حسین راغفر، اقتصاددان: ۴۰ درصد جمعیت ایران دچار فقر مطلق و ۷ میلیون نفر زیر خط گرسنگیاند
حسین راغفر، اقتصاددان و استاد دانشگاه، گفت: «طبق محاسبات، حدود ۴۰ درصد از جمعیت کشور دچار فقر مطلق شدهاند و ۷ میلیون نفر نیز اگر تمام درآمدشان را صرف تهیه غذا کنند باز هم به کالری کافی دست پیدا نمیکنند و دچار سوءتغذیه و گرسنگی هستند، این افراد را باید زیر خط گرسنگی حساب کرد.»
او افزود: «میان فساد بزرگ بانک آینده و گسترش فقر ارتباط مستقیم وجود دارد، مساله اصلی امروز کشور فساد است که محصول آن تبعیض، نابرابری و فقر گسترده است. از یک طرف فقر رشد میکند و از سوی دیگر یک طبقه کوچک اما بسیار ثروتمند شکل گرفته که در داخل سیستم هم نفوذ دارند و سیاستگذاری را به نفع خودشان منحرف میکنند.»
یک زن ایرانی-کانادایی پس از بازداشت خودسرانه خاله و شوهر خالهاش در ایران، خواستار آزادی آنها شده و میگوید علت بازداشتشان تنها باورشان به آیین بهائی است.
ساغر شهیدی بیرجندیان، سهشنبه ۲۰ آبان در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت که خاله او زمانی بازداشت شد که برای آزادی همسرش التماس میکرد.
شوهر خاله او چند هفته پیشتر در محل کارش بازداشت شده بود.
شهیدی بیرجندیان، کارزاری را در وبسایت «چنیج دات اورگ» آغاز کرده و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط این زوج، حفاظت از آنها در برابر بدرفتاری در بازداشت و دیدار دوباره پسر معلولشان با والدین خود شده است.
نیروهای امنیتی ۱۲ مهر به محل کار کوروش زیاری، شوهر خاله شهیدی بیرجندیان، در شهر گنبدکاووس در شمال شرق ایران یورش برده و پس از بازداشت او، اسنادش را توقیف کردند.
دو هفته بعد، شعله شهیدی، خاله او، زمانی که برای آزادی همسرش تلاش میکرد، دستگیر شد. هر دو نفر برای چند هفته در مکانهای نامعلوم نگهداری شدند و سپس به گرگان، مرکز استان گلستان، منتقل شدند.
شهیدی بیرجندیان گفت: «حالا هر دو بدون هیچ اتهامی در بازداشت هستند، از حق داشتن وکیل و آزادی با وثیقه محروماند و حتی اجازه سوگواری برای یکی از اعضای خانواده را هم ندارند.»
او گفت: «پسر معلول خالهام که کاملا به او وابسته است، حتی اجازه دیدنش را هم ندارد. این بیرحمی پایانی ندارد. تنها کاری که آنان تا به حال انجام دادهاند، زندگی مسالمتآمیز بوده است.»
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ بهطور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
فشارهای جمهوری اسلامی بر بهائیان در ایران طی ماههای گذشته شدت گرفته است.
در طول دههها، بهائیان ایران با بازداشتهای خودسرانه، اعدام، مصادره اموال، محرومیت از تحصیلات عالی، ممنوعیت شغلی و آزار مداوم روبهرو بودهاند.
سرکوب هماهنگ پس از جنگ ایران و اسرائیل به گفته فرهاد ثابتان، سخنگوی جامعه جهانی بهائی، از زمان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، وضعیت بهائیان در ایران بهشدت بدتر شده است.
او به ایراناینترنشنال گفت موجی هماهنگ از یورشها در دستکم شش استان کشور، از جمله سیستان و بلوچستان، سمنان، مازندران، فارس، اصفهان و تهران، صورت گرفته است.
فقط در ماه اکتبر، نیروهای امنیتی به دستکم ۲۲ خانه و محل کسب بهائیان حمله کردهاند، وسایل آنها را ضبط و مغازهها را پلمب کرده و شماری از بهائیان را بازداشت کردهاند.
ثابتان گفت: «تمام مواردی که توضیح دادم فقط به این دلیل است که آنها بهائی هستند. ماموران اغلب بدون حکم وارد میشوند، هیچ توضیحی نمیدهند و بعدا اتهاماتی مانند اقدام علیه امنیت ملی را بدون هیچ مدرکی، جعل میکنند.»
او افزود: «این فشار پشت فشار است. آنها نمیتوانند کار کنند، مغازههایشان پلمب میشود، حق تحصیل در دانشگاه ندارند و از ابتداییترین حقوق انسانی محروماند، فقط به این دلیل که بهائیاند.»
مدافعان حقوق بشر میگویند موج جدید سرکوب بهائیان بخشی از الگوی گستردهتری از سرکوب در داخل ایران است؛ جایی که حکومت برای کنترل نارضایتیهای فزاینده و مقابله با بحران اقتصادی، دامنه فشارها را گسترش داده است.
بیش از سه هزار کارگر پیمانی در مجتمع گاز پارس جنوبی با تجمع در مقابل ساختمان مرکزی این مجموعه در عسلویه، خواستار اجرای طرح همسانسازی حقوق، تغییر الگوی کاری و حذف کامل پیمانکاران شدند.
جمع گستردهای از کارگران پیمانی پالایشگاههای دوازدهگانه پارس جنوبی سهشنبه ۲۰ آبان با حضور در خیابانهای منتهی به ستاد مرکزی مجتمع گاز پارس جنوبی در عسلویه، خواستار رسیدگی به مطالبات صنفی خود شدند.
این کارگران که از نیروهای ارکان ثالث، شرکتی و پیمانی فازهای مختلف پارس جنوبی و پالایشگاه فجر جم بودند، پلاکاردهایی با مضمون اجرای عدالت مزدی و حذف پیمانکاران در دست داشتند.
کارگران در بیانیهای خواستار بازنگری در طرح طبقهبندی مشاغل با هدف همسانسازی حقوق نیروهای پیمانی با کارکنان رسمی شدند.
همچنین تغییر دوره کاری نیروهای اداری و پشتیبانی به دو هفته کار و دو هفته استراحت، ساماندهی وضعیت رانندگان غیرمالک خودروهای استیجاری، پرداخت حق ایابوذهاب هوایی برای کارگران پیمانی و بازگرداندن امکانات رفاهی و حق کمپ، از دیگر درخواستهای مطرحشده بود.
یکی از کارگران حاضر در این تجمع گفت: «سالهاست با وجود وعدههای مکرر، طرح طبقهبندی مشاغل در پارس جنوبی بهدرستی اجرا نشده و اختلاف زیادی میان دستمزد نیروهای پیمانی و رسمی وجود دارد.»
برخی کارگران نیز حذف کامل پیمانکاران را «تنها راه برقراری عدالت شغلی» دانستند.
به گفته یکی از کارکنان فاز ۱۲ پارس جنوبی، «وجود پیمانکاران باعث تضییع حقوق کارگران شده و نظارت کافی بر نحوه پرداختها وجود ندارد».
با ادامه ناتوانی جمهوری اسلامی در رسیدگی به مطالبات اقشار مختلف، در روزها و هفتههای گذشته گروههای مختلفی از کارگران، کارمندان و بازنشستگان در جایجای ایران دست به اعتصاب و اعتراض زدهاند.
بازنشستگان مخابرات ۱۲ آبان در شهرهای مختلف کشور، پرستاران دانشگاه علوم پزشکی در کرمانشاه، کارگران کشتارگاه ماکیان الوان در ری و گروهی از کارکنان نفت فلات قاره در لاوان، در اعتراض به رسیدگی نشدن به خواستههای خود تجمع کردند.
پیشتر و در ۱۰ آبان نیز کارگران ارکان ثالث صنعت نفت در تجمعی در تهران مقابل نهاد ریاستجمهوری، بار دیگر اعتراض خود را به وعدههای بر زمینمانده دولت درباره حذف پیمانکاران و واسطهها ابراز کردند.
این کارگران معترض که از استانهای نفتخیز به تهران رفته بودند، اعلام کردند با وجود وعدههای دولت مسعود پزشکیان، همچنان خبری از تحقق وعدهها نیست.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، خانواده علیرضا سرلک، پسرعموی امید سرلک که پیدا شدن جسد او پس از به آتش کشیدن عکس رهبر جمهوری اسلامی در روزهای گذشته واکنشهای گستردهای به همراه داشت، با فشار نهادهای امنیتی از حق داشتن وکیل محروم شدهاند.
امید سرلک، جوان معترض در الیگودرز، در پی آتشزدن عکس خامنهای کشته شد. پیکر بیجان او ۱۱ آبان پیدا شد و حکومت تلاش کرد قتل او را خودکشی اعلام کند.
علیرضا سرلک دارای دو فرزند است و بازداشت او با ضرب و شتم و در حضور فرزندانش انجام شد.
این زندانی سیاسی همچنان از هنگام بازداشت در سلول انفرادی نگهداری میشود. او پیش از بازداشت به اطرافیان خود گفته بود به صورت غیرمستقیم پیام تهدید و بازداشت دریافت کرده است.
اعتراضها به قتل حکومتی سرلک
خانواده سرلک پس از پیدا شدن پیکر بیجان امید، از کشتهشدنش گفتند اما مقامها و رسانههای حکومت این مورد را «خودکشی» پس از «شکست عشقی» اعلام کردند.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد شرایط نشاندهنده «دخالت رژیم ایران در مرگ سرلک» است.
پس از آن، شمار زیادی از مخاطبان ایراناینترنشنال با ارسال ویدیوهایی از مشارکت خود در کارزار اعتراض به جمهوری اسلامی و همدلی با خانواده سرلک گزارش دادند و در اقدامی مشابه کنش اعتراضی او، عکسهای خامنهای را آتش زدند.
در ادامه، حسابهای نزدیک به حکومت نیز کارزاری هماهنگ در شبکههای اجتماعی به راه انداختند تا با بازسازی چهره رهبر جمهوری اسلامی بر اتهام «قتل حکومتی» سرلک سرپوش بگذارند.
برخورد با فعالان مدنی و کاربران شبکههای اجتماعی
پس از اعتراضها به قتل حکومتی سرلک، شماری از فعالان مدنی و کاربران شبکههای اجتماعی به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی احضار و تهدید شدند.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال از شهرهای مختلف از جمله ارومیه، اصفهان، بندرعباس، تهران، دهدشت، ساری، سنندج، تکاب و کیش حاکی است که این اقدامات امنیتی بهصورت همزمان در نقاط مختلف کشور انجام گرفته است.
بنا بر اطلاعات دریافتی در پنجشنبه ۱۵ آبان، تعدادی از کاربرانی که در شبکههای اجتماعی درباره سرلک استوری یا پست منتشر کرده بودند، از سوی پلیس فتا تهدید به حذف محتوا و «اقدام قضایی» شدهاند.
منابع محلی گفتهاند بیشتر افراد احضار شده در بازه سنی ۱۹ سال به بالا بودهاند که برخی از آنها احضاریه دریافت کرده یا با تماسهای تلفنی مواجه شدهاند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در آستانه ششمین سالگرد اعتراضات خونین آبان ۹۸ و در نودوچهارمین هفته فعالیت خود، با پیوستن بند مردان زندان زاهدان، به ۵۴ زندان در سراسر ایران گسترش یافت.
این کارزار در بیانیهای که سهشنبه ۲۰ آبان منتشر شد، نوشت: «در آستانه سالگرد خیزش آبان ۹۸، با گرامیداشت یاد جانباختگانی که توسط حکومت مستبد به خاک و خون کشیده شدند آغاز میکنیم.»
در این بیانیه آمده است: «از زمان روی کار آمدن دیکتاتوری ولایت فقیه در بهمن ۵۷ تا قیام آبان ۹۸، از آبان ۹۸ تا خیزش سراسری ۱۴۰۱ و تا امروز، مردم ایران در مسیر پرهزینه آزادی و کرامت انسانی گام برداشتهاند. دههها سرکوب، تبعیض و کشتار، نتوانسته اراده مردم به رهایی و آزادی را خاموش کند.»
امضاکنندگان بیانیه با اشاره به تایید حکم اعدام برای رضا عبدالی، زندانی سیاسی در دیوان عالی کشور، اعلام کردند خواهان لغو فوری این حکم و توقف چرخه اعدام در زندانهای ایران هستند.
آنها همچنین به انتقال احسان افرشته (افرشته) و مهدی فرید، دو زندانی محکوم به اعدام به مکان نامعلومی پرداختند و اعلام کردند اگر چه زندانیان سیاسی کوشیدند مانع این انتقال شوند اما بیم آن میرود احکام این زندانیان اجرا شود.
ایراناینترنشنال ۱۹ آبان گزارش داد بیش از ۲۰۰ زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین به انتقال همراه با ضربوشتم افرشته و تعداد دیگری از همبندیهایش از جمله فرید و پناهی به مکان نامعلوم، اعتراض کردند.
همزمان، سایت حقوق بشری هرانا گزارش داد در جریان انتقال افرشته به مکان نامعلوم، یکی از زندانیان دچار تشنج شد و ماموران با خشونت او را به بهداری منتقل کردند.
درد بیپایان جامعه
کارزار سهشنبههای نه به اعدام در بیانیه خود به افزایش موارد خودسوزی در میان اقشار آسیبپذیر جامعه اشاره کرد و آن را نتیجه مستقیم «فشار، تحقیر و سرکوب» دانست.
نام کوروش خیری، راننده اخراجی اداره آموزش و پرورش خرمآباد که در اعتراض به اخراج از کار خودسوزی کرد و احمد بالدی، دانشجوی ۲۰ ساله در اهواز که پس از تخریب دکه اغذیهفروشی خانوادهاش به دست شهرداری خودسوزی کرد و جان باخت، در این بیانیه آمده است.
مجاهد بالدی، پدر احمد بالدی، در گفتوگو با روزنامه هممیهن اشاره کرد ماموران شهرداری احمد را هنگام خودسوزی تحریک کرده بودند: «یکی گفت فندک بدهم؟ کبریت بدهم؟»
بیانیه منتشرشده این دو واقعه را نمونههایی از «فریاد بیصدای مردمی دانست که جز جان خویش، چیزی برای اعتراض ندارند».
در سالهای گذشته موارد بسیاری از اقدام به خودسوزی و خودکشی کارگران در ایران بهدلیل اخراج، شرایط سخت کاری، تاخیر در پرداخت یا عدم پرداخت دستمزد، و سایر مسائل گزارش شده است.
موج اعدامها؛ عادیسازی مرگ در ایران
زندانیان عضو کارزار سهشنبههای نه به اعدام، از افزایش شتابزده اعدامها در ماههای اخیر انتقاد کردند و آن را نشانه «دیوانهوار شدن ماشین مرگ حکومتی» دانستند.
بهگفته امضاکنندگان این بیانیه، از ابتدای آبانماه تاکنون ۱۶۵ نفر در ایران اعدام شدهاند؛ تنها در هفته گذشته ۷۲ نفر و در دو روز ۱۲ و ۱۳ آبان، ۲۹ نفر جان خود را از دست دادهاند.
هرانا ۱۷ مهرماه در گزارشی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام خبر داد در یک سال گذشته (۱۹ مهر ۱۴۰۳ تا ۱۶ مهر ۱۴۰۴) دستکم هزار و ۵۳۷ نفر در ایران اعدام شدند.
بیانیه این هفته کارزار تاکید کرده که هیچ حکومتی با اعدام نمیتواند صدای عدالت و آزادی را خاموش کند.
امضاکنندگان این بیانیه از همه وجدانهای بیدار خواسته تا فریاد «نه به اعدام» را در هر شهر و خیابان بلند کنند.
اعتصاب غذای زندانیان عضو کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از نهم بهمن ۱۴۰۲ با درخواست توقف صدور و اجرای احکام اعدام آغاز شد و در نودوچهارمین هفته آن زندانیان محبوس در ۵۴ زندان سراسر ایران دست به اعتصاب غذا زدند.
مسعود پزشکیان در سخنرانی خود در صحن علنی مجلس شورای اسلامی گفت در جریان جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی با اسرائیل، او نگران آسیبدیدن علی خامنهای بوده است چرا که باور داشته در صورت کشتهشدن «رهبری» در حمله اسرائیل، در داخل حکومت درگیری درست میشد و دیگر نیازی به حمله اسرائیل نبود.
پزشکیان در سخنرانی سهشنبه ۲۰ آبان خود در جلسه علنی مجلس برای «بررسی میزان اجرای برنامه هفتم توسعه و پیشرفت کشور در سال نخست»، با اشاره به این موضوع تاکید کرد: «در جنگ ۱۲ روزه هیچ ترسی از اینکه چه اتفاقی رخ بدهد نداشتم اما واهمه داشتم خدایی نکرده اتفاقی برای رهبری رخ بدهد. آنوقت ما با همدیگر دعوا میکنیم و اصلا لازم نیست اسرائیل بیاید.»
او افزود: «ستون خیمه انقلاب، رهبری است. ما میتوانیم با هم اختلاف داشته باشیم اما کسی هست که درباره اختلافات میگوید این نه یا آن نه. تمام شد و رفت.»
به گفته پزشکیان، جامعه سیاسی ایران هنوز «گفتوگو با همدیگر را خوب یاد نگرفته» و بهجای بحث، بهراحتی یکدیگر را محکوم و متهم میکنند.
او گفت در چنین شرایطی وجود رهبر جمهوری اسلامی عامل اصلی جلوگیری از شکاف و بحران داخلی است.
پزشکیان همچنین گفت همه دیدگاههای او در نهایت ذیل همان چارچوبی تعریف میشود که رهبر جمهوری اسلامی ترسیم کرده که هدف آن «الگو شدن» جمهوری اسلامی است.
در ماههای گذشته شماری از مقامهای اسرائیل در اظهار نظرهای مختلف، رهبر جمهوری اسلامی را به مرگ تهدید کردهاند.
۱۵ آبان، روزنامه اسرائیلهیوم در تحلیلی درباره تهدید جمهوری اسلامی علیه اسرائیل نوشت گزینه کشتن خامنهای در جنگ ۱۲ روزه انجام نشد اما همچنان ممکن است.
در پی تهدیدهای اسرائیل به کشتن رهبر جمهوری اسلامی، خامنهای در پیامی از مخفیگاه که سوم مهرماه در رسانههای ایران منتشر شد، بر ادامه نبرد تا مرگ تاکید کرد و «شهادت» را پاداش «مجاهدت» خواند.
شبکه ۱۳ اسرائیل، ۲۴ شهریور گزارش داد در جلسهای که شامگاه ۲۲ خرداد با حضور مقامهای دولتی و نظامی اسرائیل برگزار شد، یافتن فرصتی برای کشتن خامنهای و بیثبات کردن جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار گرفته بود.
بر اساس این گزارش، بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی این کشور، در جلسهای گفته که باید «رهبر را پیدا کرد».
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع، نیز تایید کرده اسرائیل در پی تحقق چنین هدفی بوده اما «فرصت مناسب» به دست نیامده است.
کشتن خامنهای محتمل است
۱۸ شهریور، حمزه صفوی، فرزند یحیی رحیمصفوی، مشاور عالی و دستیار نظامی خامنهای، ترور رهبر جمهوری اسلامی را محتمل دانست و گفت حکومت باید برای اقدامات اسرائیل آماده باشد.
وبسایت بصیرت، وابسته به معاونت سیاسی سپاه پاسداران، ۲۶ مرداد در تحلیلی درباره جنگ ۱۲ روزه نوشت که اسرائیل و آمریکا بهدنبال کشتن خامنهای هستند.
وزیر دفاع اسرائیل هم ششم مرداد در سخنانی تهدیدآمیز خطاب به خامنهای هشدار داد که در صورت تداوم تهدیدات جمهوری اسلامی، دستهای اسرائیل، حتی به شخص او هم خواهد رسید.
کاتز پس از حملات موشکی سپاه پاسداران به مناطق مسکونی تلآویو نیز اعلام کرده بود خامنهای با این اقدامات دیگر نمیتواند زنده بماند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ۲۶ خرداد درباره احتمال هدف قرار دادن رهبر جمهوری اسلامی به ایراناینترنشنال گفت: «وارد جزییات نمیشوم تا همه چیز باز باقی بماند.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا نیز ۲۷ خرداد اعلام کرد از محل اختفای خامنهای آگاه است اما «فعلا» قصد کشتن او را ندارد.
او در پستی در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت: «ما کاملا مطلعیم که بهاصطلاح "رهبر عالی" کجا پنهان شده؛ او هدفی آسان است، اما در محل فعلیاش در امان است. دستکم فعلا قصد حذف او را نداریم.»