متیو گولد (Matthew Gould) در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ سفیر بریتانیا در اسرائیل بود. او که اولین سفیر یهودی بریتانیا در اسرائیل محسوب میشود از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ معاون سفیر بریتانیا در تهران بود.
او در این یادداشت که جمعه سوم مهر منتشر شد، نوشته است که حکومت جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران، با وجود اعتراضات گسترده و کشته شدن علی خامنهای در حملات آمریکا و اسرائیل، توانستهاند در قدرت باقی بمانند و تغییر این وضعیت نیازمند تحولاتی همزمان در داخل کشور به همراه حمایت واقعی از خارج از کشور است.
گولد یادداشت خود را با سه اظهارنظر دونالد ترامپ درباره اعتراضات ایران آغاز کرده است. ترامپ ۲۳ دی ۱۴۰۴، در هفتهای که هزاران معترض کشته شدند، در تروثسوشیال نوشت: «میهنپرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید ــ نهادهایتان را تصرف کنید!!!» و وعده داد: «کمک در راه است.»
ترامپ در ساعات اولیه ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، در یک سخنرانی تلویزیونی خطاب به ایرانیان گفت: «وقتی کار ما تمام شد، حکومتتان را در دست بگیرید. برای تصرف شما خواهد بود. این احتمالا تنها فرصت شما برای چند نسل خواهد بود.»
ترامپ ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ بار دیگر در تروثسوشیال، این بار به گفته گولد با لحنی گلایهآمیزتر، پرسید: «مردم ایران چه زمانی قیام خواهند کرد و خواهند جنگید؟»
معاون پیشین سفیر بریتانیا در ایران سپس در ادامه مقاله خود نوشته است حکومت ایران و سپاه پاسداران که در مرکز ساختار قدرت قرار دارد، «بیرحمانه مصمم» به حفظ قدرت هستند و بارها برخلاف پیشبینیها موفق به بقا شدهاند.
بهگفته او، جمهوری اسلامی در سال جاری از دو تحول بزرگی جان سالم به در برد که بسیاری از ناظران تصور میکردند میتواند به سقوط آن منجر شود.
نخست، اعتراضاتی بود که در دی ماه ۱۴۰۴ آغاز شد و بهنوشته گولد، جدیترین اعتراضاتی بود که حکومت با آن مواجه شده است. این اعتراضات نه با دانشجویان و طبقه متوسط، بلکه با اعتصاب کسبه بازار بزرگ تهران آغاز شد و سپس به هر ۳۱ استان ایران گسترش یافت.
یک دیپلمات اروپایی شمار معترضان حاضر در خیابانهای تهران در ۱۸ دی را «بسیار بیش از یک میلیون نفر» گزارش کرده است. حکومت اعتراضات را بهشدت سرکوب کرد؛ بهگفته حکومت دستکم سه هزار معترض کشته شدهاند و برخی برآوردهای معتبر شمار کشتهشدگان را تا ۳۰ هزار نفر اعلام کردهاند.
بهنوشته گولد، این تجربه نشان داد که اعتراضات گسترده بهتنهایی کافی نیست.
تحول دوم در۹ اسفند سال گذشته رخ داد؛ زمانی که علی خامنهای در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل کشته شد. خامنهای بیش از ۳۶ سال رهبر جمهوری اسلامی بود و پیش از آن نیز هشت سال ریاستجمهوری را برعهده داشت.
گولد پس از مرور این دو رویداد افزوده است اگر تغییر رهبری قرار بود به تغییر حکومت منجر شود، آن لحظه باید بهترین فرصت میبود: خامنهای جانشینی تعیین نکرده بود. پسرش مجتبی که سرانجام به رهبری منصوب شد، در همان حملات بهشدت مجروح شده بود و کشور برای مدتی کوتاه بهدست یک هیات موقت سهنفره اداره شد. با این حال، حکومت بار دیگر تاب آورد و قدرت به نسل بعدی و «تندروتر» منتقل شد.
پنج شرط برای تغییر حکومت
گولد سپس در پاسخ به این پرسش که برای سرنگونی حکومت چه چیزی لازم است، پنج عامل را برشمرده که بهگفته او تحقق هیچیک آسان نخواهد بود:
عامل نخست، بازگشت مردم ایران به خیابانهاست:
به نوشته معاون پیشین سفیر بریتانیا در تهران، ایرانیان با وجود آسیبهای مکرر ناشی از خشونت باید بار دیگر اعتراض کنند و ائتلافی را که در آغاز سال میان طبقات و مناطق مختلف کشور شکل گرفته بود، بازسازی کنند.
گولد محتملترین محرک اعتراضات متحد را فشار اقتصادی میداند؛ وضعیتی که بهگفته او ایرانیان به همان اندازه که آمریکا را مسئول آن میدانند، حکومت خود را نیز مقصر میشمارند. تورم به بالاترین سطح از زمان جنگ جهانی دوم رسیده، بیش از یک نفر از هر پنج جوان بیکار است، قیمت سوخت افزایش یافته و سوخت کافی نیز وجود ندارد. او نوشته که یک زمستان سخت میتواند افراد بیشتری را به خیابانها بکشاند.
عامل دوم، دوام اعتراضات پس از آغاز سرکوب و قطع اینترنت است:
به اعتقاد متیو گولد، حکومت تنها در صورتی واقعا با تهدید روبهرو خواهد شد که اعتراضات بتواند پس از سرکوب اجتنابناپذیر و خاموشی اینترنت ادامه پیدا کند.
عامل سوم، ایجاد زیرساختی است که شهروندان بتوانند حتی بدون اینترنت سازماندهی شوند:
در اعتراضات دی ماه، هنگامی که حکومت برای ایجاد خاموشی کامل دیجیتال تلاش کرد، استارلینک دسترسی رایگان را برای حسابهای ایرانی فعال کرد و دولت ترامپ هزاران پایانه استارلینک را به داخل ایران فرستاد اما حکومت بهسرعت واکنش نشان داد.
بهنوشته گولد، با فناوریای که احتمالا روسیه یا چین تامین کرده بودند، سیگنال جیپیاس استارلینک در تهران مختل شد و حکومت همزمان به جستوجو و جمعآوری دیشهای استارلینک در داخل کشور پرداخت؛ اقداماتی که اتصال را تا ۸۰ درصد کاهش داد. سامانههای آمریکایی دور زدن محدودیتهای اینترنتی که میتوانست به معترضان کمک کند نیز عمدتا پس از آنکه دولت ترامپ یک سال پیشتر کمکهای خارجی را متوقف کرد، از دسترس خارج شده بود.
عامل چهارم و شاید مهمترین عامل، متزلزل شدن نیروهای امنیتی است:
سفیر سابق بریتانیا در اسرائیل نوشته است انقلابها زمانی موفق میشوند که نیروهای نظامی دچار تردید شوند.
او دو نمونه تاریخی ذکر میکند: در سال ۱۳۵۷، ارتش شاه ایران پس از ماهها تیراندازی به معترضان سرانجام کنار کشید؛ در سال ۱۴۰۳ نیز ارتش بشار اسد در سوریه، به تعبیر گولد، بیش از آنکه «جدا شود، ناپدید شد».
اما در ایران، با وجود پیشبینیهای خوشبینانه، نیروهای نظامی تا امروز عمدتا منسجم باقی ماندهاند. سپاه پاسداران و نیروی شبهنظامی بسیج نیز وفادار ماندهاند و بهنوشته گولد، ایدئولوژی و منافع اقتصادی آنها را به حفظ وضع موجود پیوند داده است.
عامل پنجم، فروپاشی درونی خود حکومت است:
گولد معتقد است این اتفاق زمانی رخ خواهد داد که مقامهای رده میانی به این نتیجه برسند که نظم قدیمی به پایان رسیده است. اما تا زمانی که این افراد آیندهای برای خود در نظام بعدی نبینند، چنین تغییری رخ نخواهد داد. او تاکید میکند که «انزوای کامل» هیچ انگیزهای برای جدا شدن این افراد از حکومت ایجاد نمیکند.
هشدار درباره خلاء قدرت پس از سقوط احتمالی
متیو گولد در ادامه یادداشت خود افزوده است اگر این پنج شرط فراهم شود، اعتراضات ممکن است فرصتی برای موفقیت پیدا کند و حکومت سرانجام کنار برود؛ اما بدون آنها، «هیچ میزان بمباران هوایی یا تشویق کاخ سفید کافی نخواهد بود.»
او در عین حال هشدار داده که اگر چنین روزی فرا برسد، آمریکا و دیگر کشورها نباید روی انتقال آرام و آسان قدرت به یک حکومت جدید حساب کنند.
بهگفته او، احتمال وقوع دورهای از هرجومرج، خلاء رهبری و قدرت گرفتن گروههای جداییطلب در مناطق پیرامونی ایران نیز وجود دارد؛ از کردها در غرب و شمالغرب گرفته تا بلوچها در جنوبشرق.
گولد در پایان یادداشت خود نوشته است به جای آنکه ترامپ به انتشار پیامهای اینترنتی بیشتری برای تشویق ایرانیان به قیام ادامه دهد، اقدام مفیدتر این است که دستور تدوین یک برنامه جامع برای دوران پس از تغییر حکومت را صادر کند؛ طرحی که در زمان لازم آماده اجرا باشد و بتواند بلافاصله حمایتهای امنیتی، بشردوستانه و بازسازی را فراهم کند.
بهنوشته او، تنها در چنین شرایطی وعده ترامپ مبنی بر اینکه «کمک در راه است» معنای واقعی خواهد یافت و مردم ایران خواهند توانست ساختن آیندهای را که بهگفته گولد «شایسته آن هستند» آغاز کنند.