خانه مداحان رقص یک مداح با شلوارک را محکوم کرد

خانه مداحان ویدیوی منتسب به حسن حسینخانی را که در آن، او با تیشرت و شلوارک در حال رقص نشان داده میشود، محکوم کرد. این واکنش همزمان با صدور حکم حبس یا جریمه برای شهروندان بهدلیل رقص منتشر شد.

خانه مداحان ویدیوی منتسب به حسن حسینخانی را که در آن، او با تیشرت و شلوارک در حال رقص نشان داده میشود، محکوم کرد. این واکنش همزمان با صدور حکم حبس یا جریمه برای شهروندان بهدلیل رقص منتشر شد.
ویدیویی که طی روزهای اخیر بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی یافته است، مردی را کنار یک استخر و در حال رقص و شادی نشان میدهد.
برخی حسابها این فرد را حسن حسینخانی، مداح حکومتی، معرفی و ویدیو را مربوط به مراسم نهم ربیعالاول عنوان کردهاند که با عنوان «عید الزهرا» شناخته میشود.
با این حال، منابع مستقل هویت فرد حاضر در تصاویر، زمان ضبط ویدیو یا مناسبت آن را تایید نکردهاند. شماری از کاربران نیز گفتهاند این فرد حسینخانی نیست.
حسینخانی تا زمان انتشار این گزارش واکنش مستقیمی به این ویدیو نشان نداده و اصالت یا زمان ضبط آن را تایید یا رد نکرده است.
روزنامه همشهری، وابسته به شهرداری تهران، در یادداشتی با عنوان «پیام اخلاق و معرفتتان کجاست؟» نوشت که «مداح نمیتواند هنگام روضه خود را نماینده فرهنگ اهلبیت معرفی کند»، اما در موقعیتهای دیگر «رفتاری متعارض با همان جایگاه» داشته باشد.
همشهری انتشار چنین تصاویری را «آبروریزی» خواند و هشدار داد سکوت در برابر آن به تکرار موارد مشابه منجر خواهد شد.
محکومیت بدون ذکر نام
خانه مداحان در بیانیهای، بدون نام بردن از حسینخانی، از انتشار تصاویری از «حرکات نامتعارف و پوششهای نامناسب» فردی منتسب به جامعه مداحان خبر داد و چنین رفتاری را «کجروی» و «ناصحیح» خواند.
این نهاد در عین محکوم کردن ویدیو، خواستار آن شد که «رفتار یک فرد به همه مداحان تعمیم داده نشود».
در بخشی از بیانیه نیز انتشار این تصاویر به «تلاش دشمنان برای آسیب زدن به جامعه مذهبی و وحدت اسلامی» مرتبط شده و آمریکا و اسرائیل «دشمنان اصلی» معرفی شدهاند.
خانه مداحان نگفته است که آیا درباره هویت فرد حاضر در ویدیو تحقیق کرده یا تنها بر اساس مطالب منتشرشده در شبکههای اجتماعی، بیانیه صادر کرده است.
تا زمان انتشار این گزارش، خبری از ورود دستگاه قضایی یا تشکیل پرونده برای فرد حاضر در ویدیو منتشر نشده است.
رقص شهروندان؛ از پلمب تا حکم حبس
این واکنش در شرایطی نشان داده شده است که دستگاههای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، شهروندان را بهدلیل رقص، موسیقی و نوع پوشش، بازداشت، احضار و مجازات میکنند.
در یک نمونه، دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی هشتم شهریور حکم سه ماه حبس یا پرداخت ۲۰ میلیون تومان جریمه برای ۲۹ شهروند پیرانشهری را در پروندهای مرتبط با پوشیدن لباس کُردی و اجرای رقص محلی، تایید کرد.
این پرونده پس از انتشار ویدیوهای رقص کُردی در یک مراسم عروسی تشکیل شد و دادستانی دهها نفر را با اتهام «تبلیغ علیه نظام از طریق رقص و نمادگرایی» احضار کرد.
در ماههای گذشته، صاحبان شماری از کافهها و مراکز پذیرایی نیز پس از برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی بازداشت یا مجبور به انتشار ویدیوهای عذرخواهی شدهاند.
گزارشهای دیگری هم از افزایش فشار بر شهروندان و کسبوکارها بهدلیل رقص، پوشش اختیاری و برگزاری جشن حکایت داشتهاند.
انتشار ویدیوی منتسب به حسینخانی بار دیگر تفاوت برخورد حکومت با رفتارهای خصوصی شهروندان و چهرههای وابسته به نهادهای مذهبی را برجسته کرده است: رفتاری که برای گروهی به صدور بیانیهای انتقادی محدود میشود، برای شهروندان عادی میتواند پرونده امنیتی، جریمه یا حبس در پی داشته باشد.






فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت مسعود پزشکیان، اعلام کرد سهمیه بنزین هزار و ۵۰۰ و نیز سه هزار تومانی خودروهای قدیمی، در صورت اقدام نکردن مالکان آنها برای اسقاط کردنشان، متوقف میشود. این خودروها پس از آن باید سوخت را با نرخ سوم، که اکنون پنج هزار تومان است، خریداری کنند.
مهاجرانی سهشنبه ۱۰ شهریور در نشست خبری خود گفت این تصمیم شامل خودروهای سواری ۲۰ ساله، وانتهای ۱۵ ساله و کامیونهای ۵۰ ساله میشود.
او افزود مالکان این وسایل نقلیه باید برای طی کردن فرایند اسقاط به سامانه مربوط مراجعه کنند و در صورت اقدام نکردن، امکان دریافت بنزین با دو نرخ یارانهای از کارت سوخت آنها حذف خواهد شد.
سخنگوی دولت زمان آغاز اجرای این تصمیم، مهلت ثبتنام، نشانی سامانه و شرایط مستثنا شدن خودروهایی را که امکان جایگزینی فوری ندارند، اعلام نکرد.
او هفته گذشته گفته بود سهمیه ۶۰ لیتری بنزین هزار و ۵۰۰ تومانی و سهمیه ۵۰ لیتری بنزین سه هزار تومانی دستکم تا پایان شهریور تغییر نمیکند.
روشن نیست حذف سهمیه خودروهای قدیمی نیز پس از پایان ماه اجرا خواهد شد یا این گروه زودتر مشمول محدودیت میشوند.
فشار بیشتر بر مالکان خودروهای قدیمی
تصمیم دولت در مورد حذف سهمیه بنزین یارانهای خودروهای قدیمی میتواند فشار بیشتری بر خانوارهای کمدرآمد و رانندگانی وارد کند که بهدلیل ناتوانی در خرید خودروی جدید، همچنان از خودروهای قدیمی برای رفتوآمد یا تامین معاش استفاده میکنند.
دولت میگوید حذف خودروهای فرسوده با هدف کاهش مصرف سوخت، آلودگی هوا و خطرات جادهای انجام میشود، اما مهاجرانی درباره تسهیلات جایگزینی، قیمت خودروهای جدید و توان مالی مالکان توضیحی نداد.
او گفت حدود سه میلیارد دلار در زیرساخت گاز طبیعی فشرده سرمایهگذاری شده و تبدیل خودروها به دوگانهسوز بهصورت رایگان انجام میشود.
از سوی دیگر نرخ پنج هزار تومانی مورد اشاره مهاجرانی، نرخ سوم فعلی بنزین است.
پزشکیان ششم شهریور پیشنهاد کرد این نرخ به ۱۰ هزار تومان افزایش یابد. دولت هنوز نگفته است اگر این پیشنهاد تصویب شود، مالکان خودروهای قدیمی نیز ناچار خواهند شد همه سوخت خود را با نرخ جدید تهیه کنند یا نه.
حذف سهمیه در میانه بحران تامین بنزین
تصمیم تازه در شرایطی اعلام میشود که ایران با کسری روزانه حدود ۱۵ میلیون لیتر بنزین روبهرو است. منابع ایراناینترنشنال پیشتر گفتند برداشت از ذخایر راهبردی به مرحله هشدار رسیده و ادامه روند کنونی میتواند این ذخایر را ظرف چند هفته به پایان برساند.
همزمان، پیامها و ویدیوهای شهروندان از کمبود سوخت، صفهای طولانی و تعطیلی جایگاهها حکایت دارد.
یک شهروند هشتم شهریور به ایراناینترنشنال گفت برای خرید بنزین به سه جایگاه مراجعه کرده و هر سه تعطیل بودهاند.
شهروندان درباره پیشنهاد افزایش نرخ سوم بنزین نیز هشدار دادند که گرانی سوخت به قیمت کالاها، کرایهها و دیگر هزینههای زندگی سرایت خواهد کرد.
شماری از آنان در واکنش به این طرح پرسیدند چرا تصمیمهای بنزینی با درآمد و توان اقتصادی مردم هماهنگ نمیشود.
حذف سهمیه خودروهای قدیمی نشان میدهد دولت پیش از تعیین تکلیف افزایش عمومی قیمت، محدود کردن دسترسی گروههای مشخص به بنزین یارانهای را آغاز کرده است.
عبدالناصر همتی، رییسکل بانک مرکزی، افزایش نرخ ارز را عمدتا ناشی از «فضای روانی» دانست و وعده عرضه تا دو میلیارد دلار داد. این موضع در حالی مطرح شد که آمارها از تورم ۶۶ درصدی، افت تجارت خارجی و چاپ پول برای جبران کسری بودجه حکایت دارند.
در حالی که بهای دلار در ایران از ۲۱۰ هزار تومان گذشته است، همتی سهشنبه ۱۰ شهریور در همایش «بانکداری اسلامی» گفت: «خطاب به رییسجمهوری آمریکا میگویم ایران ارز دارد و به قدر کافی هم دارد.»
او وعده داد «گرد و خاک» بازار ارز بهزودی فروکش کند و گفت شرایط اقتصادی و اداره معیشت مردم دشوار شده، اما ادعای فروپاشی اقتصاد ایران «جنگ روانی» است.
همتی با اذعان به رنج مردم از تورم، تاکید کرد اقتصاد وارد ابرتورم نشده و احتمال وقوع آن نیز ضعیف است.
وعده تزریق تا سقف دو میلیارد دلار
رییسکل بانک مرکزی اعلام کرد این نهاد هفته گذشته ۵۰۰ میلیون دلار به بازار اختصاص داده و آماده است برای مهار نوسانها تا سقف دو میلیارد دلار عرضه کند.
او گفت از ابتدای سال بیش از ۱۸ میلیارد دلار برای واردات کالاهای اساسی، دارو و مواد اولیه تولید، تامین شده است.
همتی همچنین از ذخایر داخلی و «منابعی دیگر» خبر داد، اما گفت امکان اعلام جزییات آنها وجود ندارد.
بانک مرکزی آماری درباره حجم ذخایر قابل دسترس، زمان عرضه دو میلیارد دلار یا شیوه رسیدن این ارز به بازار آزاد منتشر نکرده است.
دلار ۲۱۰ هزار تومانی
اظهارات همتی یک روز پس از آن مطرح شد که قیمت دلار در بازار آزاد از ۲۱۰ هزار تومان عبور کرد. یورو نیز به بیش از ۲۴۳ هزار تومان و سکه امامی به بالای ۲۲۳ میلیون تومان رسید.
دلار دوم دیماه، اندکی پیش از بازگشت همتی به بانک مرکزی، از ۱۳۵ هزار تومان گذشته بود.
افزایش بهای دلار تا ۲۱۰ هزار تومان به معنای رشد بیش از ۵۵ درصدی بهای دلار در حدود هشت ماه است.
همتی پس از انتصاب خود در ۱۰ دی وعده داده بود مردم بهزودی نشانههای بازگشت ثبات را خواهند دید و اعلام کرده بود نظام چندنرخی ارز را برمیچیند.
ادامه رکوردشکنی دلار نشان میدهد این وعدهها راه به جایی نبردهاند.
با نرخ ۲۱۰ هزار تومانی، متوسط حقوق ۲۵ میلیون تومانی در ایران معادل حدود ۱۱۹ دلار در ماه است. پایه مزد ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومانی کارگران نیز ارزشی نزدیک به ۷۹ دلار دارد؛ ارقامی که ابعاد سقوط قدرت خرید را نشان میدهند.
عوامل واقعی سقوط ریال
تقلیل جهش ارز به «فضای روانی» با دادهها و اظهارات دیگر مقامهای جمهوری اسلامی همخوان نیست.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، گفته است صادرات و واردات ایران در پی تحریمها و محاصره آمریکا، حدود ۳۵ درصد کاهش یافته است.
از سوی دیگر تورم سالانه در تیرماه به ۶۶ درصد رسید و تورم نقطهبهنقطه مواد غذایی از ۱۲۸ درصد فراتر رفت.
محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی پزشکیان، نهم شهریور اذعان کرد دولت برای جبران کسری بودجه ناچار به چاپ پول است؛ اقدامی که به افزایش نقدینگی و تورم دامن میزند.
در تعریف رایج، ابرتورم به افزایش بیش از ۵۰ درصدی قیمتها در یک ماه گفته میشود. بنابراین رخ ندادن ابرتورم به معنای مهار تورم نیست؛ بهویژه زمانی که قیمت مواد غذایی طی یک سال بیش از دو برابر شده است.
تحریمها، محاصره دریایی و محدود شدن درآمدهای ارزی، فشار خارجی جدی بر حکومت ایران ایجاد کردهاند. با این حال، کسری بودجه، چاپ پول، ناترازی بانکها، فساد ساختاری و سیاست خارجی تنشزای حکومت نیز از عوامل سقوط ارزش ریالاند.
شش ماه پس از آغاز حملههای آمریکا و اسرائیل به ایران، هنوز سایه جنگ بر فراز کشور گسترده است. مقامات ایران پس از اعلام آتشبس، کشورهای منطقه و پایگاههای آمریکا را به جنگی دیگر تهدید میکنند و از بازگرداندن نبرد به سطح منطقهای و حتی زمینی کردن آن سخن میگویند.
تهران معتقد است راهبرد جنگ با کشورهای خلیج فارس در جنگ ۳۹ روزه موفق بوده و دلیلی برای کنار گذاشتن آن نیست.
از نظر تهران، جنگ منطقهای بخش بزرگی از هزینه نبرد را از دوش ایران برمیدارد و آن را میان کشورهای خلیج فارس و اقتصاد جهانی سرشکن میکند.
حکومت با سیاست «اگر نفت ایران صادر نشود، نفت هیچکس از منطقه صادر نخواهد شد» هم بهدنبال ایجاد بازدارندگی در مقابل حملات به ویژه به زیرساختها است و هم بهدنبال امتیازگیری از آمریکا.
اما بار تهدید در این رویکرد جدید حکومت، محوریتر شده است، چرا که فرماندهان سپاه میگویند رویکرد جمهوری اسلامی دیگر دفاعی نیست و تهاجمی شده است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفته است: «در صورت ادامه وضعیت محاصره، نخواهیم گذاشت که یک قطره نفت خلیج فارس از هیچ راهی خارج شود؛ همچنین ما تاکنون به منافع اقتصادی آمریکا حمله نکردهایم و در صورت ادامه شرارتها، این اقدام نیز در دسترس ماست.»
واکنش نسبتا تند جمهوری اسلامی به حمله آمریکا به لارک در شامگاه یکشنبه ۸ شهریور را نیز در همین زمینه میتوان فهمید.
تغییر ماهیت نبرد؛ از موازنه قدرت به موازنه تحمل
منطق حاکم بر تصمیمگیری در تهران، منطق موازنه قدرت به معنای کلاسیک آن نیست. جمهوری اسلامی در توازن سختافزاری جنگ شانس بالایی ندارد و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، دستکم در دو نوبت به این موضوع اشاره کرده است.
از سوی دیگر ارزیابیهای نظامی از تخریب حدود ۹۰ درصد سامانههای پدافند هوایی ایران خبر میداد. بر این اساس تهران میخواهد جنگ احتمالی را از حوزه هوایی صرف خارج کرده و به حوزهای که در آن دستکم برابر است منتقل کند، یعنی جنگ زمینی که در آن امکان تحمل درد و ضربهزنی بیشتری وجود دارد.
در ذهنیت مسئولان، پیروزی یعنی بقای نظام، و این بقا از راه توسعه افقی جنگ و اتکا به عامل زمان و فرسایش اراده طرف مقابل دنبال میشود.
مقامات جمهوری اسلامی فکر میکنند آنچه در آن امکان پایداری بیشتر دارند زمان است. محمدرضا نقدی، مشاور فرمانده کل سپاه، گفته است: «حتی اگر جنگ چند سال طول بکشد، موشکهای بالستیک ما همچنان بر سر دشمنان فرود خواهد آمد.» حکومت معتقد است در این نبرد، برنده کسی است که دیرتر خسته شود و کشورهای منطقه و همچنین آمریکا امکان پایداری درازمدت در این جنگ را ندارند.
آنچه جمهوری اسلامی بر روی آن حساب باز کرده این است که کشورهای منطقه از آنجایی که به پایگاههای آمریکایی در کشورهای خود اجازه موجودیت دادهاند، پس میتوانند به آمریکا فشار بیاورند تا جنگ را به پایان برسانند. بخشی از گفتههای مقامات مختص به از بین بردن این پایگاهها است. منوچهر متکی نماینده مجلس و وزیر امور خارجه سابق میگوید: «جنگ زمینی یعنی اینکه ما یکی از پایگاههای آمریکا در عراق، کویت یا بحرین را بگیریم.»
محمدباقر قالیباف در عین آنکه میگوید جمهوری اسلامی هنوز کارتهایی دارد که بازی نکرده است، اقدامات مختلف آمریکا علیه کشور را «جنگی چندوجهی» میداند که این روزها بیشتر در حوزه اقتصادی در جریان است؛ پس اگر آمریکا اقدامی علیه ایران مانند محاصره انجام دهد، میتوانند بهواسطه محاصره این کشورها پاسخ دهند و به همین خاطر است که نماینده مجلسی مانند حمید رضا حاجیبابایی میگوید: «نباید اجازه دهیم خطوط لوله جدید نفت ایجاد و از مسیرهایی صادر شود که تنگه هرمز را تضعیف کند.»
برای شکستن این فشار است که جمهوری اسلامی به محور مقاومت و بهویژه حوثیها نقش کلیدی داده است. در واقع این نیروها میتوانند ریسک را توزیع کنند، در عین حال که میتوانند به واسطه تهدید شریانهای تجاری، قیمت نفت را بالا نگه دارند. یکی از دلایل اصلی اینکه جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته نگه داشته این است که قیمت نفت بالا برود و این افزایش را بخشی از پیروزی خود در نبرد میداند و به همین سبب است که میخواهد به هر شیوه که میتواند حاکمیت خود بر این آبراه را تثبیت کند.
تهران اعلام کرده است که تنگه هرمز تا زمانی که آمریکا به جنگ و محاصره پایان ندهد و داراییهای بلوکهشده ایران را آزاد نکند، بازگشایی نخواهد شد. حکومت بستن تنگه را نه صرفا اقدامی تلافیجویانه، بلکه ضمانت اجرای خواستههایش معرفی میکند و خود را مطالبهگر اجرای توافق جا میزند، در حالی که برخی در ایران و همچنین دونالد ترامپ از پایان یافتن این تفاهمنامه میگویند.
وسوسه زمین و جایی که محاسبه میلنگد
جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ ۳۹ روزه اعلام کرد که در صورت وقوع جنگی دیگر، آن نبرد فرامنطقهای خواهد بود. با این حال، در درگیریهای پس از آتشبس که به «جنگ سوم» معروف شد، تهران همچنان راهبرد جنگ منطقهای را پیش گرفت؛ با این تفاوت که در این دوره بیشترین حملات خود را متوجه بحرین و کویت کرد، در حالی که در طول جنگ «رمضان»، امارات هدف اصلی حملات جمهوری اسلامی بود.
نکته قابلتوجه پس از حمله مشترک آمریکا و اسرائيل در ۹ اسفند، شکلگیری نوعی نارضایتی در تهران از میزان ضرباتی بود که به کشورهای عرب خلیج فارس، بهویژه امارات، کویت و بحرین، وارد کرده بود.
در ماههای گذشته در صداوسیما، این کشورها بارها تهدید شدهاند. نمایندگان مجلس و چهرههای رسانهای با تاکید بر ضرورت حملات شدیدتر، معتقد بودند این سه کشور آنطور که باید «تنبیه» نشدهاند؛ تا جایی که حتی از لزوم تغییر رژیم در آنها نیز سخن به میان آمد.
اما این ضربات به کشورهای بحرین و کویت را میتوان استراتژی جدید تهران در «حذف حلقههای ضعیف دشمن» همزمان با فشار برای خروج آمریکا از منطقه دانست. برای جمهوری اسلامی، هدفگیری این دو کشور از نظر فنی کمهزینهتر است، اما از نظر نظامی و همچنین پیام سیاسی جدیتر، چرا که برخی از مهمترین پایگاههای آمریکا در این کشورها قرار دارند و عملا تهران میخواهد به واشینگتن اعلام کند که هزینه ماندن در منطقه بالا رفته است.
اما این رویکرد جمهوری اسلامی بیپاسخ نمانده و ممکن است حتی هزینهسازتر هم بشود. رافائل کوهن از موسسه رند استدلال میکند که با حمله به کشورهایی که رسما دشمن نبودند، جمهوری اسلامی کشورهای هدف را در وضعیتی قرار داده که «به همان اندازه که ممکن است برای آتشبس فشار بیاورند، ممکن است به جبهه مقابل تهران بپیوندند.»
برای این موضوع کشورهای منطقه اقداماتی نیز انجام دادهاند. در ماههای گذشته مانورهای نظامی مشترکی از سوی برخی کشورهای عربی خلیج فارس با آمریکا ترتیب داده شده است که بخشی از آنها برای عملیات زمینی بوده است.
همچنین ائتلافهای منطقهای نیز در حال شکل گرفتن است که مهمترین آن همسویی عربستان، ترکیه و پاکستان در توافق «مکه» است که حمله به هر عضو را حمله به همه اعضا تلقی میکند.
از سوی دیگر کشورهای عربی خلیج فارس بهدنبال انجام اقدامات اقتصادی نیز هستند؛ از جمله امارات که در ۲۸ مرداد، پس از آنچه پرتاب موشک به سرزمین خود خواند، مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد، و احتمال آنکه دیگر کشورها نیز به ویژه به خواست ترامپ چنین رویکردی اتخاذ کنند وجود دارد.
با این حال، با وجود همه خطراتی که تداوم جنگطلبی و جنگ منطقهای میتواند به همراه آورد، به نظر میرسد جنگ منطقهای برای جمهوری اسلامی تنها شکلی از نبرد است که در آن امکان شکست کمتر و امکان بقا بیشتر است، بهویژه در شرایطی که محاصره دریایی فشار اقتصادی شدیدی بر کشور وارد کرده و اختلافنظرهای داخلی، نظم سیاسی را بهطور قابلتوجهی متزلزل ساخته است.
تهران گمان میکند که آمریکا در مذاکرات بعدی حتی امتیازات بیشتری طلب خواهد کرد و اکنون وقت مناسبی برای عقبنشینی نیست؛ بنابراین استراتژی مقابله خود را بر پایه آسیب زدن به کشورهای مختلف و توزیع هزینه جنگ تنظیم کرده است.
کشاندن جنگ به ابعاد گستردهتر و حتی تلاش برای زمینی کردن آن، از دید تهران موقعیتی است که در آن برتری هوایی دشمن کماثرتر و توانایی نیروی نظامی جمهوری اسلامی بیشتر است. در محاسبه حکومت، پیروزی به معنای غلبه بر آمریکا نیست، بلکه به معنای ماندن و تحمیل کردن خواستههاست. اما این محاسبه به یک شرط وابسته است: اینکه شمار بیشتری از بازیگران منطقهای و جهانی هزینه بدهند. تهران بر آن است که همین بازیگران، وقتی هزینه برایشان سنگین شود، تنها کسانی خواهند بود که میتوانند به جنگ پایان دهند.
چند منبع آگاه در ایران با ارائه اسناد و اطلاعاتی درباره هویت اعضای واحد ۴۰۰۰ سازمان اطلاعات سپاه به ایراناینترنشنال گفتند سپاه برنامهریزی برای عملیات خرابکارانه در آبهای شرق آسیا است و از طریق سه آخوند اهل تایلند و اندونزی، سه نفر را برای این کار استخدام کرده است.
به گفته دو منبع آگاه و نزدیک به سپاه پاسداران، رحمان مقدم، فرمانده واحد ۴۰۰۰، برنامهریزی برای اجرای این عملیات در تنگه مالاکا، از حیاتیترین آبراههای جهان، تنگه بانگْکا، گلوگاه حیاتی اتصالدهنده اقیانوسهای هند و آرام، یک بندر در اندونزی و دو بندر در چین را آغاز کرده است.
پیشتر رسانههای اسرائیلی اعلام کرده بودند که رحمان مقدم ۱۳ اسفند ۱۴۰۵ در جریان حملات اسرائیل کشته شده است.
یک روز پس از انتشار این خبر در رسانههای اسرائیلی، دو پهپاد از سوی ایران به نخجوان در خاک جمهوری آذربایجان شلیک شد. هرچند جمهوری اسلامی مسئولیت این حملات را نپذیرفت اما سیانان گزارش داد شلیک این پهپادها، انتقام حذف رحمان مقدم در حملهای بود که سپاه تصور میکرد اسرائیل از خاک همسایه شمالی ایران انجام داده است.
حالا اطلاعات ارائهشده از سوی منابع آگاه نشان میدهد خلاف ارزیابی رسانههای اسرائیلی، سردار سرتیپ دوم رحمان مقدم از این حمله جان سالم به در برده و اکنون در حال برنامهریزی برای فصل تازهای از عملیات تروریسم برونمرزی سپاه پاسداران در آبهای جهانی است.
او پیش از بر عهده گرفتن ریاست معاونت عملیات ویژه سپاه موسوم به واحد ۴۰۰۰، معاون هماهنگکننده حفاظت اطلاعات وزارت دفاع جمهوری اسلامی بود و اکنون در راس یگانی قرار دارد که بهعنوان مسئول ترورها و خرابکاریها علیه مخالفان جمهوری اسلامی و اهداف اسرائیلی در خارج از مرزهای ایران است.
برنامهریزی برای شلیک به کشتیها در آبهای اندونزی و چین
دو منبع مطلع به ایران اینترنشنال گفتند هدف واحد ۴۰۰۰، کشتیهای تجاری، نظامی و خصوصی است که از مهمترین آبراهه جهان، تنگه مالاکا و همچنین تنگه بانگکا عبور میکنند. نیروهای استخدامی این واحد، حملاتی به بندر تانجونگ پریوک در اندونزی و دو بندر نینگبو ژوشان و شانگهای در چین را برنامهریزی کردهاند.
از زمان آغاز جنگ چهل روزه، جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته و از طریق حوثیها، شبهنظامیان شیعه مورد حمایت تهران در یمن، در عبور کشتیها از بابالمندب اختلال ایجاد کرده است.
دو ماه پیش محسن رضایی، مشاور مجتبی خامنهای و دبیر فعلی شورای عالی امنیت ملی، در مصاحبه با سیانان گفت اگر جنگ ادامه یابد و محاصره دریایی برداشته نشود، جمهوری اسلامی جنگ را به اقیانوس هند و مدیترانه خواهد کشید.
همان موقع سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، در مصاحبهای تلویزیونی گفت جبهه مقاومت، جز تنگه هرمز و بابالمندب اهداف دریایی دیگری هم دارد. او گفت تنگه هرمز قدرت برخورد با نیروهای آمریکایی را در تنگههای استراتژیک به شدت افزایش داده است.
از زمان آغاز جنگ ۴۰روزه جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته و حوثیهای مورد حمایت تهران نیز در عبور کشتیها از بابالمندب اختلال ایجاد کردهاند.
چرا مالاکا و بانگکا؟
در ماههای اخیر نام تنگه مالاکا بارها در کنار هرمز آمده است. مقامهای آمریکایی هشدار دادهاند تبدیل هرمز به ابزار فشار میتواند برای دیگر آبراههای بینالمللی سابقه ایجاد کند و عمان نیز الگوی مالاکا را برای حل مناقشه هرمز پیشنهاد کرده است.
مالاکا کوتاهترین مسیر دریایی میان صادرکنندگان انرژی خاورمیانه و بازارهای شرق آسیاست و در نیمه نخست ۲۰۲۵ روزانه ۲۳.۲ میلیون بشکه نفت، حدود ۲۹ درصد تجارت دریایی نفت جهان، از آن عبور کرده است. اخلال همزمان در هرمز و مالاکا میتواند دو حلقه اصلی انتقال انرژی از خاورمیانه به آسیا را تحت فشار قرار دهد، مسیر کشتیها را پرهزینهتر کند و خطر جهش قیمت انرژی و اختلال در تجارت جهانی را افزایش دهد.
تنگه بانگکا، میان سوماترا و جزیره بانگکا در اندونزی، اهمیت جهانی مالاکا را ندارد، اما بخشی از شبکه کشتیرانی منطقه است. این آبراه کوتاهترین مسیر میان تنگه سوندا و سنگاپور است و ناامن شدن آن میتواند گزینههای کشتیرانی در آبهای اندونزی را محدود و فشار ناشی از اختلال احتمالی در مالاکا را بیشتر کند.
ارتباط سه روحانی در تایلند و اندونزی با معاونت ویژه اطلاعات سپاه
به گفته منابع ایران اینترنشنال، سپاه پاسداران برای گسترش تروریسم دریایی به شرق آسیا، از مدتها قبل سراغ استخدام نیروهای غیرایرانی رفت تا در صورت افشای عملیات خرابکاری بتواند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. این نیروها پس از جذب، در ایران آموزش دیده و برای انجام عملیات به شرق آسیا اعزام شدهاند.
رحمان مقدم برای استخدام نیروهای شیعه غیرایرانی در تایلند سراغ سید مومن ساکیتیچا، یک مقام ارشد جامعه شیعیان در این کشور، رفت. او دو سال پیش به ایران سفر کرد تا با نظارت جمهوری اسلامی در تهران با نمایندگان حماس برای آزادی ۳۱ گروگان تایلندی در غزه مذاکره کند.
همان موقع روزنامه جروزالمپست فاش کرد که جمهوری اسلامی تلاش کرد تایلند را تحت فشار قرار دهد تا در ازای آزادی گروگانها، ۴۰ هزار کارگر تبعه این کشور را از اسرائیل خارج کند.
سید مومن ساکیتیچا نزدیکترین چهره به سلیمان حسینی است؛ روحانی ۶۴ ساله تایلندیتبار که همدرس حسن نصرالله، دبیرکل سابق حزبالله لبنان، در حوزه علمیه قم بود.
حسینی در نقش رییس بنیاد المهدی تایلند و امام جماعت مسجد روحالله در شهر ناخون سی تامارات، با جامعه المصطفی همکاری دارد. سلیمان حسینی را «نصرالله تایلند» نامیدهاند.
جامعه المصطفی العالمیه، یکی از مراکز آموزشی مذهبی در شهر قم و یکی از مهمترین نهادهای جمهوری اسلامی برای جذب نیرو به شاخه برونمرزی سپاه و ترویج ایدئولوژی مد نظر حاکمیت در خارج از مرزهای ایران است.
مریکا سال ۱۳۹۹، جامعهالمصطفی را به اتهام ارتباط با فعالیتهای نظامی-اطلاعاتی نیروی قدس سپاه تحریم کرد. در بیانیه وزارت خزانهداری ایالات متحده به تلاش جامعه المصطفی در تسهیل فعالیتهای نیروی قدس سپاه پاسداران در جذب نیرو اشاره شده بود.
۱۴ سال پیش، زمانی که چند بمبگذاری علیه یک دیپلمات اسرائیلی در بانکوک رخ داد، حسینی آن را به موساد نسبت داد. اما بعدا سه ایرانی وابسته به وزارت اطلاعات به جرم انجام این عملیات تروریستی دستگیر و محکوم شدند.
به گفته این منابع فعالیت اصلی واحد ۴۰۰۰ برای عملیات خرابکارانه دریایی در شرق آسیا در اندونزی متمرکز شده است. این منابع به ایراناینترنشنال گفتند رحمان مقدم از طریق دو روحانی تبعه اندونزی، عوامل عملیاتیاش را جذب کرد.
سید زهیر یحیی، رییس کل سازمان اهلبیت اندونزی و از مریدان علی خامنهای، معتمد سپاه در اندونزی برای جذب نیرو است. زهیر یحیی به دعوت جمهوری اسلامی در مراسم تشییع جنازه خامنهای در تهران حاضر شد.
دومین بازوی رحمان مقدم در اندونزی، عبدالله سقاف نام دارد. او رییس حوزه علمیه امیرالمؤمنین شهر بوگور اندونزی (وابسته به جامعه المصطفی)، عضو مجلس شورا و رییس انجمن جوانان اهلبیت اندونزی است. سقاف بهطور مرتب به تهران و قم سفر میکند.
دو منبع ایران اینترنشنال گفتند این دو آخوند، در کنار سید مومن ساکیتیچا در تایلند، افرادی را برای همکاری با واحد ۴۰۰۰ به سپاه معرفی کردهاند. پس از معرفی، محسن آقازاده و وحید یکهدهقان از طرف این واحد مسئول جذب و آموزش نیروهای تازه بودهاند. وحید یکهدهقان برادر علی یکهدهقان، افسر ارشد وزارت اطلاعات با نام مستعار «دکتر» است. هفت ماه پیش شش عضو شبکه مرتبط با علی یکهدهقان در ترکیه به اتهام جاسوسی از پایگاه اینجرلیک و تلاش برای قاچاق پهپاد به قبرس بازداشت شدند.
هویت تروریست استخدامی سپاه برای عملیات علیه کشتیها در شرق آسیا
ایران اینترنشنال توانسته به هویت سه نفر از نیروی استخدامشده واحد ۴۰۰۰ برای انجام عملیات خرابکاری دریایی در شرق آسیا دست یابد.
یکی از آنها پاندو یودهاویناتا نام دارد؛ عضو رسمی حزبالله لبنان که سه سال پس از انقلاب ۱۳۵۷، در اندونزی از دانشگاه اخراج شد و پس از سفر به تهران، به استخدام نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی درآمد. او مسئول حمله انتحاری ناموفق ۳۲ سال پیش به سفارت اسرائیل در بانکوک بود. همچنین رد پای او در بمبگذاریهای سریالی سریلانکا هم دیده شده است.
او همراه دو شهروند دیگر اندونزی با نامهای آردیانتا موتوها و محمد حسین در سفر به تهران آموزش دیدند تا برای انجام عملیاتهای مخفیانه در بنادر و آبراههای شرق آسیا آماده شوند.
چهارم شهریور اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت طی دو هفته، واشینگتن امکان عبور ۱۳۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز را فراهم کرده، در حالی که به گفته او جمهوری اسلامی نتوانسته است از این مسیر نفت صادر کند.
در این شرایط، بخش عمده نفت عبوری از هرمز راهی بازارهای آسیایی میشود و تنگه مالاکا نیز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی به شرق آسیاست. در صورت اجرای عملیات مورد اشاره منابع ایراناینترنشنال در مالاکا، بانگکا و بنادر چین و اندونزی، اختلال در کشتیرانی میتواند به حلقه دیگری از مسیر انتقال نفت و کالا به بازارهای آسیایی سرایت کند. چنین وضعیتی، بهویژه همزمان با اختلال در هرمز و بابالمندب، میتواند فشار بر مسیرهای اصلی تجارت دریایی میان خاورمیانه و آسیا را افزایش دهد.
نوید محمدزاده، بازیگر سینما و تئاتر، حدود دو هفته پس از انتشار پستی در حمایت از فلسطین و واکنشهای گسترده به آن، از تئاتر ارکسترال «آرش» کنار گذاشته شد. سازندگان این اثر «حواشی پیشآمده» و «عدم رغبت تماشاگران» را از دلایل این تصمیم عنوان کردهاند.
کانال «چارسو فرهنگ»، صفحه فرهنگی روزنامه فرهیختگان، دوشنبه ۹ شهریور با انتشار جزییات این تصمیم نوشت سازندگان «آرش» درباره ماهیت «حواشی» مورد اشاره توضیح روشنی ندادهاند.
فرهیختگان با اشاره به موضعگیری دو هفته پیش محمدزاده در حمایت از فلسطین، احتمال ارتباط میان این موضعگیری و کنار گذاشته شدن او از «آرش» را مطرح کرد.
این روزنامه همچنین استدلال سازندگان درباره «عدم رغبت تماشاگران» را زیر سوال برد و نوشت پس از آغاز فروش بلیتهای نمایش، با وجود قیمت چند میلیون تومانی برخی بلیتها، مخاطبان اقدام به خرید آنها کرده بودند.
در بیانیه عوامل «آرش»، «عدم رغبت تماشاگران» بهصراحت یکی از دلایل کنار گذاشتن محمدزاده عنوان شده است؛ دلیلی که برخلاف موارد معمول تغییر بازیگران، به مشکلات برنامهریزی، مسائل قراردادی یا اختلافهای هنری ارتباطی ندارد.
این تصمیم در حالی گرفته شده است که حمایت از فلسطین و مخالفت با اسرائیل از مواضع اصلی جمهوری اسلامی است. با این حال، در روزهای پیش از کنار گذاشته شدن محمدزاده، شماری از کاربران شبکههای اجتماعی در واکنش به موضع او در حمایت از فلسطین، از تحریم «آرش» و خودداری از خرید بلیت این نمایش سخن گفته بودند.
توقف فروش بلیتهای «آرش»
یک روز پیش از انتشار خبر کنار گذاشته شدن محمدزاده، سایت رویداد۲۴ گزارش داد فروش بلیتهای «آرش» پس از موج انتقادها به قیمت بلیت و حواشی مربوط به موضعگیری این بازیگر متوقف شده است.
«آرش» اثری نمایشی و ارکسترال با محوریت اسطوره آرش است که نمایش، موسیقی و اجرای زنده ارکستر را تلفیق میکند. علی محتشم، طراح و تهیهکننده این اثر، علی سرابی، کارگردان، امید سهرابی، نویسنده و فردین خلعتبری، آهنگساز آن هستند. این اثر برای اجرا در رویال هال هتل اسپیناس پالاس تهران آماده شده بود.
رسانههای ایران ۳۱ مرداد، همزمان با آغاز پیشفروش بلیتهای «آرش»، نام محمدزاده را در کنار طناز طباطبایی، مهدی پاکدل، علی شادمان و علیرضا شجاعنوری در فهرست بازیگران این اثر منتشر کرده بودند.
در فهرست کنونی عوامل و بازیگران «آرش» در وبسایت فروش بلیت آرتیکت، نام محمدزاده دیگر دیده نمیشود، در حالی که نام دیگر بازیگران یادشده همچنان در این فهرست قرار دارد.
بلیتهای این اثر در ۹ سطح قیمتی، از ۹۹۰ هزار تومان تا چهار میلیون و ۹۸۰ هزار تومان عرضه شده بود. قیمت نزدیک به پنج میلیون تومان برای بلیت این نمایش واکنشهای گستردهای را در پی داشت.
گروه سازنده در واکنش به انتقادها اعلام کرد بلیت نزدیک به پنج میلیون تومان تنها به تعداد محدودی از صندلیهای ممتاز اختصاص داشته و بخش عمده ظرفیت سالن دو هزار و ۲۰۰ نفره در ردههای قیمتی پایینتر و میانی قرار گرفته است.
به گفته سازندگان، برای دانشجویان، هنرجویان، معلمان و برخی گروههای فرهنگی و اجتماعی نیز طرحهای حمایتی در نظر گرفته شده بود.
رویداد۲۴ نوشت این توضیحات نتوانست انتقادها را متوقف کند و فروش بلیتهای نمایش کاهش یافت تا در نهایت عوامل «آرش» فروش آنها را متوقف کردند.
این رسانه همچنین به واکنشهای گسترده به انتشار تصویری از محمدزاده با لباسی با طرح پرچم فلسطین اشاره کرد و نوشت برخی کاربران شبکههای اجتماعی حضور او در این نمایش را از دلایل خود برای تحریم «آرش» عنوان کرده بودند.
با این حال، مشخص نیست مشکلات مربوط به فروش «آرش» تا چه اندازه ناشی از مخالفت مخاطبان با موضع محمدزاده درباره فلسطین بوده است. انتقاد از قیمت بالای بلیتها همزمان با واکنشها به این بازیگر جریان داشت و هر دو عامل در گزارشها درباره کاهش استقبال از نمایش مطرح شدهاند. از این رو نمیتوان سهم هر یک از این عوامل را در مشکلات تجاری «آرش» بهطور جداگانه تعیین کرد.
حمایت از فلسطین و واکنشها
محمدزاده ۲۶ مرداد، پس از واکنشهای گسترده به انتشار تصویری از خود با لباسی با طرح پرچم فلسطین، با انتشار ویدیویی بر موضع خود تاکید کرد.
او گفت پیشتر از فلسطین حمایت کرده و همچنان نیز از آن حمایت میکند و افزود: «با اسرائیل حال نمیکنم» و «قطعا تا همیشه فلسطین را انتخاب میکنم.»
محمدزاده در توضیح موضع خود از دیهگو مارادونا و کریستیانو رونالدو، دو ستاره فوتبال، نیز نام برد و گفت مواضع آنها درباره مساله فلسطین در شکلگیری و تثبیت دیدگاه او در این زمینه تاثیر داشته است. او از مارادونا و رونالدو بهعنوان چهرههایی یاد کرد که برایش الگو بودهاند.
و در بخش دیگری از این ویدیو از برخورد دو جریان سیاسی متضاد با هنرمندان انتقاد کرد و گفت هم حامیان حکومت و هم مخالفان آن بهسرعت افراد را به خیانت متهم میکنند.
محمدزاده گفت: «من نه سمت شما هستم، نه سمت آنها. من سمت هیچکس نیستم.» او افزود: «من فقط سمت یک چیزم؛ زندگی، و یک جا؛ ایران.»
محمدزاده همچنین با تاکید بر اینکه «عاشق ایران» است، گفت به همین دلیل در ایران زندگی میکند. او افزود امکان زندگی در جایی دیگر را داشته اما با وجود مشکلات، ماندن در ایران را انتخاب کرده است.
این موضعگیری واکنشهایی را نیز در میان شماری از خانوادههای دادخواه برانگیخت. کاملیا سجادیان، مادر محمدحسین ترکمان، از کشتهشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، با انتشار ویدیویی از مواضع این بازیگر انتقاد کرد و گفت او در جریان اعتراضات در کنار حاکمیت قرار گرفته و در مقاطعی در برابر سرکوب مردم سکوت کرده است.
سجادیان افزود: «اگر قرار باشد نویدی در این کشور جاودانه باشد، همان نوید افکاری عزیز است» و گفت نام و یاد افکاری بهعنوان «یک قهرمان ملی» در ایران باقی خواهد ماند.
محمدزاده با این حال در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» درباره کشته شدن مهسا (ژینا) امینی و سرکوب معترضان موضعگیری کرده بود. او دوم مهر ۱۴۰۱ خود را «زاده کردستان و فرزند ایران» خواند، از کشته شدن امینی ابراز خشم کرد و نوشت از «سکوت و بیتفاوتی» شرم دارد.
محمدزاده اول آذر همان سال نیز با انتشار چند پست درباره اعتراضات موضع گرفت. او در یکی از آنها نوشت: «به کشتار کردها پایان دهید» و در پستی دیگر تاکید کرد: «تکلیف از ابتدا روشن بود. مسیر یکطرفه است، طرف مردم، جایی که بهش تعلق دارم.»
حمایت محمدزاده از فلسطین نیز به سالهای گذشته بازمیگردد. او ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ تصویری از پرچم فلسطین را همراه با هشتگ «فلسطین» در حساب اینستاگرام خود منتشر کرده بود.