بازنشستگان، کارگران و کارکنان معترض در شهرهای مختلف ایران تجمع، راهپیمایی و اعتصاب کردند
همزمان با تشدید بحران معیشتی در ایران، گروهی از بازنشستگان در چند شهر کشور، کارکنان شرکتهای برق منطقهای در چند استان، کارکنان غسالخانه «بهشت زهرا» در تهران، رانندگان معدن طزره در دامغان و کارگران شرکت صدرا در بوشهر دست به تجمع، راهپیمایی و اعتصاب زدند.
این اعتراضها یکشنبه ۳۱ خرداد برگزار شد و بازنشستگان در شهرهایی از جمله اراک، اهواز، تهران، رشت، شوش و مشهد تجمع و در برخی شهرها راهپیمایی کردند.
در سوی دیگر، اعتراض کارکنان شرکتهای برق منطقهای نیز از تهران به شرکتهای برق منطقهای غرب (کرمانشاه)، فارس، باختر، سیستانوبلوچستان و اصفهان گسترش یافت.
همزمان با این اعتراضها، مسعود پزشکیان گفت نگرانی اصلی او این است که دولت نتواند رضایت مردم را جلب کند و نارضایتیها به اعتراضهای خیابانی منجر شود.
پزشکیان گفت: «از آنچه میترسم این است که نتوانیم به مردم به درستی خدمت بدهیم، ناراضی شوند و به خیابان بیایند و اعتراض کنند. آن وقت ابهت ما فرو میریزد.»
اعتراض بازنشستگان به گرانی، بحران درمان و ادغام صندوقها
بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای مختلف با انتقاد از افزایش ناچیز مستمریها، گرانی کالاهای اساسی، هزینههای سنگین درمان و کاهش قدرت خرید، خواستار اجرای کامل مواد ۹۶، ۱۱۱، ۵۴ و ۸۹ قانون تامین اجتماعی، پرداخت بدهیهای دولت به سازمان تامین اجتماعی و بهبود وضعیت معیشتی خود شدند.
بازنشستگان همچنین نسبت به طرح ادغام سازمان تامین اجتماعی با سایر صندوقها اعتراض کردند و آن را اقدامی مغایر با منافع بیمهشدگان دانستند.
بازنشستگان شوش علاوه بر مطالبات عمومی مانند بهبود معیشت، اجرای قوانین و رفع مشکلات درمانی، خواستار بازگشت امتیاز لغوشده بیمارستان ملکی تامین اجتماعی و ارتقای درمانگاه این شهر به پلیکلینیک شدند.
در شوش، بازنشستگان شعارهایی از جمله «فقط کف خیابون به دست میاد حقمون»، «نه جنگ میخواهیم نه کشتار، رفاه میخواهیم ماندگاری»، «یخچال بازنشسته خالیتر از گذشته»، «حقوق ما ریالی، بهای برق دلاری»، «بازنشسته داد بزن، حقتو فریاد بزن» و «حقوق نصف و نیمه، سکوت کنی همینه» سر دادند.
در تهران نیز معترضان با شعارهایی از جمله «نان گران، دارو گران، دولت شده دشمن جان»، «از غارت بیمهها، درمان شده درد ما»، «بنیادهای بیخاصیت حق ماها رو خوردن»، «کنترل تورم حق مسلم ماست»، «کار خصوصیسازان، غارت خاک ایران»، «بدهیهای دولت به سازمان پرداخت باید گردد» و «لبنان را رها کن، فکری به حال ما کن» اعتراض خود را بیان کردند.
بازنشستگان تامین اجتماعی طی سالهای گذشته بهطور مداوم در شهرهای مختلف ایران در اعتراض به بیتوجهی به مطالبات معیشتی، درمانی و قانونی خود تجمع و راهپیمایی کردهاند.
گسترش اعتراض کارکنان برق منطقهای به تبعیض مزدی
کانال پژواک کار ایران گزارش داد اعتراض کارکنان شرکتهای برق منطقهای که از تهران آغاز شده بود، طی روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد به چند شرکت دیگر از جمله برق منطقهای غرب در کرمانشاه، فارس، باختر، سیستانوبلوچستان و اصفهان گسترش یافت.
این اعتراضها در واکنش به تبعیض در حقوق و مزایا، پایین بودن سطح دستمزدها، بیتوجهی به مطالبات کارکنان و شرایط ناعادلانه استخدامی برگزار شد.
کارکنان معترض با اشاره به شکاف دریافتی خود با کارکنان دیگر صنایع، خواستار تبدیل وضعیت قراردادها و رفع تبعیض در نظام پرداخت شدند.
آنها تاکید کردند که با وجود نقش حیاتی در پایداری شبکه برق، پایین بودن حقوق و مزایا به افزایش نارضایتی و خروج نیروهای متخصص از این صنعت منجر شده است.
اعتراض به حذف مزایا، معوقات مزدی و ناامنی شغلی
خبرگزاری ایلنا گزارش داد کارکنان غسالخانه بهشت زهرا در تهران در اعتراض به حذف مزایای مزدی، مقابل ساختمان مدیریت این مجموعه تجمع کردند.
این کارکنان میگویند طی هفتههای گذشته مزایایی مانند اضافهکاری، اضافهپرداخت روزهای تعطیل، مرخصیها و سایر مزایا که تا چهار میلیون تومان از دریافتی آنها را شامل میشد، حذف شده است.
آنها خواستار شفافسازی درباره حذف مزایا، بازنگری در وضعیت نیروهای پیمانکاری و لحاظ شدن سختی کار در نظام پرداخت شدند.
همزمان، خبرگزاری ایلنا گزارش داد حدود ۳۵ راننده کامیون حمل زغالسنگ معدن طزره از صبح ۳۰ خرداد در اعتراض به پرداخت نشدن دستمزدهای خود از اسفندماه سال گذشته دست از کار کشیدند.
کارگران میگویند بحران مالی شرکت، تاخیر در پرداخت مطالبات مزدی و بیمهای و کمبود مواد مورد نیاز استخراج، امنیت شغلی حدود دو هزار و ۵۰۰ کارگر این مجموعه را تهدید کرده است.
در بوشهر نیز خبرگزاری ایلنا گزارش داد حدود ۵۰ نفر از کارگران شرکت سکوسازی ایران صدرا پس از پایان قراردادهای کاری خود اجازه ورود به محل کارشان را پیدا نکردند.
کارگران میگویند بسیاری از نیروهای تعدیلشده بین ۱۰ تا ۲۰ سال سابقه کار دارند و از پرداخت نشدن بخشی از دستمزدها، نامشخص بودن وضعیت بیمه بیکاری و تاخیر در پرداخت حق بیمه خبر دادهاند.
همچنین ایلنا گزارش داد حدود ۴۰ کارگر شرکت پوشش لوله بندر ماهشهر با وجود مصوبات بازگشت به کار، پس از نزدیک به سه ماه همچنان از بازگشت به محل کار خود محروم ماندهاند.
تداوم این اعتراضها، در شرایطی که فضای سیاسی کشور زیر تاثیر پیامدهای جنگ و مذاکرات قرار دارد، نشان میدهد ناتوانی جمهوری اسلامی در پاسخگویی به بحران معیشتی و مطالبات مزدی و شغلی، همچنان یکی از عوامل اصلی نارضایتی بازنشستگان، کارگران و کارکنان در ایران است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.