در حالی که شمار بیشتری از ایرانیان زندگی تازهای را در خارج از کشور آغاز میکنند، بسیاری از پدر و مادرهایشان در ایران با پیامدی کمتر دیدهشده از مهاجرت روبهرو هستند: دوری از فرزندان، روابط خانوادگی از پشت صفحه تلفن و نگرانی درباره اینکه در دوران سالمندی چه کسی کنارشان خواهد بود.
برای مریم، بازنشسته ۶۸ ساله ساکن تهران، این فاصله به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است. پسرش در کانادا و دخترش در آلمان زندگی میکنند و او سالهاست هیچکدام را از نزدیک ندیده است.
او میگوید: «میدونم دارن آیندهشون رو میسازن و منم از این بابت خوشحالم. ولی بعضی وقتها فقط دلم میخواد کنارم باشن، حتی برای یه شام معمولی.»
مریم میگوید تماسهای منظم و عکسها کمک میکنند ارتباطش را با خانواده، بهویژه نوههایش، حفظ کند. اما تماشای بزرگشدن آنها از هزاران کیلومتر دورتر دشوار است.
«اونا منو از پشت گوشی میشناسن. دلم میخواست بیشتر از یه تصویر روی صفحه، توی زندگیشون حضور داشته باشم.»
زمستان گذشته، مریم بهدلیل بیماری کلیوی در بیمارستان بستری شد. فرزندانش از طریق بستگان برای او کمک فراهم کردند و یکی از نزدیکانش او را در مراجعه به پزشک همراهی کرد.
او میگوید: «دخترم خیلی نگران بود و من مدام بهش میگفتم همهچیز خوبه. فقط بعضی وقتها، مخصوصا وقتی مریض میشم، دلم میخواد اینقدر از هم دور نبودیم.»
مراقبت از همسر در غیاب فرزندان
در کرج، حمید ۷۲ ساله دو سال است که پس از سکته همسرش از او مراقبت میکند. سکته توانایی حرکت همسرش را محدود کرده است.
دو پسر آنها در سوئد و استرالیا زندگی میکنند. اگرچه مرتب تماس میگیرند و کمک مالی میکنند، بیشتر مسئولیتهای روزانه بر عهده حمید است.
او از خستگی ناشی از رسیدگی به داروها، قرارهای پزشکی و کارهای خانه میگوید.
«بعضیها فکر میکنن وقتی بچههات خارج زندگی میکنن، خیلی خوشبختی. ولی وقتی همسرت برای بلندشدن از تخت کمک میخواد، چیزی که مهمه اینه که یکی نزدیکت باشه.»
خانواده یک مراقب پارهوقت استخدام کردهاند، اما همچنان بخش زیادی از مسئولیتها بر عهده حمید است.
او میگوید: «بعضی وقتها دلم میخواد به پسرهام بگم چقدر خستهام. بعد با خودم میگم این همه راه دورن، چه کاری از دستشون برمیآد؟»
حمید فرزندانش را بابت مهاجرت سرزنش نمیکند، اما میگوید زندگی خانوادگی تغییر کرده است.
«هنوز خیلی به هم نزدیکیم و همیشه حرف میزنیم. ولی وقتی نمیتونی کنار هم توی یه اتاق بشینی، فرق میکنه.»
ماندن در ایران یا پیوستن به خانواده؟
برای ناهید، بیوهزن ۶۴ ساله ساکن تهران، مساله این است که آیا خودش باید ایران را ترک کند.
تنها دخترش هشت سال است در لندن زندگی میکند و از مادرش خواسته به او نزدیکتر شود.
«دخترم میگه بیا پیش من زندگی کن، ولی من تمام عمرم اینجا بوده. خواهرام، دوستام، همه خاطراتم اینجاست. از اون طرف هم هر سال که میگذره، بیشتر دلم میخواد نزدیکش باشم.»
او نگران است در کشوری که به زبانش تسلط کافی ندارد و روابط اجتماعی گستردهای در آن ندارد، استقلالش را از دست بدهد.
اما ماندن در تهران هم یعنی گذراندن دوران سالمندی دور از دخترش.
«نمیخوام سربار دخترم بشم. از اون طرف هم نمیخوام همه زندگیای رو که اینجا ساختم کنار بذارم.»
فاصلهای که همچنان باقی است
تماسهای تلفنی و تصویری به خانوادههایی مانند مریم، حمید و ناهید کمک کرده تا با وجود سالها دوری، همچنان در زندگی یکدیگر حضور داشته باشند. آنها خبرهایشان را با هم در میان میگذارند، تولدها را تبریک میگویند و از وضعیت سلامتی یکدیگر باخبر میشوند؛ گاهی حتی بیشتر از خانوادههایی که در یک شهر زندگی میکنند.
اما با بالارفتن سن والدین، این فاصله معنای دیگری پیدا میکند. یک بیماری ناگهانی، وضعیت اضطراری پزشکی یا نیاز روزافزون به کمک در کارهای روزمره میتواند محدودیتهای حتی نزدیکترین روابط خانوادگی از راه دور را آشکار کند.
برای فرزندانی که مهاجرت کردهاند، ایران همچنان جایی است که پدر و مادرشان در آن پیر میشوند. برای پدر و مادرهایی که در ایران ماندهاند، هر سال که میگذرد، یک واقعیت دشوار پررنگتر میشود: کسانی که شاید بیش از همه به حضورشان نیاز داشته باشند، دورتر از همه زندگی میکنند.
مخاطبان ایراناینترنشنال در پاسخ به پرسش «روز کوروش برای شما چه معنایی دارد؟»، این روز را فرصتی برای پاسداشت هویت ایرانی و آرمانهای آزادی و دادگری دانستند و از امید خود به آیندهای متفاوت برای ایران گفتند.
همزمان با هفتم آبان، روز بزرگداشت کوروش، شماری از شهروندان از ایستهای بازرسی و بسته شدن مسیرهای منتهی به پاسارگاد خبر دادند؛ محدودیتهایی که در سالهای گذشته بارها مانع حضور مردم در کنار آرامگاه او شده است.
در صدها پاسخ دریافتی، نام کوروش با مضمونهایی چون ریشههای تاریخی، غرور ملی، مدارا و پاسداشت میراث فرهنگی پیوند خورده است؛ پیامهایی که در کنار ستایش گذشته، از خواستهها و دغدغههای امروز شهروندان حکایت دارند.
هویت ایرانی و بازگشت به ریشهها
یکی از مخاطبان نوشت: «برای من، روز کوروش بزرگ یادآور هویت، ریشهها و شکوه تمدنی است که نام ایران را در تاریخ جهان ماندگار کرد.»
او این روز را یادآور اندیشهای دانست که بر احترام به انسان، آزادگی و همزیستی تاکید دارد.
مخاطب دیگری هویت ایرانی را فراتر از مرزهای جغرافیایی توصیف کرد: «ایران پیش از آنکه مرزهای روی نقشه باشد، حافظهای زنده در جان یک ملت است؛ و کوروش بخشی ماندگار از این حافظه است.»
در شماری از پیامها، بزرگداشت کوروش با ضرورت شناخت تاریخ و حفظ میراث نیاکان همراه بود. شهروندی هفتم آبان را فرصتی برای «بازگشت به ریشههایمان» و «ساختن آیندهای که شایسته نام ایران باشد» دانست.
برخی مخاطبان نیز از کوروش بهعنوان نماد غرور ملی و یادآور اعتبار تاریخی ایران یاد کردند. در این پاسخها، توجه به گذشته با نگرانی درباره وضعیت امروز کشور و امید به بازیابی جایگاه آن همراه بود.
پاسارگاد در محاصره محدودیتها
در کنار این پیامها، شهروندی هفتم آبان از بازرسیهای متعدد در مسیر آرامگاه کوروش خبر داد و گفت: «از یزد تا شیراز شاید بیشتر از ۱۰ بازرسی را رد کردیم که همگی هم میپرسیدند آیا میخواهید به پاسارگاد بروید؟»
به گفته او، نیروهای مستقر مسیر پاسارگاد را از ابتدای جاده بسته بودند و اجازه ورود نمیدادند.
بر اساس اطلاعیهای که سوم آبان در کانال تلگرامی ویژه مدیران واحدهای اقامتی و گردشگری استان یزد منتشر شد، شورای امنیت کشور دستور جلوگیری از حضور تورهای داخلی و خارجی در پاسارگاد در روز هفتم آبان را صادر کرده است.
در این اطلاعیه از مدیران خواسته شده به مسافران بگویند امکان بازدید از منطقه پاسارگاد در این روز وجود ندارد.
پس از گردهمایی گسترده هفتم آبان ۱۳۹۵ کنار آرامگاه کوروش، محدودیتهای حضور مردم در این مجموعه افزایش یافت.
بر پایه گزارشهای پیشین ایراناینترنشنال، تعطیلی پاسارگاد در این مناسبت از سال ۱۳۹۶ به رویه تکراری حکومت تبدیل شده است.
ایراناینترنشنال در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ نیز از بسته شدن مسیرهای منتهی به پاسارگاد و حضور نیروهای امنیتی خبر داده بود.
برای برخی مخاطبان، روز کوروش یادآور تجربه شخصی برخورد با نشانههای هویت ملی بود. شهروندی نوشت در دهه ۱۳۶۰، پس از پرسیدن اینکه «کوروش و رضاشاه چه کسانی بودند»، معلم دینی او و دو دانشآموز دیگر را یک ساعت در حیاط برفی مدرسه روی یک پا نگه داشت.
در شماری از پاسخها هویت ملی با خواست تغییر سیاسی پیوند داشت. برخی از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کردند و گروهی بر همبستگی اقوام و حفظ یکپارچگی سرزمینی تاکید داشتند.
با وجود توجه مخاطبان به این مناسبت، هفتم آبان در تقویم رسمی ایران ثبت نشده است. قادر آشنا، دبیر شورای فرهنگ عمومی، آبان ۱۴۰۴ گفت طی یک سال گذشته درخواستی برای ثبت آن دریافت نکرده است.
در میان پیامهای ستایشآمیز، مخاطبی خواستار پیروی از ارزشهای کوروش شد و هشدار داد: «کاش رفتار و منش کوروش را الگوی رفتار و کردارمان کنیم، نه اینکه فقط نامش را خالکوبی کنیم و بگوییم ما فرزندان کوروش هستیم.»
انجمن علمی روانپزشکان ایران از تشدید کمبود داروهای روانپزشکی در ماههای اخیر خبر داد و هشدار داد اختلال در دسترسی به دارو و تغییر ناخواسته روند درمان میتواند وضعیت بیماران را بیثبات کند و نیاز به بستری را افزایش دهد.
امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران، پنجشنبه هفتم آبان در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا اعلام کرد کمبود برخی داروهای روانپزشکی حتی پیش از جنگهای اخیر نیز وجود داشته و انجمن در مقاطع مختلف این موضوع را به مسئولان گزارش کرده است.
او توضیح داد کمبود دارو به معنای نایاب شدن همه داروها نیست و ممکن است دارویی در زنجیره تامین موجود باشد، اما بیماران در محل زندگی خود به آن دسترسی نداشته باشند.
جلالی ندوشن گرانی دارو و کاهش قدرت خرید بیماران را از مشکلات مهم دانست و افزود برخی داروها تحت پوشش بیمه نیستند و افزایش قیمتها دسترسی بیماران به درمان مناسب را دشوارتر کرده است.
به گفته او، برخی بیماران بهدلیل هزینه بالای دارو خواستار داروهای ارزانتر میشوند و پزشکان نیز گاهی بهدلیل کمبود داروی مورد نظر یا ناتوانی مالی بیمار ناچارند از گزینه درمانی مطلوب صرفنظر کنند.
مشکلات دسترسی به خدمات درمانی تنها به کمبود و گرانی دارو محدود نمیشود و افزایش هزینههای بیمارستانی و مشکلات پوشش بیمهای نیز ادامه درمان را برای برخی بیماران دشوار کرده است.
جلال هاشمی، رییس هیاتمدیره کانون بازنشستگان هما، چهارم آبان اعلام کرد دو بازنشسته این شرکت در دو تا سه هفته گذشته بهدلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای بیمارستان، درمان خود را رها کردند و جان باختند.
هشدار درباره اختلال در درمان
سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان در ادامه هشدار داد درمان بسیاری از اختلالات روانپزشکی روندی طولانیمدت است و کمبود یا گرانی دارو میتواند ثبات درمانی بیماران را مختل کند.
جلالی ندوشن درباره استفاده از داروهای جایگزین گفت تغییر شرکت تولیدکننده، شکل دارویی یا تجویز دارویی دیگر، تصمیمهای درمانی متفاوتی هستند و نمیتوان فرض کرد همه جایگزینها برای تمام بیماران نتیجه یکسانی دارند.
محمدرضا شالبافان، مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، نیز اعلام کرد سازمان غذا و دارو در حال پیگیری مشکل کمبود داروهای روانپزشکی است، اما زمان مشخصی برای رفع این کمبودها ارائه نکرد.
او گفت در صورت کمبود دارو، پزشک معالج ممکن است بر اساس شرایط بیمار، داروی مشابه تجویز کند یا مقدار مصرف را تغییر دهد.
شالبافان هشدار داد مشکل در تهیه حتی یکی از چند داروی تجویزشده برای بیمار میتواند روند درمان را مختل کند و بیماران باید هرگونه تغییر یا وقفه در مصرف دارو، حتی برای یک روز را به پزشک اطلاع دهند.
بحران اقتصادی ناشی از ناکارآمدی جمهوری اسلامی بهویژه در سالهای اخیر آینده سلامت و درمان کشور را با تهدید جدی روبهرو کرده است.
سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان در ادامه اظهارات خود گفت تغییر ناخواسته درمان ممکن است به افزایش نیاز بیماران به مراقبتهای درمانی و بستری منجر شود و هزینههای بیشتری بر خانوادهها و نظام سلامت تحمیل کند.
جلالی ندوشن افزود انجمن آمار متمرکزی درباره تعداد بیمارانی که درمانشان مختل شده یا میزان افزایش بستریها در اختیار ندارد و برای ارزیابی ابعاد این پیامدها به دادههای دقیق نیاز است.
این روانپزشک خواستار پایش شفاف موجودی، تولید، واردات و توزیع داروها، اعلام زمانبندی رفع کمبود هر قلم دارویی و اولویت دادن به تامین داروهایی شد که وقفه در مصرف آنها میتواند پیامدهای بالینی جدی داشته باشد.
سوم آبان، علیرضا آقایوسفی، رییس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، هشدار داده بود جامعه ایران به وضعیت اضطراری سلامت روان نزدیک شده است.
به گفته او، با وجود افزایش نیاز به خدمات روانشناسی، مشکلات اقتصادی و نبود پوشش بیمهای دسترسی مردم به این خدمات را دشوار کرده است.
پیامهای رسیده از شهروندان به ایراناینترنشنال در هفتههای اخیر از فشار گرانی و کمبود دارو بر بیماران حکایت دارند. بر اساس این پیامها، برخی بیماران بهدلیل هزینهها مصرف دارو را کاهش داده یا درمان را متوقف کردهاند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس چهارم آبان از کمبود دارو در ایران خبر داد و نوشت نگرانی از آغاز دوباره جنگ، برخی شهروندان را به ذخیره دارو و مواد غذایی واداشته است.
دونالد ترامپ صدور دستور به جیدی ونس برای آغاز «مذاکرات صلح با ایران» را رد کرد و موضوع را کمک به تامین اقلام پزشکی خواند. پیشتر والاستریت ژورنال گزارش داده بود ونس به دستور ترامپ برای احیای مذاکرات صلح به محسن رضایی نامه فرستاده است.
این منابع گفته بودند ونس در پی آن است که ببیند آیا تهران و واشینگتن میتوانند به نقاط مشترکی برسند که ترامپ را از صدور دستور نهایی حملهای کوتاه اما شدید به ایران در هفتههای آینده منصرف کند.
بر اساس گزارش والاستریت ژورنال که ۲۸ اکتبر، برابر با ششم آبان، منتشر شد مخاطب این نامه محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و فرمانده پیشین سپاه پاسداران، است. یکی از منابع آگاه گفته است نامه به دستور ترامپ ارسال شده و رییسجمهوری آمریکا در جریان این تلاش قرار دارد.
ساعتی بعد از انتشار این گزارش، ترامپ صدور دستور به ونس برای آغاز مذاکرات صلح با حکومت ایران را رد کرد. رییسجمهوری آمریکا، در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا به ونس دستور داده برای آغاز مذاکرات صلح با [حکومت] ایران گفتوگو کند، گفت: «نه.» او موضوع را کمک به تامین اقلام پزشکی مورد نیاز ایران توصیف کرد.
ترامپ در توضیح پاسخ خود گفت: «ایران برای تامین اقلام پزشکی به کمک نیاز دارد. اساساً موضوع، رساندن این اقلام برای کمک به افرادی است که بیمارند.»
تماسها بر چارچوب مذاکرات متمرکز شده است طبق گزارش والاستریت ژورنال به گفته یک فرد آگاه، نامه ونس و گفتوگوهای پس از آن میان مقامهای آمریکایی و ایرانی، شامل جزئیات مشخص یک پیشنهاد صلح نبوده و بیشتر بر چارچوب احتمالی مذاکرات تمرکز داشته است.
رضایی هفته گذشته گفته بود حکومت ایران تا زمانی که برخی خواستههای اساسی و مشخصاش برآورده نشود، با واشینگتن مذاکره نخواهد کرد.
این تماسها در حالی صورت گرفته که ترامپ هفته گذشته گفته بود دولتش با حکومت ایران مذاکره نمیکند و از احتمال اقدام قریبالوقوع سخن گفته بود.
سخنگوی ونس از اظهارنظر درباره گفتوگوها خودداری کرده و کاخ سفید نیز پرسشها را به دفتر معاون رییسجمهوری ارجاع داده است. سخنگوی وزارت امور خارجه حکومت ایران گفته از تلاش ونس برای برقراری ارتباط اطلاعی ندارد. نویسندگان گزارش نیز نتوانستهاند برای دریافت پاسخ با رضایی و شورای عالی امنیت ملی تماس بگیرند.
واشینگتن به سراغ چهرهای بانفوذ در ساختار امنیتی رفته است برخی مقامهای آمریکایی معتقدند مذاکره با چهرههای تندرو حکومت ایران ممکن است نتیجه دیپلماتیک بهتری داشته باشد. به ارزیابی آنان، این چهرهها پس از کشتهشدن شماری از رهبران جمهوری اسلامی در حملات آمریکا و اسرائیل در آغاز جنگ، قدرت بیشتری به دست آوردهاند.
به نوشته این گزارش، رضایی، که در دوران جنگ ایران و عراق فرمانده سپاه بود، از چهرههای بانفوذ و حامی مواضع سختگیرانه در برابر تهدیدهای آمریکا معرفی شده است. او اوایل ماه جاری میلادی گفته بود [حکومت] ایران میتواند امارات متحده عربی و همچنین مراکز داده و کابلهای اینترنتی در منطقه را هدف قرار دهد.
برجستهشدن نقش رضایی در تماس با واشینگتن ممکن است جایگاه دیگر طرفهای ایرانی گفتوگو، از جمله عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای سالامی، را کمرنگ کند.
رضایی یکشنبه گذشته نیز در تهران با مقامهای ارشد امنیتی عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه دیدار کرده است؛ دیداری که اعلام شد با هدف کاهش تنشها که برخلاف بیشتر رایزنیهای پیشین، با حضور مسئولان امنیتی بهجای دیپلماتها برگزار شد.
توافق قبلی بر سر تنگه هرمز دوام نیاورد ونس در مواضع علنی از جنگ حمایت کرده، اما به گفته منابع این گزارش، در محافل خصوصی درباره طولانیشدن آن ابراز تردید کرده است. او پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی» در ماه اسفند، خواستار تلاش دیپلماتیک گستردهتری شده بود.
ترامپ سپس ونس را بهعنوان مذاکرهکننده ارشد تعیین کرد و او دو بار برای دیدار با طرفهای ایرانی و دستیابی به توافقی برای پایاندادن به درگیری به خارج از آمریکا سفر کرد.
این تلاشها در ماه ژوئن، برابر با خرداد، به امضای یک تفاهمنامه انجامید، اما تفاهم دو هفته بعد فروپاشید. اختلاف بر سر تفسیر مفاد مربوط به بازگشایی مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز، دلیل شکست آن عنوان شده است.
اختلاف بر سر امتیازهای هستهای و کاهش فشار اقتصادی ادامه دارد مذاکرات متناوب با میانجیگری قطر و پاکستان تاکنون نتوانسته بنبست را بشکند. واشینگتن خواهان آن است که ایران در آغاز روند توافق، امتیازهای هستهای بدهد؛ در مقابل، تهران بر کاهش فوری فشار اقتصادی اصرار دارد.
بر اساس این گزارش، آمریکا محاصره اقتصادی بنادر ایران در تنگه هرمز را حفظ کرده است. صادرات نفت از این آبراه ادامه دارد، اما حجم آن برای کاهش قیمتهای بالای انرژی کافی نبوده است.
ترامپ برچیدن برنامه هستهای ایران را از اولویتهای امنیت ملی دوره دوم ریاستجمهوری خود قرار داده و در ماههای گذشته، هم مسیر مذاکره و هم فشار نظامی را دنبال کرده است.
در تهران، عراقچی در پیامی در شبکههای اجتماعی گفته است [حکومت] ایران همزمان با آمادگی نیروهای مسلح برای دفاع از کشور، همچنان به دیپلماسی فرصت میدهد.
انتخابات آمریکا بر تلاش دیپلماتیک سایه انداخته است تماس تازه ونس در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا انجام شده است؛ انتخاباتی که جمهوریخواهان با احتمال ازدستدادن کرسیها و کنترل یک یا هر دو مجلس کنگره وارد آن میشوند. رایدهندگان جنگ ایران و افزایش هزینه سوخت را از دلایل نارضایتی خود از ترامپ و حزب او دانستهاند.
این وضعیت برای ونس نیز اهمیت سیاسی دارد؛ او در این گزارش از مدعیان پیشتاز نامزدی جمهوریخواهان در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ معرفی شده است.
با این حال، ترامپ در روزهای اخیر در گردهماییهای انتخاباتی از احتمال بازگشت به جنگ سخن گفته است. او سهشنبهشب به خبرنگاران گفت ایران خواهان توافق است، اما روند آن را طولانی میکند و افزود که انتظار احتمالی تهران برای نتیجه انتخابات، کمکی به آن نخواهد کرد.
Still photo of Mai Sato, Special Rapporteur on the situation of human rights in the Islamic Republic of Iran, October 28, 2026 at the UN.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران، گفت محدودیتهای قانونی و برخوردهای امنیتی حکومت، هیچ راه قانونی برای ابراز مخالفت باقی نگذاشته است. او تاکید کرد چهار دهه سرکوب، اعتراضها را متوقف نکرده و تنها نارضایتیها را عمیقتر کرده است.
ساتو چهارشنبه ششم آبان، ۲۸ اکتبر، در نشست کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، در پاسخ به نماینده جمهوری اسلامی گفت آزادی بیان، تجمع مسالمتآمیز و تشکلیابی در ایران، هم در قانون و هم در عمل، بهشدت محدود شدهاند.
او توضیح داد محدودیتهای قانون اساسی، الزام دریافت مجوز و تعریف گسترده جرایم امنیتی باعث شده است تقریبا هر شکلی از اعتراض «غیرقانونی» تلقی شود. به گفته او، معترضان با خشونت مرگبار مواجه شدهاند یا پس از بازداشت، به اعدام محکوم شده و حکمشان اجرا شده است.
ساتو گفت: «نتیجه این است که هیچ راه قانونی برای ابراز مخالفت باقی نمانده است.» او از مقامهای جمهوری اسلامی خواست مخالفت مسالمتآمیز را بخشی از یک جامعه سالم بدانند و آن را تهدید تلقی نکنند.
«سرکوب، مردم را از اعتراض بازنداشته است» گزارشگر ویژه سازمان ملل در ارزیابی رویکرد حکومت به اعتراض و مشارکت مردم در عرصه عمومی گفت: «تاریخ چهار دهه نشان میدهد که سرکوب، مردم ایران را از اعتراض بازنداشته است. فقط نارضایتیهایی را عمیقتر کرده که آنان را به خیابان میآورد.»
این اظهارات پس از آن مطرح شد که نماینده جمهوری اسلامی، ماموریت گزارشگر ویژه و هیات مستقل حقیقتیاب را «سیاسی» و «گزینشی» خواند و خواستار پایان فوری و بدون قیدوشرط هر دو ماموریت شد. او بخش عمده سخنانش را به حملات آمریکا و اسرائیل اختصاص داد و اعتراضها را نیز در چارچوب مداخله خارجی توصیف کرد.
ساتو در پاسخ گفت نقض حقوق بشر در جریان جنگ، هم در گزارش او و هم در گزارش هیات حقیقتیاب منعکس شده است، اما این موضوع ضرورت پرداختن به سرکوب داخلی را از بین نمیبرد. او تاکید کرد: «حقوق بشر در همه شرایط لازمالاجراست.»
او همچنین یادآور شد که حکومت ایران، با وجود نپذیرفتن مشروعیت ماموریتش، طی دو سال گذشته و بهویژه در ماههای اخیر درباره جنگ با او تعامل داشته است. ساتو از این تعامل استقبال کرد و بار دیگر خواستار اجازه سفر به ایران شد.
حکومت آمار کشتار و اعدامها را منتشر نمیکند ساتو خطاب به نماینده جمهوری اسلامی گفت مقامهای ایران آمار قربانیان جنگ را منتشر کردهاند، اما همچنان از انتشار دادههای مربوط به اعدامها و کشتهشدگان به دست نیروهای امنیتی خودداری میکنند. او افزود «آمار رسمی» کشتهشدگان اعتراضها بسیار پایینتر از برآوردهای مستقل است.
به گفته او، مسئولیت انتشار این اطلاعات بهطور مستقیم بر عهده حکومت است و تا زمانی که این تعهد انجام نشود، جامعه مدنی و خانوادههای اعدامشدگان و کشتهشدگان، منابع اصلی اطلاعات معتبر برای ماموریت او خواهند ماند.
ساتو توضیح داد گزارشش، که دوره فوریه تا اوت ۲۰۲۶ را پوشش میدهد، تنها بخشی از وقایع را ثبت کرده است. قطع اینترنت، نظارت امنیتی و خطر مجازات برای انتقال اطلاعات، دسترسی به شواهد را محدود کرده و برخی افرادی که ابتدا حاضر به همکاری بودند، پس از سنجیدن خطر برای خود و خانوادههایشان، رضایتشان را پس گرفتهاند.
او هشدار داد تهدیدها به مرزهای ایران محدود نمیشود و گفت هیچ بخشی از گزارش نباید بازتابدهنده تمام آنچه بر مردم ایران گذشته است تلقی شود.
اعدام معترضان و محاکمه ۳۴ نفر در پنج روز به گفته ساتو، دستکم ۳۴ نفر در ارتباط با اعتراضات دی ۱۴۰۴ اعدام شدهاند که دستکم پنج مورد در ملاعام بوده است. او تاکید کرد اعدامها در جریان جنگ نیز متوقف نشد و تمرکز جهانی بر درگیری نظامی، آنها را از توجه عمومی دور نگه داشت.
او از پروندهای یاد کرد که در آن ۳۴ بزرگسال طی پنج روز محاکمه شدند؛ ۱۲ نفر حکم اعدام گرفتند و هفت نفر از آنان تاکنون اعدام شدهاند. ساتو گفت چنین رسیدگیهایی نمیتواند مسئولیت کیفری هر متهم را بهطور جداگانه احراز کند و احکام حاصل از آن خودسرانه است.
گزارشگر ویژه همچنین از ادامه فشار بر خانوادههای کشتهشدگان، جلوگیری از برگزاری مراسم خاکسپاری و تهدید آنان به مجازات کیفری و مصادره اموال به دلیل مطالبه حقیقت و پاسخگویی خبر داد. به گفته او، هزاران بازداشت با اتهامهای امنیتی گزارش شده و بسیاری از بازداشتشدگان بدون ارتباط با بیرون در مکانهای نامعلوم نگهداری میشوند؛ الگویی که او آن را مصداق ناپدیدسازی قهری دانست.
ساتو در پاسخ به نماینده بلاروس، که ارزیابی او درباره اعترافات تلویزیونی را زیر سوال برده بود، تاکید کرد پخش اعتراف پیش از محاکمه، اصل برائت را نقض میکند. او گفت اظهارات حاصل از شکنجه باید از روند دادرسی کنار گذاشته شود و صدور حکم اعدام پس از محاکمهای ناعادلانه، سلب خودسرانه حق حیات است.
مخالفت با اعدام از درون جامعه ایران برخاسته است ساتو تاکید کرد اعدام معترضان تنها بخش کوچکی از مجموع اعدامهاست و بیشتر صدها اعدام انجامشده در سال جاری به پروندههای قتل و قصاص و جرایم مواد مخدر مربوط میشود.
او خواستار تعلیق رسمی اجرای همه احکام اعدام با هدف لغو این مجازات شد و گفت این مطالبه بهقوت از درون جامعه ایران مطرح میشود. ساتو به تجمع شبانه مردم برای جلوگیری از یک اعدام در ملاعام و اعتصاب غذای سهشنبههای زندانیان اشاره کرد که به گفته او، بیش از دو سال و هشت ماه است در مخالفت با همه اعدامها ادامه دارد.
او همچنین گفت بازنگری در قانون مبارزه با مواد مخدر فرصتی مشخص برای محدودکردن چشمگیر مجازات اعدام فراهم میکند و از ادامه گفتوگو با مقامهای ایرانی در این زمینه استقبال کرد.
جنگ و سرکوب داخلی رنج مردم را تشدید کردهاند ساتو وضعیت توصیفشده در گزارشش را در دو سال فعالیت خود بیسابقه خواند: مردمی که همزمان با حملات نظامی، در همان هفتهها و شهرها و گاه در یک خانواده، با تهدید، بازداشت، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و اعدام از سوی حکومت خود روبهرو شدهاند.
او گفت مقامهای جمهوری اسلامی از جنگ و تحریمها برای منحرفکردن توجه از تخلفات خود و معرفی معترضان بهعنوان عوامل قدرتهای خارجی استفاده کردهاند. در مقابل، آمریکا و اسرائیل نیز سرکوب داخلی را برای توجیه نقض حقوق از سوی خود به کار گرفتهاند.
ساتو گفت: «این جنگ برای مردم ایران هیچچیز به ارمغان نیاورده است؛ نه امنیت، نه حقوق و نه آزادی.» به ارزیابی او، جنگ با افزایش بازداشتها، ادامه اعدامها و گسترش ترس همراه شده است.
او توضیح داد قطع اینترنت حتی دسترسی بسیاری از ایرانیان به هشدارهای حملات را مختل کرده بود. زندانیان نیز هنگام حملات تخلیه نشدند و بنا بر گزارشهای دریافتی، در برخی بندها میلههای آهنی به درها جوش داده شده بود.
هیات حقیقتیاب از جنایت علیه بشریت و احتمال جنایت جنگی گفت ویویانا کرستیچویچ، یکی از سه کارشناس مستقل هیات حقیقتیاب، به عنوان نماینده این هیات در همین نشست گفت سرکوب در ایران راهبردی برای خاموشکردن مخالفت است و قوانین تبعیضآمیز، دستگاه قضایی فاقد استقلال و مصونیت عاملان، چرخه نقض حقوق بشر را تداوم میبخشند.
او گفت حکومت فهرستی شامل بیش از سه هزار نام از کشتهشدگان منتشر کرده، اما هیات دلایلی دارد که شمار واقعی را بهمراتب بیشتر بداند. به گفته او، در میان کشتهشدگان ثبتشده از سوی هیات، دستکم ۲۲۱ کودک وجود دارند که کمسنترین آنان چهارماهه بوده است. او همچنین از دهها هزار بازداشت در جریان اعتراضات دیماه و پس از آن و حضور بیش از صد نفر، از جمله زنان و کودکان، در معرض اجرای حکم اعدام در ارتباط با اعتراضها خبر داد.
هیات حقیقتیاب اعلام کرد بسیاری از موارد مستندشده نقض فاحش حقوق بشر، مصداق «جنایت علیه بشریت» است. این هیات همچنین گفت دلایل معقولی برای باور به وقوع «جنایت جنگی» در حملات مورد بررسی به مدرسهای در میناب و یک مرکز ورزشی در لامرد وجود دارد؛ حملاتی که در مجموع دستکم ۱۷۸ غیرنظامی، از جمله بیش از صد کودک، در آنها کشته شدند.
حقوق زنان و اقلیتها زیر فشار مانده است ساتو در بخش دیگری از سخنان خود هشدار داد نقض حقوق در ایران به اعدام و بازداشت محدود نمیشود. او از تبعیض علیه اقلیتهای قومی در زمینه زمین، محیطزیست و استفاده از زبان مادری و از آزار، بازداشت خودسرانه و افزایش مقصر جلوهدادن اقلیتهای مذهبی، از جمله بهاییان و نوکیشان مسیحی، سخن گفت.
او افزود اجرای حجاب اجباری، با وجود تعلیق قانون مربوط، در عمل ادامه دارد و گزارشهایی از بازداشت و تعطیلی کافهها، رستورانها و فروشگاهها به دلیل رعایتنکردن آن دریافت شده است. ساتو همچنین خواستار قانونگذاری جامع برای حمایت از زنان در برابر خشونت شد.
به گفته او، قطع اینترنت میلیونها نفر را از درآمد محروم کرده و زنان سهم نامتناسبی از این آسیب را تحمل کردهاند؛ برای برخی، ازدستدادن درآمد به معنای ناتوانی در ترک محیط خشونتبار خانه بوده است.
تهدید مخالفان و شاهدان به خارج از ایران کشیده شده است ساتو درباره گسترش سرکوب فرامرزی جمهوری اسلامی هشدار داد و گفت بخش بزرگی از این اقدامات، ماهیت تلافیجویانه دارد. او از کشورهای عضو خواست تهدیدها علیه افراد در قلمرو خود را بهعنوان سرکوب فرامرزی شناسایی کنند، برای پیشگیری و مقابله با آن همکاری داشته باشند و پلیس را برای رسیدگی به شکایت قربانیانی آموزش دهند که ممکن است به دلیل تجربههایشان در ایران، به نهادهای انتظامی بیاعتماد باشند.
ویویانا کرستیچویچ، نماینده هیات حقیقتیاب، نیز گفت این سرکوب هم در فضای دیجیتال و هم بهصورت عملی در کشورهای مختلف رخ میدهد و در سالهای اخیر افزایش یافته است. به گفته او، تهدیدهای فرامرزی، همکاری با هیات برای روشنشدن ابعاد سرکوب اعتراضها و نقض حقوق در جریان جنگ را نیز دشوار کرده است.
او از دولتهای میزبان خواست هشداررسانی به افراد در معرض خطر و حمایت فردی و جمعی از آنان را تقویت کنند و عاملان تهدیدهای اینترنتی، افشای اطلاعات شخصی و استفاده از بدافزار علیه روزنامهنگاران و مدافعان حقوق بشر را پاسخگو کنند. کرستیچویچ تاکید کرد پیگیری این اقدامات میتواند به بازدارندگی در برابر سرکوب فرامرزی کمک کند.
نماینده هیات حقیقتیاب همچنین گفت قانون تشدید مجازات جاسوسی و لایحه مقابله با نفوذ خارجی، با ایجاد ترس، ارتباط مردم با سازوکارهای بینالمللی را محدود میکنند. ساتو نیز توضیح داد برخی شاهدان پس از ارزیابی خطر برای خود یا خانوادههایشان از همکاری منصرف شدهاند و تاکید کرد: «تهدیدها در مرز متوقف نمیشوند.»
ساتو از کشورها خواست مستندسازی را به پاسخگویی تبدیل کنند در جریان گفتوگوی تعاملی، اتحادیه اروپا و شماری از کشورها خواستار توقف اعدامها، آزادی بازداشتشدگان خودسرانه و دسترسی سازوکارهای سازمان ملل به ایران شدند. اتحادیه اروپا اعلام کرد از ژانویه، ۳۷ فرد و ۹ نهاد را به دلیل نقض حقوق بشر تحریم کرده است. در مقابل، کشورهایی از جمله روسیه، بلاروس و نیکاراگوئه، ماموریتهای ویژه کشوری را «سیاسی» و «گزینشی» خواندند.
ساتو در پاسخ به پرسشها درباره پاسخگویی گفت در ایران مسیر موثری برای دادخواهی داخلی وجود ندارد؛ دادگاههایی که باید به تخلفات رسیدگی کنند، خود با بیاعتنایی آشکار به دادرسی عادلانه حکم اعدام صادر میکنند. او همچنین گفت آمریکا و اسرائیل یافتههای بررسی حملات خود را هنوز منتشر نکردهاند.
او از دولتها خواست حمایت از مستندسازی، جامعه مدنی و سازوکارهای بینالمللی را ادامه دهند و از ابزارهایی مانند گنجاندن تعهدات حقوق بشری در توافقهای دوجانبه و استفاده از صلاحیت قضایی جهانی بهره بگیرند. ساتو بر ضرورت اولویتدادن به حقوق بشر در هر توافق پایان جنگ، صدور روادید اضطراری برای افراد در معرض خطر و مقابله با سرکوب فرامرزی نیز تاکید کرد.
ساتو خطاب به دولتهای عضو گفت آنها این ماموریتها را برای مستندسازی نقض حقوق بشر و کمک به پاسخگویی ایجاد کردهاند و افزود: «اینکه با این اسناد چه میشود کرد، اکنون در دست شماست.»
گزارشگر ویژه همزمان تحریمهای آمریکا علیه دیوان کیفری بینالمللی، قضات آن و گزارشگر ویژه سرزمینهای اشغالی فلسطینی را محکوم کرد و آن را حملهای مستقیم به استقلال عدالت بینالمللی و سازوکارهای حقوق بشری سازمان ملل دانست.
میدلایست فوروم در تحلیلی نوشت فشار نظامی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی توازن قدرت منطقهای را تغییر داده، اما هنوز پیوندهای سیاسی حکومت را نگسسته است. چالش راهبردی اصلی چگونگی تبدیل دستاوردهای نظامی و فشار اقتصادی به یک گذار سیاسی پایدار است، نه صرفا تضعیف توان نظامی حکومت.
ست دی. کاپلان، پژوهشگر گذارهای سیاسی و دولتهای شکننده، در مقالهای با عنوان «ایجاد شکاف در ساختار قدرت جمهوری اسلامی» که چهارشنبه ۲۸ اکتبر در وبسایت اندیشکده آمریکایی «انجمن خاورمیانه» منتشر شد، استدلال کرد حکومتهای استبدادی بهندرت صرفا در اثر نارضایتی عمومی فرو میپاشند.
از نگاه او، آسیبپذیری زمانی افزایش مییابد که اعتماد نخبگان به بقای حکومت فرسوده شود، نهادهای سیاسی جایگزین شکل بگیرند و اعتبار بیابند و حکومت دیگر نتواند حامیانش را قانع کند که ماندن در کنار آن، امنترین راه حفظ ثبات و منافعشان است.
بر همین اساس، نویسنده چهار هدف مکمل را برای گذار سیاسی پیشنهاد میکند: ساختن اپوزیسیونی متحد و آماده اداره کشور؛ ایجاد شکاف در ائتلاف حاکم با برخورد متفاوت با گروههای درون آن؛ تسلط بر فضای رسانهای و اطلاعاتی؛ و رقابت اقتصادی با حکومت از طریق تحریم هدفمند، حمایت از مقاومت مدنی و ارائه چشماندازی باورپذیر از رفاه پس از گذار.
در این چارچوب، فشار نظامی و اقتصادی تا جایی اهمیت دارد که امکان پیشبرد این تغییرات سیاسی را فراهم کند.
او همچنین پیشنهاد میکند فضاهای امنی در داخل ایران شکل بگیرد تا مخالفان بتوانند سازمان پیدا کنند، خدمات ارائه دهند و توان اداره کشور را نشان دهند. طبق این طرح، چنین مناطقی باید بهتدریج از نواحی مرزی و اقلیتنشین به مناطق مرکزی و فارسنشین گسترش یابند، کنترل انحصاری حکومت بر سرزمین را محدود کنند و اعتبار ملی مخالفان را افزایش دهند.
کاپلان در این مقاله برای آمریکا و اسرائیل نقشهای مکمل پیشنهاد میکند: واشینگتن هدایت تلاشهای سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی و آمادگی برای گذار را بر عهده بگیرد و اسرائیل با ادامه عملیات نظامی و اطلاعاتی، توان سرکوب و ابزارهای فشار جمهوری اسلامی را تضعیف کند.
او خواستار پنهان و غیرمستقیم ماندن کمکها تا حد امکان شد تا رهبری تغییر در دست ایرانیان بماند.
این تقسیم کار، پیشنهاد نویسنده است؛ مقاله سندی از تصویب یا اجرای آن از سوی دو دولت ارائه نمیکند. هدف اعلامشده نیز آمادهکردن یک جایگزین معتبر هنگام فراهمشدن فرصت تغییر است.
سپاه؛ پیونددهنده اجزای ائتلاف حاکم
بخش نخست مقاله، سپاه را شبکهای فراتر از یک نیروی نظامی توصیف میکند که دستگاههای امنیتی، بنگاههای اقتصادی، مدیران استانی و رهبری سیاسی را به یکدیگر متصل کرده است.
براساس ارزیابی کاپلان، همین پیوندها به جمهوری اسلامی امکان دادهاند که با وجود ضربات خارجی، کنترل داخلی را حفظ کند. از این رو، حذف تجهیزات یا فرماندهان لزوما به فروپاشی ساختار قدرت نمیانجامد.
نویسنده ادامه وفاداری به حکومت را تنها محصول اعتقاد ایدئولوژیک نمیداند. در تحلیل او، بسیاری از مدیران و صاحبان منافع تا زمانی که از رفتار دیگران و آینده پس از تغییر مطمئن نباشند، از حکومت فاصله نمیگیرند. ظهور یک جایگزین معتبر میتواند این محاسبه را تغییر دهد و جدایی از حکومت را کمخطرتر جلوه دهد.
او میان فرماندهان مسئول سرکوب و فساد، مدیران فنی، کارمندان، فعالان اقتصادی و نیروهای ردهپایین تفاوت میگذارد و خواستار پاسخگویی گروه نخست و ارائه آیندهای قانونی به دیگران است.
با این حال، این صورتبندی تحلیلی، بهخودیخود شاهدی بر وقوع شکاف تعیینکننده در سپاه نیست و متن، شواهد تازه و مشخصی از ابعاد چنین شکافی ارائه نمیکند.
چهار مسیر مکمل برای گذار
نویسنده در بخش دوم توضیح میدهد چرا تقویت مخالفان باید در کنار فرسایش انسجام حکومت پیش برود.
از دید کاپلان، اپوزیسیون به یک مرکز شناختهشده برای هماهنگی سیاسی، ارتباط با داخل، دیپلماسی و آمادگی برای حکومتداری نیاز دارد. چنین مرکزی قرار نیست همه اختلافهای فکری را برطرف کند بلکه کارکردش تبدیل نارضایتی پراکنده به فعالیتی سازمانیافته و پایدار است.
در محور اطلاعاتی، کاپلان بر ارتباطات امن، مقابله با سانسور، مستندسازی فساد و نقض حقوق بشر و توضیح روشن درباره نظام جایگزین تاکید میکند. استدلال او این است که مخالفان حکومت فعلی ایران باید علاوه بر نقد کردن وضع موجود، نشان دهند تغییر سیاسی میتواند با حفظ کشور و خدمات عمومی همراه باشد.
در محور اقتصادی نیز تحریم نهادهای دخیل در سرکوب، کمک به کارگران اعتصابکننده و خانوادههای آسیبپذیر و برنامه بازسازی پس از گذار کنار یکدیگر قرار میگیرند.
کاپلان میگوید فشار اقتصادی بدون چشمانداز بهبود، ممکن است ترس از آینده را تقویت کند، بیاینکه الزاما به تغییری پایدار منجر شود. تضمین حقوق مالکیت قانونی و تداوم خدمات، در این طرح برای جلب اعتماد مدیران و فعالان اقتصادی اهمیت دارد.
در این نگاه، کاهش آسیب معیشتی به مردم بخشی از منطق راهبرد است. تحریمها باید منابع سرکوب را محدود کنند و چشمانداز رفع تحریم، بازگشت سرمایه و دسترسی به بازارهای جهانی، امکان زندگی اقتصادی باثباتتری را نشان دهد.
فروپاشی؛ فرایندی تدریجی، نه نتیجه یک ضربه
بخش سوم بر تغییر محاسبات نخبگان تمرکز دارد. در چارچوب پیشنهادی مقاله، شکست نظامی، اختلال اقتصادی، اعتراض و کاهش کنترل اطلاعات زمانی اثر تعیینکننده پیدا میکنند که در کنار یکدیگر، اعتماد افراد درون حکومت به امنیت آینده را تضعیف کنند.
کاپلان کاهش همکاری مدیران، خودداری از تصمیمهای پرخطر و فاصلهگرفتن بخشهایی از دستگاه امنیتی را از صورتهای احتمالی این فرایند میداند.
این موارد در متن، توضیح سازوکار فرضی گذارند و نباید گزارشی از وضعیت کنونی ایران و وقوع چنین رفتارهایی در ایران تلقی شوند.
نویسنده همچنین ارزش اعتراضهای پایدار را در افزایش هزینه سرکوب و تاثیر بر محاسبات حامیان حکومت میبیند.
بخش چهارم، اهداف کلی را به نیازهای نهادی پیوند میدهد. کاپلان خواستار چارچوبی فراگیر با مشارکت فعالان داخل و خارج، تشکلهای کارگری، زنان، دانشجویان، اقلیتهای قومی، متخصصان و فعالان اقتصادی است. اصول مشترک پیشنهادی او شامل گذار دموکراتیک، حکومت مبتنی بر قانون اساسی، تمامیت ارضی و انتقال مسالمتآمیز قدرت است.
او از کنگره آزادی ایران و تلاشهای شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان نمونههای از ابتکارهای موجود نام میبرد، اما همچنان بر نیاز به نهادی برای هماهنگی طیف گسترده مخالفان تاکید میکند.
بخش مهمی از طرح به حفظ وزارتخانهها، دادگاهها، اداره محلی، پرداخت مستمریها و خدمات ضروری اختصاص دارد. نویسنده پیشنهاد میکند عدالت انتقالی بر مسئولیت فردی و رسیدگی به شدیدترین تخلفات استوار باشد و به حذف بیضابطه کارکنان عادی نینجامد.
او همچنین میان پاسخگو کردن مسئولان سرکوب و حفظ ظرفیت حرفهای نهادهای دولتی تفاوت میگذارد تا تغییر حکومت به فروپاشی دستگاه اداره کشور منجر نشود.
در همین چارچوب، او بر هماهنگی بینالمللی برای کمک بشردوستانه، بازسازی و احیای اقتصاد تاکید میکند. استدلال نویسنده این است که آمادگی برای روز بعد، میتواند ترس از بیثباتی را پیش از وقوع تغییر کاهش دهد.
او در بخش اجرایی، مشارکت کشورهای خلیج فارس و دیگر شرکای منطقهای را نیز ضروری میداند و در خصوص این همکاری توضیح میدهد که علاوه بر امنیت دریایی، باید آمادگی برای موج احتمالی پناهجویان، وضعیتهای اضطراری هستهای و تداوم کمکرسانی در دوره گذار را در بر بگیرد.
ایجاد مناطق امن
نویسنده در بخش پنجم پیشنهاد میکند مخالفان در بخشهایی از داخل ایران، فضایی برای فعالیت سیاسی و اداره امور محلی به دست آورند.
کاپلان از بخشهایی از کردستان و بلوچستان بهعنوان نقاط احتمالی آغاز این راهبرد نام میبرد و ادلب سوریه را نمونهای معرفی میکند که حمایت فرامرزی و بازدارندگی خارجی به حفظ نهادهای مخالفان در آن کمک کرد.
به باور او، ارزش این مناطق در وسعت آنها نیست، بلکه در امکان سازماندهی، کمکرسانی، حل اختلافات و نمایش توان حکومتداری است.
در عین حال، مقاله هشدار میدهد محدود ماندن چنین پایگاههایی به مناطق اقلیتنشین میتواند مشروعیت ملی مخالفان را محدود و روایت حکومت درباره تجزیهطلبی را تقویت کند. گسترش نفوذ به مناطق مرکزی و حفظ تمامیت ارضی، پاسخ پیشنهادی نویسنده به این خطر است.
نویسنده و ناشر چه جایگاهی دارند؟
کاپلان مدرس دانشکده مطالعات پیشرفته بینالمللی دانشگاه جانز هاپکینز و متخصص دولتهای شکننده، گذار سیاسی و پیشگیری از منازعه است. طبق معرفی رسمی دانشگاه، او سابقه مشاوره برای بانک جهانی، وزارت امور خارجه آمریکا، آژانس توسعه بینالمللی آمریکا و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی دارد و نویسنده چارچوب تحلیل گذارهای سیاسی وزارت امور خارجه آمریکا در سال ۲۰۲۰ بود.
میدلایستفوروم نیز یک اندیشکده سیاستمحور آمریکایی است. این نهاد در معرفی رسمی خود، پیشبرد منافع آمریکا، مقابله با اسلامگرایی و تدوین راهبرد علیه جمهوری اسلامی را جزو اهدافش میداند.