• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

تورم بی‌پایان؛ چگونه فروپاشی اقتصادی کرامت انسانی را در ایران نشانه رفته است؟

مهدی سپهوند

ایران‌اینترنشنال

۱۶ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)

این روزها ویدیوهای ارسالی از سوی شهروندان از سراسر ایران، صحنه تلخ و تکان‌دهنده‌ای را به تصویر می‌کشند: یخچال‌هایی کاملا خالی که تنها یک پارچ آب یا تکه‌ای نان در آن‌ها دیده می‌شود. این تصاویر اغلب به عنوان گواهی بر بحران معیشت و تهدید بقای فیزیکی مردم منتشر می‌شوند.

اما اگر با دقتی عمیق‌تر به این ویدیوها بنگریم، حقیقتی به مراتب دردناک‌تر نمایان می‌شود؛ این تنها داستان کمبود کالری و کمبود غذا نیست، بلکه روایت فروپاشی تدریجی و سیستماتیک کرامت انسانی یک ملت است.

برای درک اینکه چرا یک یخچال خالی، مفاهیمی فراتر از گرسنگی ساده را در بر دارد، می‌توان به پژوهش بنیادین و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۹، نوشته آبهیجیت بنرجی (Abhijit Banerjee) و استر دوفلو (Esther Duflo) نگاه کرد که در کتاب معروفشان با نام «اقتصاد فقیر» (Poor Economics) منتشر شده است.

بنرجی و دوفلو سال‌ها به مطالعه وضعیت خانوارهایی پرداختند که در فقر مطلق زندگی می‌کردند؛ از جمله در مناطقی مانند اودایپور در هند.

این خانواده‌ها با درآمدی کمتر از یک دلار در روز زندگی می‌کردند و برای تامین تغذیه پایه خود با مشکلات اساسی روبه‌رو بودند.

مدل‌های سنتی اقتصاد پیش‌بینی می‌کردند افرادی که در آستانه قحطی و گرسنگی هستند، تمام درآمدهای اندک خود را صرف خرید ارزان‌ترین و پرکالری‌ترین مواد غذایی (مانند برنج، گندم یا عدس) می‌کنند تا صرفا زنده بمانند.

اما این دو پژوهشگر به کشف غیرمنتظره و شگفت‌انگیزی دست یافتند: ترجیح کیفیت و لذت بر صرف کالری: این خانواده‌ها حتی زمانی که کالری کافی برای خوردن نداشتند، حدود هفت درصد از بودجه غذایی خود را صرف خرید قند، چای، تنباکو و همچنین مشارکت در جشن‌ها و آیین‌های محلی می‌کردند.

نقش «کالاهای حفظ کرامت» (Dignity Goods): زمانی که درآمد این خانواده‌ها کمی افزایش می‌یافت، آن‌ها صرفا غلات بیشتری نمی‌خریدند؛ بلکه غذای خوش‌طعم‌تر، یک استکان چای شیرین برای صبح یا امکانی کوچک برای پذیرایی از یک مهمان تهیه می‌کردند.

بنرجی و دوفلو دریافتند که انسان‌ها ماشین‌های بیولوژیکی نیستند که تنها به دنبال محاسبه سوخت و کالری بدن باشند. لذت‌های کوچک - مانند یک استکان چای شیرین، شیرینی مختصری برای مهمان، یا یک وعده غذای سنتی در روزهای عید - «کالاهای حفظ کرامت» هستند.

این خریدهای به‌ظاهر غیرضروری، آرامش روانی ایجاد می‌کنند، پیوندهای اجتماعی را زنده نگه می‌دارند و احساس «انسان بودن» و حفظ حرمت نفس را در سخت‌ترین شرایط محیطی ممکن می‌سازند.

انسان‌ها حتی تحت شدیدترین فشارها نیز سعی می‌کنند با حفظ این رفتارهای کوچک، کرامت خود را پاس بدارند.

بحران ایران: زمانی که کالاهای حفظ کرامت نابود می‌شوند

آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد، یک معکوس‌سازی دردناک از این پدیده اقتصادی-اجتماعی است.

با سقوط بی‌سابقه ارزش ریال و رسیدن دلار به ارقام سرسام‌آور، از جمله عبور از مرز دو میلیون و ۲۰۰ هزار ریال، قدرت خرید خانواده‌های ایرانی به‌شدت کاهش یافته است.

تورم موجود دیگر تنها کالاهای غیرضروری را هدف نگرفته، بلکه سفره و غذاهای پایه مردم را نشانه رفته است.

در فرهنگ ایرانی - فارغ از طبقه اجتماعی - مهمان‌نوازی، دورهمی‌های خانوادگی و سنت نوشیدن چای، همواره از ارکان اصلی زندگی فردی و اجتماعی بوده‌اند.

یک استکان چای که جلوی مهمان گذاشته می‌شود، یک جعبه شیرینی کوچک برای دید و بازدید، یا میوه‌ای ساده در سفره شب‌های عید، ابزارهایی غیرقابل معامله برای حفظ احترام و کرامت خانوادگی بوده‌اند.

امروز، همان‌طور که در ویدیوهای شهروندان دیده می‌شود، فروپاشی پول ملی، میلیون‌ها خانواده ایرانی را از مرزی که بنرجی و دوفلو در هند مشاهده کرده بودند، پایین‌تر برده است:

۱. از بین رفتن حاشیه امنیت روانی: میلیون‌ها خانواده ایرانی دیگر حتی توان مالی برای انتخاب بین «کالری پایه» و «کالاهای حفظ کرامت» را ندارند. جهش قیمت گوشت، مرغ، لبنیات و برنج، خانواده‌ها را مجبور کرده تا چای، قند، میوه و تنقلات را به‌طور کامل حذف کنند تا فقط بتوانند اجاره‌خانه را بدهند یا نان خالی تهیه کنند.

۲. انزوای اجباری اجتماعی: وقتی خانواده‌ای توان ارائه یک استکان چای یا یک پذیرایی ساده را از دست می‌دهد، رفت‌وآمدهای خانوادگی و رفتن به خانه دوستان قطع می‌شود. فروپاشی اقتصادی، پیوندهای عاطفی و اجتماعی جامعه را از هم می‌گسلد و افراد را در انزوای کامل فرو می‌برد.

۳. گذار از «خرید برای کرامت» به «تنازع برای بقا»: وقتی فقر به نقطه‌ای می‌رسد که حتی هزینه‌های کوچک برای حفظ کرامت نیز محو می‌شوند، ضربه روانی دیگر فقط «استرس مالی» نیست، بلکه یک «تحقیر وجودی و عمیق» است. یخچال خالی در برابر دوربین، تصویر خانواده‌ای است که حتی ابزارهای پایه برای زندگی انسانی و اجتماعی از او سلب شده است.

هزینه واقعی فروپاشی ارزش پول ملی

سقوط ارزش پول ملی تا سطحی که با ده‌ها میلیون ریال هم توان خرید حداقل‌های زندگی وجود ندارد، یک مساله صرفا عددی و آماری نیست. این فاجعه را نمی‌توان تنها در نرخ تورم یا شاخص‌های خط فقر خلاصه کرد.

هزینه واقعی این بحران، کیفی و انسانی است. فقر، کالری را می‌گیرد؛ اما تورم افسارگسیخته، عزت‌نفس و کرامت انسانی را به سرقت می‌برد.

فاجعه‌ای که در ویدیوهای شهروندان دیده می‌شود فقط این نیست که مردم گرسنه‌اند؛ بلکه این است که سوءمدیریت اقتصادی، شهروندان را از ساده‌ترین رفتارهایی که احساس انسان بودن و هویت اجتماعی به آن‌ها می‌دهد، محروم کرده است.

وقتی شهروندان ایرانی یخچال‌های خالی خود را در برابر دوربین باز می‌کنند، نتیجه نهایی یک ابربحران اقتصادی را به جهان نشان می‌دهند: نقطه‌ای که در آن، حتی همان «دلخوشی‌ها و خریدهای کوچک برای حفظ کرامت» - یعنی همان چای شیرینی که اقتصاددانان برجسته جهان در فقیرترین نقاط زمین ثبت کرده بودند - در ایران به تاریخ پیوسته است.

Banner

پربازدیدترین‌ها

دو آپارتمان لوکس مرتبط با مجتبی خامنه‌ای در لندن به فروش گذاشته شدند
۱

دو آپارتمان لوکس مرتبط با مجتبی خامنه‌ای در لندن به فروش گذاشته شدند

۲

یگان محرمانه ارتش اسرائیل هواپیماهای نظامی را در تاریکی به خاک دشمن می‌رساند

۳

دانیال کریمی، پدر دادخواه و آیدا حیدری، نامزد یک معترض جان‌باخته، به زندگی خود پایان دادند

۴

دانیال کریمی پدر جاوید‌نام امیرمحمد کریمی درگذشت

۵

حملات متقابل آمریکا و جمهوری اسلامی نبرد بر سر تنگه هرمز را تشدید کرد

انتخاب سردبیر

  • تغییر نوع سرقت در ایران؛ از گوشت‌قاپی تا سرقت مسلحانه برنج

    تغییر نوع سرقت در ایران؛ از گوشت‌قاپی تا سرقت مسلحانه برنج

  • راهبرد اروپا در قبال ایران؛ «راه سوم»  جای خود را به همسویی با واشینگتن می‌دهد
    تحلیل

    راهبرد اروپا در قبال ایران؛ «راه سوم» جای خود را به همسویی با واشینگتن می‌دهد

  • تصاویر ماهواره‌ای از خلوت شدن بنادر اصلی ایران در پی محاصره آمریکا حکایت دارند
    اختصاصی

    تصاویر ماهواره‌ای از خلوت شدن بنادر اصلی ایران در پی محاصره آمریکا حکایت دارند

  • ایران؛ جایی که تخم‌مرغ سرمایه مطمئن‌تری از پول نقد است

    ایران؛ جایی که تخم‌مرغ سرمایه مطمئن‌تری از پول نقد است

  • عملیات محرمانه آمریکا برای مین‌روبی تنگه هرمز چگونه انجام شد؟

    عملیات محرمانه آمریکا برای مین‌روبی تنگه هرمز چگونه انجام شد؟

  • خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه

    خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه

  • افزایش لحظه‌ای قیمت‌ها، امکان برنامه‌ریزی برای فردا را از مردم گرفته است

    افزایش لحظه‌ای قیمت‌ها، امکان برنامه‌ریزی برای فردا را از مردم گرفته است

  • ایران؛ جایی که تخم‌مرغ سرمایه مطمئن‌تری از پول نقد است

    ایران؛ جایی که تخم‌مرغ سرمایه مطمئن‌تری از پول نقد است

  • کودکان و نوجوانان مناطق مرزی ایران زیر فشار فقر به کولبری روی آورده‌اند

    کودکان و نوجوانان مناطق مرزی ایران زیر فشار فقر به کولبری روی آورده‌اند

•
•
•

مطالب بیشتر

تغییر نوع سرقت در ایران؛ از گوشت‌قاپی تا سرقت مسلحانه برنج

۱۶ شهریور ۱۴۰۵، ۲۰:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
سامان رحمتیان
100%

گوشت را از دست خریدار می‌قاپند و برنج و روغن را با اسلحه از مغازه می‌برند. در ایرانِ امروز، جهش قیمت مواد غذایی فقط خرید آنها را دشوار نکرده، بلکه پای آنها را بیشتر از قبل به پرونده‌های سرقت باز کرده است.

یک قصاب در کرج با ارسال پیامی به ایران‌اینترنشنال گفت بعضی مشتریان گوشت را در کیسه مشکی می‌گذارند تا جلب توجه نکند.

او از زن مسنی گفت که پس از خرید گوشت، یک موتورسوار کیسه را از دستش قاپید. زن به زمین افتاد و آسیب دید.

آمار مشخصی از سرقت مواد غذایی منتشر نمی‌شود، اما مرور اخبار رسانه‌ها در ایران از ابتدای سال ۱۴۰۵ نشان می‌دهد سرقت اقلام خوراکی در میان دیگر انواع سرقت پررنگ‌تر شده است.

وقتی سرقت از چند قلم خوراکی شروع می‌شود

خبرگزاری دولتی ایرنا روایت زنی را منتشر کرده که دو بسته خامه را زیر چادرش پنهان کرده بود. وقتی مامور حراست از او خواست وسایلش را نشان دهد، زن از گرسنگی فرزندانش گفت. همسر او نیز کارگری روزمزد معرفی شده که به نوشته این خبرگزاری، از ماجرا خبر نداشته است.

ایرنا در بررسی پرونده‌های مشابه نوشت شماری از متهمان، از جمله زنان خانه‌دار، سابقه کیفری ندارند و برای نخستین بار با اتهام سرقت روبه‌رو می‌شوند.

به نوشته خبرگزاری دولت، پنیر، ماست، خامه و روغن، از جمله کالاهایی هستند که این روزها بیشتر به سرقت می‌روند.

جهان صنعت نیز از سرقت اقلامی مانند پنیر، کره و گوشت از فروشگاه‌ها گزارش داد.

  • ایران؛ جایی که تخم‌مرغ سرمایه مطمئن‌تری از پول نقد است

    ایران؛ جایی که تخم‌مرغ سرمایه مطمئن‌تری از پول نقد است

غذایی که هر روز گران‌تر می‌شود

بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران، تورم نقطه به نقطه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها در مرداد ۱۴۰۵ به ۱۲۷.۵ درصد رسیده است؛ یعنی متوسط قیمت این گروه نسبت به ماه مشابه سال قبل بیش از دو برابر شده است.

در همین آمار، قیمت برخی اقلام حتی افزایش بیشتری داشتند: روغن نباتی جامد بیش از ۳۸۳ درصد، تخم‌مرغ نزدیک به ۲۹۴ درصد، مرغ حدود ۱۷۷ درصد و گوشت قرمز ۱۴۸ درصد گران‌تر شده‌اند.

فاصله میان قیمت غذا و دستمزد را می‌توان در یک قلم مشخص دید:

رسانه‌ها در ایران مرداد ماه امسال قیمت هر کیلو فیله گوساله را حدود چهار میلیون و ۲۷۰ هزار تومان گزارش کرده‌اند؛ یعنی با حداقل دستمزد روزانه حدود ۵۵۴ هزار تومان، یک کارگر باید حدود هفت روز و نیم کار کند تا بتواند یک کیلو از این گوشت بخرد.

  • افزایش لحظه‌ای قیمت‌ها، امکان برنامه‌ریزی برای فردا را از مردم گرفته است

    افزایش لحظه‌ای قیمت‌ها، امکان برنامه‌ریزی برای فردا را از مردم گرفته است

وقتی باندهای سرقت سراغ مواد غذایی می‌روند

مواد غذایی فقط در پرونده‌های سرقت خرد دیده نمی‌شوند. گزارش‌های پلیس نشان می‌دهند باندهای حرفه‌ای نیز برنج و دیگر اقلام خوراکی را در کنار کالاهای گران‌قیمت هدف قرار داده‌اند.

در شرق تهران، اعضای یک باند که به گفته پلیس به بیش از ۱۰ فقره سرقت از خانه‌ها اعتراف کردند، در کنار طلا، دلار و سکه، برنج نیز می‌دزدیدند.

سرقت‌های بزرگ‌تر و سازمان‌یافته‌تری هم در حوزه مواد خوراکی ثبت شده است.

پلیس در یک پرونده از سرقت حدود یک‌ونیم تن برنج و مواد غذایی از انباری در تهران و در پرونده‌ای دیگر از سرقت حدود ۱۵ تن برنج از یک انبار خصوصی در شهرستان ری خبر داد.

  • افزایش دزدی مواد غذایی در  ایران به دلیل گرانی‌ها و گرسنگی

    افزایش دزدی مواد غذایی در ایران به دلیل گرانی‌ها و گرسنگی

وقتی سرقت مواد غذایی مسلحانه می‌شود

غذادزدی در ایران به سرقت‌های خرد یا باندهای سازمان‌یافته محدود نمی‌شود. در مواردی، برنج و روغن حتی در جریان سرقت‌های مسلحانه ربوده شده‌اند. شکلی از سرقت که بیشتر با بانک، طلافروشی یا خودرو شناخته می‌شود.

رسانه‌های محلی از دو حمله مسلحانه به مغازه‌ها در ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان گزارش دادند که در یکی از آنها مهاجمان شش کیسه برنج، حدود ۱۲ بطری روغن، کنسرو و حبوبات را بردند و در حمله‌ای دیگر، سارقان پس از تیراندازی، برنج و روغن یک مغازه را سرقت کردند.

آماری که وجود ندارد

پلیس و دستگاه قضایی آمار دقیقی از سرقت‌ها منتشر نمی‌کنند و برای همین هم نمی‌شود سهم سرقت مواد غذایی را با عدد مشخص کرد.

با این حال، خبرها و پرونده‌های منتشرشده نشان می‌دهند این نوع سرقت، از دزدی‌های خرد تا سرقت‌های سازمان‌یافته و مسلحانه، بیشتر از قبل به چشم می‌خورد.

این سرقت‌ها علت واحدی ندارند، اما یک تغییر را نشان می‌دهند: مواد غذایی، در کنار یک نیاز روزمره، به کالایی با ارزش بیشتر برای سرقت تبدیل شده‌اند.

در ایران امروز همان غذایی که خریدنش دشوارتر شده، حالا از دست خریدار قاپیده می‌شود، از انبار به سرقت می‌رود و در مواردی با اسلحه از مغازه برده می‌شود.

کارکنان نفت، بازنشستگان مخابرات و جویندگان کار در چند شهر ایران تجمع اعتراضی برگزار کردند

۱۶ شهریور ۱۴۰۵، ۲۰:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

با ادامه اعتراض‌ها و ناتوانی جمهوری اسلامی در پاسخگویی به مطالبات مردم، کارکنان رسمی شرکت نفت و گاز پارس در عسلویه و کنگان، بازنشستگان مخابرات در چند استان و جوانان جویای کار روستاهای موران و عمیشیه در اهواز، در اعتراض به بی‌پاسخ ماندن خواسته‌هایشان تجمع کردند.

کانال تلگرامی «افکار نفت»، پایگاه اطلاع‌رسانی مطالبات کارکنان رسمی صنعت نفت ایران، دوشنبه ۱۶ شهریور از برگزاری تجمع‌های اعتراضی کارکنان در سکوهای دریایی شرکت نفت و گاز پارس و عسلویه خبر داد.

بر اساس این گزارش، کارکنان رسمی در این تجمع‌های اعتراضی که دوشنبه هر هفته برگزار می‌شود، خواستار حذف سقف حقوق، اصلاح کف حقوق و پرداخت «بک‌پی ماده ۱۰» شدند.

«بک‌پی ماده ۱۰» به معنای پرداخت معوقات و مطالبات مالی انباشته‌شده کارکنان صنعت نفت بر اساس اجرای ماده ۱۰ قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت است.

100%

وب‌سایت حقوق بشری هرانا نیز گزارش داد شماری از کارکنان شرکت نفت و گاز پارس در بخش‌های مختلف و سکوهای دریایی این شرکت در منطقه پارس جنوبی، عسلویه و کنگان، تجمع کردند.

این کارکنان خواستار حذف سقف حقوق و پرداخت کامل دستمزد، اصلاح کف حقوق، جلوگیری از ادغام صندوق بازنشستگی نفت با سایر صندوق‌های بازنشستگی، حذف کامل سقف بازنشستگی و پرداخت کامل سنوات و همچنین تفکیک نشدن مشاغل به تخصصی و پشتیبانی شدند.

کارکنان رسمی نفت در سال‌های گذشته بارها برای تحقق مطالبات خود تجمع کرده‌اند. مقام‌های وزارت نفت نیز وعده داده‌اند که این مطالبات تحقق خواهند یافت، اما این وعده‌ها تاکنون اجرایی نشده‌اند.

100%

تجمع بازنشستگان مخابرات در چند استان

خبرگزاری ایلنا ۱۶ شهریور گزارش داد بازنشستگان مخابرات در چند استان، از جمله اصفهان و کرمانشاه، تجمع کردند و خواستار اجرای مطالبات قانونی و بهبود وضعیت معیشتی و درمانی خود شدند.

شورای بازنشستگان ایران نیز از برگزاری تجمع‌های اعتراضی بازنشستگان مخابرات در کرمانشاه، کردستان، ایلام و اصفهان خبر داد.

بازنشستگان در کردستان شعارهای «وزیر بی‌لیاقت/ خجالت، خجالت» و «مدیران دروغگو/ خجالت، خجالت» سر دادند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نیز نشان می‌دهد بازنشستگان مخابرات در کرمانشاه در اعتراض به وضعیت معیشتی خود تجمع کردند و شعار «بنیاد تعاون سپاه مخابرات رو برده/ حق ماها رو خورده» سر دادند.

کانال «پژواک کار ایران» هم از تجمع بازنشستگان مخابرات در مشهد، کرمانشاه، بیجار و ایلام خبر داد.

بازنشستگان خواستار پرداخت مطالبات معوق، اجرای متناسب‌سازی مرحله سوم و برخورداری از بیمه تکمیلی مناسب شدند.

بازنشستگان مخابرات همچنین به عملکرد شرکت مخابرات ایران و سهامداران عمده آن، از جمله ستاد اجرایی فرمان امام و شرکت وابسته به بنیاد تعاون سپاه، اعتراض دارند.

کارکنان و بازنشستگان مخابرات در سال‌های اخیر بیش از ۱۰۰ بار در نقاط مختلف ایران تجمع کرده‌اند و خواستار رسیدگی به مطالباتشان شده‌اند.

تجمع جوانان جویای کار در اهواز

ایلنا ۱۶ شهریور گزارش داد جوانان جویای کار روستاهای موران و عمیشیه بیش از یک هفته است مقابل مجتمع نیشکر دعبل خزاعی در اهواز تجمع می‌کنند و خواستار استخدام در این مجموعه هستند.

به گفته معترضان، مجتمع نیشکر دعبل خزاعی در زمین‌های روستاهای آنها ساخته شده و با وجود وعده‌های مدیریت برای به‌کارگیری نیروهای بومی، این وعده‌ها عملی نشده است.

برخی از این جوانان مدرک دانشگاهی دارند و می‌گویند با وجود واگذاری زمین‌هایشان به مجتمع کشت و صنعت، همچنان بیکار مانده‌اند.

ایران‌اینترنشنال ۱۵ شهریور گزارش داد این جوانان برای دهمین روز متوالی در اعتراض به رعایت نشدن اولویت استخدام نیروهای بومی تجمع کرده‌اند.

نهم شهریور نیز ماموران امنیتی جمهوری اسلامی به سوی جوانان جویای کار معترض به روند استخدام در پالایشگاه لیشتر گچساران و شرکت نیشکر دعبل خزاعی در اهواز تیراندازی کردند.

معترضان به تبعیض و نحوه استخدام نیروها اعتراض دارند.

ادامه اعتراض‌های صنفی در شهرهای دیگر

ایلنا ۱۵ شهریور نیز از تجمع کارگران کارخانه «پویا نخ» در ایلام، بازنشستگان تامین اجتماعی در شوش، رشت و اهواز و شماری از معلمان رسمی در تهران خبر داد.

کارگران «پویا نخ» مقابل استانداری ایلام به ادامه تعطیلی کارخانه و بلاتکلیفی شغلی خود اعتراض کردند.

به گفته کارگران، این کارخانه از ابتدای ۱۴۰۴ تعطیل شده و حدود ۱۸۰ کارگر آن تعدیل شده‌اند.

بازنشستگان تامین اجتماعی نیز در اعتراض به پایین بودن مستمری‌ها، مشکلات درمانی و پرداخت نشدن مطالبات خود تجمع کردند.

  • جمهوری اسلامی و هراس از خیابان؛ چرا فشار بر تشکل‌های مستقل کارگری تشدید شده است؟

    جمهوری اسلامی و هراس از خیابان؛ چرا فشار بر تشکل‌های مستقل کارگری تشدید شده است؟

هم‌زمان معلمان رسمی مقابل سازمان برنامه و بودجه در تهران خواستار افزایش حقوق، اجرای کامل قانون رتبه‌بندی و پرداخت معوقات شدند.

تداوم این اعتراض‌ها هم‌زمان با افزایش نرخ ارز، تورم و گرانی و ادامه پیامدهای جنگ و مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا رخ می‌دهد.

بحران معیشتی، کاهش قدرت خرید و مشکلات مزدی و شغلی همچنان از مهم‌ترین زمینه‌های نارضایتی بازنشستگان، کارگران و کارمندان در ایران است.

قصاص علی میررضایی؛ مسئولیت حکومت چیست؟

۱۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۹:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیکی محجوب
100%

برگزاری مراسم هفتم علی میررضایی، خواننده مازندرانی، که پس از محکومیت در یک پرونده قتل، هفته گذشته اعدام شد، دوباره بحثی قدیمی اما مهم را به میان آورده است: وقتی فردی مرتکب خطایی سنگین می‌شود، جامعه چگونه باید با او مواجه شود و در عین حال، با مجازات مرگ چه نسبتی باید داشته باشد؟

حضور گسترده مردم در مراسم هفتم میررضایی، طبیعی است که بخشی از جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. محبوبیت یک خواننده، خاطراتی که از او در ذهن مردم باقی مانده و پیوندی که با مخاطبانش داشته، می‌تواند سوگ او را به یک اتفاق اجتماعی تبدیل کند. اما این محبوبیت نباید به پاک شدن بخش دیگری از واقعیت منجر شود: اگر در جریان یک نزاع، انسانی جان خود را از دست داده و فرد دیگری مسئول آن شناخته شده است، نمی‌توان به‌دلیل هنرمند بودن یا محبوبیت متهم، قربانی و خانواده او را از روایت حذف کرد.

با این حال، پذیرفتن مسئولیت یک قتل به معنای پذیرفتن اعدام نیست. این دو موضوع در بحث عمومی درباره چنین پرونده‌هایی اغلب چنان در هم آمیخته می‌شوند که یکی جای دیگری را می‌گیرد، در حالی که می‌توان همزمان بر مسئولیت فرد در برابر جرم تاکید کرد و با گرفتن جان او به عنوان مجازات مخالفت داشت.

اینجاست که نقش جمهوری اسلامی از خود پرونده مهم‌تر می‌شود.

100%
  • اختصاصی ایران اینترنشنال: افشای دستور قوه‌قضاییه برای اجرای فوری احکام اعدام و قطع عضو

    اختصاصی ایران اینترنشنال: افشای دستور قوه‌قضاییه برای اجرای فوری احکام اعدام و قطع عضو

در نظام قضایی جمهوری اسلامی، قصاص و اعدام صرفا یک واکنش فردی به قتل نیست، بلکه بخشی از ساختار رسمی مجازات است. ساختاری که در آن، خانواده مقتول در موقعیتی قرار می‌گیرد که می‌تواند درباره ادامه یافتن یا متوقف شدن چرخه‌ای که با مرگ عزیزش آغاز شده، تصمیم بگیرد.

این سازوکار، یک پرسش اساسی ایجاد می‌کند: چرا خانواده‌ای که خود قربانی یک جنایت شده، باید تا این اندازه در موقعیت تصمیم‌گیری درباره جان انسانی دیگر قرار بگیرد؟

خانواده مقتول، فرزند یا عزیزش را از دست داده است. در چنین شرایطی، انتظار خویشتن‌داری و بخشش از کسی که در سوگ است، خود می‌تواند فشار سنگینی باشد.

در سوی دیگر نیز خانواده متهم قرار دارد که ممکن است با اعدام او، عزیزی را از دست بدهد؛ بدون آن که خود مرتکب جرمی شده باشد.

نتیجه، الزاما عدالت به معنای کاهش رنج نیست و ممکن است فقط یک فقدان به فقدانی دیگر متصل شود.

حکومت، مسئول طراحی نظام کیفری

در این میان، جمهوری اسلامی نباید بتواند نقش خود را صرفا به اجرا‌کننده یک حکم تقلیل دهد.

حکومت مسئول طراحی نظام کیفری است و مسئولیت آن فقط بعد از وقوع جرم آغاز نمی‌شود. پیشگیری از خشونت، آموزش، کاهش درگیری‌های مرگبار و ایجاد سازوکارهای موثر برای کنترل خشونت نیز بخشی از مسئولیت حکومت است.

  • ایران؛ جایی که تخم‌مرغ سرمایه مطمئن‌تری از پول نقد است

    ایران؛ جایی که تخم‌مرغ سرمایه مطمئن‌تری از پول نقد است

این موضوع در جامعه‌ای که فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی گسترده‌ای بر مردم وارد می‌کند، اهمیت بیشتری دارد. نزاعی که با خشم آغاز می‌شود، ممکن است در چند ثانیه با استفاده از چاقو یا قمه به مرگ ختم شود.

بنابراین پیشگیری از چنین اتفاقی نمی‌تواند به چند توصیه پراکنده محدود باشد.

آموزش کنترل خشم، حل تعارض، ترک موقعیت‌های پرتنش و آگاهی دادن درباره پیامد استفاده از سلاح سرد، باید بخشی از سیاست جدی پیشگیری از خشونت باشد.

در چنین شرایطی، اعدام نمی‌تواند جای پیشگیری را بگیرد.

گرفتن جان فردی که مرتکب قتل شده، نه قربانی را بازمی‌گرداند، نه خانواده او را از سوگ خارج می‌کند و نه تضمینی برای جلوگیری از نزاع بعدی است.

مشکل دیگر اینجاست که شدت واکنش جامعه به اعدام گاهی باعث می‌شود اصل جرم به حاشیه برود.

وقتی یک چهره محبوب اعدام می‌شود، طبیعی است که افکار عمومی درباره بی‌رحمی مجازات، وضعیت خانواده او و سرنوشتش صحبت کند. اما نباید در این میان انسانی که در ابتدای این زنجیره جان خود را از دست داده، فراموش شود.

این ملاحظه درباره میررضایی نیز اهمیت دارد.

مراسم هفتم او می‌توانست محل سوگواری برای یک هنرمند باشد، اما نباید به محلی برای حذف قربانی پرونده از حافظه عمومی تبدیل می‌شد.

محبوبیت، مسئولیت انسان را از میان نمی‌برد.

در عین حال، مخالفت با اعدام نیز نباید به دفاع از قتل تعبیر شود.

مساله دقیقا در همین تفکیک است: فرد می‌تواند مسئول یک قتل باشد و در عین حال، جامعه با اعدام او مخالف باشد.

چشم در برابر چشم؟

مجازات یک جرم، ضرورتا مساوی با تکرار همان خشونت از سوی حکومت نیست.

اگر هدف، ساختن جامعه‌ای کم‌خشونت‌تر است، باید پرسید کدام سیاست احتمال تکرار چنین فاجعه‌ای را کمتر می‌کند: آموزش و پیشگیری و مجازات کیفری، یا افزودن یک مرگ دیگر به زنجیره؟

این پرسش، جمهوری اسلامی را در برابر مسئولیتی قرار می‌دهد که نمی‌توان آن را به تصمیم خانواده مقتول واگذار کرد.

قصاص نباید ابزاری باشد برای اینکه حکومت خود را از مسئولیت اخلاقی و اجتماعیِ گرفتن جان یک انسان کنار بکشد. اینکه خانواده مقتول بخشیده یا نبخشیده، نمی‌تواند بحث درباره مسئولیت حکومت را تمام کند. قانون را حکومت نوشته، سازوکار قضایی را حکومت ساخته و حکم را دستگاه قضایی حکومت صادر و اجرا کرده است.

بنابراین، در مراسم هفتم میررضایی، هم می‌شد به قربانی پرونده و خانواده او ادای احترام کرد، هم درباره خطای سنگینی که به آن مرگ منجر شده صریح بود، و هم اعدام را به‌عنوان سیاست جمهوری اسلامی مورد پرسش قرار داد.

این سه موضع نه تنها با یکدیگر تناقضی ندارند، بلکه برای فهم کامل ماجرا ضروری‌اند، چرا که مساله فقط مرگ یک خواننده نیست؛ مساله جامعه‌ای است که یک نزاع می‌تواند در آن به قتل ختم شود و نظام قضایی به جای شکستن این چرخه، مرگ دیگری را به آن اضافه کند.

مسئولیت جمهوری اسلامی در چنین پرونده‌هایی فقط اجرای حکم پس از وقوع جنایت نیست. پرسش بزرگ‌تر این است که برای جلوگیری از جنایت بعدی چه کرده است؟

اگر پاسخ به خشونت، فقط خشونت دیگری باشد، جامعه چیزی درباره علت آغاز این چرخه نیاموخته است.

و این شاید مهم‌ترین چیزی باشد که باید از هفتم میررضایی به یاد سپرد: نه محبوبیت یک فرد می‌تواند خطای او را پاک کند، نه وقوع یک قتل می‌تواند اعدام را از نقد مصون کند، و نه جمهوری اسلامی می‌تواند با قرار دادن دو خانواده داغدار در برابر یکدیگر، مسئولیت خود را در قبال این چرخه، کنار بگذارد.

راهبرد اروپا در قبال ایران؛ «راه سوم» جای خود را به همسویی با واشینگتن می‌دهد

۱۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۷:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
کلمان ترم
100%
کارمندی پرچم‌های اتحادیه اروپا و آمریکا را در مقر کمیسیون اروپا در بروکسل مرتب می‌کند؛ ۱۱ نوامبر ۲۰۱۳.

دولت ترامپ ممکن است درباره نقش رسمی اروپا در کارزار «دی‌دِی اقتصادی» خود علیه ایران اغراق کند، اما سال‌ها همگرایی اقتصادی و سیاسی، اروپا را بیش‌ازپیش با واشینگتن همسو کرده است.

اتحادیه اروپا از افزایش فشار اقتصادی بر تهران، از جمله از طریق عملیات «انزوای اقتصادی» به رهبری آمریکا، استقبال کرده است؛ اما همه اجزای راهبرد واشینگتن را رسما تایید نکرده است.

با این حال، این تمایز در میزان همسویی رسمی، واقعیتی مهم‌تر را پنهان می‌کند: از زمان خروج آمریکا از توافق هسته‌ای در سال ۱۳۹۷، اروپا در قبال ایران بیش‌ازپیش مانند شریک کوچک‌تر واشینگتن رفتار کرده است.

این همسویی به پیش از جنگ کنونی بازمی‌گردد. از اواخر دهه ۲۰۰۰ میلادی، اروپا به‌تدریج دیپلماسی اعلامی را جایگزین اقدام مستقل کرده است؛ از چندجانبه‌گرایی و گفت‌وگو دفاع می‌کند، اما در عمل خود را با سیاست آمریکا وفق می‌دهد.

این شکاف به‌ویژه پس از خروج ترامپ از برجام و بازگرداندن تحریم‌های آمریکا علیه ایران در سال ۱۳۹۷ آشکار شد: با وجود مخالفت اروپا، مقررات مسدودساز و اینستکس نتوانستند تجارت با ایران را در سطحی قابل‌توجه حفظ کنند، زیرا تقریبا همه شرکت‌های بزرگ اروپایی برای حفظ دسترسی خود به بازار آمریکا، ایران را ترک کردند.

این انتخاب از نظر اقتصادی منطقی بود. اهمیت بازار و نظام مالی آمریکا برای شرکت‌های اروپایی بسیار بیشتر از ایران است. سلطه بین‌المللی دلار به واشینگتن امکان می‌دهد تحریم‌هایی اعمال کند که تاثیرشان بسیار فراتر از خاک آمریکا می‌رود.

بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و کشتیرانی و گروه‌های صنعتی اروپا همچنان به‌شدت از مقررات‌گذاری و بازارهای مالی آمریکا تاثیر می‌پذیرند. صرف‌نظر از موضع رسمی دولت‌هایشان، اکثریت قریب‌به‌اتفاق این شرکت‌ها حفظ دسترسی به آمریکا را بر فرصت‌های تجاری در ایران ترجیح داده‌اند.

حجم اندک تجارت مستقیم اتحادیه اروپا و ایران نباید اهمیت اقتصادی‌ای را که اروپا همچنان برای ایران دارد، از نظر پنهان کند. به گفته کمیسیون اروپا، ارزش تجارت کالا میان اتحادیه اروپا و ایران در سال ۲۰۲۵ به ۳٫۷ میلیارد یورو رسید که شامل ۲٫۹۷ میلیارد یورو صادرات اتحادیه اروپا به ایران و ۷۶۰ میلیون یورو واردات از ایران بود.

به این ترتیب، اتحادیه اروپا همچنان یکی از شرکای تجاری مهم ایران باقی ماند، هرچند سهم ایران از صادرات این اتحادیه تنها حدود ۰٫۱ درصد بود.

این ارقام همچنین پیوندهای تجاری غیرمستقیم را کمتر از میزان واقعی نشان می‌دهند. کالاهای اروپایی از طریق ترکیه و، بیش از همه، امارات متحده عربی به ایران می‌رسند؛ کشوری که مرکز مهمی برای صادرات مجدد است.

بنابراین، افزایش فشار آمریکا بر آنکارا، بازرگانان مستقر در دبی، شرکت‌های لجستیکی و بانک‌های منطقه، حتی در مواردی که شرکت‌های اروپایی هیچ رابطه قراردادی مستقیمی با خریدار ایرانی ندارند، بر کالاهای ساخت اروپا نیز تاثیر خواهد گذاشت.

«دی‌دِی اقتصادی» تنها علیه ایران نیست؛ این کارزار طراحی شده است تا واسطه‌های تجاری باقی‌مانده ایران را ناچار کند میان تهران و دسترسی به نظام مالی آمریکا یکی را انتخاب کنند.

همسویی تدریجی اروپا بُعد سیاسی و دیپلماتیک نیز دارد. ۶ شهریور ۱۴۰۴، پس از مذاکرات بی‌نتیجه با تهران، فرانسه، آلمان و بریتانیا با حمایت آمریکا، سازوکار «ماشه» سازمان ملل را فعال کردند.

تحریم‌های سازمان ملل در ۶ مهر ۱۴۰۴ بازگشت و در پی آن، اتحادیه اروپا نیز روز بعد محدودیت‌های اقتصادی و مالی خود در ارتباط با برنامه هسته‌ای ایران را دوباره برقرار کرد.

اتحادیه اروپا این تدابیر را یک روز بعد در ۷ مهر رسما دوباره اعمال کرد.

پس از سرکوب مرگبار اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، اتحادیه اروپا گامی فراتر گذاشت: در فوریه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را رسماً در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داد و تحریم‌های بیشتری در ارتباط با نقض حقوق بشر، برنامه‌های موشکی و پهپادی ایران و عملیات ایران در خاک اروپا اعمال کرد.

این همگرایی از آن زمان به عرصه چندجانبه نیز گسترش یافته است. اواسط شهریور، آمریکا و سه کشور اروپایی عضو برجام تلاش برای تصویب قطعنامه‌ای در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را آغاز کردند که برای نخستین بار در ۲۰ سال گذشته، پرونده ایران را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهد.

این تلاش، تقابل بر سر بازرسی‌ها را تشدید کرده است: رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ۱۶ شهریور گفت تهران به آژانس اعلام کرده است تا زمانی که در مذاکرات سیاسی گسترده‌تر پیشرفتی حاصل نشود، همکاری نخواهد کرد. هم‌زمان، ایران هشدار داد که در صورت تصویب قطعنامه، اقدام متقابل خواهد کرد.

گروسی گفت آژانس هیچ اطلاعاتی دریافت نمی‌کند و به آن گفته شده است که ایران بدون پیشرفت در مذاکرات سیاسی گسترده‌تر همکاری نخواهد کرد.

ارجاع پیشنهادی پرونده، گامی مهم در تشدید رویارویی هسته‌ای خواهد بود و فضای پیگیری خواست دیرینه اروپا برای در پیش گرفتن راهی سوم میان واشینگتن و تهران را باز هم محدودتر خواهد کرد.

جنگی که آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز کردند، در ابتدا نارضایتی شدیدی در اروپا برانگیخت. با وجود هماهنگی قبلی رهبران اروپایی با واشینگتن بر سر روند فعال‌سازی مکانیسم ماشه، متحد اصلی‌شان نه با آن‌ها مشورت کرده بود و نه حتی به‌درستی از حمله قریب‌الوقوع آگاهشان کرده بود.

آن‌ها ضمن ابراز نگرانی درباره پیامدهای منطقه‌ای و اقتصادی این حمله، خواستار خویشتن‌داری و رعایت حقوق بین‌الملل شدند.

اما این نارضایتی به شکل‌گیری راهبردی مستقل از سوی اروپا نینجامید. اروپا فاقد توان نظامی، اهرم اقتصادی و وحدت سیاسی لازم برای تاثیرگذاری بر مسیر درگیری بود.

مذاکرات تعیین‌کننده با حضور واشینگتن، تهران و میانجی‌های منطقه‌ای مانند پاکستان، عمان و قطر انجام می‌شد. دولت‌های اروپایی، با وجود محکوم کردن حملات ایران به کشورهای همسایه و کشتی‌های تجاری، عمدتاً در حاشیه باقی ماندند.

بنابراین، سخت‌تر شدن موضع کنونی اروپا را باید در چارچوب روابط دو سوی اقیانوس اطلس و جنگ اوکراین نیز فهمید. برای رهبران اروپایی، حفظ حمایت آمریکا از اوکراین و جلوگیری از نزدیکی راهبردی واشینگتن و مسکو همچنان در صدر اولویت‌ها قرار دارد.

موضوع ایران فرصتی بالقوه در اختیار آن‌ها می‌گذارد تا کارآمدی خود را به دولت ترامپ نشان دهند. اروپایی‌ها امیدوارند با همکاری با واشینگتن در زمینه تحریم‌ها، محدودیت‌های هسته‌ای و امنیت منطقه‌ای، گفت‌وگو با دولتی را تسهیل کنند که کنار کشیدنش از حمایت از اوکراین، بزرگ‌ترین نگرانی راهبردی آن‌هاست.

این محاسبه به راهبردی شباهت دارد که چند دولت اروپایی در آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ در پیش گرفتند: امتیاز دادن یا همکاری در مسائل فرعی برای حفظ مشارکت آمریکا در موضوعی که برای امنیت اروپا حیاتی تلقی می‌شود. از این رو، موضوع ایران تا حدی به ابزاری برای چانه‌زنی در روابط دو سوی اقیانوس اطلس تبدیل شده است.

این به معنای یکسان بودن اهداف اروپا و آمریکا نیست. بیشتر دولت‌های اروپایی همچنان نسبت به راهبردهای تغییر حکومت، تشدید مهارنشده درگیری نظامی و پیامدهای انسانی تحریم‌های فراگیر نگران و محتاط‌اند.

آن‌ها همچنان بر دیپلماسی و حقوق بین‌الملل تأکید دارند و رسماً به کارزار واشینگتن برای منزوی کردن کامل ایران نپیوسته‌اند. بنابراین، دولت ترامپ در توصیف میزان تأیید سیاسی اروپا اغراق می‌کند.

با این حال، تفاوت عملی کمتر از چیزی است که اظهارات اروپایی‌ها نشان می‌دهد. استقلال اروپا در سطح موضع‌گیری نمی‌تواند وابستگی مالی، محدودیت توان نظامی و اتکای آن به آمریکا برای تأمین امنیت خودش را جبران کند.

دولت‌های اروپایی همچنین نمی‌توانند تصمیم‌های تجاری شرکت‌های خصوصی را به‌طور کامل کنترل کنند؛ شرکت‌هایی که اکثریت قریب‌به‌اتفاقشان دسترسی به بازار آمریکا و نظام مالی مبتنی بر دلار را بر فرصت‌های محدود در ایران ترجیح می‌دهند.

بنابراین، واشینگتن ممکن است وقتی می‌گوید اروپا به «دی‌دِی اقتصادی» پیوسته است، اغراق کند. اما از سال ۱۳۹۷ به این سو، انکار همسویی ساختاری‌ای که توصیف می‌کند، روزبه‌روز دشوارتر شده است.

افزایش لحظه‌ای قیمت‌ها، امکان برنامه‌ریزی برای فردا را از مردم گرفته است

۱۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۷:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
سبا حیدرخانی
100%

صدها شهروند در پیام‌هایی به ایران‌اینترنشنال گفتند با افزایش لحظه‌ای قیمت‌ها و فشار اقتصادی، امکان برنامه‌ریزی برای آینده نزدیک را هم از دست داده‌اند. این پیام‌ها نشان می‌دهند فشار تورمی از سطح خریدهای بزرگ عبور کرده و به خوراک، رفت‌وآمد، تعمیر وسایل و هزینه‌های روزمره رسیده است.

ایران‌اینترنشنال از مخاطبان خود پرسید که «گرانی و تغییر مداوم قیمت‌ها چه برنامه‌هایی را در زندگی شما به هم زده است؟»

در بخش قابل توجهی از پاسخ‌ها، عباراتی مانند «می‌کوشیم تا فقط زنده بمانیم»، «برنامه‌ای نمانده» و «در حالت بقا هستیم» تکرار شده است.

این جواب‌ها تصویری از شرایطی ارائه می‌کنند که در آن افق تصمیم‌گیری افراد از ماه‌ها و سال‌های آینده به تامین هزینه‌های همان روز یا همان هفته محدود شده است.

شهروندی در همین زمینه نوشت: «هر روز فقط به گذراندن همان روز فکر می‌کنم؛ باید قسط‌ها، چک‌ها و بیمه را پرداخت کنم. واقعا حتی برای فردا نمی‌توانم برنامه بریزم.»

مواد خوراکی در صدر

هزینه مواد غذایی یکی از موضوعات پرتکرار در پیام‌های شهروندان است.

شماری از مخاطبان گفتند درآمدشان دیگر حتی برای تامین مناسب خوراک کافی نیست و در چنین شرایطی، خرید کالاهای دیگر به موضوعی ثانویه تبدیل شده است.

یک مخاطب نوشت پول خانواده دیگر به مواد غذایی هم نمی‌رسد، چه برسد به لوازم ضروری زندگی.

شهروند دیگری گفت تنها برنامه باقی‌مانده برای بسیاری از خانواده‌ها «سیر کردن شکم» است.

در چند پیام نیز شهروندان از کوچک شدن محسوس سبد غذایی، خرید حداقلی و احساس شرمندگی مقابل اعضای خانواده نوشتند.

برخی پاسخ‌ها نشان می‌دهند فشار گرانی از کالاهای بزرگ و سرمایه‌ای عبور کرده و به خریدهای بسیار معمول روزانه رسیده است.

آمار رسمی نشان می‌دهد در ماه‌های اخیر، فشار بر سبد غذایی از نرخ تورم عمومی نیز شدیدتر بوده است.

تورم نقطه‌به‌نقطه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها در مرداد سال جاری با ثبت ۱۲۷.۵ درصد، همچنان در صدر بود.

پیش‌تر نیز در اردیبهشت، افزایش قیمت شش قلم خوراکی پرمصرف خانوارهای شهری از ۲۰۰ درصد عبور کرده بود.

هم‌زمان گزارش‌ها از تغییر الگوی مصرف خانوارها حکایت دارند. کاهش قدرت خرید، خرید اقساطی را از کالاهای بزرگ به مواد غذایی، لبنیات، شوینده‌ها و دیگر اقلام ضروری کشانده و مصرف برخی مواد غذایی اساسی نیز به شکل محسوسی کاهش یافته است.

  • شهروندان خطاب به معاون پزشکیان: نمی‌شود حقوق‌ها ریالی باشد و هزینه‌ها دلاری

    شهروندان خطاب به معاون پزشکیان: نمی‌شود حقوق‌ها ریالی باشد و هزینه‌ها دلاری

پس‌انداز از قیمت‌ها عقب می‌ماند

یکی دیگر از مضامین اصلی، ناتوانی افراد در رسیدن به هدف‌های مالی کوچک و متوسط، حتی پس از ماه‌ها پس‌انداز است.

یک مخاطب نوشت برای خرید گوشی ۶۰ میلیون تومان جمع کرده بوده اما دو هفته بعد قیمت همان گوشی به ۱۰۰ میلیون تومان رسیده و مجبور شده خرید را کاملا کنار بگذارد.

مخاطب دیگری گفت سال گذشته قصد خرید موتور داشته اما نتوانسته پول مورد نیاز را کامل کند؛ با افزایش شدید قیمت، در نهایت از خرید موتور منصرف شده و برای رفت‌وآمد به محل کار دوچرخه خریده است.

در اکوسیستمی با تورم بالا، فاصله زمانی میان پس‌انداز کردن و خرید به عاملی تعیین‌کننده تبدیل می‌شود؛ کالایی که فرد برای خرید آن چند ماه پول کنار می‌گذارد ممکن است در همان مدت با سرعتی بیشتر از میزان پس‌انداز او گران شود و عملا دوباره از دسترس خارج شود.

این وضعیت باعث می‌شود پس‌انداز، به‌ویژه برای حقوق‌بگیرانی که درآمدشان در طول سال ثابت می‌ماند، بخشی از کارکرد خود را برای رسیدن به هدف‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت از دست بدهد.

یک معلم برای ایران‌اینترنشنال نوشت سال‌هاست نتوانسته گوشی خود را عوض کند و با حقوق ۲۰ میلیون تومانی حتی مدل‌های پایین‌رده نیز برای او قابل خرید نیست.

شهروندی دیگر در پیامی مشابه گفت: «مجبوریم با قراضه‌های عهد بوق بسازیم. هر چه لوازم الکترونیکی داریم از قبل داشتیم. دیگر جدیدش را نمی‌توانیم بخریم. حتی نمی‌دانیم قرار است دو ماه بعد قیمت آن وسیله چند شود که برایش پول جمع کنیم.»

مخاطبی نیز به افزایش هزینه خدمات و لوازم جانبی اشاره کرد و گفت قیمت گوشی موبایلی که قبلا خریده، الان شده ۸۰ میلیون تومان، ولی اگر همین گوشی نیاز به تعمیر و تعویض قطعه داشته باشد، باید چند ماه برای تامین هزینه‌اش کار کند.

  • ۴۴ درصد شرکت‌کنندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: پول داشته باشیم هم در ایران خانه نمی‌خریم

    ۴۴ درصد شرکت‌کنندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: پول داشته باشیم هم در ایران خانه نمی‌خریم

فشار بر شغل و کسب‌وکار

گرانی فقط در روایت مصرف‌کنندگان دیده نمی‌شود. شماری از صاحبان کسب‌وکار نیز از تاثیر نوسان قیمت‌ها بر فعالیت اقتصادی خود نوشتند.

شهروندی گفت برای کارش قصد خرید دستگاهی ۷۰ میلیون تومانی داشته اما قیمت آن در عرض یک ماه به ۱۱۰ میلیون تومان رسیده است.

فرد دیگری که خود را فعال حوزه ساخت‌وساز معرفی کرده است، نوشت افزایش مداوم هزینه‌ها حتی ادامه پروژه‌های پیش‌فروش‌شده را دشوار کرده است.

بدهی، اقساط، چک، کاهش درآمد و بیکاری نیز از موضوعاتی هستند که در کنار گرانی مطرح شدند.

در این روایت‌ها، علاوه بر بالا رفتن قیمت یک کالا، به افزایش مستمر فاصله میان درآمد و هزینه‌ها نیز به عنوان بحران اشاره شده است.

  • ایران؛ جایی که تخم‌مرغ سرمایه مطمئن‌تری از پول نقد است

    ایران؛ جایی که تخم‌مرغ سرمایه مطمئن‌تری از پول نقد است

فرسودگی روانی و از دست رفتن آینده

بخش قابل توجهی از پیام‌های شهروندان، حاوی نشانه‌های آشکار خستگی و ناامیدی است.

مخاطبان از استرس دائمی، از دست رفتن آرامش، شرمندگی در برابر خانواده و بی‌معنا شدن هدف‌های بلندمدت نوشتند.

برای برخی، این فشار اقتصادی مستقیما به نارضایتی سیاسی پیوند خورده است.

شهروندان، جمهوری اسلامی را مسئول وضعیت موجود خواندند و اعتراض، اعتصاب یا تغییر سیاسی را تنها راه خروج از شرایط فعلی توصیف کردند.

بر اساس مجموع این پیام‌ها، افق زندگی برای بسیاری به شدت کوتاه شده و از برنامه‌ریزی برای خرید خانه، خودرو، رفتن به سفر یا خرید وسایل، به فکر کردن درباره خوراک، بدهی و هزینه فردا تقلیل یافته است.