رقص در برابر سرکوب؛ واکنش کنایهآمیز شهروندان به گرانی و تهدیدهای حکومت

شماری از شهروندان با انتشار ویدیوهایی طعنهآمیز در فضای مجازی، به افزایش افسارگسیخته قیمتها و همچنین تهدیدهای مقامهای جمهوری اسلامی علیه مردم معترض واکنش نشان دادهاند.

شماری از شهروندان با انتشار ویدیوهایی طعنهآمیز در فضای مجازی، به افزایش افسارگسیخته قیمتها و همچنین تهدیدهای مقامهای جمهوری اسلامی علیه مردم معترض واکنش نشان دادهاند.
آنها در این ویدیوها میرقصند و بهکنایه میگویند از گرانیها خوشحالاند، زیرا نمیخواهند به اتهامهایی همچون «سیاهنمایی» و «وطنفروشی» بازداشت یا اعدام شوند.
در هفتههای اخیر، ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه به تشدید تحریمها، سقوط ارزش پول ملی و افزایش بهای کالاهای اساسی انجامیده و قدرت خرید مردم را بیش از پیش کاهش داده است.
با این حال، مقامهای حکومت بهجای پاسخگویی درباره فساد ساختاری، سوءمدیریت و ناکارآمدیهایی که در شکلگیری بحران کنونی نقش داشتهاند، بار دیگر زبان به تهدید مردم گشودهاند.
همزمان با افزایش نارضایتیها در ایران و نگرانی مقامهای حکومت از احتمال آغاز مجدد اعتراضات مردمی، غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، ۹ شهریور معترضان را «مزدور» خواند و آنان را به «برخوردی قاطعانهتر» تهدید کرد.
در واکنش به این فضای سرکوب، گروهی از کاربران شبکههای اجتماعی به شیوهای خلاقانه، طنز و رقص را به ابزاری برای اعتراض تبدیل کردهاند.
آنها با کنایه به اتهام «سیاهنمایی» که مقامهای جمهوری اسلامی برای انکار مشکلات و واقعیتهای جامعه به کار میبرند، وانمود میکنند از افزایش قیمتها و دشوارتر شدن زندگی خود رضایت دارند.
این شهروندان در ویدیوهایشان میگویند نمیخواهند اعدام شوند و به همین دلیل، چارهای جز رقصیدن و ابراز خوشحالی از گرانی ندارند.
آنها همچنین با تکرار ادبیات مقامهای حکومتی علیه معترضان، بهطعنه تاکید میکنند «وطنفروش» نیستند و گرانیها خاطرشان را آزرده نکرده است.
با وخامت بحران اقتصادی در ایران، نرخ ارزهای خارجی در بازار آزاد سهشنبه ۱۰ شهریور به روند صعودی خود ادامه داد و دلار با ثبت رکوردی تازه از ۲۱۴ هزار تومان فراتر رفت. این رقم در مقایسه با روز گذشته از رشد ۱.۸ درصدی حکایت دارد.
قیمت یورو از ۲۴۸ هزار تومان و بهای پوند بریتانیا نیز از ۲۹۰ هزار تومان فراتر رفتند.
طنز و رقص، ابزار مقاومت در برابر سرکوب
رقص کاربران فضای مجازی را میتوان شکلی از «مقاومت روزمره» دانست؛ کنشی که در فضای سرکوب، نارضایتی را آشکار میکند.
شهروندان با تظاهر به شادی از گرانیها، فرمان حکومت برای سکوت را وارونه میکنند و اطاعت ظاهری را به اعتراض بدل میسازند.
طنز در این ویدیوها سپری روانی در برابر ترس میسازد، احساس تنهایی را کاهش میدهد و میان شهروندان ناراضی همبستگی پدید میآورد.
همزمان، شادی اغراقآمیز قادر است زبان تهدیدآمیز حکومت را به سخره بگیرد و هیبت پوشالی آن را فرسودهتر از قبل کند.
تکرار یک الگوی ساده شامل رقص، شادی و جملهای کنایهآمیز، مشارکت اعتراضی را تسهیل میکند. در این الگو، هر فرد روایت شخصی خود را به قالبی مشترک میافزاید.
بدین ترتیب، بدون سازماندهی متمرکز، تجربههای شهروندان از گرانی و سرکوب به اعتراضی شبکهای تبدیل میشوند.






کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام کرد با پیوستن گروهی از زندانیان زندان ایرانشهر، شمار زندانهای مشارکتکننده در اعتصابهای هفتگی، به ۶۲ رسیده است. اعضای کارزار، سهشنبه دهم شهریور، در صدوسیوششمین هفته فعالیت آن، بار دیگر اعتصاب غذا کردند.
بر اساس بیانیه این کارزار، زندانیان اعتصابکننده در اعتراض به گسترش اجرای احکام اعدام و صدور احکام تازه علیه بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، از خوردن غذا خودداری کردند.
گسترش این حرکت اعتراضی در هفتههای اخیر ادامه داشت و در هفته صدوسیوچهارم، با پیوستن زندانیان گچساران، به ۶۰ زندان رسید.
زندان نور نیز سوم شهریور بهعنوان شصتویکمین زندان به آن پیوست.
هشدار درباره افزایش اعدامها
اعضای کارزار در بیانیه تازه خود اعلام کردند جمهوری اسلامی تنها در هفته نخست شهریور دستکم ۳۲ زندانی، از جمله دو زن، را اعدام کرده است.
این بیانیه همچنین درباره افزایش صدور و تایید احکام اعدام علیه بازداشتشدگان خیزش دیماه هشدار داد.
شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان بهتازگی برای ۱۰ معترض در پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» حکم بدوی اعدام صادر کرد. گزارشهایی نیز درباره محدودیت دسترسی وکلا به پرونده و شکنجه متهمان برای گرفتن اعتراف منتشر شده است.
لیلا ابوالحسنی، مادر دو دختر نوجوان که در زندان دولتآباد اصفهان نگهداری میشود، نیز به اعدام محکوم شده است.
پرونده او پس از اعتراض به رای دادگاه برای رسیدگی به دیوان عالی کشور فرستاده شد.
از سوی دیگر، دیوان عالی کشور حکم اعدام علیاصغر، معروف به علیرضا پیغمبری، شهروند ۲۶ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، را تایید کرده است. انتقال او از زندان تهران بزرگ به قزلحصار، نگرانیها را درباره احتمال اجرای قریبالوقوع حکم او افزایش داده است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از فعالان سیاسی، مدنی، صنفی و حقوق بشری خواست برای توقف اعدامها و دفاع از حق حیات زندانیان اقدام کنند.
اعتصاب غذا در ۶۲ زندان
فهرست زندانهای مشارکتکننده در هفته صدوسیوششم کارزار «نه به اعدام»، به این ترتیب اعلام شده است:
زندانهای اراک، اردبیل، ارومیه، ازبرم لاهیجان، اسدآباد اصفهان، اوین در بندهای زنان و مردان، اهر، ایرانشهر، ایلام، بانه، برازجان، بروجرد، بروجن، بم، بوکان، بهبهان، تبریز، تهران بزرگ، چوبیندر قزوین، حویق تالش، خرمآباد، خورین ورامین، خوی، دستگرد اصفهان، دهدشت، دیزلآباد کرمانشاه، رامهرمز، رشت در بندهای زنان و مردان، رودسر، زاهدان در بندهای زنان و مردان، سبزوار، سپیدار اهواز در بندهای زنان و مردان، سقز، سلماس، سنندج، شیبان اهواز، طبس، عادلآباد شیراز در بندهای زنان و مردان، فردیس کرج، فیروزآباد فارس، قائمشهر، قرچک، قزلحصار در واحدهای دو، سه و چهار، کامیاران، کرمان، کهنوج، گچساران، گرگان، گنبدکاووس، لنگرود قم، مرکزی بیرجند، مرکزی کرج، مریوان، مشهد، مهاباد، میاندوآب، نظام شیراز، نقده، نور، نیشابور، یاسوج و یزد در بندهای زنان و مردان.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در بهمن ۱۴۰۲ با اعتصاب غذای زندانیان سیاسی قزلحصار آغاز شد و از آن زمان، اعضای آن هر سهشنبه در اعتراض به مجازات اعدام اعتصاب غذا میکنند.
خانه مداحان ویدیوی منتسب به حسن حسینخانی را که در آن، او با تیشرت و شلوارک در حال رقص نشان داده میشود، محکوم کرد. این واکنش همزمان با صدور حکم حبس یا جریمه برای شهروندان بهدلیل رقص منتشر شد.
ویدیویی که طی روزهای اخیر بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی یافته است، مردی را کنار یک استخر و در حال رقص و شادی نشان میدهد.
برخی حسابها این فرد را حسن حسینخانی، مداح حکومتی، معرفی و ویدیو را مربوط به مراسم نهم ربیعالاول عنوان کردهاند که با عنوان «عید الزهرا» شناخته میشود.
با این حال، منابع مستقل هویت فرد حاضر در تصاویر، زمان ضبط ویدیو یا مناسبت آن را تایید نکردهاند. شماری از کاربران نیز گفتهاند این فرد حسینخانی نیست.
حسینخانی تا زمان انتشار این گزارش واکنش مستقیمی به این ویدیو نشان نداده و اصالت یا زمان ضبط آن را تایید یا رد نکرده است.
روزنامه همشهری، وابسته به شهرداری تهران، در یادداشتی با عنوان «پیام اخلاق و معرفتتان کجاست؟» نوشت که «مداح نمیتواند هنگام روضه خود را نماینده فرهنگ اهلبیت معرفی کند»، اما در موقعیتهای دیگر «رفتاری متعارض با همان جایگاه» داشته باشد.
همشهری انتشار چنین تصاویری را «آبروریزی» خواند و هشدار داد سکوت در برابر آن به تکرار موارد مشابه منجر خواهد شد.
محکومیت بدون ذکر نام
خانه مداحان در بیانیهای، بدون نام بردن از حسینخانی، از انتشار تصاویری از «حرکات نامتعارف و پوششهای نامناسب» فردی منتسب به جامعه مداحان خبر داد و چنین رفتاری را «کجروی» و «ناصحیح» خواند.
این نهاد در عین محکوم کردن ویدیو، خواستار آن شد که «رفتار یک فرد به همه مداحان تعمیم داده نشود».
در بخشی از بیانیه نیز انتشار این تصاویر به «تلاش دشمنان برای آسیب زدن به جامعه مذهبی و وحدت اسلامی» مرتبط شده و آمریکا و اسرائیل «دشمنان اصلی» معرفی شدهاند.
خانه مداحان نگفته است که آیا درباره هویت فرد حاضر در ویدیو تحقیق کرده یا تنها بر اساس مطالب منتشرشده در شبکههای اجتماعی، بیانیه صادر کرده است.
تا زمان انتشار این گزارش، خبری از ورود دستگاه قضایی یا تشکیل پرونده برای فرد حاضر در ویدیو منتشر نشده است.
رقص شهروندان؛ از پلمب تا حکم حبس
این واکنش در شرایطی نشان داده شده است که دستگاههای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، شهروندان را بهدلیل رقص، موسیقی و نوع پوشش، بازداشت، احضار و مجازات میکنند.
در یک نمونه، دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی هشتم شهریور حکم سه ماه حبس یا پرداخت ۲۰ میلیون تومان جریمه برای ۲۹ شهروند پیرانشهری را در پروندهای مرتبط با پوشیدن لباس کُردی و اجرای رقص محلی، تایید کرد.
این پرونده پس از انتشار ویدیوهای رقص کُردی در یک مراسم عروسی تشکیل شد و دادستانی دهها نفر را با اتهام «تبلیغ علیه نظام از طریق رقص و نمادگرایی» احضار کرد.
در ماههای گذشته، صاحبان شماری از کافهها و مراکز پذیرایی نیز پس از برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی بازداشت یا مجبور به انتشار ویدیوهای عذرخواهی شدهاند.
گزارشهای دیگری هم از افزایش فشار بر شهروندان و کسبوکارها بهدلیل رقص، پوشش اختیاری و برگزاری جشن حکایت داشتهاند.
انتشار ویدیوی منتسب به حسینخانی بار دیگر تفاوت برخورد حکومت با رفتارهای خصوصی شهروندان و چهرههای وابسته به نهادهای مذهبی را برجسته کرده است: رفتاری که برای گروهی به صدور بیانیهای انتقادی محدود میشود، برای شهروندان عادی میتواند پرونده امنیتی، جریمه یا حبس در پی داشته باشد.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت مسعود پزشکیان، اعلام کرد سهمیه بنزین هزار و ۵۰۰ و نیز سه هزار تومانی خودروهای قدیمی، در صورت اقدام نکردن مالکان آنها برای اسقاط کردنشان، متوقف میشود. این خودروها پس از آن باید سوخت را با نرخ سوم، که اکنون پنج هزار تومان است، خریداری کنند.
مهاجرانی سهشنبه ۱۰ شهریور در نشست خبری خود گفت این تصمیم شامل خودروهای سواری ۲۰ ساله، وانتهای ۱۵ ساله و کامیونهای ۵۰ ساله میشود.
او افزود مالکان این وسایل نقلیه باید برای طی کردن فرایند اسقاط به سامانه مربوط مراجعه کنند و در صورت اقدام نکردن، امکان دریافت بنزین با دو نرخ یارانهای از کارت سوخت آنها حذف خواهد شد.
سخنگوی دولت زمان آغاز اجرای این تصمیم، مهلت ثبتنام، نشانی سامانه و شرایط مستثنا شدن خودروهایی را که امکان جایگزینی فوری ندارند، اعلام نکرد.
او هفته گذشته گفته بود سهمیه ۶۰ لیتری بنزین هزار و ۵۰۰ تومانی و سهمیه ۵۰ لیتری بنزین سه هزار تومانی دستکم تا پایان شهریور تغییر نمیکند.
روشن نیست حذف سهمیه خودروهای قدیمی نیز پس از پایان ماه اجرا خواهد شد یا این گروه زودتر مشمول محدودیت میشوند.
فشار بیشتر بر مالکان خودروهای قدیمی
تصمیم دولت در مورد حذف سهمیه بنزین یارانهای خودروهای قدیمی میتواند فشار بیشتری بر خانوارهای کمدرآمد و رانندگانی وارد کند که بهدلیل ناتوانی در خرید خودروی جدید، همچنان از خودروهای قدیمی برای رفتوآمد یا تامین معاش استفاده میکنند.
دولت میگوید حذف خودروهای فرسوده با هدف کاهش مصرف سوخت، آلودگی هوا و خطرات جادهای انجام میشود، اما مهاجرانی درباره تسهیلات جایگزینی، قیمت خودروهای جدید و توان مالی مالکان توضیحی نداد.
او گفت حدود سه میلیارد دلار در زیرساخت گاز طبیعی فشرده سرمایهگذاری شده و تبدیل خودروها به دوگانهسوز بهصورت رایگان انجام میشود.
از سوی دیگر نرخ پنج هزار تومانی مورد اشاره مهاجرانی، نرخ سوم فعلی بنزین است.
پزشکیان ششم شهریور پیشنهاد کرد این نرخ به ۱۰ هزار تومان افزایش یابد. دولت هنوز نگفته است اگر این پیشنهاد تصویب شود، مالکان خودروهای قدیمی نیز ناچار خواهند شد همه سوخت خود را با نرخ جدید تهیه کنند یا نه.
حذف سهمیه در میانه بحران تامین بنزین
تصمیم تازه در شرایطی اعلام میشود که ایران با کسری روزانه حدود ۱۵ میلیون لیتر بنزین روبهرو است. منابع ایراناینترنشنال پیشتر گفتند برداشت از ذخایر راهبردی به مرحله هشدار رسیده و ادامه روند کنونی میتواند این ذخایر را ظرف چند هفته به پایان برساند.
همزمان، پیامها و ویدیوهای شهروندان از کمبود سوخت، صفهای طولانی و تعطیلی جایگاهها حکایت دارد.
یک شهروند هشتم شهریور به ایراناینترنشنال گفت برای خرید بنزین به سه جایگاه مراجعه کرده و هر سه تعطیل بودهاند.
شهروندان درباره پیشنهاد افزایش نرخ سوم بنزین نیز هشدار دادند که گرانی سوخت به قیمت کالاها، کرایهها و دیگر هزینههای زندگی سرایت خواهد کرد.
شماری از آنان در واکنش به این طرح پرسیدند چرا تصمیمهای بنزینی با درآمد و توان اقتصادی مردم هماهنگ نمیشود.
حذف سهمیه خودروهای قدیمی نشان میدهد دولت پیش از تعیین تکلیف افزایش عمومی قیمت، محدود کردن دسترسی گروههای مشخص به بنزین یارانهای را آغاز کرده است.
عبدالناصر همتی، رییسکل بانک مرکزی، افزایش نرخ ارز را عمدتا ناشی از «فضای روانی» دانست و وعده عرضه تا دو میلیارد دلار داد. این موضع در حالی مطرح شد که آمارها از تورم ۶۶ درصدی، افت تجارت خارجی و چاپ پول برای جبران کسری بودجه حکایت دارند.
در حالی که بهای دلار در ایران از ۲۱۰ هزار تومان گذشته است، همتی سهشنبه ۱۰ شهریور در همایش «بانکداری اسلامی» گفت: «خطاب به رییسجمهوری آمریکا میگویم ایران ارز دارد و به قدر کافی هم دارد.»
او وعده داد «گرد و خاک» بازار ارز بهزودی فروکش کند و گفت شرایط اقتصادی و اداره معیشت مردم دشوار شده، اما ادعای فروپاشی اقتصاد ایران «جنگ روانی» است.
همتی با اذعان به رنج مردم از تورم، تاکید کرد اقتصاد وارد ابرتورم نشده و احتمال وقوع آن نیز ضعیف است.
وعده تزریق تا سقف دو میلیارد دلار
رییسکل بانک مرکزی اعلام کرد این نهاد هفته گذشته ۵۰۰ میلیون دلار به بازار اختصاص داده و آماده است برای مهار نوسانها تا سقف دو میلیارد دلار عرضه کند.
او گفت از ابتدای سال بیش از ۱۸ میلیارد دلار برای واردات کالاهای اساسی، دارو و مواد اولیه تولید، تامین شده است.
همتی همچنین از ذخایر داخلی و «منابعی دیگر» خبر داد، اما گفت امکان اعلام جزییات آنها وجود ندارد.
بانک مرکزی آماری درباره حجم ذخایر قابل دسترس، زمان عرضه دو میلیارد دلار یا شیوه رسیدن این ارز به بازار آزاد منتشر نکرده است.
دلار ۲۱۰ هزار تومانی
اظهارات همتی یک روز پس از آن مطرح شد که قیمت دلار در بازار آزاد از ۲۱۰ هزار تومان عبور کرد. یورو نیز به بیش از ۲۴۳ هزار تومان و سکه امامی به بالای ۲۲۳ میلیون تومان رسید.
دلار دوم دیماه، اندکی پیش از بازگشت همتی به بانک مرکزی، از ۱۳۵ هزار تومان گذشته بود.
افزایش بهای دلار تا ۲۱۰ هزار تومان به معنای رشد بیش از ۵۵ درصدی بهای دلار در حدود هشت ماه است.
همتی پس از انتصاب خود در ۱۰ دی وعده داده بود مردم بهزودی نشانههای بازگشت ثبات را خواهند دید و اعلام کرده بود نظام چندنرخی ارز را برمیچیند.
ادامه رکوردشکنی دلار نشان میدهد این وعدهها راه به جایی نبردهاند.
با نرخ ۲۱۰ هزار تومانی، متوسط حقوق ۲۵ میلیون تومانی در ایران معادل حدود ۱۱۹ دلار در ماه است. پایه مزد ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومانی کارگران نیز ارزشی نزدیک به ۷۹ دلار دارد؛ ارقامی که ابعاد سقوط قدرت خرید را نشان میدهند.
عوامل واقعی سقوط ریال
تقلیل جهش ارز به «فضای روانی» با دادهها و اظهارات دیگر مقامهای جمهوری اسلامی همخوان نیست.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، گفته است صادرات و واردات ایران در پی تحریمها و محاصره آمریکا، حدود ۳۵ درصد کاهش یافته است.
از سوی دیگر تورم سالانه در تیرماه به ۶۶ درصد رسید و تورم نقطهبهنقطه مواد غذایی از ۱۲۸ درصد فراتر رفت.
محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی پزشکیان، نهم شهریور اذعان کرد دولت برای جبران کسری بودجه ناچار به چاپ پول است؛ اقدامی که به افزایش نقدینگی و تورم دامن میزند.
در تعریف رایج، ابرتورم به افزایش بیش از ۵۰ درصدی قیمتها در یک ماه گفته میشود. بنابراین رخ ندادن ابرتورم به معنای مهار تورم نیست؛ بهویژه زمانی که قیمت مواد غذایی طی یک سال بیش از دو برابر شده است.
تحریمها، محاصره دریایی و محدود شدن درآمدهای ارزی، فشار خارجی جدی بر حکومت ایران ایجاد کردهاند. با این حال، کسری بودجه، چاپ پول، ناترازی بانکها، فساد ساختاری و سیاست خارجی تنشزای حکومت نیز از عوامل سقوط ارزش ریالاند.
شش ماه پس از آغاز حملههای آمریکا و اسرائیل به ایران، هنوز سایه جنگ بر فراز کشور گسترده است. مقامات ایران پس از اعلام آتشبس، کشورهای منطقه و پایگاههای آمریکا را به جنگی دیگر تهدید میکنند و از بازگرداندن نبرد به سطح منطقهای و حتی زمینی کردن آن سخن میگویند.
تهران معتقد است راهبرد جنگ با کشورهای خلیج فارس در جنگ ۳۹ روزه موفق بوده و دلیلی برای کنار گذاشتن آن نیست.
از نظر تهران، جنگ منطقهای بخش بزرگی از هزینه نبرد را از دوش ایران برمیدارد و آن را میان کشورهای خلیج فارس و اقتصاد جهانی سرشکن میکند.
حکومت با سیاست «اگر نفت ایران صادر نشود، نفت هیچکس از منطقه صادر نخواهد شد» هم بهدنبال ایجاد بازدارندگی در مقابل حملات به ویژه به زیرساختها است و هم بهدنبال امتیازگیری از آمریکا.
اما بار تهدید در این رویکرد جدید حکومت، محوریتر شده است، چرا که فرماندهان سپاه میگویند رویکرد جمهوری اسلامی دیگر دفاعی نیست و تهاجمی شده است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفته است: «در صورت ادامه وضعیت محاصره، نخواهیم گذاشت که یک قطره نفت خلیج فارس از هیچ راهی خارج شود؛ همچنین ما تاکنون به منافع اقتصادی آمریکا حمله نکردهایم و در صورت ادامه شرارتها، این اقدام نیز در دسترس ماست.»
واکنش نسبتا تند جمهوری اسلامی به حمله آمریکا به لارک در شامگاه یکشنبه ۸ شهریور را نیز در همین زمینه میتوان فهمید.
تغییر ماهیت نبرد؛ از موازنه قدرت به موازنه تحمل
منطق حاکم بر تصمیمگیری در تهران، منطق موازنه قدرت به معنای کلاسیک آن نیست. جمهوری اسلامی در توازن سختافزاری جنگ شانس بالایی ندارد و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، دستکم در دو نوبت به این موضوع اشاره کرده است.
از سوی دیگر ارزیابیهای نظامی از تخریب حدود ۹۰ درصد سامانههای پدافند هوایی ایران خبر میداد. بر این اساس تهران میخواهد جنگ احتمالی را از حوزه هوایی صرف خارج کرده و به حوزهای که در آن دستکم برابر است منتقل کند، یعنی جنگ زمینی که در آن امکان تحمل درد و ضربهزنی بیشتری وجود دارد.
در ذهنیت مسئولان، پیروزی یعنی بقای نظام، و این بقا از راه توسعه افقی جنگ و اتکا به عامل زمان و فرسایش اراده طرف مقابل دنبال میشود.
مقامات جمهوری اسلامی فکر میکنند آنچه در آن امکان پایداری بیشتر دارند زمان است. محمدرضا نقدی، مشاور فرمانده کل سپاه، گفته است: «حتی اگر جنگ چند سال طول بکشد، موشکهای بالستیک ما همچنان بر سر دشمنان فرود خواهد آمد.» حکومت معتقد است در این نبرد، برنده کسی است که دیرتر خسته شود و کشورهای منطقه و همچنین آمریکا امکان پایداری درازمدت در این جنگ را ندارند.
آنچه جمهوری اسلامی بر روی آن حساب باز کرده این است که کشورهای منطقه از آنجایی که به پایگاههای آمریکایی در کشورهای خود اجازه موجودیت دادهاند، پس میتوانند به آمریکا فشار بیاورند تا جنگ را به پایان برسانند. بخشی از گفتههای مقامات مختص به از بین بردن این پایگاهها است. منوچهر متکی نماینده مجلس و وزیر امور خارجه سابق میگوید: «جنگ زمینی یعنی اینکه ما یکی از پایگاههای آمریکا در عراق، کویت یا بحرین را بگیریم.»
محمدباقر قالیباف در عین آنکه میگوید جمهوری اسلامی هنوز کارتهایی دارد که بازی نکرده است، اقدامات مختلف آمریکا علیه کشور را «جنگی چندوجهی» میداند که این روزها بیشتر در حوزه اقتصادی در جریان است؛ پس اگر آمریکا اقدامی علیه ایران مانند محاصره انجام دهد، میتوانند بهواسطه محاصره این کشورها پاسخ دهند و به همین خاطر است که نماینده مجلسی مانند حمید رضا حاجیبابایی میگوید: «نباید اجازه دهیم خطوط لوله جدید نفت ایجاد و از مسیرهایی صادر شود که تنگه هرمز را تضعیف کند.»
برای شکستن این فشار است که جمهوری اسلامی به محور مقاومت و بهویژه حوثیها نقش کلیدی داده است. در واقع این نیروها میتوانند ریسک را توزیع کنند، در عین حال که میتوانند به واسطه تهدید شریانهای تجاری، قیمت نفت را بالا نگه دارند. یکی از دلایل اصلی اینکه جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته نگه داشته این است که قیمت نفت بالا برود و این افزایش را بخشی از پیروزی خود در نبرد میداند و به همین سبب است که میخواهد به هر شیوه که میتواند حاکمیت خود بر این آبراه را تثبیت کند.
تهران اعلام کرده است که تنگه هرمز تا زمانی که آمریکا به جنگ و محاصره پایان ندهد و داراییهای بلوکهشده ایران را آزاد نکند، بازگشایی نخواهد شد. حکومت بستن تنگه را نه صرفا اقدامی تلافیجویانه، بلکه ضمانت اجرای خواستههایش معرفی میکند و خود را مطالبهگر اجرای توافق جا میزند، در حالی که برخی در ایران و همچنین دونالد ترامپ از پایان یافتن این تفاهمنامه میگویند.
وسوسه زمین و جایی که محاسبه میلنگد
جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ ۳۹ روزه اعلام کرد که در صورت وقوع جنگی دیگر، آن نبرد فرامنطقهای خواهد بود. با این حال، در درگیریهای پس از آتشبس که به «جنگ سوم» معروف شد، تهران همچنان راهبرد جنگ منطقهای را پیش گرفت؛ با این تفاوت که در این دوره بیشترین حملات خود را متوجه بحرین و کویت کرد، در حالی که در طول جنگ «رمضان»، امارات هدف اصلی حملات جمهوری اسلامی بود.
نکته قابلتوجه پس از حمله مشترک آمریکا و اسرائيل در ۹ اسفند، شکلگیری نوعی نارضایتی در تهران از میزان ضرباتی بود که به کشورهای عرب خلیج فارس، بهویژه امارات، کویت و بحرین، وارد کرده بود.
در ماههای گذشته در صداوسیما، این کشورها بارها تهدید شدهاند. نمایندگان مجلس و چهرههای رسانهای با تاکید بر ضرورت حملات شدیدتر، معتقد بودند این سه کشور آنطور که باید «تنبیه» نشدهاند؛ تا جایی که حتی از لزوم تغییر رژیم در آنها نیز سخن به میان آمد.
اما این ضربات به کشورهای بحرین و کویت را میتوان استراتژی جدید تهران در «حذف حلقههای ضعیف دشمن» همزمان با فشار برای خروج آمریکا از منطقه دانست. برای جمهوری اسلامی، هدفگیری این دو کشور از نظر فنی کمهزینهتر است، اما از نظر نظامی و همچنین پیام سیاسی جدیتر، چرا که برخی از مهمترین پایگاههای آمریکا در این کشورها قرار دارند و عملا تهران میخواهد به واشینگتن اعلام کند که هزینه ماندن در منطقه بالا رفته است.
اما این رویکرد جمهوری اسلامی بیپاسخ نمانده و ممکن است حتی هزینهسازتر هم بشود. رافائل کوهن از موسسه رند استدلال میکند که با حمله به کشورهایی که رسما دشمن نبودند، جمهوری اسلامی کشورهای هدف را در وضعیتی قرار داده که «به همان اندازه که ممکن است برای آتشبس فشار بیاورند، ممکن است به جبهه مقابل تهران بپیوندند.»
برای این موضوع کشورهای منطقه اقداماتی نیز انجام دادهاند. در ماههای گذشته مانورهای نظامی مشترکی از سوی برخی کشورهای عربی خلیج فارس با آمریکا ترتیب داده شده است که بخشی از آنها برای عملیات زمینی بوده است.
همچنین ائتلافهای منطقهای نیز در حال شکل گرفتن است که مهمترین آن همسویی عربستان، ترکیه و پاکستان در توافق «مکه» است که حمله به هر عضو را حمله به همه اعضا تلقی میکند.
از سوی دیگر کشورهای عربی خلیج فارس بهدنبال انجام اقدامات اقتصادی نیز هستند؛ از جمله امارات که در ۲۸ مرداد، پس از آنچه پرتاب موشک به سرزمین خود خواند، مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد، و احتمال آنکه دیگر کشورها نیز به ویژه به خواست ترامپ چنین رویکردی اتخاذ کنند وجود دارد.
با این حال، با وجود همه خطراتی که تداوم جنگطلبی و جنگ منطقهای میتواند به همراه آورد، به نظر میرسد جنگ منطقهای برای جمهوری اسلامی تنها شکلی از نبرد است که در آن امکان شکست کمتر و امکان بقا بیشتر است، بهویژه در شرایطی که محاصره دریایی فشار اقتصادی شدیدی بر کشور وارد کرده و اختلافنظرهای داخلی، نظم سیاسی را بهطور قابلتوجهی متزلزل ساخته است.
تهران گمان میکند که آمریکا در مذاکرات بعدی حتی امتیازات بیشتری طلب خواهد کرد و اکنون وقت مناسبی برای عقبنشینی نیست؛ بنابراین استراتژی مقابله خود را بر پایه آسیب زدن به کشورهای مختلف و توزیع هزینه جنگ تنظیم کرده است.
کشاندن جنگ به ابعاد گستردهتر و حتی تلاش برای زمینی کردن آن، از دید تهران موقعیتی است که در آن برتری هوایی دشمن کماثرتر و توانایی نیروی نظامی جمهوری اسلامی بیشتر است. در محاسبه حکومت، پیروزی به معنای غلبه بر آمریکا نیست، بلکه به معنای ماندن و تحمیل کردن خواستههاست. اما این محاسبه به یک شرط وابسته است: اینکه شمار بیشتری از بازیگران منطقهای و جهانی هزینه بدهند. تهران بر آن است که همین بازیگران، وقتی هزینه برایشان سنگین شود، تنها کسانی خواهند بود که میتوانند به جنگ پایان دهند.