در پی انتشار ویدیوی رقص در مدرسهای در شهرکرد برای مدیر و افراد مرتبط کیفرخواست صادر شد
دادستان مرکز استان چهارمحال و بختیاری از صدور کیفرخواست برای مدیر مدرسه غیردولتی «صعود» در شهرکرد و دیگر افراد مرتبط با انتشار ویدیویی از رقص در این مدرسه بهدلیل «جریحهدار شدن عفت عمومی» خبر داد.
نصرالدین صالحی، دادستان مرکز استان چهارمحال و بختیاری، چهارشنبه ۱۳ آبان اعلام کرد پس از بررسی اتهامات و تکمیل تحقیقات در دادسرای شهرکرد، کیفرخواست متهمان صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارسال شده است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داد این پرونده پس از انتشار ویدیویی در صفحه رسمی دبیرستان غیردولتی «صعود» و بازتاب آن در فضای مجازی تشکیل شد.
در این ویدیو صحنههایی از رقص افراد و ورقهای بازی دیده میشود و فارس ورقهای بازی را «مرتبط با قمار» توصیف کرده است.
این خبرگزاری همچنین نوشت که پس از انتشار ویدیو، آموزشوپرورش چهارمحال و بختیاری موضوع را در شورای نظارت بر مدارس غیردولتی بررسی کرد و مدیرکل این نهاد نیز از برخورد قانونی با افراد مرتبط خبر داد.
در گزارش منتشر شده در فارس به تعداد دقیق متهمان، هویت دیگر افراد مرتبط با پرونده و عناوین اتهامی آنها اشاره نشده است.
در همین حال، اسناد و اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند وزارت آموزشوپرورش در دستورالعملی تازه، مدارس را موظف کرده است زمینه حضور حداکثری دانشآموزان را در تجمعات حکومتی فراهم کنند.
شماری از دانشآموزان از تهدید به کسر نمره و برخورد انضباطی در صورت شرکت نکردن در این برنامهها خبر دادهاند.
دادگستری چهارمحال و بختیاری ۲۵ شهریور از تشکیل پرونده کیفری برای مدیر مدرسه «صعود» و دیگر افراد مرتبط خبر داد و اعلام کرد رسیدگی به موضوع در شعبه بازپرسی دادسرای شهرکرد در جریان است.
ارشاد شاهقلی، مدیر روابط عمومی آموزشوپرورش چهارمحال و بختیاری، ۲۲ شهریور اعلام کرده بود که به گفته مدیر مدرسه، ویدیوی منتشر شده مربوط به یک دورهمی خانوادگی در فضای مدرسه بوده و به اشتباه در صفحه رسمی آن نشر و پس از مدت کوتاهی حذف شده است.
برخورد با مدیران مدارس در پی انتشار ویدیوهایی از رقص و پایکوبی دانشآموزان و معلمان، پیش از این نیز سابقه داشته است.
مهر ۱۴۰۲، پس از انتشار ویدیویی از پخش ترانه «دافی» و پایکوبی دانشآموزان در مدرسهای دخترانه در کرمان، رضا رضایی، مدیرکل آموزشوپرورش استان کرمان، از برکناری مدیر مدرسه و معرفی او به هیات تخلفات اداری خبر داد.
خرداد ۱۳۹۸ نیز پس از انتشار ویدیویی از رقص کُردی دانشآموزان دختر و معلمان یک مدرسه غیردولتی در مهاباد، مقامهای قضایی و مسئولان آموزشوپرورش این شهر از برکناری مدیر مدرسه، تجدیدنظر در گزینش معلمان و احتمال لغو مجوز مدرسه خبر دادند.
رییس انجمن متخصصان بیماریهای عفونی کشور از افزایش همزمان ابتلا به کرونا و آنفلوآنزا در ایران خبر داد و گفت سهم نمونههای مثبت کووید ۱۹ به حدود ۱۷ تا ۱۸ درصد رسیده و حدود ۵۰ درصد موارد ابتلا به این بیماری مربوط به کودکان زیر ۱۵ سال است.
آمیتیس رمضانی، عضو هیات علمی انستیتو پاستور ایران و رییس انجمن متخصصان بیماریهای عفونی کشور، چهارشنبه ۱۳ آبان در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا اعلام کرد موارد ابتلا به عفونتهای تنفسی با سرد شدن هوا افزایش یافته است.
او گفت روند ابتلا به کووید ۱۹ از بهار سال جاری صعودی بوده و بر اساس پایش نمونههای بیماران سرپایی و بستری، این روند همچنان ادامه دارد.
به گفته رمضانی، برخلاف بسیاری از کشورها که افزایش ابتلا به آنفلوآنزا با روند صعودی کرونا همراه نیست، در ایران موارد ابتلا به هر دو بیماری همزمان افزایش یافته است.
او همچنین گفت موارد مثبت آنفلوآنزا نسبت به مدت مشابه سال گذشته بیشتر شده و در حال حاضر، ویروس آنفلوآنزای نوع بی، غالب است؛ هرچند میزان شیوع آن هنوز نسبتا پایین است.
افزایش همزمان بیماریهای تنفسی در شرایطی رخ میدهد که بحران دارو و فشارهای اقتصادی، دسترسی شهروندان را به خدمات درمانی دشوار کرده است.
شماری از شهروندان ۱۲ آبان در پیامهایی به ایراناینترنشنال از ناتوانی مالی برای تهیه دارو و اقلام ضروری در شرایط اضطراری خبر دادند.
علائم طولانیمدت و ابتلای مجدد به کرونا
رییس انجمن متخصصان بیماریهای عفونی کشور گفت بیماران مبتلا به عفونتهای تنفسی معمولا علائم شدیدتر و طولانیتری دارند و ممکن است تا دو یا سه هفته درگیر بیماری بمانند.
او توضیح داد سرماخوردگی معمولی اغلب با آبریزش و گرفتگی بینی همراه است و طی سه تا چهار روز بهبود مییابد، اما کووید ۱۹ میتواند با تب و لرز، سردرد، بیحالی و درد شکم همراه باشد.
به گفته رمضانی، اختلال بویایی و چشایی در مبتلایان به کرونا نسبت به گذشته کمتر مشاهده میشود و علائم این بیماری اغلب به آنفلوآنزا شباهت دارد.
او تاکید کرد سویههای کنونی کرونا همچنان از زیرشاخههای قبلی امیکرون، از جمله XFG و RV.1، هستند و جهشهای تدریجی ویروس میتوانند اثربخشی پادتنهای ناشی از ابتلاهای قبلی یا واکسیناسیون را کاهش دهند.
رمضانی گفت موارد ابتلای مجدد به کووید ۱۹ افزایش یافته، اما شدت بیماری رشد قابل توجهی نداشته است.
او با اشاره به آسیبپذیری کودکان زیر ۱۵ سال، بر ضرورت اقدامات پیشگیرانه در مدارس تاکید کرد.
قباد مرادی، رییس مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت، ۲۹ شهریور درباره احتمال آغاز موج تازه آنفلوآنزا هشدار داد و بر ضرورت رعایت اقدامات پیشگیرانه، بهویژه در مدارس، تاکید کرد.
او ۱۵ شهریور نیز از عبور موارد ابتلا به کرونا از آستانه هشدار پایین و افزایش مبتلایان به آنفلوآنزا خبر داده بود.
رضا شفاخواه، وکیل امیرحسین موسوی، زندانی سیاسی، از صدور حکم اعدام برای موکلش به اتهام «افساد فیالارض از طریق فعالیت در فضای مجازی» خبر داد. موسوی همچنین به اتهام «توهین به مقدسات» به پنج سال حبس محکوم شده است.
شفاخواه چهارشنبه ۱۳ آبان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت حکم اعدام موسوی بهدلیل فعالیت مجازی در حساب کاربری «جیمز بیدین» صادر شده است.
سعیده موسوی، خواهر این زندانی سیاسی، نیز در ایکس با انتشار تصویری از برادرش و جزییات احکام صادرشده نوشت: «ما این حکم ناعادلانه را محکوم میکنیم و خواهان لغو آن و نجات جان امیرحسین هستیم. صدای امیرحسین باشید. سکوت نکنید.»
بهگفته خواهر این زندانی سیاسی، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی، موسوی را به اتهام «افساد فیالارض» به اعدام و به اتهام «توهین به مقدسات» به پنج سال حبس محکوم کرده است.
در ماههای پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای شمار زیادی از بازداشتشدگان این اعتراضات و دیگر زندانیان سیاسی احکامی از جمله اعدام، حبس، شلاق و مصادره اموال صادر کرده است.
بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر ایران، از ابتدای سال ۲۰۲۶ (۱۱ دی ۱۴۰۴) تا پایان اکتبر (نهم آبان)، دستکم ۸۱ نفر با اتهامهای سیاسی در ایران اعدام شدند.
بررسیهای تازه ایراناینترنشنال نشان میدهد با صدور احکام جدید در هفتههای گذشته، شمار زندانیان محکوم به اعدام با اتهامهای سیاسی به حدود ۲۲۰ نفر رسیده و جان آنها همچنان در خطر است؛ این شمار بر اساس گزارش ۱۴ مهر، حدود ۱۹۴ نفر بود.
۱۴ زندانی سیاسی، ۲۳ مهرماه با انتشار بیانیهای از زندان اوین، درباره خطر صدور حکم اعدام برای امیرحسین موسوی هشدار داده بودند.
امضاکنندگان با اشاره به افزوده شدن اتهامهای «محاربه» و «افساد فیالارض» به پرونده موسوی، از نقض حقوق متهمان، گرفتن اعترافات اجباری و تاثیر گزارشهای صداوسیما بر روند رسیدگی قضایی انتقاد کرده بودند.
جلسه رسیدگی به اتهامهای موسوی مردادماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود.
شفاخواه نیز آبان ۱۴۰۴ پرونده موکلش را «نمونهای آشکار از نقض اصول دادرسی عادلانه» توصیف کرده بود.
او گفته بود نهادهای امنیتی بر اساس چند توییت موسوی، ۹ عنوان اتهامی از جمله «اقدام علیه امنیت داخل کشور» و «همکاری و تبادل اطلاعات با اسرائیل» علیه او مطرح کردهاند.
موسوی، فعال شبکههای اجتماعی که در ایکس با نام «جیمز بیدین» شناخته میشد، از آذرماه ۱۴۰۳ در بازداشت به سر میبرد.
بخش خبری ۲۰:۳۰ صداوسیمای جمهوری اسلامی ۱۴ مهر ۱۴۰۴ اعترافات اجباری او را پخش کرد.
موسوی در نامهای از زندان اوین که ۱۵ مهر در صفحه اینستاگرام مهدی محمودیان، زندانی سیاسی، منتشر شد، اتهامهای مطرحشده علیه خود را رد کرد و گفت اعترافاتش تحت فشار بازجو گرفته شده است.
او اعلام کرد پس از ۱۴۸ روز نگهداری در سلول انفرادی، ضربوشتم و بازداشت همسرش، با تهدید به بازداشت دوباره او مجبور به انجام مصاحبه شده است.
موسوی همچنین گفت اظهاراتش در این مصاحبه با القای بازجو و تحت فشار بیان شده و صداوسیما آنها را با تقطیع و تحریف پخش کرده است.
او اتهام «تامین اطلاعات مراکز حساس نظامی» برای اسرائیل و ارتباط با عوامل موساد را رد کرد و تاکید کرد که به اطلاعات محرمانه دسترسی نداشته است.
گرفتن و پخش اعترافات اجباری زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی سابقهای طولانی دارد. خانوادهها و منابع مطلع به ایراناینترنشنال گفتهاند بسیاری از این اعترافات با تهدید و شکنجه گرفته شدهاند.
وکلا و نهادهای حقوق بشری نیز درباره محرومیت بازداشتشدگان از وکیل مستقل، استفاده از اعترافات اجباری و صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، هشدار دادهاند.
مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در بیانیهای به مناسبت سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران، هرگونه «امتیاز دادن» به واشینگتن را رد کرد و درباره امید بستن به تغییرات حزبی در ایالات متحده هشدار داد.
این بیانیه چهارشنبه ۱۳ آبان همزمان با مذاکرات تهران و واشینگتن و یک روز پس از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا منتشر شد؛ رقابتی که در آن دموکراتها اکثریت هر دو مجلس نمایندگان و سنا را به دست آوردند.
خامنهای نوشت: «اگر هنوز کسانی هستند که اندک امیدی به تغییر رفتار یا جابهجاییهای حزبی و جناحی در نظام سلطه دارند و یا تصور میکنند با امتیاز دادن به آمریکا میتوانند او را از دشمنی با ملت ایران منصرف کنند، سخت در اشتباهاند.»
رهبر دیده نشده جمهوری اسلامی افزود «کمترین گرایش تسلیمآمیز» در برابر ایالات متحده، این کشور را به سوی «زیادهخواهی بیشتر و جنگها و جسارتهای بعدی» سوق خواهد داد.
او با تکرار تهدیدهای پیشین خود هشدار داد حمله دوباره به حکومت ایران با پاسخی «بسیار وسیعتر» روبهرو خواهد شد.
پیشتر در ۱۲ آبان، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، پاسخ آمریکا به خواستههای حکومت ایران را «قانعکننده» ندانست و بازگشایی تنگه هرمز را منوط به تحقق شروط تهران کرد.
این مواضع در شرایطی مطرح میشود که چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن در هالهای از ابهام قرار دارد و گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی بالا گرفته است.
انتقاد از مواضع کشورهای منطقه
رهبر جمهوری اسلامی در ادامه بیانیه خود، بدون نام بردن از کشورهای عربی منطقه، حکومتهای همپیمان ایالات متحده را «دستنشانده» خواند و همکاری آنها با واشینگتن را هدف انتقاد قرار داد.
خامنهای نوشت تحولات خلیج فارس و تنگه هرمز «افسانه شکستناپذیری آمریکا» را باطل کرده و «بیوفایی و عجز قدرتهای بزرگ در دفاع از حکومتهای دستنشاندهشان» را آشکار ساخته است.
او افزود مردم آمریکا و «حکومتهای دستنشانده» هزینههای «محاسبات غلط و توهمات استکباری» را میپردازند.
مقامهای جمهوری اسلامی در حالی بر شدت لفاظیهای تهدیدآمیز خود افزودهاند که تداوم تحریمها و تشدید بحران معیشتی، توان اقتصادی مردم ایران را تحلیل برده و سفرههای آنان را هر روز کوچکتر کرده است.
همزمان، بلاتکلیفی درباره آینده نیز فشار روانی سنگینی بر جامعه وارد آورده است. با این حال، مقامهای حکومت همچنان بر ادامه سیاست خارجی خود، بهویژه رویارویی با آمریکا و اسرائیل، پافشاری میکنند.
علیرضا آقایوسفی، رییس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، سوم آبان درباره نزدیک شدن جامعه ایران به وضعیت اضطراری در حوزه سلامت روان و آسیبهای اجتماعی هشدار داد و اعلام کرد بلاتکلیفی ناشی از شرایط «نه جنگ و نه صلح» فشار شدیدی بر مردم وارد میکند.
مجتبی خامنهای ۵۷ ساله، پس از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، در آغاز کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی منصوب شد.
او از آن زمان، در هیچ مراسم یا مکان عمومی حاضر نشده و هیچ پیام صوتی یا تصویری منتشر نکرده است. پیامهای منتسب به او تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
از اتهامزنی به حکومت پهلوی تا ستایش گروههای نیابتی
خامنهای واشینگتن را به تلاش برای «غارت داراییهای ملت ایران» در دوران پهلوی متهم کرد و نوشت مقامهای آمریکایی «با تاسیس ساواک و مسلط ساختن فضای سنگین امنیتی بر جامعه، دست حکومت جائر آن زمان را برای اقدام به سرکوب هر حرکت معترضانهای بازتر کردند».
او در راستای سخنان دیگر مقامهای جمهوری اسلامی که پس از دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به هویت ملی و تاریخ ایران متوسل شدهاند، ایالات متحده را به تلاش برای «نابودی تمدن اصیل و کهن ایران» و «فروپاشی نظام» متهم کرد.
خامنهای در حالی از «فضای سنگین امنیتی» دوران پهلوی سخن میگوید که جمهوری اسلامی از زمان استقرار خود در سال ۵۷، بارها اعتراضات مردمی را با کشتار و سرکوب گسترده پاسخ داده است.
اعدام زندانیان سیاسی و معترضان، یکی از ابزارهای سرکوبگرانه حکومت است. در تازهترین مورد، جمهوری اسلامی ۱۲ آبان امیرحسین ملکی و امیرحسین ابراهیمی، دو تن از معترضان خیزش دیماه، را اعدام کرد.
خامنهای همچنین از «حماسهسازیهای» جبهه مقاومت «از فلسطین و لبنان تا عراق و یمن» تمجید کرد و آن را نشانه «وحدت ساحات جبهه حق» دانست.
«جبهه مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران، از جمله حماس، حزبالله لبنان، حشد شعبی عراق و حوثیهای یمن، به کار میبرند.
مقامهای حکومت ایران در ماههای اخیر بارها بر تداوم حمایت از گروههای نیابتی تاکید کردهاند.
رویترز ۱۵ مهر گزارش داد حزبالله بهتازگی ۲۰۰ میلیون دلار از جمهوری اسلامی دریافت کرده است. این خبرگزاری چهارم آبان نوشت حزبالله با کمک مالی حکومت ایران برای جنگ احتمالی تازه با اسرائیل آماده میشود.
ادامه کمکهای مالی و تسلیحاتی به گروههای نیابتی در سالهای گذشته با اعتراض گسترده ایرانیان روبهرو بوده است؛ آن هم در شرایطی که بحران معیشت، تورم و بیکاری، گذران زندگی را برای آنان دشوارتر کرده است.
پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا، واکنشهای متفاوتی در میان مخاطبان ایراناینترنشنال برانگیخت. برخی از تعلل دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی و بلاتکلیفی طولانی او گفتند. گروهی دیگر معتقدند تغییر اکثریت کنگره به معنای پایان اختیار او برای اقدام نظامی نیست.
در انتخابات ۱۲ آبان، دموکراتها پس از دو سال، کنترل مجلس نمایندگان و سنا را از جمهوریخواهان پس گرفتند.
این انتخابات اختیارات ریاستجمهوری ترامپ را در دو سال باقی مانده حضورش در کاخ سفید تغییر نمیدهد اما بر تصمیمگیریها و اقدامات او بیتاثیر نخواهد بود.
یکی از مخاطبان خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی نوشت: «خوشحالی زودهنگام نداشته باشید. یک ترامپ عصبانی برای شما بسیار مهلکتر از یک ترامپ خوشحال است.»
هشدار به خوشحالی «زودهنگام» جمهوری اسلامی
در حالی که مقامات و حامیان جمهوری اسلامی در تلاشند تا این نتایج را به عنوان یک پیروزی برای خود و نشانهای از شکست سیاستهای دولت ترامپ تفسیر کنند، نگاهی به پیامهای شهروندان نشان میدهد دیدگاه مردم ایران بسیار متفاوت، همراه با نگرانیهای عمیق است.
بسیاری از مخاطبان این خوشحالی را «زودهنگام» و ناشی از درک نادرست از ساختار قدرت در آمریکا خواندند.
یک کاربر نوشت: «مقامهای جمهوری اسلامی طوری دارند رجز میخوانند که انگار نمیدانند ترامپ هنوز دو سال دیگر بر سر کار است. و حتی همین زمان برای اتمام کار کافی است.»
شهروند دیگری اشاره کرد انتخابات کنگره الزاما تاثیر مستقیمی در حمله به جمهوری اسلامی ندارد؛ چون ترامپ میتواند با وتو کردن مخالفتها در کنگره، کماکان عملیات نظامی را اجرا کند.
دوره کنگره جدید از سوم ژانویه ۲۰۲۷ آغاز میشود. ترامپ گفته بود در صورت پیروزی دموکراتها، ممکن است آنقدر از حق وتوی مصوبات کنگره استفاده کند که به «آقای وتو» تبدیل شود.
ایراناینترنشنال پیشتر در گزارشی درباره پیامدهای انتخابات توضیح داد که اکثریت دموکراتها میتواند نظارت بر دولت و محدودیتهای بودجهای جنگ را افزایش دهد، اما عبور از وتوی رییسجمهوری به رای دو-سوم اعضای حاضر و رایدهنده در هر دو مجلس نیاز دارد.
انتقاد از سیاستهای مماشاتگرایانه ترامپ
بخش قابل توجهی از پیامها حاوی انتقاد از عملکرد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی است.
برخی بر این باورند که ترامپ با اتخاذ سیاستهای نامشخص میان مذاکره، فشار اقتصادی و اقدام نظامی، نتوانست به وعدههای خود عمل کند و فرصت پایان دادن به جنگ و تغییر حکومت ایران را از بین برد.
شهروندی نوشت: «ترامپ آنقدر این وضعیت بلاتکلیف را ادامه داد و یک روز از جنگ و روز دیگر از مذاکره گفت که فرصت سرنگونی جمهوری اسلامی را از دست داد و موقعیتی را که میتوانست برایش پیروزی باشد، به شکست تبدیل کرد.»
مخاطب دیگری گفت ترامپ با این همه «مماشات»، فقط به جمهوری اسلامی فرصت داد وقتکشی کند، پشت دیپلماسی پنهان شود و از حملات اسرائیل در امان بماند.
برخی این رویکرد را با عباراتی مانند «بازی موش و گربه» و «استراتژی یکی به نعل و یکی به میخ» توصیف کردند.
ترامپ ۱۱ آبان، در آستانه انتخابات میاندورهای، اعلام کرد برای ازسرگیری جنگ عجله ندارد و میخواهد با ادامه فشار اقتصادی، تهران را به پذیرش توافق وادار کند.
او تاکید کرد در صورت شکست مذاکرات، گزینه نظامی همچنان روی میز خواهد بود.
یکی از مخاطبان در واکنش به این رویکرد گفت ترامپ تصور میکند فشار اقتصادی، مردم ایران را به خیابانها میکشاند، در حالی که شهروندان علاوه بر مشکلات معیشتی، با سرکوب مسلحانه مواجه هستند.
شهروندی، ترامپ را مسئول از دست رفتن فرصت ادامه حملات پس از کشته شدن علی خامنهای دانست و کاربر دیگری گفت رییسجمهوری آمریکا با جلوگیری از ادامه عملیات اسرائیل، روند سرنگونی را متوقف کرد.
برخی شهروندان با اشاره به ادامه اعدامها، فشارهای اقتصادی و تهدید زیرساختهای حیاتی ایران، سیاست ترامپ را ناکارآمد توصیف کردند.
در میان نگرانیها از این تعلیق طولانی، پیامهایی نیز وجود دارند که با استناد به نمونههای تاریخی، نشان میدهند کنترل کنگره از سوی دموکراتها لزوما مانع از اقدامات نظامی و فشارهای دولت ترامپ بر تهران نخواهد شد.
برخی شهروندان در همین زمینه به تاریخ ارجاع دادهاند؛ یک کاربر فهرستی از جنگهای آمریکا را ارائه کرد که در زمان تسلط حزب مخالف بر کنگره ادامه یافته است.
تداوم جنگ ویتنام و گسترش آن به کامبوج در دوره ریچارد نیکسون، جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و دوره جورج بوش پدر، عملیات نظامی علیه داعش و عملیات لیبی در دوره باراک اوباما، از جمله این موارد هستند.
جنگهای افغانستان و عراق در دوره جورج بوش پسر نیز نمونههایی از این مثال هستند.
از سال ۲۰۰۷ تا پایان ریاستجمهوری بوش در سال ۲۰۰۹، هر دو مجلس در اختیار دموکراتها بود اما جنگها ادامه یافتند.
درگذشت حمید علیدوستی، پدر ترانه علیدوستی، و حملاتی که همزمان با مراسم تشییع و خاکسپاری او متوجه این بازیگر شد، بار دیگر یکی از تاریکترین وجوه فضای مجازی را به نمایش گذاشت: سایبربولی و خشونتی که بخشی از کاربران دیگر در آن هیچ مرز اخلاقی و انسانیای نمیشناسند.
تلخ است که حتی لحظات سوگواری یک انسان نیز از حملات کسانی که اختلاف سیاسی را به خصومت شخصی تبدیل کردهاند، در امان نیست.
ترانه علیدوستی، فارغ از هر موضع سیاسی و دیدگاهی که ممکن است با آن موافق یا مخالف باشیم، در این لحظه پیش از هر چیز دختری است که پدرش را از دست داده است.
آیا برای درک این واقعیت باید با تمام مواضع سیاسی او موافق باشیم؟
در فرهنگ ایرانی، احترام به خانواده و بازماندگان کسی که عزیزی از دست داده، همواره بخشی از قواعد ابتدایی همزیستی اجتماعی بوده است؛ هرچند این حرمت همیشه و در مورد همه رعایت نشده، بهویژه وقتی پای وابستگان به ساختار قدرت یا مخالفان حکومت در میان بوده است.
با اینحال، اختلاف سیاسی نباید بهانهای برای عبور از ابتداییترین مرزهای انسانی باشد.
این حملات محدود به ترانه علیدوستی نیست و طی سالهای اخیر، افراد متعددی از طیفهای سیاسی و اجتماعی مختلف هدف توهین، تهدید و تخریب قرار گرفتهاند.
مساله دیگر صرفا اختلاف نظر نیست؛ شکلگیری فرهنگی است که در آن فحاشی و آزار روانی به ابزاری برای وادار کردن دیگران به سکوت یا همسویی تبدیل میشود.
سایبربولی؛ فراتر از چند کامنت توهینآمیز
افراد در برابر آزار اینترنتی واکنش یکسانی ندارند. بهطور تقریبی میتوان سه نوع واکنش را در میان قربانیان مشاهده کرد: گروهی که چندان تحت تاثیر قرار نمیگیرند. گروهی که آسیب میبینند، اما با کمک تواناییهای فردی و حمایت اطرافیان آثار آن را مدیریت میکنند و گروهی که فشار حملات بهتدریج زندگی شخصی، اجتماعی یا حرفهای آنان را مختل میکند.
برای گروه سوم، آزار مستمر و گروهی ممکن است به انزوا، افسردگی و بحرانهای جدی سلامت روان منجر شود و در موارد شدید، خطر خودآسیبرسانی را افزایش دهد. بنابراین، چیزی که برای یک کاربر چند کلمه در یک صفحه نمایش است، ممکن است برای فرد دیگری بخشی از فشاری فرساینده و مداوم باشد.
این مساله در جامعهای مانند ایران که سالها با سرکوب، بحرانهای سیاسی، فشار اقتصادی، جنگ و ترومای جمعی روبهرو بوده، اهمیت بیشتری دارد. جامعهای با این حجم از خشم و آسیب، بیش از هر زمان دیگری به همدلی و بازسازی اعتماد اجتماعی نیاز دارد؛ نه اینکه شهروندان خشم و ناامیدی خود را به سمت یکدیگر تخلیه کنند.
در بخشی از فضای مجازی، بهخصوص شبکه ایکس، موجی از برچسبزنی سیاسی، اتهامزنی بدون سند، فحاشی جنسیتزده و حتی تهدید به تجاوز و قتل به چشم میخورد. بدون دادههای معتبر نمیتوان ادعا کرد کاربران خارج از کشور بیش از کاربران داخل ایران در این رفتارها نقش دارند؛ اما شدت برخی برخوردها در این فضاها قابل تامل است.
همچنین نسبت دادن قطعی این حملات به یک جریان سیاسی مشخص یا یک عملیات سازمانیافته، بدون شواهد کافی، درست نیست و باید میان رفتار فردی کاربران، حملات هماهنگ و عملیات احتمالی سازمانیافته، تفاوت گذاشت.
جمهوری اسلامی و دیگر جریانهای سیاسی نیز ممکن است از فضای دوقطبی و تخریب متقابل بهرهبرداری کنند، اما نکته اساسی این است که سایبربولی به هیچ گروه سیاسی خاصی تعلق ندارد و هر کسی، با هر عقیدهای، ممکن است قربانی آن شود.
ناشناس بودن به معنای بیمسئولیتی نیست
بخشی از مشکل به این تصور برمیگردد که اینترنت فضایی بدون مسئولیت است.
برخی کاربران تصور میکنند پشت صفحه نمایش میتوان هر چیزی گفت و هیچ پیامدی متوجه آنها نخواهد شد؛ در حالی که ناشناس بودن یا استفاده از حساب کاربری مستعار، مسئولیت اخلاقی و در مواردی مسئولیت قانونی را از بین نمیبرد.
البته هر انتقاد یا توهینی الزاما جرم نیست؛ اما تهدید جدی، آزار مستمر، تعقیب اینترنتی و انتشار غیرمجاز اطلاعات خصوصی، بسته به قوانین کشورها و شرایط پرونده، میتوانند قابل پیگرد باشند.
تجربه اروپا؛ قانون در کنار حمایت و آموزش
در بسیاری از کشورهای اروپایی، مقابله با آزار اینترنتی فقط به توصیه اخلاقی محدود نمیشود و مجموعهای از مسیرهای قانونی، حمایتی و آموزشی برای قربانیان وجود دارد.
این ساز و کارها کامل نیستند و تضمین نمیکنند که هر شکایتی به نتیجه برسد، اما دستکم راههایی برای درخواست کمک فراهم میکنند.
در بریتانیا، تهدید و آزار مستمر اینترنتی، بسته به شرایط، ممکن است تحت قوانین مربوط به harassment یا ارتباطات مخرب بررسی شود.
پلیس متروپولیتن راهنمای مشخصی درباره آزار در شبکههای اجتماعی منتشر کرده است.
افراد همچنین میتوانند از طریق پلیس، خدمات حمایتی مانند The Cyber Helpline و در مسائل مرتبط با محیط کار از طریق مدیر، واحد منابع انسانی یا نهاد Acas کمک بگیرند.
قانون Online Safety Act 2023 نیز برای پلتفرمهای مشمول، تعهداتی در زمینه ایمنی کاربران و مقابله با محتوای غیرقانونی ایجاد کرده است.
در آلمان، بسته به نوع رفتار، موادی از قانون کیفری درباره توهین، افترا، تهدید و تعقیب مستمر میتوانند کاربرد داشته باشند.
سامانههای پلیس آنلاین (Onlinewache) در ایالتهای مختلف امکان ثبت برخی گزارشها و شکایتها را فراهم میکنند. پلیس همچنین بر حفظ مستندات و مراجعه به مراجع رسمی در موارد جدی تاکید دارد.
نهادهایی مانند JUUUPORT و klicksafe نیز در زمینه آموزش و پیشگیری فعالیت میکنند.
در فرانسه، سرویس ۳۰۱۸ بهصورت رایگان و محرمانه، هفت روز هفته از ساعت ۹ تا ۲۳، به کودکان و نوجوانان قربانی آزار دیجیتال کمک میکند.
وبسایت رسمی Service-Public نیز درباره نحوه گزارش آزار اینترنتی، مراجعه به پلیس یا دادستانی و درخواست حذف محتوای غیرقانونی، راهنمایی ارائه میدهد.
سامانه PHAROS هم برای گزارش برخی محتواهای غیرقانونی در اینترنت در نظر گرفته شده است.
این نمونهها نشان میدهند مقابله با سایبربولی به ترکیبی از قانون، پلیس، حمایت روانی و حقوقی، آموزش عمومی و مسئولیت پلتفرمها، نیاز دارد.
یکی از مشکلات جامعه ایرانی، چه در داخل و چه در خارج کشور، ناآگاهی از همین مسیرهای حمایتی است. بسیاری نمیدانند چگونه مستندات آزار را حفظ کنند، به کجا مراجعه کنند یا چطور از امکانات محل کار، دانشگاه و کشور محل اقامتشان کمک بگیرند.
اطلاعرسانی رسانهها و انجمنهای ایرانی درباره این حقوق میتواند بخشی از این خلأ را جبران کند.
اختلاف سیاسی، مجوز حذف انسانیت نیست
پرسش اصلی این است: چرا بخشی از خشم سیاسی جامعه بهجای آن که متوجه ساختار قدرت و عاملان سرکوب شود، به سمت افرادی میرود که ممکن است خودشان نیز قربانی همان ساختار باشند؟
جمهوری اسلامی سالها جامعه را با دوگانه «با ما» و «بر ما» تقسیم کرده است. آیا قرار است مخالفان این حکومت نیز همان منطق را در روابط اجتماعی خود بازتولید کنند؟ آیا میتوان مدعی دفاع از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر بود، اما برای کسانی که با ما همنظر نیستند، حق برخورداری از کرامت انسانی قائل نشد؟
همبستگی اجتماعی به معنای یکسان فکر کردن نیست و ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتوانیم در کنار کسی بایستیم که با او اختلاف نظر داریم، اما حقوق انسانیاش در حال نقض شدن است.
مسئولیت این وضعیت فقط بر عهده مهاجمان نیست. تماشاگران نیز در شکلگیری فرهنگ فضای مجازی نقش دارند. لازم نیست برای محکوم کردن آزار یک فرد، از تمام مواضع سیاسی او دفاع کنیم. گاهی کافی است بهجای بازنشر تصاویر حاوی فحاشی و تهدید، خود رفتار را محکوم کنیم و از قربانی، حمایت انسانی نشان دهیم.
بازنشر مکرر محتوای آزارگرانه، حتی با نیت انتقاد، ممکن است دامنه انتشار آن را بیشتر کند.
جامعه ایرانی امروز بیش از هر زمان دیگری به بازسازی اعتماد و همبستگی نیاز دارد. باید پیش از آن که فضای اجتماعی ما از وضعیت خاکستری به سیاهی مطلق برسد، در برابر فرهنگ تخریب و ارعاب، فارغ از اینکه عاملان آن به کدام طیف سیاسی تعلق دارند، مرزبندی کنیم.
هیچ عقیده و هدف سیاسیای نمیتواند توجیهی برای تهدید، تحقیر و آزار انسانها باشد.
نباید به لمپنهای فضای مجازی، از هر جریان و گرایشی که باشند، اجازه دهیم گفتوگو را به میدان عربدهکشی و تخریب تبدیل کنند.
قرار نیست همه مثل هم فکر کنیم. قرار نیست همه یکدیگر را تایید کنیم. اما باید بر سر یک اصل توافق داشته باشیم: هیچکس حق ندارد به بهانه اختلاف سیاسی، کرامت انسانی دیگری را لگدمال کند.
اگر قرار است فردای ایران متفاوت از امروز باشد، این تفاوت باید از همین امروز و از رفتار خود ما آغاز شود.