سپاه پاسداران از برخورد یک نفتکش با مین دریایی در تنگه هرمز خبر داد
نیروی دریایی سپاه پاسداران جمعه ۲۴ مهر در بیانیهای که رسانههای حکومتی منتشر کردند، اعلام کرد یک نفتکش غولپیکر حامل بیش از دو میلیون بشکه نفت خام، هنگام عبور از تنگه هرمز با مین دریایی برخورد کرده و دچار آتشسوزی شده است.
بر اساس این بیانیه، نفتکش از مسیری عبور میکرد که سپاه پاسداران آن را غیرمجاز خوانده است.
نیروی دریایی سپاه پاسداران مدعی شد این نفتکش تمامی سامانههای موقعیتیابی و راداری خود را خاموش کرده بود و تلاش داشت با فریب و حمایت ارتش آمریکا از تنگه هرمز عبور کند.
سپاه پاسداران در این بیانیه اعلام کرد: «تنگه هرمز بسته است» و به کشتیها هشدار داد که مقررات جمهوری اسلامی برای عبور از این آبراه را نقض نکنند.
در بیانیه سپاه پاسداران، نام و پرچم نفتکش، محل دقیق برخورد با مین، زمان وقوع حادثه و وضعیت خدمه مشخص نشده است.
سپاه پاسداران پیشتر نیز ادعای مشابهی درباره برخورد یک نفتکش حامل بیش از دو میلیون بشکه نفت با مین دریایی مطرح کرده بود. هنوز مشخص نیست بیانیه تازه به همان حادثه اشاره دارد یا رویداد دیگری رخ داده است.
ادعای برخورد نفتکش با مین دریایی و جزییات این حادثه بهطور مستقل تایید نشده است.
انتخابات میاندورهای آمریکا که ۱۲ آبان برگزار میشود، از آن جهت در آرایش سیاسی ایالات متحده اهمیت دارد که با تعیین ترکیب کنگره و بسیار از سِمتهای انتخابی ایالتی و محلی، بر توان رییسجمهوری برای پیشبرد برنامههایش اثر میگذارد.
در ساختارهای سیاسی آشنا برای شهروندان ایرانی، انتخابات میاندورهای مجلس معمولا به معنای رایگیری برای پر کردن کرسی نمایندهای است که به دلایلی مانند استعفای نماینده، مرگ او یا پذیرفتن سِمتی دیگر در دستگاه حکومت، دیگر در مجلس حضور ندارد. اما زمان برگزاری انتخابات میاندورهای در آمریکا به خالی شدن کرسیهای مجلس وابسته نیست. این اصطلاح به میانه دوران ریاستجمهوری اشاره دارد و دلیل برگزاری آن به تفاوت طول دوره ریاستجمهوری و نمایندگی در کنگره است.
رییسجمهوری آمریکا برای چهار سال انتخاب میشود، اما دوره نمایندگی در مجلس نمایندگان فقط دو سال است. بنابراین، در میانه هر دوره ریاستجمهوری، شهروندان آمریکایی باید دوباره برای برای تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان، نماینده انتخاب کنند. البته، نمایندگان فعلی نیز میتوانند نامزد شوند و در صورت پیروزی، برای دورهای دیگر در مجلس بمانند.
در سنا، بال دیگری که کنگره آمریکا را تشکیل میدهد، دوره نمایندگی شش سال است، اما دوره نمایندگی همه سناتورها همزمان شروع نمیشود و همزمان پایان نمییابد. کرسیهای سنا به سه گروه تقسیم شدهاند و هر دو سال، موعد انتخاب حدود یکسوم سناتورها فرا میرسد.
به این ترتیب، انتخابات مجلس نمایندگان و بخشی از سنا هر دو سال یکبار برگزار میشود: یک بار در سال انتخابات ریاستجمهوری و بار دیگر در میانه دوره چهارساله رییسجمهوری برگزیده. رایگیری دوم را «انتخابات میاندورهای» مینامند. از آنجا که انتخابات کنگره در سال ۲۰۲۴ (۱۴۰۳) با انتخابات ریاستجمهوری همراه بود. اکنون در سال ۲۰۲۶، مردم دوباره اعضای کنگره را انتخاب میکنند، در حالی که موعد انتخابات بعدی ریاستجمهوری دو سال دیگر، در سال ۲۰۲۸، است.
افزون بر انتخابات سراسریِ میاندورهای، رایگیری برای جایگزینی نماینده یا سناتوری که، مثلا، درگذشته یا استعفا کرده، «انتخابات ویژه» نام دارد و ممکن است با انتخابات عادی همزمان شود.
قدرت در آمریکا میان چه نهادهایی تقسیم شده است؟
در سطح فدرال، یعنی حکومت مرکزی آمریکا، رییسجمهوری در راس قوه مجریه قرار دارد. کنگره قوه قانونگذاری است و دو مجلس دارد: مجلس نمایندگان و سنا. بنابراین «کنگره» نام مجموع دو مجلس است، نه نهادی جداگانه. قوه قضاییه نیز شاخه سوم حکومت است.
در کنار حکومت مرکزی، هر ایالت حکومت و نهاد قانونگذاری خود را دارد. نمایندگان یک ایالت در مجلس نمایندگان و سنا، با نمایندگان آن ایالت در مجلس ایالتی متفاوت است.
هر ایالت، قوه مجریه خود را دارد و ریاست آن بر عهده فرماندار است. فرماندار هم با رای مردم انتخاب میشود. فرماندار و قانونگذاران ایالتی درباره بخش مهمی از بودجه، خدمات عمومی و قوانین ایالت تصمیم میگیرند.
مردم برای انتخاب چه کسانی رای میدهند؟
در سطح ملی، تمام کرسیهای مجلس نمایندگان و حدود یکسوم کرسیهای سنا به رای گذاشته میشود. اما فهرست کامل انتخابها به محل زندگی رایدهنده بستگی دارد.
تعداد نمایندگان هر ایالت در مجلس نمایندگان به جمعیت آن بستگی دارد، اما هر ایالت، کوچک یا بزرگ، دو سناتور دارد. چون دوره سناتورها همزمان تمام نمیشود، مردم همه ایالتها در هر انتخابات میاندورهای برای سنا رای نمیدهند.
در بسیاری از ایالتهای آمریکا، قضات برخی دادگاههای ایالتی و محلی و دادستانهای محلی هم با رای مردم انتخاب میشوند. شیوه انتخاب در همه ایالتها یکسان نیست؛ برخی قضات منصوب میشوند و در بعضی ایالتها، مردم درباره ادامه کار قضات منصوبشده رای میدهند.
برگه رای ممکن است شامل پیشنهادهای قانونی نیز باشد. بنابراین شهروندان گاهی علاوه بر انتخاب افراد، مستقیما درباره یک موضوع ایالتی یا محلی تصمیم میگیرند.
برای مثال، در انتخابات میاندورهای ۱۲ آبان، در ایالت ماساچوست طرحی برای افزایش دسترسی عمومی به اسناد مجلس ایالتی و دفتر فرماندار به رای گذاشته میشود. در صورت رای آوردن طرح، بیشتر اسناد این دو نهاد مشمول قانون دسترسی عمومی به اسناد خواهد شد؛ در غیر این صورت، مقررات فعلی دسترسی به این اسناد تغییری نخواهد کرد.
رای مردم چگونه به پیروزی یک حزب تبدیل میشود؟
نمایندگان و سناتورها با رای مستقیم مردم انتخاب میشوند. «کالج انتخاباتی»، ساز و کاری که در انتخاب رییسجمهوری نقش دارد، در انتخابات کنگره دخالتی ندارد.
هر رایدهنده برای کرسیهایی رای میدهد که به محل زندگی او مربوط است؛ یعنی برای مجلس نمایندگان، از میان نامزدهای حوزه انتخابیه خود یک نفر را انتخاب میکند و اگر انتخابات سنا نیز در ایالتش برگزار شود، جداگانه برای آن کرسی رای میدهد. در رقابت مرتبط با سنا، رایدهندگان سراسر هر ایالت از میان نامزدهای مشترک در همان ایالت انتخاب میکنند.
رای دادن به نامزد یک حزب در یک رقابت، رایدهنده را ملزم نمیکند در رقابتهای دیگر نیز به همان حزب رای بدهد. برای مثال، یک نفر میتواند برای مجلس نمایندگان به نامزد دموکرات و برای سنا به نامزد جمهوریخواه رای بدهد.
پس از مشخص شدن برنده هر رقابت، تعداد کرسیهای هر حزب در هر کدام از شاخههای کنگره تعیین میکند کدام حزب در هر مجلس اکثریت دارد. اکثریت هر مجلس را حزبی به دست میآورد که نامزدهایش کرسیهای بیشتری برده باشند، حتی اگر مجموع آرای نامزدهای آن حزب در سراسر کشور کمتر از حزب رقیب باشد.
اکثریت دو مجلس جداگانه تعیین میشود. ممکن است جمهوریخواهان سنا را در اختیار داشته باشند و دموکراتها مجلس نمایندگان را؛ یا یک حزب هر دو را کنترل کند.
چرا کنترل این دو مجلس مهم است؟
بسیاری از برنامههای رییسجمهوری، از تغییر مالیات تا تامین هزینه طرحهای دولتی، به همراهی کنگره نیاز دارد. برای تبدیل یک طرح به قانون، معمولا هر دو مجلس باید متن یکسانی را تصویب کنند و آن را برای امضا به رییسجمهوری بفرستند. مخالفت حتی یک مجلس میتواند این مسیر را متوقف کند.
کنگره بر عملکرد دولت نیز نظارت دارد و درباره اقدامات آن تحقیق میکند. تغییر اکثریت کنگره میتواند اولویت و شدت این نظارت را تغییر دهد.
سنا اختیار مهم دیگری دارد: تایید وزیران، سفیران و قضات فدرال معرفیشده از سوی رییسجمهوری، از جمله قضات دیوان عالی. بنابراین نتیجه انتخابات سنا میتواند بر ترکیب دولت و دستگاه قضایی اثر بگذارد.
با این حال، اکثریت به معنای اختیار نامحدود نیست. رییسجمهوری میتواند مصوبه کنگره را وتو کند و به کنگره بازگرداند. برای بیاثر کردن وتو، مجلس نمایندگان و سنا باید جداگانه دوباره به همان مصوبه رای بدهند و در هر مجلس، دستکم دوسوم اعضای حاضر و رایدهنده با آن موافقت کنند. اگر این میزان حمایت در هر دو مجلس به دست آید، مصوبه بدون امضای رییسجمهوری به قانون تبدیل میشود؛ در غیر این صورت، وتو پابرجا میماند.
در سنا نیز پایان دادن به بحث و عبور از مانع رویهای موسوم به «فیلیباستر» برای بسیاری از طرحهای قانونگذاری معمولا به ۶۰ رای نیاز دارد؛ هرچند استثناهایی وجود دارد.
اگر حزب رییسجمهوری ببازد، چه میشود؟
از دست دادن اکثریت کنگره، رییسجمهوری را خودبهخود برکنار نمیکند. او در سِمت خود باقی میماند، اما ممکن است برای تصویب قوانین و تامین بودجه برنامههایش ناچار به امتیاز دادن به حزب رقیب و توافق با آنها شود.
انتخابات میاندورهای از این نظر آزمونی سیاسی برای دولت است: نشان میدهد حزب رییسجمهوری تا چه اندازه توانسته حمایت رایدهندگان را حفظ کند. با این حال، مسائل محلی و ویژگیهای نامزدها نیز اهمیت دارند و نتیجه را نمیتوان صرفا رای موافق یا مخالف دولت و شخص رییسجمهوری دانست.
انتخابات میاندورهای چه تاثیری بر احتمال استیضاح رییسجمهوری دارد؟
اگر حزب مخالف رییسجمهوری در انتخابات میاندورهای اکثریت مجلس نمایندگان را به دست آورد، زمینه سیاسی برای آغاز استیضاح میتواند مساعدتر شود؛ اما شکست حزب رییسجمهوری بهخودیخود به استیضاح یا برکناری او منجر نمیشود.
مجلس نمایندگان میتواند با اکثریت ساده آرا، اتهامهای استیضاح را تصویب کند. سپس سنا محاکمه را برگزار میکند و برای محکومیت و برکناری رییسجمهوری، رای موافق دستکم دوسوم سناتورهای حاضر لازم است. بنابراین، حتی تسلط مخالفان بر هر دو مجلس نیز لزوما برای برکناری کافی نیست؛ ممکن است استیضاح در مجلس نمایندگان تصویب شود، اما حمایت لازم برای محکومیت در سنا فراهم نشود.
نتیجه برای ایرانیان چه اهمیتی دارد؟
تصمیمهای مربوط به ایران و مناقشهای که سالهاست میان واشینگتن و تهران ادامه دارد، فقط در کاخ سفید گرفته نمیشود. کنگره در قانونگذاری درباره تحریمها، تخصیص بودجه دفاعی و کمکهای خارجی و نظارت بر سیاست دولت نقش دارد. حتی برخی اختیارات رییسجمهوری برای معاف کردن اشخاص از تحریمها، به شروط قانونی و گزارشدهی به کنگره وابسته است.
سنا در تایید معاهدات بینالمللی نیز نقش دارد، اما همه توافقهای خارجی آمریکا معاهده نیستند و همه به تایید سنا نیاز ندارند.
از این سازوکارها میتوان نتیجه گرفت که تغییر اکثریت کنگره ممکن است پیشبرد سیاست دولت در قبال جمهوری اسلامی را آسانتر یا دشوارتر کند؛ اما بهتنهایی نشانه قطعی تغییر مَسیر نیست. موضوع سیاست، موضع نمایندگان و حدود اختیار رییسجمهوری نیز تعیینکنندهاند.
انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲ آبان ۱۴۰۵، برابر با سوم نوامبر ۲۰۲۶، رییسجمهوری را تغییر نمیدهد، اما ترکیب تازه کنگره میتواند اجرای سیاستهای او در قبال ایران را آسانتر یا دشوارتر کند؛ از تحریم و مذاکره تا اقدام نظامی و مهاجرت.
در این انتخابات، شماری از فرمانداران، نمایندگان مجالس ایالتی و مقامهای محلی هم انتخاب میشوند؛ اما نتیجه رقابتهای مجلس نمایندگان و سنا، دو مجلس تشکیلدهنده کنگره، اثر مستقیمتری بر سیاست آمریکا در قبال ایران دارد.
برای مردم ایران، مساله این است که چه کسانی در کنگره درباره قوانین تحریمی، بودجه نظامی و اختیارات مهاجرتی دولت تصمیم میگیرند و تا چه اندازه با سیاستهای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، همراه میشوند یا برای اجرای برنامههای او محدودیت میگذارند.
کدام کرسیها برای ایرانیان اهمیت بیشتری دارند؟
مجلس نمایندگان و سنا هر دو در تصویب قوانین و تامین بودجه دولت نقش دارند. یک طرح برای رسیدن به مرحله تایید رییسجمهوری باید با متن یکسان در هر دو مجلس تصویب شود؛ بنابراین تغییر اکثریت حتی در یکی از دو مجلس میتواند بر سرنوشت پیشنهادهای دولت اثر بگذارد.
عکس آرشیوی، نمایی از صحن مجلس نمایندگان، منبع: وبسایت کنگره آمریکا
اگر دولت بخواهد تحریم تازهای را به قانون تبدیل کند یا برای برنامهای درباره ایران بودجه بگیرد، به موافقت هر دو مجلس نیاز دارد. کنترل یکی از این دو مجلس میتواند به مخالفان امکان دهد جلوی تصویب پیشنهاد دولت را بگیرند یا برای موافقت با آن شرط بگذارند.
سنا اختیار تایید بسیاری از مقامهای ارشد دولت و قضات فدرال را نیز دارد. برای نمونه، اگر رییسجمهوری فرد تازهای را برای وزارت خارجه، دفاع یا خزانهداری معرفی کند، سناتورها میتوانند صلاحیت، دیدگاهها و برنامههای او درباره ایران را بررسی کنند و به انتصابش رای موافق یا مخالف بدهند.
عکس آرشیوی، نمایی از صحن سنا با حضور نمایندگان، منبع: وبسایت کنگره آمریکا
ترکیب کنگره پیش از انتخابات میاندورهای
[@portabletext/react] Unknown block type "table", specify a component for it in the `components.types` prop
در حال حاضر جمهوریخواهان اکثریت هر دو مجلس را در اختیار دارند. دو سناتور مستقل در سنا، در بیشتر موارد با دموکراتها همراهند.
حفظ یا تغییر اکثریت کنگره چه پیامدی برای ایران دارد؟
حفظ اکثریت جمهوریخواهان در هر دو مجلس میتواند تصویب قوانین و بودجه مورد نظر ترامپ را آسانتر کند؛ چه برای فشار بر ایران و چه اجرای توافق احتمالی با تهران.
اگر دموکراتها فقط اکثریت مجلس نمایندگان را بگیرند، میتوانند نظارت بر سیاستهای دولت را افزایش دهند و مانع تصویب پیشنهادهای آن شوند؛ اما تغییر قانون به همراهی سنا نیز نیاز دارد.
اگر دموکراتها فقط اکثریت سنا را بگیرند، علاوه بر قانونگذاری و نظارت، میتوانند تایید نامزدهای ترامپ برای سمتهای ارشد و قضاوت را دشوارتر کنند.
اکثریت دموکراتها در هر دو مجلس، امکان بیشتری برای محدود کردن بودجه جنگ یا تغییر محدودیتهای مهاجرتی فراهم میکند. اما عبور از وتوی ترامپ به رای دوسوم اعضای حاضر و رایدهنده در هر دو مجلس نیاز دارد.
در سنا، پایان دادن به مانع ادامه بحث برای بسیاری از طرحها نیز معمولا به ۶۰ رای نیاز دارد؛ بنابراین اکثریت ساده همیشه کافی نیست.
ترکیب کنگره چگونه بر تحریمها اثر میگذارد؟
بخشی از تحریمهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی بر پایه قوانین کنگره و بخشی با فرمانهای اجرایی رییسجمهوری برقرار شدهاند. وزارت خزانهداری و دیگر نهادهای دولت مسئول اجرای این محدودیتها هستند.
کنگره میتواند دولت را به تحریم اشخاص، بانکها یا شرکتهایی با فعالیتهای مشخص موظف کند، شرایط کاهش تحریمها را تغییر دهد و درباره اجرای قانون گزارش بخواهد. بنابراین تغییر اکثریت مجلس نمایندگان یا سنا میتواند تصویب تحریمهای تازه یا اصلاح قوانین موجود را آسانتر یا دشوارتر کند.
با این حال، برخی قوانین به رییسجمهوری اجازه میدهند با رعایت شرایط، از اجرای تحریم در موارد مشخص و برای مدتی معین صرفنظر کند. برای نمونه، در بخشی از قوانین تحریمی ایران، معافیتهای قابل تمدید تا ۱۸۰ روز، با اعلام دلایل امنیت ملی به کنگره، پیشبینی شده است.
بنابراین تغییر قانون به تصویب کنگره نیاز دارد، اما استفاده دولت از اختیارات قانونی موجود همیشه مستلزم رایگیری تازه نیست.
ترکیب کنگره بر معیشت مردم در ایران اثر میگذارد؟
نتیجه انتخابات آمریکا میتواند از راه تغییر تحریمها بر درآمد ارزی جمهوری اسلامی و هزینه تجارت اثر بگذارد. فرض کنیم فروش نفت یا دریافت پول حاصل از آن در اثر اجرای تحریمها برای حکومت ایران دشوارتر شود. به این ترتیب، منابع ارزی در اختیار جمهوری اسلامی کاهش مییابد و با دشوارتر شدن پرداختهای بانکی و گرانتر شدن حملونقل، هزینه واردات کالا بالا میرود. این تغییر در نهایت به افزایش قیمت برخی کالاها منجر میشود.
اما تورم و مشکلات معیشتی مردم فقط محصول تحریم نیست؛ سیاستهای بودجهای، پولی و بانکی جمهوری اسلامی نیز در ایجاد و تداوم این مشکلات نقش دارد.
برای نمونه، وقتی دولت بیشتر از درآمدش هزینه میکند، نحوه جبران این کسری اهمیت دارد. تامین کسری با خلق پول به افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم دامن میزند. یک پژوهش منتشرشده در صندوق بینالمللی پول، با بررسی دادههای اقتصاد ایران در فاصله سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۱، کسری بودجه، افت ارزش پول، رشد حجم پول و تحریمها را از عوامل موثر بر تورم شناسایی کرده است. در چنین اقتصادی، تشدید تحریمها فشار بیشتری ایجاد میکند.
کاهش تحریمها نیز میتواند تجارت را آسانتر و درآمد ارزی را بیشتر کند، اما تضمینی نیست که این درآمد به بهبود زندگی خانوارها بیانجامد. نحوه تخصیص منابع و سیاستهای اقتصادی حکومت تعیین میکند درآمد بیشتر چگونه مصرف شود و چه کسانی از آن بهره ببرند.
بنابراین انتخابات آمریکا میتواند بخشی از فشار خارجی بر اقتصاد ایران را تغییر دهد؛ اصلاح سیاستهای تورمزا و تصمیم درباره نحوه مصرف منابع کشور همچنان بر عهده حکومت ایران است. پیروزی هیچ حزبی در واشینگتن، بهتنهایی مشکلات معیشتی مردم را حل نمیکند.
انتخابات آمریکا و جنگ ایران
در ماههای گذشته، دموکراتها بارها کوشیدند با تصویب قطعنامههایی، ترامپ را به توقف جنگ ایران یا گرفتن مجوز کنگره وادار کنند. این تلاشها بخشی از اختلاف بر سر حدود اختیار رییسجمهوری برای ادامه جنگ است؛ اختلافی که نتیجه انتخابات میاندورهای میتواند بر توان دو طرف برای پیشبرد مواضعشان اثر بگذارد.
یکی از محورهای اختلاف، مهلت ۶۰ روزه قانون اختیارات جنگی است. دموکراتها میگفتند ترامپ برای ادامه جنگ باید از کنگره مجوز بگیرد، اما دولت این الزام را نپذیرفت. یکی از قطعنامههای توقف عملیات بدون مجوز کنگره در هر دو مجلس تصویب شد، اما کاخ سفید آن را از نظر قانونی الزامآور ندانست و تصویب آن به توقف جنگ نینجامید.
تلاشهای دیگر نیز با مخالفت بیشتر جمهوریخواهان روبهرو شد. برای نمونه، در مهر، قطعنامه دیگری با اختلاف تنها یک رای در سنا رد شد؛ هرچند چند سناتور جمهوریخواه از آن حمایت کردند. چنین فاصله اندکی نشان میدهد تغییر چند کرسی در انتخابات میتواند شانس تصویب محدودیتهای جنگی را افزایش دهد، اما تصویب قطعنامه بهتنهایی تضمینکننده اجرای آن نیست.
اگر مخالفان جنگ در انتخابات قدرت بیشتری بگیرند، امکان بیشتری برای پیشبرد محدودیتهای بودجهای و بازخواست مقامهای دولت درباره هدف و هزینه عملیات خواهند داشت. با این حال، تبدیل محدودیتهای پیشنهادی به قانون، به تصویب هر دو مجلس و امضای رییسجمهوری یا بیاثر کردن وتوی او نیاز دارد؛ کاری که مستلزم رای دوسوم اعضای حاضر و رایدهنده در هر مجلس است.
نمایی از ساختمان کنگره آمریکا در یک روز پاییزی، ششم مهر ۱۴۰۵. عکس: رویترز
در سال ۱۳۹۹ نیز ترامپ مصوبه محدود کردن اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی را وتو کرد و سنا نتوانست آرای لازم برای بیاثر کردن آن را فراهم کند. بنابراین افزایش قدرت مخالفان جنگ، امکان محدود کردن دولت را بیشتر میکند، اما تضمینکننده توقف جنگ نیست.
مذاکره و توافق با جمهوری اسلامی چقدر به کنگره وابسته است؟
هدایت مذاکره با جمهوری اسلامی با دولت است، اما اجرای بعضی تعهدهای آمریکا به همراهی کنگره نیاز پیدا میکند. اگر توافق احتمالی با جمهوری اسلامی مستلزم تغییر قانون تحریم یا اختصاص بودجه باشد، رییسجمهوری باید موافقت قانونگذاران را جلب کند.
همه توافقهای خارجی نیز در یک مسیر مشابه پیش نمیروند. در چارچوب قانون اساسی آمریکا «معاهده» به موافقت دوسوم سناتورهای حاضر نیاز دارد، اما توافقهای اجرایی دولت مشمول همین شیوه تایید نیست. در نتیجه، هر توافق احتمالی با تهران الزاما به رای دوسوم سنا نیاز ندارد.
درباره توافق هستهای با جمهوری اسلامی، طبق قانونِ «بازبینی توافق هستهای ایران» مصوب ۲۰۱۵، دولت باید توافق هستهای با جمهوری اسلامی را برای بررسی به کنگره ارائه کند. این قانون، آغاز اجرای توافق را در همه حالتها به رای مثبت کنگره مشروط نمیکند، اما بر امکان اجرای تعهدهای تحریمی آمریکا اثر میگذارد.
از این جهت، نتیجه انتخابات میتواند بر امکان اجرای تعهدات و دوام سیاسی توافق اثر بگذارد. یک کنگره همراه با دولت ممکن است تغییر قوانین لازم را آسانتر کند، اما کنگره مخالف دولت ممکن است در مسیر اجرای توافق سنگ بیاندازد و مانعتراشی کند. البته هیچیک، بهتنهایی تضمینکننده موفقیت یا شکست مذاکره نیست.
انتخابات و مساله ممنوعیت ورود ایرانیان
برای جمعی از ایرانیان، ملموسترین ارتباط با انتخابات میاندورهای آمریکا، امکان تحصیل، کار، مهاجرت یا دیدار اعضای خانواده است. محدودیت ورود موسوم به «تراولبن» میتواند این برنامهها را متوقف کند.
طبق اعلام وزارت خارجه آمریکا، بر اساس فرمانی که از اول ژانویه ۲۰۲۶، برابر با ۱۱ دی ۱۴۰۴، به اجرا درآمده، صدور ویزا برای ایرانیان، جز در موارد استثنا، متوقف شده است. این محدودیت شامل ویزاهای سفر و تحصیل و همچنین ویزاهای مهاجرتی، از جمله برای پیوستن به خانواده، میشود.
اگر مخالفان ممنوعیت ورود اکثریت مجلس نمایندگان یا سنا را به دست آورند، قدرت بیشتری برای تغییر این سیاست خواهند داشت؛ مثلا میتوانند طرحی برای آسانتر شدن پیوستن ایرانیان به خانوادههایشان در آمریکا پیش ببرند. همچنین میتوانند برای کاهش بودجه اجرای ممنوعیت تلاش کنند و از مقامهای دولت درباره مشکلاتی که برای خانوادهها ایجاد شده، توضیح بخواهند.
در مقابل، پیروزی حامیان ممنوعیت میتواند به حفظ یا تشدید محدودیتها کمک کند.
با این حال، نتیجه انتخابات بهخودیخود شرایط ورود ایرانیان را تغییر نمیدهد؛ تغییر قانون به موافقت هر دو مجلس و تایید رییسجمهوری یا آرای کافی برای بیاثر کردن وتوی او نیاز دارد.
حقوق بشر در ایران و دسترسی به اینترنت آزاد
کنگره آمریکا میتواند برای تحریم عاملان نقض حقوق بشر، گزارشدهی درباره سرکوب و حمایت از دسترسی آزاد به اطلاعات قانون و بودجه تصویب کند.
یک نمونه مشخص، قانونی است که به وزارت خارجه اجازه حمایت مالی از برنامههای دسترسی آزاد و امن به اینترنت در ایران را میدهد. افزایش دسترسی به ابزارهای عبور از محدودیتهای اینترنت و تقویت امنیت دیجیتال از اهداف این برنامه است.
مسیر اثرگذاری در این مورد روشن است: کنگره اختیار قانونی و بودجه را فراهم میکند؛ دولت برنامهها و قراردادها را اجرا میکند؛ نهادهای دریافتکننده حمایت، ابزار و خدمات ارائه میدهند. تغییر اولویتهای بودجهای ممکن است ظرفیت این برنامهها را کم یا زیاد کند، هرچند تامین بودجه بهتنهایی تضمینکننده دسترسی کاربران داخل ایران به اینترنت آزاد نیست.
آیا نام حزب برای پیشبینی سیاستها در قبال ایران کافی است؟
موضع نمایندگان را باید درباره هر موضوع جداگانه سنجید. یک کاندیدای نمایندگی ممکن است از تحریم جمهوری اسلامی حمایت کند، با اقدام نظامی مخالف باشد و خواستار تسهیل ورود اعضای خانواده ایرانیان شود. این مواضع الزاما در یک بسته حزبی ثابت قرار نمیگیرند.
برای نمونه، در همان رایگیری سال ۲۰۲۰ برای بیاثر کردن وتوی ترامپ که پیشتر به آن اشاره شد، هفت سناتور جمهوریخواه در کنار دموکراتها رای موافق دادند. این سناتورها با وجود همحزبی بودن با ترامپ، از محدود کردن اختیار او برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی حمایت کردند. این نمونه نشان میدهد اعضای یک حزب نیز لزوما درباره نحوه برخورد با ایران موضع یکسانی ندارند.
اورسولا فوندرلاین، رییس کمیسیون اروپا، و آنتونیو کاستا، رییس شورای اروپایی، در نشست خبری اجلاس سران اتحادیه اروپا در بروکسل، ۲۴ مهر ۱۴۰۵، رویترز.
سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا در بخشی از بیانیه پایانی نشست خود، ادامه خشونت و سرکوب شدید مردم ایران از سوی جمهوری اسلامی، از جمله اعدامهای گسترده، را بهشدت محکوم کردند و خواستار احترام به حقوق و آزادیهای بنیادین ایرانیان، از جمله حق انتخاب آینده خود، شدند.
در این بیانیه که ۲۴ مهر در پایان نشست دو روزه شورای اروپایی در بروکسل منتشر شد، سران اتحادیه اروپا همچنین حملات جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه را بهشدت محکوم و با کشورهای هدف این حملات ابراز همبستگی کردند.
سران اروپا از جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی آن خواستند از این حملات و هرگونه اقدام بیثباتکننده خودداری کنند و به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورهای منطقه احترام بگذارند.
شورای اروپایی بار دیگر تاکید کرد که ایران هرگز نباید اجازه دستیابی به سلاح هستهای را پیدا کند. این شورا از تهران خواست به تعهدات حقوقی الزامآور پادمانی خود در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای پایبند باشد و همکاری کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را از سر بگیرد.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، نیز در گزارشی که ۲۳ مهر منتشر شد، از سرکوب بیسابقه اعتراضات در ایران گفت و خواستار توقف فوری اعدامها شد.
عفو بینالملل نیز ۲۱ مهر، با اعلام اعدام دستکم ۳۴ نفر در ارتباط با خیزش دیماه، از تمام کشورها خواست برای وادار کردن جمهوری اسلامی به متوقف کردن اعدامها از فشار دیپلماتیک استفاده کنند.
مخالفت با محدودیت کشتیرانی در تنگه هرمز
سران اتحادیه اروپا هرگونه اقدامی را که تهدیدی علیه کشتیرانی جهانی باشد یا مانع ورود و خروج کشتیهای تجاری از تنگه هرمز شود، بهشدت محکوم کردند.
در بیانیه تاکید شد هرگونه ترتیبات مربوط به تنگه هرمز باید با حقوق بینالملل و کنوانسیون حقوق دریای سازمان ملل متحد سازگار باشد و به هیچ شکلی آزادی کشتیرانی را محدود نکند یا نظام اداره این تنگه را تغییر ندهد.
شورای اروپایی هشدار داد وضعیت کنونی منطقه ممکن است به اختلالهای پایدار در زنجیرههای تامین جهانی، بهویژه در زمینه انرژی، کود و مواد غذایی، منجر شود و آسیب شدیدی به اقتصادها و جمعیتهای آسیبپذیر جهان وارد کند.
این شورا با ابراز نگرانی شدید از وضعیت امنیتی و ادامه تشدید درگیریهای نظامی در خاورمیانه، بر تلاشهای دیپلماتیک اتحادیه اروپا با هماهنگی نزدیک شرکای منطقهای برای کاهش تنش و برقراری صلح و ثبات تاکید کرد.
این بیانیه علاوه بر ایران و دیگر تحولات خاورمیانه، موضوعاتی از جمله جنگ اوکراین، رقابتپذیری اقتصادی، بودجه، دفاع و امنیت، مهاجرت و گسترش اتحادیه اروپا را در بر میگرفت.
سران اروپا در بخش مربوط به یمن، تشدید اقدامات نظامی حوثیها و حملات این گروه به عربستان سعودی، بهویژه حملاتی را که غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار میدهد، بهشدت محکوم کردند.
آنان خواستار توقف فوری تمامی اقدامات نظامی حوثیها و حملات این گروه به کشتیهای غیرنظامی شدند؛ حملاتی که به گفته شورا، امنیت دریایی در دریای سرخ و تنگه بابالمندب را تهدید میکند.
شورای اروپایی همچنین خواستار تقویت عملیات دریایی دفاعی اتحادیه اروپا، «آسپیدس»، در چارچوب ماموریت آن شد و بر اهمیت تکمیل تلاشهای بینالمللی یکدیگر برای تضمین آزادی کشتیرانی تاکید کرد.
در این بیانیه، با ابراز همبستگی با دولت قانونی یمن و عربستان سعودی، بر ضرورت جلوگیری از وخیمتر شدن وضعیت بحرانی انسانی در یمن و افزایش کمکهای بینالمللی تاکید شد.
آسپیدس، عملیات دریایی دفاعی اتحادیه اروپا است که از فوریه ۲۰۲۴ برای حفاظت از کشتیهای تجاری و تضمین آزادی کشتیرانی در دریای سرخ و آبهای منطقه در برابر حملات حوثیها آغاز شد.
تاکید بر حمایت از اوکراین و محکومیت کمک نظامی جمهوری اسلامی به روسیه
سران اتحادیه اروپا، همچنین، با محکوم کردن حملات موشکی و پهپادی روسیه به غیرنظامیان و زیرساختهای اوکراین، بر ادامه حمایت سیاسی، مالی و نظامی از کییف تاکید کردند و خواستار تقویت فوری پدافند هوایی و زیرساختهای انرژی این کشور در آستانه زمستان شدند.
شورای اروپایی از روسیه خواست آتشبسی کامل، فوری و بدون قیدوشرط را بپذیرد و وارد مذاکرات معنادار شود. این شورا تاکید کرد صلح باید بر احترام به استقلال و تمامیت ارضی اوکراین و تضمینهای امنیتی معتبر استوار باشد و بدون مشارکت کییف نمیتوان درباره آینده آن تصمیم گرفت.
سران اروپا از ادامه پرداخت وام حمایتی ۹۰ میلیارد یورویی به اوکراین استقبال کردند و خواستار افزایش فشار بر مسکو و کاهش درآمدهای انرژی روسیه شدند. آنان از تصمیم آمریکا برای لغو موقت تحریمهای گازوئیل روسیه ابراز تاسف کردند.
در بیانیه، ادامه حمایت نظامی جمهوری اسلامی، بلاروس و کره شمالی از روسیه و اعزام نیروهای کره شمالی به جنگ اوکراین بهشدت محکوم شد.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، جمعه ۲۴ مهر توافق دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با روسیه بر سر گازوئیل را محکوم کرد، موضع مسکو را «نمایشی مضحک» از مذاکرات صلح خواند و از احتمال نقشآفرینی بیشتر متحدان اروپایی در مذاکرات استقبال کرد.
زلنسکی در نشست سران اتحادیه اروپا در بروکسل گفت روسیه خواهان صلح نیست.
زلنسکی در سخنان خود در بروکسل گفت عملکرد «استارشیلد»، نسخه نظامی استارلینک، بهبود یافته اما هنوز بهطور کامل بازیابی نشده است.
او افزود که این اختلال غیرنظامیان را در معرض خطر قرار داده است.
ترامپ که پیش از عزیمت برای شرکت در یک گردهمایی در جورجیا با خبرنگاران در واشینگتن صحبت میکرد، دخالت خود یا ایلان ماسک را در کاهش توانایی این سامانه رد کرد.
او گفت: «کار من نبود و فکر نمیکنم کار ایلان هم بوده باشد. تا جایی که من میدانم، وضعیت آن همان چیزی است که همیشه بوده است.»
وقتی از ترامپ درباره رابطهاش با زلنسکی پرسیده شد، گفت: «فکر میکنم خوب است. من فقط یک چیز از او میخواهم: جنگ را تمام کند.»
در بروکسل، رهبران اتحادیه اروپا پس از آنکه ترامپ بار دیگر از اوکراین انتقاد کرد و حملات این کشور به پالایشگاههای روسیه را «شرمآور» خواند، حمایت خود را از زلنسکی اعلام کردند.
بهگزارش رویترز اتحادیه اروپا در یکی از دشوارترین مقاطع برای اوکراین میزبان زلنسکی بود؛ در شرایطی که موشکها و پهپادهای روسیه بر شهرهای اوکراین فرود میآیند و نگرانیهایی وجود دارد که آمریکا ممکن است از تبادل اطلاعات اطلاعاتی و حمایت تسلیحاتی از کییف بکاهد.
با این حال زلنسکی نشانه چندانی از نرمتر کردن موضع خود در قبال واشینگتن نشان نداد.
ترامپ آخر هفته گذشته با اعلام اینکه اوکراین و روسیه توافق کردهاند تأسیسات انرژی یکدیگر را هدف قرار ندهند، زلنسکی را غافلگیر کرد.
ترامپ که ماه آینده با انتخابات میاندورهای آمریکا روبهروست، حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه را عامل افزایش قیمت انرژی دانسته است؛ افزایش قیمتی که ممکن است اکثریت شکننده حزب جمهوریخواه او را در مجلس سنا و مجلس نمایندگان آمریکا به خطر بیندازد.
اوکراین پنجشنبه، پس از آنکه زلنسکی اعلام کرد کییف آتشبس انرژی اعلامشده از سوی ترامپ را کنار میگذارد، یک پالایشگاه نفت روسیه در جنوب شرقی مسکو را هدف قرار داد.
توافق گازوئیلی آمریکا با روسیه خشم اوکراین و متحدان اروپایی آن را برانگیخته است.
زلنسکی به خبرنگاران گفت: «حالا میتوانیم ببینیم که چگونه پول نقد از طریق توافق گازوئیلی دوباره به روسیه سرازیر خواهد شد.»
او افزود: «این توافق گازوئیلی هرگز برای جبران تاثیر تنگه هرمز بر بازارهای جهانی کافی نخواهد بود. اما پول بیشتری را مستقیما به جیب پوتین سرازیر خواهد کرد تا خرج این جنگ کند.»
امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، گفت این توافق «برای هیچکس خوب نیست. پیامی منفی میفرستد و عاملی برای اختلاف و تردید است.»
توقف مذاکرات صلح
زلنسکی پوتین را متهم کرد که به هیچ شکلی از مذاکرات صلح علاقهمند نیست.
او گفت: «پوتین در حال حاضر خواهان مذاکرات صلح نیست؛ به هیچ شکلی. او با کلمات بازی میکند و ادعا میکند که آنها پاسخ میدهند... خیلی ساده، این وضعیت شبیه نمایشی مضحک از تمایل واقعی برای پایان دادن به جنگ است.»
همزمان ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، که هنگام بازدید از یک مرکز فرماندهی لباس نظامی بر تن داشت، گفت مسکو در امتداد مرز، در داخل خاک اوکراین، در حال ایجاد یک «منطقه امنیتی» است؛ اقدامی که بهگفته او در هیچیک از مذاکرات احتمالی آینده با کییف قابل مذاکره نخواهد بود.
پوتین در سخنان خود خطاب به فرماندهان ارشد نظامی درباره ضرورت ایجاد مناطق امنیتی در واکنش به نفوذ نیروهای اوکراینی به منطقه کورسک در غرب روسیه در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، لحنی تند و مطمئن داشت.
او در اظهاراتی که از تلویزیون روسیه پخش شد، گفت: «هدف ما تضمین امنیت مطلق مناطق مرزی روسیه در آینده است و قصد نداریم این موضوع را به بخشی از مذاکرات احتمالی صلح با اوکراین تبدیل کنیم.»
کرملین هفته گذشته اعلام کرد که اوکراین با حمله پهپادی به مسکو در جریان انتخابات پارلمانی ماه گذشته روسیه، امکان ازسرگیری فوری مذاکرات صلح را تضعیف کرده است.
کریل دمیتریف، فرستاده پوتین در امور سرمایهگذاری، گفت روسیه و آمریکا پس از توافق بر سر گازوئیل، درباره مجموعهای از پروژههای مشترک، از جمله مراکز داده با انرژی هستهای، گفتوگو میکنند.
کرملین جمعه همچنین اعلام کرد که پوتین با پاپ لئو گفتوگو کرده و پس از درخواست رهبر کلیسای کاتولیک برای کمک به رساندن اقلام ضروری به شهر اولشکی در اوکراین که تحت کنترل روسیه است، با همکاری در این زمینه موافقت کرده است.
برد کوپر، فرمانده سنتکام، اعلام کرد آمریکا مانع صادرات دستکم ۲۵ میلیارد دلار نفت ایران شده و به مسدود کردن حدود ۳۵۰ میلیون دلار رمزارز جمهوری اسلامی کمک کرده است. او همچنین از برخی گزارشها درباره توقف پرداخت حقوق شبهنظامیان وابسته به تهران خبر داد.
فرمانده فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده جمعه ۲۴ مهر در پیامی ویدیویی گفت پس از کارزار خشم حماسی، بیش از ۵۰ هزار نظامی آمریکایی مستقر در خاورمیانه به دفاع در برابر حملات حکومت ایران، پاکسازی تنگه هرمز از مینهای دریایی و حفاظت از کشتیهای تجاری ادامه دادهاند.
کوپر محاصره دریایی ایران را «نفوذناپذیر» خواند و تاکید کرد: «بهجز کمکهای بشردوستانهای که اجازه ورودشان را دادهایم، ایران هیچ صادرات و وارداتی از راه دریا ندارد.»
به گفته فرمانده سنتکام، مجموع این اقدامات هزینههای «ویرانگری» بر دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی و بهویژه سپاه پاسداران تحمیل کرده است.
او صادرات نفت، تامین مالی دیجیتال و پرداخت حقوق نیروهای امنیتی را سه حوزه اصلی دانست که حکومت ایران در آنها تحت فشار قرار گرفته است.
کوپر پیشتر در مصاحبه اختصاصی با ایراناینترنشنال در فروردینماه، نابودی موشکها، پهپادها، نیروی دریایی و ظرفیت تولید دوباره این تجهیزات را از اهداف عملیات واشینگتن عنوان کرده بود.
فرمانده سنتکام در ادامه اظهارات خود گفت جلوگیری از صادرات دستکم ۲۵ میلیارد دلار نفت خام، جمهوری اسلامی را از منابعی محروم کرده است که میتوانست برای تامین مالی نیروهای نیابتی، شبکههای تبهکار و حملات علیه آمریکا و متحدانش هزینه کند.
او افزود سنتکام به نهادهای دیگر دولت آمریکا در مسدود کردن نزدیک به ۳۵۰ میلیون دلار دارایی رمزارزی کمک کرده است؛ اقدامی که به گفته او، توانایی تهران برای تامین مالی تروریسم و جایگزینی تسلیحات و کارخانههای تخریبشده را محدودتر کرده است.
به گفته فرمانده سنتکام، آثار فشارهای آمریکا در تمامی بخشهای اقتصاد ایران احساس میشود و دولت از پرداخت حقوق، مستمری و مزایای شاغلان و بازنشستگان بخشهای مختلف، از جمله دستگاههای امنیتی و سپاه پاسداران، خودداری میکند.
او با اشاره به شدت فشار مالی بر نیروهای نظامی حکومت ایران گفت: «گزارشهایی وجود دارد که گروههای شبهنظامی وابسته به تهران در منطقه، پرداخت حقوق نیروهایشان را متوقف کردهاند تا پول را به سپاه بازگردانند؛ در حالی که خود سپاه نیز حقوق نیروهایش را نمیپردازد.»
کوپر جزییات بیشتری درباره منابع این گزارشها ارائه نکرد.
فرمانده سنتکام افزایش نشانههای «استیصال» در سپاه را نتیجه فشار اقتصادی دانست.
این ارزیابی در شرایطی مطرح شد که وبسایت اکسیوس ۲۱ مهر به نقل از منابع آگاه، از اختلافنظر در دولت آمریکا میان حامیان ازسرگیری حملات و طرفداران ادامه فشار اقتصادی خبر داده بود.
بر اساس آن گزارش، بیشتر مشاوران ترامپ در شرایط کنونی از ادامه تحریمها و دیگر ابزارهای فشار حمایت میکنند.
عبور حدود ۴۰۰ کشتی از تنگه هرمز در یک هفته
کوپر در ادامه، سپاه پاسداران را به حملات مداوم به کشتیهای تجاری عبوری از تنگه هرمز و کشتن دریانوردان متهم کرد.
او به نقل از سازمان بینالمللی دریانوردی گفت از زمان آغاز جنگ، بیش از ۲۰ دریانورد غیرنظامی در حملات جمهوری اسلامی کشته شدهاند.
او تاکید کرد با وجود این حملات، تردد کشتیهای تجاری ادامه دارد و آمریکا با متحدان منطقهای و فعالان صنعت کشتیرانی برای تقویت حفاظت از کشتیها همکاری میکند.
فرمانده سنتکام گفت: «کنترل تنگه هرمز در دست ایالات متحده و شرکای منطقهای ماست، نه ایران. این تنگه همچنان برای تجارت باز است.»
به گفته او، در هفت روز منتهی به انتشار این پیام، حدود ۴۰۰ کشتی تجاری از تنگه هرمز عبور کردهاند و نیروهای آمریکایی در همین مدت به شرکای خود در خلیج فارس برای صادرات بیش از ۱۰۰ میلیون بشکه نفت خام کمک کردهاند.
کوپر افزود این میزان علاوه بر بیش از یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون بشکه نفتی است که متحدان منطقهای در ماههای اخیر با کمک آمریکا از تنگه عبور دادهاند.
تحقیق تصویری رویترز که ۲۳ مهر منتشر شد، از خسارتهای گسترده حملات جمهوری اسلامی و نیروهای وابسته به آن به زیرساختهای منطقه خبر داد.
این خبرگزاری دستکم ۱۳۵ حمله به دستکم ۸۴ مرکز زیرساختی را از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ ثبت کرد و نوشت بازسازی کامل برخی تاسیسات انرژی ممکن است سالها طول بکشد.
انتشار پیام کوپر همچنین در پی گزارش سیانان درباره گنجاندن احتمال استفاده از «مادر همه بمبها» علیه زیرساختهای انرژی و تاسیسات هستهای ایران در طرحهای نظامی آمریکا صورت گرفت.
این شبکه ۲۳ مهر اجرای طرحها را وابسته به دستور ترامپ دانسته بود.
کوپر در پایان پیامش از عملکرد نظامیان آمریکایی قدردانی کرد و از نیروهای مستقر در منطقه خواست تمرکز خود را حفظ کنند و به ماموریتشان ادامه دهند.