خبرگزاری رویترز به نقل از سه منبع آگاه گزارش داد عربستان سعودی فعالیت خط لوله شرق-غرب خود را از سر گرفته است و احتمال دارد صادرات نفت از بندر ینبع در دریای سرخ از اواخر سهشنبه ۳۱ شهریور مجددا آغاز شود. فعالیت این خط لوله در پی حمله پهپادی از خاک عراق متوقف شده بود.
دو منبع به رویترز گفتند پس از راهاندازی دوباره خط لوله، انتقال نفت در ابتدا با ظرفیت پایین انجام میشود.
یکی دیگر از منابع خبر داد شرکت آرامکوی عربستان سعودی در تلاش است حجم انتقال نفت از طریق این خط لوله را بار دیگر به روزانه چهار میلیون بشکه برساند.
با این حال، یک منبع امنیتی هشدار داد بازگشت کامل خط لوله به ظرفیت پیشین ممکن است چند هفته زمان ببرد.
به گفته یکی از منابع، با ازسرگیری فعالیت این خط لوله، انتقال نفت خام به پالایشگاههای آرامکو در سواحل دریای سرخ نیز از سر گرفته خواهد شد.
او افزود قرار است یک محموله نفتی اواخر سهشنبه در ینبع بارگیری و راهی چین شود.
رویترز در ادامه گزارش داد معاملهگران برای بارگیری مجدد نفت عربستان سعودی آماده میشوند و نفتکشها را برای جابهجایی کشتیبهکشتی محمولهها به بندرهای سعید و سیدی کِریر در دریای مدیترانه منتقل میکنند.
بر اساس این گزارش، ازسرگیری انتقال نفت از طریق خط لوله شرق-غرب در ۳۱ شهریور باعث افزایش فروش نفت در بازارهای جهانی و افت قیمتها شد.
بهای معاملات آتی نفت برنت بیش از دو دلار در هر بشکه کاهش یافت و به پایینترین سطح خود از ۱۷ شهریور رسید.
پس از اختلال در تردد شناورها در تنگه هرمز طی ماههای اخیر، عربستان سعودی که بزرگترین صادرکننده نفت اوپک به شمار میرود، از خط لوله شرق-غرب برای انتقال روزانه حدود چهار میلیون بشکه نفت به ینبع بهره میبرد.
این میزان معادل حدود چهار درصد عرضه جهانی نفت است.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
پوتین و بن سلمان خواستار امنیت هرمز و بابالمندب شدند
کرملین در بیانیهای اعلام کرد ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، ۳۱ شهریور در گفتوگویی تلفنی بر ضرورت تضمین عبور امن و بدون مانع کشتیها از تنگه بابالمندب و تنگه هرمز تاکید کردند.
بر اساس این بیانیه، دو طرف بهطور مفصل به بررسی تحولات خاورمیانه پرداختند و افزودند حلوفصل سیاسی و دیپلماتیک همچنان تنها راه عملی برای پایان دادن به بحرانهای منطقه است.
آنها همچنین با اشاره به وخامت اوضاع نظامی و سیاسی در یمن، بر «ضرورت توقف سریع درگیریها» در این کشور تاکید کردند.
گفتوگوی پوتین و بن سلمان در شرایطی انجام شد که پیشروی حوثیهای یمن در مناطق اطراف تنگه بابالمندب و حملات آنها به عربستان سعودی، به نگرانیها درباره امنیت مسیرهای انتقال انرژی و چشمانداز بازار جهانی نفت دامن زده است.
با مختل شدن دریانوردی در تنگههای هرمز و بابالمندب، دو مسیر اصلی صادرات نفت عربستان سعودی، در پی اقدامات جمهوری اسلامی و حوثیها، ریاض ناچار شده است بخشی از صادرات نفت خود را از مسیر کانال سوئز مصر انجام دهد.
۳۰ شهریور، روزنامه نیویورکتایمز گزارش داد ترامپ تصمیم گرفته است دستکم در مقطع کنونی به کارزار عربستان سعودی علیه حوثیهای یمن نپیوندد.
این روزنامه نوشت در دو هفته گذشته، درخواستهای مکرر ریاض از واشینگتن برای حمله به مواضع حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی، ترامپ را با چالش روبهرو کرده است.
خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام ارشد حکومت ایران گزارش داد هیات جمهوری اسلامی که بهمنظور شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک حضور دارد، برای ازسرگیری دیپلماسی با آمریکا از «اختیار کامل» برخوردار است.
این مقام سهشنبه ۳۱ شهریور به رویترز گفت: «مجمع عمومی سازمان ملل فرصتی طلایی برای آمریکا است تا به مسیر دیپلماسی بازگردد. اگر واشینگتن گامهای ملموسی بردارد، تهران از احیای دیپلماسی استقبال خواهد کرد.»
او افزود جزییات توافق احتمالی برای پایان دادن به درگیریها میان تهران و واشینگتن میتواند از طریق میانجیها در نیویورک مورد بحث قرار گیرد.
به گفته او، پیشنهاد حکومت ایران در این زمینه ۲۵ شهریور از طریق میانجیها به ایالات متحده ارائه شده است.
در گزارش رویترز به نام این مقام ارشد جمهوری اسلامی اشارهای نشده است.
روبیو از آمادگی آمریکا برای گفتوگو با هیات جمهوری اسلامی خبر داد
در روزهای اخیر و همزمان با تشدید تنشها، گمانهزنیها درباره ازسرگیری درگیری میان تهران و واشینگتن و احتمال گسترش جنگ در منطقه افزایش یافته است.
۲۹ شهریور، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در بیانیهای اعلام کرد آمریکا در پی آن است که با همکاری برخی کشورهای منطقه بار دیگر «اقداماتی» را علیه جمهوری اسلامی آغاز کند.
این نهاد نظامی تهدید کرد در صورت «خطای» ایالات متحده، تمامی پایگاهها و منافع این کشور در منطقه «بدون هیچگونه محدودیت و ملاحظهای» هدف قرار خواهند گرفت.
با این حال، به نظر میرسد حضور هیات جمهوری اسلامی در نیویورک، با وجود محدودیتهایی که آمریکا برای آن در نظر گرفته است، میتواند زمینهای برای تماسهای دیپلماتیک و کاهش تنشها فراهم کند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ۳۱ شهریور در مصاحبه با شبکه انبیسی اعلام کرد واشینگتن آماده گفتوگو با مقامهای جمهوری اسلامی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل است، اما در حال حاضر هیچ دیداری برنامهریزی نشده است.
او افزود: «قطعا از چنین دیداری استقبال میکنیم، بهویژه اگر چشماندازی برای رسیدن به نتیجهای مثبت و در نهایت تحقق هدف اصلی این ماجرا داشته باشد.»
روبیو هدف اصلی دولت دونالد ترامپ را جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای عنوان کرد.
بازگشایی تنگه هرمز در ازای کاهش فشار آمریکا
رویترز در ادامه گزارش خود به نقل از این مقام ارشد جمهوری اسلامی نوشت تهران در صورت پیشرفت مذاکرات با واشینگتن، آماده بازگشایی تنگه هرمز است.
این مقام گفت اگر ایالات متحده فشار نظامی خود را کاهش دهد و محاصره بنادر جنوبی ایران را لغو کند، جمهوری اسلامی میتواند ظرف هفت روز تنگه هرمز را بازگشایی کند.
او افزود: «آمریکا باید اعلام کند که خواهان حلوفصل موضوع از طریق دیپلماسی است، این موضع را رسما مطرح کند و سپس درباره جدول زمانی چگونگی پیشبرد این روند به توافق برسد.»
این مقام حکومت ایران در عین حال تاکید کرد مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک با ترامپ دیدار نخواهد کرد.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که آمریکا در هفتههای اخیر کارزار فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را تشدید کرده و در پی محدود کردن شریانهای مالی حکومت ایران بوده است.
محاصره دریایی، جلوگیری از فروش نفت ایران و مسدود کردن مسیرهای جابهجایی درآمدهای نفتی، از جمله محورهای این کارزار است.
وزارت خزانهداری آمریکا از زمان آغاز کارزار «طرد اقتصادی»، چند بسته تحریمی علیه جمهوری اسلامی وضع کرده است.
همزمان با تشدید فشار آمریکا بر صنعت هوانوردی ایران و محدودتر شدن پروازهای بینالمللی، مخاطبان ایراناینترنشنال واکنشهای متفاوتی نشان دادند؛ برخی این فشارها را عامل افزایش فشار بر حکومت دانستند و برخی دیگر نسبت به تاثیر آن بر سفرهای ضروری و واردات دارو و کالا ابراز نگرانی کردند.
ایراناینترنشنال در اینستاگرام از مخاطبان خود پرسید: «باتوجه به اعمال محاصره هوایی، نظر شما درباره توقف پروازهای خارجی چیست؟»
این پرسش همزمان با محدود شدن مسیرهای هوایی ایران و تعلیق پروازهای شماری از شرکتهای بینالمللی کشورهایی مانند ترکیه، گرجستان، عمان و عراق مطرح شد.
گزارشهای اخیر نیز از کاهش شدید گزینههای سفر هوایی به ایران و از ایران حکایت دارند.
حامیان افزایش فشار حداکثری چه میگویند؟
بررسی پاسخهای شهروندان نشان میدهد بخش بزرگی از آنان، توقف پروازهای خارجی را در چارچوب فشار سیاسی بر جمهوری اسلامی تفسیر میکنند.
استدلال و منطق موافقان اعمال چنین فشاری این است که اگر محدودیتها، هزینه سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی را بالا ببرد، حاضرند بخشی از پیامدهای آن را هم تحمل کنند.
در شماری از پاسخها، این امید دیده میشود که محدود شدن پروازها، امکان رفتوآمد مقامها، نزدیکان حکومت یا خروج آنان از کشور را نیز دشوار کند.
شهروندی نوشت: «بالاخره آب به طبقات بالای کشتی هم رسید.»
این تعبیر، با شکلهای مشابه، چندین بار در پاسخها تکرار شده و به این برداشت اشاره دارد که بحران یا محدودیتهایی که پیشتر عمدتا مردم عادی را تحت فشار قرار میداد، اکنون میتواند به طبقات برخوردارتر نیز برسد.
استدلال پرتکرار دیگر این است که سفر هوایی، برای بخش بزرگی از جامعه از قبل هم بهدلیل گرانی از دسترس خارج شده بود و این محدودیتهای تازه، زندگی روزمرهشان را بهطور مستقیم تحت تاثیر قرار نمیدهد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ۳۰ شهریور گفت شرکتهای هواپیمایی جمهوری اسلامی از اول مهر بهطور عملی از فعالیتهای بینالمللی محروم خواهند شد.
او هشدار داد فرودگاهها و شرکتهایی که به شرکتهای هواپیمایی تحریمشده خدمات ارائه کنند، ممکن است خود با تحریمهای آمریکا مواجه شوند.
در مقابل این استدلالها، گروه دیگری از شهروندان نسبت به هزینه انسانی و اقتصادی این محدودیتها هشدار دادند و گفتند موضوع، صرفا در لغو پروازهای مسافری خلاصه نمیشود.
شهروندی در همین زمینه نوشت: «همه به پروازهای مسافرتی فکر میکنند، ولی اصل مشکلی که ایجاد میشود پروازهای ترابری است.»
گروهی دیگر به ورود دارو، مواد اولیه، قطعات و کالاهای حساس از مسیر هوایی اشاره کردند.
نگرانی درباره دارو و بیماران از پررنگترین محورهایی است که در اظهار نظرهای این گروه طرح شده است.
مخاطبی تاکید کرد: «موضوع فقط سفر نیست. خیلی از کالاها از طریق مسیر هوایی به ایران میرسید، مثل دارو. الان قرار است شرایط بیماران چه شود؟»
به گفته این گروه از شهروندان، افزایش هزینه واردات در نهایت میتواند به رشد بیشتر تورم منجر شود. از نگاه آنان، فشار سیاسی بر جمهوری اسلامی ممکن است در عمل به افزایش هزینههای اقتصادی برای مردم بینجامد.
هواپیمایی ماهان ۲۵ شهریور اعلام کرد پروازهای خود به عمان را از ۲۶ شهریور و به ترکیه را از ۳۰ شهریور تا اطلاع ثانوی متوقف میکند. این شرکت تصمیم خود را به اعلام مراجع هوانوردی دو کشور نسبت داد.
این محدودیتها تنها به ترکیه و عمان محدود نیست. دولت گرجستان نیز اعلام کرده است پرواز همه شرکتهای هواپیمایی ایرانی به این کشور از ۳۰ شهریور متوقف میشود.
برخی شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال، درباره افزایش قیمت بلیت، طولانیتر شدن مسیرها به دلیل ضرورت انجام پروازها به شکل غیرمستقیم و دشوار شدن دیدار با خانوادهها اشاره کردند.
شهروندی، این تقابل را چنین خلاصه کرد: «در جنگ و جدال بین حکومت و آمریکا، این مردم هستند که دارند له میشوند.»
اشاره به شلوغی و ازدحام در مرزهای زمینی ایران مانند بازرگان و رازی از دیگر موارد طرح شده در نظرات شهروندان است.
نگرانی عمده این است که اگر سفر و جابهجایی به مسیر زمینی منتقل شود، فشار بر این گذرگاهها هم بیشتر میشود.
سقف راهبرد فشار حداکثری
در میان پیامها، برداشتهای متفاوتی نیز درباره هدف فشارهای تازه دیده میشود.
برخی، محدودیت پروازها را در امتداد افزایش تنش منطقهای یا حتی «علامت جنگ» دیدند و شماری دیگر، آن را فشار برای رسیدن به توافق تلقی کردند.
شماری دیگر نیز گفتند پس از سالها تحریم و بحران اقتصادی، جامعه به مرحلهای از عادت یا «بیحسی اجتماعی» رسیده است.
بررسی نظرات شهروندان نشان میدهد حتی در میان مخالفان حکومت، درباره هزینه انسانی و اجتماعی این فشارها اتفاقنظر وجود ندارد.
به نظر میرسد تا وقتی هزینه نمادین و مربوط به نهادهای حاکمیتی باشد، اجماع برای تحمل آن بسیار بیشتر است، اما با ملموس شدن هزینهها، این اجماع تا حدی شکننده میشود.
خانواده لیندزی و کریگ فورمن، زوج بریتانیایی زندانی در ایران، از اد میلیبند، وزیر خارجه بریتانیا، خواست تا مستقیما در پرونده آنان مداخله کند. خانواده این زوج میگوید وعده برقراری تماسهای منظم پس از پایان اعتصاب غذای آنها عملی نشده و دسترسی کنسولی نیز همچنان محدود است.
لیندزی و کریگ مردادماه پس از ۸۴ و ۹۳ روز اعتصاب غذا، بهدنبال دریافت تضمینهایی از جمله ازسرگیری تماس با خانواده، به اعتصاب خود پایان دادند.
با گذشت بیش از یک ماه، تنها دو تماس کوتاه برقرار شده و تماسهای منظمی که به آنان وعده داده شده بود، از سر گرفته نشده است.
خانواده فورمن در بیانیهای که سهشنبه ۳۱ شهریور منتشر شد، اعلام کرد یک ملاقات کنسولی برای ۱۳ مهر برنامهریزی شده است.
خانواده از تعیین این زمان استقبال کرد، اما گفت تاخیر طولانی در ملاقات با این زوج، بهویژه پس از اعتصاب غذای طولانی آنان، «بهشدت نگرانکننده» است.
بر اساس این بیانیه، کارکنان کنسولی بریتانیا در سال جاری تنها یک بار با لیندزی و کریگ ملاقات کردهاند؛ در حالی که بیش از ۲۰ ماه از بازداشت آنان میگذرد.
خانواده از میلیبند خواست با آنان دیدار کند، راههای دیپلماتیک موجود را دوباره بررسی کند و برای برقراری تماسهای منظم خانوادگی و دسترسی موثر کنسولی، به مقامهای جمهوری اسلامی فشار بیاورد.
جو بنت، فرزند لیندزی، گفت انتظار ندارد دولت بریتانیا بتواند به مقامهای جمهوری اسلامی دستور دهد، اما دولت موظف است از شهروندان خود دفاع کند و در صورت عمل نشدن به وعدهها، پیگیری را ادامه دهد.
او افزود لیندزی و کریگ با امید به بهبود شرایط، اعتصاب غذای خود را متوقف کردند و نباید تاخیر در تماس و ملاقات به وضعیتی عادی تبدیل شود.
لیندزی و کریگ ۱۴ دی ۱۴۰۳، هنگام سفر دور دنیا با موتورسیکلت و در مسیر اصفهان به کرمان بازداشت شدند. هر دوی آنان اتهام جاسوسی را رد کردهاند، اما شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی، هر یک را به ۱۰ سال زندان محکوم کرد.
در تیرماه نیز بدون حضور وکیل، مترجم یا امکان دفاع، دو سال دیگر به حکم کریگ بهدلیل گفتوگو با رسانهها افزوده شد.
درخواست تازه خانواده پس از نخستین حضور عمومی الیستر برت، نماینده ویژه بریتانیا در امور بازداشتهای پیچیده کنسولی، مطرح شده است.
خانواده فورمن از انتصاب او استقبال کرده، اما تاکید دارد محدودیت اختیارات این نماینده، مداخله سیاسی وزیران را ضروری میکند.
این خانواده خواستار دیدار با میلیبند، برقراری منظم تماسها و ملاقاتهای کنسولی و تدوین راهبردی مشخص برای آزادی این زوج شده است.
رزمایش سالانه «هان کوانگ» در تاویوان، تایوان - عکس آرشیو
چین، تایوان را مهمترین و حساسترین مساله خود میداند. موضوعی که از نظر پکن با حاکمیت و تمامیت ارضی این کشور ارتباط دارد و دولتهای خارجی حق دخالت در آن را ندارند. اما چرا تایوان تا این اندازه برای پکن اهمیت دارد؟
انتظار میرود شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، در دیدار این هفته با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در واشینگتن، از او بخواهد فروش تسلیحات آمریکا به تایوان را متوقف کند.
موضع چین درباره تایوان چیست؟
چین میگوید تایوان از دوران باستان بخشی از قلمرو این کشور بوده است.
این جزیره از سال ۱۲۶۴ تا ۱۲۷۴ خورشیدی، در دوران سلسله چینگ، برای مدتی استانی جداگانه بود و پس از جنگ چین و ژاپن، به ژاپن واگذار شد.
در پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۳۲۴، اداره تایوان به دولت جمهوری چین سپرده شد.
پکن مساله تایوان را میراث حلنشده جنگ داخلی چین میداند.
دولت جمهوری چین پس از شکست از کمونیستهای مائو تسهتونگ در سال ۱۳۲۸ به این جزیره گریخت. کمونیستها نیز همان سال جمهوری خلق چین را در سرزمین اصلی بنیان گذاشتند.
از نظر پکن، تایوان یکی از استانهای چین است و حق ندارد خود را کشوری مستقل بداند.
چین هرگز گزینه استفاده از زور برای قرار دادن این جزیره زیر کنترل خود را کنار نگذاشته است؛ هرچند میگوید «اتحاد مجدد مسالمتآمیز» را ترجیح میدهد.
پکن تایوان را «هسته اصلی منافع حیاتی» خود و خط قرمزی عبورناپذیر میخواند و دیدار مقامهای بلندپایه خارجی با مقامهای تایوان را دخالت در امور داخلی چین میداند.
پکن به روابط آمریکا با تایوان چگونه واکنش نشان داده است؟
چین پس از سفر نانسی پلوسی، رییس وقت مجلس نمایندگان آمریکا، به تایپه در سال ۱۴۰۱، رزمایش نظامی گستردهای در اطراف تایوان برگزار کرد.
پکن از آن زمان تاکنون نیز در واکنش به تماسها و دیدارهای مقامهای آمریکایی با تایوان، چندین دور رزمایش در نزدیکی این جزیره انجام داده است.
آخرین رزمایش گسترده چین در اطراف تایوان اوایل دی ۱۴۰۴ برگزار شد.
دولت ترامپ چند روز پیش از آن، فروش بستهای تسلیحاتی به ارزش بیش از ۱۱ میلیارد دلار به تایوان را تصویب کرده بود؛ بزرگترین بسته تسلیحاتی آمریکا برای این جزیره.
تایوان دارای حکومتی دموکراتیک است که ادعای حاکمیت پکن بر این جزیره را قاطعانه رد میکند.
تایپه میگوید تایوان هماکنون کشوری مستقل با نام رسمی «جمهوری چین» است و حق دارد با دیگر کشورهای جهان ارتباط برقرار کند و رهبران خود را برگزیند.
دولت تایوان تاکید دارد جمهوری خلق چین حتی یک روز نیز بر این جزیره حکومت نکرده و در نتیجه، حق ندارد خود را نماینده تایوان بداند یا ادعای حاکمیت بر آن داشته باشد.
لای چینگته، رییسجمهوری تایوان، بارها به چین پیشنهاد مذاکره داده است، اما پکن این پیشنهادها را رد کرده است.
هیچیک از دولتهای چین و تایوان دیگری را بهطور رسمی به رسمیت نمیشناسد.
چین از لای با عنوان «رییسجمهوری» یاد نمیکند و او را «جداییطلب» میخواند.
لای گفته است تایوان در حال حاضر کشوری مستقل است و به همین دلیل نیازی به اعلام رسمی و جداگانه استقلال ندارد.
آمریکا در دی ۱۳۵۷ روابط رسمی خود را با تایپه قطع کرد و جمهوری خلق چین را به رسمیت شناخت. با این حال، واشینگتن بر اساس قانون روابط تایوان مصوب ۱۳۵۸ موظف است ابزارهای لازم را برای دفاع از این جزیره در اختیار آن قرار دهد.
آمریکا در چارچوب سیاست «چین واحد» رسما درباره حاکمیت تایوان موضعی نمیگیرد.
وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۴۰۱ متن مربوط به «شش تضمین» را نیز به اسناد سیاست این کشور درباره تایوان افزود. این تضمینهای امنیتی در سال ۱۳۶۱، در دوران ریاستجمهوری رونالد ریگان، به تایوان داده شده بودند و اسناد مربوط به آنها در سال ۱۳۹۹ از طبقهبندی محرمانه خارج شدند.
بر اساس این تضمینها، آمریکا تاریخی برای پایان دادن به فروش تسلیحات به تایوان تعیین نکرده، با مشورت قبلی با پکن درباره چنین فروشهایی موافقت نکرده و تعهدی نیز برای بازنگری در قانون روابط تایوان نداده است.
چین بارها از آمریکا خواسته است فروش سلاح به تایوان را متوقف کند.
آمریکا در تایپه نمایندگی بزرگی با نام «موسسه آمریکایی در تایوان» دارد که عملا نقش سفارت این کشور را ایفا میکند.
واشینگتن و تایپه همچنین روابط نزدیک اقتصادی و امنیتی دارند و آمریکا مهمترین تامینکننده تجهیزات دفاعی تایوان است.
روسای جمهوری تایوان تنها در قالب «توقف بینراهی» و هنگام سفر به کشورهای همپیمان خود در آمریکای لاتین و حوزه کارائیب وارد آمریکا میشوند، اما معمولا از این فرصت برای دیدار با قانونگذاران حامی تایوان استفاده میکنند.
روسای جمهوری آمریکا و تایوان مستقیما با یکدیگر گفتوگو نمیکنند. ترامپ اردیبهشت ۱۴۰۵ گفت با لای تماس خواهد گرفت، اما چنین تماسی تاکنون برقرار نشده است.
ترامپ در آذر ۱۳۹۵ و پیش از آغاز نخستین دوره ریاستجمهوری خود، تماسی ۱۰ دقیقهای با تسای اینگون، رییسجمهوری وقت تایوان، داشت. چین در آن زمان واکنشی نسبتا ملایم نشان داد، اعتراض دیپلماتیک کرد و تایوان را به انجام «اقدامی حقیرانه» متهم کرد.