یک میدان نفتی در نزدیکی دریاچه ماراکایبو، کابیمس ونزوئلا
مداخله نظامی ایالات متحده در ونزوئلا، بازداشت نیکلاس مادورو و انتقال او به آمریکا، از همان ساعات اول با برچسبهای متعددی توصیف شد: «پایان یک دیکتاتوری»، «نقطه عطف در آمریکای لاتین» و «پیام هشدار به چین و روسیه».
اما در ساعات بعد، با فروکش کردن غبار عملیات و انتشار جزییات بیشتر از زبان خود دونالد ترامپ، مارکو روبیو و دیگر مقامها، موضوعی که بیش از بقیه خود را نشان داد، لایه نفتی ماجرا بود.
این بار برخلاف بسیاری از مداخلات گذشته، واشینگتن حتی تلاش زیادی هم نکرد پشت عناوین کلی مثل «حقوق بشر» یا «دموکراسی» پنهان شود.
رییسجمهوری آمریکا علنا از میدانهای نفتی ونزوئلا، میلیاردها دلار سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی و تبدیل این کشور به منبع جایگزین برای نفت روسیه و ایران سخن گفت.
ونزوئلا؛ غولی با بزرگترین ذخایر، اما حضوری کمرنگ در بازار
ونزوئلا از نظر کاغذی، یکی از جذابترین منابع انرژی جهان است. این کشور حدود ۱۷ درصد ذخایر اثباتشده نفت خام جهان را در اختیار دارد و کمربند اورینوکو در جنوب آن، بزرگترین مجموعه نفت سنگین روی کره زمین محسوب میشود.
اما واقعیت تولید، تصویر دیگری نشان میدهد: بعد از حدود نیم قرن از ملیسازی صنعت نفت و سالها سوءمدیریت در شرکت دولتی PDVSA، سقوط سرمایهگذاری، فساد، تحریمهای آمریکا و فرار نیروی انسانی متخصص، تولید نفت ونزوئلا به زیر یک میلیون بشکه در روز رسیده است.
سهم این کشور از واردات نفت خام چین و آمریکا روی هم حدود ۴ درصد است.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران انرژی تاکید میکنند از نظر آنی، بازار جهانی نفت «عرضه کافی» دارد و حذف یا بازگشت نفت ونزوئلا در کوتاهمدت توازن بازار را به هم نمیزند.
اما بحث اصلی واشینگتن کوتاهمدت نیست؛ رویکرد ترامپ و تیمش به ونزوئلا، نگاه به یک «غول خفته» است که اگر بیدار شود، میتواند نقشه قدرت در بازار انرژی را در دهه آینده تغییر دهد.
نقطه اتکای مهم این استدلال، ظرفیت پالایشگاهی خود آمریکا است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه، در گفتوگوهای پیاپی تلویزیونی روی یک نکته تاکید کرد: پالایشگاههای آمریکا در سواحل «خلیج آمریکا» (خلیج مکزیک سابق) طی دههها دقیقا برای کار با نفت سنگین ونزوئلا طراحی شدهاند.
نفت کمربند اورینوکو بسیار غلیظ، پرگوگرد و دارای فلزات است و برای تبدیل به فرآوردههای تجاری، باید یا با نفت سبکتر مخلوط شود یا در واحدهای ارتقای پیچیده فرآوری شود؛ واحدهایی که اتفاقا بخش بزرگی از آن در همین ساحل خلیج آمریکا مستقر هستند.
روبیو گفت «پالایشگاههای ما بهترین گزینه برای نفت سنگین هستند» و پیشبینی کرد پس از سرنگونی مادورو، «علاقه چشمگیری» از سوی شرکتهای «غیرروسی و غیرچینی» برای ورود به صنعت نفت ونزوئلا شکل بگیرد.
تام کاتن، رییس کمیته اطلاعات سنا، هم در مصاحبهای یادآور شد: «بسیاری از پالایشگاههای ما اساسا برای کار با نفت ونزوئلا طراحی شدهاند.»
او تاکید کرد ایالات متحده «به این نفت نیاز ندارد، اما اجازه نمیدهد این صنعت در اختیار دشمنان آمریکا باشد».
وقتی ترامپ از خود نفت حرف میزند
ترامپ در نشست خبری پس از عملیات دستگیری مادورو، بهصراحت نفت را در مرکز روایت قرار داد.
او گفت قصد دارد «شرکتهای بسیار بزرگ آمریکایی» را ظرف ۱۰ روز آینده وارد ونزوئلا کند تا میلیاردها دلار سرمایهگذاری انجام دهند، زیرساختهای فرسوده را بازسازی کنند و تولید را بالا ببرند؛ بهگونهای که درآمد حاصل «به نفع اقتصاد آمریکا» و همزمان بهعنوان ابزاری برای فشار بر روسیه و جمهوری اسلامی به کار گرفته شود.
با این حال، تحلیلهای مستقل تصویر محتاطانهتری ارائه میکنند.
گزارشهایی مانند ارزیابی شرکت «وود مکنزی» یادآور میشوند بازگرداندن ظرفیت تولیدی ونزوئلا به سطح معنادار، نه تنها به سرمایه، بلکه به زمان و ثبات سیاسی نیاز دارد.
برآورد آنها این است که با «بهبودهای عملیاتی و مقداری سرمایهگذاری محدود» میتوان طی یک تا دو سال تولید را به حدود دو میلیون بشکه در روز رساند.
اما عبور از این سطح و تبدیل ونزوئلا به بازیگر تاثیرگذار جدید در بازار جهانی، مستلزم بازسازی واحدهای ارتقای نفت سنگین، جذب سرمایه خارجی و طراحی چارچوب حقوقی مطمئن است.
اوپک، شیل و نظم جدید تولیدکنندگان
بعد سیاسی بازار انرژی نیز قابل چشمپوشی نیست. ونزوئلا یکی از بنیانگذاران اوپک است و هرگونه تغییر در نقش آن میتواند حساسیت عربستان سعودی و امارات متحده عربی را برانگیزد.
تحلیلگران میگویند بعید است آمریکا از کاراکاس بخواهد از اوپک خارج شود؛ تجربه سال ۲۰۲۰ نشان داد هماهنگی با اوپک برای حفظ توازن بازار و حمایت از تولیدکنندگان شیل در آمریکا حیاتی است.
با وجود همه این طرحها و پیامها، آینده صنعت نفت ونزوئلا به عوامل متعددی وابسته است: ثبات سیاسی داخلی، توان جذب سرمایه، مدیریت حساسیتهای منطقهای و حفظ توازن میان اوپک و تولیدکنندگان شیل.
آنچه قطعی به نظر میرسد، این است که نفت در قلب خوانش آمریکا از آینده ونزوئلا قرار گرفته است.
اما اینکه این «دکترین نفتمحور» در عمل به بازطراحی پایدار نقشه انرژی جهان بینجامد یا به نمونه دیگری از شکاف میان جاهطلبی ژئوپولیتیک و واقعیتهای صنعت انرژی تبدیل شود، پرسشی است که پاسخ آن در سالهای آینده روشن خواهد شد.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.