• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

فرزاد فتاحی
فرزاد فتاحی

ایران‌اینترنشنال

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۶:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)

اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد در جریان انقلاب ملی در استان تهران در دی‌ماه ۱۴۰۴، یک فرمانده سپاه پاسداران به نام عباس رسولی‌فر، با سابقه حضور در سرکوب مخالفان دولت بشار اسد در سوریه، فرماندهی نیروهای سرکوب شهرستان شهریار را بر عهده داشته است.

اعتراضات زمستان ۱۴۰۴ که از هفته نخست دی‌ماه با اعتصاب کسبه در شهر تهران آغاز شد، خیلی زود به شهرهای دیگر اطراف پایتخت و غالب شهرستان‌های استان تهران گسترش یافت؛ مناطقی مهاجرپذیر و پرجمعیت که براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۳۴ درصد جمعیت استان تهران را در خود جای داده‌اند.

پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اعتراض‌ها در ۱۸ و ۱۹ دی به اوج رسید و سرکوب مرگباری که پیش‌تر آغاز شده بود، در این دو روز به کشتاری بی‌سابقه انجامید.

در شهریار، شاهدان از نقش یک عضو پیشین سپاه و نیروی موسوم به مدافع حرم در سوریه در هدایت سرکوب گفته‌اند؛ سرکوبی که شیوه سازمان‌دهی آن با الگوهای جنگ شهری در سوریه شباهت‌هایی دارد.

بخش‌هایی از این گزارش تحقیقی بر پایه روایت شاهدان و منابع محلی تهیه شده است؛ ادعاهای نقل‌شده به گویندگان آنها منتسب است و انتشار آنها به معنای تایید مستقل همه جزییات از جانب نویسنده نیست.

امامزاده اسماعیل؛ کانون سرکوب شهریار
در شهریار، پیوند نقاط ثبت‌شده سرکوب، از جمله بلوار انقلاب، خیابان ولی‌عصر، چهارراه مخابرات و روبه‌روی کفش ملی، حوالی صحن امامزاده اسماعیل را به عنوان منشا سرکوب و اعزام نیروها معرفی می‌کند.

امامزاده اسماعیل در دوره ریاست جمهوری ابراهیم رییسی محل برگزاری برنامه‌های مرتبط با نیروهای موسوم به «مدافع حرم» بوده و رییسی نیز چند بار در آن حضور یافته بود. بررسی افراد مرتبط با این مکان مذهبی، نام عباس رسولی‌فر، مدیر اجرایی امامزاده، را برجسته کرد که پسر بسیجی‌اش در سال ۱۴۰۰ کشته شده است.

تحقیقات و روایت‌های تازه نشان می‌دهد رسولی‌فر در دی ۱۴۰۴ هدایت دسته‌های عملیاتی سرکوب در شهریار را بر عهده داشته و با کلت کمری به سوی معترضان شلیک کرده است. نیروهای تحت هدایت او، بنا بر این یافته‌ها، از پایگاه بسیج حوزه ۸ روح‌الله در نزدیکی امامزاده به نقاط مختلف شهریار اعزام می‌شدند.

این پایگاه در بافت مسکونی، پشت امامزاده و در مجاورت دبیرستان پسرانه خمینی قرار دارد. در نقشه‌های هوایی، محدوده‌ای در این نقطه دیده می‌شود که شناسه مشخصی ندارد. گزارش‌های می‌گویند این محل برای تجمع و آماده‌سازی نیروهایی به کار می‌رفت که با هدایت رسولی‌فر برای سرکوب معترضان اعزام می‌شدند.

از سوریه تا سرکوب شهریار

عباس رسولی‌فر متولد سال ۱۳۴۲ است و خانواده او حدود یک قرن در شهریار سکونت داشته‌اند. بر پایه سوابق منتشرشده، او در سال ۱۳۵۸ به بسیج و در سال ۱۳۶۳ به سپاه پاسداران پیوست و سابقه‌ای طولانی در لشکر ۱۰ سیدالشهدا دارد. او در دهه ۱۳۶۰، همزمان با قاسم سلیمانی، در سه عملیات طریق‌القدس، بیت‌المقدس و نصر ۴ حضور داشته است.

روزنامه جوان تایید کرده است که عباس رسولی‌فر در سال ۱۳۹۶ به‌عنوان نیروی موسوم به «مدافع حرم» در سوریه حضور داشته است. هرچند داعش در بخشی از آن سال همچنان در شرق حلب فعال بود، نیروی قدس و نیروهای هم‌پیمانش نیز در محورهای دیرالزور، المیادین و بوکمال در چارچوب ائتلاف حامی بشار اسد می‌جنگیدند. بنابراین حضور رسولی‌فر در سوریه، سابقه فعالیت او در این ساختار نظامی و تجربه جنگ شهری را تایید می‌کند.

جنگ شهری در کمربند تهران
بررسی شیوه سرکوب در شهریار، دو شباهت اصلی با الگوی جنگ شهری در سوریه را نشان می‌دهد: نخست، تقسیم جغرافیای شهر به حوزه‌های عملیاتی و دوم، واگذاری ماموریت مشخص به هر یک از یگان‌های درگیر برای مهار همان حوزه، بدون جابه‌جایی مسئولیت میان یگان‌ها.

100%
عباس رسولی‌فر از سردستگان سرکوب در شهریار بود


یافته‌های تحقیق می‌گوید تجربه نظامی فرامرزی رسولی‌فر و نقش او در سازمان‌دهی دسته‌های عملیاتی می‌تواند توضیح دهد چرا تاکتیک‌های به‌کاررفته در شهریار با روش‌های به کار رفته در سوریه شباهت داشته‌اند. طبق برآوردها دست‌کم ۲۰۰ هزار غیرنظامی در سوریه به دست نیروهای حکومت بشار اسد، نیروهای منتسب به جمهوری اسلامی و شبه‌نظامیان همسو کشته شده‌اند.

نام رسولی‌فر پیش از اعتراضات دی ۱۴۰۴ نیز در چند سرکوب داخلی مطرح بوده است: اعتراضات قزوین در سال ۱۳۷۳، اسلامشهر در سال ۱۳۷۴، شهریار در سال ۱۳۸۸ و اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در شهریار. برخی شاهدان همچنین عاملیت در قتل نادر مومنی در جریان سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ شهریار را به او نسبت داده‌اند.

یک سناریو برای سرکوب چند شهرستان

بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد سرکوب در شهرستان‌های استان تهران از الگویی یکپارچه پیروی کرده است؛ الگویی که در آن، روش‌ها نه حاصل تصمیم‌های لحظه‌ای ماموران محلی، بلکه بخشی از یک نقشه هماهنگ بوده‌اند.

نخستین نشانه‌های این الگو در شهرستان اسلامشهر دیده می‌شود. روز ۱۷ دی، هم‌زمان با شکل‌گیری اعتصاب در اسلامشهر، نیروی انتظامی و یگان ضدشورش در محله‌های زرافشان و باغ‌فیض به حالت آماده‌باش درآمدند.

روز ۱۸ دی، با حرکت معترضان از خیابان‌های زرافشان، باغ‌فیض و ابوذر به سوی جاده ساوه، خودروهای انتظامی منور پرتاب کردند. بر پایه روایت‌های جمع‌آوری‌شده، منورها برای آشکار کردن موقعیت تجمع‌ها و انتقال سریع محل حضور معترضان به دیگر واحدهای سرکوب به کار رفتند؛ روشی شبیه آنچه در یک میدان جنگ برای نشانه‌گذاری هدف به کار می‌رود.

همان شب در شهرک واوان، شاهدان از شلیک گلوله جنگی از پشت‌بام مسجد جامع و اطراف میدان خمینی خبر دادند. به‌کارگیری یک مرکز مذهبی به‌عنوان موقعیت شلیک، بعدتر در نقاط دیگر نیز در روایت‌های شاهدان تکرار شد.

در شهرستان رباط‌کریم، این الگو شکل دیگری پیدا کرد. روز ۱۸ دی در پرند، نیروهای مسلحی که شاهدان می‌گویند عربی صحبت می‌کردند، از داخل مسجدها و پایگاه‌ها به سوی معترضان شلیک مستقیم کردند. برخی شاهدان این افراد را نیروهای حشد شعبی معرفی کرده‌اند و حضورشان را مشابه آنچه در سرکوب آبان ۱۳۹۸ دیده بودند، دانسته‌اند.

در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، نیروها در پرند از عقب‌نشینی نمایشی برای به دام انداختن معترضان بهره بردند. طبق روایت‌ها، آنان با عقب رفتن، معترضان را به سوی کلانتری ۱۸ پرند کشاندند و پس از ورود بخشی از جمعیت به محدوده مقر انتظامی، با گلوله جنگی به آنان شلیک کردند. شاهدان گفته‌اند در این تیراندازی شماری از معترضان کشته شدند.

در پاکدشت، روز ۱۸ دی، نیروهای حکومتی در منطقه مامازند و خیابان علامه برای متفرق کردن معترضان یک خودروی زرهی بزرگ و سلاح جنگی به کار گرفتند. روز ۱۹ دی نیز درگیری‌ها ادامه یافت و شاهدان از تیراندازی شدید و شلیک تیربار نیروهای بسیج و سپاه پاسداران خبر دادند.

در قرچک، شامگاه ۱۸ دی، برق اطراف میدان کلانتری قطع شد و هم‌زمان تیراندازی از داخل کلانتری آغاز شد. در همان تاریکی، تک‌تیراندازها از بام و طبقات مختلف رستوران سنتنیال در میدان خمینی معترضان را هدف قرار دادند. روایت‌های محلی شمار کشته‌شدگان این تیراندازی‌ها را ده‌ها نفر اعلام کرده‌اند.

۱۹ دی در میدان راه‌آهن ورامین، خودروهای مجهز به بلندگو عبارت «حیدر حیدر» را با صدایی بسیار بلند پخش کردند تا شعار معترضان به یکدیگر نرسد و صدای تجمع خنثی شود. هم‌زمان، نیروهای حکومتی گاز اشک‌آور و گلوله جنگی شلیک کردند.

۱۸ دی در شهر قدس (قلعه حسن‌خان) اختلال شدید اینترنت با قطع برق هم‌زمان شد. ۱۸ و ۱۹ دی، در مرکز شهر، میدان سرقنات و محدوده فرمانداری، تک‌تیراندازان مستقر بر بام مجتمع تجاری میلاد و نیروهای شبه‌نظامی که برخی شاهدان آنان را حشد شعبی معرفی کرده‌اند، به سوی معترضان شلیک کردند. گزارش‌های محلی از کشته شدن ده‌ها نفر خبر می‌دهند. ایلیا قدسی از جمله قربانیانی بود که با اصابت گلوله به سر جان باخت.

قتل در خودرو و اجبار به مصرف قرص

در پردیس و بومهن، روایت‌ها از مرحله‌ای فراتر از تیراندازی در تجمع حکایت دارند؛ روشی که شاهدان آن را «ترور میدانی» معترضان در نقاط خلوت توصیف کرده‌اند. در یک نمونه، روایت شده است که محمدرضا مرادقلی، معترض ۱۹ ساله، شامگاه ۱۸ دی بازداشت و به داخل خودروی نیروهای سرکوب منتقل شد و ماموران با زدن رگ، او را کشتند.

طبق روایتی دیگر، ۱۹ دی در عوارضی شهر پردیس و محدوده بومهن، نیروهای حکومتی تلفن همراه جوان دیگری را تفتیش کرده و پس از یافتن عکس شاهزاده رضا پهلوی، او را بازداشت کردند. طبق روایت ثبت‌شده، ماموران او را به‌شدت کتک زدند و وادارش کردند دو قرص مصرف کند. این جوان نیمه‌شب در خیابان رها شد.

در همین محور، پخش شعار «حیدر حیدر» هم‌زمان با ضرب‌وجرح با باتوم، تیراندازی مستقیم و شلیک گاز اشک‌آور گزارش شده است. تکرار این روش در ورامین و بومهن، همراه با قطع برق در قرچک و شهر قدس، وارد عمل شدن تک‌تیرانداز در قرچک و قلعه حسن‌خان و حضور نیروهای عرب‌زبان در پرند و شهر قدس، اجزای همان الگوی یکپارچه‌ای است که در چند شهرستان دیده می‌شود.

سرکوب هم‌زمان و نظام‌مند اعتراضات دی‌ماه در شهرستان‌های استان تهران، به ویژه در دو شهر قلعه حسن‌خان و شهریار نمونه‌ای از پیاده‌سازی تکتیک‌های «جنگ شهری» در حاشیه پایتخت است؛ جایی که حاکمیت به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک این منطقه به‌عنوان «کمربند حائل تهران»، بدون ورود به فاز مهار ضدشورش متعارف، مستقیما به ابزارهای مرگبار روی آورد.

Banner

پربازدیدترین‌ها

قرعه‌کشی لیگ قهرمانان اروپا؛ پی‌اس‌جی-بارسا، رئال‌مادرید-آرسنال، منچستریونایتد-بایرن‌مونیخ
۱

قرعه‌کشی لیگ قهرمانان اروپا؛ پی‌اس‌جی-بارسا، رئال‌مادرید-آرسنال، منچستریونایتد-بایرن‌مونیخ

۲
تحلیل

بازگشت محسن نامجو به ایران؛ در خدمت شر

۳

برداشت مبهم از حساب مردم؛ بانک ملی می‌گوید در حال «اصلاح اطلاعات» است

۴
تحلیل

نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ

۵

موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

انتخاب سردبیر

  • جمهوری جادو، مملکت امام زمان
    تحلیل

    جمهوری جادو، مملکت امام زمان

  • آیا ترکیه هزینه جنگ اقتصادی آمریکا علیه حکومت ایران را می‌پردازد؟
    تحلیل

    آیا ترکیه هزینه جنگ اقتصادی آمریکا علیه حکومت ایران را می‌پردازد؟

  • آموزش کار با سلاح به حامیان حکومت؛ آماده شدن جمهوری اسلامی برای سرکوب مسلحانه معترضان
    روایت شما

    آموزش کار با سلاح به حامیان حکومت؛ آماده شدن جمهوری اسلامی برای سرکوب مسلحانه معترضان

  • نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ
    تحلیل

    نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ

  • موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

    موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

جمهوری جادو، مملکت امام زمان

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
رضا حاجی‌حسینی
100%
A motorcyclist checks his phone on a street in Tehran, with a banner depicting Iran’s slain Supreme Leader Ali Khamenei visible in the background, August 26, 2026

جمهوری اسلامی باورهای خرافی را از حاشیه جامعه به مرکز قدرت برد و برای این باورها با پول نفت، نهاد، بودجه و دستگاه تبلیغاتی ساخت تا حاکمان در «مملکت امام زمان» مشروعیت خود را از جهان غیب بگیرند و هزینه بقایشان را بر اقتصاد و زندگی مردم تحمیل کنند.

در راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، مجسمه‌ای که برگزارکنندگان «بعل» می‌خواندند، به آتش کشیده شد و «نظام»، در میانه تلاطم‌ها و بحران اقتصادی، «جشن پیروزی بر دشمنان» را در قالب آیینی خیابانی، به اجرا گذاشت.

چند ماه بعد، سالار ولایتمدار، نماینده مجلس شورای اسلامی، گفت انتشار تصویر مجتبی خامنه‌ای به توصیه علمای قم، مشهد و نجف و مقام‌های امنیتی متوقف شده تا دشمن نتواند با «علوم غریبه» به او آسیب برساند.

این اظهارات نشان داد علوم غریبه به روایت رسمی امنیت ملی راه یافته است.

این دو وضعیت از دل منطق نظامی بیرون می‌آیند که سیاست را از جمله رویارویی نیروهای مرئی و نامرئی می‌بیند.

باید تاکید کرد جمهوری اسلامی دولتی عرفی نبوده که بعدتر به خرافه آلوده شود؛ بلکه از زمان شروع این حکومت، نام و هویت آن با ترکیب «مملکت امام زمان» پیوندی ناگسستنی داشته است.

  • غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟

    غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟

صاحب غایب مملکت!

روح‌الله خمینی ۱۶ شهریور ۱۳۶۰ در سخنرانی برای مسئولان دولت گفت: «صاحب این مملکت امام زمان است.»

این عبارت در جلد ۱۵ «صحیفه امام» ثبت شده است. البته روی کار آمدن خمینی آغازگر باورمندی عمومی به کرامت و نیروهای غیبی نبود اما حکومتی که او بنیان گذاشت، این باورها را بیش از پیش از زندگی خصوصی، به مرکز قدرت برد.

در این تعبیر، «مملکت امام زمان» نظریه مالکیت کشور است. اگر صاحب مملکت امامی غایب باشد، روحانیان مدعی تفسیر اراده او می‌شوند و ولی فقیه، به جای نمایندگی شهروندان، نایب صاحب غایب می‌شود و مسئولیت او رو به جهانی دسترس‌ناپذیر است، نه مردمی که بتوانند برکنارش کنند.

بنابراین، بحث بر سر ایمان شخصی شهروندان نیست. مساله از جایی آغاز می‌شود که باوری اثبات‌ناپذیر مبنای مشروعیت سیاسی، تصمیم امنیتی و توزیع منابع عمومی قرار می‌گیرد.

در این نقطه، خرافه دیگر عقیده‌ای خصوصی نیست و فناوری حکومت است.

از ماه تا بیت

اولمو گُلتس، پژوهشگر و تاریخ‌نگار، در مقاله «چهره خمینی در ماه است؛ محدودیت‌های قداست و خاستگاه‌های حاکمیت»، با استناد به خاطرات و روزنامه‌های آن دوره، هم گسترش این شایعه و هم رد آن از سوی خمینی و شماری از روحانیان را بررسی کرده است.

این تکذیب اما مانع شکل‌گیری هاله قدسی پیرامون خمینی نشد.

در همان روزها، ویدیویی از دیدار مردم با خمینی در مدرسه علوی، مردی را نشان می‌دهد که ابتدا دست او و سپس دست‌های مردم را لمس می‌کند. فکت‌نامه، این مرد را غلامحسین روغنی و فیلم را مربوط به روزهای نخست حضور خمینی در مدرسه علوی دانسته است. این صحنه پیوند امر قدسی و فرمانروایی سیاسی را ثبت کرده است.

بعدها محمد سعیدی، امام جمعه قم، گفت علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده ایران، هنگام تولد «یا علی» گفته است.

اهمیت سیاسی این داستان در تلاش‌ها برای واقعی جلوه دادن آن نیست، بلکه در این نکته است که دستگاه رسمی با آن، هاله‌ای قدسی پیرامون رهبر می‌سازد.

در کنار این موارد، مسجد جمکران صورت مادی همان جهان غیبی است. پایگاه رسمی مسجد از «چاه عریضه» سخن می‌گوید؛ جایی که افراد درخواست‌های خود را خطاب به امام غایب در آن می‌اندازند.

هم‌زمان، ادعاهای حکومتی درباره مشاهده «امام زمان» یا ارتباط با او ادامه یافته و حکومت پیرامون این باورها، آیین، ساختمان، رسانه، سفر و اقتصاد زیارت ایجاد کرده است.

با این سابقه، غیبت مجتبی خامنه‌ای تازه‌ترین صورت این منطق است. رهبری که تصویر و صدای تاییدشده‌ای ندارد، در نظامی حکومت می‌کند که صاحب حقیقی‌اش نیز غایب معرفی شده است.

آنچه در غیبت طولانی او بحران تصمیم‌گیری و اختلاف درون حکومت به نظر می‌رسد، در دستگاه اسطوره‌ساز جمهوری اسلامی قابلیت تبدیل شدن به راز، تقدس و انتظار را دارد.

از این زاویه، مقایسه زیست مخفیانه او با سال‌های پایانی زندگی اسامه بن لادن، بُعد امنیتی این ناپیدایی را نشان می‌دهد.

تفاوت مهم‌تر اما در ساختار معناست: رهبر القاعده پنهان بود تا پیدا نشود؛ رهبر «مملکت امام زمان» می‌تواند از غیبت خود سرمایه نمادین بسازد.

در نظامی عرفی، ناپدید شدن رهبر بحران مشروعیت است. در اینجا، غیبت از پیش در معماری اعتقادی قدرت معنا شده است.

از سوی دیگر پیام‌های منسوب به مجتبی، مردم را حاملان ماموریتی تاریخی ترسیم می‌کنند.

گفتمان مجتبی، واژه «بعثت» مردم، نهادهای حکومت و «جبهه مقاومت» را در زنجیره‌ای از رسالت الهی قرار می‌دهد: فرمانروا دیده نمی‌شود، اما جامعه باید ماموریت او را انجام دهد.

100%

نفت، بودجه جادو و جنبل

این جهان غیبی، بدون پشتوانه‌ای زمینی نمی‌توانست چنین گسترده شود.

فرناندو کورونیل، انسان‌شناس ونزوئلایی، در کتاب «دولت جادویی: طبیعت، پول و مدرنیته در ونزوئلا»، توضیح می‌دهد دولت‌های نفتی چگونه با ثروت زیر زمین، قدرتی اعجازگونه به نمایش می‌گذارند.

در جمهوری اسلامی، این استعاره معنایی تحت‌اللفظی یافته است.

درآمد نفت در دهه‌های نخست این حکومت، دولت را از اتکای کامل به مالیات و چانه‌زنی با شهروندان بی‌نیاز کرد. پول از زیر زمین بیرون آمد و برای ساختن دستگاهی خرج شد که مشروعیتش را از آسمان می‌گرفت.

نفت همچنان منبع ارز حکومت است و بر اساس داده‌های کپلر، چین در سال ۲۰۲۶ روزی حدود ۱.۲ میلیون بشکه نفت از ایران دریافت کرده است.

با این پشتوانه، حوزه‌های علمیه، سازمان‌های تبلیغاتی، زیارتگاه‌ها، بنیادهای مذهبی، هیات‌ها و موسسه‌های فرهنگی، به شبکه بازتولید این جهان‌بینی تبدیل شدند. به این ترتیب، خرافه در جمهوری اسلامی از فضای منبر و دعانویسی بسیار فراتر رفت و تشکیلات، رسانه، نیروی انسانی و ردیف بودجه پیدا کرد.

برای نمونه، در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، برای شورای عالی حوزه‌های علمیه، هفت هزار و ۴۵۰ میلیارد تومان و برای مرکز خدمات حوزه‌های علمیه، ۱۶ هزار و ۴۲۰ میلیارد تومان در نظر گرفته شد.

ارقام گردآمده در بودجه مذهبی، صورت‌حساب اقتصادی «مملکت امام زمان» را نشان می‌دهد: در همان زمان که افزایش قابل اعتنای حقوق کارمندان و بازنشستگان به بهانه «مهار تورم» کنار گذاشته شد، دستگاه تولید و توزیع مشروعیت مذهبی در حاشیه امن ماند.

کارکرد سیاسی این نهادها اما مشخص است: روحانی، مبلغ، آیین، اطاعت، دشمن و مشروعیت تولید می‌کنند. جهانی می‌سازند که در آن شکست سیاست خارجی، «آزمایش الهی»؛ فقر، ضرورت صبر؛ سرکوب، دفاع از دین و بقای حکومت، وعده‌ای مقدس جلوه می‌کند.

نفت هزینه را می‌پردازد و خرافه، مشروعیت می‌سازد. با این همه، این دستگاه دیگر فقط با پول نفت اداره نمی‌شود.

بررسی بودجه نشان می‌دهد دولت در لایحه ۱۴۰۵ پیش‌بینی کرده ۸۷ درصد درآمدش را از مالیات تامین کند.

نفت در ساختن این بنای ایدئولوژیک نقش محوری داشت اما اکنون مالیات، تورم و کاهش قدرت خرید مردم، هزینه نگهداری آن را می‌پردازد.

وقتی شهروند میان هزینه دارو و غذا سرگردان است و سرکوب می‌شود، بودجه هزاران میلیاردی نهادهای مذهبی صورت‌حساب حفظ یک نظام اعتقادی است.

جادو برای جمهوری اسلامی نفت تولید نکرده و این حکومت است که با پول نفت، جادو را به ابزار قدرت تبدیل کرده است.

در جمهوری جادو، فرمان همچنان از آسمان می‌آید، اما هزینه آن روزبه‌روز بیشتر از جیب مردم پرداخت می‌شود.

علی هاشمی، اکبر محمدی، آرش شیخ‌زاده و تقی سلیمی؛ ادامه مرگ مشکوک معترضان در زندان

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
پویا جهاندار
100%

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد علی هاشمی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه، در زندان مرکزی اصفهان، معروف به دستگرد، جان باخته است. درگذشت او در شرایطی رخ داده که درباره علت دقیق آن ابهام‌هایی وجود دارد.

بر اساس این اطلاعات، مسئولان زندان علت بستری شدن او را «ایست قلبی» اعلام کردند، اما خانواده هنگام مراجعه به بیمارستان با پیکر بی‌جان او روبه‌رو شدند.

100%
علی هاشمی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، در زندان دستگرد اصفهان جان باخت

بازداشت هاشمی و انتقال به زندان دستگرد

بر اساس اطلاعات رسیده، هاشمی ۲۵ اردیبهشت‌ماه به‌دست نیروهای امنیتی در منزل پدری‌اش بازداشت شد. خانواده او حدود یک هفته از محل نگهداری‌اش بی‌خبر بودند تا اینکه مشخص شد به زندان مرکزی اصفهان منتقل شده است.

یک منبع نزدیک به خانواده هاشمی به ایران‌اینترنشنال گفت نهادهای مربوط ابتدا به خانواده وعده داده بودند علی با پرداخت جریمه مالی آزاد می‌شود: «خانواده نیز مبلغ مورد نظر را تامین کردند، اما مسئولان قضایی اعلام کردند پرونده تا زمان تشکیل دادگاه متوقف می‌ماند.»

ماموران زندان ۲۸ مردادماه به خانواده هاشمی اطلاع دادند که او در بیمارستان الزهرا در اصفهان بستری شده است. علت بستری «ایست قلبی» اعلام شد، اما زمانی که پدر و نزدیکان علی به بیمارستان رسیدند، به آنها گفته شد او جان باخته است.

مرگ‌های مبهم بازداشت‌شدگان؛ از اصفهان تا آمل

پرونده علی هاشمی نخستین مورد از مرگ یک بازداشت‌شده اعتراضات نیست که درباره علت آن ابهام‌هایی مطرح شده است.

در ماه‌های اخیر گزارش‌های دیگری نیز درباره مرگ چند معترض در جریان حبس یا پس از بازداشت منتشر شده است.

100%
اکبر محمدی، بازداشتی اعتراضات دی‌ماه در زندان دستگرد اصفهان جان باخت

اکبر محمدی، شهروند ۴۰ ساله اصفهانی، پس از بازداشت در زندان دستگرد جان باخت.

ایران‌اینترنشنال پیش‌تر در گزارشی اختصاصی به جان‌باختن محمدی پس از محرومیت از درمان در این زندان پرداخت.

100%
تقی سلیمی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در زندان آمل جان باخت

در پرونده‌ای دیگر، تقی سلیمی، معترض ۵۷ ساله، ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ در زندان آمل جان باخت.

ایران‌اینترنشنال گزارش داد که مسئولان زندان درباره علت مرگ او پاسخ شفافی ارائه نکردند و با درخواست کالبدشکافی مخالفت کردند.

100%
آرش طلوع شیخ‌زاده، بازداشت‌شده اعتراضات دی‌ماه، پس از شکنجه در زندان به کما رفت و در بیمارستان جان باخت

آرش طلوع شیخ‌زاده، معترض ۳۵ ساله، نیز پس از بازداشت در مشهد و انتقال به بازجویی‌های اطلاعات سپاه به کما رفت و چند هفته بعد در بیمارستان جان باخت.

بر اساس اطلاعات منتشر شده، او ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ پس از انتشار ویدیوهای اعتراضات بازداشت شده بود.

گزارش‌های حقوق بشری درباره مرگ زندانیان

گزارش‌های حقوق بشری نیز از ادامه مرگ زندانیان در زندان‌های ایران خبر می‌دهند.

بر اساس گزارشی ماهانه درباره وضعیت حقوق بشر در بازه خرداد تا تیر ۱۴۰۵، دست‌کم سه زندانی دیگر نیز در زندان‌های کشور جان باخته‌اند.

در کنار این موارد، گزارش‌هایی بر پایه شهادت شاهدان درباره تزریق دارو یا مواد ناشناخته به برخی بازداشت‌شدگان منتشر شده است.

طبق این گزارش‌ها، این افراد پس از تزریق دچار وخامت شدید جسمی شده یا جان باخته‌اند. با این حال، نوع مواد و ارتباط آنها با مرگ افراد نیازمند بررسی و تایید مستقل است.

تردیدهای مطرح‌شده درباره علت مرگ هاشمی و دیگر بازداشت‌شدگان در حالی است که خانواده‌ها در برخی موارد به اطلاعات پزشکی و روند مستقل بررسی علت مرگ دسترسی ندارند. همین موضوع، ضرورت بررسی مستقل علت مرگ و شرایط نگهداری زندانیان را بیشتر می‌کند

آموزش کار با سلاح به حامیان حکومت؛ آماده شدن جمهوری اسلامی برای سرکوب مسلحانه معترضان

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۱:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
محسن مهیمنی
100%

هم‌زمان با تشدید فضای امنیتی در پی بحران بنزین و معیشت و نگرانی از دور جدید اعتراضات، گزارش‌ها و پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از برگزاری دوره‌های آموزش نظامی برای کارمندان، حامیان جمهوری اسلامی، وابستگان نهادهای دولتی و کودکان، حکایت دارند.

بر اساس این گزارش‌ها، شهرداری تهران تحت ریاست علیرضا زاکانی، آموزش کار با سلاح جنگی به کارکنان مناطق ۲۲گانه را در دستور کار قرار داده و برای این کار، برخی کارمندان با اتوبوس به پارک‌ها و جنگل چیتگر منتقل شده‌اند.

هم‌زمان برنامه‌های آموزش کار با سلاح در مساجد و اماکن عمومی در حال اجراست.

انتقال کارمندان به پارک‌ها برای آموزش نظامی

شهروندان در پیام‌های خود به ایران‌اینترنشنال گفتند نیروهای وابسته به حکومت و برخی کارمندان از نقاط مختلف تهران به بوستان‌ها، از جمله جنگل چیتگر، منتقل می‌شوند تا در قالب برنامه‌ای با عنوان «یگان رزمی جنگی» آموزش‌های کاربردی کار با سلاح ببینند.

بر اساس این روایت‌ها، این دوره‌ها در شرایطی برگزار می‌شود که هم‌زمان فضای امنیتی در کشور تشدید شده است.

برخی مخاطبان ایران‌اینترنشنال این آموزش‌ها را نشانه آماده شدن حکومت برای مواجهه با اعتراضات احتمالی می‌دانند.

درباره شمار دقیق کارکنان شرکت‌کننده، نهاد برگزارکننده دوره‌ها، مدت آموزش و نوع سلاح‌های مورد استفاده، اطلاعات مستقلی موجود نیست.

100%
تصویر خبرگزاری وزارت ارشاد از دوره آموزش سلاح به کودکان در مازندران

آموزش سلاح به کودکان در مساجد و برنامه‌های حکومتی

گزارش‌ها و تصاویری که در هفته‌های اخیر و پس از کشتار گسترده برای سرکوب انقلاب ملی منتشر شده، از گسترش آموزش‌های مرتبط با سلاح در برخی مساجد و کانون‌های فرهنگی حکایت دارند.

در نمونه‌هایی از جمله مسجد جامع قائم‌شهر و کانون کمیل، آموزش کار با سلاح به کودکان و نوجوانان در قالب برنامه‌های اوقات فراغت گزارش شده است.

هم‌زمان، تصاویری از آموزش‌های نظامی در تجمعات شبانه حامیان حکومت و حضور زنان و کودکان در این برنامه‌ها منتشر شده است.

اخیرا نیز انتقال اسلحه واقعی به استودیوی صداوسیما و آموزش کار با آن و شلیک تیر در برنامه زنده در برخی برنامه‌ها جنجال‌برانگیز شده بود.

معاونان صداوسیما این اقدامات را «نمادین و تربیتی» توصیف کرده‌اند، اما منتقدان و فعالان حقوق بشر، از جمله شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح، نسبت به آموزش نظامی کودکان اعتراض کرده‌اند و آن را «مغایر با حقوق کودک و مشابه رفتار گروه‌های شبه‌نظامی» دانسته‌اند.

آموزش‌های نظامی در سایه نگرانی از اعتراضات

گسترش این برنامه‌ها در شرایطی گزارش می‌شود که فشارهای اقتصادی و معیشتی، از جمله نگرانی درباره افزایش قیمت بنزین، از عوامل افزایش نارضایتی عمومی در ایران عنوان شده است.

فرماندهان نیروهای سرکوب حکومت از جمله احمدرضا رادان، فرمانده کل فرماندهی انتظامی، و حسین طائب، رییس سازمان بسیج،‌ در روزهای اخیر در سخنانشان درباره اعتراضات ناشی از بحران معیشت و بنزین ابراز نگرانی کرده و بر اقدامات پیشگیرانه تاکید کردند.

برخی ناظران سیاسی و اقتصادی، برگزاری مانورهای میدانی، ایجاد غرفه‌های آمادگی دفاعی و نمایش آموزش‌های تسلیحاتی را نشانه تمرکز حکومت بر آمادگی امنیتی برای مقابله با اعتراضات احتمالی دانسته‌اند.

در این میان، انتقال آموزش‌های نظامی به نهادهای مدنی، مساجد و صداوسیمای جمهوری اسلامی، پرسش‌هایی درباره هدف و دامنه این برنامه‌ها ایجاد کرده است.

پیش از این نیز ایران‌اینترنشنال گزارش داده بود که حکومت برای سرکوب و کشتار معترضان در جریان انقلاب ملی‌ دی‌ماه از مساجد و اماکن مذهبی استفاده کرد.

در جریان اعتراضات سراسری اخیر، کشتار ده‌ها هزار نفری مردم در خیابان‌ها با شلیک اسلحه‌های جنگی به دست ماموران حکومت انجام شد و اکنون نیز این گمانه مطرح می‌شود که جمهوری اسلامی برنامه‌های جدیدی را برای سازماندهی و جذب نیرو به‌منظور کشتار و سرکوب دور بعدی اعتراضات احتمالی در نظر دارد.

شهروندان درباره بنزین ۱۰ هزار تومانی: قیمت همه‌چیز بالا می‌رود

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۱:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

پیشنهاد دولت برای دو برابر کردن نرخ سوم بنزین، واکنش گسترده و عمدتا منفی کاربران شبکه‌های اجتماعی را برانگیخت. بررسی صدها کامنت نشان می‌دهد نگرانی اصلی، سرایت افزایش بهای سوخت به قیمت کالاها، کرایه‌ها و دیگر هزینه‌های زندگی است.

مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، شامگاه ششم شهریور اعلام کرد پیشنهاد دولت افزایش نرخ سوم بنزین از پنج هزار به ۱۰ هزار تومان است.

او گفت اجرای این تصمیم به هماهنگی با مجلس، قوه قضاییه و دیگر نهادها نیاز دارد و زمان مشخصی برای آن اعلام نکرد.

  • پزشکیان از کاهش درآمدها و ناتوانی دولت در اجرای برخی وعده‌ها خبر داد

    پزشکیان از کاهش درآمدها و ناتوانی دولت در اجرای برخی وعده‌ها خبر داد

قیمت بنزین مثل بمب عمل می‌کند

بسیاری از کاربران در نظرات خود به تاثیر افزایش بهای سوخت بر زنجیره تولید و توزیع کالاها تمرکز کردند.

یکی از کاربران نوشت: «بحث بنزین ۱۰ [هزار تومانی] نیست .... این قیمت بنزین عین بمب عمل می‌کند؛ قیمت تمام اجناس چند برابر می‌شود.»

کاربر دیگری با اشاره به ثابت ماندن درآمدها نوشت: «همه‌چیز را دارید چند برابر گران می‌کنید؛ حقوق هم بر طبق گرانی تصویب کنید. نمی‌شود همه‌چیز گران بشود ولی حقوق‌ها ثابت بمانند.»

شماری دیگر درباره افزایش کرایه، هزینه حمل‌ونقل و قیمت مواد غذایی هشدار دادند.

از نگاه آنها، حتی کسانی که مصرف مستقیم بنزین اندکی دارند نیز هزینه افزایش قیمت آن را خواهند پرداخت.

  • افزایش کرایه اسنپ و تپسی در بحران بنزین؛ مسافران و رانندگان هر دو ناراضی‌اند

    افزایش کرایه اسنپ و تپسی در بحران بنزین؛ مسافران و رانندگان هر دو ناراضی‌اند

به مرگ گرفتن تا به تب راضی شدن

گروهی از کاربران انتشار ارقام بسیار بالاتر در روزهای گذشته را زمینه‌سازی برای پذیرش نرخ ۱۰ هزار تومانی دانستند.

یکی از آنها نوشت: «گفتند ۸۷ [هزار] تومان که بگویید چه خبر است، بعد بکنند ۱۰ هزار تومان و بگویید خوب شد ۸۷ [هزار] تومان نشد.»

کاربران دیگری با استفاده از ضرب‌المثل «طرف را به مرگ بگیر تا به تب راضی شود» همین برداشت را مطرح کردند. از نگاه آنها، طرح ارقام ۵۰ هزار یا ۸۷ هزار تومانی، افزایش ۱۰۰ درصدی نرخ سوم را مناسب جلوه می‌دهد.

پزشکیان این ارقام را تکذیب کرده است، اما تکرار چنین برداشتی از بی‌اعتمادی به اطلاع‌رسانی دولت حکایت دارد.

بررسی طرح دولت نشان می‌دهد سیاست مصوب بنزینی، افزایش سالانه قیمت، کاهش تدریجی سهمیه‌های یارانه‌ای و تبدیل سهمیه لیتری به ریالی را پیش‌بینی کرده است.

  • منابع آگاه: ذخایر راهبردی سوخت در ایران ممکن است ظرف چند هفته تمام شود

    منابع آگاه: ذخایر راهبردی سوخت در ایران ممکن است ظرف چند هفته تمام شود

هماهنگی با دخل‌وخرج

بخش دیگری از واکنش‌ها به تاکید پزشکیان بر «هماهنگی با همه نهادها و ارگان‌ها» مربوط است.

کاربران پرسیدند وضعیت معیشتی مردم در این هماهنگی چه جایگاهی دارد؟

یک شهروند نوشت: «با نهادها هماهنگ کردید؟ باید با دخل و خرج مردم هماهنگ می‌شد.»

دیگری گفت: «با ارگان‌ها هماهنگ نشوید. با مردم هماهنگ شوید.»

موضوع انتخابات نیز در نظرات پررنگ است. عده زیادی از شهروندان، افزایش قیمت را با وعده‌های پزشکیان مقایسه و از رای خود به او ابراز پشیمانی کردند.

  • گزارش اکسیوس از ۵ نشانه فروپاشی اقتصاد ایران زیر فشارهای ترامپ

    گزارش اکسیوس از ۵ نشانه فروپاشی اقتصاد ایران زیر فشارهای ترامپ

سهمیه‌های قبلی چه می‌شوند؟

کاربران همچنین پرسیدند آیا سهمیه‌های بنزین هزار و ۵۰۰ و سه هزار تومانی حفظ می‌شوند یا میزان آنها نیز کاهش می‌یابد؟

این ابهام با سخنان متفاوت مقام‌ها تشدید شده است.

سخنگوی دولت گفته بود این سهمیه‌ها دست‌کم تا پایان ماه تغییر نمی‌کنند، اما نایب‌رییس مجلس شورای اسلامی از کاهش سهمیه سه هزار تومانی از ۷۰ به ۵۰ لیتر و سهمیه پنج هزار تومانی از ۳۰ به ۱۵ لیتر خبر داده بود.

هم‌زمان، صف‌ها نشان می‌دهند با وجود تکذیب کمبود از سوی دولت، شهروندان دست‌کم در چند استان، درگیر تعطیلی جایگاه‌ها و دشواری دسترسی به سوخت شده‌اند.

ایران روزانه حدود ۱۲۰ میلیون لیتر بنزین تولید و نزدیک به ۱۳۵ میلیون لیتر مصرف می‌کند.

طبق گزارش اختصاصی ایران‌اینترنشنال، برداشت از ذخایر راهبردی سوخت به مرحله «هشدار قرمز» رسیده و با ادامه روند کنونی، این ذخایر ممکن است ظرف چند هفته تمام شوند.

مجموع واکنش‌ها از بی‌اعتمادی به روند تصمیم‌گیری دولت، نگرانی از موج تازه گرانی و نبود اطلاعات روشن درباره آینده سهمیه‌ها حکایت دارد.

رویترز: تحریم و محاصره آمریکا تجارت خارجی ایران را ۳۵ درصد کاهش داد

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۰۷:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

خبرگزاری رویترز گزارش داد با گذشت شش ماه از آغاز جنگ، مقام‌های جمهوری اسلامی به عمیق‌تر شدن بحران اقتصادی اذعان می‌کنند. مسعود پزشکیان کاهش ۳۵ درصدی تجارت خارجی را پیامد تحریم‌ها و محاصره دریایی آمریکا دانست؛ در حالی که تورم سالانه به ۶۶ درصد رسیده است.

رویترز شنبه هفتم شهریور نوشت فشار اقتصادی ناشی از جنگ، کاهش درآمدهای نفتی و محدود شدن مسیرهای تجارت خارجی اکنون در اظهارات عالی‌ترین مقام‌های جمهوری اسلامی بازتاب یافته است.

رییس‌ دولت جمهوری اسلامی شامگاه ششم شهریور در یک گفت‌وگوی تلویزیونی، تصویری از فشارهای اقتصادی و اجرایی پیش روی دولت ارائه کرد و گفت صادرات و واردات ایران در پی تحریم‌ها و محاصره بنادر کشور، نزدیک به ۳۵ درصد کاهش یافته است.

او افزود جمهوری اسلامی در دوره اجرای تفاهم‌نامه کوتاه‌مدت با آمریکا در خرداد توانست حدود ۹۰ میلیون بشکه نفت بفروشد؛ دوره‌ای که واشینگتن موقتا اجازه فروش نفت ایران را صادر کرده بود.

قطر و پاکستان در دستیابی به این تفاهم نقش داشتند و اجرای آن به برقراری آتش‌بسی کوتاه انجامید، اما اختلاف بر سر تنگه هرمز مانع دوام توافق شد.

پیش‌تر بررسی ایران‌اینترنشنال از داده‌های ردیابی نفتکش‌ها نشان داده بود در پی محاصره دریایی آمریکا، بارگیری نفت خام ایران به حدود یک‌هفتم سطح پیش از جنگ سقوط کرده و دریافت نفت ایران از سوی چین نیز به‌شدت کاهش یافته است.

  • نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ

    نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ

تورم ۶۶ درصدی و هشدار درباره معیشت

هم‌زمان با افت تجارت، تورم سالانه ایران در ماه گذشته به ۶۶ درصد رسید. مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در بیانیه‌ای مکتوب از دولت خواست به زنجیره مشکلات اقتصادی و معیشتی، از جمله تورم، بیکاری و مدیریت قیمت و بازار کالا و خدمات رسیدگی کند.

رویترز نوشت این هشدارها در شرایطی مطرح می‌شود که شمار دیگری از مقام‌های حکومتی همچنان آمریکا را به اقدام تلافی‌جویانه تهدید و بر کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز تاکید می‌کنند.

دولت دونالد ترامپ هم‌زمان کارزاری را که «طرد اقتصادی» نامیده است شدت بخشیده و به دولت‌ها، بانک‌ها و شرکت‌های خارجی هشدار داده است میان ادامه همکاری با تهران و دسترسی به دلار و نظام مالی آمریکا، یکی را انتخاب کنند.

تفاوت اصلی این کارزار با دوره‌های پیشین، تمرکز بر طرف‌های ثالث و گسترش دامنه تحریم‌های ثانویه به حوزه‌هایی چون کشتیرانی، فناوری، دارایی‌های دیجیتال، طلا و هوانوردی است.

با این حال، رویترز تاکید کرد خزانه‌داری آمریکا تاکنون از مجازات شرکای بزرگ جمهوری اسلامی، از جمله چین و هند، خودداری کرده است؛ اقدامی که می‌تواند پیامدهایی برای اقتصاد آمریکا و بازارهای جهانی داشته باشد.

  • وال‌استریت ژورنال: بانک‌ها و کسب‌وکارهای ایرانی در دبی همچنان فعال‌اند

    وال‌استریت ژورنال: بانک‌ها و کسب‌وکارهای ایرانی در دبی همچنان فعال‌اند

نخستین اقدام علیه بانک مصر

شبکه مقابله با جرایم مالی وزارت خزانه‌داری آمریکا موسوم به فین‌سن، پنج شعبه بانک مصر در امارات را «نگرانی درجه‌یک پول‌شویی» اعلام و پیشنهاد کرده است دسترسی آنها به تراکنش‌های دلاری قطع شود.

طبق برآورد این شبکه، این شعبه‌ها از دی ۱۴۰۲ تا خرداد ۱۴۰۵ حدود یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار تراکنش برای ۱۰۳ شرکت پردازش کرده‌اند که خزانه‌داری آمریکا آنها را بخشی از شبکه بانکداری سایه جمهوری اسلامی می‌داند.

این پیشنهاد پس از یک دوره ۳۰ روزه دریافت نظر عمومی می‌تواند نهایی شود.

آمریکا همچنین یک شرکت مستقر در هنگ‌کنگ و رضا محمد تاییدی، مدیر شعبه بانک ملی ایران در دبی، را به اتهام نقش داشتن در شبکه‌های مالی جمهوری اسلامی تحریم کرد.

  • آمریکا در ادامه کارزار طرد اقتصادی، تحریم‌ها و محدودیت‌های تازه‌ای علیه تهران وضع کرد

    آمریکا در ادامه کارزار طرد اقتصادی، تحریم‌ها و محدودیت‌های تازه‌ای علیه تهران وضع کرد

بن‌بست بر سر تنگه هرمز

محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر، پنجم شهریور در تهران از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست کشتیرانی در تنگه هرمز را به وضعیت پیش از جنگ بازگردانند.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، این گفت‌وگوها را «خلاقانه» خواند، اما نشانه‌ای از توافق منتشر نشد.

ترامپ می‌گوید تنگه هرمز باز است و نیروهای آمریکایی مین‌های دریایی را پاک‌سازی کرده‌اند.

نیروی دریایی سپاه پاسداران این موضوع را رد کرده و می‌گوید کشتی‌ها بدون مجوز جمهوری اسلامی حق عبور ندارند.

داده‌های اولیه کشتیرانی نشان می‌دهد پنجم شهریور تنها هفت کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کردند؛ در حالی که این رقم یک روز پیش از آن ۱۷ کشتی و میانگین ۱۰ روزه، ۱۵ کشتی بود.

این کاهش نشان می‌دهد تنگه هرمز، هم‌زمان ابزاری برای اعمال فشار جمهوری اسلامی و یکی از عوامل تشدید انزوای تجاری و بحران اقتصادی ایران شده است.