رسانه وابسته به سپاه: یک کشتی «متخلف» در تنگه هرمز هدف قرار گرفت


خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، به نقل از منابع محلی گزارش داد یک موشک کروز دریایی به یک کشتی «متخلف» و در حال حرکت در «مسیر غیرمجاز» تنگه هرمز شلیک شده است.
همزمان، در یکی از پیامهای دریافتی ایراناینترنشنال از یک ساکن محلی آمده بود موشکی از ساحل به سمت دریا شلیک شده است.






انجمن صنفی معلمان فارس از بازداشت شش فعال صنفی در جریان عیادت از یک همکار بیمار در شهرستان ممسنی خبر داد. به گفته این انجمن، نیروهای امنیتی این معلمان را پس از بازجویی به زندان نورآباد ممسنی منتقل کردند.
بر اساس گزارش این تشکل که یکشنبه پنجم مهر منتشر شد، نیروهای امنیتی ظهر جمعه سوم مهر با یورش به محل حضور شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علیحسن بهامین و حجت سادات، آنان را بازداشت کردند. این شش فعال صنفی شنبه چهارم مهر، پس از بازجویی به زندان منتقل شدند.
کانون فرهنگیان اسلامشهر نیز چهارم مهر اعلام کرد بداقی و دیندار، دو فعال صنفی این کانون، برای دیدار و عیادت از یک معلم به نورآباد ممسنی رفته بودند که نیروهای حفاظت اطلاعات سپاه منطقه آنان را بدون ارائه حکم بازداشت کردند.
به گفته این کانون، بازداشت با ضربوشتم و هتک حرمت بازداشتشدگان همراه بود و این دو فعال صنفی همراه با میزبانان و دیگر فرهنگیان حاضر در دیدار به زندان نورآباد منتقل شدند.
کانون فرهنگیان اسلامشهر تاکید کرد این دیدار صرفا دوستانه و خارج از مناسبات صنفی و تشکیلاتی بود و از نهادهای امنیتی و مقامهای قضایی خواست بازداشتشدگان را هرچه سریعتر آزاد کنند. در گزارشهای این دو تشکل، اتهامهای مطرحشده علیه این شش نفر مشخص نشده است.
انجمن صنفی معلمان فارس نیز با محکوم کردن این اقدام، برخورد امنیتی با دیدار معلمان را نشانه هراس از تشکلیابی و همبستگی اجتماعی دانست و نوشت: «مطالبهگری مسالمتآمیز جرم نیست.»
این انجمن تاکید کرد حکومت باید بهجای ترساندن مطالبهگران و محدود کردن فعالیت فرهنگیان، به مشکلات آموزش رسیدگی و با فساد و رانت مبارزه کند.
بازداشتهای تازه در ممسنی در حالی گزارش شده که نیروهای امنیتی جانمحمد احمدی، رییس انجمن صنفی معلمان نورآباد ممسنی، را نیز ۹ تیر در ورودی این شهر بازداشت کرده بودند.
مسدود شدن سیمکارت یک معلم و صدور حکم حبس برای یک فعال صنفی
در کنار بازداشت معلمان در فارس، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران از مسدود شدن سیمکارت شهرام آزموده، معلم و روزنامهنگار اهل تالش، خبر داد.
به گزارش این شورا، سیمکارت آزموده از ۲۸ شهریور، بدون اطلاع قبلی و به دستور مقامهای امنیتی مسدود شده است. دادستانی تالش نیز درباره هویت نهاد مسدودکننده اظهار بیاطلاعی کرده است.
شورای هماهنگی این اقدام را مغایر با حقوق شهروندی و آزادی بیان دانست و تاکید کرد چنین فشارهایی مانع نقد مسئولان نخواهد شد.
در تحولی دیگر، کانون صنفی فرهنگیان مازندران از صدور حکم یک سال حبس تعزیری برای حسین سلامی، فرهنگی پیشکسوت و فعال صنفی، خبر داد.
این کانون «تبلیغ علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی» را از اتهامهای سلامی برشمرد و اعتراض او به کشتار سال ۱۴۰۱ و مسمومیت دانشآموزان را از موارد مطرحشده علیه او اعلام کرد. در این خبر، تاریخ صدور حکم و مرحله رسیدگی به پرونده مشخص نشده است.
این گزارشها در ادامه برخوردهای امنیتی، قضایی و اداری با معلمان منتشر شده است. کمپین حقوق بشر ایران هشتم مرداد در گزارشی اعلام کرد پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، دستکم ۶۰ معلم بازداشت، زندانی یا با احکام قضایی روبهرو شدهاند.
این نهاد از نگهداری طولانیمدت معلمان در بازداشت و سلول انفرادی و محرومیت از دسترسی به وکیل و خدمات درمانی خبر داد و تاکید کرد بسیاری از پروندهها، بهویژه در شهرهای کوچک، رسانهای نشدهاند.
مرکز پژوهشهای مجلس اعلام کرد مصرف برق استخراج رمزارز در ایران بین ۹۳۰ تا ۱۲۰۰ مگاوات است و معادل ۱۴ درصد کسری انرژی ماهانه در تابستان برآورد میشود. پیشتر گزارشهایی از مشارکت افراد مرتبط با سپاه در استخراج رمزارز منتشر شده بود.
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی یکشنبه پنجم مهر در گزارشی نوشت دستگاههای استخراج رمزارز ماهانه حدود ۷۰۰ میلیون کیلوواتساعت برق مصرف میکنند. به گزارش خبر آنلاین، این رقم معادل ۱۴ درصد کسری متوسط پنج میلیارد کیلوواتساعتی برق در ماههای گرم سال است.
این مرکز تاکید کرد استخراج رمزارز علت اصلی ناترازی برق نیست، اما کنترل مصرف غیرمجاز میتواند شدت و دفعات کمبود برق را کاهش دهد. خبرآنلاین همچنین بار مالی سوخت مصرفی این فعالیت را یکونیم میلیارد دلار اعلام کرد، بدون آنکه در متن نقلشده، دوره زمانی این برآورد مشخص شود.
ایراناینترنشنال ۱۱ شهریور در گزارشی اختصاصی درباره هکرهای مرتبط با سپاه و وزارت اطلاعات، نوشت بهزاد مصری، با سابقه فعالیت در سازمان اطلاعات سپاه، از سال ۱۴۰۱ با برخورداری از امتیاز دسترسی به برق ارزان، مرکز پرمصرف استخراج رمزارز در نقده راهاندازی و اداره کرده است.
بر اساس همان گزارش، مصری و مجتبی قلعهکوهی در استخراج رمزارز و شکستن رمز کیفپولهای دیجیتال شریک بودند. منابع ایراناینترنشنال گفتند مصرف غیرعادی برق موجب بررسی فعالیت این شبکه در کرج شد، اما وزارت اطلاعات با مداخله خود پیگیری قضایی را متوقف کرد.
۲۵ مرداد ۱۴۰۴ نیز وبسایت تخصصی بیتکویننیوز در گزارشی تفصیلی از بحران فزاینده انرژی در ایران، مزارع مخفی استخراج رمزارز را عامل اصلی قطعیهای گسترده برق معرفی کرد.
این گزارش با استناد به منابع محلی و کارشناسان انرژی ارزیابی میکرد تاسیسات عظیم و پنهانی استخراج رمزارز که گمان میرود تحت نظارت سپاه پاسداران اداره میشوند، فشار بیسابقهای بر زیرساختهای فرسوده برق ایران وارد میکنند.
برآورد مصرف ماینرها با بررسی قطع اینترنت
مرکز پژوهشهای مجلس برای برآورد مصرف برق استخراج رمزارز، سهم ایران از توان محاسباتی شبکه جهانی استخراج و تغییر مصرف برق پس از قطع سراسری اینترنت در دیماه ۱۴۰۴ را بررسی کرد. این ارقام بر پایه محاسبات غیرمستقیم به دست آمدهاند و میزان مصرف دستگاهها را بهطور قطعی نشان نمیدهند.
در روش نخست، سهم تخمینی ایران از توان محاسباتی استخراج در جهان، موسوم به «هشریت»، مبنای محاسبه قرار گرفت. این مرکز با استفاده از این روش، مصرف برق استخراج رمزارز در ایران پیش از جنگ آغازشده در اسفند ۱۴۰۴ را حدود ۱۰۳۷ تا ۱۱۵۰ مگاوات برآورد کرد.
در روش دوم، مصرف شبکه برق پیش و پس از قطع اینترنت مقایسه شد. طبق گزارش، متوسط مصرف برق در ساعات سه تا پنج صبح پس از قطع اینترنت حدود ۹۲۷ مگاوات کاهش یافت.
با این حال، خود گزارش تاکید کرد که تمام این کاهش را نمیتوان به توقف استخراج رمزارز نسبت داد، زیرا فعالیت مراکز داده، سرورها و دیگر زیرساختهای وابسته به اینترنت نیز ممکن است کاهش یافته باشد. در مقابل، مصرف ماینرهایی که احتمالا با ارتباطات جایگزین، از جمله اینترنت ماهوارهای، به فعالیت ادامه دادهاند، در این روش قابل شناسایی نیست.
مرکز پژوهشها همچنین محاسبه کرد که با حذف مصرف برق استخراج رمزارز، سهم ساعات بدون کسری برق در تابستان از پنج و دو دهم درصد به ۳۳ و شش دهم درصد افزایش مییابد. به بیان ساده، طبق این سناریو، شبکه بهجای حدود پنج ساعت از هر صد ساعت، نزدیک به ۳۴ ساعت بدون کمبود برق خواهد بود؛ هرچند این به معنای رفع کامل خاموشیها نیست.
این مرکز نتیجه گرفت استخراج رمزارز عامل اصلی ناترازی نیست، اما مهار مصرف غیرمجاز میتواند شدت و دفعات کمبود برق را کاهش دهد. گزارش همچنین استخراج غیرقانونی با استفاده از یارانه انرژی را از عوامل تشدید محدودیت برق، کاهش رفاه عمومی و آسیب به تولید دانست.
در اطلاعات ارائهشده از این گزارش، سهم مزارع متعلق به نهادهای حکومتی یا افراد مرتبط با سپاه مشخص نشده است. این برآوردها همچنین بهتنهایی روشن نمیکنند چه میزان از مصرف محاسبهشده به فعالیت مجاز یا غیرمجاز اختصاص دارد.
از برق ارزان تا دور زدن تحریمها
استفاده از رمزارز برای عبور از محدودیتهای مالی بینالمللی، پیشتر مورد حمایت مقامهای جمهوری اسلامی قرار گرفته بود. علی آقامحمدی، رییس وقت گروه اقتصادی دفتر علی خامنهای، ۱۲ آذر ۱۴۰۳ خواستار استفاده از رمزارز برای دور زدن تحریمهای بانکی و تسهیل پرداختهای مالی شد و گفت خامنهای نیز بر استفاده از این ابزار تاکید کرده است.
در کنار این موضعگیریها، تحقیقات درباره شبکههای مالی مرتبط با جمهوری اسلامی، مسیرهایی برای انتقال درآمد استخراج رمزارز به خارج از کشور نشان دادهاند. رویترز ۱۰ مرداد نوشت صرافی «شلبیت» در دبی، که با بانک مرکزی ایران و کیفپولهای منتسب به سپاه ارتباط داشته، دستکم ۲۰ میلیون دلار از عملیاتی دریافت کرده که کارشناسان آن را شبکه استخراج رمزارز در ایران میدانند.
همزمان، محدودیت تامین برق هزینههای سنگینی بر تولید تحمیل کرده است. عزتالله زارعی، سخنگوی وزارت صنعت، معدن و تجارت، ۲۵ تیر اعلام کرد درآمد ازدسترفته صنایع بر اثر قطعی برق از حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ به حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ افزایش یافت. این ارقام مجموع پیامدهای قطع برق را نشان میدهند و سهم استخراج رمزارز در ایجاد این زیان مشخص نشده است.
بحران تامین انرژی پیش از جنگ نیز به تعطیلی گسترده فعالیتهای اقتصادی و آموزشی انجامیده بود. ایراناینترنشنال در گزارش ۱۱ مرداد درباره ریشههای ناترازی انرژی نوشت در سال ۱۴۰۳، از ۲۹۱ روز کاری، ۷۲ روز بهدلیل کسری برق یا گاز با تعطیلی همراه بود.
بلومبرگ اعلام کرد دو اَبَرنفتکش مرتبط با جمهوری اسلامی که در هفتههای نخستین جنگ ۴۰ روزه بهدست ایالات متحده توقیف شده بودند، تا چند هفته دیگر به آمریکا میرسند. به گفته مقامهای آمریکایی محموله نفت خام این دو به ارزش میلیونها دلار مصادره خواهد شد.
خبرگزاری آمریکایی بلومبرگ یکشنبه پنجم مهر، با استناد به دادههایی که گردآوری کرده است نوشت نفتکشهای «تیفانی» و «مجستیک ایکس» در هفته گذشته در امتداد سواحل برزیل رصد شدهاند. به نوشته این رسانه، کشتی توقیفشده «امتی داوینا» که ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ به دست نیروهای آمریکایی افتاد، پس از دور زدن دماغه امید نیک، در حال حرکت به سمت غرب در اقیانوس اطلس مشاهده شد.
دماغه امید نیک، در جنوب غربی آفریقای جنوبی قرار دارد و حرکت آن به سمت غرب میتواند به آمریکا منتهی شود، هرچند مقصد نهایی این کشتی هنوز روشن نیست.
تانکر ترکز، نهاد مستقل ردیابی کشتیها، اعلام کرد با توجه به سابقه اقدامات آمریکا در ونزوئلا، مقصد نهایی این نفتکشها به احتمال زیاد آمریکا خواهد بود.
بلومبرگ نوشته است درخواست این رسانه از سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی از طریق واتساپ ارسال شد اما تا لحظه انتشار گزارش پاسخی داده نشد.
وزارت جنگ آمریکا یکم اردیبهشت ۱۴۰۵، بیش از هفت هفته پس از آغاز جنگ ۴۰ روزه، از توقیف نفتکش «تیفانی» در محدوده مسئولیت فرماندهی هند و اقیانوس آرام خبر داد. به گفته این وزارتخانه، این شناور تحریمشده و بدون تابعیت، دو بار در نزدیکی سنگاپور با خاموش کردن سامانه رهگیری خود نفت ایران را بارگیری کرده بود. آمریکا پیشتر شرکت «ایاناسای»، مدیر این نفتکش، را به دلیل مشارکت در حمل نفت ایران تحریم کرده بود.
دو روز بعد، سوم اردیبهشت، وزارت جنگ آمریکا اعلام کرد نیروهایش نفتکش «مجستیک ایکس» را در اقیانوس هند توقیف کردند. بر اساس اطلاعیه این وزارتخانه، نیروهای آمریکایی شب پیش وارد این کشتی تحریمشده و بدون تابعیت شدند که حامل نفت ایران بود. مجستیک ایکس پس از کشتی باری «توسکا» و نفتکش تیفانی، سومین شناور مرتبط با جمهوری اسلامی بود که از آغاز محاصره دریایی بنادر ایران به دست آمریکا توقیف شد.
بلومبرگ ۱۰ اردیبهشت گزارش داد که وزارت دادگستری آمریکا روند قضایی مصادره نفتکشهای «تیفانی» و «مجستیک ایکس»، معروف به «فونیکس»، را آغاز کرده است.
اداره تحقیقات امنیت داخلی آمریکا بعدتر در پستی در ایکس اعلام کرد ماموران مجری قانون در حال اجرای احکام قضایی فدرال برای توقیف این نفتکشها و حدود چهار میلیون بشکه نفت ایران هستند که در آنها بارگیری شده بود.
فرماندهی هند و اقیانوس آرام آمریکا نیز ۱۵ خرداد در پستی در شبکه اجتماعی ایکس از رهگیری و متوقف کردن نفتکش تحریمشده و بدون تابعیت «امتی داوینا» که به نام «لنور» نیز شناخته میشود، در اقیانوس هند خبر داد. این فرماندهی اعلام کرد نیروهای آمریکایی شب پیش با استناد به حق بازرسی وارد کشتی شدند و تاکید کرد رهگیری شناورهایی را که از ایران پشتیبانی مادی میکنند، در هر محل فعالیتشان ادامه خواهد داد. داوینا با نام «لنور» نیز شناخته میشود.
دفتر دادستانی فدرال در واشینگتن سوم شهریور تایید کرد که پروندههای مربوط به تیفانی، مجستیک ایکس و لنور را در دادگاه ثبت کرده است. در بیانیه این نهاد تاکید شده بود که جزییات عملیاتی مربوط به این شناورها یا برنامههای احتمالی آتی برای توقیف آنها یا محمولههای دیگر قابل انتشار نیست.
بلومبرگ همچنین با استناد به دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نوشت اگر این سه کشتی وارد یکی از بندرهای آمریکا شوند، محمولههایشان نخستین نفت ایران خواهد بود که پس از محمولههای منتقلشده در چارچوب یک روند مصادره قضایی در سال ۲۰۲۳، به سواحل این کشور میرسد.
انتقال احتمالی این محمولهها به آمریکا در حالی است که ترامپ بارها از تجربه ونزوئلا بهعنوان الگویی برای سیاست خود در قبال ایران یاد کرده است. او ۳۱ فروردین گفت اقدامات واشینگتن علیه تهران مانند ونزوئلا، اما در مقیاسی بزرگتر و پیچیدهتر به نتیجه خواهد رسید و ۲۱ خرداد، با اشاره به انتقال میلیونها بشکه نفت ونزوئلا به پالایشگاههای آمریکا، از تمایل خود به تصرف جزیره خارک و کنترل منابع نفتی ایران سخن گفت.
پس از بازداشت و برکناری نیکلاس مادورو، ترامپ از برنامه تحویل ۳۰ تا ۵۰ میلیون بشکه نفت از سوی دولت موقت ونزوئلا به آمریکا خبر داده و گفته بود درآمد فروش این محمولهها تحت کنترل او قرار میگیرد تا به نفع مردم دو کشور استفاده شود.
در حال حاضر، با وجود ادامه تنشها و چشمانداز مبهم مذاکرات تهران و واشینگتن، وزیر انرژی آمریکا و شخص دونالد ترامپ، از افزایش چشمگیر انتقال روزانه نفت از تنگه هرمز خبر میدهند.
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، پنجم مهر به فاکسنیوز گفت میانگین انتقال روزانه نفت از تنگه هرمز به حدود ۱۳ میلیون بشکه رسیده است و در یکی از روزها در هفته گذشته، بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرد.
یک مقام دفاعی آمریکا نیز پنجم مهر به اکسیوس گفت شامگاه جمعه، سوم مهر، ۲۲ میلیون بشکه نفت از مسیر تنگه هرمز صادر شد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به اکسیوس گفت انتظار دارد مذاکرهکنندگان آمریکایی این هفته گفتوگوهای بیشتری با هیات ایرانی داشته باشند. دو منبع منطقهای نیز پیشبینی کردند دور تازه مذاکرات غیرمستقیم میان آمریکا و جمهوری اسلامی دوشنبه ششم مهر آغاز شود.
وبسایت خبری تحلیل اکسیوس یکشنبه پنجم مهر به نقل از ترامپ نوشت: «انتظار دارم این هفته گفتوگوهای بیشتری با ایران داشته باشیم. میخواهند به توافق برسند، اما این توافقی نیست که من میخواهم. این همان چیزی است که شاید یک سال پیش با آن موافقت میکردیم. بیش از حد روی قدرت چانهزنی خود حساب کردند.» او در این گفتوگوی کوتاه تلفنی در پاسخ به این پرسش که آیا ازسرگیری حملات به ایران را بررسی میکند، گفت: «همیشه به آن فکر میکنم.»
دو منبع منطقهای نیز در گفتوگو با اکسیوس، اظهارات ترامپ درباره ادامه مذاکرات در این هفته را تایید کردند و از احتمال آغاز دور دیگری از گفتوگوهای غیرمستقیم در دوشنبه ششم مهر خبر دادند. با این حال، هنوز روشن نیست که آیا دو طرف میتوانند اختلافها را برطرف کنند یا نه.
یک مقام آمریکایی و دو منبع منطقهای به اکسیوس گفتند میانجیگران قطری برای دستیابی به توافق، به رایزنیهای جداگانه با تهران و واشینگتن ادامه میدهند. به گفته یک منبع منطقهای آگاه از مذاکرات، قطر پس از بررسی پیشنهاد اولیه ایران با هر دو طرف، پیشنهادی میانه برای بررسی در اختیار تهران و واشینگتن گذاشته است.
میانجیگران قطری در تعطیلات پایان هفته نیز جداگانه با مذاکرهکنندگان ایرانی و آمریکایی درباره تغییرات متن رایزنی کردهاند. انتظار میرود دیدارهای جداگانه با عباس عراقچی و استیو ویتکاف، فرستاده آمریکا، از دوشنبه برگزار شود.
به گزارش اکسیوس، جمهوری اسلامی میخواهد مذاکرات بر تنگه هرمز و محاصره دریایی آمریکا متمرکز باشد، اما دولت ترامپ خواستار موافقت تهران با دادن امتیازهایی در زمینه برنامه هستهای است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز یکشنبه در گفتوگو با برنامه «میت د پرس» شبکه انبیسی گفت تهران برای ازسرگیری جنگ با آمریکا کاملا آماده است و در برابر هرگونه حمله تازه، «حتی اگر به جنگی آخرالزمانی منجر شود»، ایستادگی خواهد کرد. او افزود: «در عین حال برای دیپلماسی نیز آمادهایم. انتخاب با رییسجمهوری ترامپ است.»
عراقچی گفت با وجود اعلام علنی ترامپ، رد پیشنهاد تهران هنوز از طریق میانجیها بهطور رسمی ابلاغ نشده است. او افزود جمهوری اسلامی آماده است در چارچوب توافقی برای پایان دادن به درگیری، تنگه هرمز را بازگشایی کند و در مقابل خواهان آزاد شدن داراییهای مسدودشده و امکان فروش نفت است.
این رایزنیها در ادامه مذاکرات غیرمستقیم عراقچی با استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان آمریکا، در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک انجام میشود. در آن مذاکرات که ۳۱ شهریور برگزار شد، مقامهای قطری پیامهای دو طرف را منتقل کردند.
تهران در طرح هفتروزه خود پیشنهاد کرد در ازای رفع محاصره دریایی بندرهای ایران، اعطای معافیت تحریمی برای فروش نفت و برقراری آتشبسی شامل لبنان، تنگه هرمز را بازگشایی کند و مذاکرات را از سر بگیرد. عراقچی سوم مهر گفت طبق این طرح، تنگه در روز ششم بازگشایی میشود و گفتوگوها با آمریکا در روز هفتم آغاز خواهد شد.
ترامپ چهارم مهر این پیشنهاد را رد کرد و گفت فشار اقتصادی ناشی از محاصره دریایی، تهران را به تلاش برای توافق واداشته است. عراقچی پس از آن در شبکههای اجتماعی نوشت تهران همچنان منتظر پاسخ رسمی واشینگتن است و پس از دریافت آن از طریق میانجیها تصمیم خواهد گرفت.
ترامپ از رکورد انتقال نفت از تنگه هرمز خبر داد
ترامپ در گفتوگو با اکسیوس گفت ارتش آمریکا عبور حجم زیادی از نفت از تنگه هرمز را تسهیل میکند و در تعطیلات پایان هفته، بیشترین حجم نفت از زمان آغاز جنگ از این آبراه عبور کرده است. او این میزان را «بیش از ۲۰ میلیون بشکه» اعلام کرد.
یک مقام دفاعی آمریکا نیز در تایید سخنان ترامپ به اکسیوس گفت جمعهشب، سوم مهر، ۲۲ میلیون بشکه نفت از مسیر تنگه هرمز صادر شد.
ساعاتی پیش از انتشار این گزارش، کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، میانگین انتقال روزانه نفت از تنگه هرمز را حدود ۱۳ میلیون بشکه اعلام کرد. او یکشنبه پنجم مهر در مصاحبه با فاکسنیوز گفت: «در یکی از روزها در هفته گذشته، بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرد که حتی از میزان پیش از آغاز جنگ نیز بیشتر بود.»
به گفته رایت، اقدامات نیروهای مسلح آمریکا به احیای جریان انتقال نفت، گاز، فرآوردههای نفتی و حتی کود شیمیایی از این آبراه کمک کرده است. فایننشالتایمز پیشتر در گزارشی درباره عملیات مینروبی آمریکا در تنگه هرمز، نوشته بود واشینگتن طی عملیاتی چهارماهه، با استفاده از غواصان نیروی دریایی، شناورهای رباتیک و تجهیزات تخصصی برای پاکسازی مینها اقدام کرده است.
ترامپ همچنین یکشنبه هنگام عزیمت به ایالت ایلینوی برای شرکت در مسابقات گلف «جام ریاستجمهوری» به خبرنگاران گفت: «ما مقادیر بسیار زیادی نفت خارج میکنیم. شب گذشته رکورد میزان انتقال نفت از تنگه هرمز را ثبت کردیم؛ میزان نفتی که خارج کردیم حتی بیشتر از پیش از جنگ بود.»
گلولهی جنگی برای مردم بیدفاع. شلیکهای هدفمند، خیابانهای غرق در خون و مردمی که زیر آتش سرکوب جان دادند. بیش از بسیاری از نقاط دیگر، از سنندج و سقز تا جوانرود، بوکان و مهاباد، سرکوب حکومتی عملیاتی سراسری، سیستماتیک و هماهنگ برای فروپاشی عزم مردم در خیزش «زن، زندگی، آزادی» بود.
دهها نفر در فاصله ۲۶ شهریور تا ۱۰ دی ماه ۱۴۰۱ در سه استان کردنشین کشته شدند. چه آنها که در خیابانها جان دادند، چه آنها که در بازداشتگاهها و خانههایشان درگذشتند.
ژینا مهسا امینی از اهالی شهر سقز بود. شهری در شمال استان کردستان. او پس از اینکه در تهران توسط پلیس گشت ارشاد کشته شد، برای خاکسپاری به زادگاهش برده شد. شعلهی خیزش مردمی از همان گورستان آیچی از اجتماع بزرگ مردم سوگوار آغاز شد.
ساعتی نگذشته بود که مردم در شهرهای مختلف کُردستان و دیگر شهرهای کردنشین به خیابانها آمدند. اهالی سقز، سنندج، مریوان، بوکان، کرمانشاه، پیرانشهر، مهاباد و تمام شهرهای دیگر سه استان کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی با خشم و اعتراض به خیابانها آمدند.
مردم فریاد میزدند ژن، ژیان، آزادی. آنها مهسا امینی را شهید مینامیدند و شعار میدانند شهید نمیمیرد. گروهی دیگر فریاد مرگ بر دیکتاتور سر میدادند. زنان پیشروی اعتراضات بودند. آنها روسری را از سر برداشته و در صف اول اعتراضات بودند. خونها از ظلم جمهوری اسلامی به جوش آمده بود.
در حالیکه اعتراضات مردمی در سراسر کشور گسترش مییافت، نیروهای سرکوب وارد عمل شدند. گستردهی سرکوب در استانهایی مانند کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی در حدی بالا بود، که سازمان عفو بینالملل در گزارش مفصل و بیسابقهی خود بهطور خاص به آنها پرداخته است.
سرکوب در این سه استان با الگویی واحد و بیرحمانه پیش رفت. نیروهای سرکوبگر از فراجا و یگان ویژه گرفته تا سپاه پاسداران و گردانهای بسیج با بهرهگیری از قرارگاههای منطقهای حمزه سیدالشهدا و نجف اشرف، خیابانهای غرب کشور را به صحنهی جنگ تبدیل کردند.
سلاحهای بهکاررفته بسیار فراتر از ابزارهای مرسوم کنترل اعتراضات خیابانی بود. تفنگهای تهاجمی کلاشنیکوف، ژ-۳، کلت کمری، مسلسلهای یوزی، تکتیراندازها و حتی مسلسلهای سنگین دوشکا نصبشده بر پشت وانتها، در کنار شاتگانهای ساچمهزن به کار گرفته شدند. سربازان خامنهای با سنگینترین تجهیزات نظامی به جنگ مردمی رفتند که سلاحشان فریاد آزادی بود.
تحقیقات مستند عفو بینالملل نشان میدهد تیراندازیها نه برای دفع خطرات جانی، بلکه برای مجازات، ارعاب و کشتار معترضان صورت گرفته است.الگوهایی تکرارشونده وجود داشت. شلیک به خودروهای در حال حرکت، تیراندازی مستقیم از فاصلهی نزدیک به سر و سینه، شلیک به پشت سر معترضانِ در حال فرار، ضربوشتم شدید و مانعتراشی در مسیر امدادرسانی.
یکی از تلخترین ابعاد این سرکوب سیستماتیک، بازداشت مجروحان در بیمارستانها بود. کابوسی که باعث شد دهها معترض از ترس ربودهشدن، به مراکز درمانی نروند و بر اثر عدم رسیدگی پزشکی، خونریزی و عفونت، جان بسپارند.
عفو بینالملل در بررسیهای خود توانسته است دستکم ۳۵ معترض کشتهشده در استان کردستان را با اطلاعات کامل شناسایی کند. ۳۰ نفر از آنها با شلیک مستقیم گلوله یا ساچمه و باقی زیر ضربوشتم، با اصابت کپسول گاز اشکآور و زیر گرفتن عمدی توسط خودروی یگان ویژه کشته شدهاند.
سنندج با ۱۷ کشته، شاهد سه موج سنگین سرکوب بود. در ۱۶ مهر، یحیی رحیمی ۳۰ ساله تنها به جرم بوق زدن در اتومبیلش از فاصله نیممتری هدف شاتگان قرار گرفت. پیمان منبری ۲۵ ساله با سلاح کمری لباسشخصیها از پشت زده شد و محمد امینی ۳۳ ساله با شلیک کلاشنیکوف جان باخت.
در چهلم مهسا، سارینا ساعدی ۱۵ ساله بر اثر ضربات باتوم به سر دچار خونریزی مغزی شد و جان سپرد؛ نهادهای امنیتی پدرش را تحت فشار قرار دادند تا سناریوی ساختگی خودکشی را تکرار کند.
در موج سوم، شاهو بهمنی ۳۶ ساله پس از اصابت گلوله ژ-۳، ۳۰ تا ۴۰ دقیقه روی زمین خونریزی کرد، زیرا ماموران به هر کس که برای کمک نزدیک میشد شلیک میکردند.
در بانه، فریدون فرجی ۲۷ ساله، کارگر پیتزافروشی، هنگام نگاه کردن از پنجره هدف گلوله قرار گرفت. در سقز، محمد حسینی عمدا توسط خودروی یگان ویژه زیر گرفته شد. در دیواندره، ماموران به جمعیت شلیک کردند و معترضان را به قتل رساندند. در دهگلان، محسن نیازی هنگام فرار از پشت زده شد و ده دقیقه طول کشید تا زیر نظر ماموران جان سپرد.
استان کرمانشاه شاهد کشتهشدن دستکم ۱۹ نفر بود. مینو مجیدی ۶۲ ساله هنگام فرار از موتورسواران یگان ویژه از فاصله نزدیک هدف ساچمه قرار گرفت و جان باخت. رضا شهپرنیا ۲۳ ساله و امیرحسین بساطی ۱۵ ساله نیز با شلیک مستقیم کشته شدند. امیرحسین تنها برای برداشتن دمپاییاش برگشته بود که از پشتبام مسجد هدف قرار گرفته شد.
خونینترین سرکوب در جوانرود رقم خورد. روز ۳۰ آبان و ۱ آذر، خیابانهای جوانرود به میدان جنگ تبدیل شد. نیروهای سپاه با بستن خیابانها، جمعیت معترض را با سلاحهای جنگی به گلوله بستند. جوانرود پس از این جنایت، ماهها زیر محاصره شدید امنیتی بود.
بنا به کشتهشدگان شناساییشده توسط عفو بینالملل آذربایجان غربی با ۴۱ کشته، بیشترین تلفات را در میان سه استان داشت. ۳۳ مرد، دو زن و شش کودک.
بوکان با ۱۳ کشته، روزهایی تلخ را تجربه کرد. در ۲۶ آبان، با بستن مسیرها توسط خودروهای دوشکادار، شلیک از بام ادارات دولتی آغاز شد. میلاد معروفی ۲۲ ساله از فاصله نزدیک به سرش شلیک شد.
در مهاباد، ۱۳ نفر جان باختند. نیروهای امنیتی با قطع عمدی برق شهر در تاریکی دست به سرکوب زدند.
در پیرانشهر، کومار درافتاده ۱۶ ساله با شلیک ساچمه از فاصله نزدیک به سینه و شکم کشته شد. در اشنویه، امین معرفت ۱۶ ساله، میلان حقیقی ۲۱ ساله و عبدالسلام قادر گلوان ۳۲ ساله هدف گلوله قرار گرفتند.
عفو بینالملل تاکید میکند این کشتهها فقط مشتی نمونهی خروار از سرکوبهای خونین جمهوری اسلامی در خیزش زن، زندگی، آزادی هستند. مستندات عفو بینالملل ثابت میکند که این سرکوبها حاصل رفتارهای خودسرانه افراد نبوده، بلکه دستوری هماهنگشده از سوی بالاترین مقامات نظامی و قضایی جمهوری اسلامی بوده است.
پرونده سنگین کشتار در غرب ایران، بخشی انکارناپذیر از جنایات علیه بشریت است. جنایاتی که تا زمان محاکمه و پاسخگویی تمامی آمران و عاملان آن، هرگز فراموش نخواهد شد.