرفاً واکنشی اقتصادی باشد، نشانه شکل‌گیری «نظم اخلاقی جدیدی» مبتنی بر کرامت انسانی است که به‌تدریج مشروعیت جمهوری اسلامی را از درون فرسوده است.

به گزارش این روزنامه، تظاهرات گسترده‌ای که از ۷ دی ماه در شهرهای مختلف ایران آغاز شده، اگرچه از نظر شمار شرکت‌کنندگان به اندازه اعتراضات سال‌های ۱۳۸۸ یا ۱۴۰۱ نیست، اما از حیث معنا و پیام اجتماعی، تفاوتی بنیادین با دوره‌های پیشین دارد. این بار جرقه اولیه اعتراضات، تورم افسارگسیخته و سقوط شدید ارزش پول ملی بوده است، نه انتخابات مناقشه‌برانگیز یا کشته‌شدن یک زن جوان به‌دلیل حجاب.

کریستین‌ساینس‌مانیتور می‌نویسد با وجود این تفاوت‌ها، معترضان امروز حول مفهومی مشترک گرد آمده‌اند: کرامت انسانی. به باور نویسنده گزارش، تحسین گسترده از چهره‌هایی که نماد «ایستادگی آرام و پرهزینه» هستند، نشان می‌دهد که جامعه ایران به‌طور فزاینده‌ای ادعای حکومت درباره برتری اخلاقی را زیر سؤال برده است.

این گزارش به مستند بی‌بی‌سی درباره ترانه علیدوستی، بازیگر سرشناس سینمای ایران، اشاره می‌کند که درست پیش از آغاز اعتراضات توجه گسترده‌ای در داخل کشور برانگیخت. علیدوستی که به‌دلیل مواضع انتقادی‌اش مدتی زندانی و سپس از فعالیت حرفه‌ای محروم شد، با رفتار آرام و حضور بدون حجاب، به نمادی از کرامتی تبدیل شد که بسیاری از ایرانیان خواهان آن هستند. به نوشته کریستین‌ساینس‌مانیتور، بی‌بی‌سی داستان او را «نمادی از آرزوهای گسترده‌تر برای ایرانی آزادتر و مبتنی بر کرامت انسانی» توصیف کرده است.

  • تیراندازی ماموران سرکوب به معترضان در ملکشاهی دست‌کم ۴ کشته و ۳۰ زخمی بر جا گذاشت

    تیراندازی ماموران سرکوب به معترضان در ملکشاهی دست‌کم ۴ کشته و ۳۰ زخمی بر جا گذاشت

گزارش همچنین به ویدئوهایی اشاره می‌کند که در جریان اعتراضات اخیر در شبکه‌های اجتماعی فراگیر شده‌اند؛ از جمله تصویر مردی تنها که در خیابانی در تهران، نشسته در برابر موتورسیکلت‌های پلیس ایستادگی می‌کند؛ تصویری که یادآور نماد مشهور «مرد تانکی» در میدان تیان‌آن‌من چین است. نمونه دیگر، ویدئوی مردی است که پس از اصابت گلوله، نیروهای ضدشورش را خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید «من هم مثل شما هستم»، و با اعلام نام واقعی خود، هزینه این سخن را آگاهانه می‌پذیرد.

به تحلیل کریستین‌ساینس‌مانیتور، این صحنه‌ها بخشی از روندی عمیق‌تر است که مناحم مرحوی، تاریخ‌نگار ایران معاصر، آن را «ساخت آرام یک نظم اخلاقی جایگزین» می‌نامد؛ نظمی که بر کرامت، اختیار بدن و حقیقت‌گویی استوار است. مرحوی پیش‌تر نوشته بود این «دین مدنیِ برخاسته از پایین» هسته الهیات سیاسی جمهوری اسلامی را مؤثرتر از هر حزب یا اپوزیسیون سازمان‌یافته‌ای به چالش می‌کشد.

100%

این گزارش تاکید می‌کند که در این چارچوب جدید، مفهوم «کرامت» نه صرفاً یک مطالبه سیاسی، بلکه بنیان زندگی اخلاقی تلقی می‌شود؛ یعنی بخشیدن و ایستادگی بدون انتظار پاداش. از نگاه نویسنده، همین جابه‌جایی معنایی است که اعتراضات کنونی را از دوره‌های پیشین متمایز می‌کند.

کریستین‌ساینس‌مانیتور در پایان می‌نویسد که از دست رفتن اقتدار اخلاقی حکومت را نمی‌توان صرفاً با ابزار سرکوب جبران کرد. به نقل ازمرحوی، «یک نظام سیاسی ممکن است بحران‌های مادی را تاب بیاورد، اما عبور از بحران معنا به‌مراتب دشوارتر است»؛ بحرانی که به باور این روزنامه، اکنون به چالش اصلی جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

ایران و «سناریوی ونزوئلایی»؛ ‏آیا «پوست‌اندازی‌» برای جمهوری اسلامی ممکن است؟

۱۸ دی ۱۴۰۴، ۰۰:۳۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
مهدی پرپنچی

‏پس از تحولات اخیر ونزوئلا، این پرسش جدی‌تر از گذشته مطرح شده است که آیا می‌توان الگوی مشابهی را در ایران پیاده کرد؟ یعنی بدون فروپاشی کامل نظام، راس قدرت تغییر کند، چهره‌ای جدید با ظاهری معتدل‌تر روی کار بیاید و جهان نیز با این نسخه‌ جدید جمهوری اسلامی کنار بیاید.

این همان چیزی است که از آن به‌عنوان «ظهور بناپارت» یا «پوست‌اندازی نظام» یاد می‌شود؛ تغییر ظاهر جمهوری اسلامی، حذف لایه‌های تندرو و تحویل آن به افرادی معتدل‌تر در درون نظام!

‏در سیاست هیچ چیزی ناممکن نیست اما یک مشکل کوچک این وسط وجود دارد: ایران، ونزوئلا نیست.

‏در ونزوئلا، گرچه فساد ساختاری، رانت‌خواری و انحصار قدرت وجود دارد، اما ماهیت نظام سیاسی آن، امنیتی–ایدئولوژیک و فراملیتی به معنای جمهوری اسلامی نیست. در ونزوئلا با یک حکومت عمدتاً مافیایی طرف هستیم که می‌تواند در صورت تغییر موازنه‌ قدرت، وفاداری‌ها و ائتلاف‌هایش را بازتعریف کند.

‏جمهوری اسلامی در چهار دهه‌ گذشته یک ماشین قدرت امنیتی–ایدئولوژیک پیچیده ساخته که قلب آن در سپاه پاسداران و شبکه‌های وابسته به آن می‌تپد. این ماشین، فقط ابزارِ نظام نیست؛ خودِ نظام است. سپاه، نیروی قدس، نهادهای اطلاعاتی موازی و شبکه‌ای از گروه‌های نیابتی در چند کشور منطقه، درهم‌تنیده‌ترین ساختار قدرت را شکل داده‌اند. مشکل جهان با پوسته جمهوری اسلامی نیست که با «پوست‌اندازی» حل شود.

‏با رفتن خامنه‌ای، فرهنگ سازمانی جمهوری اسلامی از میان نمی‌رود. میراث این نظام فقط شخص رهبر و حلقه‌ نزدیک به او نیست که با مرگ یا برکناری‌اش پاک شود. در دل جمهوری اسلامی، طی چهار دهه یک ساختار سلسله‌مراتبی شکل گرفته که هزاران نفر را در سطوح مختلف سپاه، نهادهای امنیتی و مجموعه‌های وابسته درگیر کرده است. این افراد با شبکه‌ای از نیروهای همسو در کشورهایی چون عراق، سوریه، لبنان، یمن، افغانستان و پاکستان همکاری عملیاتی داشته‌اند و در میدان جنگ، مذاکره و مدیریت بحران‌های مشترک مشارکت کرده‌اند.

100%

بخشی دیگر از همین بدنه، سال‌ها بر روی برنامه‌های موشکی و هسته‌ای کار کرده و پیرامون آن دانش، تجربه و منافع سازمانی ساخته است. این مجموعه، حاصل «زندگی سیاسی و امنیتی مشترک» است؛ شبکه‌ای که در آن روابط، اعتمادها و منافع لایه‌لایه شکل گرفته، انباشته شده و در طول سال‌ها تثبیت شده است.

‏چنین شبکه‌ای با رفتن یک نفر یا یک گروه فرو نمی‌پاشد. نه شبکه‌های نیابتی در منطقه به‌صرف تغییر راس هرم از کار می‌افتند، نه ساختارهای چندلایه‌ای که روی برنامه‌های موشکی و هسته‌ای کار کرده‌اند ناگهان متوقف می‌شوند. روابط و منافع امنیتی‌ای که طی دهه‌ها ساخته شده، با «پوست‌اندازی» در راس قدرت دود نمی‌شود؛ بلکه به‌صورت طبیعی، خود را بازتولید می‌کند و مسیر پیشین را، با اندکی کم و کاست،‌ ادامه می‌دهد.

‏در جمهوری اسلامی، فردِ اول فقط نوک یک هرم گسترده است. هرم قدرت به‌گونه‌ای طراحی شده که حتی با جابه‌جایی او، منطق عمل نظام ثابت می‌ماند.

‏این منطق بر چند اصل بنیادین استوار است:
‏توسعه برنامه هسته‌ای
‏توسعه‌ توان موشکی و پهپادی
‏حفظ و گسترش شبکه‌های نیابتی در منطقه
‏تعریف هویت سیاسی در تقابل با غرب و آمریکا
‏ترجیح امنیت ساختاری بر هر نوع اصلاح سیاسی

‏این‌ها تاکتیک‌های قابل‌چانه‌زنی نیستند؛ ستون‌های بقا و ذات جمهوری اسلامی‌اند. تکیه بر هر کسی از درون این نظام، به سودای اجرای سناریوی «پوست‌اندازی» یعنی پاک کردن خون با خون.

‏تصور «سردارِ معتدل» یا «رهبر اهل معامله» در قامت یک «بناپارت» که بیاید و رفتار آن را دگرگون کند، بیشتر شبیه یک رویای سیاسی است تا یک احتمال عملی. هر فردی از درون این ساختار که در راس این ساختار قرار بگیرد، لاجرم در چارچوب همین ساختار حرکت خواهد کرد.

‏مقایسه ایران با ونزوئلا، مقایسه‌ دو ساختار ناهمسان است. در ونزوئلا می‌توان ائتلاف‌ها را تغییر داد و ساختار را حفظ کرد. در ایران، خودِ ساختار، منبع بحران است. ظرف و مظروفِ جمهوری اسلامی، یکی است. بنابراین، سناریوی «پوست‌اندازی» مساله را حل نمی‌کند.

‏مشکل مردم ایران و جهان با جمهوری اسلامی، با تعویض چهره حل نمی‌شود. افرادی که این نظام را ساخته‌اند، بحران را بازتولید خواهند کرد. تنها زمانی می‌توان از حل پایدار مساله سخن گفت که این ساختار، جای خود را به نظم و بازیگرانی با ماهیت متفاوت بدهد.

واشینگتن‌تایمز: مقایسه ایران با ونزوئلا می‌تواند گمراه‌کننده باشد

۱۷ دی ۱۴۰۴، ۲۲:۱۹ (‎+۰ گرینویچ)

نشریه واشینگتن‌تایمز در یادداشتی با تمرکز بر تحولات هم‌زمان در ونزوئلا و ایران نوشت رویدادهای هفته گذشته نشان داد چگونه در برخی مقاطع، تحولات چند دهه‌ای می‌توانند در عرض چند روز رقم بخورند.

این روزنامه در تحلیلی که چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه منتشر شد نوشت که بازداشت نیکولاس مادورو، رییس‌جمهوری پیشین ونزوئلا، و انتقال او به ایالات متحده برای محاکمه، در کنار گسترش ناآرامی‌ها و اعتراضات در ایران، بار دیگر بحث آینده جمهوری اسلامی را به صدر تحلیل‌های سیاسی بازگردانده است.

واشینگتن‌تایمز با اشاره به عملیات نیروهای ویژه آمریکا برای بازداشت مادورو، این اقدام را با حمله ایالات متحده به پاناما در سال ۱۹۸۹ و بازداشت مانوئل نوریگا مقایسه کرد و نوشت واشینگتن اکنون به‌طور علنی از اداره موقت ونزوئلا تا زمان برگزاری انتخابات آزاد سخن می‌گوید.

  • نفت ونزوئلا در محاسبات ترامپ؛ فرصت‌ها و محدودیت‌های پیش رو

    نفت ونزوئلا در محاسبات ترامپ؛ فرصت‌ها و محدودیت‌های پیش رو

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، اعلام کرده است ایالات متحده فروش نفت ونزوئلا به دیگر کشورها را آغاز خواهد کرد و تا زمان شکل‌گیری ساختار جدید سیاسی، نقش محوری در این کشور خواهد داشت.

با این حال، به نوشته واشینگتن‌تایمز، مخالفت دلسی رودریگز، رییس‌جمهوری موقت ونزوئلا، با این روند، آینده قدرت در این کشور را همچنان نامشخص نگه داشته است.

در بخش دیگری از این یادداشت، واشینگتن‌تایمز به تحولات ایران پرداخته و نوشته است هم‌زمان با ناآرامی‌های داخلی، اظهارات ترامپ درباره آمادگی آمریکا برای حمایت از معترضان ایرانی، توجه بسیاری را جلب کرده است.

ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال هشدار داده بود در صورت ادامه کشتار معترضان مسالمت‌آمیز، ایالات متحده آماده مداخله است.

این روزنامه می‌نویسد چنین اظهاراتی، هرچند بازتاب گسترده‌ای یافته، اما هنوز مشخص نیست تا چه اندازه به اقدام عملی منجر خواهد شد.

به نوشته واشینگتن‌تایمز، اعتراضات در ایران با کشته شدن شماری از معترضان و اعضای سپاه پاسداران همراه بوده و برخی گزارش‌ها حتی از تبدیل شدن اعتراضات به درگیری‌های مسلحانه سخن گفته‌اند.

با این حال، این روزنامه تاکید می‌کند که جمهوری اسلامی همچنان بر ساختارهای اصلی قدرت، به‌ویژه سپاه پاسداران، تسلط دارد؛ نهادی که نه‌تنها بازوی نظامی، بلکه ستون فقرات اقتصادی و سیاسی حکومت به شمار می‌رود.

  • چرا سرنوشت مادورو برای جمهوری اسلامی معنادار است؟

    چرا سرنوشت مادورو برای جمهوری اسلامی معنادار است؟

واشینگتن‌تایمز همچنین به نقش چین اشاره کرده و نوشته است پکن که خریدار بخش عمده نفت صادراتی ایران است، نسبت به هرگونه تغییر ناگهانی در تهران بی‌تفاوت نخواهد بود.

به باور نویسنده یادداشت، این وابستگی اقتصادی به این معناست که تغییر رژیم در ایران صرفا یک مساله داخلی یا دوجانبه با آمریکا نیست، بلکه پیامدهای ژئوپلیتیکی گسترده‌ای خواهد داشت.

در جمع‌بندی، واشینگتن‌تایمز می‌نویسد برخلاف ونزوئلا، تغییر حکومت در ایران به‌سادگی یک عملیات خارجی یا فشار از بیرون نخواهد بود.

به نوشته این روزنامه، اگر قرار است جمهوری اسلامی سقوط کند، این تحول باید در نهایت از درون جامعه ایران رقم بخورد. کمک خارجی ممکن است نقش حمایتی داشته باشد، اما سرنوشت نهایی حکومت ایران به اراده و کنش خود ایرانیان گره خورده است.