• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

کوزوو ۱۹۹۹؛ چرا بسیاری از مردم این سرزمین بمباران ناتو را آغاز آزادی می‌دانستند؟

نعیمه دوستدار

روزنامه‌نگار

۲۲ اسفند ۱۴۰۴، ۱۲:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)

زن و شوهر آلبانیایی‌تبار همسایه ما، گوش‌شان به اخبار ایران تیز است. با هر تحولی با ما ابراز همدردی می‌کنند و جمله همیشگی‌شان این است: «ما شما را می‌فهمیم.»

این بار وقتی جنگ آغاز شد، پیام دادند: «می‌دانیم روزهای سختی را می‌گذرانید. وقتی ناتو به صربستان حمله کرد، ما هم همین احساسات را داشتیم.»

حرف‌های آن‌ها باعث شد یک بار دیگر حوادث بالکان را مرور کنم.

بهار ۱۹۹۹، وقتی نخستین موج هواپیماهای ناتو آسمان بالکان را شکافت، بسیاری از مردم اروپا تصور نمی‌کردند در قلب این قاره، تنها چند سال پس از پایان جنگ‌های یوگسلاوی (۱۹۹۱-۱۹۹۲)، دوباره جنگی تازه آغاز شود. اما برای مردم کوزوو، جنگ مدت‌ها پیش شروع شده بود؛ نه با هواپیماها، بلکه با ایست‌های بازرسی، اخراج از خانه‌ها، مدارس بسته‌شده و روستاهایی که یکی‌یکی خالی می‌شدند.

برای فهم واکنش مردم به بمباران ناتو، باید از همان نقطه شروع کرد: از تجربه روزمره مردمی که سال‌ها زیر فشار زندگی کرده بودند و ناگهان صدای جنگی را شنیدند که از آسمان می‌آمد.

پیش از بمباران؛ زندگی زیر سایه سرکوب

کوزوو در دهه ۱۹۹۰ یکی از پرتنش‌ترین مناطق بالکان بود. پس از فروپاشی یوگسلاوی، دولت صربستان تحت رهبری اسلوبودان میلوشویچ کنترل مستقیم این استان را در دست گرفت. در این منطقه، اکثریت جمعیت را آلبانیایی‌ها تشکیل می‌دادند؛ مردمی که زبان، هویت و تجربه تاریخی متفاوتی با صرب‌ها داشتند.

در سال‌های پیش از جنگ، بسیاری از آلبانیایی‌های کوزوو می‌گفتند زندگی‌شان به تدریج از عرصه عمومی حذف شده است. مدارس آلبانیایی بسته شد، کارکنان آلبانیایی از ادارات اخراج شدند و حضور نیروهای امنیتی افزایش یافت.

در پاسخ، بخشی از جامعه آلبانیایی به مقاومت مدنی روی آورد و بخشی دیگر به مبارزه مسلحانه در قالب گروهی به نام ارتش آزادی‌بخش کوزوو.

در سال‌های ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ درگیری میان این نیروها و ارتش یوگسلاوی شدت گرفت. گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری و خبرنگاران بین‌المللی از تخریب روستاها، اخراج گسترده غیرنظامیان و فرار ده‌ها هزار نفر خبر می‌داد.

در همین فضای بحرانی بود که جهان بیرون به تدریج توجه بیشتری به کوزوو نشان داد.

آغاز بمباران؛ جنگی که از آسمان آمد

در مارس ۱۹۹۹، پس از شکست مذاکرات صلح در فرانسه، ناتو تصمیم گرفت علیه یوگسلاوی عملیات هوایی آغاز کند.

در شب ۲۴ مارس، صدای نخستین انفجارها در بلگراد و چند شهر دیگر شنیده شد.

در صربستان، بسیاری از مردم این حمله را به‌عنوان «تجاوز خارجی» می‌دیدند. اما در کوزوو، واکنش‌ها بسیار پیچیده‌تر و در بسیاری موارد کاملا متفاوت بود.

برای بسیاری از آلبانیایی‌های کوزوو، جنگ از قبل آغاز شده بود؛ بمباران ناتو فقط مرحله‌ای تازه در همان بحران بود.

واکنش مردم کوزوو؛ امیدی در دل ترس

در روزهای نخست حملات، بسیاری از آلبانیایی‌های کوزوو در حال فرار بودند. ستون‌های طولانی از خانواده‌ها در جاده‌ها دیده می‌شدند: مردانی که چمدان به دست داشتند، زنانی که کودکان را بغل گرفته بودند و پیرمردان و پیرزنانی که آرام و خسته، پشت سر جمعیت راه می‌رفتند.

در اردوگاه‌های پناهجویان در آلبانی و مقدونیه، خبرنگاران با صدها نفر از این آوارگان صحبت کردند. در بسیاری از این گفت‌وگوها، احساس غالب ترکیبی از ترس و امید بود.

یک مرد جوان از شهر پریزرن که خانواده‌اش را در مسیر فرار از دست داده بود، به خبرنگار بی‌بی‌سی گفت: «ما از هواپیماها می‌ترسیم، اما از سربازانی که خانه‌های ما را آتش زدند بیشتر می‌ترسیم.»

در اردوگاهی نزدیک مرز مقدونیه، زنی که سه روز در راه بود تا از کوزوو خارج شود، در حالی که کودک خردسالش را در آغوش داشت، به خبرنگار دیگری گفت: «وقتی شنیدیم ناتو حمله کرده، فکر کردیم شاید بالاخره کسی آمده تا این وضع را متوقف کند.»

برای بسیاری از آلبانیایی‌های کوزوو، بمباران ناتو به معنای پایان فوری رنج نبود، اما نشانه‌ای بود که جهان بیرون بالاخره بحران را جدی گرفته است.

یکی از معلمان کوزوویی که بعدها درباره آن روزها صحبت کرد، گفت: «ما نمی‌خواستیم جنگ باشد. اما وقتی جنگ شروع شد، احساس کردیم شاید تنها راهی باشد که این وضعیت تغییر کند.»

در بسیاری از روایت‌های ثبت‌شده از آن زمان، مردم می‌گویند که شب‌ها صدای هواپیماهای ناتو را می‌شنیدند و در دل دعا می‌کردند که حملات بتواند نیروهای صرب را عقب براند.

در اردوگاه‌های پناهجویان، خبر هر حمله با دقت دنبال می‌شد. گاهی وقتی خبر می‌رسید که پایگاه نظامی یا ستون زرهی هدف قرار گرفته، بعضی از پناهجویان با احتیاط ابراز امیدواری می‌کردند.

اما حتی در میان کسانی که از حملات استقبال می‌کردند نیز نگرانی وجود داشت.

بسیاری از مردم می‌ترسیدند بمباران‌ها باعث تشدید خشونت در زمین شود.

یکی از پناهجویان به خبرنگار گاردین گفته بود: «ما امیدواریم که این جنگ زود تمام شود. اگر طولانی شود، همه چیز برای همه بدتر خواهد شد.»

100%

زندگی در صربستان؛ زیر آسمانی پر از آژیر

در همان زمان، در شهرهای صربستان روایت دیگری در جریان بود.

در بلگراد، مردم شب‌ها با صدای آژیر به پناهگاه‌ها می‌رفتند. پل‌ها، کارخانه‌ها و پایگاه‌های نظامی هدف حمله قرار می‌گرفتند و شهروندان نمی‌دانستند انفجار بعدی کجا رخ خواهد داد.

در روزهای نخست جنگ، نوعی همبستگی ملی شکل گرفت. مردم روی پل‌های شهر جمع می‌شدند و زنجیره‌های انسانی تشکیل می‌دادند تا نشان دهند که از کشورشان دفاع می‌کنند.

در یکی از شب‌های بمباران، گروهی از دانشجویان در بلگراد روی پلی در کنار رود دانوب جمع شدند. یکی از آن‌ها به خبرنگاری گفت: «ما می‌دانیم که اینجا خطرناک است، اما نمی‌خواهیم شهرمان را تنها بگذاریم.»

با گذشت هفته‌ها، خستگی و اضطراب در میان بسیاری از شهروندان افزایش یافت. برق قطع می‌شد، کارخانه‌ها تعطیل می‌شدند و صدای انفجارها بخشی از زندگی شبانه شهر شده بود.

یک زن ساکن بلگراد در مصاحبه‌ای گفته بود: «در ابتدا همه خشمگین بودند، اما بعد از مدتی فقط خسته شدیم. هر شب فکر می‌کردیم شاید این آخرین شب آرام باشد.»

روایت‌های متضاد از یک جنگ

جنگ کوزوو نمونه‌ای روشن از این واقعیت است که یک رویداد واحد می‌تواند برای گروه‌های مختلف، معنای کاملا متفاوتی داشته باشد.

برای بسیاری از صرب‌ها، بمباران ناتو نماد تحقیر ملی و دخالت خارجی بود اما برای بسیاری از آلبانیایی‌های کوزوو، همان بمباران‌ها نشانه‌ای از امید به پایان سرکوب تلقی می‌شد.

در خاطراتی که بعدها از آن دوره منتشر شد، این تضاد بارها تکرار شده است.

یک پناهجوی کوزوویی نوشته است: «ما از جنگ متنفر بودیم، اما اگر آن جنگ نبود شاید هنوز هم در همان ترس زندگی می‌کردیم.»

در سوی دیگر، یک شهروند صرب در خاطراتش نوشته: «برای ما این جنگ نه آزادی بود و نه عدالت. فقط بمباران بود.»

پایان جنگ

پس از ۷۸ روز بمباران، دولت یوگسلاوی سرانجام پذیرفت نیروهای خود را از کوزوو خارج کند و نیروهای بین‌المللی در این منطقه مستقر شوند.

برای بسیاری از آلبانیایی‌های کوزوو، پایان جنگ به معنای بازگشت به خانه‌هایی بود که اغلب ویران شده بودند. برای بسیاری از صرب‌ها نیز جنگ یادآور دوره‌ای از تحقیر و بحران ملی باقی ماند.

اما در حافظه مردم کوزوو، آن بهار هنوز با صدای هواپیماها و امیدی که در دل برخی از پناهجویان شکل گرفته بود، به یاد آورده می‌شود.

یکی از شاهدان عینی که سال‌ها بعد درباره آن روزها صحبت کرده، جمله‌ای گفته است که شاید بهترین توصیف آن تجربه باشد: «ما با جنگ نمی‌خواستیم نجات پیدا کنیم. ما فقط می‌خواستیم کسی ببیند چه بر سر ما آمده است.»

Banner

پربازدیدترین‌ها

اکسیوس به نقل از فرمانده سنتکام: حملات به جنوب ایران به اوج اثربخشی رسیده بود
۱

اکسیوس به نقل از فرمانده سنتکام: حملات به جنوب ایران به اوج اثربخشی رسیده بود

۲

اعتصاب غذای زندانیان محکوم به اعدام در زندان قزل‌حصار وارد سومین هفته شد

۳

ایرانیان ده‌ها شهر جهان در سالروز درگذشت شاهان پهلوی تجمع کردند

۴

ترامپ کمبود مهمات آمریکا را رد کرد و تهدیدهایش علیه ایران را ادامه داد

۵

صف آرژانتینی‌ها برای چاپ شعار جنجالی «مالویناس متعلق به آرژانتین است»

انتخاب سردبیر

  • شهروندان اعدام دو معترض دی‌ماه در خیابان‌های اصفهان را «جنایت علیه بشریت» خواندند

    شهروندان اعدام دو معترض دی‌ماه در خیابان‌های اصفهان را «جنایت علیه بشریت» خواندند

  • جمهوری اسلامی دو تن دیگر از معترضان دی‌ماه را در اصفهان اعدام کرد

    جمهوری اسلامی دو تن دیگر از معترضان دی‌ماه را در اصفهان اعدام کرد

  • فرمانده حشد شعبی: شبه‌نظامیان عراقی برای مقابله با حمله زمینی آمریکا در ایران حضور دارند
    اختصاصی

    فرمانده حشد شعبی: شبه‌نظامیان عراقی برای مقابله با حمله زمینی آمریکا در ایران حضور دارند

  • افزایش درخواست تقسیط خدمات درمانی به‌دنبال تشدید بحران اقتصادی

    افزایش درخواست تقسیط خدمات درمانی به‌دنبال تشدید بحران اقتصادی

  • بحران جدی کمبود دارو در ایران و اعلام آمادگی کامل برای تامین نیاز دارویی زائران اربعین

    بحران جدی کمبود دارو در ایران و اعلام آمادگی کامل برای تامین نیاز دارویی زائران اربعین

  • وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

    وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.