وزیر خزانهداری آمریکا: شرکتهایی را که از ماهانایر حمایت میکردند، تحریم کردیم


اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، با انتشار پستی در ایکس نوشت: «در چارچوب عملیات طرد اقتصادی، ما وعده داده بودیم که برای کسانی که راههای تامین مالی حکومت ایران را حفظ میکنند، پیامدهای سنگینی در نظر خواهیم گرفت. امروز به این وعده عمل کردیم و شرکتهایی را که همچنان از ماهان ایر حمایت میکنند، تحریم کردیم.»
بسنت نوشت: «این اقدام باید هشداری برای هر فرد یا شرکتی باشد که با دیگر شرکتهای هواپیمایی ایران همکاری میکند؛ همه این شرکتها نیز امروز تحریم شدند. چنین افرادی و شرکتهایی در معرض خطر قطع دسترسی به نظام مالی جهانی قرار دارند.»







۱۰ سپتامبر، روز جهانی پیشگیری از خودکشی، فرصتی است برای پرسیدن اینکه چه زمانی خستگی از زندگی، ناامیدی و احساس بنبست میتوانند به بحرانی جدی تبدیل شوند.
احتمالا همه ما، خودمان یا در گفتوگوی یکی از اطرافیانمان، جملههایی مثل این را شنیدهایم: «دیگه از این زندگی خسته شدم. دیگه توان ادامه دادن ندارم. کاش همهچیز تموم بشه. دلم میخواد دیگه بیدار نشم.»
اما آیا همه این جملهها یک معنا دارند؟ وقتی کسی میگوید «از زندگی خسته شدهام»، لزوما به خودکشی فکر میکند؟
آیا «کاش همهچیز تمام شود»، همیشه نشانه افکار خودکشی است؟ و از طرف دیگر، آیا میتوان چنین حرفهایی را صرفا به حساب خستگی یا واکنشی موقتی به مشکلات گذاشت؟ پاسخ سادهای وجود ندارد.
یک جمله بهتنهایی نمیتواند نشان دهد که فرد در معرض خطر خودکشی قرار دارد. آنچه اهمیت دارد، زمینهای است که این حرف در آن گفته میشود؛ از جمله شدت و تداوم رنج، ناامیدی، احساس بنبست، تغییر در رفتار و روابط و در مواردی، وجود افکار، قصد یا برنامه برای خودکشی.
با این حال، خودکشی همیشه با جملهای روشن مانند «میخواهم خودکشی کنم» آغاز نمیشود. گاهی آنچه فرد بیان میکند، بیشتر شبیه خستگی، درماندگی یا میل به رهایی از یک وضعیت غیرقابل تحمل است.
شاید در این میان، پرسش مهمتر از خود واژه مرگ، تصویری باشد که فرد از آینده خود دارد.
وقتی کسی دیگر نمیتواند آیندهای متفاوت از رنج امروز تصور کند، احساس کند راهی برای تغییر وضعیت وجود ندارد و ادامه زندگی را فقط ادامه همان رنج ببیند، ممکن است در معرض بحرانی جدی قرار گرفته باشد.
اما چه چیزی افراد را به چنین نقطهای میرساند؟ فشار اقتصادی، بیکاری، خشونت و تعارض خانوادگی، فقدان، انزوا، تروما و ناامنی چه نقشی دارند؟ درباره این عوامل چه میدانیم و چه چیزهایی را هنوز نمیدانیم؟
در این مقاله، با تکیه بر پژوهشهای موجود، ابتدا به این پرسشها میپردازیم و سپس به یک سوال عملیتر میرسیم: اگر کسی در چنین بحرانی قرار گرفت، ما چه کاری میتوانیم انجام دهیم؟
آنچه پژوهشها درباره خودکشی در جامعه به ما میگویند
برای فهم خودکشی در جامعه، باید از این نکته شروع کرد که خودکشی را نمیتوان با یک علت واحد توضیح داد.
پژوهشها عوامل فردی، روانشناختی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی-سیاسی را بررسی کردهاند؛ اما میان همراه بودن یک عامل با خودکشی و علت خودکشی بودن آن تفاوت وجود دارد.
در یک مرور نظاممند از ۲۰ مطالعه در ۱۶ استان، تعارضهای خانوادگی و مشکلات زناشویی از پرتکرارترین عوامل گزارششده در اقدام به خودکشی بودند و مشکلات اقتصادی و شکست تحصیلی نیز در میان این عوامل قرار داشتند.
در یک مطالعه، دادههای اجتماعی و اقتصادی استانها در فاصله سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۵ با تعداد خودکشیها مقایسه شد.
بیکاری و طلاق با تعداد خودکشیها ارتباط معنادار داشتند و برخی شاخصهای اقتصادی و اجتماعی هم در زنان و مردان رابطه متفاوتی نشان دادند.
در یک مرور نظاممند در سال ۱۴۰۲، اقدام به خودکشی در زنان بیشتر گزارش شده بود، در حالی که مرگ ناشی از خودکشی در مردان بیشتر بود؛ تفاوتی که نشان میدهد الگوی اقدام و مرگ ناشی از خودکشی یکسان نیست.
در یک مطالعه دیگر در سال ۱۴۰۴، دهها مطالعه درباره عوامل مرتبط با خودکشی مورد بررسی قرار گرفت.
مشکلات مرتبط با اشتغال، تحصیلات پایینتر، سابقه مشکلات روانپزشکی، مصرف مواد و سابقه اقدام قبلی بیشتر دیده میشدند؛ یافتههایی که اهمیت شرایط زندگی و سابقه فردی را نشان میدهند، اما بهتنهایی اثباتکننده علت نیستند.
بر اساس یافتههای یک پژوهش در سال ۱۴۰۵ که روی نمونه بزرگی از دانشجویان انجام گرفت، درد روانشناختی و ناامیدی با افکار خودکشی ارتباط داشتند، در حالی که احساس تعلق و ارتباط با دیگران نقش محافظتی ایفا میکرد.
در یک مطالعه روی دانشجویان پزشکی نیز هرچه ناامیدی بیشتر بود، افکار خودکشی بیشتر دیده میشد.
همچنین در پژوهشی روی بزرگسالان دارای تجربه تروما، احساس بهدامافتادگی در ارتباط میان تروما و افکار خودکشی نقش داشت.
این یافتهها نشان میدهند در کنار خود مشکل، تجربه فرد از فشار، میزان امید به آینده و احساس امکان خروج از وضعیت نیز اهمیت دارد.
در یک مطالعه جمعیتمحور، ازدواج اجباری و خشونت فیزیکی شریک زندگی با افکار خودکشی بیشتر همراه بودند، در حالی که حمایت اجتماعی و تابآوری با احتمال کمتر این افکار ارتباط داشتند.
در مطالعهای روی سالمندان هم ناتوانی در پرداخت هزینههای پزشکی، حمایت اجتماعی پایین و محدود بودن شبکه اجتماعی با افکار خودکشی بیشتر همراه بودند.
در کنار این شواهد، پژوهشهای بینالمللی برخی مسیرهای مرتبط را روشن میکنند. مرور مطالعات مربوط به کودکان و جوانان در معرض جنگ، ارتباط تجربه جنگ و تروما با افکار و رفتارهای خودکشی و نقش محافظتی حمایت خانوادگی و اجتماعی را نشان داد.
همچنین مرورهای مربوط به بیکاری، فشار مالی و رکود اقتصادی، ارتباط این عوامل با افزایش افکار و رفتارهای خودکشی را گزارش کردهاند. این یافتهها میتوانند بهعنوان شواهد تکمیلی در نظر گرفته شوند.
از بحرانهای جمعی تا آسیبپذیری نسبت به خودکشی
وقتی به عواملی مانند جنگ، ناامنی، اعتراضات، خشونت سیاسی، سرکوب، زندان، اعدام، مهاجرت و بیثباتی اجتماعی میرسیم، شواهد مستقیم درباره رابطه آنها با خودکشی در ایران محدود است.
درباره پیامدهای روانشناختی و اجتماعی این تجربهها پژوهشهایی وجود دارد، اما در بسیاری از آنها خودکشی مستقیما بررسی نشده است.
بنابراین نمیتوان مثلا نتیجه گرفت که اعتراضات یا خشونت سیاسی مستقیما باعث افزایش خودکشی شدهاند.
با این حال، این محدودیت به معنای بیاهمیت بودن چنین شرایطی نیست. فشارهای اجتماعی و سیاسی، در کنار مشکلات اقتصادی و خانوادگی، میتوانند بر احساس امنیت، کنترل، تعلق و امکان تصور آینده اثر بگذارند.
مواجهه طولانیمدت با ناامنی، خشونت، ترس، فشار اقتصادی یا بیثباتی ممکن است در برخی افراد به فرسایش این احساسها و افزایش بیقدرتی، بهدامافتادگی و ناامیدی منجر شود.
این عوامل در کنار شرایط فردی و خانوادگی میتوانند آسیبپذیری نسبت به افکار خودکشی را افزایش دهند.
از این منظر، بهجای جستوجوی یک علت واحد، باید به انباشته شدن تجربهها در طول زمان توجه کرد.
سالها مواجهه با بحران، فقدان، مهاجرت، خشونت و بیثباتی میتواند در برخی افراد اعتماد به آینده و احساس کنترل بر زندگی را فرسوده کند. این تجربهها برای همه یکسان نیستند و به خودی خود، به خودکشی منجر نمیشوند.
بنابراین پرسش فقط این نیست که آیا یک عامل سیاسی یا اجتماعی مستقیما باعث خودکشی میشود؛ بلکه باید دید زندگی طولانیمدت در شرایط بحران و ناامنی چگونه تجربه فرد از خود، جامعه و آینده را تغییر میدهد.
بر اساس شواهد موجود، نمیتوان شرایط اجتماعی و سیاسی را از زمینهای که سلامت روان و آسیبپذیری نسبت به خودکشی در آن شکل میگیرد، کاملا جدا کرد.
راهکارها؛ وقتی افکار خودکشی به یک نگرانی جدی تبدیل میشوند
نباید تصور کنیم صحبت کردن درباره خودکشی صرفا برای جلب توجه است یا چون فرد درباره خودکشی حرف زده، حتما تصمیم قطعی برای مردن گرفته است.
هدف ما قانع کردن فرد نیست؛ هدف، فهمیدن رنج او، حفظ ارتباط و رساندن او به کمک مناسب است.
از پرسیدن درباره خودکشی نترسیم: اگر حرف یا رفتار فرد ما را نگران کرده است، لازم نیست با کنایه و ابهام سوال کنیم؛ میتوانیم مستقیم و آرام بپرسیم: آیا این روزها به خودکشی فکر کردهای؟
یا اگر گفته است «دیگه نمیتونم ادامه بدم»، بپرسیم: «منظورت اینه که به مردن یا خودکشی هم فکر کردی؟»
پرسیدن مستقیم درباره خودکشی باعث ایجاد این فکر در ذهن فرد نمیشود و میتواند فرصتی برای بیان افکار، آشکار شدن میزان خطر و دریافت کمک ایجاد کند.
اگر پاسخ مثبت بود، میتوان درباره وضعیت فعلی فرد پرسید؛ از جمله اینکه آیا قصد یا برنامهای برای اقدام دارد و آیا احساس میکند ممکن است در آینده نزدیک به خودش آسیب بزند.
این پرسشها جای ارزیابی تخصصی را نمیگیرند، اما به تشخیص فوریت وضعیت کمک میکنند.
چه بگوییم و چه نگوییم؟ در چنین موقعیتی بهتر است بهجای نصیحت یا قضاوت، ابتدا به رنج فرد گوش بدهیم و آن را جدی بگیریم.
میتوانیم بگوییم: «میفهمم که خیلی تحت فشاری»، «میخوام بدونی تنها نیستی»، «میتونی با من درباره چیزی که برات سخته حرف بزنی» و «اگر بخوای میتونیم با هم برای گرفتن کمک اقدام کنیم».
چنین جملههایی میتوانند فضای امنتری برای گفتوگو ایجاد کنند.
در مقابل، بهتر است رنج فرد را با مشکلات دیگران مقایسه نکنیم، او را به قوی بودن یا مثبت فکر کردن مجبور نکنیم و نگوییم همهچیز درست میشود.
با ایجاد احساس گناه یا ترساندن او از عواقب خودکشی تلاش نکنیم منصرفش کنیم و برای اثبات ارزش زندگی وارد بحث و استدلال طولانی نشویم.
همچنین نباید بدون شنیدن و فهمیدن وضعیت، بلافاصله راهحل ارائه دهیم یا تصور کنیم که صحبت فرد صرفا برای جلب توجه است.
همدلی و گفتوگو مهماند، اما جای درمان و ارزیابی تخصصی را نمیگیرند. اگر فرد آمادگی دارد، میتوانیم او را به دریافت کمک تخصصی تشویق کنیم و در صورت تمایل، در پیدا کردن متخصص یا مراجعه همراهش باشیم.
بعد از گفتوگو نیز بهتر است ارتباط را قطع نکنیم؛ یک تماس یا پیام ساده میتواند نشان دهد که فرد فراموش نشده است.
اگر فرد قصد یا برنامه مشخصی برای خودکشی دارد، احتمال میرود در آینده نزدیک به خودش آسیب بزند یا همین حالا در معرض خطر فوری قرار دارد، نباید او را تنها گذاشت و باید برای دریافت کمک فوری و تخصصی اقدام کرد.
در چنین شرایطی، حفظ محرمانگی نباید به قیمت باقی ماندن فرد در معرض خطر تمام شود.
اگر خودت این روزها با این افکار درگیری، این بخش برای توست
اگر در حال خواندن این متن احساس میکنید این کلمات درباره رنج فردی خود شماست، لازم نیست این بار سنگین را به تنهایی تحمل کنید.
داشتن افکار خودکشی به این معنا نیست که باید تسلیم شوید؛ این افکار میتوانند در شرایط رنج و بحران ظاهر شوند و نیاز به حمایت و مداخله دارند.
در چنین لحظاتی،
در نهایت، پیشگیری از خودکشی مسئولیت یک فرد یا یک حرفه نیست. متخصصان سلامت باید خطر را جدی بگیرند و فرد را به مراقبت مناسب متصل کنند.
خانواده و دوستان هم میتوانند با گوش دادن، کاهش تنهایی، همراهی برای دریافت کمک و حفظ ارتباط، بخشی از شبکه حمایت باشند.
رسانهها هم باید با پرهیز از روایتهای سادهانگارانه، هیجانزده و ذکر جزییات روش، بر امکان کمک گرفتن و بهبود تاکید کنند.
پیشگیری از خودکشی یک جمله جادویی ندارد؛ مجموعهای از رفتارهاست: رنج فرد را جدی بگیریم، بدون قضاوت گوش بدهیم، از پرسیدن مستقیم درباره خودکشی نترسیم، در شرایط خطر او را تنها نگذاریم، به کمک تخصصی متصلش کنیم و ارتباط را ادامه دهیم.
پیشگیری از همینجا شروع میشود: وقتی کسی میگوید دیگر نمیتواند ادامه دهد، بهجای نادیده گرفتن یا قضاوت کردن، بایستیم، گوش بدهیم و بپرسیم: «چه چیزی دارد به تو میگذرد؟»
شمارههای ضروری برای دریافت کمک فوری
۱۲۳: اورژانس اجتماعی
۱۴۸۰: صدای مشاور سازمان بهزیستی
۱۵۷۰: خط ملی تسکین و مشاوره دانشآموزی، ویژه نوجوانان و دانشآموزان
«دستم را در باغچه میکارم» در بخش روزهای مولفان جشنواره جهانی فیلم ونیز به نمایش درآمد؛ فیلمی داکو-فیکشن (ترکیب مستند و فیلم تخیلی) ساخته مشترک هدا طاهری و بوریس حاجیه.
این اثر ترکیب کار یک زوج سینمایی است از دو کشور مختلف، ایران و صربستان، که در خلق اثر از زندگی شخصی خود الهام گرفتهاند.
این دو فیلمساز پیشتر سه فیلم کوتاه به همین شکل و شمایل خلق کرده بودند که در جشنواره لوکارنو نمایش داده شدند.
فیلم که عنوانش را از شعر فروغ فرخزاد وام گرفته (دستهایم را در باغچه میکارم / سبز خواهم شد، میدانم، میدانم، میدانم)، با تماس اینترنتی هدا با مادر و خواهرش در ایران آغاز میشود.
سایه جنگ حضور پررنگی دارد و پس از مدتها اینترنت وصل شده و این خانواده توانستهاند با هم حرف بزنند.
مادر و خواهر میگویند سفارت صربستان هم اینترنت نداشته و هنوز نتوانستهاند ویزای خود را بگیرند تا به شب عروسی هدا برسند.
فیلم به شکل جامپکات روایت میشود و در صحنه بعد، رسیدن والدین هدا را میبینیم. اما روایت در شکلهای مختلف تاب میخورد و قرار نیست با داستانی سرراست روبهرو باشیم.
هدا و بوریس در حال ازدواجاند، اما فیلم به ما میگوید هر دو همجنسگرا هستند.
بچه هم نقش مهمی در فیلم دارد و حالا هدا بچهدار است. از طرفی پدر بوریس از جمع گریزان است و در عروسی ظاهر نمیشود.
همه چیز در شکلی ظاهرا واقعی پیش میرود، اما دو فیلمساز میگویند همه چیز بر اساس فیلمنامه از پیش نوشتهشده فیلمبرداری شده و در واقع ربطی به واقعیت محض ندارد، هرچند شخصیتها، از جمله هدا و بوریس نقش خود را بازی میکنند.
در بخشهای اولیه با رابطه هدا با مادر و خواهرش روبهرو هستیم که حالا نگران جنگ در ایران و بسته شدن فرودگاهها، بهدنبال راهی برای ماندن هستند.
از سویی هدا خود یک پناهنده سیاسی است که سالها قبل به همراه شریک زندگی خود به آلمان پناهنده شده و بخشی از گذشتهاش در برابر او قرار میگیرد.
فیلم حتی در یک صحنه ناگهان به گذشته میرود و بهجای بوریس، با شریک زندگی قبلی هدا مواجه میشویم که از آشپزخانه بیرون میآید.
به این ترتیب، فیلم میخواهد گذشته و حال را به هم پیوند بزند، چیزی که در بخشهای مختلف در حال تجربه کردن آن است.
در عین حال، با نوعی نمایش بیپرده بدن زن روبهرو هستیم که حتی یک بار دوربین از داخل بدن این زن حرکت میکند و از آلت تناسلیاش بیرون میآید.
در نتیجه، گرایشهای جنسی آدمها و نوع رویارویی آنها با بدن، به بخشی از فیلمی بدل میشود که آگاهانه و عریان میخواهد درباره این مسائل حرف بزند.
اما مشکلات فیلم از جایی آغاز میشود که مرز واقعیت و تخیل مشخص نیست و فیلم بین این دو بهشکلی در نوسان قرار میگیرد و در روایت واقعیت - یا چیزی که مدعی است واقعی است - کم میآورد.
فیلم بهشکلی قدرت واقعی بودن خودش را گاه از دست میدهد و با خلق صحنههایی بازسازیشده به تاثیرگذاری خودش لطمه میزند.
از طرفی جامپکاتهای مختلف و پراکندگی نمایش زندگی این دو در دورهها و مکانهای گوناگون، در نهایت به ساختاری میرسد که به فیلم آسیب میزند و پیگیری آن را برای تماشاگر مشکل میکند.
دوربین در اغلب صحنهها ثابت است و به نظاره آدمها مینشیند. کارگردانان فیلم از قطع و نماهای مختلف از زاویههای گوناگون پرهیز دارند؛ برعکس میخواهند با دوربین ثابت و نماهای بلند، به واقعیت وفادارتر به نظر برسند.
اما این رویکرد با سبک و سیاق تدوین فیلم هماهنگ نیست؛ جایی که با برشهایی از زندگی روبهرو هستیم که کامل نمیشوند و بریدهبریده و تکهتکه میمانند.
در نتیجه، فیلم در شکل دادن به واقعیتی که تماشاگر باید باورش کند، به موفقیت نمیرسد.
آمریکا نام ۳۵ شرکت و یک فرد مرتبط با صنعت هوانوردی ایران را به فهرست تحریمهای خود افزود. این فهرست شامل ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی، هشت شرکت مستقر در خارج از ایران و یک شهروند مصری در امارات متحده عربی است.
بر اساس بیانیه دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، اوفک، که سهشنبه ۱۷ شهریور منتشر شد، نام شرکتهای هواپیمایی آتا، آسمان، ایرانایرتور، چابهار، زاگرس، سپهران، قشمایر، کیشایر، کارون، تابان و وارش در بسته تحریمی جدید دیده میشود.
شرکتهای آوا، آسا جت، ایر شیراز، اطلس اوییشن گروپ، اروان، فلای کیش، فلای پرشیا، جیاسکای، لاد ایرویز، مهر ایرویز، نسیم ایر، پارس ایر، رایمون، ساها، سروش و طوس نیز در این فهرست قرار گرفتهاند.
تحریمهای جدید ایالات متحده در ادامه کارزار «طرد اقتصادی» جمهوری اسلامی وضع شدهاند.
وزارت خزانهداری آمریکا ۱۳ شهریور در چارچوب این کارزار، یک بانک ترکیهای و دو موسسه مالی وابسته به آن را بهدلیل تسهیل تراکنشهای نیروی قدس سپاه پاسداران تحریم کرد.
این وزارتخانه ششم شهریور نیز شعبه اماراتی بانک مصر را بهدلیل کمک به حکومت ایران برای دسترسی به نظام بانکی ایالات متحده تحریم کرد.
شرکتهای خارج از ایران
اوفک همچنین هشت شرکت مستقر در امارات متحده عربی، بریتانیا، ترکیه، مالزی و قزاقستان را به فهرست تحریمها افزود.
این شرکتها شامل «ایسیتی اوییشن ساپورت» و «ایروبراوو» در امارات، «ایسیتی اوییشن ساپورت» در بریتانیا، «آیکارگو» در مالزی، «امایاس کارگو»، «اس سیستم لجستیک» و «اسکای فونیکس» در ترکیه و «تور اینوست» در قزاقستان هستند.
در اطلاعیه اوفک، به ارتباط شماری از این شرکتها با ماهانایر اشاره شده است.
فرد تحریمشده نیز ابراهیم علی محمد محمد مهران، شهروند مصری در امارات متحده عربی، است که نام او در ارتباط با شرکت ایسیتی اوییشن ساپورت آمده است.
پیشتر در هشتم مرداد، واشینگتن یک فرد و چهار شرکت در چین، روسیه و هند را بهدلیل همکاری با ماهانایر تحریم کرد.
وزارت خزانهداری آمریکا گفت این شرکتها بهعنوان نمایندگان فروش عمومی ماهانایر فعالیت میکردند.
هشدار بسنت و جزییات تازه تحریمهای هوانوردی
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ۱۷ شهریور در ایکس نوشت: «در چارچوب عملیات طرد اقتصادی، ما وعده داده بودیم برای کسانی که شریانهای مالی حکومت ایران را تامین میکنند، پیامدهای سنگینی در نظر خواهیم گرفت.»
بسنت افزود: «امروز به این وعده عمل کردیم و شرکتهایی را که همچنان از ماهانایر حمایت میکنند، تحریم کردیم.»
او ادامه داد: «این هشداری است به هر کسی که با شرکتهای هواپیمایی باقیمانده ایران، که امروز همگی را تحریم کردیم، تجارت میکند: شما در معرض خطر قطع دسترسی به نظام مالی جهانی قرار دارید.»
همزمان، شبکه مقابله با جرایم مالی وزارت خزانهداری آمریکا، فینسن، هشداری برای موسسات مالی صادر کرد و از آنها خواست فعالیتهای مشکوک مرتبط با شبکههای تامین هواپیما و قطعات هواپیما برای جمهوری اسلامی را شناسایی و گزارش کنند.
این هشدار بهویژه بر شناسایی معاملات و شبکههایی تمرکز دارد که نقش تهران در آنها بهطور مستقیم مشخص نیست.
تغییر مجوزهای مرتبط با هوانوردی ایران
وزارت خزانهداری آمریکا در ادامه اعلام کرد مجوز عمومی J-1، مربوط به انتقال برخی هواپیماهای غیرنظامی به ایران برای حضور موقت و معاملات مرتبط، از ۱۷ شهریور تعلیق شده است.
اوفک همچنین مجوز عمومی DD را برای پایان دادن به برخی معاملات مرتبط با هوانوردی غیرنظامی و دیگر معاملاتی که پیشتر مجاز بودند، صادر کرد.
اوفک اعلام کرد «اطلاعیه تعلیق برخی مجوزهای عمومی مقررات معاملات و تحریمهای ایران» را منتشر کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، در روزهای اخیر فشارهای اقتصادی و نظامی بر جمهوری اسلامی را تشدید کرده است؛ رویکردی که مقامهای آمریکایی آن را بخشی از تلاشها برای محدود کردن منابع مالی و قدرت مانور تهران میدانند.
وزارت دفاع کره جنوبی اعلام کرد این کشور تیمی را برای ارزیابی وضعیت امنیتی تنگه هرمز به منطقه اعزام کرده، اما هنوز تصمیمی درباره اعزام نیروهای نظامی نگرفته است.
خبرگزاری یونهاپ سهشنبه ۱۷ شهریور به نقل از وزارت دفاع کره جنوبی گزارش داد این تیم در ابتدای هفته جاری راهی امارات متحده عربی شد و احتمالا تا پایان هفته بازخواهد گشت.
بر اساس این گزارش، نتایج بررسیها قرار است به شورای امنیت ملی کره جنوبی ارائه شود.
یکی از مقامهای این وزارتخانه گفت: «هدف، ارزیابی شرایط و وضعیت امنیتی تنگه هرمز است» و اعزام این تیم «با فرض اعزام نیروهای نظامی» صورت نگرفته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در هفتههای اخیر فشار بر سئول را برای مشارکت نظامی در تامین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز افزایش داده است.
ترامپ ۲۵ مرداد دستور کاهش رزمایشهای مشترک آمریکا و کره جنوبی را صادر کرد. او یک روز بعد گفت خودداری سئول از کمک به واشینگتن برای بازگشایی تنگه هرمز در این تصمیم نقش داشته است.
دفتر ریاستجمهوری کره جنوبی ۱۳ شهریور اعلام کرد سئول گزینههای مختلف، از جمله اقدام نظامی، را برای کمک به حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز بررسی میکند.
این نهاد تاکید کرد هنوز تصمیمی درباره اعزام نیرو به منطقه اتخاذ نشده است.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در این آبراه طی هفتههای اخیر، به تنشهای منطقهای دامن زده است.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ۱۵ شهریور از ایجاد «منطقه ممنوعه تحریمی» در اطراف تنگه هرمز خبر داد و اعلام کرد حکومت ایران محدودیتها بر عبور شناورها از این گذرگاه راهبردی را تشدید خواهد کرد.
تهدید کره جنوبی از سوی حکومت ایران
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۱۶ شهریور با انتشار پیامی به زبان کرهای در شبکه اجتماعی ایکس، سئول را تهدید کرد.
او نوشت هرگونه مشارکت عملیاتی یا حضور نظامی کشورهای دیگر در خلیج فارس و تنگه هرمز، از نظر تهران «حمایت مستقیم از طرف متجاوز» محسوب میشود و «پیامدهای جدی» به دنبال خواهد داشت.
بقایی همچنین در یک نشست خبری به کره جنوبی هشدار داد به «ابزار آمریکا در جنگ» تبدیل نشود.
این اظهارات در حالی مطرح شد که فشارهای ایالات متحده در چارچوب کارزار «طرد اقتصادی» جمهوری اسلامی ادامه دارد و اتحادیه اروپا و کانادا نیز از این کارزار حمایت کردهاند.
کریستیان ویگاند، سخنگوی ارشد سرویس سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا، ۱۴ شهریور به ایراناینترنشنال گفت این اتحادیه آماده است اقدامات بیشتری برای حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز انجام دهد.
او افزود اتحادیه اروپا درباره فعالیتهای بیثباتکننده جمهوری اسلامی در منطقه و برنامه هستهای تهران با آمریکا همنظر است.
در ادامه تلاشهای حکومت ایران برای تحمیل حجاب اجباری به مردم، سعید کرمی، معاون فرهنگی و سیاسی نهاد نمایندگی رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاهها، گفت دستورالعمل حجاب اجباری برای دانشگاهها تدوین شده و بهزودی از سوی وزارت علوم و وزارت بهداشت ابلاغ میشود.
کرمی سهشنبه ۱۷ شهریور در گفتوگو با خبرگزاری مهر اعلام کرد قوانین موجود درباره حجاب «بسیار خوب» هستند و تنها باید دوباره مورد توجه قرار گیرند.
او در پاسخ به این پرسش که آیا «منشور حجاب» در دانشگاهها ابلاغ میشود، گفت بهتر است از عنوان «دستورالعمل» استفاده شود.
کرمی افزود: «قطعا شاهد اتفاقات تلخی که بعضا در سطح خیابانها میبینیم، در دانشگاه نخواهیم بود.»
تشدید فشارها برای اجرای حجاب اجباری
در هفتههای گذشته و بهدنبال سالها مقاومت مدنی شهروندان در برابر تحمیل حجاب اجباری، شماری از مقامهای جمهوری اسلامی درباره وضعیت حجاب در سطح کشور موضعگیری کرده و خواستار برخورد با شهروندان دارای پوشش اختیاری شدهاند.
محمدتقی نقدعلی، نماینده مجلس، ۱۷ شهریور با انتقاد از عملکرد دولت در زمینه حجاب گفت دولت در این موضوع دست به «عقبنشینی» زده و قانون موسوم به «عفاف و حجاب» را ابلاغ نکرده است.
او حجاب را از «مبانی انقلاب» خواند و اضافه کرد مجلس به پیگیری این موضوع ادامه خواهد داد.
حسین اکبری، فرمانده سپاه خراسان شمالی، ۱۵ شهریور از احیا و بازسازی «گروههای تذکر لسانی» در این استان خبر داد و گفت این اقدام با هدف ترویج «عفاف و حجاب» انجام میشود.
مصطفی معینی آرانی، نماینده مجلس، نیز ۱۵ شهریور خواستار برخورد با «بیحجابی و بدحجابی» شد و از محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، خواست «قانون حجاب و عفاف» را ابلاغ کند.
روزنامه کیهان که زیر نظر نماینده رهبر جمهوری اسلامی منتشر میشود، ۱۰ شهریور در یادداشتی از دولت خواست به نگرانیها درباره «رها شدن بیحجابی» توجه کند.
حامیان حکومت هفتم شهریور در قم در اعتراض به پوشش اختیاری شهروندان و با تاکید بر اجرای «حجاب و عفاف» تجمع کردند و در بوستان علوی این شهر زنجیره انسانی تشکیل دادند.
ششم شهریور نیز شماری از شرکتکنندگان در نماز جمعه بیرجند مقابل ساختمان استانداری خراسان جنوبی دست به تجمع زدند و به وضعیت حجاب در این شهر اعتراض کردند.
دوم شهریور، ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان داد گروهی از زنان حامی حکومت در اصفهان تجمع کردند و شعار «قانون حفظ حجاب، اجرا باید گردد» سردادند.
در هفتههای پیش از آن نیز امامان جمعه در شهرهای مختلف درباره وضعیت حجاب در سطح کشور موضعگیری کرده بودند.
انتقاد شهروندان و ادامه مقاومت مدنی
در مقابل، شماری از شهروندان با ارسال ویدیو و پیام به ایراناینترنشنال، از تشدید فشارها برای اجرای حجاب اجباری در شرایط گرانی و مشکلات معیشتی انتقاد کردهاند.
یکی از آنان با اشاره به تجمع حامیان حکومت گفت: «دلار لحظهای بالا میرود، ارزشیها برای حجاب تجمع کردهاند.»
شهروندان همچنین از نصب تبلیغات حجاب اجباری در مشهد، برخورد با زنان در خیابانها، صدور تذکر و اخطاریه برای مغازهها و کافهها و پلمب دهها مغازه در شهرهای مختلف ایران خبر دادهاند.
سیانان ۳۱ مرداد گزارش داد جمهوری اسلامی همزمان با فروکش کردن تنشهای نظامی، فشار بر زنان بر سر حجاب اجباری را افزایش داده، اما از ترس شکلگیری موج تازه اعتراضات، از سرکوب مستقیم خیابانی پرهیز میکند.
بر اساس این گزارش، حکومت بهجای برخورد مستقیم، از ابزارهای حقوقی مبهم، پلمب کسبوکارها و فشارهای اقتصادی استفاده میکند؛ در حالی که نافرمانی مدنی زنان علیه حجاب اجباری همچنان ادامه دارد.
با وجود تلاش حکومت برای سرکوب و محدود کردن پوشش اختیاری، مقاومت مدنی زنان در برابر حجاب اجباری از زمان آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ ادامه یافته و آنان همچنان با حضور بدون حجاب اجباری در فضاهای عمومی، این سیاست را به چالش میکشند.