تحلیل والاستریت ژورنال درباره نحوه تابآوری جمهوری اسلامی در برابر عملیات «طرد اقتصادی»
والاستریت ژورنال در تحلیلی درباره شیوههای دوام آوردن جمهوری اسلامی در ماههای آینده نوشت تهران برای حفظ اقتصاد و توان نظامی خود در برابر فشار تازه آمریکا به پنج مسیر متکی خواهد بود: نفت ذخیرهشده روی آب، یوان چین، رمزارزها، شرکتهای صوری و شبکه پنهان تامین قطعات تسلیحاتی.
این روزنامه در تحلیلی که پنجشنبه پنج شهریور منتشر شد، با اشاره به آغاز عملیات طرد اقتصادی از سوی دولت آمریکا علیه جمهوری اسلامی، این اقدام را تلاش آمریکا برای واداشتن جمهوری اسلامی به امتیازدهی ارزیابی کرد.
والاستریت ژورنال افزود با وجود همه محدودیتهای اقتصادی و سیاسی تهران طی سالهای گذشته شبکهای پیچیده برای فروش نفت و جابهجایی پنهانی پول ساخته است و اکنون امیدوار است به کمک این شبکه زیر فشار اقتصادی آمریکا دوام بیاورد.
چین؛ خریدار نفت و مسیر فرار از دلار
روری جونز، گزارشگر ارشد والاستریت ژورنال و نویسنده این مقاله، دو مسیر مرتبط با چین را از عوامل دوام جمهوری اسلامی در برابر فشار اقتصادی آمریکا دانست: فروش نفت ذخیرهشده خارج از حلقه محاصره و تسویه درآمد آن با یوان، دور از نظام مالی آمریکا.
جونز با اشاره به اینکه چین بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را میخرد و با استناد به دادههای شرکت کپلر درباره واردات روزانه بیش از ۵۰۰ هزار بشکه نفت از ایران از ابتدای اوت (اوایل مرداد)، نوشت تهران با وجود محاصره هنوز به خریدار اصلی نفت خود دسترسی دارد.
او توضیح داد بخشی از این نفت از طریق انتقال کشتیبهکشتی در آبهای بینالمللی نزدیک مالزی به چین میرسد. نفتکشهای تحریمشده محموله خود را به کشتیهای دیگری منتقل میکنند تا مبداء آن پنهان بماند و نفت در چین بهعنوان نفت غیرایرانی ثبت شود.
جونز با استناد به برآورد شرکت ورتکسا افزود اکنون حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت خام ایران بر روی آبهای آسیا ذخیره شده است. این ذخایر میتواند میلیاردها دلار درآمد در اختیار تهران بگذارد.
برای درک ابعاد این رقم، جهان روزانه حدود ۱۰۰ میلیون بشکه نفت مصرف میکند. جمهوری اسلامی پیش از جنگ روزانه حدود چهار میلیون بشکه نفت تولید میکرد که از این میزان نزدیک به دو میلیون بشکه در داخل مصرف و دو میلیون بشکه صادر میشد. بر این اساس، نفت ذخیرهشده روی دریا معادل حدود ۴۰ روز صادرات نفت ایران پیش از جنگ است.
بخش دیگر استدلال جونز به استفاده از یوان مربوط است. او نوشت جمهوری اسلامی معاملات نفتی خود با چین را بیش از گذشته با این ارز تسویه میکند و در جریان آتشبس کوتاه تابستان با آمریکا نیز شش میلیارد دلار نفت به چین فروخت.
بهنوشته او، جمهوری اسلامی میتواند یوان را برای خرید کالا و خدمات چینی صرف کند یا نفت را در ازای اجرای پروژههای زیرساختی در ایران در اختیار شرکتهای چینی بگذارد. جونز نتیجه گرفت انجام این مبادلات خارج از نظارت مقامهای آمریکایی، اثر تحریمهای واشینگتن را کاهش میدهد.
رمزارز برای تجارت و خرید سلاح
سومین راه معرفیشده در مقاله، استفاده جمهوری اسلامی از رمزارزها برای دور ماندن از نظارت آمریکاست. جونز نوشت محدود شدن دسترسی حکومت ایران به ارزهای رایجی مانند دلار، زیستبوم رمزارز این کشور را در سالهای اخیر بهسرعت گسترش داده است.
بهگفته پژوهشگران، حکومت ایران از میلیاردها دلار رمزارز برای تجارت و خرید کالا و سلاح استفاده کرده است. جونز افزود سپاه پاسداران نیز برای دریافت پول نفت فروختهشده، بهویژه به چین، از صرافیهای رمزارز بهره گرفته است.
واشینگتن شماری از صرافیهای ایرانی را تحریم و بیش از یک میلیارد دلار دارایی دیجیتال متعلق به ایران را توقیف کرده است.
بهنوشته والاستریت ژورنال، این اقدامات انتقال پول را برای تهران دشوارتر و پرهزینهتر کردهاند، اما نظارت بر این بازار دشوار است؛ زیرا بخش بزرگی از آن مقررات مشخصی ندارد و معاملات میتوانند بدون افشای هویت طرفین انجام شوند.
پژوهشگران نیز به این روزنامه گفتند پلتفرمهای تحریمشده تنها شناختهشدهترین بخشهای شبکهای گستردهترند.
شرکتهای صوری و دسترسی به ارزهای جهانی
چهارمین مسیر، شبکه شرکتهای صوری است که بهنوشته جونز، به جمهوری اسلامی امکان میدهد بخشی از دسترسی خود به دلار و دیگر ارزها را حفظ کند.
بهگفته مقامهای غربی، تهران برای خرید کالا و سلاح و انتقال پول به نیروهای نیابتی خود، از جمله حزبالله و حوثیها، به این ارزها نیاز دارد.
جونز نوشت صرافیهای ایرانی شبکهای از شرکتهای صوری را در هنگکنگ و دبی کنترل میکنند و درآمد نفت و دیگر صادرات ایران را به دلار، یورو و درهم امارات تبدیل میکنند.
وزارت خزانهداری آمریکا افراد و شرکتهای دخیل را تحریم کرده است، اما با تحریم هر شرکت پوششی، تهران شرکت دیگری راه میاندازد. بسیاری از کشورها و حوزههای قضایی نیز تمایل چندانی به مقابله با این شبکه نشان ندادهاند.
شبکه پنهان تامین تسلیحات
والاستریت ژورنال پنجمین روش را استفاده تسلیحاتی از شبکه پنهان تجاری جمهوری اسلامی برای تامین مواد و قطعات مورد نیاز ساخت پهپاد، موشک بالستیک و دیگر سلاحها دانست.
او نوشت بخش بزرگی از این اقلام از شرکتهای مستقر در چین خریداری میشوند که گاهی از هویت خریدار نهایی خبر ندارند. حتی اگر این شرکتها از مقصد کالا آگاه باشند، ممکن است آنقدر کوچک باشند که تحریمهای آمریکا برایشان اهمیتی نداشته باشد یا از پیش ارتباطشان با نظام مالی جهانی قطع شده باشد.
وبسایت اکسیوس گزارش داد که شرکت متا، شرکت مادر فیسبوک و اینستاگرام، شبکهای از حسابهای کاربری در این دو پلتفرم را بهدلیل ارتباط با عملیاتی مستقر در ایران حذف کرده است.
بهنوشته اکسیوس این عملیات با استفاده از هوش مصنوعی، مطالبی درباره سیاست آمریکا تولید و مخاطبان آمریکایی را هدف قرار میداد.
براساس اطلاعاتی که شرکت متا در اختیار اکسیوس قرار داده است این عملیات توانسته بود هزاران دنبالکننده جذب کند و بخشی از حسابهای آن خود را بهعنوان شهروندان عادی آمریکایی جا میزدند تا واقعیتر و معتبرتر به نظر برسند.
متا در قالب گزارش گستردهتری درباره تهدیدها که پنجشنبه پنج شهریور منتشر شد، اعلام کرد چهار حساب فیسبوک و ۳۱ حساب اینستاگرام مرتبط با گردانندگانی مستقر در ایران را شناسایی و مختل کرده است.
بهگفته متا، گردانندگان این حسابها مطالبی از جمله میمهایی با مواضع ضد جمهوریخواهان و پیامهایی درباره مناقشه اسرائیل و فلسطین و همچنین مهاجرت منتشر میکردند.
متا همچنین اعلام کرد گردانندگان این شبکه برای تولید بخشی از محتوای منتشرشده در این حسابها، از جمله برخی میمها، از هوش مصنوعی استفاده کردهاند.
سخنگوی متا به اکسیوس گفت این شرکت اطلاعات مربوط به این عملیات را در اختیار نهادهای مجری قانون در آمریکا قرار داده است.
جعل هویت شهروندان آمریکایی
گردانندگان این کارزار همچنین خود را افرادی ساکن آمریکا معرفی میکردند؛ از جمله فعالان مدنی، دانشجویان و طراحان گرافیک که مدعی بودند در شهرهای بزرگی مانند واشینگتن دیسی، سندیگو و آتلانتا زندگی میکنند.
آنها در پستهای خود روزنامهنگاران و سیاستمداران واقعی را تگ میکردند و همچنین مستقیما برای چهرههای برجسته سیاسی و رسانهها پیام میفرستادند تا آنها را به همکاری در تولید محتوا ترغیب کنند. با این حال، سخنگوی متا به اکسیوس گفت هیچیک از این تلاشها برای همکاری موفقیتآمیز نبوده است.
بر اساس یافتههای متا، حدود ۷۹ هزار و ۴۰۰ حساب کاربری در اینستاگرام دستکم یکی از حسابهای جعلی منتشرکننده میم در این شبکه را دنبال میکردند.
محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی اکنون به بخشی عادی از عملیات نفوذ آنلاین تبدیل شده است. متا میگوید تقریبا در تمامی شبکههای نفوذی که این شرکت شناسایی و مختل میکند، استفاده از این فناوری مشاهده میشود.
اگرچه تاکتیکهای مورد استفاده در این کارزار مرتبط با ایران چندان جدید یا ابتکاری نبود، میزان گستردگی فعالیت و تعداد دنبالکنندگان آن قابل توجه بوده است.
متا میزان دسترسی این کارزار به مخاطبان را «متوسط» ارزیابی کرده است.
سخنگوی این شرکت به اکسیوس گفت این عملیات توانسته بود تعاملی «قابل توجه اما محدود» ایجاد کند. کارزارهای تحت حمایت دولتها معمولا از میزان دسترسی و تعامل پایینی برخوردار بودهاند.
استفاده از سرورهای آمریکا و کانادا برای پنهان کردن منشاء ایرانی
به گفته متا، عوامل این عملیات تمام ترافیک اینترنتی خود را منحصرا از طریق سرویسهای پراکسی و میزبانی مستقر در آمریکا و کانادا هدایت میکردند؛ اقدامی که شناسایی منشاء ایرانی آنها را دشوارتر میکرد.
متا در حال سرمایهگذاری روی فناوریهای هوش مصنوعی است تا بتواند الگوهای رفتاری مرتبط با حسابهای جعلی و غیرواقعی را سریعتر شناسایی کرده و چنین حسابهایی را با سرعت بیشتری از پلتفرمهای خود حذف کند.
مارک ای تیسن، ستوننویس واشینگتنپست، با تمجید از رویکرد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در قبال جمهوری اسلامی نوشته حمله به حکومت دینی و مستبد ایران شجاعانهترین و درستترین اقدامی بوده که یک رییسجمهوری آمریکا دستکم در نیم قرن گذشته در عرصه سیاست خارجی انجام داده است.
تیسن در یادداشتی که پنجشنبه پنجم شهریور منتشر شد، با اشاره به انتقادهای بخشی از حامیان جمهوریخواه ترامپ که به جنبش ماگا (عظمت را به آمریکا بازمیگردانیم) مشهورند، نوشته است افشاگریها و انگشت اتهام گرفتنها درباره ایران از سوی چهرههای بیوفای جنبش ماگا آغاز شده است.
والاستریت ژورنال گزارش داده است که تولسی گبرد، مدیر وقت اطلاعات ملی، در ماه فوریه به دونالد ترامپ هشدار داده بود که اگر او حمله کند، «تهران به سرعت برای بستن تنگه هرمز اقدام خواهد کرد و بازار جهانی انرژی را بیثبات خواهد ساخت.»
بهنوشته ژورنال، هشدار او بازتاب همان اخطارهایی بود که ترامپ «از همه سو» دریافت میکرد؛ از جمله از فرماندهان ارشد نظامی که درباره «ذخایر تسلیحاتی و مشکلات آمادگی نیروهایی که بیش از حد تحت فشار هستند» ابراز نگرانی کرده بودند و نیز از جیدی ونس، معاون رdیسجمهوری، که از رویکردی محتاطانهتر دفاع میکرد؛ رویکردی مبتنی بر مذاکره که «کمهزینهتر از جنگی با پیامدهای مهارنشدنی» باشد.
بهنوشته تیسن، «پیام کسانی که این اطلاعات را درز دادهاند روشن است: اگر ترامپ فقط به ما گوش داده بود، امروز در این وضعیت گرفتار نبودیم. اما در واقع، این افشاگریهای خودخواهانه دقیقا خلاف این را نشان میدهند؛ آنها نشان میدهند ترامپ چه تصمیم شجاعانهای گرفت. ترامپ تقریبا بهتنهایی و در محاصره مخالفان و بدبینان، برای جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای اقدام کرد.»
ستوننویس واشینگتنپست در ادامه یادداشت خود افزوده است در حقیقت، ترامپ نهتنها حرف مخالفان را نادیده گرفت، بلکه کاری کرد که تعداد اندکی از روسای جمهوری پیش از او انجام داده بودند: او به سخنان دشمن گوش داد.
به باور تیسن، فاجعهبارترین اشتباه رهبران جهان در یک قرن گذشته این بوده که سخنان هیولاهای تاریخ را جدی نگرفتند. این مستبدان بارها و بارها دقیقا اعلام کردند قصد دارند چه کنند، اما ایدههایشان آنقدر احمقانه یا خیالپردازانه تصور شد که کسی آنها را جدی نگرفت.
در اوایل دهه ۱۹۰۰، ولادیمیر لنین جزوهای با عنوان «چه باید کرد؟» منتشر کرد و در آن نقشه خود را برای سرنگونی تزار روسیه و برقراری «دیکتاتوری پرولتاریا» شرح داد. جهان سخنان او را جدی نگرفت و امپراتوری تمامیتخواهی که او بنیان گذاشت، انقلاب کمونیستی را در سراسر جهان گسترش داد؛ انقلابی که برآورد میشود ۱۰۰ میلیون نفر را کشت و جهان را تا آستانه نابودی هستهای پیش برد.
در دهه ۱۹۲۰، آدولف هیتلر کتاب «نبرد من» را منتشر کرد و در آن برنامه خود را برای ایجاد رایش هزارساله در آلمان و نابودی یهودیان شرح داد. جهان سخنان او را جدی نگرفت و رژیم نازیاش اتاقهای گاز ساخت، جهان را به آتش کشید و ۱۷ میلیون نفر را کشت.
در اواخر دهه ۱۹۹۰، اسامه بنلادن فتوایی صادر کرد و در آن به غرب اعلان جنگ داد و از همه مسلمانان خواست «علیه دشمنان خدا، دشمنان شما یعنی اسرائیلیها و آمریکاییها جهاد کنند.» جهان سخنان او را جدی نگرفت و در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ پیروانش هواپیماها را به ساختمان پنتاگون و مرکز تجارت جهانی کوبیدند.
در سال ۲۰۲۱، ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، بیانیهای هفتهزار کلمهای منتشر کرد و در آن توضیح داد که اوکراین از روسیه، «سرزمین مادری تاریخی» آن، ربوده شده و وعده داد این دو را دوباره متحد کند. جهان سخنان او را جدی نگرفت و چند ماه بعد او بزرگترین تهاجم زمینی در اروپا از زمان جنگ جهانی دوم را آغاز کرد؛ جنگی که تا امروز بیش از دو میلیون کشته و زخمی نظامی و غیرنظامی برجای گذاشته است.
تیسن پس از این اشارات تاریخی افزوده درس روشن است: وقتی مستبدان و تروریستها میگویند قصد دارند چه کنند، حرفشان را باور کنید.
این همان کاری بود که ترامپ در قبال ایران انجام داد. جمهوری اسلامی ۴۷ سال است که وعده «مرگ بر آمریکا» میدهد. علی خامنهای در سخنرانی سال ۱۴۰۲ اعلام کرد: «وقتی میگویید مرگ بر آمریکا، این فقط یک شعار نیست، بلکه یک سیاست است» و افزود اگر آمریکا نبود، «رژیم جعلی صهیونیستی نابود شده بود.» او در سال ۱۴۰۱ نیز گفته بود: «بله، مرگ بر آمریکا اتفاق خواهد افتاد.»
بهنوشته تیسن، جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش تقریبا پنج دهه است که جنگی بیوقفه علیه ایالات متحده به راه انداختهاند؛ از اشغال سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۹۷۹ گرفته تا بمبگذاریهای سال ۱۹۸۳ در سفارت آمریکا و مقر تفنگداران دریایی در بیروت، بمبگذاری برجهای خبر در عربستان سعودی در سال ۱۹۹۶، بمبگذاری سفارتخانههای آمریکا در کنیا و تانزانیا در سال ۱۹۹۸، تامین «نفوذگرهای انفجاری شکلیافته» برای شورشیان عراقی که هزاران سرباز آمریکایی را کشت یا معلول کرد، طرح سال ۲۰۱۱ برای انفجار بمب در رستوران «کافه میلانو» در واشینگتن، و حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ که ۴۶ آمریکایی را کشت؛ در کنار تعداد بیشماری از حملات دیگر.
او سپس نتیجه گرفته است اگر جمهوری اسلامی بدون برخورداری از چتر هستهای همه این کارها را انجام داده است، تصور کنید در صورت دستیابی به آن چه میزان ویرانی میتواند به بار آورد و این تازه در صورتی است که فرض شود تهران سلاح هستهای را فقط برای بازدارندگی میخواهد.
بهنوشته تیسن، خطر واقعی این است که جمهوری اسلامی ممکن است در پی سلاح هستهای باشد تا واقعا از آن استفاده کند. جمهوری اسلامی به دست پیروان یکی از شاخههای تشیع، موسوم به «دوازدهامامی»، اداره میشود که به گفته برنارد لوئیس، تاریخنگار، معتقدند «اکنون زمان» بازگشت امام دوازدهم، «مهدی»، فرا رسیده است؛ چهرهای مسیحگونه که در سال ۸۷۳ میلادی ناپدید شد اما در واقع نمرده است. لوئیس نوشته بود او «از سوی خدا پنهان شده» و «در پایان زمان به عنوان مهدی بازخواهد گشت» تا «حکومت خدا را بر زمین برقرار کند.» کسی که ممکن است بخواهد پایان جهان را تسریع کند، نباید به ابزار انجام آن دسترسی پیدا کند.
یادداشتنویس واشینگتنپست سپس افزوده این تصور که آمریکا میتواند با مذاکرهکنندگان حکومت دینی ایران به توافقی پایدار و عقلانی برسد، حماقت است. حتی اگر جمهوری اسلامی توافق کند از سلاحهای هستهای خود صرفنظر کند، آن توافق را نقض خواهد کرد؛ همانطور که کره شمالی توافق هستهای سال ۱۹۹۴ خود با بیل کلینتون را نقض کرد.
مارک تیسن در پایان یادداشت خود تاکید کرده است که حمله ترامپ به ایران اشتباه نبود؛ این شجاعانهترین تصمیم در سیاست خارجی است که یک رییسجمهوری در چند دهه گذشته گرفته است. ترامپ با وجود هزینه سیاسی شخصی، با وجود همه کسانی که در اطرافش بودند و از او میخواستند دست به چنین کاری نزند، و با وجود مخالفت بیوقفه دموکراتهای کنگره، اقدام کرد.
بهنوشته تیسن، ترامپ نخستین رییسجمهوری آمریکاست که سخنان دشمن ما را جدی گرفت و پیش از آنکه آنها بتوانند میلیونها نفر را بکشند، دست به اقدام زد. حتی اگر این تصمیم در انتخابات میاندورهای نوامبر به ترامپ از نظر سیاسی آسیب بزند، تاریخ به او پاداش خواهد داد.
دیدار محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر، با مسعود پزشکیان، ۵ شهریور ۱۴۰۵، تهران
محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، تنها دو روز پس از سفر وزیر امور خارجه عمان، برای احیای تلاشهای دیپلماتیک به تهران رفت. همزمان، کاخ سفید اعلام کرد هیچ مذاکرهای با جمهوری اسلامی در جریان نیست، محاصره دریایی ادامه دارد و همه گزینهها در قبال تهران همچنان روی میز است.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی پنجم شهریور از دیدار آل ثانی با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی و مسئول ارشد جمهوری اسلامی در مذاکره با آمریکا، محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسعود پزشکیان، رییس دولت، خبر داد.
وزارت امور خارجه قطر نیز اعلام کرد در این دیدارها دو طرف درباره یک چارچوب مرحلهای برای ایجاد یک گذرگاه موقت مشترک میان عمان و ایران در تنگه هرمز و اجرای پروژه مشترک مینروبی گفتوگو کردند.
به گفته این وزارتخانه، مقامهای دو کشور آخرین تحولات منطقه و تلاشها برای کاهش تنش و فراهم کردن شرایط گفتوگو را نیز بررسی کردند. در این بیانیه به حصول توافق تازه میان طرفین اشاره نشده است.
مسعود پزشکیان در دیدار با نخستوزیر قطر گفت جمهوری اسلامی هرگز خواهان جنگ نبوده، نیست و نخواهد بود و معتقد است که اختلافات باید از طریق گفتوگو حل شود.
با این حال، بهگزارش رسانههای حکومتی در ایران محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در دیدار شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی گفت: «ما به آمریکا بی اعتمادیم و آنها بارها به دیپلماسی و مذاکره خیانت کردهاند. هشدار میدهیم اگر آمریکا شرارتی علیه ایران آغاز کند بلایی بر سر منافع نظامی و اقتصادی آنها خواهیم آورد که در تاریخ ثبت شود.»
او افزود: «آمریکا باید ابتدا اقدامات عملی در جهت انجام شروط ایران انجام دهد و پس از آن ایران اقدام به بازگشایی تنگه هرمز خواهد کرد.»
وزیر امور خارجه قطر در این دیدارها بر لزوم پیگیری مجدد مسیر دیپلماتیک تاکید کرد و گفتوگو را بهترین راه برای حل اختلافها و جلوگیری از تشدید بیشتر تنشها خواند.
قطر، همسایه ایران در خلیج فارس و متحد آمریکا، در ماههای گذشته نقش میانجی و کانال ارتباطی غیرعلنی میان طرفهای درگیر جنگ را ایفا کرده است. این کشور در برقراری آتشبس اواخر خرداد نیز نقشی مستقیم داشت.
سفر آل ثانی به تهران در آستانه ششماهگی جنگ ۴۰روزه و در شرایطی انجام شد که حملات جمهوری اسلامی و آمریکا فعلا متوقف شده، اما مذاکرات صلح به نتیجه نرسیده است. کنترل تنگه هرمز یکی از مهمترین موارد اختلاف میان دو طرف است.
کاخ سفید: هیچ مذاکرهای در جریان نیست
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، همزمان با سفر نخستوزیر قطر به تهران در گفتوگو با برنامه «فاکس اند فرندز» گفت هدف اصلی دونالد ترامپ جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است.
او گفت آمریکا پس از اجرای عملیات «خشم حماسی» برای نابودی توان نظامی ایران، اکنون عملیات «طرد اقتصادی» را برای نابودی اقتصاد این کشور در پیش گرفته است.
لیویت افزود: «در حال حاضر هیچ مذاکرهای در جریان نیست.»
به گفته او، این وضعیت تا زمانی ادامه خواهد یافت که ترامپ احساس کند جمهوری اسلامی آماده است بهشکلی جدی وارد مذاکره شود؛ آمادگیای که به گفته سخنگوی کاخ سفید، واشینگتن تاکنون مشاهده نکرده است.
لیویت تاکید کرد ترامپ همه گزینهها را روی میز نگه داشته است و محاصره دریایی نیز ادامه دارد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، پیشتر به کشورها هشدار داده بود روابط مالی خود را با ایران قطع کنند؛ در غیر این صورت، با تحریمهای ثانویه روبهرو خواهند شد. این هشدار بخشی از برنامهای بود که واشینگتن آن را «روز موعود اقتصادی» نامیده است.
سفر دومین میانجی منطقهای به فاصله دو روز
سفر نخستوزیر قطر تنها دو روز پس از سفر یکروزه بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، به تهران انجام شد.
جمهوری اسلامی و عمان سوم شهریور پس از این سفر در بیانیهای مشترک اعلام کردند که به توافقی برای اجرای پروژه مشترک مینروبی در تنگه هرمز دست یافتهاند.
تنها توافق مشخص اعلامشده در این بیانیه، اجرای پروژه مینروبی بود. ایجاد گذرگاه موقت، تعیین ساز و کار عبور کشتیها و بازگشایی تنگه هرمز به ادامه مذاکرات فنی میان تهران و مسقط موکول شد.
دو دولت گفتند مذاکرات بر ازسرگیری دریانوردی ایمن در خلیج فارس و دریای عمان، با حفظ حاکمیت و حقوق ایران و عمان، متمرکز بوده است. بر اساس بیانیه مشترک، ایجاد گذرگاه موقت برای عبور کشتیها هنوز نهایی نشده است.
ساعاتی پیش از انتشار بیانیه ایران و عمان، ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال از تکمیل مینروبی در آبهای بینالمللی تنگه هرمز خبر داد.
او نوشت: «همین حالا نیروی دریایی ایالات متحده به من اطلاع داد که همه مینهای موجود در آبهای بینالمللی تنگه هرمز جمعآوری یا منفجر شدهاند.»
سفر نخستوزیر قطر به تهران در حالی انجام شد که سرنوشت سه خلبان ارتش جمهوری اسلامی یکی از اختلافهای حلنشده تهران و دوحه است.
وزارت دفاع قطر ۱۱ اسفند اعلام کرد دو جنگنده سوخو-۲۴ اعزامشده برای حمله به پایگاه العدید را سرنگون کرده است. از چهار خلبان این جنگندهها، پیکر مجید کاظمی به ایران بازگردانده شد، اما سرنوشت جواد صالحی، عبدالمجید دشتیان و عمران بهروشیان روشن نیست.
محمد باقرزاده، فرمانده کمیته جستوجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح، گفت این سه خلبان زندهاند و حدود شش ماه است در قطر نگهداری میشوند، اما تهران سندی قابل بررسی برای اثبات این گفته منتشر نکرده است.
قطر بازداشت خلبانان را قاطعانه تکذیب کرد و گفت گروههای جستوجو تنها پیکر یک خلبان را یافتند. دوحه همچنین گفت از ایران خواسته بود هیاتی فنی برای بررسی عملیات جستوجو اعزام کند، اما پاسخی نگرفت.
باقرزاده ۳۱ مرداد گفت قطر با اعزام یک تیم کارشناسی ایرانی به این کشور برای بررسی وضعیت سه خلبان ایرانی موافقت کرده است.
با وجود ادعای جمهوری اسلامی درباره اسارت این افراد در قطر، در آنچه بهطور رسمی درباره دیدارهای مقامهای دو کشور، از جمله سفر نخستوزیر قطر به تهران، منتشر شده، اشارهای به وضعیت آنان یا طرح این پرونده نشده است.
ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلاح جمهوری اسلامی که روزنامهنگاران رسانههای فارسیزبان خارج از کشور را به قرار گرفتن در فهرست «اهداف نظامی» تهدید کرده، سابقهای طولانی در حملات تند به منتقدان دارد
شکارچی از جمله مقامهایی بود که در روزهای نخست پس از سرنگونی پرواز پیاس۷۵۲، گزارشها درباره شلیک موشک سپاه به این هواپیما را تکذیب کرد. او بارها مخالفان و منتقدان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی را بهتندی تهدید کرده است.
شکارچی چهارشنبه چهارم شهریور گفت روزنامهنگارانی که برای رسانههای فارسیزبان خارج از ایران کار میکنند، ممکن است در فهرست اهداف نظامی قرار گیرند.
او گفت: «رسانههایی مانند ایران اینترنشنال، بیبیسی فارسی و رادیو فردا مستقیما به موساد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و دیگر سرویسهای اطلاعاتی خارجی متصلاند و از آنها حمایت دریافت میکنند.»
شکارچی کارکنان این رسانههای فارسیزبان را «سربازان اسرائیل و آمریکا» خواند و افزود: «آنها میتوانند در بانک اهداف نظامی قرار بگیرند، زیرا از نظر ما اینها رسانه نیستند.»
این اظهارات ادامه سالها ادبیات نظامی و ایدئولوژیک شکارچی علیه افراد و سازمانهایی است که حکومت ایران آنها را دشمن تلقی میکند؛ از معترضان و مخالفان حجاب اجباری گرفته تا مقامهای خارجی و سازمانهای رسانهای.
گزارشهای مربوط به پرواز پیاس۷۵۲؛ «دروغ محض»
سپاه پاسداران در ۱۸ دی ۱۳۹۸، اندکی پس از برخاستن پرواز پیاس۷۵۲ خطوط هوایی بینالمللی اوکراین، این هواپیما را سرنگون کرد. در جریان این حمله همه ۱۷۶ سرنشین هواپیما کشته شدند.
در حالی که شواهد درباره اصابت موشک زمینبههوا به بوئینگ ۷۳۷ در حال افزایش بود، شکارچی گزارشهای مربوط به شلیک موشک سپاه به هواپیما را «دروغ محض» و «مضحک» خواند.
او این گزارشها را بخشی از جنگ روانی علیه حکومت ایران معرفی کرد؛ در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی در ابتدا علت سقوط هواپیما را نقص فنی اعلام کرده بودند.
سه روز پس از این فاجعه، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی پذیرفتند که پدافند هوایی ایران هواپیمای مسافربری را سرنگون کرده است. آنها گفتند هواپیما در شرایط تشدید تنش با آمریکا به اشتباه یک هدف متخاصم تشخیص داده شده بود.
این اعتراف اعتراضهایی را در داخل و خارج از ایران برانگیخت و مقامهای جمهوری اسلامی با اتهام تلاش برای پنهان کردن مسئولیت خود در این فاجعه روبهرو شدند.
تکذیب قاطع شکارچی به یکی از برجستهترین واکنشهای رسمی حکومت به گزارشهای اولیه درباره پیاس۷۵۲ تبدیل شد.
اتهامهای تازه او علیه رسانههای فارسیزبان خارج از کشور نیز از چارچوب مشابهی پیروی میکند: معرفی روزنامهنگاری و گردش اطلاعات بهعنوان بخشی از عملیات دشمن.
معترضان و مخالفان حجاب اجباری
شکارچی در قبال اعتراضهای داخلی نیز از ادبیات امنیتی و نظامی استفاده کرده است.
در جریان اعتراضهای سراسری سال ۱۴۰۱، او معترضان را «فریبخورده» توصیف کرد و آمریکا را متهم کرد که برای ادامه اعتراضها در پی «کشتهسازی» است.
این اعتراضها پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی در سراسر ایران گسترش یافت.
پیش از آن نیز شکارچی مخالفان حجاب اجباری را هدف حملات لفظی قرار داده بود. او زنانی را که در کارزاری برای حضور بدون حجاب اجباری در اماکن عمومی شرکت میکردند و همچنین هنرمندانی را که از آنان حمایت میکردند، «نیروهای شیطان» خوانده بود.
بازداشت هزاران نفر بهدلیل انتشار اطلاعات درباره کرونا
شکارچی در جریان همهگیری کرونا نیز در واکنش حکومت به انتشار اطلاعات درباره این بیماری نقش علنی داشت.
او در فروردین ۱۳۹۹ اعلام کرد پلیس و بسیج حدود سه هزار و ۶۰۰ نفر را بهدلیل آنچه مقامها «شایعه» یا «اطلاعات نادرست» درباره شیوع کرونا میخواندند بازداشت کردهاند و بیش از هزار و ۱۰۰ پرونده قضایی نیز تشکیل شده است.
این ارقام ابعاد تلاش حکومت برای کنترل اطلاعات مربوط به همهگیری را نشان میداد؛ آن هم در شرایطی که پرسشها درباره آمار واقعی ابتلا و مرگومیر افزایش یافته بود.
شکارچی همچنین پس از کماهمیت جلوه دادن مرگومیر ناشی از کرونا در میان نیروهای نظامی و کارکنان درمانی با انتقاد روبهرو شد.
او در ماههای نخست همهگیری درباره مرگ چهار پزشک، پرستار و امدادگر گفته بود این تعداد اساساً «عدد» قابلتوجهی محسوب نمیشود.
همهگیری کرونا نیز به دوره دیگری تبدیل شد که مقامهای جمهوری اسلامی انتشار اطلاعات را موضوعی امنیتی تلقی کردند و شماری از افراد به دلیل مطالب منتشرشده در فضای مجازی درباره این بیماری بازداشت یا تحت پیگرد قرار گرفتند.
تهدیدهایی فراتر از مرزهای ایران
ادبیات تهدیدآمیز شکارچی تنها به مخالفان داخلی محدود نبوده و مقامها و نیروهای اسرائیلی و آمریکایی در خارج از کشور را نیز دربر گرفته است.
شکارچی در سال ۱۴۰۰ نابودی اسرائیل را «بزرگترین آرزوی» حکومت ایران خواند و آن را هدفی معرفی کرد که جمهوری اسلامی از آن عقبنشینی نخواهد کرد.
او هشدار داد حتی مناطق گردشگری و تفریحی در نقاط مختلف جهان نیز لزوما برای مقامهای آمریکایی و اسرائیلی که جمهوری اسلامی آنها را هدف میداند، امن نخواهد بود.
شکارچی گفت: «از این پس، بر اساس اطلاعاتی که از شما داریم، مقاصد گردشگری، اقامتگاهها و مکانهای تفریحی و سرگرمی در سراسر جهان دیگر برای شما امن نخواهد بود.»
پیش از آن نیز در واکنش به تهدیدهای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا علیه رهبری جمهوری اسلامی، شکارچی گفته بود حمله به علی خامنهای باعث خواهد شد جمهوری اسلامی «دنیای آنها را به آتش بکشد» و هیچ پناهگاه امنی برای دشمنانش باقی نگذارد.
او گفته بود: «ترامپ میداند اگر دستی به سوی رهبر ما دراز شود، نهتنها آن دست را قاطعانه و شجاعانه قطع خواهیم کرد، بلکه دنیای آنها را به آتش میکشیم، لحظهای به آنها مهلت نمیدهیم و هیچ پناهگاه امنی برایشان باقی نمیگذاریم.»
اکنون تازهترین اظهارات شکارچی دامنه این ادبیات را آشکارا به روزنامهنگارانی گسترش داده است که خارج از مرزهای ایران فعالیت میکنند.
دو سال پیش، مدیرمسئول تندروترین روزنامه ایران گفت مدیریت بزرگترین خردهفروشی آنلاین کشور «خوشبختانه» به دست کسانی خواهد افتاد که در خدمت حکومت هستند. اکنون فردی که پیشتر سخنگوی امپراتوری اقتصادی زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی بوده، ریاست هیاتمدیره این شرکت را بر عهده گرفته است.
حجت نیکیملکی در صفحه لینکدین خود، سمتش را رییس هیاتمدیره گروه دیجیکالا معرفی کرده است. او بهعنوان نماینده «حرکت اول»، بازوی سرمایهگذاری شرکت همراه اول، وارد هیاتمدیره دیجیکالا شده است. در یک آگهی رسمی شرکت نیز نام او بهعنوان عضو هیاتمدیره آمده، هرچند در آن به ریاست او اشاره نشده است.
این تغییر در ۲۰ خرداد امسال صورت گرفته، اما به گزارش رسانه فناوری «دیجیاتو»، تنها این هفته و پس از انتشار آگهی رسمی آن علنی شده است.
نیکیملکی پیشتر مسئول ارتباطات «ستاد اجرایی فرمان امام» بود؛ مجموعهای که عمدتا بر پایه املاک و داراییهای مصادرهشده پس از انقلاب ۱۳۵۷ شکل گرفته، زیر نظر دفتر رهبر جمهوری اسلامی قرار دارد و تحت تحریمهای آمریکا است. او همچنین بیش از چهار سال عضو هیاتمدیره همراه اول بوده است.
فعالیتهای پیشین او به رسانههای تندرو بازمیگردد. نیکیملکی مدیر «افسران» بود؛ یک پلتفرم آنلاین که پیامهای ضدغربی و مفهوم مورد نظر حکومت از «جنگ نرم» را تبلیغ میکرد.
سابقه فعالیت او در شبکههای اجتماعی نیز نزدیکیاش به ساختار نظامی جمهوری اسلامی را نشان میدهد. او در دی ماه ۱۳۹۸ تصویری از خود منتشر کرد که در هواپیما در کنار قاسم سلیمانی، فرمانده وقت نیروی قدس سپاه پاسداران، نشسته بود.
او درباره دیدارش با سلیمانی نوشته بود: «گفتم فرزند شهید هستم و احترامش به من دوچندان شد.»
او همچنین با اشاره به در آغوش گرفته شدنش از سوی سلیمانی در فرودگاه نوشته بود: «شیرینی گفتوگویم با حاج قاسم هنوز با من است.»
فراخوان برای تحریم دیجیکالا
انتصاب نیکیملکی موجی از درخواستها در شبکههای اجتماعی فارسیزبان برای خودداری از خرید از دیجیکالا به راه انداخت. منتقدان به ارتباط او با ستاد اجرایی فرمان امام، مواضع سیاسیاش و نقشاش در تبلیغ واکسن داخلی کرونا اشاره کردند.
یکی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «از دیجیکالا خرید نکنید. این کاری است که از دستتان برمیآید.»
این کاربر استدلال کرد که خرید از این شرکت در نهایت میتواند به تامین مالی موشکها و پهپادهای سپاه پاسداران کمک کند.
کاربر دیگری این انتصاب را بخشی از روند گستردهتر افزایش نفوذ نهادهای وابسته به حکومت در این شرکت دانست.
بخش بزرگی از انتقادها بار دیگر به موضوع واکسن کرونا بازگشت. نیکیملکی زمانی در ستاد اجرایی فرمان امام فعالیت میکرد که بازوی دارویی این مجموعه واکسن داخلی «کووایران برکت» را تولید کرد.
مقامهای جمهوری اسلامی در دوران همهگیری بهشدت این واکسن را تبلیغ میکردند و نیکیملکی نیز بارها از حسابهای شخصی خود برای تبلیغ روند تولید و اثربخشی آن استفاده کرد.
این برنامه پس از آن به موضوعی بهشدت سیاسی تبدیل شد که علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در دی ۱۳۹۹ ورود واکسنهای آمریکایی و بریتانیایی را ممنوع کرد. منتقدان معتقد بودند اتکا به تولید داخلی باعث تاخیر در دسترسی ایران به واکسن کافی شد؛ آن هم در شرایطی که کشور برای واکسیناسیون جمعیت خود با مشکل روبهرو بود. برخی نیز مقامهایی را که از این سیاست حمایت و آن را تبلیغ کردند مسئول مرگومیرهای بعدی میدانند؛ اتهامی که این مقامها هرگز نپذیرفتهاند.
حدود ۱۵۰ هزار نفر در جریان همهگیری کرونا در ایران جان باختند؛ یکی از بالاترین آمارهای رسمی مرگومیر در منطقه. ترکیه، با جمعیتی تقریبا مشابه، حدود ۱۰۰ هزار مرگ را ثبت کرد. شمار جانباختگان در عربستان سعودی کمتر از ۱۰ هزار نفر و در امارات متحده عربی حدود ۲۴۰۰ نفر بود. وجه مشترک این کشورها دسترسی زودهنگام به واکسنهای غربی بود؛ همان واکسنهایی که رهبر جمهوری اسلامی ورودشان به ایران را ممنوع کرده بود.
یک انتصاب نیست؛ یک روند است
واکنشها به انتصاب نیکیملکی صرفا به یک کرسی در هیاتمدیره محدود نمیشود. این اتفاق بخشی از زنجیره تحولاتی است که برجستهترین شرکت خصوصی فناوری ایران را بهتدریج به حکومت نزدیکتر کرده است.
دیجیکالا در سال۱۳۸۵ به دست برادران حمید و سعید محمدی تاسیس شد و به بزرگترین بازار آنلاین ایران و شناختهشدهترین کسبوکار برخاسته از بخش خصوصی فناوری کشور تبدیل شد.
فشار بر این شرکت از تابستان ۱۴۰۲ شدت گرفت؛ زمانی که پلیس پس از انتشار عکسهایی از کارکنان زن بدون حجاب اجباری، دفترهای دیجیکالا را پلمب کرد.
در سال ۱۴۰۴، دستگاه قضایی بهدلیل عرضه کالاهایی که به گفته آن به مقدسات اسلامی توهین میکردند، علیه این شرکت پرونده تشکیل داد. این اقدام پس از انتشار تصاویری از لیوانهایی صورت گرفت که در دیجیکالا فروخته میشد و نام فاطمه زهرا، دختر پیامبر اسلام، روی آنها درج شده بود.
مسعود طباطبایی، مدیرعامل شرکت، به دستور دادسرای امنیت بازداشت شد و چند ساعت بعد، با الزام به حضور در مراحل بعدی رسیدگی، آزاد شد. همزمان، گروههای فشار حامی حکومت نیز پیامهای تهدیدآمیزی بر ساختمان شرکت نوشتند.
در همان ماه، حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان و نماینده خامنهای در این روزنامه، گفت مدیریت شرکتهای دیجیتال از جمله دیجیکالا و پلتفرم تاکسی اینترنتی اسنپ «خوشبختانه» به کسانی واگذار خواهد شد که «در خدمت نظام» هستند.
مذاکرات برای خرید بخشی از سهام دیجیکالا نیز در همان دوره آغاز شد. این مذاکرات در بهار امسال به نتیجه رسید و «حرکت اول»، بازوی سرمایهگذاری همراه اول، ۴۰ درصد از گروه دیجیکالا را بهصورت نقدی خرید. این سهام شامل سهم شرکت سرمایهگذاری «سرآوا پارس» و بخشهایی از سهام دیگر سهامداران بود.
ارزش توافقشده برای دیجیکالا ۳۰۰ هزار میلیارد ریال، معادل حدود ۱۴۶ میلیون دلار با نرخ فعلی بازار، اعلام شد؛ معاملهای که شرکت آن را بزرگترین سرمایهگذاری تاریخ اقتصاد دیجیتال ایران توصیف کرد.
دیجیکالا اعلام کرد بنیانگذاران شرکت همچنان ۲۲ درصد سهام و دو کرسی از پنج کرسی هیاتمدیره را در اختیار خواهند داشت و مدیریت اجرایی، تعیین راهبرد کسبوکار و انتخاب مدیران ارشد نیز در اختیار آنان باقی خواهد ماند. این شرکت همچنین تاکید کرد هیچ سهامداری بهتنهایی کنترل شرکت را در اختیار نخواهد داشت.
اما منتقدان بیش از هر چیز به ساختار مالکیت خود همراه اول اشاره میکنند. بزرگترین اپراتور تلفن همراه ایران زیرمجموعه شرکت مخابرات ایران است؛ شرکتی که در سال ۱۳۸۸ در جریان خصوصیسازی به کنسرسیومی واگذار شد که بنا بر گزارشهای متعدد، با سپاه پاسداران ارتباط داشت.
انتصاب نیکیملکی از نگاه منتقدان نشانهای از تحولی گستردهتر در اقتصاد دیجیتال ایران است: گسترش تدریجی نفوذ نهادهای وابسته به حکومت در شرکتهایی که در ابتدا بهعنوان کسبوکارهای خصوصی شکل گرفته بودند.