جمهوری اسلامی در انقلاب ملی ایرانیان دهها هزار معترض را در ۱۸ و ۱۹ دی ماه با گلوله جنگی به قتل رساند و اینترنت را قطع کرد. یک منبع آگاه از «بهشت رضوان» مشهد گفت آنها تنها در یک نوبت پیکر حدود ۴۰۰ معترضی که چهرهشان به دلیل شلیک به صورت قابل شناسایی نبود، دفن کردند.
«ما بسیاری از شجاعترین سربازان و فرزندان ایران را که در خط مقدم میجنگیدند در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه از دست دادیم، تعداد زیادی از آنها نیز در روزهای بعد، بازداشت و در اعدامهای فوری به قتل رسیدند. امروز ۲۵ دی ماه است و جنگ ما با جمهوری اسلامی در خیابانها ادامه دارد، من احتمال زنده ماندن خودم را در روزهای آینده در حدود ۲۰ درصد میدانم. میخواهم این روایت از من ثبت شود تا اگر زنده ماندم در هر دادگاهی که لازم باشد شهادت دهم و اگر زنده نباشم این روایت، بخشی از جنایتی را بازگو کند که در آن دو شب در مشهد رخ داد.»
این آخرین اظهارات یکی از جوانانی است که در انقلاب ملی ایرانیان در مشهد برای آزادی ایران به خیابان رفت.
بیش از هشت هفته است که جمهوری اسلامی، اینترنت و خطوط تلفن را قطع کرده و از سرنوشت این جوان نیز تاکنون خبری در دست نیست.
۱۸ دی، وکیلآباد؛ ساعت ۹ شب سیل جمعیت، نیروهای سرکوب را عقب راند
روایت این جوان حدود ۳۲ ساله از بلوار وکیلآباد حاکی از سیل جمعیت سیاهپوشانی است که با صورتهای پوشیده، در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، شعارهای «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده/ پهلوی برمیگرده» سر دادند.
آنها در اولین ساعتهای فراخوان، دسته دسته از کوچههای منتهی به این بلوار به خیابان اضافه شدند و در کمتر از یک ساعت مسیر بلوار وکیلآباد تا خیابان آزادشهر را پوشاندند.
به گفته او، سیل معترضان به حدی بود که نیروهای یگان ویژه مجبور به عقبنشینی تا میدان پارک شدند و این بخش از شهر تا ساعت ۱۱ شب در دست معترضان بود.
ساعت ۱۱ شب، چراغهای خیابان و آنتنهای موبایل را قطع کردند و مردم را به رگبار بستند.
به گزارش ایراناینترنشنال، جمهوری اسلامی در دو شب ۱۸ و ۱۹ دی ماه بیش از ۳۶ هزار معترض را در خیابانهای ایران کشت.
گزارشهای بسیاری نیز از شلیک تیر خلاص به مجروحان در بیمارستانها و بازداشتگاهها منتشر شده است.
این جوان گفت که در سه ساعت اول حضور مردم، نیروهای سرکوب با اسلحههای ساچمهای یا تفنگهای وینچستر به معترضان حمله کردند، اما ساعت ۱۱ شب به بعد، «هنگامی که صدای شعارهای مردم زمین را میلرزاند و سیل جمعیت به بالاترین حد ممکن رسید»، ناگهان تمام چراغهای پیادهروها، خیابانها و پارک خاموش شد، و نیروهای سپاه گلولههای اشکآور شلیک کردند و در پی آن با گلوله جنگی معترضان را کشتند.
او بارها از «خط مقدم» نام میبرد و آن را جایی تعریف میکند که اولین ردیف جوانان آزادیخواه ایستاده بودند و با دست خالی با نیروهای سلاح به دست سپاه پاسداران میجنگیدند.
او گفت: «به محض خاموش شدن چراغهای خیابان، نور سبز لیزرها یکی یکی بر روی شجاعانی که در خط مقدم بودند، میافتاد و به دنبال آن، صدای تکتیر میآمد و میدیدیم که یکی یکی بر زمین میافتادند»
خیابان طبرسی؛ جای گلوله روی دیوارها و بوی خون در هوا
در خیابان طبرسی مشهد، نیروهای سپاه پاسداران از ساعت ۹ شب روی پشتبامها مستقر شده بودند و به جمعیتی که هر لحظه وارد این خیابان میشدند و شعار میدادند، گلوله جنگی شلیک میکردند.
لباسشخصیها نیز معترضان را در جمعیت شناسایی و پس از شلیک گاز اشکآور، هنگامی که مردم شروع به دویدن به اطراف میکردند، با کلت آنها را میکشتند.
جوان دیگری که آن شب در خیابان طبرسی حضور داشت، گفت: «از ساعت ۱۰ شب به بعد آنقدر تعداد کشتهشدگانی که روی زمین افتاده بودند زیاد بود که بوی خون به وضوح در هوا احساس میشد.»
او اضافه کرد سرکوبگران در ساعت ۱۲ نیمهشب به آمبولانسی که در حال انتقال معترضان مجروح به بیمارستان بود حمله کردند و معترضان را با تیر خلاص کشتند.
شورای تامین استان: جوری مردم را بترسانید که ۲۰ دی کسی جرات به خیابان رفتن نکند
یک منبع آگاه در استانداری خراسان رضوی که بهدلیل حفظ امنیت نخواست نامش فاش شود به ایراناینترنشنال گفت که ساعت ۱۱ صبح جمعه ۱۹ دیماه، شورای تامین استان در جلسهای با حضور روسای تمام ارگانهای دولتی اعلام کرد بر اساس دستور رسیده از نهادهای بالادستی، اعتراضات باید به هر قیمتی سرکوب و در خیابانها حکومت نظامی برقرار شود.
همچنین در این جلسه عنوان شد که مهم نیست تعداد کشتهشدگان سرکوب چند نفر باشد: «فقط باید جوری مردم را به بترسانند که ۲۰ دی هیچکس جرات رفتن به خیابان و اعتراض نداشته باشد.»
۱۹ دی، وکیلآباد؛ آنتن موبایل و چراغها را خاموش کردند و قتلعام شروع شد
«شب دوم، در وکیلآباد سنگر درست کرده بودیم و شعار میدادیم و تا ساعت ۹ شب خیابان در دست ما بود. قرار بود تا صبح در خیابان بمانیم و شعار بدهیم، اما ساعت ۹ شب برقها و آنتنهای موبایل را قطع کردند و از زمین و پشتبامها به سویمان گلولههای جنگی شلیک کردند.»
این روایت نوجوان ۱۷ سالهای است که در اولین ساعتهای شب ۱۹ دی ماه در خیابان وکیلآباد مشهد، همراه با مادر و پدر و خواهر کوچکترش حضور داشت: «ساعت ۱۰ شب صدای گلوله میآمد اما مردم همچنان شعار میدادند و کسی حاضر به ترک خیابان نبود.»
او از حدود ۲۵ جوان و نوجوان دختر و پسری یاد کرد که اسم هیچ کدامشان را نمیدانست اما شاهد کشته شدن تکتکشان در تنها نیم ساعت بود: «به چشم دیدم که همهشان را از پشتبام یک مسجد به رگبار بستند.»
در «بهشت رضوان» بیش از ۴۰۰ پیکر بهدلیل شلیک به صورت و گردن قابل شناسایی نبودند
یک منبع آگاه، به نقل از رییس آرامستان «بهشت رضوان» مشهد به ایراناینترنشنال گفت در شامگاه ۱۹ دی ماه بیش از ۴۰۰ پیکر به این آرامستان منتقل شد که امکان شناسایی هیچ کدام از آنها وجود نداشت چون به طور عمدی و مستقیم به صورتشان گلوله شلیک کرده بودند تا چهرهشان قابل شناسایی نباشند.
ماموران آتشنشانی که از دستور سرکوب سرپیچی کردند کشته یا بازداشت شدند
بر اساس گزارشها، ماموران آتشنشانی در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه از سوی شهرداری و استانداری مشهد مامور شدند در سرکوب مردم مشارکت کنند، اما تعداد زیادی از آنها از این دستور سر باز زدند و به کمک معترضان رفتند.
حمید مهدوی، آتشنشان و ورزشکار، یکی از آنها بود که هنگام کمک به معترضان هدف شلیک گلوله ماموران حکومت قرار گرفت و کشته شد.
یک شاهد عینی از صبح ۱۹ دیماه در خیابان طبرسی مشهد گفت: «دو کوچه در میان، یک نفر را کشته بودند و از پیکر چمباتمهزده پیرمردهای محل که در سکوت سیگار میکشیدند، میشد فهمید شب گذشته در این منطقه چه جنایتی رخ داده است.»
به گفته این جوان، نهادهای امنیتی، حتی نیروهای بازنشسته دادگستری و انتظامات فرودگاههای مشهد را مجبور کرده بودند اسلحه بگیرند و در میدانها مستقر شوند.
او گفت شب ۱۹ دیماه در خیابان طبرسی از یک راننده ون حمل جنازه در یک ایستگاه پمپبنزین منطقه طبرسی شنید که از ساعت ۹:۳۰ شب ۱۸ دی تا ساعت دو بامداد، تنها یکی از ونهای حمل جنازه، پیکر ۱۳۱ نفر را به «بهشت رضا» تحویل داده است.
۲۰ دی، اعدامهای گروهی؛ ۴۰۰ نفر را دستهجمعی دفن کردند
در هفته اول انقلاب ملی ایرانیان، شمار زیادی از خانوادهها اعلام کردند نزدیکانشان مفقود شدهاند و پس از بازداشت از آنها خبری ندارند. برخی نیز پس از تماس نهادهای امنیتی مبنی بر بازداشت عزیزانشان، با مراجعه به بازداشتگاه مطلع شدند که برای گرفتن پیکر نزدیکانشان باید به پزشکی قانونی مراجعه کنند.
به گزارش یک منبع مطلع در آرامستان «بهشت رضوان» مشهد، تنها در یک نوبت حدود ۴۰۰ نفر را بهصورت دستهجمعی در این آرامستان دفن کردند؛ کشتهشدگانی که امکان شناسایی بسیاری از آنها به دلیل شلیک گلوله به صورتشان وجود نداشته است.
یک منبع آگاه ساکن منطقه طبرسی مشهد نیز گفت پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی، افراد غریبه اجازه رفتوآمد در این محل را نداشتند، زیرا ماموران لباس شخصی یا نیروهای سپاه برای ورود از آنها کارت شناسایی و نشانی خانهای را میخواستند که قصد ورود به آن داشتند.
یکی از پرستاران بیمارستان فارابی مشهد نیز درباره آمار کشتهشدگان تنها در شب ۲۰ دیماه گفت از ساعت ۱۲ شب تا هفت صبح برای ۵۰۰ نفر در این بیمارستان گواهی فوت صادر کرده بودند.
او گفت در یک خیابان کوچک این منطقه، در یک شب ۲۰ نفر را کشته بودند؛ موضوعی که از روی اعلامیههای ترحیم کوچک و بدون عکس روی در خانهها قابل تشخیص بود.
حیاط درمانگاه چمران؛ پیکر کشتهها را با شتاب از تریلیها خالی کردند
همسر یکی از کشتهشدگان مشهد که صبح ۲۰ دیماه برای دریافت پیکر به درمانگاه چمران رفته بود، گفت: «تا وقتی پایم را در درمانگاه نگذاشته بودم، فکر میکردم شاید همسرم زنده باشد .... وارد حیاط درمانگاه شدم و دیدم پیکرها را در سه ردیف روی هم در کاورهای سیاه گذاشتهاند و مردم سیاهپوش با شیون و فریاد در حال شناسایی عزیزانشان هستند. همه آن کاورهای سیاه انگار همسرم بودند و زار زار گریستم.»
او گفت همراه با برادرش در حال باز کردن زیپ کاور اجساد بوده که یک تریلی بزرگ از راه رسیده و کارگرانی که صورتشان را پوشانده بودند، با شتاب اجساد داخل تریلی را روی زمین حیاط درمانگاه پرتاب میکردند.
این روایتها تنها بخشی از کشتار و جنایتی است که جمهوری اسلامی در تاریکی شبهای ۱۸ و ۱۹ دی در مشهد و تمام ایران انجام داد. در شرایطی که ارتباطات قطع و اطلاعرسانی محدود شده است، هنوز روشن نیست دقیقا چه تعداد کشته شدند و چه بر سر بازداشتشدگان میآید.
پرسشهایی که با گذشت بیش از ۱۰۰ روز همچنان بیپاسخ ماندهاند.
جوانان بسیاری که حالا «جاویدنامان انقلاب ملی» نام گرفتهاند، برای فردای بهتر و زندگی در کشوری آزاد به خیابان رفتند و کشته شدند. آنها باور داشتند ایران آزاد میشود و با فدا کردن جانشان میخواستند این آزادی هر چه زودتر به دست بیاید.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.