سنتکام گزارش سپاه درباره انهدام شناور بدون سرنشین آمریکایی در تنگه هرمز را رد کرد
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، گزارش سپاه پاسداران درباره انهدام یک شناور بدون سرنشین نظامی آمریکا در تنگه هرمز را نادرست خواند و اعلام کرد وضعیت تمامی شناورهای بدون سرنشین آمریکایی در خاورمیانه مشخص است و هیچکدام از دست نرفتهاند.
سنتکام جمعه هشتم آبان در حساب خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت خبر انهدام این شناور، مانند بسیاری از گزارشهای سپاه در هفته جاری، دروغ است.
این فرماندهی افزود یک یگان از شناورهای پیشرفته بدون سرنشین آمریکا در تنگه هرمز گشتزنی میکند و از آرایش دفاعی سنتکام پشتیبانی میکند.
تصور کنید یک خانه کوچک چهارنفره دارید، اما ناگهان ۲۰ نفر مهمان جدید سر برسند، بدون اینکه متراژ خانه یک سانتیمتر بزرگتر شود، شیری به شیرهای آب اضافه شود یا بشقاب و غذای بیشتری در یخچال باشد. ماجرای ۱۲۶ سال گذشته ما و کره زمین دقیقا همین است.
در سال ۱۹۰۰، جمعیت جهان حدود ۱.۶ میلیارد نفر بود؛ عددی که رسیدن به آن میلیونها سال زمان برده بود. اما تنها در ۱۲۶ سال گذشته، این عدد با رشدی پنجبرابری از مرز هشت میلیارد نفر گذشت.
در این مدت، زمین ذرهای بزرگتر نشد، باران بیشتری نبارید و خاکی اضافه نشد. انسان به دلخوشی ضربالمثل قدیمی «آن که دندان دهد، نان دهد» جمعیت را پنج برابر کرد، بیآنکه ببیند توان زمین برای تولید آب و گندم روزبهروز تحلیل رفته است.
البته این افزایش جمعیت بیدلیل هم نبود. علم و پزشکی پیشرفت کرد، واکسنها آمدند، مرگومیر نوزادان کم شد و میانگین طول عمر انسان که در سال ۱۹۰۰ زیر ۴۰ سال بود، حالا طبق گزارشهای سازمان بهداشت جهانی به بالای ۷۱ سال رسیده است.
پارادوکس ماجرا اینجاست که علم مدرن در آغاز راه تمام تمرکز خود را بر کاهش مرگومیر و حفظ حیات گذاشت، بیآنکه اثرات جانبی این پیروزی را پیشبینی کند.
در واقع، این حجم از انباشت پسماند، تخریب اکوسیستمها و شتاب در تخلیه منابع، حاصل غافلگیری جهان در برابر تبعات همان جمعیتی بود که با نبوغ پزشکی و کشاورزی زنده نگه داشته شد.
بر اساس دادههای بانک جهانی، سالانه بیش از دو میلیارد تن زباله جامد در زمین تولید میشود.
پلاستیکها نه فقط به اقیانوسها، بلکه به خون و ریه خودمان هم نفوذ کردهاند. هوا روزبهروز گرمتر میشود، رودخانهها خشک میشوند و خاک حاصلخیزی که میلیونها سال ذخیره شده بود، در عرض یک نسل دارد تبدیل به کویر میشود.
عجیبتر اینکه در همین ۱۲۶ سال گذشته، بدترین فجایع تاریخ بشر رخ داد. دو جنگ جهانی با دهها میلیون کشته، قحطیهای شدید، آنفلوآنزای اسپانیایی و همهگیری ویروس کرونا با چند میلیون قربانی.
با این حال، هیچکدام از اینها حتی برای چند ماه هم نتوانستند ترمز سرعت زاد و ولد انسان را بکشند؛ مانند رانندهای که پایش را روی گاز گذاشته و بیترمز جلو میرود، بدون اینکه نگاه کند آیا بنزینی برای ادامه مسیر مانده یا نه.
یکی از مهمترین گرههای این ماجرا فقط در تعداد آدمها نیست، بلکه در جغرافیای تولد آنهاست.
آمارهای صندوق جمعیت سازمان ملل (UNFPA) نشان میدهد در مناطقی که رفاه، آب و بهداشت وجود دارد، زاد و ولد روندی کاهشی پیدا کرده است.
با این حال، در کانونهای خشکسالی، فقر و گرمای طاقتفرسا، ماشین تولیدمثل بیوقفه کار میکند. نتیجه، تولد نوزادانی است که سهم اولیهشان از آب و خاک پیشاپیش مصرف شده.
این ناترازی موج بیسابقهای از «مهاجرتهای اقلیمی» را به راه انداخته که با سرازیر شدن میلیونها پناهجو به سمت مناطق برخوردار، تعادل منابع، اقتصاد و ساختار اجتماعی مقاصد را هم به هم میریزد.
این جابهجایی جمعیتی تنها بخشی از ماجراست. خطر بزرگتر این است که در ساختار اقتصادی آینده، ممکن است جایی برای این همه متقاضی کار باقی نماند، زیرا غول جدیدی به اسم هوش مصنوعی وارد میدان شده است.
اگر در گذشته توجیه سنتی زادآوری این بود که «بچه نانآور است و بازوی کار برای مزارع و کارخانهها»، حالا این معادله هم فروریخته است.
طبق گزارشهای مجمع جهانی اقتصاد، هوش مصنوعی و اتوماسیون نهتنها کارهای کارگری، بلکه حسابداری، امور اداری، ترجمه، طراحی و برنامهنویسی را با سرعتی باورنکردنی و هزینهای نزدیک به صفر انجام میدهند.
نوزادی که امروز متولد میشود، ۲۰ سال دیگر باید با نرمافزار و رباتی رقابت کند که نه خسته میشود، نه دستمزد میخواهد، نه آب مینوشد و نه اعتصاب میکند.
پس آن بچهای که امروز به دنیا میآید، در ساختار اقتصادی فردا دقیقا قرار است چه کاره شود؟
جهان در حال ورود به دورانی است که نامش دیگر «توسعه و پیشرفت» نیست و شاید دقیقترین توصیف برای آن، «تلاش برای بقا» باشد.
وقتی پیشبینیها نشان میدهند منازعات آینده نه بر سر رفاه، بلکه بر سر یک بطری آب سالم، یک لقمه نان بدون آلودگی و یک تکه زمین با هوای قابلتنفس است، تعاریف اخلاقی و توصیههای سنتی گذشته نیز ناگزیر بازخوانی میشوند.
شاید ۵۰ سال پیش فرزندآوری یک وظیفه بدیهی یا دستکم یک تصمیم کاملا شخصی و درونخانوادگی به نظر میرسید.
اما در سیارهای تشنه که فرصتهای شغلیاش روزبهروز با ماشینها جایگزین میشوند و زیر بار گرما مجالی برای بازتولید منابع ندارد، این تصمیم ابعاد جمعی و زیستمحیطی پیدا کرده است.
در این مختصات جدید، شاید زوجها پیش از اینکه انسانی جدید را به جهان اضافه کنند، باید بیش از پدران و مادران خود و با حساسیتی بیشتر از آنها، از خود بپرسند: آیا موجودی را برای زندگی و آرامش به این دنیا دعوت میکنند، یا فرزند خود را بیسلاح به وسط میدان جنگی بر سر بقا پرتاب میکنند؟
سوالی سخت که پاسخ به آن را دیگر نمیتوان به ضربالمثلها سپرد، بلکه باید در محدودیتهای عینی کره خاکی بهنام زمین جستوجو کرد که دیگر توانی برایش نمانده است.
دانشمندان برای نخستین بار فسیلهای دایناسوری میوهخوار را کشف کردهاند که بیدندان و بهاندازه بوقلمون بود. این جانور سری شبیه طوطی داشت و ساختار منقار و آروارههایش برای خوردن میوه و دیگر خوراکهای گیاهی نرم سازگار شده بود.
خبرگزاری رویترز جمعه هشتم آبان گزارش داد این دایناسور با نام علمی «اینفرنوگالوس جیمزی» حدود ۶۶ میلیون سال پیش، در دوره کرتاسه و واپسین روزگار فرمانروایی دایناسورها، زندگی میکرد و فسیلهایش در ایالتهای مونتانا و داکوتای شمالی آمریکا کشف شدهاند.
دایناسورها رژیمهای غذایی گوناگونی داشتند و برخی حتی یکدیگر را میخوردند. با این حال، تا پیش از این کشف، شواهدی برای تایید میوهخواری آنها در دست نبود.
نام اینفرنوگالوس به معنای «مرغ جهنمی» است و به ظاهر پرندهمانند آن و محل کشف فسیلها در سازند زمینشناسی «هِل کریک» اشاره دارد؛ منطقهای که بقایای شماری از مشهورترین دایناسورها در آن پیدا شده است.
این سازند در بخشهایی از چهار ایالت مونتانا، داکوتای شمالی، داکوتای جنوبی و وایومینگ آمریکا گسترده است و از مناطق مهم کشف فسیل دایناسورها به شمار میرود.
این جانور در دشتهای سیلابی ساحلی با آبوهوای نیمهگرمسیری، در کنار دایناسورهایی چون تیرانوسوروس، تریسراتوپس سهشاخ و آنکیلوسوروس زرهپوش زندگی میکرد.
طول آن حدود یکونیم متر و وزنش نزدیک به ۱۱٫۳ کیلوگرم بود. یافتهها شامل یک اسکلت تقریبا کامل و استخوانهایی از آرواره و سقف دهان است.
هرچند اثری از پر در این فسیلها باقی نمانده، پژوهشگران بر پایه بررسی خویشاوندان نزدیک آن، بدنش را پوشیده از پر میدانند.
گرگ فانستون، دیرینهشناس دانشگاه استونی بروک در نیویورک و نویسنده اصلی این پژوهش، سه ویژگی را مهمترین شواهد میوهخواری این دایناسور معرفی کرد.
آرایش ماهیچههای آرواره، حرکت رفتوبرگشتی هنگام جویدن را ممکن میکرد؛ مفصلی متحرک به آرواره اجازه میداد به جلو بلغزد و برجستگیها و شیارهای منقار نیز به له کردن و بریدن خوراکهای نرم کمک میکردند.
بهگفته فانستون، این ویژگیها امروزه بهصورت جداگانه در جانورانی مانند طوطی کرکسی انجیرخوار و لاکپشت سبز دریایی دیده میشوند، ولی هیچ جانور زندهای هر سه را با هم ندارد.
یافتههای این تحقیق در نشریه «نیچر کامیونیکیشنز» منتشر شده است.
اینفرنوگالوس به گروه تروپودها تعلق داشت که همه دایناسورهای گوشتخوار، شماری از دایناسورهای گیاهخوار و تمامی پرندگان را در بر میگیرد.
فانستون افزود این کشف از سازگارپذیری بالای تروپودها و تنوع شیوههای زندگی دایناسورها حکایت دارد.
او همچنین توضیح داد جایگزینی دندان با منقار میتوانست دامنه خوراکهای در دسترس را بهشدت گسترش دهد، به شرط آنکه جانور توانایی هضم آنها را داشته باشد.
بیشتر تروپودهای گیاهخوار با بلعیدن سنگ، غذا را در معده خرد میکردند؛ در حالی که اینفرنوگالوس و دیگر اعضای تبار «کائناگناتیدها» غذا را پیش از بلعیدن میجویدند.
کائناگناتیدها گروهی از دایناسورهای بیدندان و پرندهمانند بودند.
گیاهان گلدار حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ میلیون سال پیش پدیدار شدند و بهتدریج در بسیاری از زیستگاهها جای گیاهانی مانند مخروطیان و جینکو را گرفتند. پیدایش میوه منبع غذایی تازهای در اختیار جانوران گذاشت.
توماس داجن، پژوهشگر موزه سلطنتی انتاریو در تورنتو و از نویسندگان پژوهش، گفت احتمال میوهخواری برخی دایناسورها پیشتر مطرح شده بود، ولی پشتوانهای نداشت.
به باور او، این کشف از تنوع رژیم غذایی دایناسورها فراتر از برآوردهای پیشین حکایت دارد.
رویترز نوشت خوراک اینفرنوگالوس احتمالا شامل انواع میوههای سته و میوههای هستهدار بوده است. گروه دوم امروزه میوههایی مانند هلو، گیلاس، انبه و زیتون را در بر میگیرد.
جانوران میوهخوار با پراکندن بذرها به گسترش گیاهان کمک میکنند. به گفته فانستون، پستانداران و پرندگان دوره کرتاسه نیز احتمالا میوه میخوردند، ولی بهدلیل جثه کوچکشان، بعید بود بتوانند بذرهای بسیار درشت را جابهجا کنند یا بذرها را به نقاط دوردست برسانند.
پژوهشگران احتمال میدهند میوههای دارای بذرهای درشت در آن دوره در حال گسترش بودند و کائناگناتیدها در پراکندن آنها نقش داشتند، هرچند تایید این ارتباط به شواهد بیشتری نیاز دارد.
روزنامه فایننشالتایمز گزارش داد نیروهای جمهوری اسلامی با نصب مینهای چسبان بر بدنه یک نفتکش در تنگه هرمز به آن حمله کردند؛ نخستین عملیات از این نوع از سال ۲۰۱۹ که میتواند نشانه تغییر تاکتیک تهران برای مختل کردن کشتیرانی باشد.
بر اساس گزارش دو شرکت امنیت دریایی، نفتکش «لوئیز ۱»، متعلق به مالکی در دبی، پنجشنبه هفتم آبان حدود ساعت ۲۲:۱۵ به وقت محلی در حال عبور از تنگه هرمز بود که یک قایق تندرو کوچک به آن نزدیک شد.
مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا اعلام کرد سرنشینان قایق «دو وسیله انفجاری» را بالاتر از خط آب به بدنه نفتکش متصل کردند.
انفجار این وسایل به آتشسوزی در موتورخانه انجامید، با این حال، نفتکش توانست به مسیر خود ادامه دهد.
دادههای رهگیری کشتیها نشان میدهد لوئیز ۱ پس از این رویداد، به لنگرگاه خورفکان در امارات متحده عربی رسید.
منابع امنیت دریایی به فایننشالتایمز گفتند این نخستین مورد استفاده از مینهای چسبان علیه کشتیها در خاورمیانه از ژوئن ۲۰۱۹ است؛ زمانی که یک کشتی ژاپنی و یک کشتی نروژی در دریای عمان هدف حمله قرار گرفتند.
یک ماه پیش از آن نیز چهار شناور در لنگرگاه فجیره با همین نوع مین هدف قرار گرفته بودند. آن حملات در دوره تشدید تنشها میان تهران و غرب، پس از خروج آمریکا از برجام و بازگرداندن تحریمهای هستهای در سال ۲۰۱۸، رخ داد.
بازگشت مینهای چسبان همزمان با تشدید حملات به کشتیها
فایننشالتایمز استفاده دوباره از مینهای چسبان را بخشی از تلاشهای فزاینده جمهوری اسلامی برای اخلال در کشتیرانی توصیف کرد؛ کارزاری که با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در ۱۲ آبان شدت گرفته است.
ترامپ بهتازگی به متحدان خاورمیانهای واشینگتن هشدار داده است برای ازسرگیری احتمالی کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی پس از انتخابات آماده باشند.
با وجود تداوم عبور نفتکشها، صادرات نفت از تنگه هرمز همچنان بسیار کمتر از پیش از جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ است.
دادههای شرکت کپلر نشان میدهد این صادرات در هفت روز منتهی به ۲۹ اکتبر (هفتم آبان) به روزانه ۸.۷ میلیون بشکه رسید که حدود ۵۱ درصد پایینتر از سطح پیش از درگیریها است.
تردد شناورها در تنگه هرمز نیز بهشدت کاهش یافته است؛ آبراهی که پیش از جنگ روزانه حدود ۱۳۵ کشتی از آن عبور میکردند.
مارتین کلی، مدیرعامل شرکت مشاوره امنیت دریایی «اوربیتال ریسک اینتلیجنس»، گفت: «اگر ایران دوباره سراغ مینهای چسبان رفته باشد، من نگران کشتیها در سراسر خلیج فارس خواهم بود.»
او افزود تهران برای جلوگیری از تردد شناورها، هم دفعات حملات و محدوده جغرافیایی آنها را افزایش داده و هم اطلاعات نادرست درباره برخورد کشتیها با مین منتشر میکند.
کلی هشدار داد استفاده دوباره از مینهای چسبان میتواند مالکان کشتیها را از تردد در تنگه هرمز منصرف کند.
به گفته او، شناورهای مستقر در لنگرگاههای منطقه نیز ممکن است بهویژه در معرض خطر باشند.
فایننشالتایمز بهنقل از کارشناسان امنیت دریایی نوشت جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر علاوه بر موشکهای کروز، از پهپادها برای هدف گرفتن دودکش کشتیها استفاده کرده است.
این شیوه، انفجار را بر بخشی متصل به موتورخانه متمرکز میکند و خسارت بیشتری بر جای میگذارد.
نیروی دریایی سپاه پاسداران هشتم آبان اعلام کرد سه نفتکش هنگام عبور از مسیرهای «غیرمجاز» در تنگه هرمز، دچار آتشسوزی و انفجار شدند.
بر اساس بیانیه این نهاد نظامی، یکی از این نفتکشها که حامل دو میلیون بشکه نفت خام بود، با «مین» برخورد کرد.
سپاه پاسداران مسیر جنوبی تنگه هرمز در نزدیکی عمان را «غیرقانونی» میداند و بارها به شناورهای عبوری در آبهای منطقه حمله کرده است.
آزمون دشوار آمریکا برای ادامه تردد کشتیها در هرمز
واشینگتنپست هشتم آبان گزارش داد آمریکا با اجرای عملیاتی گسترده برای حفاظت از کشتیها میکوشد اهرم فشار تهران در تنگه هرمز را تضعیف کند.
بهنوشته این روزنامه، ایالات متحده با برجسته کردن افزایش تردد شناورها میکوشد نشان دهد هفتهها عملیات پیچیده و محرمانه، جریان انتقال نفت را به نزدیکی سطح پیش از جنگ بازگردانده و یکی از اهرمهای اصلی فشار تهران را تضعیف کرده است.
با این حال، دو فرد مطلع و دو مقام غربی مستقر در منطقه به واشینگتنپست گفتند توانایی آمریکا برای تداوم این عملیات در برابر حملات فزاینده جمهوری اسلامی همچنان محل پرسش است.
بهگفته آنها، روشن نیست ارتش آمریکا بتواند همزمان با ازسرگیری احتمالی حملات سنگین به جمهوری اسلامی، حفاظت از تردد کشتیها را نیز با همین گستردگی ادامه دهد.
یک منبع آگاه خبر داد تهران ظاهرا در هفتههای اخیر شیوه حمله به کشتیها را تغییر داده و با تمرکز بیشتر بر هدف گرفتن موتورخانهها، بهدنبال از کار انداختن شناورهاست.
دادههای سازمان ملل نیز از غرق شدن دو کشتی در حملات حکومت ایران در ماه جاری میلادی حکایت دارد.
نیروهای آمریکایی برای حفاظت از کشتیها، سامانههای پدافند هوایی، جنگندهها، پهپادها و ناوهای جنگی را بهطور هماهنگ به کار گرفتهاند.
یک مقام امنیتی اروپایی این عملیات را به ایجاد «حبابی» حفاظتی تشبیه کرد که همراه کشتیها در طول تنگه حرکت میکند.
با روشن شدن نتایج انتخابات اسرائیل، مسیر تشکیل دولت همچنان مبهم است و در حالی که هیچیک از دو اردوگاه اصلی اکثریت لازم را ندارند، گمانهزنیها درباره گزینههایی چون تشکیل دولت وحدت ملی، ائتلاف با مشارکت احزاب عرب و برگزاری انتخابات مجدد بالا گرفته است.
بر اساس نتایج رسمی، ائتلاف حامی بنیامین نتانیاهو ۵۳ کرسی و اردوگاه مخالف او، بدون احتساب احزاب عرب، ۴۸ کرسی به دست آوردهاند و هیچیک به حدنصاب ۶۱ کرسی برای تشکیل دولت در کنست ۱۲۰ نفره نرسیدهاند.
حزب لیکود به رهبری نتانیاهو با ۲۷ کرسی بزرگترین حزب کنست است و حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت با ۲۱ کرسی در جایگاه دوم قرار دارد.
دو جریان سیاسی عرب در مجموع ۱۹ کرسی کسب کردهاند که ۱۱ کرسی سهم فهرست مشترک احزاب عرب و هشت کرسی سهم حزب رعام است.
مجموع کرسیهای مخالفان نتانیاهو و احزاب عرب به ۶۷ میرسد. با این حال، مخالفت اکثر رهبران اپوزیسیون با ائتلاف با احزاب عرب، دستیابی به توافق برای تشکیل دولت را دشوار کرده است.
اسرائیل اکنون با مذاکراتی روبهرو خواهد بود که ممکن است هفتهها یا ماهها ادامه یابد و سرانجام به تشکیل دولت ائتلافی یا برگزاری انتخابات دوباره بینجامد.
اختلاف بر سر مشارکت احزاب عرب در دولت
یائیر گولان، رهبر حزب «دموکراتها»، جمعه هشتم آبان بار دیگر از احزاب مخالف نتانیاهو خواست با احزاب عرب برای تشکیل دولت همکاری کنند.
گولان هشدار داد نادیده گرفتن ۱۹ کرسی آنها «غیردموکراتیک» است.
او افزود: «هر نماینده کنست که در انتخاباتی قانونی و دموکراتیک برگزیده شده، بخشی مشروع از نظام سیاسی ماست. کسی که به دموکراسی باور دارد، نمیتواند صبح برای آن مبارزه کند و شب، رای صدها هزار شهروند را بهدلیل تبار یا نامشان بیاعتبار بداند.»
گولان در میان رهبران احزاب مخالف نتانیاهو تنها کسی است که از ائتلاف با احزاب عرب حمایت کرده است.
نفتالی بنت، رهبر حزب «با هم»، آویگدور لیبرمن، رهبر حزب «اسرائیل خانه ما» و آیزنکوت، مهمترین رقیب نتانیاهو، همکاری با احزاب عرب را رد کردهاند.
در مقابل، لیکود احزاب عرب را به تخلفات گسترده انتخاباتی متهم کرده و گفته است آنها انتخابات اسرائیل را «دزدیدهاند».
بهگزارش رسانههای اسرائیلی، لیکود معتقد است قطر و ترکیه منابع مالی گروههایی را تامین کردهاند که برای افزایش مشارکت شهروندان عرب در انتخابات فعالیت داشتهاند. سازمان امنیت داخلی اسرائیل، شینبت، مامور بررسی این موضوع شده است.
عمیت هالوی، نماینده پارلمان اسرائیل از حزب لیکود، هشتم آبان گفت دخالت خارجی در انتخابات رخ داده و نباید اجازه داد کسانی که با پرداخت رشوه به کرسی پارلمان رسیدهاند، وارد کنست شوند.
شلومو کرعی، وزیر ارتباطات اسرائیل، نیز اعلام کرد لیکود در صورت لزوم برای پیگیری ابطال انتخابات به دادگاه مراجعه خواهد کرد.
در واکنش، نایبرییس کمیته مرکزی انتخابات اسرائیل از لیکود خواست به اعتراضهای خود پایان دهد.
او گفت: «کنست در موعد مقرر سوگند یاد خواهد کرد. به لیکود پیشنهاد میکنم به همه این ادعاها پایان دهد. آنها انتخابات را باختهاند و ۱۵ کرسی از دست دادهاند. این دلیلی برای ابطال انتخابات نیست.»
لاپید از «پیروزی» سخن گفت، اما تشکیل دولت را دشوار خواند
یائیر لاپید، از چهرههای برجسته اپوزیسیون و نفر دوم حزب «با هم»، نتیجه انتخابات را «پیروزی» مخالفان نتانیاهو توصیف کرد، هرچند پذیرفت این پیروزی قاطع نبوده است.
لاپید در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «یک پیروزی روشن و فوری میخواستیم؛ از آن پیروزیهایی که بتوان با خیال راحت سر بر بالین گذاشت. ولی چنین نتیجهای به دست نیاوردیم.»
او در عین حال افزود: «ما پیروز شدیم. حریف را ناکاوت نکردیم؛ با امتیاز بردیم. ولی امتیاز هم حساب است. برد، برد است.»
لاپید تاکید کرد اردوگاه مخالفان به رهبری آیزنکوت، تمام توان خود را برای تشکیل دولت به کار خواهد گرفت، هرچند این مسیر «دشوار» است و تضمینی برای موفقیت وجود ندارد.
اسحاق هرتزوگ، رییسجمهوری اسرائیل، ششم آبان در واکنش به نتایج اولیه، از احزاب خواست با رویکردی انعطافپذیر برای تشکیل ائتلاف تلاش کنند و مانع کشیده شدن کشور به انتخاباتی دیگر شوند.
از احتمال تشکیل دولت وحدت ملی تا انتخابات دوباره
جنیفر مرتضاشویلی، استاد روابط بینالملل و رییس مرکز حکمرانی دانشگاه پیتسبرگ، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت با توجه به نتایج انتخابات، تشکیل دولت وحدت ملی با حضور نتانیاهو و احزاب مخالف او محتملتر از شکلگیری دولت اقلیت است.
مرتضاشویلی افزود نتانیاهو و آیزنکوت درباره راهبرد رویارویی با جمهوری اسلامی اختلاف اساسی ندارند.
بهگفته او، اسرائیلیها از جنگ خستهاند، با این حال مقابله با تهدیدهای جمهوری اسلامی را ضروری میدانند و دو سال باقیمانده از دولت ترامپ میتواند آخرین فرصت اسرائیل برای تحقق این هدف باشد.
موسسه اعتبارسنجی فیچ با اعلام اینکه چشمانداز رتبه اعتباری «A» اسرائیل همچنان منفی است، هشدار داد نتایج انتخابات خطر «طولانی شدن بلاتکلیفی سیاسی» و ادامه کار دولت موقت را افزایش داده است.
فیچ فضای سیاسی داخلی اسرائیل را «پراختلاف» توصیف کرد و خطر تشکیل دولتی بدون اکثریت پارلمانی را با رتبه اعتباری کنونی این کشور همخوان دانست.
این موسسه همچنین احتمال داد ائتلافی باثبات با اکثریت ۶۱ کرسی شکل نگیرد و انحلال پارلمان در اوایل ژانویه و برگزاری انتخابات مجدد در اوایل آوریل را محتملترین سناریو ارزیابی کرد.
پنج نفر دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به نامهای شهاب زهدی، امیررضا رضایی، وحید قهرمانی، عمران امانی و یک روحانی به نام مهدی که نام خانوادگی او مشخص نیست، به اعدام محکوم شدند. همزمان، حکم اعدام محمد نادری، زندانی سیاسی، نیز در دیوان عالی کشور تایید شد.
سایت هرانا جمعه هشتم آبان گزارش داد شهاب زهدی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، برای دومین بار از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به اعدام محکوم شده است.
حکم اعدام زهدی مردادماه از سوی شعبه نهم دیوان عالی کشور نقض و پرونده او برای رسیدگی مجدد به دادگاه انقلاب تهران ارجاع شده بود.
زهدی که اکنون در زندان قزلحصار کرج به سر میبرد، در ارتباط با پرونده آتشسوزی پایگاه بسیج «۱۸۵ محمود کاوه» در شرق تهران بازداشت شد.
چهار متهم دیگر این پرونده، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، امیرحسین حاتمی و علی فهیم، در فروردین ۱۴۰۵ اعدام شدند.
در گزارشی دیگر، هرانا اعلام کرد شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران، امیررضا رضایی، وحید قهرمانی و یک روحانی به نام مهدی را با اتهاماتی از جمله «اقدام عملیاتی برای اسرائیل» به اعدام محکوم کرده است. این احکام چهارم آبان در زندان به آنها ابلاغ شد.
مهدی که روحانی و عضو سابق سپاه پاسداران است، در پروندهای جداگانه نیز به اتهام «ارتداد» از سوی دادگاه ویژه روحانیت به اعدام محکوم شده و در مجموع دو حکم اعدام علیه او صادر شده است.
این سه زندانی سیاسی که در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بهصورت جداگانه بازداشت شده بودند، ششم آبان از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار منتقل شدند.
زندان قزلحصار کرج یکی از مراکز اصلی اجرای احکام اعدام در ایران است و احکام اعدام شماری از زندانیان سیاسی نیز در آن اجرا شده است.
در پروندهای دیگر، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری، امانی ۲۱ ساله را به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم کرد. این حکم دوم آبان در زندان به او ابلاغ شد.
امانی، اهل استان کردستان، برای کار به تهران مهاجرت کرده بود و پس از بازداشت به دست نیروهای امنیتی در جریان اعتراضات دیماه، در زندان تهران بزرگ نگهداری میشود.
هرانا همچنین گزارش داد دیوان عالی کشور حکم اعدام نادری را که شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «جاسوسی» صادر کرده بود، تایید کرده است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده نادری به هرانا گفت استفاده از اینترنت ماهوارهای استارلینک، تصویربرداری از برخی اماکن و ارسال تصاویر به رسانههای خارج از کشور از جمله مواردی است که بهعنوان اتهام به او نسبت داده شده و مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفته است.
محمد نادری
نادری ۲۶ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با تحولات امنیتی مرتبط با جنگ، در تهران بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد.
او در مهرماه به زندان قزلحصار انتقال یافت و اکنون در واحد سه، سالن ۳۷ این زندان نگهداری میشود.
در ماههای پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای شمار زیادی از بازداشتشدگان این اعتراضات احکامی از جمله اعدام، حبس، شلاق و مصادره اموال صادر کرده است.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از دیماه ۱۴۰۴ تاکنون بیش از ۷۰ زندانی سیاسی در ایران اعدام شدهاند و دستکم ۲۰۰ نفر دیگر نیز با اتهامهای سیاسی در خطر اعدام هستند.
ادامه حبس مادر یکی از معترضان اعدامشده
سمیه افشار، مادر علیرضا سپاهی، از معترضان اعدامشده اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، با حکم پنج سال حبس در زندان دولتآباد اصفهان به سر میبرد.
افشار حدود ۲۰ روز پس از بازداشت فرزندش، در بهمن ۱۴۰۴ بازداشت شد و شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان او را به اتهاماتی از جمله حضور در اعتراضات، اخلال در نظم عمومی و اقدام علیه امنیت به پنج سال حبس محکوم کرد.
یک منبع مطلع به هرانا گفت افشار در اعتراضات دیماه حضور نداشته و بازداشت او با هدف فشار بر فرزندش برای گرفتن اعتراف اجباری صورت گرفته است؛ فشاری که به گفته این منبع، در گرفتن اعتراف از سپاهی نقش داشته است.
افشار ۱۲ مهر از زندان دولتآباد به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد تا آخرین ملاقات را با فرزندش انجام دهد.
حکم اعدام سپاهی، از متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان»، سحرگاه ۱۳ مهر در زندان دستگرد اجرا شد.