اکونومیست در ابتدای گزارش نوشته نزدیک به دو سال پیش، عبدالله دوم، پادشاه اردن، به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفته بود کشورش اجازه نخواهد داد به «میدان نبرد درگیریهای منطقهای» تبدیل شود.
عبدالفتاح السیسی، رییسجمهوری مصر، نیز سالها پیش به کشورهای خلیج فارس وعده داده بود اگر امنیت آنها تهدید شود، مصر «فقط یک قدم فاصله» خواهد داشت.
بهنوشته اکونومیست اکنون هر دو وعده عملا بیاعتبار شدهاند: اردن در قلب جنگی قرار گرفته که کنترلی بر آن ندارد و مصر، در میانه بزرگترین تهدید امنیتی کشورهای خلیج فارس در ۳۵ سال گذشته، عمدتا در حاشیه مانده، به وعدههای خود عمل نکرده و به کمک این کشورها نرفته و عملا به حاشیه رفته است..
برای اردن، مشکل از وابستگی عمیق امنیتی و اقتصادی به آمریکا ناشی میشود. این کشور کوچک و کممنبع، در میان همسایگانی قدرتمندتر، اتحاد با واشینگتن را برای بقای خود ضروری میداند. هزاران نظامی آمریکایی در پایگاههای اردن، از جمله پایگاه هوایی موفقالسلطی، مستقرند و جنگندهها و هواپیماهای سوخترسان مورد استفاده در جنگ ایران نیز از این تاسیسات استفاده میکنند.
همین موضوع اردن را به هدف جمهوری اسلامی تبدیل کرده است. تنها در نخستین ماه جنگ، حکومت ایران دستکم ۲۶۲ موشک و پهپاد به سوی این کشور شلیک کرد.
حضور آمریکا در عین حال به مسالهای داخلی تبدیل شده است. صدها سیاستمدار، افسر بازنشسته و شخصیت سرشناس اردنی خواستار خروج نیروهای آمریکایی شدهاند. اما حکومت توان چشمپوشی از حمایت واشینگتن را ندارد.
اردن سال گذشته بیش از ۱.۶ میلیارد دلار، معادل حدود سه درصد تولید ناخالص داخلی خود، از آمریکا کمک دریافت کرد و واشینگتن همین ماه ۳۵۵ میلیون دلار دیگر برای زیرساخت، آموزش و طرحهای دیگر اختصاص داد.
جنگ وابستگی اقتصادی اردن را نیز تشدید کرده است. حملات موشکی باعث لغو پروازها و کاهش گردشگری شده و درآمد این بخش در چهار ماه نخست ۲۰۲۶ تقریبا ۱۰ درصد نسبت به سال قبل افت کرده است. بحران انرژی نیز جدی است.
اردن حدود نیمی از برق خود را با گاز اسرائیل تولید میکند، اما اسرائیل در آغاز جنگ به دلیل نگرانی از حملات تهران به تاسیسات گازی، صادرات را متوقف کرد. اردن ناچار شد به سوختهای گرانتر و محمولههای گاز طبیعی مایع روی آورد. با وجود ازسرگیری صادرات اسرائیل در آوریل، صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند هزینه واردات انرژی اردن امسال ۳۶ درصد بیشتر از ۲۰۲۵ باشد.
تهران نیز میکوشد از شکاف میان حکومت و جامعه اردن بهره ببرد. سپاه پاسداران همزمان با حمله به این کشور تاکید کرده که با «مردم اردن» خصومتی ندارد و آمریکا را مسئول نقض حاکمیت اردن معرفی میکند. بسیاری از اردنیها البته خود ایران را تهدید میدانند، اما این جنگ فشار سیاسی بر حکومتی را افزایش داده که پیش از آن نیز با نارضایتی داخلی روبهرو بود.
اکونومیست در ادامه افزوده شرایط مصر متفاوت است. اقتصاد این کشور فعلا نسبتا مقاوم مانده و انتظار میرود در سال جاری ۴.۶ درصد رشد کند. صندوق بینالمللی پول نیز قسط ۱.۸ میلیارد دلاری تازهای از وام چهارساله مصر آزاد کرده است.
گردشگری همچنان رونق دارد و بیش از ۹ میلیون گردشگر در نیمه نخست سال وارد کشور شدهاند؛ سهدرصد بیشتر از سال گذشته. درآمد کانال سوئز نیز در همین دوره ۳۰ درصد افزایش یافته و از ۱.۸ به ۲.۴ میلیارد دلار رسیده و حوالههای ارزی مصریان خارج از کشور به رکورد رسیده است.
با این حال، این ارقام ممکن است هنوز همه آثار جنگ را منعکس نکنند. حملات نیروهای مورد حمایت جمهوری اسلامی به کشتیرانی در دریای سرخ میتواند درآمد کانال سوئز را کاهش دهد و رکود طولانی در کشورهای خلیج فارس نیز ممکن است فرصتهای شغلی مصریان مهاجر و در نتیجه حوالههای ارزی را کاهش دهد. دولت مصر نیز برخی تعرفههای برق را ۱۲ درصد افزایش داده است.
اما اکونومیست معتقد است مشکل اصلی مصر فعلا نه «توان مالی»، بلکه «جایگاه» آن است. پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، مصر یکی از مهمترین میانجیهای منطقه بود. دستگاه اطلاعاتی مصر ارتباط دیرینهای با حماس داشت، آنتونی بلینکن در یک سال هفت بار به مصر سفر کرد و مذاکرات نهایی آتشبس اکتبر ۲۰۲۵ در شرمالشیخ انجام شد.
در جنگ ایران، اما مصر تقریبا به حاشیه رفته و پاکستان، ترکیه و کشورهای خلیج فارس جای آن را بهعنوان میانجی گرفتهاند. بزرگترین ارتش جهان عرب نیز نقش محدودی در دفاع از کشورهای خلیج فارس داشته؛ کشورهایی که از زمان به قدرت رسیدن سیسی در ۲۰۱۳ دهها میلیارد دلار به مصر کمک کردهاند.
این بیعملی موجب نارضایتی متحدان شده است. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رییس امارات، در ماه مارس آشکارا از کشورهای بزرگ عربی که هنگام حملات ایران «بیکار نشستهاند» انتقاد کرد.
مصر یک اسکادران جنگنده رافال به امارات اعزام کرد، اما این اقدام را یک ماه پس از برقراری نخستین آتشبس اعلام کرد. مهمتر اینکه در ۷ اوت، هنگام امضای پیمان دفاع متقابل عربستان، پاکستان و ترکیه، مصر غایب بود؛ هرچند سعودیها احتمال پیوستن قاهره به این ائتلاف در آینده را مطرح کردهاند.
با این حال بهنوشته اکونومیست دور ماندن از جنگ نیز مصر را کاملا مصون نکرده است: هزینه واردات انرژی آن افزایش یافته و ماه گذشته یک پهپاد به تاسیسات گاز طبیعی دمیاط در ساحل مدیترانه حمله کرد.
اکونومیست در نهایت پیمان دفاعی سهجانبه عربستان، ترکیه و پاکستان را نشانهای از آینده احتمالی خاورمیانه میداند. کشورهای منطقه، با این نگرانی که دیگر نتوانند مانند گذشته برای تامین امنیت خود به آمریکا متکی باشند، به سمت ایجاد ترتیبات دفاعی مستقلتر و پذیرش مسئولیت بیشتر برای امنیت خود حرکت میکنند.
این تحول برای هر دو کشور مصر و اردن دشوار است: اردن بیش از اندازه به آمریکا وابسته است تا بتواند از جنگ آن فاصله بگیرد و مصر، با وجود ارتش بزرگ و ادعای دیرینه رهبری جهان عرب، در حال از دست دادن نقش مرکزی خود در معماری جدید امنیت منطقه است. وعدههای عملنشده این دو کشور، از نگاه اکونومیست، نمادی از فرسایش نظم قدیمی خاورمیانه و ظهور نظمی تازه و نامطمئن است.