• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

«مسیر ترامپ» و جایگاه راهبردی ایران در نظم نوین قفقاز

عطا محامد
عطا محامد

پژوهش‌گر علوم سیاسی

۱۹ مرداد ۱۴۰۴، ۱۵:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

واشینگتن با توافقی ۹۹ ساله بر «کریدور زنگزور» دست گذاشت؛ مسیری باریک در استان سیونیک که آذربایجان را مستقیما به نخجوان و سپس ترکیه متصل می‌کند و از نظر تهران، خط قرمزی در مرزهای شمالی به شمار می‌آید.

این کریدور که اکنون «مسیر ترامپ» نام گرفته، بخشی از طرح بزرگ‌تر اتصال قفقاز جنوبی به شبکه‌های ترانزیتی اوراسیا است و از نگاه تهران تهدیدی مستقیم برای عمق ژئوپلیتیکی و جایگاه ترانزیتی ایران در شمال غرب محسوب می‌شود.

مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی هشدار داده‌اند که این پروژه، موازنه قدرت در منطقه را بر هم می‌زند و می‌تواند راه را برای حضور ناتو و زیرساخت‌های امنیتی غرب باز کند.

کریدور و ریشه‌های آن

موضوع کریدور زنگزور پس از جنگ قره‌باغ مطرح شد. این مسیر که در توافق آتش‌بس ۲۰۲۰ با میانجی‌گری روسیه گنجانده شد، از سوی باکو گامی برای کاهش وابستگی به ایران و از منظر آنکارا ابزاری برای تحقق دو هدف راهبردی تلقی می‌شود: نخست، ایجاد مسیر تجاری شرق-غرب برای اتصال چین به اروپا و دوم، تقویت پیوند زمینی میان کشورهای ترک‌زبان.

حال اما ورود آمریکا این طرح منطقه‌ای را وارد سطحی بالاتر کرده و ضمن پاسخ به خواست‌های برخی از طرفین، راهبردی جدید به وجود آورده که هم جایگاه ایران و روسیه را در منطقه متزلزل می‌کند و هم معادلات جدیدی در غرب‌گرایی کشورهای قفقاز می‌گشاید؛ در عین حال که ترکیه را به برنده خاموش این ماجرا بدل می‌کند.

یک جاده و چندین مسیر

بر اساس این توافق، ارمنستان حاکمیت خود را بر این کریدور حفظ خواهد کرد، قوانین ملی خود را اعمال می‌کند و مسئولیت امنیت فیزیکی را بر عهده خواهد داشت.

با این حال، مدیریت عملیاتی توسط کنسرسیوم تحت رهبری شرکت آمریکایی انجام خواهد شد. فعلا نشانی از حضور نیروی نظامی آمریکا در این مسیر نیست، اما «مشاوران فنی» حضور خواهند داشت.

برای الهام علی‌اف، رییس‌جمهوری آذربایجان، این توافق یک پیروزی دیپلماتیک و راهبردی است که هدفی دیرینه را محقق می‌کند. او این توافق را «اصلاح بی‌عدالتی‌های تاریخی» و اتحاد مجدد «جهان ترک از خزر تا مدیترانه» توصیف کرده است.

نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر ارمنستان، که با انتقادات داخلی روبرو است، استدلال کرد این توافق حاکمیت ارمنستان بر این مسیر را تضمین می‌کند، منافع اقتصادی به همراه دارد و یک توافق صلح با باکو را مستحکم می‌سازد.

با این حال، علی‌اف همچنان خواستار اصلاح قانون اساسی ارمنستان است. باکو می‌خواهد که ارمنستان قانون اساسی خود را برای حذف اشارات به قره‌باغ تغییر دهد، اقدامی که اپوزیسیون ارمنستان آن را تسلیم‌شدن خوانده است.

منافع راهبردی

این توافق و گذرگاهی که در حال شکل‌گیری است و کاخ سفید آن را تاج افتخار ترامپ به‌عنوان «رییس‌جمهور صلح» می‌داند، برای هر یک از بازیگران درگیر پیامدهایی تعیین‌کننده به همراه دارد.

برای ارمنستان مزایای اقتصادی بالقوه و تضمین‌های امنیتی بهبودیافته از سوی شرکای غربی به همراه خواهد داشت، اما خطر بیگانگی بیشتر روسیه، تضعیف هم‌سویی امنیتی سنتی خود و تحریک ایران را نیز در پی دارد.

برای آذربایجان پیروزی در جنگ را تثبیت می‌کند، وابستگی به ایران برای دسترسی به نخجوان را کاهش می‌دهد و هم‌سویی راهبردی خود با ترکیه را تقویت می‌کند.

برای آمریکا این توافق جای پای فیزیکی مستحکمی در قفقاز جنوبی باز می‌کند که امکان نفوذ بر بخش حیاتی کریدور میانی (ترانس کاسپین) و محدود کردن سلطه ترانزیتی روسیه و ایران را فراهم می‌آورد.

برای ترکیه یک پل زمینی مستقیم به حوضه خزر و آسیای مرکزی ایجاد می‌کند و امکان‌های تجاری این کشور را بهبود می‌بخشد.

برای روسیه این یک عقب‌نشینی در سلطه سنتی آن در منطقه است، هرچند واکنش محدود مسکو تاکنون نشان‌دهنده مشغول بودن آن به جنگ در اوکراین است.

برای ایران این پروژه به معنای تهدیدی است که مسیرهای ترانزیتی کشور را به حاشیه می‌راند، جایگاهش را در شبکه حمل‌ونقل قفقاز تضعیف می‌کند و نیروهای هم‌سو با غرب را به مرزهای شمالی‌اش نزدیک‌تر می‌سازد.

مخالفت تهران

ایران کریدور زنگزور را نه‌تنها پروژه‌ای ترانزیتی، بلکه چالشی برای جایگاه ژئوپلیتیکی خود می‌بیند.

رهبر جمهوری اسلامی بارها صراحتا با آن مخالفت کرده و مقامات ارشد حکومت هشدار داده‌اند که تغییر موازنه قدرت در مرزهای شمالی را تحمل نخواهند کرد.

علی‌اکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، ۱۸ مرداد این پروژه را «تهدیدی امنیتی» خواند و از احتمال حضور ناتو در نزدیکی مرزهای ایران ابراز نگرانی کرد.

با این حال، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی لحنی محتاطانه‌تر اتخاذ کرد و در اولین واکنش خود، ضمن استقبال از صلح میان ارمنستان و آذربایجان، نسبت به «دخالت خارجی» هشدار داد.

این تضاد در مواضع، با اظهارات اخیر مسعود پزشکیان، رییس‌ دولت جمهوری اسلامی، که بر «حساسیت‌زدایی» از مسائل مرزی تاکید کرد، آشکارتر شده است.

این شکاف ارزیابی از دوگانگی در اراده و عمل در تهران پرده برمی‌دارد و آشکار می‌کند که حتی با تهدیدهای علنی، دست ایران برای اقدام به‌دلیل درهم‌تنیدگی منافع چندین قدرت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بسته است؛ وضعیتی که مستقیما انسجام راهبردی جمهوری اسلامی در برابر تحولات قفقاز را فرسوده می‌کند.

محاسبات و پاسخ‌های احتمالی ایران

برای ایران این توافق یک شکست جدی ژئوپلیتیکی است؛ نشانه‌ای آشکار از دور ماندن از اغلب کریدورهای منطقه‌ای و محکوم شدن به انزوای بیشتر، در شرایطی که سطح تهدیدات پیرامونی رو به افزایش است.

در چنین فضایی بعید است که در آینده نزدیک واکنش تهران رنگ‌وبوی دوستانه داشته باشد؛ به‌احتمال زیاد، سیاست جمهوری اسلامی ترکیبی از اقدامات دیپلماتیک و اهرم‌های امنیتی با پیام هشدارآمیز خواهد بود.

در بعد دیپلماتیک، ایران ممکن است سطح همکاری‌های خود با ارمنستان – که به لحاظ اقتصادی چندان قابل‌توجه نیست – را کاهش داده و با اعمال فشار سیاسی، ایروان را به بازنگری در مواضعش وادارد؛ اقدامی که می‌تواند با هماهنگی مسکو، به تقویت مخالفان پاشینیان بینجامد.

در بعد نظامی نیز تهران احتمالا حضور خود را در مرزهای شمالی افزایش دهد و با برگزاری رزمایش‌های مشترک با روسیه، پیام بازدارندگی آشکاری به طرف‌های درگیر ارسال کند.

تاکید ولایتی مبنی بر اینکه ایران «چه با روسیه و چه بدون آن» اقدام خواهد کرد، حاکی از آمادگی تهران برای پذیرش ریسک رویارویی مستقل است. این موضع همچنین نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی دیگر بر حمایت مسکو از منافعش در قفقاز حساب باز نمی‌کند.

چنین تغییری می‌تواند تهران را به سمت اتخاذ رویکردی متهورانه‌تر و حتی تقابلی‌تر سوق دهد؛ به‌ویژه اگر زیرساخت‌های مرتبط با ناتو در نزدیکی مرزهایش مستقر شود.

هرچند تحقق کریدور زنگزور قطعی نیست و مخالفت‌های سیاسی در ارمنستان، چالش‌های حقوقی و خطرات امنیتی می‌تواند اجرای آن را به تاخیر بیندازد، اما نفس توافقی که با میانجی‌گری واشینگتن شکل گرفته، خود نشانه یک جابه‌جایی بزرگ در شطرنج قفقاز جنوبی است: عقب‌نشینی تدریجی روسیه، ورود پررنگ‌تر آمریکا، و ایرانی که ناچار است در جناح شمالی‌اش نه فقط از مرز، بلکه از جایگاه خود در معادلات قدرت منطقه‌ای دفاع کند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

  • نتانیاهو به ترامپ و رهبران ارمنستان و آذربایجان تبریک گفت

    نتانیاهو به ترامپ و رهبران ارمنستان و آذربایجان تبریک گفت

  • مشاور خامنه‌ای: کریدور زنگزور به گورستان «مزدوران ترامپ» تبدیل خواهد شد

    مشاور خامنه‌ای: کریدور زنگزور به گورستان «مزدوران ترامپ» تبدیل خواهد شد

  • ماجرای زنگزور؛ دالان تقابل کم‌سابقه رهبر جمهوری‌ اسلامی و روسیه

    ماجرای زنگزور؛ دالان تقابل کم‌سابقه رهبر جمهوری‌ اسلامی و روسیه

•
•
•

مطالب بیشتر

مخالفت جمهوری اسلامی با روندهای صلح‌آفرین منطقه و تلاش برای حفظ نفوذ از دست‌رفته

۱۸ مرداد ۱۴۰۴، ۲۲:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
روزبه میرابراهیمی

در حالی که بسیاری از تحلیل‌گران و بازیگران بین‌المللی تحولات اخیر در قفقاز جنوبی و لبنان را گام‌هایی مهم به سوی کاهش تنش، تقویت دولت‌های مرکزی و ایجاد ثبات منطقه‌ای می‌دانند، جمهوری اسلامی ایران در هر دو پرونده مواضعی آشکارا مخالف اتخاذ کرده است.

این مخالفت‌ها نه صرفاً بر مبنای ملاحظات امنیتی داخلی، بلکه به گفته مقامات حکومتی در ایران در چارچوب راهبرد کلی تهران برای حفظ حوزه‌های نفوذ تاریخی و اهرم‌های فشار منطقه‌ای ارزیابی می‌شود؛ حوزه‌هایی که طی دو سال گذشته در اثر تحولات میدانی و دیپلماتیک به‌شدت تضعیف شده‌اند.

قفقاز جنوبی و توافق صلح آذربایجان – ارمنستان
در یکی از مهم‌ترین تحولات سال جاری، با میانجی‌گری ایالات متحده و شخص دونالد ترامپ، رهبران جمهوری آذربایجان و ارمنستان در کاخ سفید توافق صلحی امضا کردند که به دهه‌ها مناقشه بر سر قره‌باغ و مرزهای دو کشور پایان می‌دهد. بر اساس این توافق، دو طرف متعهد شدند تمام خصومت‌ها را متوقف کنند، مسیرهای تجاری و مسافرتی را باز کنند و به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند.

یکی از بخش‌های کلیدی این توافق، اجاره ۹۹ ساله «کریدور زنگزور» توسط آمریکا است؛ گذرگاهی راهبردی که جمهوری آذربایجان را از طریق خاک ارمنستان به نخجوان متصل می‌کند. این کریدور که به عنوان «مسیر ترانزیتی ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی» معرفی شده، نقشی اساسی در اتصال اقتصادی و ژئوپلیتیک منطقه دارد و به باور ناظران می‌تواند تحولی مثبت در جهت ثبات قفقاز جنوبی باشد.

  • تهران درباره راه‌اندازی کریدور ترامپ در قفقاز ابراز نگرانی کرد

    تهران درباره راه‌اندازی کریدور ترامپ در قفقاز ابراز نگرانی کرد

با این حال، جمهوری اسلامی با لحنی تند به این توافق واکنش نشان داد. علی‌اکبر ولایتی، مشاور علی خامنه‌ای، این طرح را «توطئه» نامید و تهدید کرد که کریدور زنگزور به «گورستان مزدوران ترامپ» تبدیل خواهد شد. او مدعی شد اجرای این مسیر مرزهای ایران را تغییر داده و راه‌های ارتباطی شمال و شمال غرب ایران را به ترکیه محدود می‌کند. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز در بیانیه‌ای، نسبت به «پیامدهای منفی هرگونه مداخله خارجی در مجاورت مرزها» ابراز نگرانی کرد.

روزنامه کیهان، وابسته به دفتر علی خامنه‌ای، نیز در واکنش به توافق ارمنستان و جمهوری آذربایجان با حمایت آمریکا برای احداث دالان زنگزور، این اقدام را «خیانت بزرگ» توصیف کرد و خواستار پاسخ قاطع جمهوری اسلامی شد. این روزنامه با تاکید بر لزوم استفاده از «اهرم‌های در اختیار ایران» پیشنهاد داد به‌عنوان نخستین گام، بر اساس کنوانسیون‌های ژنو و جامائیکا، عبور شناورهای وابسته به آمریکا و اسرائیل از تنگه هرمز ممنوع شود.

این موضع‌گیری‌ها در شرایطی صورت می‌گیرد که نقش ایران به‌عنوان میانجی میان باکو و ایروان، که در دهه‌های اخیر امتحان شده، در روند صلح جدید کاملاً به حاشیه رانده شده است. به گفته تحلیل‌گران، تهران این توافق را نه به عنوان فرصتی برای ثبات منطقه، بلکه به مثابه کاهش نفوذ و حذف از معادلات امنیتی قفقاز جنوبی تلقی می‌کند.

لبنان و طرح خلع سلاح حزب‌الله
در جبهه‌ای دیگر، دولت لبنان کلیات طرحی را که با پشتیبانی آمریکا تهیه شده، تصویب کرده است. این طرح شامل خلع سلاح حزب‌الله، توقف عملیات نظامی اسرائیل در خاک لبنان و عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی از پنج موضع در جنوب لبنان است. به باور بسیاری از کارشناسان، اجرای این طرح می‌تواند هم به کاهش تنش‌های مرزی با اسرائیل منجر شود و هم به تقویت حاکمیت دولت مرکزی لبنان کمک کند.

اما جمهوری اسلامی که حزب‌الله را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بازوهای منطقه‌ای خود می‌داند، به‌شدت با این طرح مخالفت کرده است. پیش از این عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، اعلام کرد که حزب‌الله سلاح‌های خود را زمین نخواهد گذاشت. علی‌اکبر ولایتی، مشاور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی نیز در مصاحبه‌ای تصریح کرد «خواب خلع سلاح حزب‌الله تعبیر نمی‌شود» و مدعی شد این تصمیم با هدایت آمریکا و اسرائیل اتخاذ شده است.

  • انتقاد لبنان از سخنان ولایتی: به‌جای دخالت در امور داخلی ما، به مشکلات مردم ایران بپردازید

    انتقاد لبنان از سخنان ولایتی: به‌جای دخالت در امور داخلی ما، به مشکلات مردم ایران بپردازید

وزارت خارجه لبنان در واکنش، این اظهارات را «مداخله در امور داخلی» و «تعرض به حاکمیت» کشور خواند و تاکید کرد که تصمیمات سیاسی و امنیتی لبنان تنها از سوی لبنانی‌ها و بر اساس قانون اساسی این کشور اتخاذ می‌شود. بیروت هشدار داد که هیچ کشور خارجی، «چه دوست و چه دشمن»، حق ندارد به جای مردم لبنان تصمیم بگیرد یا نقش قیمومیت ایفا کند.

راهبرد حفظ نفوذ به هر قیمت
با مرور موضع‌گیری‌های مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی، این نکته برجسته است که رفتار تهران در هر دو پرونده، الگویی مشابه را نشان می‌دهد: مخالفت با روندهای صلح و ثبات منطقه‌ای که به کاهش نفوذ حکومت ایران در معادلات قدرت منجر می‌شود. در قفقاز جنوبی، حذف ایران از روند میانجی‌گری و تقویت حضور آمریکا و متحدانش، جایگاه سنتی تهران را در منظر حکمرانان جمهوری اسلامی تضعیف کرده است. در لبنان نیز، خلع سلاح حزب‌الله به معنای از دست رفتن یکی از اصلی‌ترین اهرم‌های فشار جمهوری اسلامی بر اسرائیل و نفوذ در سیاست داخلی لبنان است.

  • مشاور خامنه‌ای: کریدور زنگزور به گورستان «مزدوران ترامپ» تبدیل خواهد شد

    مشاور خامنه‌ای: کریدور زنگزور به گورستان «مزدوران ترامپ» تبدیل خواهد شد

آنچه از سابقه رفتاری جمهوری اسلامی می‌توان به‌دست داد این موضوع است که به باور بسیاری از ناظران، حکومت ایران حتی به قیمت ایجاد تنش‌های تازه یا جلوگیری از روندهای صلح‌آفرین، می‌کوشد شرایط را به‌گونه‌ای مدیریت کند که همچنان اهرم‌های فشار خود را حفظ کند. خطر بی‌ثباتی‌های تازه در مرزهای شمالی ایران و تشدید شکاف‌های داخلی لبنان از جمله پیامدهای چنین رویکردی است که مواضع مقام‌های رسمی و سابقه اعمال سیاست‌های مشابه شواهدی هستند بر این ادعا.

آنچه از مرور گزارش‌های رسمی در ایران برداشت می‌شود این است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی در قبال تحولات اخیر منطقه‌ای، بیش از آنکه به منافع جمعی منطقه و امنیت پایدار بیندیشد، در پی تثبیت جایگاه خود در «بازی نفوذ» است — حتی اگر این رویکرد به قیمت از دست رفتن فرصت‌های تاریخی برای صلح و توسعه تمام شود.

تغییرات امنیتی یا وصله‌پینه نهادی؟ الگوی تکراری قدرت در تهران

۱۸ مرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد

پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل–آمریکا، جمهوری اسلامی دو تغییر به ظاهر مهم را در ساختار امنیتی خود اعلام کرد: ایجاد «شورای دفاع» و بازگرداندن علی لاریجانی به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی.

این تصمیم‌ها به‌عنوان تغییری برای مقابله با بحران جلوه داده شد، اما در عمل بیش از آنکه به معنای تحول باشد، تکرار همان چهره‌ها و همان منطق نهادی است.

ایجاد شورای دفاع و انتصاب لاریجانی علاوه بر کارکرد عملیاتی، حامل یک پیام سیاسی نیز است؛ القای تصویری از تغییر و چابک‌سازی در بالاترین سطح تصمیم‌گیری امنیتی.

در این چارچوب، اصلاح‌طلبان و بخش‌هایی از جریان «میانه‌رو» تلاش می‌کنند این انتصاب را به‌عنوان نشانه‌ای از گشایش و عقلانیت معرفی کنند، حتی اگر چهره بازگشته سابقه‌ای عمیقا امنیتی و پیوندی دیرینه با سخت‌ترین سیاست‌های جمهوری اسلامی داشته باشد.

در سطح ساختاری، این تغییرات به‌جای شکستن الگوی تصمیم‌گیری متمرکز و ناکارآمد، آن را در قالبی تازه بازتولید می‌کند.

شورای دفاع به‌عنوان نهادی تازه در دل ساختار امنیتی، وعده تسریع تصمیم‌گیری را می‌دهد، اما ترکیب و منطق عمل آن تفاوت چندانی با شوراهای پیشین ندارد.

در نتیجه، این تحرکات بیش از آنکه نقطه شروع اصلاحات نهادی باشند، به وصله‌پینه‌ای شبیه‌اند که هدف اصلی‌شان حفظ ساختار موجود با کمترین هزینه سیاسی و بیشترین جلوه رسانه‌ای از «تغییر» است.

  • علی لاریجانی؛ بازجوی فیلسوف، سپاهی با لباس مبدل

    علی لاریجانی؛ بازجوی فیلسوف، سپاهی با لباس مبدل

تکنوکرات‌ها و ایدئولوگ‌ها در یک زمین بازی

بازگشت لاریجانی بلافاصله به میدان جدال روایتی میان جریان‌های مختلف سیاسی داخل ایران بدل شد.

از یک سو، روزنامه اصولگرای همشهری با دفاع تمام‌قد از این انتصاب، آن را نماد «تجربه، عقلانیت و نگاه مردمی در خدمت امنیت ملی» خواند.

در این روایت، لاریجانی فردی معرفی می‌شود که در موضوعاتی چون «حجاب، فیلترینگ و حکمرانی سایبری» می‌تواند تصمیماتی عقلانی و کاربردی بگیرد.

برخی دیگر، به‌ویژه اصلاح‌طلبان، بر این باورند که این انتخاب نشان‌دهنده درایت نظام سیاسی برای تعامل با داخل و خارج است. آن‌ها این اقدام را گام‌های اولیه برای اصلاح و بازگشت به مردم معنا کرده‌اند.

در سوی دیگر، سعید جلیلی، چهره شاخص جریان پایداری، با زبانی آشکارا ایدئولوژیک بعد از انتصاب لاریجانی به زمزمه‌های مذاکره تاخته است.

او در شبکه اجتماعی ایکس مذاکره با غرب را به «گوساله‌پرستی» قوم بنی‌اسرائیل تشبیه کرد و نوشت: «عده‌ای امروز پس از اینکه دشمن در وسط مذاکره به ما حمله کرد و ملت ایران پیروز شد، مجدد دم از مذاکره می‌زنند!»

هرچند این دو روایت در ظاهر متضادند، یکی با زبان تکنوکراتیکِ «مدیریت بحران» و دیگری با زبان ایدئولوژیکِ «مقاومت»، اما هر دو در یک چارچوب کلان حرکت می‌کنند: حفظ انسجام ساختار قدرت و حذف هر صدای بیرون از الگوهای از پیش‌ تعیین‌شده.

در روایت اصلاح‌طلبان، این چارچوب با تمرکز بر اصلاحات محدود و تعامل کنترل‌شده، به‌عنوان رویکردی «عقلانی» عرضه می‌شود و معمولا با ارجاع به تجربه لاریجانی در مذاکرات هسته‌ای یا توافق‌ها با چین و روسیه تقویت می‌گردد.

در سوی دیگر، جلیلی همین چارچوب را با زبانی سخت‌گیرانه‌تر و نفی کامل تعامل با غرب بازتولید می‌کند و دامنه انتخاب را به «مسیر مقاومت» محدود می‌سازد.

این الگوی «دوگانه‌سازی عامدانه» سابقه‌ای طولانی در جمهوری اسلامی دارد. در بزنگاه‌های حساس، ساختار قدرت هم‌زمان دو تصویر متضاد را به جامعه ارائه می‌کند: یکی چهره‌ای متمایل به تعامل و دیگری مقاوم در برابر امتیازدهی.

این دوگانه، علاوه بر مدیریت روانی افکار عمومی، کارکرد دیگری نیز دارد: توزیع مسئولیت شکست‌ها؛ مذاکره اگر بی‌نتیجه بماند، به «اعتماد بی‌جا» نسبت داده می‌شود و مقاومت اگر به بن‌بست برسد، به «افراطی‌گری» ربط داده می‌شود.

100%

دری بر پاشنه سابق

تشکیل «شورای دفاع» پس از جنگ ۱۲ روزه بیش از آنکه نشانه‌ای از اصلاح ساختاری باشد، ادامه همان حلقه بسته تصمیم‌گیری است؛ با این تفاوت که این‌بار ترکیب آن امنیتی‌تر شده است.

حضور علی شمخانی و علی‌اکبر احمدیان، هر دو با پیشینه نظامی و باور به جنگ‌های نامتقارن، احتمالا خروجی این نهاد را، حتی زیر نظر رییس جدید، تغییر چندانی نخواهد داد.

کارنامه لاریجانی، از هدایت برنامه «هویت» در سال ۷۵ تا مدیریت پرونده هسته‌ای در دهه ۸۰، نشان می‌دهد که او همواره انسجام ساختار قدرت و حفظ خطوط قرمز نظام را بر هر ملاحظه دیگری ترجیح داده، حتی به قیمت حذف منتقدان.

از این رو، حضور دوباره او در راس شورای عالی امنیت ملی (شعام) نه وعده تغییر، که تضمینی برای تداوم منطق کنترل‌شده قدرت است.

محمدرضا عارف، معاون اول رییس‌‌جمهور، نیز در پیام تبریک خود به لاریجانی عملا بر این تداوم مهر تایید می‌زند و می‌نویسد که با حضور او، شعام می‌تواند «در تداوم مسیر گذشته، نقش موثرتری در طراحی تدابیر راهبردی و ارائه نظریه‌های تصمیم‌ساز برای تقویت اقتدار ملی» ایفا کند.

چنین نگاهی نشان می‌دهد که حکومت با همان ساختار کهنه، صرفا یک چهره سیاسی را جابه‌جا کرده و نشانی از تمایل به اصلاحات واقعی ندارد.

این تحولات، از منظر کارکردی، بیش از آنکه نقطه آغاز یک تغییر واقعی باشد، ادامه الگوی تکراری است که ساختار قدرت جمهوری اسلامی سال‌هاست به آن خو کرده؛ ایجاد نهادهای جدید برای انجام وظایفی که نهادهای موجود هم قادر به انجامش بودند، و جابه‌جایی چهره‌ها در مقام‌هایی که ساختار تصمیم‌گیری‌شان تغییر نمی‌کند.

بازی هم‌زمان با دو روایت، یکی مذاکره‌گر و دیگری مقاومت‌محور، نه تنها تضادی واقعی ایجاد نمی‌کند، بلکه هر دو را به اجزای یک ماشین واحد بدل می‌سازد که هدفش با انجام وصله و پینه، حفظ وضع موجود است.

این الگو شاید بتواند به‌طور مقطعی فشارهای سیاسی و اجتماعی را کاهش دهد یا در برابر افکار عمومی تصویر پویایی و تنوع درون‌ساختاری ایجاد کند، اما در برابر بحران‌های امنیتی و سیاسی آینده، همان‌قدر آسیب‌پذیر خواهد بود که پیش‌تر بود.

جمهوری اسلامی با چنین رویکردی، نه از جنگ‌های آینده در امان خواهد ماند و نه از تکرار همان شکاف‌های اجتماعی که جنگ اخیر آشکار کرد.

نیویورک پست: توافق ترامپ میان ارمنستان و آذربایجان، اهرم تازه آمریکا علیه روسیه است

۱۸ مرداد ۱۴۰۴، ۰۲:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

توافق صلحی که با میانجی‌گری دونالد ترامپ میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان حاصل شده، پس از چند دهه جنگ و تنش میان دو کشور همسایه، نقطه عطفی مهم در قفقاز جنوبی به شمار می‌رود و به گفته کارشناسان، اهرم تازه‌ای برای فشار ایالات متحده بر روسیه ایجاد می‌کند.

به نوشته روزنامه نیویورک پست، این توافق که روز جمعه توسط ترامپ اعلام شد، ایجاد یک کریدور ترانزیتی ۲۰ مایلی (بیش از ۳۲ کیلومتر) را در بر می‌گیرد که به طور رسمی «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی» نام‌گذاری شده است.

این مسیر به شهروندان جمهوری آذربایجان اجازه می‌دهد بدون عبور از خاک ارمنستان مرکزی، مستقیماً به منطقه نخجوان — غربی‌ترین نقطه کشورشان — دسترسی پیدا کنند.

  • ترامپ: ارمنستان و آذربایجان متعهد شده‌اند که برای همیشه به تمام درگیری‌ها پایان دهند

    ترامپ: ارمنستان و آذربایجان متعهد شده‌اند که برای همیشه به تمام درگیری‌ها پایان دهند

لوک کافی، پژوهشگر ارشد اندیشکده هادسن، در گفت‌وگو با این روزنامه توضیح داد: «اگر به نقشه آذربایجان نگاه کنید، کشور به دو بخش مجزا تقسیم شده است؛ یک بخش آذربایجان اصلی است و بخش دیگر نخجوان که به شکل یک منطقه احاطه‌شده جداگانه قرار دارد. این را مانند رابطه آمریکا و آلاسکا تصور کنید، با این تفاوت که به جای کانادا، ارمنستان در میان آن‌ها قرار گرفته است.»

به گفته کافی، آذربایجانی‌ها از اواخر دهه ۱۹۸۰ و آغاز جنگ میان دو کشور، اجازه عبور از خاک ارمنستان را نداشته‌اند و این امر مسیرهای تجاری به نخجوان را بسیار طولانی‌تر کرده است. در سال ۲۰۲۰، روسیه که با هر دو طرف روابط دارد، توافقی برای بازگشایی مسیر ترانزیتی از این منطقه ترتیب داد، اما این مسیر تحت کنترل آذربایجان نبود و صرفاً مشابه امکان عبور کالاهای آمریکا از طریق کانادا به آلاسکا عمل می‌کرد.

روابط سنتی ارمنستان با مسکو، که پیش‌تر بر حمایت گسترده کرملین متکی بود، در سال‌های اخیر دچار تنش شد. نارضایتی ایروان به‌ویژه زمانی شدت گرفت که روسیه در سال ۲۰۲۳، هنگام حمله آذربایجان برای بازپس‌گیری منطقه قره‌باغ — که بیش از دو دهه در اشغال ارمنستان بود — از مداخله به نفع ایروان خودداری کرد.

توافق جدید ترامپ که علاوه بر ایجاد مسیر، حق انحصاری آمریکا برای توسعه زیرساخت‌ها و فعالیت‌های اقتصادی در طول این کریدور را نیز تضمین می‌کند، به گفته کارشناسان، فرصتی برای واشینگتن فراهم می‌آورد تا جای خالی مسکو را پر کند و نفوذ روسیه را در حیاط خلوت سنتی‌اش کاهش دهد؛ آن هم در حالی که ولادیمیر پوتین تمرکز خود را بر جنگ اوکراین و اهداف توسعه‌طلبانه در اروپا گذاشته است.

جان هاردی، مدیر برنامه روسیه در «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها»، در این باره گفت: «اگر این توافق پابرجا بماند، نشانه روشنی از کاهش نفوذ روسیه در آنچه کرملین “خارج نزدیک” می‌نامد، خواهد بود. مسکو اکنون در مناقشه‌ای که پیش‌تر نقش کلیدی در منجمد نگه داشتنش داشت و از آن به عنوان اهرم فشار بر طرفین استفاده می‌کرد، به حاشیه رانده شده است.»

پوتین بارها فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را «انحلال روسیه تاریخی» و «بزرگ‌ترین فاجعه ژئوپلیتیکی قرن بیستم» خوانده است. تحقق این توافق، به گفته تحلیل‌گران، ضربه‌ای نمادین و راهبردی به کرملین وارد می‌کند که سال‌ها تلاش داشته نفوذ خود را در جمهوری‌های سابق شوروی حفظ کند.

با این حال، هنوز روشن نیست که این توافق چه تاثیری بر جنگ اوکراین خواهد داشت. کافی در گفت‌وگو با نیویورک پست تاکید کرد: «روسیه از نقش‌آفرینی تازه آمریکا در قفقاز راضی نخواهد بود. مطمئنم این موضوع در مذاکرات میان واشینگتن و کرملین مطرح است و معلوم نیست پشت درهای بسته چه معامله‌هایی انجام شود.»

  • آذربایجان، ارمنستان و میانجی‌گری ترامپ؛ دالان زنگزور قفقاز جنوبی را به صلح می‌رساند؟

    آذربایجان، ارمنستان و میانجی‌گری ترامپ؛ دالان زنگزور قفقاز جنوبی را به صلح می‌رساند؟

او افزود: «شاید بخشی از یک توافق بزرگ‌تر برای کشاندن روسیه به میز مذاکره با اوکراین این باشد که آمریکا اجازه دهد یک شرکت روسی یا حتی خود روسیه در این مسیر ترانزیتی نقشی ایفا کند. با این کاخ سفید هیچ احتمالی را نمی‌توان رد کرد — و این را به معنای منفی نمی‌گویم — اما نگاه آن‌ها کاملاً معامله‌محور است. برایشان پرسش اصلی این است که چطور بهترین معامله را به دست بیاورند.»

در صورت اجرای کامل این توافق، به گفته کارشناسان، واشینگتن نه تنها یک مسیر تجاری و لجستیکی استراتژیک را به دست می‌آورد، بلکه کنترل بخشی از شبکه حمل‌ونقل قفقاز را در اختیار خواهد گرفت؛ منطقه‌ای که سال‌ها تحت نفوذ روسیه بوده و اکنون در حال تجربه تغییر موازنه قدرت به سود آمریکا است.

در اقدامی قابل پیش بینی؛ امام جمعه موقت تهران مشکل آب را با نماز باران حل کرد!

۱۸ مرداد ۱۴۰۴، ۰۱:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

در اوج بحرانی بی‌سابقه در منابع آبی ایران، جایی که گزارش‌های رسمی هشدار می‌دهند ناترازی آبی کشور به نقطه خطرناک رسیده، محمدجواد حاج‌علی‌اکبری، امام جمعه موقت تهران، پشت تریبون نماز جمعه نسخه‌ای آشنا پیچید: «سبک زندگی اسلامی»، «استغفار»، «نماز باران» و «دعای صحیفه سجادیه».

در اوج بحرانی بی‌سابقه در منابع آبی ایران، جایی که گزارش‌های رسمی هشدار می‌دهند ناترازی آبی کشور به نقطه خطرناک رسیده و روستاها در تابستان با تانکر آب‌رسانی می‌شوند، محمدجواد حاج‌علی‌اکبری، امام جمعه موقت تهران، پشت تریبون نماز جمعه نسخه‌ای آشنا پیچید: «سبک زندگی اسلامی»، «استغفار»، «نماز باران» و «دعای صحیفه سجادیه».

این نسخه، نه از مدیریت علمی می‌گوید و نه از اصلاح ساختار حکمرانی. خبری از شخم‌زدن بی‌رویه دشت‌ها، نابودی سفره‌های آب زیرزمینی، سدسازی‌های بی‌حساب یا سوء‌مدیریت وزارت نیرو نیست؛ همه‌چیز به دعا و تقوا حواله می‌شود.

معنوی‌سازی بحران
این رویکرد، الگویی ثابت در جمهوری اسلامی است. از ابتدای انقلاب ۵۷ تا امروز، هر بار خشکسالی یا بحران زیست‌محیطی رخ داده، نماز باران و دعا از نخستین «اقدامات» رسمی اعلام ‌شده‌ است. وزرا، استانداران و مدیران بارها از حوزه‌های علمیه خواسته‌اند برای حل مشکلات دعا کنند. چنین اقداماتی در عمل بیشتر فرار از مسئولیت است تا پاسخ‌گویی مدیریتی.

امام جمعه‌ها؛ تریبون سیاسی، نه مرجع حل بحران
امام جمعه در جمهوری اسلامی یک مقام مذهبی نیست، بلکه منصوب مستقیم رهبر و بخشی از شبکه‌ای نزدیک به ۹۰۰ نفر در سراسر کشور است که با بودجه عمومی، خودروهای ضدگلوله و تریبون هفتگی، ستون تبلیغات سیاسی نظام را تشکیل می‌دهند. این منبرها به‌ظاهر «نماز عبادی ـ سیاسی» نامیده می‌شوند، اما در عمل کارکردی عمدتاً سیاسی دارند؛ ترجمه دستورکار بیت رهبری به زبان دین. در بزنگاه بحران، این تریبون‌ها ماموریت دارند مشروعیت نظام را تثبیت کنند، آن هم به بهای تحریف واقعیت.

از دشمن‌سازی تا توهم دزدی ابرها
منبرهای نماز جمعه بارها به تئوری‌های توطئه دامن زده‌اند. نمونه اخیر، ادعای روزنامه کیهان ـ ارگان وابسته به دفتر رهبری ـ است که مدعی شد ۷۵ شرکت اسرائیلی در ترکیه ابرهای مدیترانه را منحرف می‌کنند تا باران ایران را بدزدند؛ تکرار همان ادعای «دشمن ابر می‌دزدد» که در سال ۲۰۱۸ هم مقام‌های پدافند غیرعامل مطرح کردند و سازمان هواشناسی رسماً رد کرد. این روایت‌ها، به‌جای پذیرش مسئولیت، بحران را به «دشمن خارجی» نسبت می‌دهند.

منابع ملی در خدمت شبکه ایدئولوژیک
مشکل تنها در نسخه‌های غیرعلمی نیست، بلکه در نحوه تخصیص منابع نیز ریشه دارد. طی دهه‌های اخیر، هزاران مرکز مذهبی با بودجه‌های عظیم تغذیه شده‌اند؛ پول‌هایی که اگر صرف توسعه زیرساخت‌های آب و برق می‌شد، امروز وضعیت متفاوت بود. این بودجه‌ها فقط به‌صورت رسمی در لوایح نیست، بلکه از مسیر تفاهم‌نامه‌های متعدد نیز به حوزه‌های علمیه منتقل می‌شود؛ از سازمان مدیریت بحران تا سازمان محیط زیست، از اداره جنگل‌ها تا مرکز فضای مجازی. معصومه ابتکار، رئیس وقت سازمان محیط زیست، تفاهم‌نامه‌ای با حوزه علمیه خواهران امضا کرد تا «فرهنگ محیط زیست منطبق با مبانی اسلامی» ترویج شود؛ گویی بحران محیط زیست مشکل کمبود فقه دارد، نه کمبود مدیریت و علم.

پیامدهای حکمرانی ایدئولوژیک بر زندگی مردم
این الگو پیامدهای ملموس و روزمره دارد؛ آب کمتر، برق ناپایدار، خاک شور، هوای آلوده، ریزگرد، بیماری، مهاجرت اجباری و اعتراض‌هایی که با روایت امنیتی سرکوب می‌شود. در حالی که کشورهای توسعه‌یافته با فناوری و مدیریت علمی بحران آب را مهار می‌کنند، در ایران هنوز نسخه‌های قرون‌وسطایی بر منبرها پیچیده می‌شود.

تداوم بحران در سایه بی‌تدبیری
در ایران امروز، بحران‌ها نه حل می‌شوند و نه مدیریت می‌شوند؛ صرفاً سیاسی‌سازی می‌شوند تا پاسخ‌گویی لازم نباشد و مقصر یا «دشمن» باشد یا «سبک زندگی مردم». نتیجه، آینده‌ای است که هر روز بیشتر در سایه کم‌آبی، تخریب محیط زیست و بی‌تدبیری فرو می‌رود. این چرخه تنها زمانی می‌شکند که مدیریت علمی و شفاف‌سازی جایگزین موعظه و خرافه‌گویی شود.

آیا بحران آب با دعا و نماز باران حل می‌شود؟
این، امشب موضوع «برنامه با کامبیز حسینی» بود. علیرضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار پیشکسوت ایرانی، مهمان اصلی برنامه بود و مخاطبان از سراسر جهان به این پرسش پاسخ دادند و در این‌باره گفت‌وگو کردند.

«برنامه با کامبیز حسینی» دوشنبه تا پنجشنبه، ساعت ۲۳ به وقت تهران، به‌صورت زنده از تلویزیون ایران‌اینترنشنال پخش می‌شود.

پنج گزینه برای پایان جنگ اوکراین به روایت سی‌ان‌ان

۱۸ مرداد ۱۴۰۴، ۰۰:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)

شبکه سی‌ان‌ان در گزارشی که پیش از اعلام قطعی شدن دیدار میان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، نوشته و منتشر شده به بررسی سناریوهایی که می‌تواند جنگ را به پایان برساند پرداخته است.

این دیدار می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در مسیر جنگ اوکراین داشته باشد؛ جنگی که با گذشت بیش از سه سال از آغاز تهاجم روسیه همچنان خونین و پرهزینه ادامه دارد.

به نوشته این شبکه، ترامپ امیدوار است با اتکا به آنچه «قدرت شخصیت» خود می‌داند، مسکو را به توقف جنگ ترغیب کند؛ هرچند که پوتین در ماه‌های اخیر بارها بر موضع حداکثری خود تاکید کرده و گفته است مردم روسیه و اوکراین «یک ملت» هستند و هر جایی که سرباز روسی قدم بگذارد، «خاک روسیه» محسوب می‌شود.

  • ترامپ اعلام کرد که ۲۴ مرداد در آلاسکا با پوتین دیدار خواهد کرد

    ترامپ اعلام کرد که ۲۴ مرداد در آلاسکا با پوتین دیدار خواهد کرد

در طرف مقابل، سی‌ان‌ان می‌گوید پوتین به‌دنبال خرید زمان است. او در ماه مه پیشنهاد آتش‌بس بدون قید و شرط آمریکا، اروپا و اوکراین را رد کرد و به جای آن، دو توقف کوتاه و کم‌اثر یک‌جانبه پیشنهاد داد. این در حالی است که ارتش روسیه در تابستان امسال حمله‌ای گسترده را در خطوط مقدم آغاز کرده و پیشروی‌هایی را به‌دست آورده که می‌تواند تا پاییز موازنه قوا را تغییر دهد.

بر اساس این گزارش، یکی از اهداف واشنگتن از برگزاری این نشست، ایجاد زمینه برای یک اجلاس سه‌جانبه با حضور زلنسکی، رئیس‌جمهوری اوکراین، به‌منظور گفت‌وگو درباره پایان جنگ است؛ مدلی که مسکو در مذاکرات استانبول در ماه مه رد کرد. در مقابل، هدف پوتین از این دیدار، کشاندن ترامپ به مدار روایت و منطق کرملین ارزیابی شده است.

سی‌ان‌ان در ادامه پنج سناریوی اصلی را برای پایان جنگ اوکراین ترسیم کرده است.

۱. آتش‌بس بدون قید و شرط

این سناریو به گفته سی‌ان‌ان «بسیار بعید» است. در این حالت، خطوط مقدم در جای خود باقی می‌ماند اما روسیه پیش‌تر همین پیشنهاد را رد کرده و اکنون که نیروهایش در جبهه پیشروی می‌کنند، دلیلی برای توقف عملیات ندارد.

حتی تهدید تحریم‌های ثانویه علیه چین و هند – دو کشوری که خریدار اصلی نفت و گاز روسیه هستند – بعید است در کوتاه‌مدت محاسبات مسکو را تغییر دهد. تحلیل‌گران معتقدند که تا پایان تابستان و دست‌کم تا اکتبر، پوتین ترجیح می‌دهد جنگ را ادامه دهد، زیرا روند میدانی را به نفع خود می‌بیند.

  • اوکراین شش نفر را به اختلاس در جریان خرید پهپاد و تجهیزات برای ارتش متهم کرد

    اوکراین شش نفر را به اختلاس در جریان خرید پهپاد و تجهیزات برای ارتش متهم کرد

۲. عمل‌گرایی و تداوم گفت‌وگوها

در این سناریو، طرف‌ها به توافقی برای ادامه مذاکرات می‌رسند که عملاً دستاوردهای روسیه را تا آغاز زمستان تثبیت می‌کند. اگر پوتین بتواند تا آن زمان شهرهای شرقی مهمی چون پوکروفسک، کوستیانتینیوکا و کوپیانسک را تصرف کند، جایگاهش در میز مذاکره تقویت خواهد شد. این امکان وجود دارد که روسیه پس از یک زمستان بدون تغییر اساسی در جبهه‌ها، در سال ۲۰۲۶ دوباره حمله را از سر بگیرد یا از مسیر دیپلماتیک تلاش کند این دستاوردها را دائمی کند.

سی‌ان‌ان همچنین احتمال می‌دهد پوتین با برجسته کردن موضوع انتخابات به تعویق‌افتاده اوکراین، مشروعیت زلنسکی را زیر سؤال ببرد و حتی زمینه را برای روی کار آمدن فردی متمایل به روسیه فراهم کند.

  • واکنش هند به تهدید تعرفه‌ای ترامپ: بر اساس نیازمان به خرید نفت از روسیه ادامه می‌دهیم

    واکنش هند به تهدید تعرفه‌ای ترامپ: بر اساس نیازمان به خرید نفت از روسیه ادامه می‌دهیم

۳. مقاومت اوکراین در دو سال آینده

این حالت به کمک‌های پایدار نظامی و مالی آمریکا و اروپا به اوکراین بستگی دارد. اگر این حمایت‌ها ادامه یابد، اوکراین می‌تواند از دادن امتیازات بزرگ جلوگیری کند و حتی با کند کردن سرعت پیشروی روسیه، کرملین را به مذاکره وادار کند. هرچند ممکن است شهرهایی مانند پوکروفسک سقوط کنند، اما تجربه گذشته نشان داده که ارتش روسیه گاهی در تداوم پیشروی ناتوان است. در این سناریو، تحریم‌ها و مشکلات اقتصادی می‌تواند فشار بیشتری بر مسکو وارد کند.

سی‌ان‌ان می‌گوید اروپا حتی برنامه‌ای پیشرفته برای استقرار یک «نیروی اطمینان‌بخش» متشکل از ده‌ها هزار نیروی ناتو در اطراف کی‌یف و دیگر شهرهای بزرگ دارد تا هم به بازسازی اوکراین کمک کند و هم بازدارندگی لازم را در برابر روسیه ایجاد کند.

۴. فاجعه برای اوکراین و ناتو

به باور سی‌ان‌ان، این سناریو زمانی محتمل می‌شود که دیدار ترامپ و پوتین روابط واشینگتن و مسکو را بهبود بخشد اما اوکراین در معادلات کنار گذاشته شود. در چنین شرایطی، شکاف در اتحاد غربی می‌تواند باعث شود دستاوردهای کوچک روسیه به فروپاشی تدریجی خطوط دفاعی اوکراین بین دونباس و شهرهای مهمی چون دنیپرو، زاپوریژیا و حتی کی‌یف منجر شود.

بحران کمبود نیروی انسانی در ارتش اوکراین، با درخواست بسیج گسترده از سوی زلنسکی، می‌تواند به بحران سیاسی داخلی بدل شود. در این وضعیت، اروپا با تهدید امنیتی جدی مواجه است اما ممکن است اراده یا اجماع لازم برای ورود مستقیم به جنگ را نداشته باشد. این مسیر، به گفته سی‌ان‌ان، عملاً پایان استقلال اوکراین خواهد بود.

  • اوکراین: قطعات ساخت هند در پهپادهای روسی یافت شده‌ است

    اوکراین: قطعات ساخت هند در پهپادهای روسی یافت شده‌ است

۵. شکست پوتین؛ تکرار تجربه شوروی در افغانستان

این سناریو شامل فرسایش تدریجی ارتش روسیه، تلفات سنگین هفتگی، دستاوردهای محدود، و فشار فزاینده تحریم‌هاست که روابط مسکو با چین و درآمدهایش از هند را تضعیف می‌کند. ذخایر صندوق ثروت ملی روسیه ممکن است کاهش یابد و نارضایتی میان نخبگان سیاسی کرملین افزایش پیدا کند.

سی‌ان‌ان یادآور می‌شود که چنین لحظاتی از ضعف پیش‌تر نیز در جنگ اوکراین دیده شده؛ از جمله زمانی که یِوگِنی پریگوژین، متحد سابق پوتین، ظاهراً به‌طور ناخواسته رهبری شورشی کوتاه‌مدت علیه مسکو را بر عهده گرفت. تجربه تاریخی شوروی در افغانستان نیز نشان داده که جنگ‌های فرسایشی می‌توانند حتی قدرت‌های ظاهراً باثبات را به زانو درآورند.

  • ترامپ: کاهش قیمت انرژی پوتین را وادار می‌کند کشتار مردم را متوقف کند

    ترامپ: کاهش قیمت انرژی پوتین را وادار می‌کند کشتار مردم را متوقف کند

سی‌ان‌ان در پایان تاکید می‌کند که هیچ‌یک از این گزینه‌ها برای اوکراین «خوب» نیستند. تنها یک مسیر می‌تواند به شکست واقعی روسیه به‌عنوان یک قدرت نظامی و تهدیدی برای امنیت اروپا منجر شود، اما تحقق آن بدون مشارکت مستقیم اوکراین در هرگونه توافق، ممکن نخواهد بود.

به نوشته این شبکه، هیچ‌یک از این سناریوها صرفاً از دیدار دو نفره ترامپ و پوتین حاصل نخواهد شد و حضور اوکراین در هر مرحله از مذاکرات، برای دستیابی به صلحی پایدار، ضروری است.