یک نماینده مجلس: بازگشت کامل ظرفیتهای آسیبدیده پارس جنوبی در جنگ دو، سه سال زمان میبرد


علیرضا عباسی، نماینده کرج در مجلس شورای اسلامی، در گفتگو با خبرگزاری دانشجو با اشاره به کاهش حدود ۲۰ درصدی ظرفیت روزانه تولید گاز کشور گفت که بازگشت کامل ظرفیتهای آسیبدیده پارس جنوبی در طول جنگ به مدار تولید ممکن است به دو تا سه سال زمان نیاز داشته باشد.
عباسی گفت: «کمبود گاز فقط به بخش خانگی محدود نمیشود و میتواند تامین سوخت نیروگاهها، تولید برق، فعالیت صنایع و بخش کشاورزی را تحت تاثیر قرار دهد.»
نماینده کرج گفت: «افزایش قابل توجه تقاضای گرمایشی بخش خانگی در ماههای سرد میتواند فشار مضاعفی بر شبکه انتقال و توزیع گاز وارد کند و به ویژه در نقاط انتهایی شبکه، خطر افت فشار و حتی اختلال در تامین گاز را افزایش دهد.»







شمار کشتهشدگان حملات گسترده موشکی و پهپادی روسیه به مناطق مختلف اوکراین به دستکم ۳۲ نفر افزایش یافت که در میان آنان، چند کودک نیز دیده میشوند.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، این حملات را که چهارشنبه ۱۵ مهر انجام شد، از «رذیلانهترین» اقدامات نظامی روسیه توصیف کرد.
خبرگزاری رویترز گزارش داد بیشترین تلفات در شهر پریلوکی در استان چرنیهیف در شمال اوکراین به ثبت رسیده است؛ جایی که حمله موشکی روسیه یک ساختمان مسکونی پنجطبقه را ویران کرد.
سازمان خدمات اضطراری اوکراین پنجشنبه ۱۶ مهر اعلام کرد آمار قربانیان حمله به پریلوکی به ۲۲ نفر رسیده است. به گفته وزیر کشور اوکراین، دستکم پنج تن از کشتهشدگان کودک هستند.
همچنین با کشف پیکر دو نفر دیگر در آوار یک مجتمع مسکونی در کییف، شمار جانباختگان حمله هوایی روسیه به پایتخت اوکراین به چهار نفر افزایش یافت.
مقامهای کییف شامگاه ۱۵ مهر خبر داده بودند سقوط بقایای یک پهپاد در حومه پایتخت دو کشته بر جای گذاشته است.
زلنسکی شمار مجروحان حملات روسیه به مناطق مختلف اوکراین را در مجموع ۱۰۰ نفر اعلام کرد.
او با اشاره به همزمانی این حملات با سالروز تولد ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، گفت: «این هدیه تولدی بود که پوتین به خودش داد؛ کشتن کودکان و کشتن مردم.»
رییسجمهوری اوکراین افزود: «روسها میخواستند ضربهای دردناک و آشکار وارد کنند. این یکی از رذیلانهترین حملات بود.»
به گزارش رویترز، روسیه در جریان این حملات ۷۰ موشک، از جمله شمار زیادی موشک بالستیک پرسرعت، و دهها پهپاد تهاجمی شاهد به سوی اوکراین شلیک کرد.این حملات همچنین به تاسیسات صنعتی و زیرساختهای انرژی اوکراین آسیب رساند.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
مقامهای اوکراینی در هفتههای اخیر بارها از متحدان خود خواستهاند ذخایر موشکهای رهگیر سامانه پاتریوت این کشور را تامین کنند.
پاتریوت تنها سلاح موجود در زرادخانه اوکراین است که توانایی سرنگونی موشکهای بالستیک را دارد.
اولشکی؛ گرسنگی در سایه مینها و پهپادها
رویترز پنجشنبه ۱۶ مهر در گزارشی دیگر از وخامت بحران انسانی در شهر اولشکی در جنوب اوکراین خبر داد؛ شهری که تحت اشغال روسیه قرار دارد و ساکنان آن با کمبود شدید مواد غذایی و خطر گرسنگی دستوپنجه نرم میکنند.
بر اساس این گزارش، مردم اولشکی برای تهیه آب و غذا ناچارند جان خود را به خطر بیندازند و ساعتها پیاده یا با دوچرخه از جادههای مینگذاریشده عبور کنند.
این شهر در نزدیکی خط مقدم جنگ و در شرق رودخانه دنیپرو قرار دارد. مسیر اصلی خروج از آن به مناطق تحت کنترل روسیه در عمق سرزمینهای اشغالی منتهی میشود.
به گفته شاهدان عینی و گروههای امدادرسان، خودروهای سوخته در بخشهای مختلف این مسیر پراکندهاند و آثار انفجار در طول جاده دیده میشود. پهپادهای تهاجمی نیز پیوسته بر فراز آن پرواز میکنند.
ساکنان میگویند آخرین محمولههای مواد غذایی در ماه مه به یکی از فروشگاههای محلی رسیده و از آن زمان، دسترسی به مواد خوراکی بهشدت دشوار شده است.
زنی ساکن اولشکی که از بیم اقدامات تلافیجویانه نیروهای روسیه خواست نامش فاش نشود، به رویترز گفت: «وقتی شش ماه است نتوانستهاید به فروشگاه بروید، مگر ممکن است چیزی برای خوردن در خانهتان باقی مانده باشد؟»
این زن بهتازگی برای تهیه مایحتاج خود راهی رادنسک در حدود ۲۰ کیلومتری جنوبشرقی اولشکی شده بود، اما هنگام بازگشت بر اثر انفجار مین زخمی شد.
او پس از این حادثه گفت: «هیچ مسیر امنی برای خروج وجود ندارد.»
این زن افزود پیشتر نیز سه نفر در همین مسیر که برخی ساکنان محلی آن را «جاده مرگ» مینامند، کشته شده بودند.
دمیترو لوبینتس، کمیسر حقوق بشر اوکراین، با انتقاد از وضعیت غیرنظامیان در اولشکی گفت: «روسیه هر روز غیرنظامیان را بر سر یک دوراهی قرار میدهد: یا بمانند و از گرسنگی بمیرند، یا شهر را ترک کنند و خطر انفجار مین را به جان بخرند.»
او افزود کییف پیشنهاد برقراری آتشبس محلی و ایجاد مسیرهای امن برای تخلیه ساکنان ارائه کرده بود، اما مسکو این پیشنهاد را رد کرد.
روسیه به وجود مشکلات حاد در تامین مواد غذایی و اقلام پزشکی در اولشکی اذعان کرده، اما مسئولیت این بحران را متوجه اوکراین دانسته است.
خبرگزاری رویترز به نقل از پنج منبع گزارش داد مقامهای ارشد روسیه و آمریکا، از جمله جرد کوشنر، فرستاده ویژه ایالات متحده، درباره ورود یک سرمایهگذار آمریکایی به پروژه خطوط لوله گاز نورد استریم مذاکره کردهاند. این پروژه پیش از آغاز جنگ اوکراین، گاز روسیه را به آلمان منتقل میکرد.
این منابع آگاه پنجشنبه ۱۶ مهر گفتند کریل دمیتریف، مشاور نزدیک ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، نیز در این مذاکرات حضور داشته است.
کوشنر که برای برقراری آتشبس میان روسیه و اوکراین تلاش میکند، همکاریهای تجاری را عاملی کلیدی برای بازگرداندن صلح میداند.
توافق احتمالی بر سر نورد استریم میتواند زمینه سودآوری سرمایهگذاران آمریکایی از صادرات گاز به اروپا را پس از پایان جنگ فراهم آورد.
دمیتریف و کوشنر طی هفتههای اخیر در مسکو و نیویورک دیدار کردهاند. هرچند مشخص نیست موضوع نورد استریم تا چه اندازه در این دیدارها مطرح شده، دو منبع به رویترز گفتند این طرح همچنان در دستور کار قرار دارد.
یک مقام کاخ سفید اعلام کرد هرگونه توافق باید حاصل مذاکره روسیه، شرکت تامین مالی توسعه بینالمللی آمریکا و وزارت خزانهداری این کشور باشد و سود مالیاتدهندگان و شرکتهای آمریکایی را تامین کند.
با این حال، او تاکید کرد اخیرا هیچ مذاکرهای درباره نورد استریم انجام نشده است.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
ادامه این جنگ و همچنین تهدیدهای فزاینده مسکو علیه اروپا، روابط روسیه را با بسیاری از کشورهای اروپایی بهشدت تیره کرده است.
موانع سیاسی و تحریمی بر سر راه توافق
رویترز در ادامه گزارش داد دمیتریف که خواهان ازسرگیری صادرات گاز روسیه به آلمان است، ماه گذشته با نمایندگان وزارتخانههای انرژی و خزانهداری آمریکا درباره همکاریهای احتمالی دو کشور در حوزه انرژی گفتوگو کرد.
هنوز مشخص نیست واشینگتن تا چه اندازه به احیای صادرات گاز روسیه به آلمان، بزرگترین مصرفکننده انرژی اروپا، علاقهمند است.
یک مقام آمریکایی با اشاره به موانع موجود، دستیابی به توافق در میانمدت را بعید دانست.
خطوط لوله نورد استریم مشمول تحریمهای ایالات متحده و اتحادیه اروپا هستند و ازسرگیری فعالیت آنها در شرایط کنونی غیرقانونی است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، میتواند تحریمهای واشینگتن را لغو کند یا کاهش دهد، اما پیروزی احتمالی دموکراتها در انتخابات میاندورهای کنگره در ماه آینده، این روند را دشوارتر خواهد کرد.
آلمان و دیگر کشورهای اروپایی نیز که میلیاردها یورو برای تقویت توان دفاعی خود در برابر روسیه هزینه میکنند، بهشدت مخالف بازگشایی این مسیر انتقال گاز هستند.
سخنگوی وزارت اقتصاد و انرژی آلمان تاکید کرد برلین منابع جایگزینی برای تامین انرژی یافته و تمایلی به صدور مجوز ازسرگیری فعالیت نورد استریم ندارد.
پیش از آغاز جنگ اوکراین، آلمان بیش از نیمی از گاز مورد نیاز خود را از روسیه تامین میکرد. فعالیت خطوط لوله نورد استریم پس از کاهش عرضه گاز از سوی مسکو متوقف شد و انفجارهای زیرآبی سپتامبر ۲۰۲۲ نیز آسیب جدی به آنها وارد کرد.
بیاعتمادی اروپا به اهداف روسیه
مذاکرات مسکو و واشینگتن در شرایطی انجام میشود که کشورهای اروپایی بهشدت به اهداف و انگیزههای کرملین بیاعتماد هستند.
روسای پنج سازمان اطلاعاتی اروپایی پیشتر هشدار دادند روسیه تمایلی به پایان سریع جنگ اوکراین ندارد و از مذاکرات با آمریکا برای پیشبرد توافقهای تجاری استفاده میکند.
روابط مسکو و برلین به پایینترین سطح خود رسیده است. آلمان از بزرگترین حامیان نظامی اوکراین است و مقامهای این کشور بارها روسیه را به اجرای حملات ترکیبی سازمانیافته متهم کردهاند.
برخی نمایندگان پارلمان آلمان هشدار دادهاند توافقهای اقتصادی با کرملین میتواند موقعیت روسیه را در ادامه جنگ تقویت کند.
میشائیل کلنر، نماینده پارلمان آلمان و از مسئولان پیشین سیاستگذاری انرژی این کشور، گفت: «این خطر وجود دارد که معاملهای کثیف صورت گیرد و اروپا بهای سنگینی برای آن بپردازد .... آمریکاییها و روسها سود حاصل از آن را میان خود تقسیم خواهند کرد.»
پیشتر در مردادماه، کشف یک پهپاد حامل مواد منفجره در فرودگاه لایپزیگ/هاله آلمان، تنشها میان برلین و مسکو را تشدید کرد.
کارکنان این فرودگاه ۱۴ مرداد پهپادی مجهز به مواد منفجره و چاشنی انفجاری را در محوطه آن پیدا کردند. آلمان، روسیه را مسئول این اقدام دانست، اما کرملین هرگونه دخالت در آن را رد کرد.
اختلاف در آلمان بر سر نورد استریم
در حالی که دولت ائتلافی آلمان با احیای نورد استریم مخالف است، حزب راستگرای آلترناتیو برای آلمان (آاِفد) از بازگشایی آن حمایت میکند.
قرار است دمیتریف اوایل سال آینده میلادی با رهبران این حزب دیدار و درباره ازسرگیری فروش گاز روسیه گفتوگو کند.
واگذاری مالکیت شرکت ادارهکننده نورد استریم به سرمایهگذاران آمریکایی همچنان با موانع حقوقی، سیاسی و اقتصادی همراه است.
شرکت دولتی گازپروم روسیه ۵۱ درصد سهام این مجموعه را در اختیار دارد. دو شرکت آلمانی در مجموع مالک ۳۱ درصد سهام هستند و باقی آن به شرکتهایی فرانسوی و هلندی تعلق دارد.
یک منبع آگاه گفت سهامداران آلمانی قصد فروش سهم خود را ندارند تا در صورت واگذاری سهام گازپروم، نفوذ آلمان در این پروژه حفظ شود.
اکسیوس به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد پنتاگون دستور داده آمادهسازیها برای ازسرگیری عملیات رزمی گسترده در ایران تکمیل شود. ترامپ هنوز تصمیم نهایی نگرفته، اما منابع آمریکایی و اسرائیلی احتمال حمله پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا را مطرح کردهاند.
بر اساس این گزارش، پنتاگون چند روز پیش این دستور را به فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا صادر کرده، اما تاریخ مشخصی برای آغاز حملات تعیین نکرده است. منابع اکسیوس میگویند عملیات ممکن است حتی پیش از انتخابات اسرائیل آغاز شود؛ انتخاباتی که یک هفته زودتر از انتخابات میاندورهای آمریکا برگزار میشود.
به گفته این منابع، در صورت ازسرگیری عملیات، انتظار میرود اهداف مرتبط با انرژی، زیرساختها و تاسیسات هستهای ایران بهشدت بمباران شوند. این عملیات به احتمال زیاد با هماهنگی آمریکا و اسرائیل و با مشارکت ارتش اسرائیل انجام خواهد شد.
یک مقام پنتاگون در پاسخ به اکسیوس گفت وظیفه وزارت جنگ «تدوین گزینههای نظامی و ارائه آنها به رییسجمهوری» است. یک مقام کاخ سفید نیز تاکید کرد که همه گزینهها در هر زمانی در اختیار ترامپ قرار دارند.
این مقام کاخ سفید با بیان اینکه آمریکا کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد و اقتصاد ایران در حال فروپاشی است، تاکید کرد واشینگتن در موقعیت بسیار قدرتمندی قرار دارد. او گفت ترامپ «همه برگهای برنده را در دست دارد» و هر اقدامی را که برای آمریکا بهتر بداند، انجام خواهد داد.
گزارش اکسیوس پس از آن منتشر شد که مجله آتلانتیک نیز چهارشنبه ۱۵ مهر ماه از بررسی احتمال حمله به ایران پیش از انتخابات میاندورهای از سوی ترامپ خبر داده بود.
همزمان، رایزنیهای مقامهای آمریکایی و اسرائیلی درباره ایران افزایش یافته است. تیم امنیت ملی ترامپ جمعه دهم مهر در نشستی چندساعته در کمپدیوید درباره جنگ و مسائل دیگر گفتوگو کرد. یک مقام اسرائیلی به اکسیوس گفت بخشی از این نشست به احتمال ازسرگیری عملیات رزمی گسترده در ایران اختصاص داشت. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، پس از نشست گفته بود محور آن برنامهریزی «بلندمدت» در سیاست خارجی بوده است.
ترامپ چهارشنبه ۱۵ مهر نیز با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تلفنی گفتوگو کرد. این دومین تماس آنها در چند روز گذشته بود، پس از هفتههایی که بهندرت با یکدیگر صحبت کرده بودند.
به گفته یک مقام اسرائیلی، این تماس پس از نشست نتانیاهو با تیم امنیت ملیاش درباره ایران انجام شد. با این حال، یک مقام آمریکایی موضوع گفتوگوی ترامپ و نتانیاهو را «گرامیداشت یاد و ادای احترام به قربانیان کشتار هفتم اکتبر» اعلام کرد. نتانیاهو دوشنبه نیز با روبیو گفتوگو کرده بود.
در مسیر دیپلماتیک، به نوشته اکسیوس، مذاکرات آمریکا و حکومت ایران پیشرفتی نداشته است. میانجیهای قطری همچنان منتظر پاسخ تهران به پیشنهاد متقابل واشینگتن هستند؛ پیشنهادی که از [حکومت] ایران میخواهد در زمینه هستهای امتیازهایی بدهد.
یک مقام دیگر اسرائیلی به اکسیوس گفت بحث درباره ازسرگیری عملیات گسترده در ایران بیشتر شده است. او افزود: «احتمال وقوع آن پیش از انتخابات زیاد نیست، اما آن را منتفی نمیدانیم. پس از انتخابات میاندورهای، احتمال وقوع آن بهطور چشمگیری افزایش مییابد.»
دو مقام اسرائیلی همچنین مدعی شدند حکومت ایران مستاصل و بهشدت بدگمان است و ممکن است به پیشدستی در حمله روی آورد. به گفته آنها، [حکومت] ایران دو بار هدف حملات غافلگیرانه قرار گرفته و نمیخواهد برای سومین بار چنین تجربهای داشته باشد.
اکسیوس در ارزیابی پیامدهای سیاسی ازسرگیری جنگ نوشت که آغاز عملیات در سه تا چهار هفته آینده میتواند بر انتخابات میاندورهای آمریکا اثر بگذارد؛ از جمله بهدلیل احتمال افزایش قیمت نفت.
این رسانه همچنین نوشت که حکومت ایران در صورت حمله، احتمالا با شلیک صدها موشک بالستیک به اسرائیل پاسخ خواهد داد و این وضعیت میتواند بر انتخابات اسرائیل نیز تاثیر بگذارد. به ارزیابی اکسیوس، تشدید درگیریها، افزایش تنش یا برقراری وضعیت اضطراری ممکن است به سود نتانیاهو تمام شود و فرصت مخالفانش برای حمله سیاسی به او در روزهای پایانی کارزار انتخاباتی را محدود کند.
مجله آتلانتیک به نقل از دو مقام دولت آمریکا گزارش داد کاخ سفید از پنتاگون خواسته است گزینههایی برای حمله به اهدافی در ایران تهیه کند که پیش از انتخابات میاندورهای قابل اجرا باشند. به گفته منابع این رسانه، هنوز تصمیم نهایی درباره اجرای این حملات گرفته نشده است.
این مجله چهارشنبه ۱۵ مهر به نقل از مقامهای دولت آمریکا نوشت این برنامهریزی نشاندهنده تمایل شدید دونالد ترامپ به کاهش قیمت بنزین و نشان دادن پیشرفت در مناقشه با جمهوری اسلامی پیش از رایگیری است. انتخابات میاندورهای آمریکا ۱۲ آبان برگزار میشود.
یک مقام آمریکایی به آتلانتیک گفت فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، که هماهنگی عملیات جنگی را بر عهده دارد، این طرحها را تهیه میکند. دامنه حملات احتمالی، اهداف و تصمیم نهایی درباره اجرای آن همچنان محل بحث است.
یک فرد جمهوریخواه آگاه از رایزنیهای دولت آمریکا که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، به این مجله گفت چنین اقدامی میتواند این تصویر را ایجاد کند که ترامپ به پیروزی رسیده و قیمت بنزین نیز در مسیر کاهش قرار خواهد گرفت.
با این حال، به نوشته آتلانتیک، حتی حامیان این طرحها اذعان دارند که حملات محدود، بهتنهایی، حکومت ایران را به پای میز مذاکره نمیکشاند، عبور امن از تنگه هرمز را برقرار نمیکند و قیمت بنزین را پیش از انتخابات پایین نمیآورد.
این رسانه نوشت موافقان حمله معتقدند اقدام نظامی تازه پس از ماهها آرامش شکننده میتواند فرصتی برای قدرتنمایی و اعلام نوعی پیروزی به ترامپ بدهد و موقعیت جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات تقویت کند. عملیات محدود ممکن است پس از انتخابات با اقدام نظامی گستردهتری دنبال شود.
گزینههای حمله و اختلاف بر سر زمان اجرا
یک مقام کاخ سفید به آتلانتیک گفت ترامپ «همواره، همه گزینهها» را در اختیار دارد. او افزود: «کار به یکی از دو شکل پیش خواهد رفت؛ راه آسان یا راه سخت.» این مقام به پرسشهای مجله درباره زمان حملات احتمالی پاسخ نداد.
به گزارش آتلانتیک، پنتاگون در هفتههای اخیر گزینههایی برای ازسرگیری درگیریها پس از انتخابات به ترامپ ارائه کرده بود؛ از حملات کوچک تا عملیات بسیار گسترده، از جمله ضربات بیشتر به صنعت انرژی ایران. سنتکام اکنون گزینههای حمله پیش از انتخابات را نیز تدوین میکند.
این مجله نوشت ترامپ نشانههایی از تمایل خود به حمله دوباره به جمهوری اسلامی بروز داده است، اما مشاورانش معتقدند بهتر است این اقدام به پس از انتخابات موکول شود. استراتژیستهای جمهوریخواه نیز تاکید کردهاند که این حزب از بازگشت جنگ به صدر خبرها استقبال نمیکند، بهویژه اگر به کشته شدن شمار بیشتری از آمریکاییها منجر شود.
ترامپ پیشتر در مصاحبه با تایم که نهم مهر منتشر شد، احتمال ازسرگیری حملات هوایی پس از انتخابات میاندورهای را مطرح کرده بود. او ۳۱ شهریور نیز در مجمع عمومی سازمان ملل، جمهوری اسلامی را در صورت نرسیدن به توافق، به «نابودی سریع» تهدید کرد.
در همین حال، آسوشیتدپرس دهم مهر از اعزام حدود ۹ هزار نیروی نظامی آمریکا با مجموعهای از ناوهای جنگی به خاورمیانه خبر داد. به نقل از یک مقام آمریکایی، این جابهجایی ممکن است شمار ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه را تا پایان اکتبر، اوایل آبان، به سه فروند برساند.
ارزیابی کاخ سفید از تهران و خطر تشدید بحران هرمز
دو مقام دولت آمریکا به آتلانتیک گفتند کاخ سفید معتقد است تهران از آغاز درگیریها تاکنون، هیچگاه به این اندازه ضعیف نبوده است. یک مشاور نزدیک ترامپ نیز گفت گاهی به نظر میرسد سپاه پاسداران زمام امور را در دست دارد و گاهی مقامهای سیاسی که تا حدی میانهروتر هستند.
به گفته مقامهای آمریکایی، تندروها در مجموع دست بالا را دارند و تمایل چندانی به توافق یا حتی نرمتر کردن مواضع خود نشان ندادهاند. با این حال، برخی از اطرافیان ترامپ معتقدند زمان وادار شدن این گروه به امتیاز دادن نزدیک است. مقامهای دولت در عین حال هشدار دادهاند که [حکومت] ایران ممکن است چند ماه دیگر نیز برای ورود به مذاکرات جدی صبر کند.
این رایزنیها در شرایطی ادامه دارد که رویترز ۱۵ مهر، به نقل از منابع امنیت دریایی، از ثبت بالاترین شمار هفتگی حملات به نفتکشها در هرمز از آغاز جنگ خبر داد. بر اساس دادههای سه منبع، از شش تا ۱۳ مهر دستکم ۱۲ حمله به کشتیهای حامل نفت و گاز در محدوده تنگه رخ داده است.
آتلانتیک نوشت هر شکلی از حملات تازه، حدود ۵۰ هزار نظامی آمریکایی مستقر در منطقه و متحدان آمریکا در خلیج فارس را در معرض اقدام تلافیجویانه جمهوری اسلامی قرار میدهد و ذخایر مهمات آمریکا را بیشتر کاهش میدهد. این مجله با استناد به دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا افزود قیمت نفت خام معمولا پس از ازسرگیری حملات آمریکا افزایش یافته است.
به ارزیابی آتلانتیک، حمله پیش از انتخابات ممکن است با هدف افزایش فشار بر تهران برای امتیاز دادن انجام شود، اما میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و درست هنگام رایگیری، جنگ و پیامدهای آن را به کانون توجه رایدهندگان بازگرداند.
چهلوپنجمین سالگرد ترور انور سادات، فرصتی برای بازخوانی تغییر سیاست منطقهای ایران است؛ از روابط نزدیک با رهبران عرب در دوره پهلوی تا نامگذاری خیابانی به نام قاتل سادات در تهران و اتکای جمهوری اسلامی به گروههای مسلح غیردولتی برای گسترش نفوذ.
رد این تغییر را میتوان از دو تصویر نمادین دنبال کرد. یکی تصویر سادات، رییسجمهوری مصر، که در تابستان ۱۹۸۰ در قاهره پشت تابوت محمدرضا پهلوی، شاه ایران، قدم میزد، و دیگری، خالد اسلامبولی، قاتل او، که پس از انقلاب نامش بر خیابانی در تهران نشست. این دو تصویر، دو رویکرد متفاوت به قدرت منطقهای را نمایندگی میکنند، ایران پیش از انقلاب که بخش مهمی از نفوذ خود در جهان عرب را از مسیر رابطه با دولتها و رهبران منطقه دنبال میکرد، و جمهوری اسلامی که در دهههای بعد، در کنار روابط رسمی، شبکهای از گروههای تروریستی و بازیگران مسلح غیردولتی را به یکی از اهرمهای اصلی سیاست منطقهای خود تبدیل کرد.
قاهره، ۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰
تابوت محمدرضا شاه پهلوی، پوشیده در پرچم سهرنگ ایران، بر ارابهای سیاه قرار داشت. شش اسب سیاه آن را در خیابانهای داغ قاهره میکشیدند. بیش از هزار افسر مصری در مراسم حضور داشتند و گروه موزیک گارد ریاستجمهوری مصر سرود شاهنشاهی ایران را مینواخت. در پایان مسیر، مسجد الرفاعی انتظار آخرین پادشاه ایران را میکشید.
اما شاید مهمترین تصویر آن روز نه تابوت شاه، که مردی بود که پشت آن قدم میزد، انور سادات.
رییسجمهوری مصر با لباس مارشالی در مراسم حاضر شده بود. در کنار او ریچارد نیکسون، رییسجمهوری پیشین آمریکا، و کنستانتین، پادشاه پیشین یونان، دیده میشدند. سادات تنها رییس کشور در قدرت بود که برای بدرقه شاه آمده بود. در مراسم او محمدرضا شاه را «دوست حقیقی و عزیز من» خواند.
در سیاست، دوستی واژهای شکننده است. اتحادها با تغییر منافع پایان میگیرند و رهبرانی که زمانی در کاخها از یکدیگر استقبال میکنند، ممکن است در روز سقوط حتی حاضر نباشند هزینه سیاسی همراهی با یکدیگر را بپردازند. سرنوشت شاه نمونهای از همین بیثباتی بود. اما سادات با صراحت این کلام را به زبان آورد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، بسیاری از متحدان قدیمی او حاضر نبودند هزینه میزبانی از پادشاه برکنارشده ایران را بپردازند. دولت جیمی کارتر نیز مقام بلندپایهای از واشینگتن برای مراسم تشییع او نفرستاد.
اما سادات عقب ننشست. او شاه ایران را به همراه خانواده دعوت کرد، در ماههای آخر زندگیاش میزبان او شد و پس از مرگش فرمان برگزاری تشییعی با تشریفات کامل نظامی را صادر کرد. این وفاداری فقط محصول یک رابطه شخصی نبود. پشت آن نزدیک به یک دهه سیاست منطقهای قرار داشت.
نفوذ از راه دولتها
در دهه ۱۹۷۰، رابطه تهران و قاهره به یکی از مهمترین پیوندهای ایران با جهان عرب تبدیل شده بود. ایران یک میلیارد دلار اعتبار برای بازسازی منطقه کانال سوئز در اختیار مصر گذاشت. در جنگ اکتبر ۱۹۷۳ پزشک و دارو فرستاد، مجروحان مصری را در بیمارستانهای ایران پذیرفت و حتی اجازه داد هواپیماهای شوروی برای رساندن تجهیزات نظامی به مصر از حریم هوایی ایران عبور کنند.
شاه بعدتر از حرکت سادات به سوی مذاکره با اسرائیل و توافقهای کمپ دیوید نیز حمایت کرد. این تصویری از یک شیوه مشخص برای تولید قدرت منطقهای بود، رابطه با دولتها، حل اختلاف با همسایگان، سرمایهگذاری اقتصادی و ساختن پیوند با رهبران جهان عرب، حتی در شرایطی که تهران همزمان رابطهای نزدیک و غیررسمی با اسرائیل داشت.
ششم اکتبر ۱۹۸۱ ترور انور سادات
اما تنها چهارده ماه پس از تشییع شاه، تصویر دیگری در قاهره ثبت شد. ششم اکتبر ۱۹۸۱، انور سادات برای تماشای رژه سالگرد جنگ اکتبر در جایگاه ویژه نشسته بود که خالد اسلامبولی و همراهانش به جایگاه حمله کردند. رییسجمهوری مصر کشته شد. هیچ سند قابل اتکایی وجود ندارد که جمهوری اسلامی را طراح یا مجری ترور سادات نشان دهد. اما آنچه پس از ترور اتفاق افتاد، برای فهم سیاست جمهوری اسلامی اهمیت دیگری دارد. این که درک کنیم چقدر سیاست این حکومت نوپا با حکومت قبل متفاوت است. تهران از قاتل سادات قهرمان ساخت.
در سال ۱۹۸۲ تمبری به افتخار خالد اسلامبولی منتشر شد. نام او بر خیابانی مهم در تهران قرار گرفت و تصویرش نیز در پایتخت ایران به نمایش درآمد. این نامگذاری برای سالها به یکی از موانع عادیسازی روابط تهران و قاهره تبدیل شد. فاصله میان دو تصویر خیرهکننده بود، سادات پشت تابوت پادشاه ایران قدم میزد، حکومت جانشین همان پادشاه، قاتل سادات را تجلیل میکرد.
از اسلامبولی تا محور مقاومت
ماجرای اسلامبولی را میتوان یکی از نخستین نمادهای تغییری بزرگتر دانست. جمهوری اسلامی در دهههای بعد، در کنار دیپلماسی فشار، شبکهای از سازمانهای مسلح غیردولتی و جریانهای تروریستی منطقه را به یکی از مهمترین ابزارهای اعمال قدرت خود در خاورمیانه تبدیل کرد.
حزبالله لبنان برجستهترین نمونه این مدل شد. حماس و جهاد اسلامی فلسطین، گروههای مسلح شیعه در عراق و حوثیهای یمن، هر یک با درجات متفاوتی از استقلال، از حمایت مالی، تسلیحاتی، آموزشی یا سیاسی تهران برخوردار شدند. نیروی قدس سپاه پاسداران نیز به مهمترین نهاد جمهوری اسلامی برای ارتباط با بخش بزرگی از این شبکه تبدیل شد.
همه این بازیگران را نمیتوان به سادگی «نیابتی» نامید. آنها ساختار، منافع و قدرت تصمیمگیری متفاوتی دارند. اما یک ویژگی مشترک وجود داشت، جمهوری اسلامی میتوانست فراتر از مرزهای ایران اهرم سیاسی و نظامی ایجاد کند، بدون آنکه همیشه ارتش رسمی خود را مستقیما وارد میدان کند. بدون آن که ضرورت حفظ تمامیت ارضی را لحاظ کند به توجه به منافع گروههای الیگارش منافع مردم ایران را در همه ابعاد فدای این گروهها کرد.
پس از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه، ابعاد این معماری بیش از هر زمان دیگری آشکار شد. حزبالله از لبنان وارد درگیری شد، حوثیها حملات خود در دریای سرخ را آغاز کردند و گروههای مسلح مورد حمایت حکومت ایران در عراق و سوریه نیروهای آمریکایی را هدف قرار دادند.
وقتی اسلامبولی جایش را به نصرالله داد
اما شاید آخرین فصل داستان خیابان خالد اسلامبولی از همه نمادینتر باشد. پس از دههها اعتراض مصر به نام این خیابان، تهران سرانجام نام خالد اسلامبولی را از آن برداشت.
نام تازه چه بود؟ حسن نصرالله، دبیرکل کشتهشده حزبالله لبنان. از سادات، متحد پادشاه ایران، به اسلامبولی، قاتل سادات، و از اسلامبولی به نصرالله، رهبر مهمترین سازمان مسلح متحد جمهوری اسلامی در منطقه.
سالگرد ترور انور سادات و نام قاتل او تاریخچه نام یک خیابان نیست. روایت دو تصور متفاوت از قدرت ایران است.
یک تصور، وزن منطقهای ایران را در رابطه با دولتها، قاهره، ریاض، امان و دیگر پایتختهای منطقه جستوجو میکرد. تصور دیگر، شبکهای از سازمانهای مسلح فرامرزی و تروریستی را به بخشی پایدار از معماری قدرت تبدیل کرد. در تابستان ۱۹۸۰، میشد حاصل تصور نخست را در خیابانهای قاهره دید، جایی که انور سادات پشت تابوت پادشاه ایران قدم میزد.
چهلوپنج سال بعد، برای دیدن حاصل تصور دوم کافی بود به تابلوی خیابانی در تهران نگاه کرد.
نام اسلامبولی پایین آمد.
نام حسن نصرالله بالا رفت.