دهها فعال سیاسی و مدنی از نسیم سیمیاری، زندانی سیاسی، خواستند اعتصاب غذایش را بشکند
بیش از ۷۰ فعال مدنی و زندانی سیاسی پیشین در نامهای به نسیم سیمیاری، زندانی سیاسی و از بازداشتشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، از او خواستند به اعتصاب غذایش پایان دهد. سیمیاری از ۱۱ روز پیش در اعتراض به ادامه حبس همبندیاش فریبا کمالآبادی، زندانی بهائی، در اعتصاب غذاست.
امضاکنندگان این نامه با تاکید بر ارزش تصمیم سیمیاری برای همبستگی با زندانیان عقیدتی اعلام کردند: «ما به خوبی میدانیم که تصمیم به اعتصاب غذا، تصمیمی آسان و بیهزینه نیست. تصمیمی است که از عمق وجدان و مسئولیتپذیری تو در برابر رنج دیگری برمیخیزد. همچنین آگاهیم که اعتصاب تو برای دفاع از حق فریبا کمالآبادی و جلوگیری از تداوم ستم بر او صورت گرفته است.»
آنها با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی سیمیاری از او خواستند سلامت خود را حفظ کند: «با توجه به جسم آزادهات که رنجهای بسیار را پشت سر گذاشته و برای روزهای پیش رو در این مبارزه جمعی همچنان به نیروی تو نیازمندیم، از تو میخواهیم فعلا به اعتصاب غذای خود پایان دهی. بدنت همانقدر ارزشمند و شریف است که آرمانت؛ مراقبت از آن، بخشی از ادامه همان مبارزه است.»
پیش از این و در ۲۸ مهر نیز زنان زندانی سیاسی در بند زنان زندان اوین با انتشار نامهای از سیمیاری خواستند به اعتصاب خود پایان دهد و تاکید کردند «فریاد حقخواهیاش شنیده شده» است.
آنها در این نامه خطاب به همبندی خود نوشته بودند که او با به خطر انداختن جان خود، میکوشد صدای این بیعدالتی را به گوش همگان برساند.
۷۶ فعال مدنی و سیاسی در بخش دیگری از نامه خود بر ادامه پیگیری جمعی برای آزادی کمالآبادی (خواسته سیمیاری) تاکید کرده و نوشتند: «به نظر میرسد روندی آغاز شده و مطالبه تو و همه ما، یعنی آزادی فریبا کمالآبادی، در مسیر پیگیری قرار گرفته است و انتظار میرود در آینده بیش از این شاهد کارشکنی در این پرونده نباشیم.»
آنها خطاب به سیمیاری نوشتند: «ما در کنار تو هستیم؛ در پیگیری آزادی بیقید و شرط فریبا کمالآبادی و در هر قدمی که برای عدالت برداشته میشود. صدای تو و معنای عملت در ما جاریست.»
در میان امضاکنندگان این نامه، نام چهرههایی چون نرگس محمدی، سپیده قلیان، مهدی محمودیان، الهه محمدی، کیوان مهتدی، ناهید تقوی، ژیلا بنییعقوب، فرهاد میثمی، عالیه مطلبزاده، سعیده شفیعی، کوروش زعیم، خشایار سفیدی و نسرین روشن به چشم میخورد.
نسیم غلامی سیمیاری، اردیبهشت ۱۴۰۲ بهدست ماموران اطلاعات سپاه پاسداران در یکی از خیابانهای تهران بازداشت و مدتی بعد در دادگاه انقلاب تهران به شش سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و ۲۰ سال تبعید به شهرستان انگوران استان زنجان محکوم شد.
این معترض زندانی ۲۰ مهرماه در یادداشتی از زندان اوین اعلام کرد در حمایت از کمالآبادی و با درخواست آزادی او اعتصاب غذا کرده است.
سیمیاری در یادداشت خود نوشت در حالی که هفت سال از حبس کمالآبادی باقی مانده، از طرف وکیل مطلع شده قرار است آزاد شود و ۱۹ مهر خبر آزادیاش از جانب نماینده نهاد قوه قضاییه اعلام و قرار شد در یک هفته به بند ارسال شود.
او افزود: «گفتند آماده رفتن باشد اما فاصله شادی فریبا، خانواده، وکلایش و بند زنان تا رنج ماندنش در زندان فقط چند روز بود. خبر آمد که آزادیاش منتفی شده است.»
کمالآبادی همراه با مهوش شهریاری ثابت، یکی دیگر از اعضای سابق مدیران جامعه بهائی ایران موسوم به «یاران ایران»، سال ۱۳۹۶ و پس از پایان دوره محکومیت ۱۰ ساله از زندان آزاد شدند اما بار دیگر در مردادماه ۱۴۰۱ بازداشت و پس از تحمل ماهها انفرادی، مجددا به ۱۰ سال زندان محکوم شدند.
وکیل خانواده سام زراعی، دانشآموز ۱۲ سالهای که در شیراز جان خود را از دست داد، اعلام کرد تصاویر دوربینهای مداربسته مدرسه و روایتهای همکلاسیها نشان میدهد او پیش از خودکشی، تحت فشار روانی شدید قرار داشت و از سوی ناظم مدرسه مورد توهین و تهدید کلامی قرار گرفته بود.
به توصیه کارشناسان اگر با کسی یا کسانی روبهرو میشوید که از جملهها و عبارتهایی نشاندهنده افسردگی یا تمایل به پایان زندگی استفاده میکنند، از آنان بخواهید با پزشک متخصص معتمد، نهادهایی که در این زمینه فعالیت میکنند یا فردی مورد اعتماد درباره نگرانیهایشان صحبت کنند. اگر به خودکشی فکر میکنید، در ایران با اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید.
روزنامه هممیهن چهارشنبه ۳۰ مهر در گزارشی به بررسی جزئیات مرگ این دانشآموز پرداخت و نوشت خانواده او از آموزش و پرورش، ناظم، مدیر و معلم مدرسه شکایت کردهاند.
بر اساس این گزارش، خانوادههای دیگر دانشآموزان مدرسه نیز توهین و تحقیر کلامی از سوی کادر مدرسه را تایید کردهاند.
خبر جان باختن این کودک ۲۸ مهر در رسانههای اجتماعی منتشر و اعلام شد دلیل خودکشی او وارد آمدن فشارهای روحی و روانی از سوی مسئولان مدرسه بوده است.
آموزش و پرورش ۲۸ مهر تنبیه بدنی در مدرسه را «موضوعی تاییدنشده» خواند. در ادامه، علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، شکایت خانواده سام در مراجع قضایی را تایید کرد و گفت دستگاه قضایی در حال پیگیری این موضوع است: «ابعاد قضیه بررسی میشود و هر نتیجهای که حاصل شود، اعلام خواهد شد.»
هممیهن با اشاره به اینکه خبر فوت زراعی دو هفته پیش از سوی خانواده به آنها اطلاع داده شد، با استناد به صحبتهای وکیل پرونده، بازبینی تصاویر دوربینهای مداربسته و روایت همکلاسیهای این دانشآموز نوشت ۱۲ مهرماه برگهای با متن کودکانه در کلاس نقاشی پایه ششم بین دانشآموزان دستبهدست شد و معلم آن را به معاون و مدیر رساند.
به گزارش این روزنامه، پس از آن، برخوردهای تند و توهینآمیز ناظم آغاز شد و سام برای حدود ۹۰ دقیقه در دفتر مدیر تحت فشار روانی قرار گرفت.
وکیل پرونده در مصاحبه با هممیهن گفت فیلمهای دوربین مدرسه نشان میدهد سام مضطرب بوده، مدام راه میرفته و رفتاری التماسآمیز با ناظم داشته است؛ تصویری که در آن ناظم چندینبار دانشآموزان را از کلاس بیرون میکشد و به تهدیدهای کلامی ادامه میدهد.
طبق این گزارش، پس از بازگشت سام به خانه، اضطراب او ادامه داشت و در ساعتهای بعدی همان روز، ناظم طی چند تماس با پدرش اعلام کرده که «سام حق ندارد فردا به مدرسه بازگردد و پدر باید به مدرسه مراجعه کند».
وکیل پرونده افزود سام بعد از تمام شدن تماس تلفنی ناظم و پدرش خودکشی کرد و در نهایت بهدلیل خونریزی شدید مغزی، جان خود را از دست داد و قرنیه چشمش نیز اهدا شد.
او جو ایجادشده، بهویژه تماسهای خارج از ساعت معمول مدرسه، را زمینهساز رعب و اضطراب کودک دانست و این رخداد را پیامد نظام آموزشی تنبیهمحور، فقدان رویکرد روانشناختی و تربیتی، واکنش مکانیکی و سریع برای یافتن مقصر و نبود مشاور حرفهای و سازوکارهای حفاظتی در مدرسه عنوان کرد.
موارد مشابه
از آغاز سال تحصیلی جدید، چندین گزارش درباره مرگهای مشکوک و تنبیه بدنی منجر به مرگ دانشآموزان در سراسر ایران منتشر شده است.
یکی از آخرین نمونهها زهرا گلمکانی، دانشآموز ۱۰ ساله در مشهد، بود که ۲۱ مهر بهدلیل آنچه «ایست قلبی» سر کلاس درس عنوان شد، جان باخت.
خبرگزاری تسنیم همان روز گزارش داد در یکی از مدارس استان قزوین، برخورد خشونتآمیز مدیر مدرسه با دو دانشآموز پایه هشتم، به پاره شدن پرده گوش و شکستگی بینی یکی از آنان منجر شده است.
رسانههای ایران ۱۵ مهر نیز گزارشهایی از مرگ مبهم نوجوانی ۱۵ ساله به نام طاها نجاتی در آمل دادند و احتمال خودکشی این دانشآموز پایه نهم را در پی درگیری با مسئولان مدرسه مطرح کردند.
جامعه جهانی بهائی با صدور بیانیهای نسبت به موج جدید برخوردهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با شهروندان بهائی در ایران واکنش نشان داد و این امر را بیانگر تشدید چشمگیر سرکوب سازمانیافته علیه بهائیان توصیف کرد.
در این بیانیه آمده است موج سرکوب با هدف ایجاد رعب و اعمال فشار اقتصادی از طریق سلب معیشت و نقض حقوق بنیادین شهروندی انجام میشود.
این سازمان مستقر در ژنو از جامعه بینالمللی، رسانهها، مدافعان حقوق بشر و تمامی وجدانهای بیدار خواست با واکنش جدی، جمهوری اسلامی را به توقف فوری نقض سیستماتیک حقوق بهائیان و سایر شهروندان وادار کنند.
موج تازه برخورد با شهروندان بهائی از صبح ۲۸ مهرماه آغاز شد و طی آن، ماموران امنیتی بهطور هماهنگ به خانه و محل کار تعدادی از شهروندان بهائی در شهرهای مختلف کشور یورش بردند.
ایراناینترنشنال همان روز گزارش داد در جریان این حملهها، خانههای گروهی از شهروندان بهائی تفتیش و تعدادی از آنها نیز بازداشت شدند.
جامعه جهانی بهائی در خصوص ابعاد موج تازه سرکوب علیه بهائیان در ایران نوشت نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ۲۸ مهرماه عملیات گسترده و هماهنگی را علیه بهائیان در دستکم شش استان کشور شامل سیستان و بلوچستان، سمنان، مازندران، فارس، اصفهان و تهران به اجرا گذاشتند.
بر اساس این گزارش، در این حملهها، خانهها و محلهای کار ۲۲ شهروند بهائی مورد تفتیش قرار گرفت و ماموران امنیتی وسایل شخصی و تجهیزات الکترونیکی آنها را ضبط کردند.
ماموران همچنین محلهای کار این شهروندان بهائی را پلمب کرده و پس از تهدید و بازجویی از آنها، تعدادی را بازداشت و به مکانهای نامعلوم منتقل کردند.
سایت حقوق بشری هرانا گزارش داد فهیم آگاهی، متین آگاهی، هنگامه شریفی و فواد عبدالغفاری در تهران، ادیب رحمانی در ساری، ارمغان عنایتی در سمنان و نگار میثاقیان و شکیب فرزان در شیراز بازداشت شدند.
منازل این شهروندان بهائی نیز مورد تفتیش نیروهای امنیتی قرار گرفت.
نورا نوزدهی و نبیل اشرف
نیروهای امنیتی همچنین خانههای سامان اسلامی در زاهدان و آرونا کوثری، شبنم چابکسوار، نورا نوزدهی و نبیل اشرف در تهران را تفتیش و برخی تجهیزات الکترونیکی، دستگاههای ارتباطی، کتابها و اموال شخصی آنان را ضبط کردند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که پنج مامور وزارت اطلاعات بدون ارائه حکم رسمی به منزل نورا نوزدهی در تهران یورش بردند و در حضور کودک خردسال او، خانه را تفتیش کرده و طلا، ارز، لپتاپ، موبایل، کتابها و عکسهای مذهبی متعلق به او و همسرش نبیل اشرف را ضبط کردند.
ایراناینترنشنال ۲۸ مهرماه گزارش داد ماموران امنیتی با حمله به منزل نگار میثاقیان و محبوب حبیبی، زوج بهائی در شیراز، میثاقیان را بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز موسوم به پلاک ۱۰۰ منتقل کردند.
به حبیبی نیز گفته شده باید تا ساعت دو ظهر ۲۸ مهر خود را به پلاک ۱۰۰ شیراز معرفی کند. فرزند ۳.۵ ساله این زوج نزد بستگانشان نگهداری میشود.
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ بهطور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند. فشارهای جمهوری اسلامی بر بهائیان در ایران طی ماههای گذشته شدت گرفته است.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، ۲۹ مهرماه در تازهترین گزارش خود به مجمع عمومی، از بازداشت و تبعیض علیه بهائیان، کردها، بلوچها و عربها در ایران خبر داد و نوشت پس از جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، این سرکوبها تشدید شده است.
گوترش ۲۰ شهریور نیز آزار و سرکوب بهائیان در ایران را از جدیترین نگرانیهای حقوق بشری دانست و نسبت به ماهیت «دیرینه و سیستماتیک» این سیاست در زمینه سرکوب مذهبی که نیاز به توجه فوری جامعه بینالمللی دارد، هشدار داد.
جامعه جهانی بهائی دوم مهرماه در بیانیهای با اشاره به وعدههای مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، برای احترام به حقوق تمامی اقلیتهای قومی و دینی در کشور نوشت بهائیان همچنان در ایران هدف آزار و اذیت قرار میگیرند.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند. قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت میشناسد.
وبسایت ژئواستراتژیک مدیا، منتشرکننده تحلیلهای سیاسی و امنیتی، در تحلیلی نوشت که جنگ ۱۲ روزه و حملات اسرائیل نشان داد که اتحاد کشورهای غیرغربی، از جمله روسیه، چین، ایران، کره شمالی و کوبا، همچنان شکننده و فاقد انسجام عملی است.
این تحلیل اشاره کرد حمله اسرائیل به تاسیسات نظامی و هستهای ایران، که از حریم هوایی اردن و عراق انجام شد، ضعف این ائتلاف را آشکار کرد.
در بخشی از این تحلیل نوشته شد نزدیکترین شریک ایران، یعنی روسیه، درگیر جنگ اوکراین است و هیچ هشدار یا کمکی پیش از حمله در اختیار تهران نگذاشت. نویسنده تحلیل پرسید: «چرا روسیه برای تسریع برنامه هستهای ایران کمکی نکرد؟ چرا هیچ هماهنگی اطلاعاتی وجود نداشت؟»
ژئواستراتژیک مدیا اضافه کرد: «چین نیز بهرغم توان نظامی بالا، حمایت محدودی از ایران نشان داده است. پروژه راهآهن مشترک تهران–پکن نشانه رشد روابط اقتصادی است، اما همکاری امنیتی و دفاعی همچنان غایب است.»
علی شمخانی، عضو شورای دفاع و گوینده جمله «حرامزادهها من هنوز زندهام»، در واکنش به انتقادات از فیلم عروسی دخترش، در سخنانی جدید بدون اشاره مستقیم به نقد شهروندان به سبک زندگی، ثروت و ارتباطات مالی فرزندانش، دوباره تلاش کرد این انتقادها را «حمله دشمن به جمهوری اسلامی» تصویر کند.
شمخانی در سخنانی تازه که چهارشنبه ۳۰ مهر منتشر شد، با تکرار تلویحی موضع قبلی مبنی بر اینکه تلاش برای پرسشگری از او و انتقادات به زندگی خود و فرزندانش «حمله به حکومت و زیر سوال بردن اصل جمهوری اسلامی» است، گفت به جریانات داخلی توصیه میکند «تحت ولایت» رهبر جمهوری اسلامی، متحد باشند.
کار، کار دشمن است
شمخانی در ادامه گفت: «دشمن به دنبال آن است که تکتک ما را گیر بیاورد و اساس کشور را دچار اختلال کند.»
مسعود کاظمی، خبرنگار حوزه سیاسی ساکن آلمان، در این زمینه به ایراناینترنشنال گفت شمخانی بار دیگر با فرار رو به جلو، از پاسخگویی به سوالات و انتقاد شهروندان سر باز زد و نشان داد حق پرسشگری مردم را به رسمیت نمیشناسد.
این روزنامهنگار اظهارات جدید شمخانی را نشانه سعی او برای پنهان شدن پشت حمایت حکومت و رهبر جمهوری اسلامی دانست و گفت این چهره بسیار نزدیک به علی خامنهای میخواهد چنین القا کند که هر کسی به او انتقاد کند «آب به آسیاب دشمن ریخته است».
شمخانی ۲۸ مهر و پس از دو روز زیر ضرب بودن، در واکنش به حواشی ویدیوی مراسم عروسی دخترش به خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گفت: «پاسخم به حواشی اخیر همان محتوای قبل است؛ حرامزادهها، من هنوز زندهام.»
او پیشتر در یک گفتوگو، این عبارت را خطاب به اسرائیل به کار برده بود.
شمخانی این جمله را به فارسی و عبری نیز در حساب ایکس خود منتشر کرد. اقدامی که به نظر میرسد حکایت از تلاشش برای سوار شدن بر روایت گروهی از رسانهها و چهرههای حکومتی دارد که افشای فیلم عروسی دخترش را تلاش اسرائیل و موساد برای «ترور شخصیت» شمخانی بعد از ناموفق بودن حمله اسرائیل در حملات خردادماه دانستهاند.
استفاده از لفظ حرامزاده که ناسزایی با بار مذهبی و از دید فعالان حقوق زنان کلامی جنسیتزده و زنستیزانه است، نتیجه عکس داد. بسیاری از کاربران در رسانههای اجتماعی این کلام و پست را نشانه «وقاحت» شمخانی و توهین به شهروندانی دانستند که او آنان را در ردیف «دشمن» قرار میدهد و از پاسخگویی درباره سبک زندگی غربی، ثروت سرشار و حتی سخنانش درباره نحوه ترور شدنش در حمله اسرائیل در خردادماه، شانه خالی میکند.
با این حال، به نظر میرسد این موضع مشاور خامنهای و نماینده او در شورای دفاع، مورد قبول حلقه اصلی قدرت قرار گرفته و بازتاب داده میشود.
روزنامه کیهان که زیر نظر نماینده خامنهای اداره میشود، ۲۹ مهر در یادداشتی با حمایت همهجانبه از شمخانی، انتشار فیلم عروسی دخترش را «عملیات روانی» دانست با این هدف که: «این پیغام را بدهد که هر کس پای دفاع از کشور بایستد، هدف ترور شخصیت و پردهدری قرار خواهد گرفت.»
موج افشاگری علیه شمخانی
زیر فشار رفتن شمخانی پس از انتشار ویدیوی عروسی دخترش نتیجه دیگری هم داشت و موجی از افشاگری را علیه او به راه انداخت که هنوز در برابر آن سکوت کرده است.
مهرزاد بروجردی، رییس دانشکده علوم انسانی در دانشگاه میزوری با اشاره به ویدیوی عروسی دختر شمخانی، در اینستاگرام نوشت: «با دخترتان کاری ندارم، سخنم با شماست. شما همان کسی هستید که در دی ۱۳۵۷ در اهواز، همراه شریک جرمتان محسن رضایی، پدر من، ملکمحمد بروجردی را ترور کردید.»
او ادامه داد: «بعد از آن ترور و دیگر جنایتها، پلههای قدرت را یکییکی بالا رفتید؛ از فرماندهی سپاه تا وزارت، از دبیری شورای عالی امنیت ملی تا عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام.»
بروجردی در مصاحبه با ایراناینترنشنال تاکید کرد که «گروه تروریستی منصورون» با عضویت شمخانی، در خوزستان قتلهایی انجام دادند که پدر او هم در بینشان بود و ترور همزمان او و یک مهندس آمریکایی در دوم دیماه سال ۱۳۵۷، موجب شد کارکنان خارجی، شرکت نفت ایران را ترک کنند؛ در نتیجه تولید نفت به شدت پایین آمد و انقلابیون برای فلج کردن اقتصاد، ضربه بزرگی به حکومت پهلوی زدند.
مصطفی آلاحمد، نویسنده و فیلمساز ایرانی هم در پستی در صفحه اینستاگرام خود به سوابق شمخانی در سرکوب خونین اعتراضات دی ماه ۹۶، مرداد ۹۷، آبان ۹۸، اعتراضات متروپل و خیزش شهریور ۱۴۰۱ در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی اشاره کرد.
او در همین زمینه گفت: «تا آن جا که من تحقیق کردم با دستور شورای عالی امنیت ملی در زمان دبیری شمخانی در تیرماه ۱۴۰۱ بود که من و محمد رسولاف (کارگردان مطرح سینمای ایران) دستگیر شدیم؛ آن هم بهخاطر بیانیهای که در حمایت از مردم آبادان و در انزجار از حادثه متروپل بود.»
این هنرمند معترض افزود بعدا معلوم شد که موعود شمخانی، برادرزاده علی شمخانی، با شرکت حسین عبدالباقی که ساختمان متروپل را ساخته، در ارتباط بوده است.
آلاحمد نوشت: «موعود شمخانی ۲۷ ساله، متهم فسادهای مختلف در منطقه اروند بوده و خب ما درباره چیزی نظر داده بودیم که برای حضرات گران بود.»
گروهی از تحلیلگران معتقدند شمخانی بهعنوان یکی از چهرههای بسیار نزدیک به خامنهای و از اعضای اصلی حلقه نزدیک به او، از مخمصه و شایعات دیگری که متوجه فساد اقتصادی مربوط به او و خانوادهاش بوده، گذر کرده و بیرون راندن او از حلقه حاکمیت با انتشار این ویدیو و افشاگریهای موجود - هر چند بسیار بر افکار عمومی تاثیرگذار است - کار سادهای نیست.
یک روزنامهنگار ساکن ایران که نخواست نامش فاش شود به ایراناینترنشنال گفت شمخانی به عنوان کسی که نام خود و فرزندانش در پروندههای قاچاق نفت، اسلحه و کشتیرانی به شکل جدی وجود دارد و از تحریمها سود سرشار برده و به عنوان یکی از عوامل اصلی وضع نابسامان سیاسی و اقتصادی موجود کشور، باید پاسخگوی عملکردش باشد.
فرمانده انتظامی هویزه در خوزستان درباره کشتن ذوالفقار شرفی، کودک ششساله، با شلیک مستقیم نیروهای حکومت گفت: «متهم تیراندازی بازداشت شد.» او افزود: «ماموران به خودروی فاقد پلاک برای بررسی دستور ایست دادند و در تعقیب، تیراندازی کردند.»
این مقام حکومت اضافه کرد: «دو کودک مجروح و به بیمارستان منتقل شدند و یک کودک جان سپرد.»
سازمان حقوق بشری کارون گزارش داد ذوالفقار شرفی، کودک شش ساله، بر اثر شلیک مستقیم نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی به خودروی این خانواده در شهرستان هویزه جان خود را از دست داد و خواهر او نیز در این تیراندازی بهشدت زخمی شد.
بر اساس این گزارش، خودروی خانواده شرفی شامگاه جمعه ۲۵ مهر در حال عبور از ایست بازرسی تازهتاسیس نیروهای انتظامی بود که ماموران بدون هیچ هشدار یا دستور توقف، ناگهان به سمت خودرو شلیک کردند.