ابهام درباره علت مرگ یک دانشآموز نوجوان در آمل پس از بازگشت به خانه
با گذشت حدود دو هفته از آغاز سال تحصیلی جدید در ایران، خبرها حاکی از اعمال فشارهای جسمی و روانی به دانشآموزان است. در تازهترین مورد، رسانههای ایران از درگذشت یک پسر دانشآموز در آمل خبر دادند که ابهامات فراوانی درباره علت مرگ او وجود دارد.
این دانشآموز در پایه نهم مشغول تحصیل بوده و رسانههای محلی هویتش را طاها نجاتی گزارش دادند.
این رسانهها گمانهزنیهایی را درباره احتمال خودکشی این دانشآموز در پی درگیری با مسئولان مدرسه مطرح کردند.
به توصیه کارشناسان اگر با کسی یا کسانی روبهرو میشوید که از جملهها و عبارتهایی نشاندهنده افسردگی یا تمایل به پایان زندگی استفاده میکنند، از آنان بخواهید با پزشک متخصص معتمد، نهادهایی که در این زمینه فعالیت میکنند یا فردی مورد اعتماد درباره نگرانیهایشان صحبت کنند. اگر به خودکشی فکر میکنید، در ایران با اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید.
برخی رسانهها تصویری از آگهی ترحیم این نوجوان را منتشر کردهاند.
بعد از منتشر شدن این خبرها، مرتضی عسگری، رییس آموزش و پرورش شهرستان آمل، سهشنبه ۱۵ مهر گزارشها درباره علت مرگ این دانشآموز را «شایعات فضای مجازی» و «بیاساس» خواند.
عسگری گفت: «نتایج بررسیهای اولیه نشان میدهد در مدرسه هیچگونه درگیری یا تنشی میان مرحوم نجاتی (دانشآموز فوتشده) و عوامل اجرایی وجود نداشته و هیچ نشانهای از بروز اختلاف یا مشکل پیش از وقوع حادثه گزارش نشده است.»
فریدون کلبادینژاد، مدیر کل آموزش و پرورش استان مازندران هم در مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا، هیچ اشارهای به احتمال خودکشی این نوجوان نکرد و گفت حادثهای برای این دانشآموز در مدرسه اتفاق نیفتاده است.
او گفت این دانشآموز خارج از مدرسه با همکلاسیهایش درگیر شده و «این بگومگو بین محصلان در خارج از مدرسه حتی منجر به کدورت و اعتراض والدین دانشآموزان که در محل حضور داشتند، شده بود».
مدیر کل آموزش و پرورش مازندران با تایید گزارش شدن اتفاق رخ داده از سوی مسئولان مدرسه به والدین طاها، اضافه کرد: «از اینکه پس از اطلاع دادن موضوع به خانواده چه اتفاقی در منزل رخ داد که منجر به فوت دانشآموز شد، اطلاعی نداریم.»
تاکنون اظهار نظری از سوی خانواده نجاتی درباره مرگ فرزندشان منتشر نشده است.
پیشتر و در دهم مهر، سایت دیدهبان ایران گزارش داده بود نیما نجفی، دانشآموز روستای سهرین زنجان به خاطر تنبیه، مجبور شده بوده دو بار دور حیاط مدرسه بدود و هنگامی که قصد داشته در صف بایستد، حالش بد شده و روی زمین افتاده است.
عموی او گفته است نیما نسبت به همسن و سالهای خود اضافه وزن داشته و همین موضوع منجر به ایست قلبی شده است.
علیرضا منادی، رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، ۱۵ مهر اعلام کرد مرگ این دانشآموز بهدلیل تنبیه بدنی بوده است.
فشار بر دانشآموزان برای حجاب و خودکشی دختران
ایراناینترنشنال آذر ۱۴۰۳ گزارش داد در مصاحبه با تعدادی از دانشآموزان و والدین دریافته است برخی دانشآموزان بهدلیل برخوردهای نامناسب در مدارس و اعمال فشار کادر آموزش در مورد نحوه پوشش و رفتار آنها، تمایل به اقدام به خودکشی داشته یا خودکشی کردهاند.
آبان سال گذشته روزنامه اعتماد به نقل از اقوام آیناز کریمی، دانشآموز ۱۷ سالهای که بهدلیل داشتن لاک ناخن و موی رنگ شده از مدرسه اخراج شد و خودکشی کرد، نوشت مدیر مدرسه به آیناز فحاشی کرده و حرفهای نامربوط زده است.
طبق این گزارش، مدیر مدرسه تا ساعت آخر نگذاشته او سر کلاس برود یا به خانه برگردد.
آرزو خاوری، دانشآموز دیگری بود که آبان ۱۴۰۳ به زندگی خود پایان داد. او افغانستانی بود و در مدرسهای در شهر ری درس میخواند و پدرش تایید کرد سختگیریهای مدیر مدرسه در خودکشی دخترش نقش داشته است.
روزنامه شرق در گزارشی به نقل از پدر آرزو نوشت که دخترش روز قبل از حادثه در اردویی شرکت کرده بود و در این اردو، شلوار جین پوشیده و در مسیر رقصیده بود.
بانک جهانی پیشبینی کرد رشد اقتصادی ایران در سال جاری میلادی نزدیک به دو درصد کاهش پیدا کند و این روند کوچک شدن اقتصاد در سال بعدی هم تداوم داشته باشد.
بر اساس گزارش تازه بانک جهانی که سهشنبه ۱۵ مهر منتشر شد، رشد تولید ناخالص داخلی منطقه خاورمیانه، شمال آفریقا و افغانستان در سال جاری بهطور میانگین ۲/۸ درصد برآورد شده است.
این رقم بالاتر از پیشبینی ۲/۶ درصدی این بانک در گزارش رشد ماه آوریل قرار دارد.
به گفته این نهاد مستقر در واشینگتن، این افزایش عمدتا ناشی از رشد فعالیتهای اقتصادی در کشورهای حوزه خلیج فارس است که پس از پایان زودتر از انتظار کاهش تولید نفت و گسترش بخشهای غیرنفتی حاصل شده است.
بانک جهانی نوشت: «چشمانداز اقتصادی کشورهای واردکننده نفت نیز بهبود یافته که علت آن افزایش مصرف و سرمایهگذاری بخش خصوصی و همچنین رشد دوباره بخش کشاورزی و گردشگری است.»
با این حال، این نهاد هشدار داده است کشورهای در حال توسعه صادرکننده نفت، با کاهش چشمگیر رشد بهویژه بهدلیل اختلالهای ناشی از درگیریها و کاهش سطح تولید نفت مواجه خواهند شد.
بر اساس این گزارش، اقتصاد ایران در سال جاری میلادی ۱/۷ درصد کوچکتر میشود و سال آینده نیز ۲/۸ درصد دیگر افت خواهد داشت.
بانک جهانی در گزارش ماه آوریل خود رشد ۰/۷ درصدی اقتصاد ایران را برای سال ۲۰۲۶ پیشبینی کرده بود.
این نهاد علت این پیشبینی را کاهش همزمان صادرات نفت و فعالیتهای غیرنفتی در نتیجه تشدید تحریمها از جمله بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل و پیامدهای جنگ ۱۲ روزه اعلام کرد.
با پایان مهلت ۳۰ روزهای که در سازوکار مکانیسم ماشه قطعنامه شورای امنیت پیشبینی شده بود، از ساعت ۳:۳۰ بامداد یکشنبه ششم مهر به وقت ایران، همه تحریمهای پیشین این نهاد جهانی علیه جمهوری اسلامی دوباره برقرار شد.
مقامهای جمهوری اسلامی در هفتههای گذشته از «پاسخ سخت» به اعمال این تحریمها خبر داده و تهدیدهایی مانند خروج از انپیتی و ساخت بمب هستهای را مطرح کردهاند.
بانک جهانی در گزارش خود تاکید کرد کل منطقه همچنان از پیامدهای درگیری در سوریه، یمن، لبنان، کرانه باختری، غزه و افغانستان آسیب دیده است.
این درگیریها باعث بحرانهای انسانی، آوارگی گسترده و رکود شدید اقتصادی شدهاند.
بانک جهانی افزود: «کشورهای همسایه نیز از اثرات منفی سرریز درگیریها، از جمله اختلالهای اقتصادی، موج پناهجویان و افزایش ناامنی، آسیب میبینند.»
این نهاد بهطور کلی پیشبینی رشد اقتصادی منطقه خاورمیانه، شمال آفریقا، افغانستان و پاکستان را برای سال ۲۰۲۵ افزایش، اما برآورد خود برای سال آینده را کاهش داده است.
پس از انتشار گزارش روزنامهنگار لبنانی درباره ورود علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی به بیروت با مبالغ کلان و عبور او از فرودگاه بدون بازرسی، منابع نزدیک به ریاستجمهوری لبنان این گزارش را تکذیب کردند و گفتند لاریجانی و هیئت همراه و هواپیمایش کامل بازرسی شدند.
این منابع اعلام کردند لاریجانی ۳۰۰ میلیون دلار به همراه نداشته و تمامی اعضای هیئت همراه او و همچنین هواپیما بهطور کامل مورد بازرسی قرار گرفتند.
منابع مذکور با استناد به مسائل فنی افزودند کیف دیپلماتیک لاریجانی حدود ۱۰ کیلوگرم وزن داشته است، در حالی که یک میلیون دلار اسکناس صد دلاری نزدیک به ۱۵ کیلوگرم وزن دارد و بنابراین حمل ۳۰۰ میلیون دلار در چنین کیفی امکانپذیر نیست.
علی حماده، روزنامهنگاری که این گزارش را منتشر کرده بود، گفت انتقال پول توسط لاریجانی «بیاعتنایی به حاکمیت لبنان و دخالت آشکار ایران» است.
شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا با انتشار بیانیهای خواستار از سرگیری همکاری کامل جمهوری اسلامی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و همچنین «توقف گسترش موشکهای بالستیک، پهپادها و هر فناوری دیگری» شدند که امنیت این مناطق و فراتر از آن را تهدید میکند. تهران واکنش نشان داد.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، سهشنبه ۱۵ مهر این بیانیه را «مداخلهجویانه و بیاساس» خواند.
او گفت: «اروپا صلاحیت اظهار نظر درباره توان دفاعی ایران را ندارد.»
در بیانیه مشترک شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا که ۱۴ مهر منتشر شد، آمده است که گسترش برنامههای موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی «صلح و امنیت بینالمللی را نقض میکند».
کشورهای عضو این دو نهاد بینالمللی در این بیانیه که پس از نشست مشترکشان منتشر شد، از تهران خواستند تا سیاست «تنشزدایی منطقهای» را دنبال کند.
این بیانیه همچنین بر اهمیت «اطمینان از ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران» تاکید کرد و از جمهوری اسلامی خواست تا «به تعهدات قانونی خود تحت نظامهای نظارتی بازگردد و اعتمادسازی انجام شده و امنیت و ثبات منطقهای و جهانی تقویت شود».
همزمان با انتشار بیانیه کشورهای عربی و اتحادیه اروپا، یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان، در حاشیه نشست وزیران خارجه اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس در کویت گفت که هدف برلین تعمیق همکاری با کشورهای مهم خلیج فارس برای حفاظت از مسیرهای دریایی و «مقابله با نفوذ بیثباتکننده جمهوری اسلامی در منطقه» است.
وزیران خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا پس از سیونهمین نشست مشترک در بیانیهای بر لزوم پایبندی به قوانین بینالمللی از جمله منشور سازمان ملل، احترام به حاکمیت کشورها، تمامیت ارضی و اصل عدم مداخله در امور داخلی و پرهیز از تهدید یا توسل به زور، تاکید کردند.
در بخشی از این بیانیه با اشاره به اعمال مجدد تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی، آمده است که تلاشهای دیپلماتیک گسترده در مجمع عمومی سازمان ملل برای تمدید قطعنامه ۲۲۳۱ نتیجهای نداشت: «با این حال بازگشت تحریمها به معنای پایان دیپلماسی با ایران نیست.»
شورای همکاری خلیج فارس اعلام کرد تنها راهحل پایدار برای مسئله هستهای ایران، تلاشهای سیاسی و دیپلماتیک است و از نقش مثبت عمان در تسهیل گفتوگوها و ادامه تلاشهای اتحادیه اروپا قدردانی کرد.
روزنامه فایننشال تایمز، ششم تیر در تحلیلی هشدار داد حملات اسرائیل و آمریکا به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی در ایران اگرچه بهطور بیسابقهای این برنامه را تضعیف کرده اما کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون خود را در معرض تهدیدی میبینند که دیگر با توافقهای پیشین قابل مهار نیست.
تاکید دوباره بر «حاکمیت امارات متحده عربی بر جزایر سهگانه»
شورای مشترک کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا در بیانیه مشترک خود همچنین بار دیگر از ایران خواستند تا به «اشغال سه جزیره امارات متحده عربی، شامل جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی» پایان دهد.
در این بیانیه در این زمینه آمده است: «این اقدام نقض حاکمیت امارات و اصول منشور سازمان ملل است.»
این شورای مشترک، «نگرانی عمیق خود را از فقدان پیشرفت در حل و فصل اختلاف میان امارات و ایران بر سر سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی» ابراز و بار دیگر حمایت خود را از «حل و فصل مسالمتآمیز این اختلاف از طریق مذاکرات دوجانبه یا ارجاع به دیوان بینالمللی دادگستری مطابق با حقوق بینالملل و اصول منشور سازمان ملل» اعلام کرد.
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در بیانیه روز سهشنبه خود «تکرار ادعای امارات متحده عربی راجع به جزایر ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی» را رد کرد.
او همچنین از آنچه «دخالتهای مخرب و تفرقهانگیزانه برخی کشورهای اروپایی در امور منطقه خلیج فارس» خواند، انتقاد کرد.
این اولین بار نیست که اتحادیه اروپا در همراهی با شورای همکاری خلیج فارس، بر موضع ابوظبی درباره این جزایر تاکید میکند.
امارات متحده عربی از سال ۱۳۷۱ خواهان ارجاع این موضوع به دیوان بینالمللی لاهه است.
ایران در مقابل، با طرح این نکته که مساله حاکمیت بر جزایر به طور قطعی و دائمی در سال ۱۹۷۱ تعیین تکلیف شده است، این درخواست را رد کرده و تنها برای مذاکره «برای رفع سوءتفاهم» اعلام آمادگی کرده است.
علاوه بر اتحادیه اروپا، روسیه و چین نیز با موضع امارات متحده عربی همراه شدهاند.
روسیه و شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس در سال ۱۴۰۲ در نشستی مشترک در مسکو، با صدور بیانیهای خواستار «ارجاع پرونده جزایر سهگانه به دیوان بینالمللی دادگستری بهمنظور حل و فصل این موضوع مطابق با مشروعیت بینالمللی» شدند.
در واکنش به این موضعگیری، جمعی از سفیران و دیپلماتهای پیشین جمهوری اسلامی گفتند: «روسیه مانند چین برای پیگیری اهداف منطقهای و منافع خود، تمامیت ارضی ایران را وجه المصالحه قرار داده است.»
علیرضا منادی، رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، اعلام کرد مرگ نیما نجفی، دانشآموز روستای سهرین زنجان، بهدلیل تنبیه بدنی بوده است.
منادی در نامهای به علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، نوشت: «مطلع شدیم این دانشآموز مقطع متوسطه اول در تاریخ ۹ مهر بهدلیل ایست قلبی ناشی از تنبیه بدنی و فشار جسمانی از سوی مسئولان مدرسه فوت کرده است.»
او با «بسیار غمانگیز» خواندن این اتفاق، خواهان صدور دستور بررسی دقیق موضوع از سوی وزیر آموزش و پرورش و گزارش نتیجه آن به کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس شد.
منادی تاکید کرد: «دستورات لازم داده شود تا دیگر شاهد چنین حوادث تلخ و غمانگیزی نباشیم.»
دهم مهر، سایت دیدهبان ایران به نقل از عموی این دانشآموز و با استناد به فیلم دوربینهای مدرسه گزارش داد که این دانشآموز به خاطر تنبیه، مجبور شده بوده دو بار دور حیاط مدرسه بدود و هنگامی که قصد داشته در صف بایستد، حالش بد شده و روی زمین افتاده است.
او اضافه کرد نیما نسبت به همسن و سالهای خود اضافهوزن داشت و همین موضوع منجر به ایست قلبی شده است.
نیروهای اورژانس پس از اعزام به مدرسه متوجه شده بودند این نوجوان ۱۴ ساله دچار کاهش سطح هوشیاری شده و قلب و ریهاش کار نمیکند.
تنبیه بدنی دانشآموزان در مدارس ایران موضوعی با سابقه طولانی است و در سالهای گذشته گزارشهای بسیاری در این باره منتشر شده است. موضوعی که نشان میدهد تنبیه بدنی در مدارس مختص به دهههای قبل نیست و همچنان مواردی از این دست در مدارس سراسر کشور گزارش میشود.
آذرماه ۱۴۰۳، روزنامه هممیهن در گزارشی با عنوان «آموزش به ضرب شیلنگ» از ادامهدار بودن تنبیه بدنی دانشآموزان در مدارس ایران خبر داد.
اردیبهشت ۱۴۰۳ نیز ایراناینترنشنال از مخاطبان خود پرسید که «تجربه و روایتشان از بازرسی وسایل دانشآموزان و برخوردهای خشن مسوولان مدرسه با نوجوانان چیست؟»
مخاطبان ایراناینترنشنال در پاسخهای خود از «رفتارهای غیرقانونی و خشن» مسوولان مدرسه با کودکان و نوجوانان خبر دادند.
در روزگاری که واژه آزادی در ایران، زخمی بر زبان مردم است، بنایی در قلب تهران هنوز قامت راست کرده تا یادآور رویایی باشد که نیم قرن پیش بر سنگ نوشته شد. برج آزادی، یا همان شهیاد سابق، بنایی است که از خیال جوانی برآمد و به نماد آرزوی نسلی تبدیل شد.
اکنون، در دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا، آن جوان دیروز، حسین امانت، معمار این بنا، جایزه فرهنگی «بیتا» را دریافت کرده است؛ جایزهای که با پشتیبانی بیتا دریاباری، کارآفرین و نیکوکار ایرانیآمریکایی، و در چارچوب برنامههای مرکز مطالعات ایرانشناسی دانشگاه استنفورد به مدیریت دکتر عباس میلانی برگزار میشود.
این جایزه هر سال به هنرمند یا اندیشمندی اهدا میشود که سهمی در زنده نگه داشتن فرهنگ ایرانی و گسترش گفتوگوی آن با جهان داشته است. اما امسال، انتخاب حسین امانت معنایی فراتر یافت: تجلیل از معمار آزادی در سرزمینی که آزادی از مردمش دریغ شده است.
خیال معمار جوان
در سال ۱۳۴۵ مسابقهای ملی برای طراحی نماد ایران نوین برگزار شد. از میان دهها طرح، اثر جوانی ۲۴ ساله از دانشکده هنرهای زیبا برگزیده شد. حسین امانت در طرح خود، تاریخ و آینده را در هم آمیخت: قوسهای ساسانی، ظرافت اسیسمی و منطق هندسی مدرن را در قالبی واحد نشاند.
کار ساخت از آبان ۱۳۴۸ آغاز شد و در مهر ۱۳۵۰ پایان یافت. بنایی از سنگ مرمر قروه، با سازهای از بتن مسلح، که در روز افتتاح «شهیاد آریامهر» نام گرفت و نماد شکوه ایران مدرن بود.
اما با انقلاب ،۱۳۵۷ نامش تغییر کرد و «آزادی» شد؛ در سرزمینی که همان روزها آزادی از آن گرفته شد.
از آن پس، برج آزادی به پارادوکسی زنده بدل شد: نماد آزادی در کشوری بی آزادی.
نمادی که به مردم پیوست
در دهههای بعد، این برج نه فقط از حیث معماری، که از حیث معنا، بازتعریف شد. جمهوری اسلامی کوشید آن را در نمادهای رسمی خود بگنجاند، اما برج از چنگ حکومت گریخت و به مردم پیوست.
میدان آزادی در همه خیزشهای بزرگ معاصر، از جنبش دانشجویی دهه هفتاد تا اعتراضات ۱۳۸۸، دی ماه ۱۳۹۸ و انقلاب «زن، زندگی، آزادی» در ۱۴۰۱ به میدان اعتراض بدل شد.
در کنار همان برجی که به نام آزادی نامیده شد، نیروهای امنیتی بارها بر پیکر جوانانی آتش گشودند که فریاد میزدند: «مرگ بر دیکتاتور»
برج آزادی، امروز بیش از هر زمان، نماد مقاومت است؛ نمادی که یادآور رویایی است که هنوز در دل مردم زنده مانده است.
معمار ایمان و دانش
حسین امانت تنها معمار برج آزادی نیست. او در سالهای مهاجرت، طرح شماری از مراکز مذهبی و فرهنگی جامعه بهایی در جهان را طراحی کرده است؛ از جمله ساختمان مرکزی بیتالعدل اعظم در شهر حیفا در اسرائیل، که عالیترین نهاد اداری و معنوی آیین بهایی است و از شاهکارهای معماری قرن بیستم به شمار میآید.
او همچنین طراح آرامگاه عبدالبها در شهر عکا دراسرائیل است ؛ بنایی که ساخت آن از سال ۲۰۱۹ آغاز شد و قرار است در سال میلادی پیش رو به بهرهبرداری برسد. این بنا به لحاظ معماری، پیوندی میان سادگی شرقی و فرمهای مدرن دارد و امانت آن را «خانه آرامش» توصیف کرده است.
در کنار کارهای معماری، او بنیانگذار یک نهاد غیرانتفاعی آموزش عالی برای بهاییان است؛ نهادی که در واکنش به محرومیت سیستماتیک بهاییان از تحصیل در ایران تاسیس شد تا جوانان محروم بتوانند در خارج از نظام رسمی جمهوری اسلامی، تحصیل کنند و دانش بیاموزند.
امانت بارها گفته است: «آموزش، همان آزادی درونی است. وقتی آزادی از انسان گرفته میشود، باید آن را با دانش بازسازی کرد.»
استنفورد؛ جایی برای زنده نگه داشت فرهنگ ایران
در آن سوی جهان، در دانشگاه استنفورد، مراسم اهدای جایزه «بیتا» با حضور هنرمندان، دانشگاهیان و ایرانیان مقیم آمریکا برگزار شد. دکتر عباس میلانی، مدیر مرکز مطالعات ایرانشناسی، در سخنرانی خود گفت: «اگر تهران شهری بیچهره میماند، برج شهیاد به آن چهره بخشید. امانت با سنگ، هویت ساخت و با قوسهایش تاریخ را به آینده رساند.»
بیتا دریاباری، حامی اصلی این جایزه، نیز تاکید کرد که هدف او از حمایت از این رویداد، پاسداری از میراث فرهنگی و معنوی ایران است.
او گفت: «ما در خارج از کشور وظیفه داریم از حافظان فرهنگی خود تقدیرکنیم.»
حسین امانت در میان تشویق حاضران، جایزه را دریافت کرد و با صدایی آرام اما استوار گفت: «برج شهیاد از آرزوی من برای پیوند سنت و مدرنیته زاده شد. میخواستم نشان دهم که ایران میتواند ایرانی بماند و جهانی شود. اما امروز، بیش از همیشه، میدانم که آزادی، تنها با ساخت بنا ممکن نیست؛ باید آن را زندگی کرد.»
میراثی که از وطن جدا نشد
پس از انقلاب، حسین امانت به کانادا مهاجرت کرد. اما هیچ یک از فاصلهها نتوانستند او را از وطن جدا کنند. آثارش در ایران، همچنان برپا هستند؛ از دانشکده مدیریت دانشگاه تهران تا سازمان میراث فرهنگی، همه با همان امضای معمار جوانی که در دهه چهل باور داشت سنگ هم میتواند سخن بگوید.
در غربت، او هرگز از ساخت باز نایستاد. اما برج آزادی برای او همان است که حافظ برای شعر فارسی بود: یک اثر، اما جهانی.
برجی که هنوز نگاه میکند
در پایان مراسم استنفورد، تصویر برج آزادی بر پرده افتاد. نور آن تالار را پر کرد و صدای موسیقی ایرانی در فضا پیچید. در آن لحظه، گویی میان تهران و سانفرانسیسکو پلی نامرئی کشیده شد؛ پلی از سنگ و اندیشه، از خاطره و امید.
برج آزادی هنوز ایستاده است؛ اما نه برای نظامی که کوشید نامش را مصادره کند، بلکه برای مردمی که در پای آن، آزادی را فریاد زدهاند.
این برج، اکنون سندی است بر ایستادگی ایرانیان؛ سندی بر این حقیقت ساده اما پرهزینه: آزادی را نمیتوان مصادره کرد حتی اگر نامش را بر برجی بگذارند و معنایش را از مردم بگیرند.