• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

مهسا امینی و مبارزه‌ای که زنان ایران یک قرن است ادامه می‌دهند

عبدالله فتحی‌نژاد

مشاور مهاجرت

۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

در شهریور ۱۴۰۱، مرگ مهسا امینی، دختر ۲۲ساله، در بازداشت «گشت ارشاد» حکومت ایران آتشی برافروخت که همچنان شعله‌ور است.

بازداشت او به‌دلیل «بدحجابی» جرقه جنبش تاریخی «زن، زندگی، آزادی» را زد؛ جنبشی که زنان و مردان را به خیابان‌ها کشاند تا خواستار پایان حجاب اجباری و آپارتاید جنسیتی شوند.

برای بسیاری در خارج از ایران، این رویداد خیزشی ناگهانی به نظر می‌رسید. اما در واقع، ادامه مبارزه‌ای بود که مدت‌ها پیش از سال ۱۴۰۱ و حتی مدت‌ها پیش از سال ۱۳۵۷ آغاز شده بود.

حرکت ایران به‌سوی برابری زنان با حمایت حکومت، در اوایل سده چهاردهم هجری شمسی و در دوران رضاشاه آغاز شد؛ پادشاهی که از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ حکومت کرد و باور داشت نوسازی کشور مستلزم مشارکت فعال زنان در زندگی عمومی است.

فرمان سال ۱۳۱۴ او برای کشف اجباری حجاب، اگرچه با زور و تحکم همراه بود، نقطه عطفی به شمار می‌رفت و نماد ورود زنان به عرصه اجتماعی پس از قرن‌ها خانه‌نشینی بود.

در دوران شاهان پهلوی، به‌ویژه محمدرضاشاه که از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ حکومت کرد، این تحول با هدایت حکومت به حوزه‌های آموزش، مشارکت سیاسی، قوانین خانواده و محیط کار گسترش یافت.

مدارس نوین دخترانه به‌شکلی چشمگیر گسترش یافتند و تا نیمه دوم دهه ۱۳۵۰، سهم زنان در میان دانشجویان دانشگاه‌ها رو به افزایش بود و آنان به رشته‌های تخصصی، از پزشکی تا مهندسی، راه می‌یافتند.

در سال ۱۳۴۱، زنان ایرانی حق رای و نامزدی در انتخابات را به دست آوردند. در فاصله یک دهه، زنان به کرسی‌های مجلس و مقام وزارت رسیدند و در جایگاه قاضی مشغول به کار شدند. قوانین حمایت خانواده، مصوب ۱۳۴۶ که در سال ۱۳۵۳ به‌طور چشمگیری گسترش یافت، چندهمسری را محدود کرد، حداقل سن ازدواج را افزایش داد و حقوق زنان را در زمینه طلاق و حضانت فرزندان به‌میزان قابل‌توجهی گسترش داد.

تا نیمه دوم دهه ۱۳۵۰، حضور زنان در جایگاه پزشک، وکیل، مدیر ارشد، خلبان و رهبر کسب‌وکارها روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شد.

این پیشرفت‌ها در مجموع جایگاه حقوقی و اجتماعی زنان ایرانی را دگرگون کرد و دستیابی به برابری بیشتر را در دسترس قرار داد.

این روند پیشرو در سال ۱۳۵۷ ناگهان متوقف شد. آیت‌الله [روح‌الله] خمینی، هرچند تصاحب قدرت را در لفافه وعده‌های رفاه و رهایی پوشاند، در عمل ضد‌انقلابی مبتنی بر حاکمیت دینی به ارمغان آورد.

قوانین حمایت خانواده برچیده شد، قضات زن از مسند قضاوت کنار گذاشته شدند، حداقل سن ازدواج دختران کاهش یافت و حجاب اجباری به‌تدریج تحمیل شد.

زنان ایرانی تقریبا بلافاصله دست به مقاومت زدند. در اسفند ۱۳۵۷، هزاران نفر در خیابان‌های تهران علیه حجاب اجباری راهپیمایی کردند. بااین‌حال، غرب که مشتاق بود وعده‌های دیپلماتیک و میانه‌روانه خمینی را باور کند، بر حذف سریع دستاوردهایی چشم بست که زنان به‌سختی به دست آورده بودند.

پیامدهای آن خیانت اولیه همچنان بر ایران اثر می‌گذارد، هرچند روش‌های جمهوری اسلامی به‌شدت تغییر کرده است. در سال‌های اخیر، شبکه‌های امنیتی حکومت با اقداماتی از جمله «طرح نور»، اعمال حجاب اجباری را تشدید کرده‌اند.

فناوری و محدودیت‌های تنبیهی بیش‌ازپیش به ابزارهای اعمال زور در خیابان افزوده شده‌اند. مقام‌ها علیه زنانی که از حجاب اجباری سرپیچی می‌کنند، از دوربین‌های نظارتی، جریمه‌های سنگین مالی و دیگر محدودیت‌ها استفاده کرده‌اند.

بااین‌حال، این دستگاه رو به گسترش نتوانسته عزم مردم را در هم بشکند. نافرمانی مدنی پس از مرگ مهسا امینی به فراهم‌شدن زمینه اعتراض‌های بعدی کمک کرد؛ اعتراض‌هایی که بار دیگر جمهوری اسلامی را به لرزه درآورد.

من به‌عنوان مشاور مهاجرت در کانادا، با بسیاری از ایرانیانی گفت‌وگو می‌کنم که در پی ترک ایران‌اند. آنان بارها و بارها روایت یکسانی را با من در میان می‌گذارند: آینده‌ای می‌خواهند که دخترانشان بتوانند آزادانه تحصیل کنند، مسیر زندگی‌شان را خود برگزینند و بدون ترس زندگی کنند.

تاریخ مبارزه زنان ایران برای جهان خارج نیز درسی در بر دارد. در سال ۱۳۵۷، رهبران غربی انقلابی مبتنی بر حاکمیت دینی را به‌اشتباه جنبشی پنداشتند که آزادی سیاسی بیشتری به ارمغان خواهد آورد. امروز نیز اگر غرب «ثبات» کوتاه‌مدت یا توافق‌های محدود برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای را بر حقوق بنیادین بشر مقدم بداند، با خطر تکرار اشتباهات خود روبه‌رو خواهد شد.

حمایت از زنان ایرانی صرفا اقدامی خیرخواهانه در عرصه بین‌المللی نیست؛ مساله‌ای راهبردی نیز هست. ایرانی سکولار و آزاد می‌تواند چشم‌انداز سیاسی و امنیتی خاورمیانه را از اساس دگرگون کند و نیروهایی را تضعیف کند که به جنگ‌های نیابتی دامن زده و مسیرهای حیاتی کشتیرانی را تهدید کرده‌اند.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اکسیوس از انهدام ۲ قایق سپاه پاسداران به دست نیروهای آمریکایی خبر داد
۱

اکسیوس از انهدام ۲ قایق سپاه پاسداران به دست نیروهای آمریکایی خبر داد

۲

دفاع دبیر از رانت اکتشاف معدن: قانونی است و خیلی از دستگاه‌ها کار اقتصادی می‌کنند

۳

انتقاد ورزشکاران المپیکی از تبلیغ سیدنی سوئینی به علت «جنسی‌سازی ورزش زنان»

۴

اولین گزارش بازرسان کل آمریکا از هزینه‌ها، تلفات، خسارات و پیامدهای عملیات «خشم حماسی»

۵

اعتصاب عمومی در شهرهای کردنشین؛ امجد امینی: یک سوگواری ساده را بر ما روا نمی‌بینند

انتخاب سردبیر

  • نامه سرگشاده متخصصان ایرانی به پارلمان کانادا؛ قربانیان سربازی در سپاه در برزخ گرفتارند

    نامه سرگشاده متخصصان ایرانی به پارلمان کانادا؛ قربانیان سربازی در سپاه در برزخ گرفتارند

  • از ترس تا رهایی؛ زنان از اولین تجربه بیرون رفتن بدون حجاب اجباری گفتند
    روایت شما

    از ترس تا رهایی؛ زنان از اولین تجربه بیرون رفتن بدون حجاب اجباری گفتند

  • عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب جنایات علیه بشریت شد

    عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب جنایات علیه بشریت شد

  • اعتصاب عمومی در شهرهای کردنشین؛ امجد امینی: یک سوگواری ساده را بر ما روا نمی‌بینند

    اعتصاب عمومی در شهرهای کردنشین؛ امجد امینی: یک سوگواری ساده را بر ما روا نمی‌بینند

  • حمایت رییس کمیسیون اروپا از پیوستن کانادا به اتحادیه اروپا به‌عنوان «عضو وابسته»

    حمایت رییس کمیسیون اروپا از پیوستن کانادا به اتحادیه اروپا به‌عنوان «عضو وابسته»

  • قاصدک مهسا؛ گام‌به‌گام با «زن، زندگی‌، آزادی»

    قاصدک مهسا؛ گام‌به‌گام با «زن، زندگی‌، آزادی»

  • زن زندگی آزادی؛ خیزشی که ایران را دگرگون کرد

    زن زندگی آزادی؛ خیزشی که ایران را دگرگون کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

آمادگی روانی خانواده برای بازگشت به مدرسه؛ نگاهی روان‌شناختی در سایه بحران

۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ۱۴:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
صبا آلاله
100%

سال‌هاست که نزدیک شدن به اول مهر برای بسیاری از خانواده‌ها با نوعی اضطراب همراه بوده است؛ اضطرابِ شروع مدرسه، جدا شدن کودک از خانه، ورود به کلاس و معلم جدید و نگرانی از اینکه سال تحصیلی پیش رو چگونه خواهد گذشت. اما این اضطراب همیشه در شرایط اجتماعی و روانی یکسانی تجربه نشده است.

نسل‌های مختلف کودکان و خانواده‌ها در چند دهه گذشته، هر کدام مهر را در دوره‌ای از بحران تجربه کرده‌اند. نسلی با جنگ ایران و عراق بزرگ شد، نسل‌های بعد با بحران‌های اقتصادی و اجتماعی و نگرانی درباره آینده روبه‌رو شدند و همه‌گیری کرونا نیز برای مدتی طولانی ارتباط کودکان با مدرسه و زندگی عادی را مختل کرد.

هر کدام از این تجربه‌ها اثری بر خانواده‌ها و کودکان گذاشتند؛ اما امروز فقط با یک بحران تازه روبه‌رو نیستیم. سال‌ها زندگی در شرایط ناامنی، فشار اقتصادی، فقدان و بحران‌های اجتماعی، رد خود را بر تجربه خانواده‌ها و کودکان گذاشته است.

دانش‌آموزی که امروز به مدرسه برمی‌گردد، ممکن است بخشی از این تجربه طولانیِ تغییر، ناامنی و فشار را با خود به مدرسه ببرد.

در سوی دیگر، والدینی قرار دارند که خودشان نیز سال‌ها در معرض همین فشارها بوده‌اند و حالا باید در کنار نگرانی درباره آینده، هزینه‌های زندگی و امنیت خانواده، فرزندشان را برای بازگشت به مدرسه آماده کنند.

بنابراین پرسش فقط این نیست که دانش‌آموز برای مدرسه آماده است یا نه؛ باید دید خانواده با چه وضعیت روانی‌ او را به مدرسه بازمی‌گرداند. خستگی و فشار روانی والدین، نگرانی درباره آینده و دشواری‌های اقتصادی نیز بخشی از فضای زندگی فرزند است و حتی آماده‌شدن برای مدرسه می‌تواند برای خانواده‌ای که با گرانی و بی‌ثباتی اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند، به منبع فشار تازه‌ای تبدیل شود.

  • گرانی لوازم‌التحریر و هزینه‌های کمرشکن مدرسه به ترک تحصیل کودکان دامن می‌زند

    گرانی لوازم‌التحریر و هزینه‌های کمرشکن مدرسه به ترک تحصیل کودکان دامن می‌زند

در این مقاله، با تکیه بر پژوهش‌های موجود درباره سلامت روان کودکان و نوجوانان، خانواده و پیامدهای بحران، بررسی می‌کنیم که این شرایط چگونه می‌توانند بر تجربه بازگشت به مدرسه اثر بگذارند. ترس، سوگ و ناامنی همیشه به زبان نمی‌آیند و گاهی خود را در بی‌حوصلگی، پرخاشگری، افت تمرکز، اختلال خواب یا بی‌میلی به مدرسه نشان می‌دهند.

از این منظر، بازگشت به مدرسه تلاشی دوباره برای بازگشت خانواده و فرزندان به زندگی روزمره پس از سال‌ها تجربه بحران و ناامنی است. دانش‌آموز فقط با کیف و کتاب وارد مدرسه نمی‌شود؛ بخشی از تجربه خانه و جامعه را نیز با خود به کلاس می‌برد.

پژوهش‌ها از تجربه دانش‌آموزان و خانواده‌ها چه می‌گویند؟

بحران همیشه همان روز تمام نمی شود: خانواده‌ای را تصور کنیم که مدتی از یک حادثه سخت، سوگ یا دوره‌ای از ناامنی گذشته، اما بعد از مدتی انتظار دارد زندگی به حالت عادی برگردد؛ با این حال فرزندش هنوز بدخواب است، زود عصبانی می‌شود، تمرکز ندارد یا نسبت به رفتن به مدرسه مقاومت می‌کند.

پژوهش‌های انجام‌شده پس از بلایای جمعی نشان می‌دهند که واکنش‌های روانی کودکان و نوجوانان الزاما با پایان حادثه تمام نمی‌شوند.

یک مرور نظام‌مند از مطالعات مربوط به زلزله و سیل نشان داد که علائم پس از سانحه در ماه‌های بعد همچنان در بخشی از کودکان و نوجوانان دیده می‌شود و در طول زمان تغییر می‌کند. پایان خطر بیرونی الزاما به معنای پایان فشار روانی نیست و برای بعضی فرزندان، بازگشت به احساس امنیت و روال عادی زمان می‌برد.

گاهی آنچه دانش‌آموز با خود به مدرسه می برد، مربوط به چیزی است که مدت ها قبل اتفاق افتاده است: این موضوع در تجربه زلزله بم به شکل ملموسی دیده شده است. پژوهشگران کودکانی هفت تا ۱۳ ساله را که چهار سال پیش یکی از والدین خود را در زلزله از دست داده بودند، با کودکانی از خانواده‌های مشابه اما بدون این فقدان مقایسه کردند.

  • هزینه لوازم مدرسه برای یک دانش‌آموز در ایران به ۱۵ میلیون تومان رسید

    هزینه لوازم مدرسه برای یک دانش‌آموز در ایران به ۱۵ میلیون تومان رسید

کودکانی که فقدان والد را تجربه کرده بودند، مشکلات هیجانی و رفتاری بیشتری داشتند و وضعیت روانی والد باقی‌مانده نیز با مشکلات کودک ارتباط داشت؛ دشواری‌های اقتصادی هم می‌توانست این وضعیت را تشدید کند.

این یافته یادآور می‌شود که رفتار فرزند را نباید فقط بر اساس آنچه امروز می‌بینیم قضاوت کنیم؛ بی‌حوصلگی، تحریک‌پذیری یا دشواری بازگشت به مدرسه ممکن است بخشی از تجربه‌ای طولانی‌تر باشد.

بحران اجتماعی فقط بیرون از خانه اتفاق نمی افتد: برای نوجوانی که شاهد خشونت اجتماعی بوده، مدرسه ناامن شده یا در محیط اطرافش با ترس و بی‌ثباتی روبه‌رو شده، مدرسه می‌تواند بخشی از تجربه بحران او باشد.

پژوهشی که در میان دختران نوجوان پس از خشونت‌های مرتبط با جنبش زن، زندگی، آزادی و حملات گاز به مدارس دخترانه انجام شد، نشان داد تجربه چنین ترومای جمعی با واکنش‌های اضطرابی، افسردگی و پس از سانحه همراه بوده است.

این پژوهش نشان می‌دهد نوجوان ممکن است ناامنی اجتماعی را با خود به مدرسه ببرد؛ بنابراین مقاومت در برابر مدرسه گاهی می‌تواند با احساس امنیت ازدست‌رفته او ارتباط داشته باشد.

فشار اقتصادی ممکن است قبل از ورود دانش‌آموز به مدرسه، خودش را نشان داده باشد: برای خانواده‌ای که باید هم‌زمان هزینه‌های زندگی، اجاره، درمان، رفت‌وآمد و مخارج مدرسه را مدیریت کند، رسیدن شهریور و مهر می‌تواند به دوره‌ای از فشار تبدیل شود.

پژوهشی که کودکان و نوجوانان شش تا ۱۸ ساله را در سراسر کشور بررسی کرده، نشان داد وضعیت اقتصادی پایین‌تر با احتمال بیشتر برخی مشکلات روانی و رفتاری، از جمله افسردگی، اضطراب، احساس بی‌ارزشی، خشم، بی‌خوابی و درگیری فیزیکی همراه بود.

  • ۶۱ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال آموزش مجازی را به حضور در کلاس ترجیح می‌دهند

    ۶۱ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال آموزش مجازی را به حضور در کلاس ترجیح می‌دهند

این یافته نشان می‌دهد شرایط اقتصادی بخشی از محیط زندگی فرزند است و می‌تواند همراه با فشارهای خانوادگی و اجتماعی، آسیب‌پذیری او را بیشتر کند.

وقتی والد خودش خسته و تحت فشار است، مسئله فقط اضطراب فرزند نیست: گاهی والد دیگر مثل گذشته حوصله شنیدن نگرانی‌های فرزندش را ندارد، زودتر عصبانی می‌شود یا نمی‌تواند با خیال راحت درباره شروع مدرسه با او صحبت کند.

این وضعیت لزوما به معنای ضعف والدگری نیست. در پیمایش‌های ملی درباره سلامت روان کودکان و نوجوانان، سابقه مشکلات روانی والدین با احتمال بیشتر مشکلات روانی و اضطرابی در فرزندان ارتباط داشت.

این یافته نشان می‌دهد وضعیت روانی والد بخشی از زمینه زندگی فرزند است و فشارهای طولانی‌مدت زندگی می‌توانند ظرفیت والد برای همراهی با او را کاهش دهند.

مدرسه میتواند فقط محل درس نباشد؛ می تواند بخشی از احساس امنیت دانش‌آموز باشد: برای بعضی نوجوانان، بازگشت به مدرسه فقط برگشتن به کلاس نیست؛ برگشتن به جمع دوستان، معلم، برنامه روزانه و احساس تعلق است.

پژوهشی درباره نوجوانان نشان داد احساس تعلق به مدرسه با وضعیت اجتماعی، هیجانی و رفتاری، عملکرد تحصیلی و رفتارهای حمایتگرانه ارتباط دارد. بنابراین وقتی فرزند از مدرسه فاصله می‌گیرد، بهتر است فقط به نمره و تکالیف نگاه نکنیم و ببینیم آیا در مدرسه احساس دیده‌شدن و تعلق دارد یا نه. مدرسه می‌تواند بخشی از شبکه حمایتی او باشد، نه فقط محل آموزش.

پژوهش‌های انجام‌شده درباره بحران‌های اجتماعی و سیاسی، جنگ، خشونت و فشار اقتصادی نشان می‌دهند که تجربه بحران به لحظه حادثه محدود نمی‌شود.

  • کرونا، کشتار، جنگ؛ «ما از نوجوانی چیزی نفهمیدیم»

    کرونا، کشتار، جنگ؛ «ما از نوجوانی چیزی نفهمیدیم»

ناامنی، فشار اقتصادی و وضعیت روانی والدین می‌توانند از مسیر خانواده بر احساس امنیت و رفتار فرزند اثر بگذارند؛ در مقابل، رابطه حمایتگر خانواده و احساس تعلق به مدرسه می‌توانند بخشی از این فشارها را تعدیل کنند. بنابراین تجربه روانی فرزند حاصل تعامل چند عامل است و نمی‌توان آن را به یک علت واحد نسبت داد.

آمادگی روانی خانواده برای بازگشت به مدرسه

خانه را تا حد امکان به فضای امن فرزندان تبدیل کنیم: در شرایطی که بیرون از خانه با اخبار نگران‌کننده، خشونت، ناامنی و بی‌ثباتی روبه‌رو هستیم، خانواده نمی‌تواند همه این عوامل را از زندگی فرزندان حذف کند؛ اما می‌تواند فضای خانه را از بازتولید مداوم این فشارها دور نگه دارد.

قرار نیست فرزندان از اتفاقات جامعه بی‌خبر بمانند، اما بهتر است در معرض تصاویر خشونت‌آمیز، ویدئوهای تکان‌دهنده، بحث‌های مداوم و اخبار تکرارشونده قرار نگیرند. به‌ویژه برای کودکان کم‌سن‌تر، آنچه برای بزرگسال یک خبر است، ممکن است به تصویری ترسناک از جهانی ناامن تبدیل شود. بنابراین میزان و نوع مواجهه با این محتوا بهتر است متناسب با سن و درک فرزندان و تا حد امکان محدود باشد.

تصور نکنیم فرزندان چیزی نمی فهمند: کودکان و نوجوانان اتفاقات اطراف خود را می‌بینند و احساس می‌کنند، حتی اگر نتوانند آن را به زبان بزرگسالان بیان کنند.

آنها تغییر رفتار والدین، گفت‌وگوهای اطرافیان و فضای متفاوت جامعه را متوجه می‌شوند و اگر درباره آنچه می‌بینند پاسخی دریافت نکنند، ممکن است خودشان برای آن توضیح بسازند.

بنابراین سکوت کامل همیشه به معنای محافظت نیست. گاهی یک گفت‌وگوی کوتاه و صادقانه، بدون ورود به جزئیات ترسناک، کمک می‌کند فرزند آنچه را تجربه می‌کند بهتر بفهمد و با اتفاقی ناشناخته روبه‌رو نماند.

اجازه بدهیم فرزندانمان احساساتشان را نشان دهند: ممکن است بترسند، عصبانی شوند، گریه کنند، سکوت کنند یا حتی در برابر رفتن به مدرسه مقاومت نشان دهند.

  • افت تحصیلی دانش‌‌آموزان در سایه قطع اینترنت

    افت تحصیلی دانش‌‌آموزان در سایه قطع اینترنت

در چنین شرایطی، نخستین واکنش بزرگسال نباید تلاش برای از بین بردن فوری این احساسات باشد. گاهی شنیدن و پذیرفتن آنچه فرزند تجربه می‌کند، کمک می‌کند احساسش را بهتر بشناسد و آن را به تنهایی حمل نکند. مهم است که احساسات او سرزنش، رد یا نادیده گرفته نشوند و ترس، خشم یا غمش بی‌اهمیت و بی‌اعتبار جلوه نکند؛ بلکه بداند می‌تواند آنها را در رابطه‌ای امن بیان کند.

مدرسه را بخشی از شبکه حمایت خانواده بدانیم: بازگشت به مدرسه نباید به معنای سپردن فرزند به مدرسه و کنار کشیدن خانواده باشد.

اگر فرزند تجربه سختی داشته یا تغییر قابل توجهی در رفتار، خواب، تمرکز یا روابطش دیده می‌شود، بهتر است والد در صورت امکان آن را با معلم یا مشاور مدرسه در میان بگذارد و از مدرسه نیز بخواهد وضعیت او را دنبال کند.

ممکن است کودک بخشی از احساسات و رفتارهایش را در خانه نشان ندهد و در مدرسه بروز دهد و برعکس. مدرسه نیز بهتر است این تغییرات را فقط به بی‌انضباطی یا بی‌انگیزگی نسبت ندهد و احتمال فشار روانی یا تجربه دشوار را در نظر بگیرد.

ارتباط میان والد و مدرسه می‌تواند به شناخت زودتر این تغییرات و حمایت هماهنگ‌تر کمک کند و مدرسه را به بخشی از شبکه حمایت و احساس امنیت فرزندان تبدیل کند.

تغییرات فرزندانمان را جدی بگیریم: در دوره‌های بحران ممکن است رفتار فرزند تغییر کند؛ کودکی بدخواب شود، نوجوانی منزوی‌تر شود یا تمرکز او کاهش پیدا کند.

بهتر است به جای سرزنش یا برچسب‌زدن، ببینیم چه چیزی، از چه زمانی و تا چه اندازه تغییر کرده است.

گفت‌وگوی آرام و توجه به خواب، روابط و مدرسه می‌تواند کمک‌کننده باشد. اگر این تغییرات شدید یا ماندگار شوند، زندگی روزمره او را مختل کنند یا فرزند درباره مرگ و آسیب به خود صحبت کند، لازم است وضعیت او جدی گرفته شود و از متخصص سلامت روان کمک گرفته شود.

  • تشدید فشارهای امنیتی علیه دانش‌آموزان؛ خانواده‌ها به مدرسه بدبین‌ شده‌اند

    تشدید فشارهای امنیتی علیه دانش‌آموزان؛ خانواده‌ها به مدرسه بدبین‌ شده‌اند

از خودمان هم مراقبت کنیم: والدین نیز در شرایط بحرانی ممکن است خسته، مضطرب یا درگیر افکار و احساسات دشوار باشند.

لازم نیست آنها این احساسات را انکار کنند؛ مهم این است که جایی برای صحبت کردن، استراحت و دریافت حمایت داشته باشند و فشار خود را به رابطه با فرزند منتقل نکنند.

اگر این فشار خواب، کار یا رابطه با فرزند را مختل کند، کمک گرفتن از یک فرد قابل اعتماد یا متخصص سلامت روان می‌تواند بخشی از مراقبت از خود و خانواده باشد.

در نهایت آمادگی روانی یعنی: در خانه برای گفت‌وگو درباره احساسات و نگرانی‌ها جا باز کنیم؛ جایی که والدین و فرزندان بتوانند درباره آنچه این روزها بر آنها می‌گذرد حرف بزنند و هرکس بدون ترس از قضاوت، از احساس خودش بگوید.

لازم نیست همه فشارها را به تنهایی تحمل کنیم. گاهی همین که اعضای خانواده در کنار هم بمانند، به حرف‌های یکدیگر گوش دهند و در روزهای دشوار پناه و همراه یکدیگر باشند، می‌تواند به حفظ احساس امنیت و تداوم زندگی کمک کند.

از ترس تا رهایی؛ زنان از اولین تجربه بیرون رفتن بدون حجاب اجباری گفتند

۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
سبا حیدرخانی
100%

پاسخ‌های مخاطبان ایران‌اینترنشنال به پرسشی درباره احساسشان از اولین باری که روسری از سر برداشتند، ترکیبی از رهایی، قدرت، شادی و احساس برخورداری از حق انتخاب را ارائه می‌دهد. این تجربه برای شماری از زنان با ترس و اضطراب نیز همراه بوده است.

ایران‌اینترنشنال در اینستاگرام خود از مخاطبان پرسید: «اولین باری که بدون حجاب اجباری بیرون رفتید چه احساسی داشتید؟»

بررسی پاسخ‌ها نشان می‌دهد برای بسیاری از زنانی که تجربه خود را شرح داده‌اند، کنار گذاشتن روسری نه فقط تغییری در پوشش، بلکه تجربه‌ای عاطفی و گاه پرتنش بوده است.

در این تجربه فردی و جمعی، احساس آزادی، ترس، بغض و یاد جان‌باختگان، در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

برخی دیگر به لحظه‌هایی اشاره کردند که همراهی و حمایت زنان دیگر، ترس اولیه آنان را کاهش داد.

قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، زن ۲۲ ساله اهل سقز، در شهریور ۱۴۰۱ و سه روز پس از بازداشت به دست گشت ارشاد، اعتراضات گسترده و جنبش «زن، زندگی، آزادی» را در ایران به دنبال داشت.

از همان زمان، مقاومت مدنی زنان با سوزاندن روسری و برداشتن حجاب اجباری آغاز شد و چهار سال بعد، این مقاومت همچنان ادامه دارد.

رهایی در کنار ترس

استفاده از تعابیری مانند «رهایی»، «آزادی»، «راحتی»،‌ «حس پرواز»، «سبکی» و «قدرت» نشان می‌دهد این تجربه برای بخش بزرگی از زنان، بار عاطفی عمیقی داشته است.

برخی مخاطبان نوشتند برای نخستین بار احساس کردند خودشان درباره پوشش و بدنشان تصمیم می‌گیرند.

یک زن این تجربه را چنین توصیف کرد: «حس کردم انسانم، حق انتخاب دارم و دیگران نمی‌توانند برایم تصمیم بگیرند.»

اما این حس شادی و رهایی در بخش قابل توجهی از پاسخ‌ها با اضطراب، ترس و نگرانی درباره پیامدهای انتخاب همراه شده است.

شماری از زنان تاکید کردند در نخستین دفعات، روسری را در کیف نگه می‌داشتند، هنگام راه رفتن مرتب اطراف خود را نگاه می‌کردند یا از احتمال تذکر و برخورد، می‌ترسیدند.

یکی از مخاطبان گفت در ابتدا «ترس شدیدی» داشته، اما با دیدن زنانی که مانند او بدون روسری در خیابان بوده‌اند، به‌تدریج احساس جسارت بیشتری کرده است.

یک زن نیز درباره نخستین تجربه خود در آبان ۱۴۰۱ نوشت: «پافر کلاه‌دار پوشیده بودم که اگر مجبور شدم بتوانم کاری کنم. اولین بار بود بدون همراه داشتن شال از خانه بیرون زده بودم و تمام مدت قلبم از ترس تند می‌زد. اما الان پوشیدن شال و روسری برایم غیرعادی است.»

برای بعضی زنان، حتی پس از گذشت زمان، اثر این ترس کاملا از بین نرفته است.

روایت‌هایی از تپش قلب، سریع راه رفتن در خیابان و نگرانی از واکنش ماموران یا افراد دیگر دیده می‌شود. در عین حال، شماری گفتند با تکرار تجربه و مشاهده عادی ‌شدن حضور زنان بدون روسری، اضطراب آنان کاهش یافته است.

  • اعتصاب عمومی در شهرهای کردنشین؛ امجد امینی: یک سوگواری ساده را بر ما روا نمی‌بینند

    اعتصاب عمومی در شهرهای کردنشین؛ امجد امینی: یک سوگواری ساده را بر ما روا نمی‌بینند

باد که به موهایم خورد …

یکی از برجسته‌ترین مضامین در پاسخ‌ها، تجربه‌های جسمی و ساده‌ای است که پیش‌تر عادی تلقی نمی‌شدند؛ از باد خوردن به مو گرفته تا احساس خنکی روی صورت و گردن.

زنی نوشت سال‌ها در برخی مکان‌ها شال خود را کنار می‌گذاشته، اما بیرون رفتن - کاملا بدون شال - و حس کردن باد در موهایش تجربه متفاوتی بوده و افسوس خورده که این احساس را در ۴۰ سالگی تجربه کرده است، نه در ۲۰ سالگی.

یک زن نوشت: «اولین بار که با تی‌شرت پشت فرمان نشستم بغض کردم. اینکه چرا مجبور بودیم در گرما آن‌قدر لباس بپوشیم و خفه شویم. وقتی باد کولر به من خورد، حس سبکی داشتم.»

مخاطبی دیگر گفت: «باد که به موهایم و روی صورت و گردنم خورد، با لذت حسش کردم؛ بدون اینکه مجبور باشم بعدش شالم و موهای گره‌خورده زیر آن را مرتب کنم.»

ادامه این مقاومت در شرایطی است که پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال در روزهای اخیر از بازگشت گشت ارشاد و تشدید فشار بر زنان در شماری از شهرها مانند اصفهان، رشت، فومن، مشهد و نیشابور خبر داده‌اند.

غلامعلی حداد عادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۸ شهریور گفت جمهوری اسلامی به‌دلیل «شرایط جنگی» فعلا نمی‌تواند «آن‌طور که باید وارد جبهه حجاب» شود.

او وضعیت کنونی را از نظر حجاب «بسیار سخت‌تر» از سال ۱۳۶۰ توصیف کرد.

  • عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب جنایات علیه بشریت شد

    عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب جنایات علیه بشریت شد

احساس سوگ

در کنار آزادی و ترس، سوگ نیز در بخش قابل توجهی از روایت‌ها حضور یافته است.

شماری از پاسخ‌دهندگان نوشتند کنار گذاشتن حجاب برای آنان بلافاصله یادآور کسانی شده که در جریان اعتراض‌ها جان باختند.

یکی از مخاطبان گفت این تجربه برای او «حس آزادی نداشت»، زیرا به یاد «بهای سنگینی» افتاده که جوانان برای رسیدن به چنین روزی پرداخته‌اند.

برخی نیز گفتند هنگام بیرون رفتن بدون روسری، اشک ریخته‌اند یا هم‌زمان احساس شادی و اندوه داشته‌اند.

در این روایت‌ها، کنار گذاشتن حجاب به نوعی ادامه مقاومت یا ادای احترام به کسانی تلقی و تعبیر شده است که پاسخ‌دهندگان از آنان نام برده‌اند.

  • فضای کردستان در سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، نظامی شد

    فضای کردستان در سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، نظامی شد

حمایت زنان از یکدیگر

در بخشی از پاسخ‌ها، تجربه حضور بدون حجاب با همبستگی میان زنان گره خورده است.

زنی ساکن پردیس گفت جزو نخستین زنان میانسالی بوده که روسری از سر برداشته است و یکی از دختران جوان یادداشتی برای ادای احترام کف دستش گذاشته که هنوز آن را دارد.

مخاطبی دیگر گفت چند دختر همراه با یک شکلات، یادداشتی برای تشکر از شجاعتش به او هدیه دادند: «لبخند آن لحظه‌ام را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.»

تعدادی از زنان هم از برخورد محترمانه مردان، لبخند زنان دیگر، تشویق رهگذران یا حتی پیام‌های حمایت افراد ناشناس نوشته‌اند.

برای برخی نیز دیدن زنان دیگری با تجربه مشابه، نقطه پایان ترس بوده است.

یک مخاطب نوشت: «احساس ترس شدید داشتم، ولی با دیدن کسانی مثل خودم ترسم کم شد و جرات بیشتری پیدا کردم.»

در سوی دیگر، گروهی گفتند هنوز این تجربه را نداشته‌اند.

برخی به عادت چندین‌ ساله، به روسری اشاره کردند و بعضی دیگر گفتند در محیط کار یا در پوشیدن لباس دلخواه، همچنان محدودیت احساس می‌کنند.

شماری از زنان نیز گفتند از سال‌ها پیش، به‌تدریج روسری را کنار گذاشته بوده‌اند و برای آنان نمی‌توان از یک «اولین بار» مشخص سخن گفت.

در میان پاسخ‌دهندگان، زنانی از نسل‌های مختلف حضور یافته‌اند.

یک زن ۷۰ ساله گفت از ۶۰ سالگی روسری را به‌طور کامل کنار گذاشته است و زنی متولد دهه ۱۳۴۰ نوشت: «باورم نمی‌شد یک بار دیگر دارم حس نوجوانی را تجربه می‌کنم.»

عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب جنایات علیه بشریت شد

۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ۱۰:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

در چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا مهسا امینی، سازمان عفو بین‌الملل با انتشار گزارشی تفصیلی درباره سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» اعلام کرد جمهوری اسلامی در جریان این اعتراضات مرتکب «جنایات علیه بشریت» شده است.

این گزارش ۱۱۴۹ صفحه‌ای، چهارشنبه ۲۵ شهریور با عنوان «معماران جنایات: دستگاه حکومتی سازمان‌دهنده جنایات علیه بشریت در خیزش "زن، زندگی، آزادی" ایران در سال ۱۴۰۱» منتشر شد و عفو بین‌الملل در نشستی خبری در لندن از آن رونمایی کرد.

بر اساس بیانیه مطبوعاتی این سازمان، مقام‌های جمهوری اسلامی به عنوان «آمران کشتار»، با هدف سرکوب این خیزش به دلایل سیاسی، جنسیتی، اتنیکی و مذهبی، دست به «قتل، شکنجه، ناپدیدسازی قهری، حبس، تجاوز جنسی و آزار و ستم» زدند.

اگنس کالامار، دبیرکل عفو بین‌الملل، گفت شواهد گسترده گردآوری‌شده در این گزارش «هیچ جای تردیدی باقی نمی‌گذارد» که مقام‌های جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ مرتکب جنایات علیه بشریت شدند.

او اضافه کرد: «آنها در راستای سیاست حکومتی استفاده از قوای قهریه مرگبار برای از بین بردن صداهای مخالف، حمله‌ای گسترده و نظام‌مند علیه جمعیتی غیرنظامی به راه انداختند که خواهان کرامت انسانی، حقوق بشر و تغییرات بنیادین سیاسی بودند.»

هم‌زمان با چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا مهسا امینی، ایران‌اینترنشنال کارزار ویژه‌ای با عنوان «آمران کشتار» راه‌اندازی کرده است و در آن به ابعاد مختلف سرکوب شهروندان در نقاط گوناگون ایران می‌پردازد.

پیش‌تر در اسفند ۱۴۰۲، هیات مستقل حقیقت‌یاب سازمان ملل گزارش داده بود سرکوب خشونت‌بار خیزش «زن، زندگی، آزادی» و تبعیض ساختاری و فراگیر علیه زنان، به نقض گسترده حقوق بشر در ایران منجر شده و بسیاری از این اقدامات، مصداق «جنایات علیه بشریت» است.

  • چهار سال پس از ژینا؛ نسلی که دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشت

    چهار سال پس از ژینا؛ نسلی که دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشت

فراخوان برای پایان دادن به مصونیت از مجازات

دبیرکل عفو بین‌الملل در ادامه هشدار داد ارتکاب جنایات علیه بشریت به دست مقام‌های جمهوری اسلامی در سایه «مصونیت از مجازات» تداوم یافته است.

به گفته او، نتیجه این وضعیت شکل‌گیری «چرخه‌های رو به تشدید کشتار جمعی معترضان» بوده است که در نهایت به کشتار هزاران معترض و رهگذر، تنها ظرف ۴۸ ساعت در ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ انجامید.

کالامار تاکید کرد: «مجمع عمومی سازمان ملل متحد باید به عادی‌سازی کشتارهای جمعی در جریان سرکوب اعتراضات ایران که چشم بستن بر وجدان است، پایان دهد و یک سازوکار عدالت کیفری بین‌المللی با هدف پیگرد و محاکمه قضایی افرادی ایجاد کند که بیش از همه در جنایات علیه بشریت دخیل بوده‌اند.»

عفو بین‌الملل از دادستان‌های سراسر جهان خواست درباره مقام‌های دخیل در سرکوب معترضان در ایران دست به تحقیق بزنند و در صورت وجود شواهد کافی، حکم بازداشت آنان را صادر کنند.

این سازمان تاکید کرد مردم ایران از سال ۱۳۹۶ تاکنون بارها در اعتراضات خود خواهان پایان نظام جمهوری اسلامی و گذار به نظام حکمرانی جدیدی مبتنی بر رعایت حقوق بشر شده‌اند، اما واکنش حکومت در دی‌ ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، خیزش «زن، زندگی، آزادی» و دی ۱۴۰۴، از «الگویی تکرارشونده از کشتار جمعی، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و سایر جنایات بین‌المللی» حکایت دارد.

این گزارش تفصیلی حاصل چند سال تحقیق عفو بین‌الملل و مصاحبه با ۲۷۰ نفر از جمله معترضان، بازداشت‌شدگان سابق، شاهدان عینی، وکلا، کنشگران حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، کادر درمان و بستگان کشته‌شدگان و بازداشت‌شدگان است.

این سازمان همچنین بیش از دو هزار ویدیو و حجم گسترده‌ای از شواهد مستند شامل اظهارات رسمی، اسناد افشاشده، دستورهای دادستانی، احکام دادگاه‌ها و سوابق پزشکی قانونی را بررسی و تحلیل کرده است.

  • خشونت جنسی در بازداشت؛ ابزار جمهوری اسلامی برای تحقیر، ارعاب و اعتراف‌گیری

    خشونت جنسی در بازداشت؛ ابزار جمهوری اسلامی برای تحقیر، ارعاب و اعتراف‌گیری

اردیبهشت ۱۴۰۳، سازمان دیده‌بان حقوق بشر اعلام کرد نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی شماری از بازداشت‌شدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» را مورد تجاوز، شکنجه و تعرض جنسی قرار داده‌اند.

بی‌بی‌سی جهانی نیز همان زمان با استناد به سندی «بسیار محرمانه» گزارش داد نیکا شاکرمی، از جان‌باختگان خیزش مهسا، از سوی سه نیروی امنیتی جمهوری اسلامی هدف تعرض جنسی قرار گرفت و به قتل رسید.

شناسایی ۸۷ مقام جمهوری اسلامی

عفو بین‌الملل در جریان بررسی‌های خود، ۸۷ مقام جمهوری اسلامی را شناسایی کرده است که باید در ارتباط با «ارتکاب جنایات علیه بشریت» تحت تحقیقات کیفری قرار گیرند.

این فهرست شامل ۶۲ فرمانده نیروهای امنیتی، از جمله ۳۳ فرمانده سپاه پاسداران و ۲۷ فرمانده فراجا، و همچنین ۲۵ مقام وزارت کشور، شامل شماری از استانداران و فرمانداران است.

از میان این افراد، ۱۰ نفر مقام‌های کشوری و ۷۷ نفر مسئولان منطقه‌ای، استانی و شهرستانی هستند که در ۱۷ شهرستان استان‌های کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی مسئولیت داشته‌اند.

در صدر این فهرست نام‌های علی خامنه‌ای، محمد باقری، حسین سلامی و محمد پاکپور دیده می‌شود که همگی در جریان جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه کشته شدند.

احمد وحیدی، وزیر کشور در زمان اعتراضات سال ۱۴۰۱ و فرمانده کنونی سپاه پاسداران، نیز از جمله افرادی است که نامش در این فهرست آمده است.

حسین اشتری، حسن کرمی، مهدی معصوم‌بیگی، محمدتقی اوصانلو، محمدنظر عظیمی، مجید میراحمدی، محمدصادق معتمدیان و اسماعیل زارعی کوشا، از دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی هستند که در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» دست داشته‌اند.

دبیرکل عفو بین‌الملل با اشاره به نقش مقام‌های ارشد حکومت در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» گفت: «ماموران حاضر در خیابان‌ها در چارچوب زنجیره فرماندهی سلسله‌مراتبی و هماهنگی‌شده‌ای عمل می‌کردند که آنها را به مقام‌هایی مرتبط می‌کرد که ارتکاب جرایم در ابعادی گسترده را هدایت کرده، زمینه و امکانات آن را فراهم آورده و از آن پشتیبانی کرده‌اند.»

کالامار افزود اکثر این مقام‌ها همچنان در جایگاه‌هایی قرار دارند که به آنها امکان می‌دهد بار دیگر سرکوبی مرگبار علیه شهروندان به راه اندازند و برخی از آنان حتی پس از جنایت‌های سال ۱۴۰۱ در سلسله‌مراتب فرماندهی ارتقا یافته‌اند.

در ماه‌های اخیر و هم‌زمان با ادامه تنش‌ها با آمریکا، جمهوری اسلامی بر شدت نقض حقوق بشر و سرکوب مردم ایران افزوده است.

کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی به‌ویژه پس از تنش‌های نظامی اخیر قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع فوران دوباره خشم عمومی علیه بحران‌های فزاینده معیشتی و سیاسی شود.

سهم کردها و بلوچ‌ها از سرکوب مرگبار

عفو بین‌الملل در ادامه گزارش داد مقام‌های جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱، جوامع کُرد و بلوچ را به‌طور ویژه هدف سرکوب مرگبار قرار دادند و علیه آنان مرتکب جنایات علیه بشریت شدند.

بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی در استان‌های کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی برای سرکوب معترضان به‌طور مداوم از تفنگ‌های تک‌تیرانداز، تفنگ‌های جنگی، مسلسل‌های دستی و تیربارهای سنگین روی خودروهای وانت استفاده کردند.

این سازمان افزود قتل و شکنجه معترضان کُرد و بلوچ با انگیزه‌های تبعیض‌آمیز سیاسی و اتنیکی صورت گرفته و عناصر تشکیل‌دهنده «جنایت علیه بشریتِ آزار و ستم» در برخورد با این گروه‌ها تحقق یافته است.

این گزارش در شرایطی منتشر می‌شود که سیاست‌های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه اقلیت‌های اتنیکی در ایران بارها با انتقاد نهادهای حقوق بشری روبه‌رو شده است.

۱۵ مرداد، گروهی از کارشناسان سازمان ملل با اشاره به افزایش بازداشت‌های خودسرانه، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و اعدام اعضای اقلیت‌های اتنیکی در ایران، از جمهوری اسلامی خواستند به سرکوب بلوچ‌ها و کردها و اقدامات فرامرزی علیه مخالفان پایان دهد.

اعتصاب عمومی در شهرهای کردنشین؛ امجد امینی: یک سوگواری ساده را بر ما روا نمی‌بینند

۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ۰۷:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

در پی فراخوان ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران، همزمان با چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، کسبه و بازاریان شماری از شهرهای کردنشین اعتصاب کردند و مغازه‌های خود را بسته نگه داشتند.

از صبح تا ظهر چهارشنبه ۲۵ شهریور، اعتصاب و بسته بودن مغازه‌ها و بازار در دست‌کم ۲۰ شهر، از جمله ارومیه، اشنویه، بانه، بوکان، بیجار، پاوه، پیرانشهر، ثلاث باباجانی، جوانرود، دیواندره، روانسر، سقز، سنندج، قروه، کامیاران، کرمانشاه، کرند، مریوان، مهاباد و میاندوآب گزارش شده است.

گزارش‌ها از اعتصاب و بسته بودن بازارها و مغازه‌ها در این شهرها در استان‌های آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه، بر تصاویر و ویدیوهای منتشرشده از سوی سازمان‌های حقوق بشری و همچنین ویدیوها و پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال استوار است.

سازمان حقوق بشری هانا بر اساس اطلاعات و تصاویر موجود، میزان مشارکت کسبه در اعتصاب در سنندج، سقز و دیواندره را حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد برآورد کرد.

پیام امجد امینی

در همین حال امجد امینی، پدر مهسا ژینا امینی، در پستی در اینستاگرام، ضمن تشکر از همه کسانی که با شرکت در اعتصاب عمومی در کردستان و نیز کسانی که در ایران و خارج از ایران به هرشکلی یاد و نام مهسا ژینا امینی را گرامی داشتند،‌ نوشت: «همدلی شما به استواری کوه‌های کردستان و قلب مهربان‌تان به گرمی آفتاب تابستان است.»

او در این پست، با اشاره به جلوگیری جمهوری اسلامی از برگزاری مراسم سالگرد کشته شدن مهسا ژینا امینی نوشت: «اگرچه آنها که یک سوگواری ساده را بر ما روا نمی‌بینند مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی را مسدود کردند، اما دیدیم که چگونه امروز تمام کردستان از اشنویه تا کرند، ثابت کردند راه قلب این مردم به همدیگر مسدودشدنی نیست.»

امجد امینی در پست اینستاگرامی خود افزود: « از صمیم قلب از همه مردمی که امروز، در چهارمین سالگرد از دست دادن دختر عزیان ژینا، با ما و یاد ژینا همراه و همدل بودند، سپاسگزارم. در این روزهای سخت، در میان همه مشکلات و تنگناهای اقتصادی و معیشتی، بسته نگه داشتن مغازه و دست کشیدن از کار، برای هیچ‌کس آسان نیست. همین همراهی و محبت، ارزش این همدلی را برای ما دو چندان می‌کند.»

او افزود: «چهار سال از رفتن ژینا می‌گذرد؛ چهار سالی که برای ما پدر و مادرش، داغ او حتی برای لحظه‌ای کهنه نشده، اما در تمام این سال‌ها، مهر و محبت مردم نگذاشته خود را در این غم تنها احساس کنیم. ما یک دختر داشتیم و او را از ما گرفتند اما محبت شما هزاران عزیر دیگر به خانواده ما اضافه کرد.»

تشدید فضای امنیتی در کردستان

هم‌زمان، گزارش‌هایی از افزایش حضور نیروهای امنیتی و نظامی در شماری از شهرها منتشر شده است.

ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال استقرار نیروهای پلیس و یگان ضدشورش در سنندج را نشان می‌دهند و مخاطبانی در سقز نیز از حضور نیروهای نظامی و تردد خودروهای مجهز به تیربار خبر داده‌اند.

شبکه حقوق بشر کردستان نیز از آماده‌باش نیروهای وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و پلیس امنیت و گشت‌زنی نیروهای امنیتی با خودروهای شخصی در خیابان‌های اصلی شماری از شهرها خبر داد.

هانا در به‌روزرسانی خود ساعت ۱۱ صبح به وقت تهران نوشت کردستان «در اعتصاب به سر می‌برد» و این اعتصاب را تداوم «نه تاریخی کردستان به جمهوری اسلامی» توصیف کرد.

این سازمان همچنین اعلام کرد شماری از کسبه پیش از اعتصاب با تهدید به پلمب محل کسب، لغو یا ایجاد محدودیت برای پروانه کسب، جریمه و در مواردی بازداشت مواجه شده‌اند.

شبکه حقوق بشر کردستان نیز گزارش داد نهادهای امنیتی از روز قبل شماری از کسبه و بازاریان را تلفنی تهدید کرده بودند که در صورت شرکت در اعتصاب، محل کسب آنان پلمب خواهد شد.

هانا همچنین از فشار نیروهای امنیتی بر کسبه برای بازگشایی واحدهای صنفی و کندی محسوس اینترنت خبر داد.

  • چهار سال پس از ژینا؛ نسلی که دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشت

    چهار سال پس از ژینا؛ نسلی که دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشت

مخاطبی در هرسین نیز از استقرار نیروهای انتظامی از ۲۳ شهریور و تردد خودروهای سپاه پاسداران و نیروی انتظامی در سطح شهر خبر داد.

پیام‌های دیگری از حضور نیروهای مسلح و خودروهای مجهز به تیربار در سردرود در نزدیکی تبریز و برپایی چند ایست بازرسی در مناطقی از تهران خبر می‌دهند.

ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران ۲۲ شهریور با انتشار فراخوانی مشترک، از مردم خواست چهارشنبه ۲۵ شهریور، همزمان با چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی، با بستن مغازه‌ها و بازارها و خودداری از حضور در محل کار، به اعتصاب بپیوندند.

این ائتلاف با اشاره به ادامه بازداشت فعالان سیاسی، مدنی، زنان، کارگران و معلمان و افزایش صدور احکام سنگین و اعدام‌ها، اعتصاب را «مبارزه‌ای مدنی و پاسخی جمعی در برابر بحران‌های امنیتی و اقتصادی» توصیف کرد.

امضاکنندگان فراخوان همچنین از گروه‌های سیاسی و مدنی خواستند از اعتصاب حمایت کنند و تاکید کردند سرکوب و اعدام مانع ادامه مبارزات نخواهد شد.

ساعاتی پیش از آغاز اعتصاب، هانا گزارش داد اردوگاه حزب کومله کردستان ایران در زرگویزله اقلیم کردستان عراق، در نخستین ساعات بامداد ۲۵ شهریور هدف حمله پهپادی قرار گرفت.

به گزارش هانا، پهپاد از سمت کرمانشاه به سوی اردوگاه پرتاب شده بود.

شبکه خبری روداو نیز گزارش داد حزب آزادی کردستان (پاک) اعلام کرده است یک پهپاد جمهوری اسلامی در جریان حمله به پایگاه این حزب در شمال اربیل رهگیری شد و تلفاتی بر جا نگذاشت.

روداو نوشت این سومین حمله پیاپی به گروه‌های کرد مخالف جمهوری اسلامی در اقلیم کردستان عراق از ۲۳ شهریور است.

سازمان عفو بین‌الملل نیز ۲۵ شهریور گزارشی درباره سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» منتشر کرد و اعلام کرد جمهوری اسلامی در جریان این اعتراضات مرتکب «جنایات علیه بشریت» شده است.

  • فضای کردستان در سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، نظامی شد

    فضای کردستان در سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، نظامی شد

بر اساس بیانیه این سازمان، مقام‌های جمهوری اسلامی برای سرکوب این خیزش دست به «قتل، شکنجه، ناپدیدسازی قهری، حبس، تجاوز جنسی و آزار و ستم» زدند.

اگنس کالامار، دبیرکل عفو بین‌الملل، نیز گفت شواهد گردآوری‌شده «هیچ جای تردیدی باقی نمی‌گذارد» که مقام‌های جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ مرتکب جنایات علیه بشریت شدند.

حمایت از اعتصاب

در آستانه اعتصاب، زینب جلالیان، وریشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان، چهار زندانی سیاسی کرد محبوس در زندان‌های یزد و اوین، اعلام کردند در حمایت از فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان، اعتصاب غذا می‌کنند.

این چهار زندانی سیاسی در پیامی، اعتصاب را «مدنی‌ترین شیوه بیان اعتراض» خواندند و گفتند در چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، به اعتصاب عمومی می‌پیوندند.

دایه شریفه، مادر رامین حسین‌پناهی، زندانی سیاسی اعدام‌شده، نیز از این فراخوان حمایت کرد و از مردم خواست در اعتصاب ۲۵ شهریور «همصدا و همراه» باشند.

او گفت: «ما دادخواهی را زنده نگه می‌داریم؛ نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.»

کانون صنفی معلمان ایران در بیانیه‌ای به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی، جنبش «زن، زندگی، آزادی» را جنبشی مبتنی بر «آگاهی و پایداری مدنی» خواند و اعلام کرد با این جنبش «برابری‌طلبانه و آزادی‌خواه» همراه است.

این کانون تاکید کرد آنچه در چهار سال گذشته رخ داده، تنها اعتراض نبوده و «تغییری عمیق در بطن جامعه» ایجاد کرده است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران نیز در بیانیه‌ای به مناسبت چهارمین سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی»، اعلام کرد: «جنبش زن، زندگی، آزادی تنها یک اعتراض خیابانی نبود؛ لحظه‌ای بنیادین در تاریخ اجتماعی و سیاسی این سرزمین بود. این جنبش بی‌تردید از مهم‌ترین و اثرگذارترین جنبش‌های اجتماعی تاریخ معاصر ایران است.»

در بخشی از این بیانیه آمده است: «به حاکمیت اعلام می‌کنیم تلاش‌های عقیم این روزها که افراد و گروه‌هایی در بعضی تریبون‌ها، حکومت را به بازگرداندن گشت ارشاد و تحمیل مجدد حجاب اجباری و انقیاد زنان تشویق می‌کنند، سعی بیهوده‌ای بیش نیست و این جنبش به عقب باز نخواهد گشت.»

شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل، نیز در چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی نوشت جامعه ایران «هرگز به پیش از شهریور ۱۴۰۱ بازنگشت» و سرکوب‌های چهار سال گذشته نتوانسته است مطالبه آزادی و برابری را متوقف کند.

یک معلم در کرج نیز در پیامی به ایران‌اینترنشنال، از اعتصاب عمومی در کردستان حمایت کرد و گفت: «از کرج تا کردستان، جانم فدای ایران.»

اتحاد بازنشستگان نیز در بیانیه‌ای به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی، جنبش «زن، زندگی، آزادی» را جنبشی «نوظهور و پیشرو» خواند که به جابه‌جایی عمیقی در الگوی مبارزه جامعه انجامید.

افزایش حضور نیروهای امنیتی

وب‌سایت هه‌نگاو گزارش داد در آستانه چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی، حضور نیروهای نظامی و امنیتی در شهرهای کردستان، به‌ویژه سقز و سنندج، افزایش یافته است.

سپاه پاسداران نیز با رهاسازی آب سد چراغ‌ویس سقز، مسیرهای فرعی منتهی به آرامستان آیچی و مزار امینی را مسدود کرده است. این اقدام برای سومین سال پیاپی و با هدف جلوگیری از حضور شهروندان در این محل انجام شده است.

100%
زینب جلالیان، وریشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان

بر اساس ویدیوهای منتشرشده، کاروان‌های نظامی ۲۴ شهریور در مسیر دیواندره به سقز حرکت کردند و نیروهای امنیتی و یگان‌های ضدشورش نیز به سقز اعزام شدند.

هه‌نگاو همچنین از بازداشت دست‌کم ۲۰ جوان کرد در اشنویه خبر داد.

هانا نیز گزارش داد خودروهای نظامی مجهز به تیربار دوشکا در نقاطی از سنندج و مریوان مستقر شده‌اند.

سایت هرانا نیز به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی نوشت تاکنون هیچ‌کس در ارتباط با جان‌باختن او محاکمه یا مجازات نشده و پاسخ‌گویی قضایی موثری درباره چگونگی مرگ او صورت نگرفته است.

این وب‌سایت حقوق بشری با اشاره به یافته‌های هیات حقیقت‌یاب مستقل سازمان ملل افزود این هیات پس از بررسی شواهد اعلام کرده بود امینی در بازداشت مورد خشونت فیزیکی قرار گرفت که به مرگ او انجامید و جمهوری اسلامی مسئول مرگ غیرقانونی اوست.

فضای کردستان در سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، نظامی شد

۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ۰۰:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو گزارش داد فضای کردستان، به‌ویژه در سقز و سنندج در آستانه چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، به طور کامل نظامی شده و کاروان‌های نظامی و نیروهای سرکوبگر حکومتی در نقاط مختلف این شهرها مستقر شده‌اند.

در همین حال احزاب کردستان ایران در اقدامی هماهنگ با انتشار بیانیه‌ای مشترک مردم را به اعتصاب عمومی در روز چهارشنبه ۲۵ شهریور، سالگرد کشته شدن مهسا ژینا امینی، فراخوانده‌اند.

بر اساس ویدیوهای منتشرشده، کاروان‌های نظامی در روز سه‌شنبه ۲۴ شهریور در مسیر دیواندره به سقز در حال حرکت بوده‌اند و هم‌زمان نیروهای کمکی امنیتی و یگان‌های ضدشورش از نقاط مختلف به این شهر اعزام شده‌اند.

سپاه پاسداران نیز در اقدامی هدفمند برای سومین سال پیاپی، با رهاسازی آب سد چراغ‌ ویس سقز، مسیرهای فرعی منتهی به آرامستان آیچی و مزار مهسا ژینا امینی را مسدود کرده است تا مانع از حضور شهروندان در این محل شود.

گزارش‌های تشکل‌های حقوق بشری نشان می‌دهد که این وضعیت جنگی به دیگر شهرهای کردستان نیز گسترش یافته است.

به گزارش سازمان حقوق بشری هانا، خودروهای نظامی مجهز به تیربار دوشکا در چندین نقطه شهر سنندج، به‌ویژه در محدوده پارک کودک، مستقر شده‌اند و حضور نیروهای نظامی و امنیتی در سطح این شهر به شدت افزایش یافته است.

این سازمان همچنین از استقرار خودروهای نظامی مجهز به دوشکا و حضور پرتعداد نیروهای امنیتی و ضدشورش در میدان سرباز و شبرنگ مریوان خبر داده است.

در همین حال پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از اصفهان، رشت، فومن، مشهد و نیشابور، از تشدید فشار برای تحمیل حجاب اجباری و حضور دوباره گشت ارشاد، حجاب‌بان‌ها و نیروهای لباس‌شخصی در خیابان‌ها حکایت دارند. این پیام‌ها در آستانه چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی دریافت شده‌اند.

موج بازداشت‌ها در اشنویه و فراخوان اعتصاب عمومی

هم‌زمان با این اقدامات امنیتی، موج گسترده و خشونت‌آمیزی از بازداشت شهروندان در شهرهای مختلف کردستان آغاز شده است.

هه‌نگاو گزارش داد که نیروهای حکومتی در ساعات اولیه بامداد سه‌شنبه با هجوم به منازل شهروندان در اشنویه، دست‌کم ۲۰ جوان کرد را با توسل به خشونت بازداشت کرده‌اند.

  • بازگشت گشت ارشاد به خیابان‌ها در آستانه سالگرد قتل حکومتی مهسا امینی

    بازگشت گشت ارشاد به خیابان‌ها در آستانه سالگرد قتل حکومتی مهسا امینی

این بازداشت‌های گسترده در آستانه فراخوان «هم‌پیمانی احزاب کردستان ایران» برای اعتصاب عمومی در روز چهارشنبه صورت گرفته است.

اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در حمایت از فراخوان اعتصاب عمومی

در واکنش به این فضای امنیتی و در حمایت از فراخوان اعتصاب عمومی، زینب جلالیان، وریشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان چهار زندانی سیاسی کرد که در زندان‌های اوین و یزد محبوس هستند، اعلام کردند که روز چهارشنبه ۲۵ شهریور دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

این زندانیان در پیامی که از سوی شبکه حقوق بشر کردستان منتشر شد، این اقدام را «مدنی‌ترین شیوه بیان اعتراض» خود به سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت اعلام کرده‌اند.