شبیری زنجانی، از مراجع تقلید شیعه درگذشت

سید موسی شبیری زنجانی، از مراجع تقلید شیعه، یکشنبه ۲۹ شهریور در قم درگذشت. پیشتر خبرگزاریهای داخلی گزارش داده بودند او از روز جمعه به دلیل خونریزی معده و عارضه ریوی در بیمارستان بستری بود.

سید موسی شبیری زنجانی، از مراجع تقلید شیعه، یکشنبه ۲۹ شهریور در قم درگذشت. پیشتر خبرگزاریهای داخلی گزارش داده بودند او از روز جمعه به دلیل خونریزی معده و عارضه ریوی در بیمارستان بستری بود.
شبیری زنجانی متولد ۱۱ اسفند ۱۳۰۶ بود و در سال ۱۳۷۳، پس از درگذشت محمدعلی اراکی، از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به عنوان یکی از هفت مرجع تقلید مورد تایید حکومت معرفی شد.






با ادامه بحران معیشتی در ایران، گروههایی از بازنشستگان و جوانان جویای کار در چند شهر در اعتراض به بیکاری و مشکلات معیشتی، درمانی و بیمهای راهپیمایی کردند. همزمان تعداد امضاکنندگان کارزار افزایش حقوق کارگران به حدود ۱۵ هزار نفر رسید.
بازنشستگان تامین اجتماعی یکشنبه ۲۹ شهریور در شهرهایی از جمله اهواز، تهران، رشت، شوش و کرمانشاه تجمع کردند.
ایلنا گزارش داد بازنشستگان با تجمع مقابل ساختمانهای تامین اجتماعی به حقوقهای زیر خط فقر، افزایش هزینههای زندگی، پایین بودن مستمریها، هزینههای درمان و تاخیر طولانی در پرداخت معوقهها معترض بودند.
در تهران، بازنشستگان شعارهایی از جمله «وعده وعید کافیه، سفره ما خالیه»، «از جنگ بیزاریم، معیشت هم نداریم» و «فریاد، فریاد، از این همه بیداد» سر دادند.
بازنشستگان تامین اجتماعی طی سالهای گذشته بهطور مداوم در شهرهای مختلف ایران در اعتراض به بیتوجهی به مطالبات معیشتی، درمانی و قانونی خود تجمع و راهپیمایی کردهاند.
راهپیمایی بازنشستگان فولاد در اصفهان
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد گروهی از بازنشستگان صنعت فولاد در اصفهان یکشنبه ۲۹ شهریور در اعتراض به وضعیت معیشتی و مطالبات خود تجمع کردند.
آنها از دروازه دولت به سمت استانداری اصفهان راهپیمایی کردند و شعار «کشور پر درآمد، چه بر سر تو آمد» سر دادند.
ایلنا گزارش داد وضعیت بیمه تکمیلی دانا، اجرا نشدن مفاد صورتجلسه ۲۷ آذر ۱۴۰۴ و متناسبسازی حقوق از محورهای اعتراض بود.
معترضان خواستار رساندن حقوق بازنشستگان به ۹۰ درصدِ حقوق شاغلان همرده شدند و از مشکلات پوشش درمانی و پرداخت هزینههای پزشکی خبر دادند.
اعتراض جوانان جویای کار در خوزستان
جوانان روستاهای موران و عُمِیشیه بزرگ در خوزستان یکشنبه بار دیگر مقابل شرکت کشت و صنعت نیشکر دعبل خزاعی تجمع کردند و خواستار استخدام نیروهای بومی شدند.
یکی از معترضان به ایلنا گفت حدود دو هفته پیش مدارک نزدیک به ۲۰۰ جوان جویای کار برای پیگیری استخدام تحویل داده شد، اما با وجود جذب نیروهای جدید در شرکت، پاسخی به آنان داده نشده است.
او افزود نیروهای انتظامی در محل حاضر شدند و با معترضان «برخورد قهری» کردند.
سازمان حقوق بشر کارون نیز گزارش داد نیروهای امنیتی و انتظامی برای متفرق کردن تجمعکنندگان به آنان یورش بردند و تیراندازی کردند.
این سازمان همچنین از تجمع جداگانه جوانان جویای کار منطقه صلاحالدین در میانرود دزفول مقابل شرکت کشت و صنعت بهشتی خبر داد.
بر اساس این گزارش، معترضان به استخدام نشدن نیروهای بومی و بهکارگیری نیروهای غیربومی اعتراض کردند و خواستار برخورداری از فرصتهای شغلی شدند.
در همین حال، جمعی از کارگران با راهاندازی کارزاری خواستار افزایش حقوق در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ شدهاند.
امضاکنندگان با اشاره به افزایش تورم، هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید، خواستار بازنگری در دستمزدها متناسب با شرایط اقتصادی شدهاند. این کارزار تاکنون حدود ۱۵ هزار امضا جمعآوری کرده است.
با پایه مزد ماهانه ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان در سال جاری و نرخ حدود ۲۳۰ هزار تومانی دلار در روز یکشنبه، حداقل دستمزد کارگران در ایران اکنون معادل حدود ۷۲ دلار در ماه است.
افزایش هزینههای زندگی و افت ارزش ریالی دستمزدها، قدرت خرید کارگران و بازنشستگان را کاهش داده و شکاف میان درآمد و هزینههای روزمره را عمیقتر کرده است؛ وضعیتی که به افزایش نارضایتیها و اعتراضهای معیشتی و تشدید درخواستها برای افزایش دستمزدها منجر شده است.
گروههای سیاسی که روزی جنبش «زن، زندگی، آزادی» را نارسا میخواندند، امروز با ارائه تفسیری همسو با ایدههای سیاسی خود، آن را تجسم خواسته خود میدانند. این وارونگی رویکرد تصادفی نیست. ریشهاش را باید در خود جنبش جست.
«زن، زندگی، آزادی» از ابتدا برنامه، سازمان یا نماینده واحدی نداشت، و دقیقا به همین دلیل، از همان نخستین روز، در معرض تفسیرهای رقیب قرار داشت.
این فقدانها، در روزهای نخست اعتراضات ۱۴۰۱، نه ضعف، که موتور بسیج بودند. مطالبههای سیاسی، فمینیستی، هویتی و طبقاتی، بدون آنکه نخ تسبیح ایدئولوژیک واحدی داشته باشند، کنار هم حرکت کردند؛ همین گشودگی بود که به خواستههای ناهمجنس اجازه داد، بدون پذیرش رهبری واحد، وارد خیابان شوند.
این وضعیت در نگاه اول «تکثر» به نظر میرسید، اما جای خود را به بیشکلی داد. تکثر زمانی به قدرت سازمانی بدل میشود که بتواند به تصمیم و نهاد ترجمه شود.
در «زن، زندگی، آزادی» چنین جهشی رخ نداد؛ تکثر خام ماند و با خاموش شدن خیابان، به بیشکلی فرسایشدهندهای بدل شد که هیچ ساختاری برای دفاع از خود نداشت. نیروهای سیاسی نیز، اگرچه در حرف از این تکثر تمجید میکردند، در عمل فقط بخشی از آن را میپذیرفتند که با آن موافق بودند.
اما بعد از افول خیابان، جریانهای سیاسی متفاوت، به رقابت بر سر تصاحب این جنبش مشغول شدند.
جنبشی بدون بستار سیاسی
از منظر سیاست نهادی، جنبش دستاورد چندانی نداشت. جمهوری اسلامی را سرنگون نکرد، تشکیلات خودش را نساخت و حتی اختلاف میان نیروهای اپوزیسیون خارج کشور را تشدید کرد.
حکومت، از راه سرکوب و بازداشت، اقتدار خود را حفظ کرد و کشتار دیماه ۱۴۰۴ نشان داد که این دستگاه سرکوب، فروکش نکرده، بلکه عمیقتر شده است.
اما جنبش «زن زندگی آزادی»، از راه امتناع گسترده زنان از حجاب اجباری، سبکهای زندگی متفاوت را ملموس کرد. حضور عمومی زنان بدون حجاب، قانون را ملغی نکرد، اما رابطه میان قانون و اجرای حکومتی را بر هم زد.
اثرهای فرهنگی هم گسترده بودند؛ بر موسیقی و سینما، گفتار عمومی، حافظه جمعی. بنابراین میتوان گفت برآیند این جنبش متناقض بود: جنبش در تصرف قدرت ناکام ماند اما مرزهای اطاعت اجتماعی را جابهجا کرد.
دلیل این تناقض را میتوان در محوریت شعار «زن، زندگی، آزادی» جست.
این شعار مثل یک دال تهی عمل کرد. ظرفی که هر جریان مضمون خودش را در آن میریخت؛ برای فمینیستها خودمختاری بدن زنان، برای پادشاهیخواهان امکانی برای تغییر قدرت، برای چپگرایان پیوند استثمار طبقاتی و سلطه قومی.
همین خالی بودن معنا بود که اجازه داد همه صداهای گوناگون زیر یک نام بایستند. اما یک دال تهی، برای آنکه به قدرت سیاسی پایدار بدل شود، باید در جایی به ترجمه نهادی و تصمیم سیاسی برسد. به سازمانی که بتواند از جانب آن سخن بگوید.
این جهش هرگز رخ نداد و تلاشهایی که انجام شد بینتیجه ماند. به همین سبب، گشودگی جنبش که بسیج اجتماعی را ممکن کرده بود، بعد از افول خیابان، به میدان جنگ معنا میان گروههای سیاسی بدل شد که اختلافات در میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی را عمیقتر کرد.
از اختلافنظر تا تصاحب
اختلافنظرهای سیاسی پس از جنبش صرفا بر سر تاکتیک نبود، بر سر ماهیت خود اعتراضات بود. سوژه جنبش چه کسی بود، با چه سلطهای مخالفت میکرد، چرا ناکام ماند، آینده چگونه باید ساخته شود و ….
اینها سوالاتی با پاسخهای مبهم یا متفاوت برای هر گروه سیاسی بود. فمینیستها بر بدن زنان، خوانش قومی بر تبار و خاستگاه کُردی شعار، جمهوریخواهان بر نفی همزمان جمهوری اسلامی و حکومت موروثی، چپ رادیکال بر روابط طبقاتی، و پادشاهیخواهان بر شورش ملی تاکید داشتند.
این تفسیرها در فاز فعال جنبش کنار هم میماندند، چون هنوز افقی برای کنش مشترک باز بود. با سرکوب و بسته شدن این افق، پرسش عوض شد. دیگر مساله این نبود که کنش بعدی چگونه باید بهتر انجام شود، بلکه این بود که چه کسی حق نمایندگی جنبش را دارد.
به این معنا، وقتی راه کنش مشترک بسته شد، تنها میدانی که برای گروههای مختلف باقیماند، جنگ بر سر معنای این جنبش بود.
این موضوع صرفا یک خطای راهبردی نبود، برای جریانهای سیاسی بازنویسی و باز اندیشی تاریخی، ابزار قدرت است. در غیاب خیابان، تنها ارزی که در بازار اپوزیسیون خارج از کشور معامله میشود، روایت است و هرکس سهم بیشتری از روایت داشته باشد، یا روایتش دست بالا را بسازد، سهم بیشتری از مشروعیت فردا را هم خواهد داشت.
جریان چپ در طول خیزش «زن زندگی آزادی» از آن حمایت میکرد، اما طیفی از آنها آن را در عین حال به دلیل نبود اعتصاب کارگری ناکافی میدانستند و حتی گروههای رادیکالی نیز در این میان بودند که شعار جنبش را بورژوایی میخواندند.
چهار سال بعد، همین طیفها بیآنکه از نقد دیروزشان بگویند، جنبش ۱۴۰۱ را بزرگترین دستاورد جامعه مدنی خواندند.
پادشاهیخواهان مسیر متفاوتی رفتند. آنها از همان ابتدا از جنبش حمایت کردند، اما شعار موازی «مرد، میهن، آبادی» را هم خیلی زود به آن افزودند. شعاری که محل اختلاف با فمینیستها شد.
پادشاهیخواهان امروز میگویند دستاورد اصلی «زن، زندگی، آزادی» هموار کردن راه برای خیزش دیماه بوده و بدینترتیب جنبش پیشین را مرحله نخست فرآیندی میداند که لحظه تکاملش دیماه است.
نتیجه این است که دو جریان، از دو مسیر متضاد، به یک نقطه رسیدهاند. هر دو مدعی انحصاری تعلق و مالکیت همان سرمایه نمادین هستند. ادعایی که آنها را رو در روی هم قرار داده و این در حالی است که جنبشِ ۱۴۰۱ از رویکرد هر دو، گستردهتر بود.
منازعه بر سر آینده
اعتراضات دیماه نبرد میان جریانها را وارد مرحله تازهای کرد. این اعتراضات، اگرچه از دل نارضایتی اقتصادی برآمد، اما درون همان میدانی قدم گذاشت که خیزش پیشین ساخته بود؛ با این تفاوت بزرگ که اینبار یک چهره مشخص در مرکز توجه قرار گرفت.
همین تفاوت، پرسش رهبری را دوباره به مساله اصلی بدل کرد.
دقیقا در همینجاست که بحث بر سر علت ناکامی «زن، زندگی، آزادی» به یک نبرد سیاسی زنده تبدیل میشود. پاسخ به این پرسش که «چرا ۱۴۰۱ به نتیجه نرسید؟»، راهنمای برنامه امروز هر دو جریان است:
جریان پادشاهیخواهی تمام علت شکست را در «نبود رهبری واحد و تمرکز سیاسی» میبیند تا از این طریق، ضرورت گردهمآمدن حول یک چهره مشخص را تنها راه گذار عنوان کند.
در مقابل، جریان چپ و بعضا جمهوریخوهان، علت ناکامی را نه در فقدان رهبری، بلکه در «عدم پیوند مطالبات با معیشت فرودستان»، «نیامدن طبقه کارگر به میدان اعتصابات سراسری» و «نبود تشکلها و شوراهای افقی مستقل» میبینند؛ و بدین ترتیب، برنامه خود را بر ساختن تشکیلات طبقاتی و سازماندهی از پایین استوار میکنند.
به همین دلیل، نزاع بر سر چرایی ناکامی دیروز، بحثی تاریخی درباره گذشته نیست. این از هم اینک، بخشی از نبرد جانشینی و تعیین الگوی حکمرانی برای فرداست.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اعلام کرد مرکز آموزش زبان فرانسه (CLF)، وابسته به سفارت فرانسه در تهران، با دستور دادستانی پلمب شده است.
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه، یکشنبه ۲۹ شهریور با اعلام این خبر نوشت این مرکز سالها «تحت پوشش» آموزش زبان خارجی فعالیت میکرد و با وجود اخطارهای متعدد «نهادهای قانونی» برای دریافت مجوز، از انجام این کار خودداری کرده بود.
این خبرگزاری مرکز آموزش زبان فرانسه را به استفاده از آموزش زبان برای اجرای «پروژههای ضد فرهنگ ایرانی-اسلامی» و اقداماتی «بر خلاف امنیت ملی» متهم کرد و نوشت این مرکز اقدام به «شناسایی، شبکهسازی و تسهیل خروج نخبگان از کشور» میکرد.
همزمان، یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال در تهران در پیامی خبر داد مرکز آموزش زبان فرانسه در خیابان ابیورد، بنبست کیمیا، هدف یورش نیروهای لباسشخصی قرار گرفته است.
به گفته این مخاطب، کارکنان و معلمان این مرکز مورد آزار قرار گرفتند و کلاسهای آن تعطیل شد.
پلمب این مرکز چهار روز پس از اظهارات ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، در چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی صورت گرفت.
بارو چهارشنبه ۲۵ شهریور در شبکه اجتماعی ایکس نوشت مرگ امینی فریاد «زن، زندگی، آزادی» را در ایران و جهان طنینانداز کرد و «سرکوب خونین حکومت ایران» نمیتواند آن را خاموش کند.
او تاکید کرد فرانسه مهسا امینی را فراموش نمیکند و در کنار زنان و مردان ایرانی «خواهان عدالت و کرامت» میایستد. بارو افزود ایرانیان باید بتوانند آزادانه درباره آینده خود تصمیم بگیرند و حقوق بنیادین آنها باید رعایت شود.
رسانه قوه قضاییه بدون ارائه جزییات بیشتر درباره این اتهامها و مصادیق آنها، مرکز آموزش زبان فرانسه را «غیرقانونی» معرفی کرد و نوشت فعالیت آن در ادامه «فعالیتها و اقدامات غیرقانونی و خارج از عرف دیپلماتیک فرانسه» صورت گرفته است.
میزان در پایان نوشت احترام به قوانین و مقررات کشور میزبان و اجرای آنها از سوی سفارتهای خارجی، در عرف بینالمللی الزامی است.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در سالهای گذشته نیز با مراکز آموزش زبان و موسسات اعزام دانشجو به خارج از کشور برخورد کرده بود.
۲۹ مهر ۱۴۰۳، ولیالله مهبودی، معاون حقوق عامه دادستان تهران، از برنامه دادستانی برای شناسایی و پلمب مراکز «غیرمجاز» اعزام دانشجو به خارج از کشور و مسدود کردن وبسایتهای آنها خبر داد.
مهبودی گفت فهرست این موسسات تهیه و در اختیار فراجا قرار گرفته و فعالیت آنها در فضای مجازی نیز «رصد و شناسایی» خواهد شد.
پیش از آن، ۳۰ مرداد ۱۴۰۳، موسسه آموزش زبان آلمانی «گوته» در تهران با حضور ماموران انتظامی و لباسشخصی پلمب شد. شاهدان عینی گفتند ماموران هنگام پلمب این مرکز خطاب به زبانآموزان فریاد میزدند: «کجا میخواهید بروید؟»
قوه قضاییه پس از پلمب گوته، این مرکز وابسته به آلمان را به «نقض قوانین کشور» و ارتکاب «اعمال غیرقانونی متعدد و تخلفات گسترده مالی» متهم کرد.
همزمان با افزایش نگرانیها درباره شیوع گسترده بیماریهای تنفسی در آستانه فصل پاییز، یک نماینده مجلس اعلام کرد واکسن آنفلوآنزا هنوز وارد کشور نشده است. یک مقام وزارت بهداشت نیز درباره احتمال آغاز موج تازهای از ابتلا به این بیماری هشدار داد.
محمد جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، یکشنبه ۲۹ شهریور در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا به افزایش موارد ابتلا به کرونا و آنفلوآنزا در هفتههای اخیر اشاره کرد و گفت واکسن آنفلوآنزا هنوز وارد کشور نشده است.
او با بیان اینکه تزریق واکسن تنها در بازه زمانی محدودی «ارزش علمی» دارد، افزود: «واقعا اگر از مهرماه بگذرد، زدن واکسن ارزشی ندارد و امیدوارم در این یک ماه بتوانیم واکسن را وارد و تزریق کنیم.»
جمالیان هشدار داد ابتلا به آنفلوآنزا ممکن است برای گروههای پرخطر به عوارض شدید یا حتی مرگ منجر شود.
او افزود بر اساس برخی گزارشها، افراد سودجو اقلامی را به نام واکسن آنفلوآنزا با قیمتهای گزاف به مردم میفروشند که ممکن است حاوی داروهایی مانند کورتون باشند.
این نماینده مجلس از مردم خواست اصول مراقبت فردی را رعایت کنند، ماسک بزنند و از حضور در مکانهای شلوغ، سربسته و فاقد تهویه مناسب بپرهیزند.
در روزهای اخیر، بحران واکسن آنفلوآنزا و افزایش هزینههای پیشگیری، نگرانی شهروندان و فعالان حوزه سلامت را برانگیخته است.
پزشکان هشدار میدهند سال گذشته موج گستردهای از بیماریهای تنفسی در کشور شکل گرفت و با توجه به وارد نشدن واکسن، احتمال وخامت اوضاع در سال جاری وجود دارد.
۲۸ شهریور، محمد هاشمی، سخنگوی سازمان غذا و دارو، شرکتهای اروپایی تامینکننده واکسن آنفلوآنزا را به «بدعهدی» متهم کرد و گفت واکسن اروپایی این بیماری در سال جاری به ایران نخواهد رسید.
او افزود: «شرکتهای اروپایی که قرار بود همکاری کنند، یکباره پشت ما را خالی کردند.»
به گفته هاشمی، سازمان غذا و دارو پس از آن به سراغ واکسنهای ساخت چین و روسیه رفت و قرار است حدود یک میلیون دوز از این واکسنها در روزهای پایانی شهریور وارد کشور شود.
سخنگوی سازمان غذا و دارو وعده داد واکسن آنفلوآنزا از مهرماه در داروخانهها عرضه شود و در دسترس عموم قرار گیرد.
مقام وزارت بهداشت: در انتظار موج آنفلوآنزا هستیم
قباد مرادی، رییس مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت، ۲۹ شهریور در نشستی خبری در آستانه بازگشایی مدارس اعلام کرد انتظار میرود موجی از ابتلا به آنفلوآنزا در کشور شکل بگیرد.
او با اشاره به تغییر مداوم سویههای آنفلوآنزا و کرونا گفت جهش ویروس آنفلوآنزا در سال گذشته سبب شد شمار بیشتری از کودکان به این بیماری مبتلا شوند.
بر اساس اعلام وزارت بهداشت، در هفته گذشته ۱۷ درصد از کل عفونتهای تنفسی شناساییشده مربوط به کووید-۱۹ بوده است.
مرادی افزود با بازگشایی مدارس، رعایت نکردن اصول پیشگیری میتواند سرعت انتشار بیماری را افزایش دهد.
او همچنین مصرف بیرویه و خودسرانه آنتیبیوتیک در کشور را نادرست دانست و هشدار داد اگر روند کنونی ادامه یابد، ممکن است در آینده حتی برای درمان سادهترین عفونتها نیز داروی موثری وجود نداشته باشد.
این مقام وزارت بهداشت از خانوادهها خواست کودکان دارای علائم عفونتهای تنفسی را تا زمان بهبودی به مدرسه نفرستند.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشوند که روزنامه جهان صنعت ۲۹ شهریور گزارش داد جهش نرخ تورم برخی خانوادهها را در تامین غذای کودکان دانشآموز خود با مشکل روبهرو کرده است؛ وضعیتی که میتواند به سوءتغذیه، تضعیف سیستم ایمنی و افت توان یادگیری آنان منجر شود.
با وجود تشدید بحران اقتصادی و ناتوانی حکومت در تامین نیازهای اساسی مردم، از جمله دارو، جمهوری اسلامی همچنان بر سیاست خارجی تنشآفرین خود، بهویژه رویارویی با آمریکا، تاکید دارد.
۱۲ شهریور، پایگاه خبری رویداد۲۴ به نقل از هادی احمدی، سخنگوی انجمن داروسازان ایران، وضعیت دارو در کشور را نگرانکننده خواند و گزارش داد حدود ۸۰۰ قلم دارو در فهرست کمبود قرار دارند که «دهها قلم داروی حیاتی» نیز در میان آنهاست.
گرانی شدید مواد غذایی و افت قدرت خرید خانوارها، تغذیه کودکان و دانشآموزان را با تهدیدی جدی روبهرو کرده است؛ وضعیتی که به گفته کارشناسان میتواند علاوه بر اختلال در رشد و تضعیف سیستم ایمنی، تمرکز و توان یادگیری آنان را نیز کاهش دهد.
روزنامه جهان صنعت یکشنبه ۲۹ شهریور نوشت: «زنگ تفریح برای همه دانشآموزان کشور یکسان نواخته نمیشود. یکی ظرف پر از آجیل و مغزیجات را از کیفش بیرون میآورد، دیگری به چند لقمه نان و پنیر بسنده میکند و آن یکی ناچار است صرفا بهخاطر گرانی و تورم، با حسرت به خوراکیهای رنگارنگ بقیه بچهها نگاه کند... این گزارهها نه یک داستان تراژیک و بغضآلود که واقعیت تلخ امروز جامعه است.»
همزمان، وزارت آموزشوپرورش اعلام کرده است در صورت کمبود شیر مدارس یا ناتوانی در تامین آن، نان غنیشده را جایگزین شیر خواهد کرد.
طرح توزیع شیر رایگان در مدارس سالهاست با چالشهای گوناگون دستوپنجه نرم میکند و معمولا مدت کوتاهی پس از آغاز، بهدلیل مشکلات مالی و اختلاف با شرکتهای تامینکننده متوقف میشود.
در ماههای اخیر، ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه، تشدید تحریمها و افت چشمگیر ارزش پول ملی، بحران اقتصادی ایران را عمیقتر کرده است.
افزایش شدید تورم و کاهش قدرت خرید فشار بیسابقهای بر معیشت مردم وارد آورده و تامین کالاهای اساسی را برای بخش گستردهای از جامعه دشوار کرده است.
گرسنگی پنهان در میان کودکان
شهاب اولیایی، متخصص تغذیه و رژیمدرمانی، در مصاحبه با جهان صنعت گفت افزایش قیمت مواد غذایی بدون رشد متناسب درآمد خانوارها سبب شده است گوشت، مرغ، ماهی، میوه و لبنیات از سفره خانوادههای کمدرآمد حذف شوند.
او افزود این خانوادهها برای رفع گرسنگی بیشتر به «غذاهای شکمپرکن» روی میآورند، اما چنین غذاهایی لزوما ویتامینها و مواد معدنی مورد نیاز بدن را تامین نمیکنند.
پیامد این وضعیت، پدیدهای موسوم به «گرسنگی سلولی» یا «فقر پنهان غذایی» است؛ یعنی فرد احساس سیری میکند، اما سلولهای بدن او همچنان با کمبود مواد مغذی روبهرو هستند.
اولیایی هشدار داد این مشکل برای کودکان که در سن رشد قرار دارند، خطرناکتر است، زیرا کمبود ریزمغذیها میتواند سیستم ایمنی آنان را تضعیف کند، احتمال ابتلا به بیماریها را افزایش دهد و رشد جسمیشان را به تاخیر بیندازد.
گرسنگی و سوءتغذیه همچنین تمرکز کودکان را کاهش میدهد و در میانمدت و بلندمدت بر یادگیری و عملکرد تحصیلی آنان اثر منفی میگذارد.
پیشتر شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال هشدار دادند در پی تداوم بحران اقتصادی، رژیم غذایی ایرانیان به سطح «بقا» تنزل یافته است.
تغذیه مناسب دانشآموزان چیست؟
اولیایی تاکید کرد صبحانه باید بخش ثابت برنامه غذایی دانشآموزان باشد و بهتر است غلات و یک منبع پروتئینی مانند شیر، تخممرغ یا پنیر در آن گنجانده شود.
میوه، گردو، بادام، پسته، کشمش و دیگر خشکبار نیز میتوانند بهعنوان میانوعده جای خوراکیهای کمارزش را بگیرند.
این متخصص تغذیه مصرف روزانه یک تا دو عدد تخممرغ و دستکم یک لیوان شیر یا معادل آن از ماست و دیگر فرآوردههای لبنی را توصیه کرد و گفت میوه، سبزیجات و منابع پروتئینی مانند گوشت، مرغ و ماهی هم باید تا حد امکان در برنامه غذایی کودکان قرار گیرند.
جهان صنعت در ادامه گزارش خود گسترش توزیع شیر، صبحانه و میانوعده رایگان در مناطق محروم را ضروری دانست.
اولیایی در همین رابطه هشدار داد: «در شرایطی که تورم افزایش پیدا کرده و قدرت خرید مردم بهشدت کاهش یافته و بسیاری از مواد غذایی از سبد روزانه خانوار حذف شدهاند، سلامت کودکان بیش از گذشته در معرض خطر قرار دارد.»
وزارت آموزشوپرورش در حالی از اجرای طرح شیر مدارس ناتوان مانده که علی احسان ظفری، مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای لبنی، ۱۵مرداد در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا اعلام کرد بخش قابل توجهی از شیر تولیدی کشور صادر میشود؛ وضعیتی که او آن را «صادرات سفره مردم» توصیف کرد.
بر اساس این گزارش، شیر و دیگر محصولات لبنی در یخچال فروشگاهها بهوفور یافت میشود، اما تقاضای کافی برای خرید آنها وجود ندارد؛ موضوعی که نه از افزایش تولید، بلکه از کاهش قدرت خرید مردم و گرانی لبنیات ناشی میشود.
پیامدهای سوءتغذیه
اولیایی در ادامه سخنان خود گفت برخی پیامدهای اولیه سوءتغذیه مانند کاهش وزن، تحلیل عضلات، افت تمرکز و ضعف یادگیری، در صورت درمان بهموقع «برگشتپذیر» هستند، اما بیماریهای عفونی، مشکلات بینایی، شبکوری، توقف رشد، ریزش مو و اختلال عملکرد مغز ممکن است آثار ماندگاری داشته باشند.
او افزود تداوم طولانیمدت سوءتغذیه میتواند به کوتاهقدی و پوکی استخوان زودرس منجر شود؛ عوارضی که گاه دیگر قابل جبران نیستند و حتی ممکن است سلامت نسلهای آینده را نیز تحت تاثیر قرار دهند.
پیشتر در مهر ۱۴۰۴، پایگاه خبری رویداد۲۴ گزارش داد با تشدید بحران اقتصادی و افت شدید قدرت خرید مردم، شمار فزایندهای از شهروندان ایرانی توان تامین مواد غذایی ضروری را از دست دادهاند و سوءتغذیه اکنون به عامل حدود ۳۵ درصد از مرگومیرها در کشور تبدیل شده است.