ترامپ: ممکن است پس از انتخابات، حملات هوایی به ایران را از سر بگیریم


دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در مصاحبهای با نشریه تایم که پنجشنبه نهم مهر منتشر شد، درباره احتمال حملات هوایی به ایران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا اعلام کرد که «ممکن است» این کار را انجام دهد.
رییسجمهوری آمریکا در پاسخ به این سوال که آیا این موضوع را بررسی میکند، گفت: «نمیتوانم این را به شما بگویم، چون دارید میپرسید کجا را قرار است بمباران کنید ….»
او همچنین تاکید کرد جمهوری اسلامی خواستار توافق است، اما او قصد دارد به یک توافق واقعی دست پیدا کند.
رییسجمهوری آمریکا در این مصاحبه گفت: «پس از بمباران تاسیسات اتمی ایران میتوانستم متوقف شوم، اما احساس کردم این کار مناسب نیست، چون آنها بیصبرانه میخواستند به کار خود ادامه دهند. اگر نه در آنجا، در جای دیگری.»
ترامپ همچنین افزود: «بنابراین من فراتر رفتم، چون نمیخواستم آنها به شکلی متفاوت بازگردند.»
رییسجمهوری آمریکا در پاسخ به سوالی درباره سخنان پیشین خود مبنی بر اینکه ممکن است ایران را نابود کند، گفت: «بله، این کار را میکنم. ممکن است.»
او درباره تناقض میان این سخنان و اینکه خود را «رییسجمهوری صلح» خوانده است، گفت: «چون با نابود کردن ایران، ما در جهان صلح ایجاد کردهایم. فکر نمیکنم با وجود ایران هرگز بتوان صلح داشت.»
رییسجمهوری آمریکا درباره دلیل رد طرح پیشنهادی جمهوری اسلامی برای آتشبس گفت: «این پیشنهاد به اندازه کافی خوب نیست و حتی نزدیک به آن هم نیست.»






مایک دولان، سردبیر ارشد بخش مالی و بازارهای خبرگزاری رویترز، در تحلیلی نوشت تلاش اندی برنهام، نخستوزیر بریتانیا، برای گسترش روابط با اتحادیه اروپا و حتی پیوستن دوباره به این اتحادیه، ممکن است پیامدهای گستردهای برای اقتصاد این کشور و بازارهای مالی داشته باشد.
دولان در این مطلب که پنجشنبه ۹ مهر منتشر شد، تاکید کرد حتی مطرح شدن احتمال بازگشت بریتانیا به اتحادیه اروپا میتواند بر ارزش پوند، سرمایهگذاری و بازارهای مالی این کشور تاثیر چشمگیری بگذارد.
به نوشته او، بهبود روابط با اتحادیه اروپا از زمان بازگشت حزب کارگر به قدرت در سال ۲۰۲۴، بخشی از سیاستهای دولت بریتانیا بوده است، اما تحولات ژئوپلیتیکی ۱۸ ماه گذشته و تغییر نخستوزیر، اکنون به این سیاست شتاب تازهای بخشیدهاند.
دولان افزود در شرایطی که حتی کانادا برای تقویت همکاری میان «قدرتهای میانی» جهان، احتمال عضویت وابسته در اتحادیه اروپا را بررسی میکند، تشدید رقابت میان قدرتهای بزرگ اقتصادی و نظامی، خطر انزوای بریتانیا را افزایش داده است.
از گسترش روابط تا عضویت مجدد
برنهام که در همهپرسی سال ۲۰۱۶ از ماندن بریتانیا در اتحادیه اروپا حمایت کرده بود، هفتم مهر در کنفرانس سالانه حزب کارگر خواستار بررسی دوباره روابط بلندمدت کشورش با شرکای اروپایی شد.
او اعلام کرد تمامی گزینهها، از گسترش همکاریها گرفته تا بازگشت به بازار واحد اروپا و ارائه درخواست عضویت مجدد، باید مورد بررسی حزب کارگر و افکار عمومی قرار گیرند.
نخستوزیر بریتانیا در مصاحبههای بعدی نیز بر موضع خود تاکید کرد و گفت لغو کامل برگزیت همچنان یکی از گزینههاست.
با این حال، بازگشت بریتانیا به اتحادیه اروپا با موانع متعددی مواجه است.
دولتهای اروپایی تاکنون تمایل چندانی به آغاز دوباره مذاکرات عضویت نشان ندادهاند، مخالفتهای داخلی همچنان جدی است و چنین فرایندی میتواند سالها طول بکشد و هزینههای قابل توجهی داشته باشد.
با وجود این موانع، دولان معتقد است چرخش سیاست بریتانیا، حتی پیش از تحقق عضویت مجدد، میتواند توجه سرمایهگذاران را جلب کند و بازارهای مالی را تحت تاثیر قرار دهد.
پیامدهای اقتصادی برگزیت؛ کاهش تولید و تجارت
برنهام در سخنرانی خود تاکید کرد: «برگزیت بیش از آنکه سودمند باشد، به کشور آسیب رسانده است.»
به نوشته سردبیر ارشد بخش مالی رویترز، بیش از یک دهه پس از همهپرسی خروج از اتحادیه اروپا، این دیدگاه در میان بخش قابل توجهی از افکار عمومی و بسیاری از اقتصاددانان طرفدار دارد.
همزمان با سالگرد همهپرسی در ژوئن، گزارشهای متعددی درباره پیامدهای اقتصادی برگزیت منتشر شده است.
اگرچه همزمانی اجرای برگزیت با بحران همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰، تفکیک آثار اقتصادی این دو رویداد را دشوار کرده، اختلافنظر اصلی اقتصاددانان اکنون بر سر میزان آسیب برگزیت به اقتصاد و تجارت بریتانیاست، نه اصل وقوع آن.
بر اساس برآوردهای دفتر مسئولیت بودجه بریتانیا، انتظار میرود برگزیت بهرهوری این کشور را در مجموع چهار درصد و میزان واردات و صادرات را در بلندمدت ۱۵ درصد کاهش دهد.
برخی برآوردهای دیگر نشان میدهند برگزیت ممکن است تولید ناخالص داخلی بریتانیا را بین شش تا هشت درصد کاهش داده باشد.
دولان در ادامه به مشکلات تجاری و مالی ناشی از افزایش تشریفات اداری، محدودیتهای رفتوآمد و ایجاد دوباره موانع تجاری میان بریتانیا و بزرگترین شریک تجاری این کشور اشاره کرد.
او افزود برگزیت حتی به یکی از اصلیترین اهداف حامیانش، یعنی کاهش مهاجرت، نیز دست نیافت؛ زیرا شمار کلی مهاجران کاهش چشمگیری پیدا نکرد و عمدتا ترکیب کشورهای مبدا آنها دستخوش تغییر شد.
افزایش حمایت عمومی از بازگشت به اتحادیه اروپا
نظرسنجیهای اخیر نشان میدهند بخش قابل توجهی از شهروندان بریتانیا از تصمیم خروج از اتحادیه اروپا پشیمان هستند؛ موضوعی که به اعتقاد سردبیر ارشد بخش مالی رویترز میتواند پشتوانه سیاسی برنهام برای مطرح کردن دوباره عضویت در این اتحادیه باشد.
بر اساس نظرسنجی موسسه یوگاو که اوایل سپتامبر منتشر شد، ۵۵ درصد پاسخدهندگان برگزیت را تصمیمی اشتباه دانستند، در حالی که ۲۱ درصد نظر مخالف داشتند و ۱۱ درصد موضع مشخصی نگرفتند.
نظرسنجی دیگری حاکی از آن است که حدود ۵۵ درصد پاسخدهندگان از پیوستن دوباره بریتانیا به اتحادیه اروپا حمایت میکنند.
همچنین نظرسنجی موسسه ایپسوس در اوایل سال جاری نشان داد ۵۲ درصد شهروندان موافق ارائه درخواست عضویت مجدد بودند و ۳۳ درصد ترجیح میدادند بریتانیا خارج از اتحادیه باقی بماند.
احتمال تغییر مسیر بازارهای مالی و تقویت پوند
به نوشته دولان، سخنرانی برنهام در ابتدا واکنش چشمگیری در بازارهای مالی ایجاد نکرد و توجه سرمایهگذاران بیشتر معطوف به اصلاحات نظام بازنشستگی، خدمات مراقبت اجتماعی و دیگر برنامههای داخلی دولت بود.
او یادآور شد پوند بزرگترین قربانی همهپرسی سال ۲۰۱۶ بود و شاخص نرخ موثر آن تنها در سه ماه پس از رای به خروج، ۱۴ درصد سقوط کرد.
حدود یک دهه طول کشید تا این شاخص بار دیگر به سطح پیش از همهپرسی نزدیک شود. با این حال، ارزش پوند همچنان در برابر دلار و یورو حدود ۱۰ درصد پایینتر از آن دوره است.
از نگاه دولان، چالش دشوارتر، جبران عملکرد ضعیف بازار سهام بریتانیا در دهه گذشته است. ارزشگذاری سهام شرکتهای بریتانیایی همچنان در مقایسه با شرکتهای منطقه یورو پایینتر است؛ شکافی که از آن با عنوان «تخفیف برگزیت» یاد میشود.
آناتول کالتسکی، اقتصاددان موسسه تحقیقاتی گِیوکال، معتقد است سخنرانی برنهام ممکن است به نقطه عطفی برای اقتصاد بریتانیا و آغاز دورهای مثبت برای داراییهای مالی مبتنی بر پوند تبدیل شود.
او گفت: «اینها مسائل بزرگی هستند که تعیین خواهند کرد بریتانیا در دهههای آینده شکوفا خواهد شد یا با ناکامی روبهرو میشود.»
دولان در پایان نوشت شاید یک دهه سردرگمی در بریتانیا رو به پایان باشد؛ آن هم در زمانی که تحولات جهانی، تصمیمگیری درباره آینده این کشور را دشوارتر کردهاند.
شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال، از ناتوانی در پرداخت هزینههای دندانپزشکی و تحمل ماهها و حتی سالها درد گفتند. برخی اشاره کردند به دلیل ناتوانی مالی، به جای ترمیم دندان، ناچار به کشیدن آن شدهاند.
در این پیامها، دندانپزشکی از یک خدمت درمانی به کالایی لوکس تبدیل شده است؛ کالایی که کارمندان و بازنشستگان با حقوق حدود ۲۰ میلیون تومانی از عهده آن برنمیآیند.
برخی میگویند هزینه درمان یک یا چند دندان از کل حقوق ماهانهشان بیشتر است و حتی برای درمان فرزندان خود پول کافی ندارند.
شهروندان در پیامهای خود هزینههای متفاوتی درباره خدمات دندانپزشکی، بسته به شهر و محل اقامت خود و نوع کلینک و مطبی که به آن مراجعه کردهاند، ارائه دادند.
برخی از رقمهای ۱۰ و ۱۲ میلیون تومانی هزینههای عصبکشی گفتند و تاکید کردند حتی اگر در ماه چیزی نخورند، باز هم نمیتوانند به دندانپزشکی بروند.
هزینه ایمپلنت بسته به کشور سازنده، جنس آن و دستمزد پزشک بسیار متغیر است. اما مجموع هزینه پایه یک ایمپلنت و روکش آن در برندهای اقتصادی و متفرقه، حدود ۴۰ میلیون تومان آب میخورد.
کشیدن دندان معمولی (قدامی و خلفی) بین یک و نیم تا چهار میلیون و جراحی دندان عقل بین دو و نیم تا شش میلیون تومان هزینه دارد.
هزینه پر کردن دندان هم بسته به نوع پوسیدگی، بین حدود دو تا هشت میلیون تومان متغیر است.
علاوه بر این هزینهها، شهروندی از تبریز نوشت فقط برای تهیه عکس و دارو برای دنداندردش دو میلیون تومان خرج کرده است.
مسکن به جای درمان
با توجه به این هزینههای سنگین، شماری از شهروندان گفتند برای تسکین درد به مسکن پناه میبرند.
مخاطبی نوشت روزی هشت قرص مسکن مصرف میکند، چون با وضعیت اقتصادی کنونی، جرات نمیکند حتی به مطب دندانپزشکی نزدیک شود.
شهروند دیگری گفت سه هفته است دنداندردش را با مسکن و آنتیبیوتیک آرام میکند و نگران است که با این روند، پولی برای خرید همین داروها هم نداشته باشد.
مردی ۲۴ ساله که تماموقت کار میکند، نوشت چند سال است از دنداندرد رنج میبرد و آنقدر آمپول مسکن «کترولاک» زده که نمیداند چه بلایی بر سر بدنش آمده است.
مخاطب دیگری گفت چهار روز است از درد و آماس لثه «دارد میمیرد» و پول یک «دندانپزشک تجربی» را هم ندارد.
حاتم بوستانی، رییس اداره دندانپزشکی معاونت درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ۱۵ اردیبهشت گفته بود تعرفه خدمات دندانپزشکی در سال ۱۴۰۵ بهطور میانگین حدود ۶۰ درصد افزایش یافته است.
به گفته او، تعرفه بخش حرفهای ۳۵ درصد و بخشهای فنی و مصرفی هر کدام ۷۰ درصد افزایش یافته است اما تعرفههای تعیینشده در بخش خصوصی عملا قابلیت پیگیری ندارند.
تورمی که شهروندان به شکل ملموس تجربه میکنند، بیش از ارقامی است که از سوی دولت اعلام میشود.
شهروندی از خوزستان با اشاره به این هزینههای سنگین، نوشت دو روز است دندانش شکسته و چون پول ندارد، ناچار است درد را تحمل کند.
یک شهروند ۳۵ ساله نیز گفت علاوه بر درد دندان، به دیسک کمر و میگرن مبتلاست و توان درمان هیچکدام را ندارد، چون هزینههای دیگر زندگی اجازه نمیدهد به پزشک برسد.
کشیدن دندان، انتخابی ارزانتر است
شماری از شهروندان تاکید کردند فاصله هزینه ترمیم با کشیدن دندان، آنها را ناچار به انتخاب گزینه دوم کرده است.
شهروندی گفت: «برای درست کردن دندانم رقم دادند ۱۷ میلیون تومان. پرسیدم کشیدن چقدر است؟ گفتند یک میلیون. گفتم بکش، چون ندارم.»
شهروندی از سنندج نوشت دو دندان و فکش درد میکرده و هزینه ترمیم و پر کردن آنقدر سنگین بوده که ناچار شده است دندانها را بکشد.
یک جوان ۳۰ ساله از کرج گفت چند دندانش را کشیده و توان پرداخت ۴۰ میلیون تومان برای پروتز متحرک را ندارد.
فشار هزینههای درمان تنها به دندانپزشکی محدود نیست.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داد افزایش هزینهها و کاهش پوشش بیمهای باعث شده برخی بیماران، درمان خود را به تعویق بیندازند.
شهروندان و کارکنان مراکز درمانی نیز از کاهش مصرف دارو یا نیمهکاره ماندن درمان به دلیل گرانی خبر دادند.
مردی ۳۳ ساله در پیامی نوشت بهخاطر هزینههای دندانپزشکی نیمی از دندانهایش را از دست داده و احساس میکند ۶۰ سال دارد.
او گفت سالهاست لباس مورد علاقهاش را نخریده و «قسمت تلخ ماجرا» این است که این «سبک زندگی تحقیرآمیز» برایش «عادی» شده.
استیصال بازنشستگان و فروش دارایی برای درمان
شماری از شهروندان خبر دادند برای پرداخت هزینه درمان، داراییهایشان را فروختهاند.
یک شهروند گفت تنها داراییاش، یعنی موتورسیکلتش، را فروخته و خرج دنداندرد کرده است.
شهروندی دیگر که پس از شکستن دندان، با هزینه درمان ۱۲ میلیون تومانی مواجه شده، گفت: «با پرداخت این هزینه، تا آخر ماه چطور زندگی کنم؟»
این روایتها در شرایطی است که تعویق درمان، خود به افزایش هزینهها و شدت بیماری میانجامد.
شهروندی در همین زمینه نوشت دو سال پیش دو دندانش به عصب رسیدند، اما هزینه درمان بالا بود و آن را انجام نداد. حالا چهار دندانش به عصب رسیده و «عذاب میکشد»، ولی هنوز توان پرداخت هزینه را ندارد.
بخش بزرگی از پیامها مربوط به بازنشستگان است.
یک بازنشسته با حقوق ماهانه ۲۱ میلیون تومان نوشت ۱۵ ماه است دندان مصنوعیاش شکسته و آن را با چسب عادی به هم چسبانده است.
بازنشستهای دیگر گفت بهدلیل هزینههای بالا نمیتواند دندانهای خرابش را ترمیم کند و ناچار است درد بکشد و غذا را «نیمهجویده» قورت بدهد.
بازنشسته دیگری نیز نوشت برای تعویض دندانش مجبور شده طلاهای فرزندانش را بفروشد.
حداقل مستمری ماهانه بازنشستگان تامین اجتماعی در سال ۱۴۰۵، بدون احتساب مزایای جانبی، حدود ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است.
پیشتر شماری از زنان سرپرست خانوار گفته بودند جدای اینکه از ابتدای سال به حقوق مستمریبگیران مبلغی اضافه نکردهاند، حق عائلهمندی را هم از حقوق بازنشستگی برای «بازماندگان» حذف کردهاند و حالا، دریافتی آنان زیر خط بقاست.
با این درآمدهای حداقلی، تامین هزینههای دندانپزشکی آخرین گزینهای است که بازنشسته میتواند به آن فکر کند.
شهروندی از تهران نوشت دو بار است روکش دندانش میافتد و دندانپزشک ایمپلنت را توصیه میکند. چون هزینه آن بالاست، هر بار از پزشک خواسته روکش را دوباره بچسباند، چون «جای خالیاش» روانش را به هم میریزد.
والدین پول درمان دندان فرزندان را ندارند
بخشی از پیامها مربوط به والدینی است که گفتهاند توان پرداخت هزینه دندانپزشکی فرزندانشان را ندارند.
مردی که دو جا کار میکند، گفت دختر ۱۴ سالهاش سه هفته است دنداندرد دارد و او ۱۲ میلیون تومان هزینه درمانش را ندارد.
او افزود: «هیچ پدری نمیتواند ببیند فرزندش درد میکشد و کاری از دستش برنمیآید.»
شهروندی از مشهد نوشت دندانهای پسرش خراب و پوسیده شده و هر جا رفته، کمتر از ۱۰ میلیون تومان برای درمان نخواستهاند.
او افزود پسرش درد دارد و نمیتواند غذا بخورد.
مادری گفت هزینه عصبکشی و ترمیم هر دندان دختر کوچکش ۹ میلیون تومان است و چون از پس هزینهها برنیامده، به ناچار دندان را کشیدهاند و همراه با دخترش، ساعتها گریه کردهاند.
مادری دیگر با دو فرزند نوشت: «داریم ذرهذره در این کشور میمیریم.»
حمد سیف الشامسی، دادستان کل امارات متحده عربی، دستور تشکیل تیمی برای تحقیق درباره حادثه پرواز شرکت فلایدبی از دبی به تلآویو را صادر کرد تا انگیزههای احتمالی تروریستی و همچنین احتمال برنامهریزی قبلی در خصوص این حادثه مورد بررسی قرار گیرند.
روزنامه الخلیج پنجشنبه ۹ مهر گزارش داد این تیم با هماهنگی سازمان هواپیمایی کشوری امارات و دیگر نهادهای مسئول، تحقیقات خود را آغاز کرده است.
بر اساس این گزارش، دادستان کل امارات دستور جمعآوری اطلاعات و شواهد لازم را برای روشن شدن ابعاد، شرایط وقوع و انگیزههای احتمالی حادثه صادر کرده است.
یکی از محورهای اصلی تحقیقات، بررسی ارتباط احتمالی این حادثه با فعالیتهای تروریستی و احتمال برنامهریزی قبلی یا هدایت آن از سوی افراد دیگر است.
مراجع قضایی امارات بر اساس قوانین این کشور، صلاحیت رسیدگی به این پرونده را دارند، زیرا هواپیمای حادثهدیده در امارات ثبت شده و تحت پرچم این کشور پرواز میکند.
قوانین امارات درباره جرائم ارتکابی در هواپیماهای ثبتشده در این کشور، حتی خارج از قلمرو آن نیز اعمال میشود.
صبح هشتم مهر، پرواز فلایدبی به مقصد اسرائیل، هنگام عبور از حریم هوایی اردن تغییر مسیر داد و سرانجام در فرودگاه تبوک در عربستان سعودی فرود آمد.
رسانههای اسرائیلی خبر دادند این هواپیما پس از «درگیری فیزیکی» میان خلبان و کمکخلبان و ارسال پیامهای اضطراری، تغییر مسیر داد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، کمکخلبان عمانی با چاقو به خلبان حمله کرده و ظن آن میرود که قصد داشته کنترل هواپیما را به دست بگیرد و آن را عمدا ساقط کند؛ اقدامی که با مداخله مسافران ناکام ماند.
انگیزه این حمله هنوز بهطور قطعی مشخص نشده است.
مسافران این پرواز شامگاه هشتم مهر با هواپیمای دیگری راهی اسرائیل شدند.
قدردانی رییسجمهوری اسرائیل از چهار مسافر
اسحاق هرتزوگ، رییسجمهوری اسرائیل، ۹ مهر اعلام کرد پیشنهاد خواهد داد چهار شهروند اسرائیلی حاضر در پرواز فلایدبی، نشان ویژه ریاستجمهوری برای «شجاعت غیرنظامیان» را دریافت کنند.
سه نفر از این مسافران پس از حمله کمکخلبان با چاقو به خلبان، وارد کابین شدند و فرد مهاجم را مهار کردند. نفر چهارم پزشکی است که با ارائه خدمات درمانی اضطراری به خلبان مجروح، جان او را نجات داد.
هرتزوگ گفت یکی از این مسافران کنترل هواپیما را در دست گرفت و به حفظ تعادل آن کمک کرد. او افزود اقدام سریع مسافران و خدمه پرواز مانع از وقوع «فاجعهای بزرگ» شد.
او همچنین از اسمیت ماچچار، خلبان هندی هواپیما، تقدیر کرد و گفت اراده و اقدامات او در مهار فرد مهاجم و نجات جان مسافران نقش داشته است.
شرکت فلایدبی هشتم مهر اعلام کرد تا پایان تحقیقات درباره این حادثه، پروازهای خود را از مبدا و به مقصد اسرائیل، تعلیق میکند.
گمانهزنیها درباره نقش احتمالی حکومت ایران
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، شامگاه هشتم مهر در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز اعلام کرد هنوز برای تعیین عامل پشت حادثه پرواز فلایدبی زود است.
نتانیاهو در پاسخ به پرسشی درباره احتمال نقشآفرینی جمهوری اسلامی در این حادثه گفت: «هنوز نمیدانیم.»
او افزود: «برای اظهارنظر زود است. ما این تحقیقات را دنبال خواهیم کرد و احتمالا در آن مشارکت خواهیم داشت.»
به گفته نخستوزیر اسرائیل، کمکخلبان مظنون در عربستان سعودی تحت بازجویی است و احتمالا به امارات متحده عربی منتقل خواهد شد.
نتانیاهو پیشتر در پیامی خطاب به مردم اسرائیل، این حادثه را «تروریستی» خواند و گفت کمکخلبان قصد داشته هواپیما را سرنگون کند.
محمد قائدی، مدرس روابط بینالملل، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت واکنش عربستان سعودی به حادثه پرواز فلایدبی نشان داد ریاض میان مواضع سیاسی خود در قبال اسرائیل و ارائه کمکهای انساندوستانه به مسافران تفکیک قائل شده است.
به گفته او، چنین همکاریهایی میتواند زمینه تقویت روابط امنیتی میان عربستان سعودی و اسرائیل را فراهم کند.
قائدی همچنین گفت امارات متحده عربی بهدلیل دولتی بودن شرکت فلایدبی، ممکن است برای سختگیرانهتر کردن استانداردهای استخدام خلبانان و خدمه پرواز تحت فشار قرار گیرد.
او افزود اگر ارتباط این حادثه با تهران ثابت شود، فشارها بر جمهوری اسلامی در سطح منطقهای و بینالمللی و همچنین در مذاکرات با آمریکا افزایش خواهد یافت.
وبسایت حالوش از درگیری شدید نیروهای جمهوری اسلامی با افراد مسلح در منطقه منزلآب زاهدان خبر داد. سپاه پاسداران نیز اعلام کرد شش عضو «یک گروه تروریستی» در این درگیری کشته شدهاند.
حالوش که اخبار سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، پنجشنبه ۹ مهر گزارش داد درگیریها از حدود ساعت شش صبح آغاز شده و صدای تیراندازی شدید و شلیک گلولههای آرپیجی در منطقه به گوش رسیده است.
بر اساس این گزارش، درگیری میان نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی و افراد مسلح چند ساعت به طول انجامیده و تا زمان انتشار این گزارش همچنان ادامه داشته است.
در هفتههای اخیر، استان سیستان و بلوچستان شاهد درگیریهای متعددی میان افراد مسلح و نیروهای جمهوری اسلامی، از جمله نیروهای فاطمیون، بوده است.
در مواردی نیز افراد مسلح به مقرها، پاسگاهها و خودروهای انتظامی حمله کردهاند.
در تازهترین مورد در بامداد ۹ مهر، علیرضا سنچولی، مامور فرماندهی انتظامی، در حمله افراد مسلح به ایست بازرسی احمدآباد در ورودی شهر راسک کشته شد.
هفتم مهر نیز دستکم یک نفر در جریان درگیری با نیروهای جمهوری اسلامی در ایرانشهر جان باخت.
روایت سپاه پاسداران از درگیری مسلحانه
روابط عمومی قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران با انتشار بیانیهای اعلام کرد نیروهای این نهاد «یک تیم مسلح» را در منطقه منزلآب زاهدان شناسایی و «منهدم» کردند.
سپاه پاسداران افراد مسلح را اعضای یک گروه «تروریستی-تکفیری» معرفی کرد و افزود آنها قصد اجرای عملیات داشتند، اما پیش از عملی کردن نقشه خود شناسایی شدند.
بر اساس این بیانیه، شش نفر از اعضای این گروه در درگیری با نیروهای سپاه پاسداران کشته شدند و تعدادی «بسته انفجاری» نیز از آنان به دست آمد.
سپاه پاسداران نام گروه مورد اشاره و هویت افراد کشتهشده را اعلام نکرده است.
برخی رسانههای حکومتی نیز ویدیوهایی از درگیری در زاهدان منتشر کردند.
۲۱ شهریور، درگیری حدود ۹ ساعته نیروهای حکومتی با اعضای «جبهه مبارزین مردمی» در منطقه بخشان سراوان به کشته شدن سه عضو سپاه پاسداران و چهار فرد مسلح انجامید.
شماری از احزاب و گروههای فعال در سیستان و بلوچستان، آذر ۱۴۰۴ از تشکیل «جبهه مبارزین مردمی» با هدف «اتحاد و افزایش اثرگذاری مبارزات» خبر دادند.
«جنبش پادا بلوچ»، «حرکت نصر بلوچستان»، «سازمان جیشالعدل»، «گروه محمد رسولالله» به رهبری حاجی واحدبخش و گروههایی با عنوان «پیکارجویان خودجوش بلوچ» از جمله تشکلهای مشارکتکننده در این جبهه هستند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از شهرهای مختلف ایران نشان میدهند هزینه مدرسه برای بسیاری از خانوادهها دیگر به شهریه، کتاب و لوازمالتحریر محدود نیست و لوازم جانبی، از جزوه و حمل کتاب تا خرید برگه امتحان، ابزار تخصصی و وسایل آموزشی، به مخارجی اجتنابناپذیر تبدیل شدهاند.
این هزینهها در شرایطی از خانوادهها مطالبه میشود که شماری از دانشآموزان و والدین از نبود کتاب درسی، کمبود تجهیزات، کلاسهای نامناسب و فرسودگی امکانات آموزشی خبر دادهاند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از اخذ هزینه «کرایه حمل کتاب» از سوی متولیان مدارس حکایت دارند.
یک مخاطب ساکن کرج گفت برای تحویل کتابهای درسی از هر دانشآموز ۴۰۰ هزار تومان با عنوان «هزینه ایاب و ذهاب» خواستهاند، در حالی که پیش از آن نیز ۵۰۰ هزار تومان برای ثبتنام کتاب پرداخت کرده بودند.
به گفته او، خانوادهها علاوه بر این مبالغ باید برای جزوه دو درس که کتابهایش هنوز نرسیده هم در مجموع یک میلیون تومان پرداخت کنند.
شهروندی از قزوین نیز گفت هزینه کتاب را از طریق سامانه پرداخت کرده، اما دوم مهر مدرسه دولتی از هر دانشآموز ۲۰۰ هزار تومان دیگر با عنوان «هزینه کرایه حمل کتاب» گرفته و سپس کتابها را تحویل داده است.
دانشآموز پایه دهم رشته الکتروتکنیک نوشت تاکنون نزدیک به هشت میلیون تومان بابت ثبتنام مدرسه هزینه کرده و اکنون مدرسه از آنان خواسته ابزار مورد نیاز رشته خود را با هزینهای بین پنج تا هفت میلیون تومان تهیه کنند.
هزینههایی که دیگر جانبی نیستند
پیشتر شماری از والدین و دانشآموزان در پیامهایی به ایراناینترنشنال از دریافت اجباری پول در مدارس دولتی خبر داده و گفته بودند این مبالغ نه لزوما با عنوان «شهریه»، بلکه با عناوینی چون «کمک به مدرسه»، «مشارکت»، هزینه کتاب یا برنامههای مدرسه مطالبه میشود.
به گفته آنها، مدارس دولتی تا «کمک اجباری چندمیلیونی» را دریافت نکنند، کتاب را به دانشآموز تحویل نمیدهند.
روایت دانشآموزان نشان میدهد هزینههای تحمیل شده به آنها، ابعاد دیگری هم دارد.
دانشآموزی در پایه نهم گفت معلم هنر فهرستی از ۱۰ وسیله را که خرید آنها اجباری است در اختیار دانشآموزان قرار داده و تهیه آنها دستکم هشت میلیون تومان هزینه دارد.
یک دانشآموز پایه دوازدهم رشته معماری هم از هزینه بالای وسایل مورد نیاز این رشته خبر داد و گفت مدرسه از دانشآموزان انتظار دارد این تجهیزات را تهیه کنند، در حالی که به گفته او، خانوادهها توان تامین چنین هزینههایی را ندارند.
یکی از ساکنان هشتگرد عنوان کرد مدرسه هنوز کتابهای درسی دخترش را تحویل نداده، اما در عوض فهرستی از وسایل مورد نیاز با هزینه حدود ۱۵ میلیون تومان در اختیار خانواده قرار داده است.
بر اساس پیام دیگری از اصفهان، هزینه تحصیل در یک هنرستان دولتی در سال جاری ۱۷ میلیون تومان اعلام شده، با این حال دانشآموزان هنوز کتاب ندارند، برخی درسها با جزوه آموزش داده میشوند و حتی از آنان خواسته شده است برگه A4 مورد نیاز آزمون را خودشان تهیه کنند.
پرداخت هزینه بیشتر، امکانات کمتر
روایتهای رسیده نشان از آن دارند که پرداخت این هزینهها الزاما به معنای برخورداری دانشآموزان از امکانات اولیه آموزشی نیست و با گذشت بیش از یک هفته، مدارس کماکان آمادگی اولیه را برای آغاز سال تحصیلی ندارند.
مدارس بخشی از هزینههای روزمره و تجهیزات مورد نیاز آموزش را مستقیما به خانوادهها منتقل کردهاند، در حالی که برخی از آنها حتی قادر به تامین کتاب، کلاس مناسب یا وسایل اولیه آموزشی نیستند.
مخاطبی با تاکید بر اینکه ۴۵ میلیون تومان بابت شهریه مدرسه دولتی پرداخته، گفت مدرسه «کولر، شوفاژ، تخته و نیمکت درستوحسابی» ندارد.
دانشآموز مدرسه فرهنگیان «سروش» در سراوان هم گفت کلاسشان فاقد وسایل سرمایشی و تجهیزات آموزشی است و ساختمان کلاس که با بلوک ساخته شده، حتی هنوز گچکاری نشده است.
بنا به گفته محصلی از مدرسه رازی آمل، علاوه بر اینکه برای دریافت کتب درسی باید تا یکماه صبر کنند، مدرسه کلاس ثابت ندارد و برخی کلاسها در کتابخانه و نمازخانه برگزار میشود و صندلیها نیز فرسودهاند.
یک شهروند از خوزستان از بینظمی در مدارس و تحویل نشدن کتابها خبر داد و گفت بین معلمان صحبت از احتمال غیرحضوری شدن مدارس پس از دریافت پول از خانوادهها مطرح شده است.
استمرار فشارهای ایدئولوژیک بر دانشآموزان
در کنار مشکلات مالی و کمبود امکانات، شماری از دانشآموزان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال از ادامه برنامههای ایدئولوژیک و حضور نهادهای حکومتی در مدارس گفتند.
یک دانشآموز ۱۴ ساله گفت هفتم مهرماه نیروهای بسیج به مدرسه آنها رفته و از دانشآموزان خواستهاند در پویش «جانفدا» ثبتنام کنند.
دانشآموزی از تبریز هم گفت هشتم مهر، دانشآموزانی که معلم نداشتند، به اجبار و تحت عنوان برنامه «جانفدا» برای شرکت در راهپیمایی به خیابان برده شدند.
ایراناینترنشنال اواخر شهریور گزارش داده بود شماری از شهروندان بدون ثبتنام قبلی، پیامکهایی درباره آغاز دورههای «آموزش نظامی و امدادی یگانهای مردمی جانفدا» دریافت کردهاند.
در ادامه فشار ایدئولوژیک بر نوجوانان، دانشآموزی گفت معلم دینی و برخی دیگر از معلمان اعلام کردهاند ۱۰ نمره از ۲۰ نمره دانشآموزان به شرکت در تجمعات شبانه حکومتی اختصاص دارد.
به گفته او، از دانشآموزان خواسته شده با چادر و پرچم در این تجمعات حاضر شوند و عکس یا فیلم خود را برای مدرسه ارسال کنند.
یک دانشآموز دیگر هم گفت از زمان بازگشایی مدارس، فشار بر دانشآموزان بر سر حجاب اجباری افزایش یافته و حتی بالا زدن آستین هنگام انجام کار نیز با تذکر و برخورد همراه است.
او در ادامه افزود گاهی شدت برخورد و فشار از سوی معلمان و مدیران بر سر حجاب به حدی بالاست که دانشآموزان را به گریه میاندازند.