مجموعه این ارزیابیها نشان میدهد اعتراضات کنونی، فراتر از یک بحران داخلی، به متغیری تاثیرگذار در معادلات منطقهای و بینالمللی تبدیل شده است.
در این میان، مرکز استیمسون در گزارشی اعلام کرده است جریان سریع اطلاعات از داخل ایران و گسترش بسیج میدانی، نشاندهنده افزایش توان جامعه برای عبور از محدودیتهای سانسور و ارتقای آگاهی عمومی در مناطق مختلف کشور است.
با این حال، این اندیشکده تاکید کرده که این شتاب اجتماعی هنوز به شکلگیری یک ساختار سازمانی منسجم و رهبری واحد که بتواند اعتراضات را در سطح ملی هماهنگ کند، منجر نشده است.
شورای روابط خارجی نیز با ارزیابی مشابهی، اعتراضات ایران را همزمان با اوج فشارهای اقتصادی دانسته و آن را بازتاب خشم اجتماعی معرفی کرده که از مطالبات معیشتی فراتر رفته و به حوزه سیاسی وارد شده است.
این شورا در عین حال تصریح کرده نبود رهبری واحد و انسجام تشکیلاتی، همچنان یکی از چالشهای اصلی این جنبش اعتراضی به شمار میرود. در چنین شرایطی، لحن و تهدیدهای ترامپ بهعنوان عامل فشار خارجی، بدون پرداختن به ریشههای بحران داخلی، پیچیدگی وضعیت را افزایش داده است.
بنیاد دفاع از دموکراسیها در ارزیابی تازهای اعلام کرده گزینههای محدود پیش روی حکومت ایران، بیانگر ناتوانی فزاینده در مهار خشم عمومی است.
به گفته این بنیاد، رهبری جمهوری اسلامی خود را میان فشار خیابان و تشدید تهدیدهای آمریکا به مداخله نظامی در محاصره میبیند؛ وضعیتی که دامنه مانور حکومت را محدود و مشروعیت آن را تضعیف میکند.
اندیشکده فروم خاورمیانه نیز هشدار داده است که فروپاشی احتمالی یک نظام سیاسی در کشوری به بزرگی ایران، روندی ساده نخواهد بود و میتواند به بازآرایی عمیق موازنههای منطقهای در خاورمیانه منجر شود.
با این حال، این سناریو بهدلیل نبود یک جایگزین سازمانیافته و خطر لغزش به سوی آشوب و درگیریهای تازه، بسیار پرریسک ارزیابی میشود.
همچنین به نظر میرسد دولت ایالات متحده درک روشنی از واکنشهای احتمالی در کشورهای منطقه و جوامع آنها ندارد.
شایان توجه است که اعتراضات ایران، چالشی بیسابقه برای حکومت از سال ۲۰۲۲ تاکنون به شمار میرود؛ نکتهای که کمیته یهودیان آمریکا نیز در گزارشی که دو روز پیش منتشر کرد، بر آن تاکید کرده است.
در این گزارش آمده مطالبات معترضان از حوزه اقتصادی فراتر رفته و وارد عرصه سیاسی شده، در حالی که اتکا به سرکوب امنیتی خطر تشدید تنش را افزایش میدهد، فشارهای داخلی و خارجی بر حکومت را بیشتر میکند و ثبات داخلی را به مخاطره میاندازد.
در بعد منطقهای و امنیتی، موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل ارزیابی یکپارچهای از آینده برنامه هستهای ایران منتشر کرده و به این نتیجه رسیده است که رکود کنونی در پرونده هستهای، تهران را در ماههای آینده ناگزیر به اتخاذ تصمیمهای سرنوشتساز خواهد کرد.
این وضعیت در شرایطی شکل گرفته که اختلاف با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تقابل با واشینگتن و تهدیدهای مداوم از سوی تلآویو ادامه دارد. با توجه به محدود بودن گزینههای مذاکره، هرگونه راه حل برای بحران هستهای ایران در کوتاهمدت دور از دسترس به نظر میرسد.
به نوشته یدیعوت اخرونوت، اعتراضات ایران «در مقطع کنونی عامل اصلی شکلدهنده به تصمیمگیریها در اورشلیم» است.
این روزنامه به نقل از مقامهای ارشد اسرائیلی نوشته است سرنگونی یک حکومت در کشوری مانند ایران نیازمند همزمانی چندین عامل است و وضعیت هنوز به آن نقطه نرسیده، اما شرایط در حال تغییر اسرائیل را ناگزیر میکند برای تحولات غیرمنتظره و سناریوهای افراطی آماده بماند.
یدیعوت اخرونوت افزوده است اگر تحولات اخیر ایران نبود، تردید چندانی برای اجرای طرح حمله به حزبالله وجود نداشت؛ طرحی که پیشتر آماده شده و از نظر عملیاتی آماده اجرا ارزیابی میشود.
به نوشته این روزنامه، نتانیاهو عملا در این زمینه چراغ سبز را از رییسجمهوری آمریکا دریافت کرده و ارتش اسرائیل نیز اعلام کرده است آمادگیها کامل است و تصمیم نهایی بیش از هر چیز به زمانبندی بستگی دارد.
پس از پایان جنگ ۱۲روزه ژوئن سال گذشته، ایران و اسرائیل آتشبس با میانجیگری آمریکا را نه پایان درگیری، بلکه وقفهای موقت تلقی کردند. هرچند این آتشبس بیش از شش ماه دوام آورده، اما در سایه تحولات بیثباتکننده جهانی و افزایش فشار داخلی بر جمهوری اسلامی بهدلیل اعتراضات سراسری، شکنندهتر از همیشه به نظر میرسد.
مقامهای تهران و اورشلیم هر حرکت طرف مقابل را با حساسیت دنبال میکنند و همزمان با ارسال پیامهایی برای کاهش تنش، نگران یک محاسبه اشتباه هستند که میتواند به درگیریای بهمراتب ویرانگرتر منجر شود.
در همین چارچوب، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اعلام کرده است که اسرائیل اجازه بازسازی توان موشکی یا احیای برنامه هستهای ایران را نخواهد داد؛ موضعی که با هشدار شورای دفاع تازهتاسیس ایران درباره اقدام پیشدستانه در صورت مشاهده تهدید پاسخ داده شد.
در حالی که گزارشهایی از تلاش اسرائیل برای استفاده از روسیه بهعنوان میانجی و ارسال پیام عدم تمایل به حمله منتشر شده، رهبران جمهوری اسلامی، از جمله علی خامنهای، این پیامها را غیرقابل اعتماد دانستهاند.
خامنهای اسرائیل را به فریبکاری متهم کرده و تحلیلگران هشدار دادهاند شکاف در برداشتها میان دو طرف، بزرگترین عامل خطر برای بروز یک محاسبه اشتباه است؛ وضعیتی که میتواند چرخه اقدام پیشدستانه متقابل را فعال کند.
این تنشهای خارجی در حالی جریان دارد که تهران همزمان با بحرانهای عمیق داخلی روبهرو است. اعتراضات گسترده، همراه با فشارهای اقتصادی و اقلیمی، موقعیت حکومت را تضعیف کرده و به گفته تحلیلگران، ممکن است برخی تندروها را به فکر استفاده از درگیری خارجی برای منحرف کردن افکار عمومی بیندازد.
با این حال، کارشناسانی مانند آرون دیوید میلر و بلایز میشتال چنین سناریویی را «اشتباه راهبردی» و حتی «خودکشیوار» توصیف میکنند و معتقدند هرگونه حمله خارجی نهتنها بحران داخلی را حل نخواهد کرد، بلکه خشم عمومی را تشدید کرده و پاسخ ویرانگر اسرائیل و احتمالا آمریکا را در پی خواهد داشت.
در این میان، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا ترس از محاسبه اشتباه، یکی از طرفین را به سمت اقدام نظامی سوق خواهد داد یا نه.
سندیکای اخبار یهود در تحلیلی درباره اعتراضها در ایران نوشت در بیش از یک دهه و نیم گذشته، با هر موج تازه اعتراض در ایران، این پرسش تکرار شده که آیا زمان پایان حاکمیت آیتاللهها فرا رسیده است یا نه.
با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که امید به سقوط قریبالوقوع جمهوری اسلامی بارها با واقعیتهای میدانی در تضاد بوده است.
نظامی که پس از فروپاشی حکومت شاه در سال ۱۳۵۷ و با رهبری روحالله خمینی شکل گرفت، با وجود نارضایتی عمیق اجتماعی، توانسته از همه بحرانهای پیشین عبور کند.
اتکای مداوم به سپاه پاسداران و بسیج برای سرکوب خشن اعتراضات، این حکومت را بارها از لبه سقوط دور کرده است؛ هرچند ناکارآمدی ساختاری، بحرانهای فزاینده انرژی و آب، و هزینهکرد گسترده منابع ملی برای برنامه هستهای و حمایت از گروههای مسلح در خارج، بار دیگر آن را در موقعیتی شکننده قرار داده است.
تحولات اخیر، بهویژه موضعگیری صریح دولت دونالد ترامپ، این دوره از اعتراضات را از مقاطع پیشین متمایز کرده است. برخلاف سال ۱۳۸۸ یا خیزش ۱۴۰۱ پس از کشتهشدن مهسا امینی، واشینگتن اینبار به سکوت یا حمایت منفعلانه بسنده نکرده است.
ترامپ آشکارا هشدار داده که در صورت تداوم کشتار معترضان، آمریکا آماده واکنش خواهد بود. همزمان، اقدام ایالات متحده در بازداشت نیکولاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا، نگاهها را متوجه سرنوشت دیکتاتورهای برکنارشده کرده است.
گزارشهایی درباره برنامهریزی احتمالی علی خامنهای برای خروج از کشور در صورت تشدید بحران نیز این برداشت را تقویت کرده که خود رهبران جمهوری اسلامی هم نسبت به دوام قدرتشان اطمینان کامل ندارند، هرچند در عمل همچنان با منطق حفظ قدرت رفتار میکنند.
با این همه، تحلیلگران هشدار میدهند که جمهوری اسلامی همچنان به دلایلی مشخص رژیمی خطرناک و مقاوم در برابر فروپاشی است.
بخش بزرگی از بدنه حاکمیت همچنان به ایدئولوژی اسلامگرایانه وفادار است و برخلاف رهبران ارشد، بسیاری از مجریان سرکوب راه گریزی برای حفظ جان و داراییهای خود ندارند؛ عاملی که آنها را به تداوم خشونت سوق میدهد.
تاریخ نشان داده است که حکومتهای استبدادی نه صرفا به دلیل بیرحمی، بلکه زمانی فرو میریزند که وفاداری نیروهای سرکوبگرشان از میان برود یا مشروعیت ایدئولوژیکشان فروبپاشد.
از این منظر، حتی با وجود حمایتهای لفظی خارجی، پایان حاکمیت آیتاللهها بیش از هر چیز به تحولی در درون ساختار قدرت و تغییر موضع بخشی از نیروهای مسلح وابسته است؛ در غیر این صورت، خوشبینی نسبت به پایان کابوس جمهوری اسلامی همچنان میتواند زودهنگام باشد.
در همین حال، بازتابهای اجتماعی اعتراضات نیز مورد توجه رسانهها قرار گرفته است. رسانه کان به نقل از یک شهروند تهران گزارش داده است که بحران شدید اقتصادی، سرکوب و تورم افسارگسیخته از عوامل اصلی ناآرامیها هستند و در عین حال بخشی از معترضان نگاه مثبتی به بنیامین نتانیاهو و حملات اسرائیل دارند
این معترض گفته است: «ما آب نداریم. برق نداریم. ما یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان هستیم، اما مردممان فقیرتریناند.»
او افزوده است مردم از رهبران حکومت میپرسند چرا ثروت میان خودشان تقسیم میشود و به حماس، حزبالله، نیروهای بسیج مردمی عراق، حوثیها و افغانستان کمک میشود، اما برای مردم ایران تنها پیام صبر و پرداخت مالیات باقی مانده است.
این شهروند معترض همچنین با اشاره به وضعیت اقتصادی گفته است: «تورم بسیار شدید است. دروغ میگویند و میگویند تورم ۳۰ درصد است، اما در واقع به ۲۰۰ درصد در سال میرسد و حکومت این را از مردم پنهان میکند.»
او در پایان تاکید کرده است: «ما اجازه جشن گرفتن و رقصیدن نداریم. ما کشوری ۹۰ میلیونی هستیم که همه زندانیاند.»
مجموع این ارزیابیها نشان میدهد اعتراضات کنونی ایران به بحرانی چندلایه تبدیل شده است؛ بحرانی که همزمان سیاست داخلی جمهوری اسلامی، محاسبات امنیتی اسرائیل، مواضع آمریکا و نگرانی بازیگران منطقهای را تحت تاثیر قرار داده و آیندهای پرابهام را پیش روی ایران و منطقه قرار داده است.