یورو با افزایش نگرانیها از گسترش جنگ آمریکا و حکومت ایران تضعیف شد








دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد گفتوگوهای روز پنجشنبه میان میانجیها و رهبران حماس در قاهره به توافقی برای خلع سلاح تدریجی حماس در غزه منجر شده است.
با این حال، یکی از مقامهای حماس این توافق را صرفا «پیشنویس» توصیف کرد و مقامهای آمریکایی نیز گفتند اسرائیل نسبت به اینکه این گروه فلسطینی سلاحهای خود را تحویل دهد، تردید جدی دارد.
ترامپ در پیامی در شبکههای اجتماعی نوشت: «امروز شورای صلح به یک توافق تاریخی برای خلع سلاح کامل حماس و همه گروههای مسلح دیگر در غزه دست یافت.»
او افزود این روند بهصورت مرحلهای اجرا خواهد شد.
ترامپ ادامه داد: «این گامی عظیم به سوی صلح و امنیت پایدار است.»
بهگفته او، این توافق گام مهمی برای آن است که غزه تحت اداره یک دولت جدید فلسطینی قرار گیرد که با «شورای صلح» همکاری نزدیک داشته باشد.
ترامپ افزود: «در عین حال، اسرائیل نیز به امنیتی که شایسته آن است دست خواهد یافت و غزه دیگر به پایگاهی برای حملات تروریستی تبدیل نخواهد شد.»
حماس: این فقط یک پیشنویس است
در پی انتشار این پست از سوی ترامپ، یکی از منابع حماس به خبرگزاری رویترز گفت «پیشنویس توافق» تصریح میکند که سلاحهای سنگین تنها تحت کنترل یک نهاد اداری فلسطینی نگهداری خواهند شد و این سلاحها به اسرائیل تحویل داده نخواهند شد.
غازی حمد، عضو هیات مذاکرهکننده حماس، نیز به شبکه الجزیره گفت: «پیش از خروج اسرائیل از نوار غزه، هیچ اقدامی درباره خلع سلاح انجام نخواهیم داد.»
آمریکا: اسرائیل بسیار بدبین است
یکی از مقامهای آمریکایی پنجشنبه به خبرنگاران گفت: «اسرائیل بهشدت نسبت به اینکه حماس واقعا خلع سلاح شود، تردید دارد.»
او در عین حال افزود: «ما بسیار مطمئن هستیم که آنها به توافق پایبند خواهند بود. اگر چنین نکنند، بدیهی است که رییسجمهوری ترامپ بسیار، بسیار ناامید خواهد شد.»
بهنوشته رویترز در عین حال، درباره مدت زمان اجرای این روند نیز پرسشهایی مطرح است.
یکی از مقامهای «شورای صلح» برآورد کرد که این فرآیند بین ۲۰۰ تا ۳۲۰ روز طول خواهد کشید، اما یک مقام آمریکایی این جدول زمانی را چندان قطعی ندانست.
اسرائیل پیشتر این پیشنهاد را رد کرده بود
یکی از مقامهای اسرائیلی که نخواست نامش فاش شود، به رویترز گفت پیش از اعلام ترامپ، اسرائیل این پیشنهاد را رد کرده بود.
او گفت: «اسرائیل خلع سلاح کامل حماس، خروج همه سلاحها از غزه و غیرنظامی شدن کامل این منطقه را پیششرط هرگونه روند سیاسی میداند.»
این مقام اسرائیلی افزود: «سند ۱۵ بندی مورد بحث، پاسخ رضایتبخشی به این مطالبات ارائه نمیکند و اسرائیل مخالفت خود با آن را اعلام کرده است.»
نقشه راه برای خلع سلاح حماس؟
رهبران حماس با میانجیهایی از مصر، قطر و ترکیه درباره مرحله دوم طرح غزه ترامپ، که از سوی «شورای صلح» ارائه شده، گفتوگو کردند.
ترامپ این شورا را برای نظارت بر اجرای طرح پایان جنگ غزه و بازسازی این منطقه تشکیل داده است.
او اعضای شورا را منصوب کرده و خود ریاست آن را بر عهده دارد و سال گذشته اعلام کرده بود که این شورا بر اداره موقت غزه نظارت خواهد کرد.
نیکلای ملادنوف، فرستاده شورای صلح ترامپ در امور غزه، پس از انتشار پیام رییسجمهوری آمریکا گفت: «در برابر ما غزهای بازسازیشده قرار دارد که بهدست فلسطینیان اداره میشود، با اسرائیل در صلح خواهد بود و افق سیاسی معناداری برای حل مناقشه اسرائیل و فلسطین ایجاد خواهد شد.»
مقامهای حاضر در مذاکرات جزئیات اندکی درباره برنامه بازسازی غزه ارائه کردند.
بهنوشته رویترز این طرح موارد دیگری از جمله افزایش گسترده کمکهای بشردوستانه، اداره غزه بهدست یک دولت غیرنظامی فلسطینی، خروج نیروهای اسرائیلی از غزه و استقرار یک نیروی بینالمللی برای کمک به حفظ امنیت را در برمیگیرد.
با این حال واقعیتهای میدانی در غزه هنوز فاصله زیادی با اهداف این توافق دارد.
حماس خواهان آن است که اسرائیل متعهد شود حملات خود به غزه را متوقف کند و نیروهایش را از این منطقه خارج سازد.
هنوز مشخص نیست درباره سلاحهای سبک و سلاحهای شخصی چه تصمیمی گرفته خواهد شد و همچنین معلوم نیست موضع جدید حماس مورد پذیرش اسرائیل یا شورای صلح قرار بگیرد یا نه.
یکی از دیپلماتهای حاضر در مذاکرات گفت این طرح شامل نابودی تونلها، انبارهای تسلیحات و تاسیسات تولید سلاح نیز میشود؛ به گونهای که در پایان روند، هیچ زیرساخت نظامی وابسته به گروههای مسلح در غزه باقی نماند.
یکی از مقامهای آمریکایی نیز گفت: «این واقعا توافقی مبتنی بر اعتماد نیست.»
او این توافق را «توافقی مبتنی بر تحقق شرایط» توصیف کرد.
ادامه عملیات نظامی
ارتش اسرائیل همچنان به گسترش حضور نظامی خود در غزه ادامه داده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اعلام کرده است که اسرائیل قصد دارد منطقه تحت کنترل خود را به ۷۰ درصد نوار غزه گسترش دهد.
همچنین هنوز مشخص نیست چه تعداد نیرو برای مشارکت در نیروی بینالمللی تثبیتکننده امنیت در دسترس خواهند بود و آیا نیروهای اسرائیلی واقعا از غزه خارج خواهند شد یا خیر.
مقامهای بهداشتی غزه اعلام کردند حملات جداگانه اسرائیل در روز پنجشنبه دستکم دو کودک، یک زن و سه مرد را کشته است.
ارتش اسرائیل نیز اعلام کرد که نیروهای وابسته به حماس را در این منطقه هدف قرار داده است.
آتشبس غزه بارها نقض شده است.
بر اساس آمار مقامهای بهداشتی غزه، از زمان آغاز آتشبس در ماه اکتبر تاکنون، بیش از ۱۲۰۰ فلسطینی که بیشتر آنها غیرنظامی بودهاند، در حملات اسرائیل کشته شدهاند.
از سوی دیگر، بنا بر اعلام مقامهای اسرائیلی، در همین مدت چهار نظامی اسرائیلی نیز در حملات نیروهای مسلح فلسطینی کشته شدهاند. حماس معمولا آمار تلفات نیروهای خود را منتشر نمیکند.
وبسایت پولیتیکو پنجشنبه ۸ مرداد در گزارشی تحلیلی نوشت که متحدان سنتی واشینگتن تا زمانی که درباره برقراری یک آتشبس پایدار یا دریافت تضمینهای دیگر اطمینان پیدا نکنند، تمایلی به حمایت یا مشارکت مستقیم در جنگ ایران ندارند.
بهنوشته پولیتیکو در حالی که دولت دونالد ترامپ استدلال میکند برای پایان دادن به جنگی که بهسرعت در حال خروج از کنترل است به کمک متحدانش نیاز دارد، بسیاری از متحدان آمریکا در سراسر جهان ترجیح میدهند منتظر بمانند و از ورود مستقیم به جنگ با جمهوری اسلامی خودداری کنند.
براساس این گزارش تشدید تنشها در روزهای اخیر و گسترش آن به عراق، عربستان و مصر بازارهای جهانی را نگران کرده و احتمال گسترش جنگ به سراسر منطقه را افزایش داده است؛ رخدادی که میتواند صادرات نفت و گاز را بهشدت کاهش دهد و اقتصاد جهانی را با خطر مواجه کند.
دیپلماتهای اروپایی و آسیایی به پولیتیکو گفتند کشورهایشان حاضر نیستند امنیت شهروندان خود را به خطر بیندازند، مگر آنکه واشینگتن و تهران بر سر توقف درگیریها به توافق برسند.
بهنوشته این نشریه، این موضوع نشاندهنده اهرم فشاری است که بسیاری از متحدان آمریکا احساس میکنند اکنون در اختیار دارند؛ زمانی که به نظر میرسد آمریکا برای مهار بحران یا بازگشایی تنگه هرمز به روی صادرات نفت، گزینههای محدودی در اختیار دارد. کشورها تلاش میکنند یا اساسا وارد این بحران نشوند، یا اگر وارد میشوند، این کار را بر اساس شرایط خود انجام دهند.
یک دیپلمات آسیایی به پولیتیکو گفت: «ما هر لحظه انتظار داریم آمریکا از ما بخواهد در انجام اقدامات مشترک در خلیج فارس مشارکت کنیم.»
او که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، افزود افزایش قیمت نفت و گاز در نحوه پاسخ کشورش به چنین درخواستی تاثیر خواهد گذاشت.
با این حال، بهنظر میرسد هرگونه اعزام نیرو یا تجهیزات نظامی و غیرنظامی به منطقه مستلزم «برقراری آتشبس و تایید آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز» خواهد بود.
ائتلاف چندملیتی که ماه گذشته به ابتکار فرانسه و بریتانیا شکل گرفت نیز هرگونه اقدام مشترک را مشروط به برقراری آتشبس تاییدشده میان واشینگتن و تهران کرده است.
یک دیپلمات اروپایی در واشینگتن به پولیتیکو گفت: «با این شرایط، اگر تصمیمی برای مشارکت بیشتر گرفته شود، واقعا تعجب خواهم کرد.»
برخی کشورها مطالبات مشخصتری دارند
یکی از مقامهای اروپای شرقی نیز به پولیتیکو گفت: «پارلمان ما اختیار بسیار گستردهای برای مشارکت، کم یا زیاد، در هرگونه عملیات مربوط به هرمز که آمریکا درخواست کند، تصویب کرده است؛ البته با در نظر گرفتن تواناییهای خودمان.»
او افزود: «ما همیشه حکومت ایران را متحد آشکار روسیه در جنگ تجاوزکارانه علیه اوکراین میدانستیم و خوشحالیم که آمریکا نیز اکنون به همین نتیجه رسیده است.»
اما این مقام تاکید کرد این حمایت برای واشینگتن هزینه خواهد داشت.
او گفت: «ما خواهان حضور بیشتر نیروهای آمریکایی در کشورهای بالتیک هستیم؛ یک تیپ کامل به جای یک گردان، یا دستکم گردانهای بیشتر و با استقرار دائمیتر.»
در همین حال، اوکراین نیز تاکید کرده پیشنهاد خود برای تامین سامانههای رهگیری پهپاد برای آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس همچنان پابرجاست؛ بهویژه اگر در مقابل، تسلیحات بیشتری دریافت کند.
یک مقام اوکراینی به پولیتیکو گفت: «ما آماده حمایت از کسانی هستیم که از ما حمایت میکنند.»
او افزود: «اوکراین تجربه گسترده، فناوریهای مدرن و تخصص لازم برای ساخت سامانههای مقابله با پهپادها را در اختیار دارد. هم آمریکا و هم شرکای آن در خاورمیانه به همکاری با اوکراین علاقهمند هستند و این علاقه متقابل است.»
کاخ سفید: جمهوری اسلامی منزویتر از همیشه است
کاخ سفید از اظهار نظر درباره اینکه آیا متحدان آمریکا برای کمک به مهار بحران خاورمیانه وارد عمل خواهند شد یا نه، خودداری کرد اما در بیانیهای گفت: «بیپروایی ایران کاملا آشکار است؛ این کشور علیه همسایگان خود دست به اقدامات تروریستی میزند و در نتیجه بیش از هر زمان دیگری منزوی شده است.»
بهنوشته پولیتیکو جنگ با جمهوری اسلامی شکافهای موجود میان متحدان سنتی آمریکا را نیز عمیقتر کرده است.
بسیاری از این کشورها هنوز از سیاستهای خارجی و تجاری تهاجمی دولت ترامپ، از جمله تعرفههای سنگین، تهدید به تصرف گرینلند و اصرار بر تبدیل کانادا به پنجاهویکمین ایالت آمریکا، ناراضی هستند.
با این حال، حوزهای که متحدان اروپایی بیشترین آمادگی را برای کمک دارند، پاکسازی مینهای دریایی و ارائه کمکهای امنیتی در تنگه هرمز است.
اما بریتانیا، فرانسه و چند کشور دیگر به واشینگتن اطلاع دادهاند تا زمانی که آتشبسی واقعی و پایدار میان آمریکا و جمهوری اسلامی برقرار نشود، ناوهای جنگی خود را به منطقه اعزام نخواهند کرد.
اروپا از ادامه جنگ خسته شده است
در ادامه گزارش پولیتیکو آمده است که برخی کشورها نیز صرفا تلاش میکنند از خشم ترامپ دور بمانند؛ در حالی که از ادامه جنگ خسته شدهاند و نگران تاخیر بیشتر در فروش تسلیحات آمریکا هستند.
یول لیناینماکی، مقام پیشین وزارت امور خارجه فنلاند، به این نشریه گفت: «احساس غالب در اروپا خستگی از چرخه بیپایان این جنگ است.»
او افزود: «هر بار که درگیریها متوقف میشود، خیلی زود یکی از طرفین دوباره تنش را افزایش میدهد. در این مقطع، رهبران اروپا تمام تلاش خود را میکنند که از دید ترامپ دور بمانند تا با درخواستهای تازه برای مداخله مواجه نشوند.»
برخی کشورها نمیخواهند بیش از حد به آمریکا نزدیک دیده شوند
یک دیپلمات آسیایی نیز به پولیتیکو گفت کشورهای جنوب شرق آسیا که در طول جنگ روابط خود را با حکومت ایران حفظ کردهاند و از این طریق توانستهاند جریان واردات نفت را ادامه دهند، علاقهای ندارند در اقداماتی مشارکت کنند که همسو با عملیات نظامی آمریکا علیه ایران تلقی شود.
به گفته او، تهران با مالزی و تایلند توافقهایی امضا کرده تا عبور محمولههای نفتی به مقصد این کشورها از تنگه هرمز ادامه یابد و تاثیر جنگ بر اقتصاد این کشورها کاهش پیدا کند.
اقداماتی که متحدان آمریکا برای مقابله با خطر بسته شدن مسیرهای دریایی انجام دادهاند، مستقل از تلاشهای واشینگتن است.
فرانسه و بریتانیا در ماه مه حدود ۴۰ کشور را برای مشارکت در «ماموریت نظامی چندملیتی» با هدف تامین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز پس از برقراری آتشبس گرد هم آوردند.
ناوهای کشورهای عضو این ماموریت، از جمله بریتانیا، آلمان و ایتالیا، اکنون در دریای عرب لنگر انداختهاند و منتظر پایان درگیریهای نظامی هستند.
عربستان سعودی نیز پنجشنبه از تشکیل یک «ائتلاف چند ملیتی دفاع دریایی» متشکل از ۱۴ کشور مسلمان، از جمله پاکستان، ترکیه و جیبوتی، خبر داد.
بر اساس بیانیه وزارت امور خارجه عربستان، این ائتلاف منابع خود را برای مقابله با تهدیدهای تجارت جهانی و «حفاظت از مسیرهای بینالمللی دریایی» در دریای سرخ، خلیج عدن و تنگه بابالمندب تجمیع خواهد کرد.
در این بیانیه آمده است که دهها کشور دیگر نیز در نشست مربوط به این ابتکار حضور داشتهاند، از آن حمایت کردهاند و همچنان امکان پیوستن آنها به این ائتلاف وجود دارد.
مارک ای تیسن، تحلیلگر و ستوننویس روزنامه واشینگتنپست در تحلیلی که پنجشنبه منتشر شد، بین سیاستهای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و معاون او، جیدی ونس، تفاوت گذاشته و با ناکام خواندن رویکرد ونس درقبال جمهوری اسلامی نوشته که ترامپ نباید به توصیههای افرادی مانند او توجه کند.
بهنوشته تیسن پس از حمله موشکی بالستیک حکومت ایران به نیروهای آمریکایی در اردن، زمان آن رسیده است که دونالد ترامپ با دقت بیشتری به توصیههایی که درباره ایران دریافت میکند نگاه کند؛ اینکه چه چیزهایی موفق بوده، چه چیزهایی شکست خورده و چه کسانی مسئول این موفقیتها و شکستها بودهاند.
او افزوده است: «آنچه موفق بوده، این است: زنجیره فرماندهی نظامی ترامپ، به رهبری پیت هگست، وزیر دفاع، و دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، موفقیتهای چشمگیری در میدان نبرد به دست آورده است؛ دفن کردن مواد هستهای ایران، نابودی بیش از ۸۵ درصد پایگاه صنعتی دفاعی آن، غرق کردن نیروی دریایی، زمینگیر کردن نیروی هوایی، از میان بردن بخش بزرگی از توان موشکی بالستیک، نابودی نیروهای متعارف نظامی و اعمال محاصرهای فلجکننده بر بنادر ایران.»
بهنوشته تیسن، وزارت خزانهداری به رهبری اسکات بسنت با «عملیات خشم اقتصادی» فشار بر تهران را افزایش داده است؛ کارزاری از جنگ اقتصادی که بقای مالی حکومت را هدف قرار داده است. سازمان سیا به رهبری جان رتکلیف اطلاعاتی بسیار دقیق درباره اهداف نظامی جمهوری اسلامی، برنامه هستهای آن و چرخه تصمیمگیری رهبرانش فراهم کرده است. وزارت امور خارجه به ریاست مارکو روبیو نیز دیپلماسی پیچیده منطقهای را ماهرانه مدیریت کرده است.
تحلیلگر واشینگتنپست نوشته است: «و البته خود ترامپ نیز هست؛ کسی که به حکومتی نگاه کرد که ۴۷ سال است علیه آمریکا جنگ به راه انداخته و تصمیم گرفت نخستین رییسجمهوری باشد که واقعا پاسخ میدهد. او برنامه هستهای ایران را بهشدت عقب رانده است؛ کاری که هیچ فرمانده کل قوای دیگری جرات انجامش را نداشته است.»
تیسن سپس در پاسخ به این پرسش که «پس چه چیزی شکست خورده است؟» نوشته آتشبس و تفاهمنامهای که جیدی ونس، معاون رییسجمهوری، مذاکره کرد؛ توافقی که ترامپ را وارد یک بنبست راهبردی متشکل از مذاکره، نقض توافق از سوی جمهوری اسلامی، حملات تلافیجویانه آمریکا و سپس دور تازهای از مذاکره کرده است.
او ادامه داده است: «نمونه روشن آن آخر هفته گذشته بود. ترامپ در آستانه صدور دستور ازسرگیری عملیات رزمی گسترده قرار داشت، اما به او گفته شد جمهوری اسلامی بهشدت خواهان توافق است. بنابراین او مکث کرد تا به صلح فرصت بدهد. نتیجه چه بود؟ حکومت ایران پنج موشک بالستیک به یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن شلیک کرد. این چرخه ماههاست تکرار میشود. هر بار به ترامپ گفته میشود این بار رهبران جمهوری اسلامی سرانجام آماده توافقاند، اما او دوباره در موقعیتی قرار میگیرد که شکست بخورد.»
بهنوشته تیسن، ونس با تبدیل «توافق» به تعریف پیروزی، عملا به جمهوری اسلامی حق وتو بر توانایی آمریکا برای اعلام پیروزی داده است. تهران فقط کافی است از توافق خودداری کند؛ کاری که اکنون انجام میدهد. بدتر از آن، ونس همچنان علنا با مواضع رئیسجمهوری تناقض دارد. او اخیرا در مصاحبهای پیشنهاد کرد شاید بهتر باشد که ترامپ بهسادگی کنار بکشد و اعلام کرد: «اگر آنها به توافق پایبند نباشند، تنگهها همچنان باز هستند، ما خسارت بزرگی به برنامه هستهای آنها وارد کردهایم و میتوانیم به زندگی خود بهعنوان یک کشور ادامه دهیم.»
تحلیلگر واشینگتنپست سپس تاکید کرده که این موضع ترامپ نیست. موضع او این است: یا آنها پایبند میشوند، یا نابود خواهند. ترامپ هرگز گزینه از سرگیری عملیات رزمی گسترده را از روی میز برنداشته است. پس چرا ونس علنا درباره پیامدهای هولناک گزینهای هشدار میدهد که ترامپ در واقع فقط چند روز پیش تا آستانه اجرای آن پیش رفت؟ معاون رییسجمهوری سیاست خارجی مستقل خودش را ندارد.
بهنوشته تیسن ونس در حالی که علنا رییسجمهوری را تضعیف میکند، میکوشد با استدلالهای پوشالی ترامپ را از ازسرگیری عملیات رزمی گسترده منصرف کند. در حالی که آنچه بسیاری خواستار آن هستند، تکمیل طرحی نظامی است که در فروردین ماه و همزمان با اجرای آتشبس متوقف شد؛ یعنی اجرای چند هفته پایانی کارزاری که نیروهای مشترک آمریکا و اسرائیل در حال انجامش بودند.
در این تحلیل گفته شده است: «این کارزار اهدافی روشن و مشخص داشت: حذف رهبران باقیمانده، دفن بیشتر سایتهای هستهای ایران، از میان بردن سایتهای موشکی بالستیک باقیمانده، نابودی زیرساختهای اقتصادی و انرژی که شریان مالی سپاه پاسداران را تامین میکند، و همچنین تخریب بزرگراهها، خطوط راهآهن، فرودگاهها و بنادر کلیدی که حکومت از طریق آنها از کشورهای هممرز کمک مالی دریافت میکند؛ و در نهایت نابودی بقایای پایگاه صنعتی دفاعی جمهوری اسلامی تا نتواند توانمندیهای از دسترفته خود را بازسازی کند.»
بهنظر نویسنده این تحلیل پس از هدف قرار گرفتن این مراکز، رییسجمهوری باید پایان عملیات رزمی گسترده را اعلام کند، محاصره را حفظ کند، تنگه هرمز را باز کند و سپس بهطور مخفیانه از مردم ایران حمایت کند تا به آنها در تضعیف و سرانجام سرنگونی حکومت کمک شود؛ همانگونه که آمریکا در دوران جنگ سرد از جنبشهای آزادیخواه در سراسر جهان حمایت مخفیانه کرد و بدون اعزام نیروی زمینی، به آزادی ۴۰۰ میلیون نفر کمک کرد.
بهنوشته تیسن، ونس اکنون به کسانی حمله میکند که جسارت کردهاند بگویند تفاهمنامه او نه رفتار حکومت ایران را تغییر داده و نه توافقی برای پایان جنگ به وجود آورده است اما شکست او، از سرگیری عملیات رزمی گسترده را اجتنابناپذیر کرده است زیرا ترامپ دو شرط روشن و غیرقابل مذاکره برای تهران دارد: حکومت باید برنامه هستهای خود را برچیند و تنگه هرمز را باز کند.
ستوننویس واشینگتنپست در پایان یادداشت خود تاکید کرده است: «اما حکومت ایران طی ماههای گذشته با اقدامات خود روشن کرده است که هیچ قصدی برای پذیرش این خواستهها ندارد. شاید زمان آن رسیده باشد که رییسجمهوری به توصیه کسانی گوش دهد که در ایران برای او موفقیت به ارمغان آوردهاند، نه کسانی مانند ونس که او را ناکام گذاشتهاند.»
خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت که حمله پهپادی به کشتیهای حامل گاز در بندر مدیترانهای دمیاط در شمال مصر، از احتمال گشوده شدن جبههای تازه در جنگ میان آمریکا و جمهوری اسلامی خبر داد و بر نگرانیها درباره تهدید علیه کشتیرانی در کانال سوئز افزود.
دولت مصر پنجشنبه اعلام کرد بررسیهای اولیه نشان میدهد یک پهپاد ناشناس روز چهارشنبه باعث آتشسوزی در دو کشتی در بندر دمیاط شده است. این بندر در نزدیکی کانال سوئز قرار دارد؛ آبراهی که دریای مدیترانه را به دریای سرخ متصل میکند.
دولت مصر گفت هیچ گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است.
در حالی که اغلب گمانهزنیها جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی آن را مسئول این حمله قلمداد میکنند، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس مصر را «دوست و شریک مهم» جمهوری اسلامی در منطقه خواند و گفت امنیت مصر برای تهران از اهمیت بالایی برخوردار است.
او افزود همه کشورهای منطقه باید در برابر آنچه «توطئهها و عملیاتهای پرچم دروغین اسرائیل» با هدف برهم زدن صلح منطقهای خواند، هوشیار باشند.
عراقچی همچنین مدعی شد این تهدید آشکار، مشترک و ناشی از نگرانی اسرائیل از همبستگی کشورهای مسلمان است.
منابع تجاری آگاه از این حادثه گفتند پهپاد به کشتی ذخیرهسازی گاز «انرگوس وینتر» که مالکیت آن آمریکایی است، برخورد کرد و آتش ناشی از آن به کشتی دوم سرایت کرد.
در طول شب، ارتش آمریکا اعلام کرد پس از آنکه تهران به نیروهای آمریکایی در منطقه حمله کرد، مراکز فرماندهی نظامی سپاه پاسداران و تاسیسات پهپادی جمهوری اسلامی را در چند استان هدف قرار داده است.
پایگاههای آمریکا در اردن در روزهای اخیر به اهداف اصلی جمهوری اسلامی تبدیل شدهاند. نیروهای مسلح اردن نیز صبح پنجشنبه اعلام کردند پنج موشک را که از خاک ایران شلیک شده بودند، رهگیری کردهاند.
به گزارش خبرگزاری نیمهرسمی تسنیم، سپاه همچنین تجهیزات و مواضع آمریکا در پایگاه هوایی علیالسالم در کویت را هدف قرار داد.
وزارت دفاع کویت اعلام کرد یک حمله ایران به ساختمانی متعلق به یک شرکت چینی در شمال کویت اصابت کرد که در نتیجه آن یک کارگر کشته شد و خسارات قابل توجهی وارد آمد.
بهنوشته رویترز تازهترین حملات در عربستان، عراق و مصر خطر کشیده شدن کشورهای بیشتری از خاورمیانه به جنگ را افزایش داده است؛ آن هم پس از آنکه حوثیها هفته گذشته محاصره دریایی عربستان سعودی را اعلام کردند و مسیر جایگزین دریای سرخ برای صادرات نفت این کشور به آسیا را تهدید کردند.
حملات حوثیها به کشتیها باعث شد بازار بیمه دریایی لندن مناطق «پرخطر» در دریای سرخ را گسترش دهد و بخش بیشتری از سواحل مجاور بنادر عربستان سعودی را دربرگیرد.
افزایش نگرانیها درباره امنیت انرژی و کانال سوئز
خبرگزاری رویترز در گزارش تحلیلی دیگری نوشت حمله پهپادی که به دو نفتکش حامل فرآوردههای نفتی در آبهای مصر آسیب رساند، بار دیگر نگرانیها درباره امنیت انرژی در اطراف کانال سوئز و خط لوله مرتبط با آن را افزایش داده است؛ مسیری حیاتی که از زمان آغاز جنگ ایران، به یکی از مهمترین مسیرهای صادرات نفت عربستان سعودی تبدیل شده است.
در حالی که جمهوری اسلامی و متحدان حوثی آن به نفتکشهای عبوری از تنگه هرمز و بابالمندب حمله کردهاند، کانال سوئز مصر و خط لوله سومد (SUMED) همچنان مسیرهای امنی برای انتقال محمولههای انرژی عربستان از دریای سرخ به سمت شمال محسوب میشوند.
بهنوشته رویترز با وجود اینکه هیچ گروهی مسئولیت حمله روز چهارشنبه به دو نفتکش در بندر دمیاط در شمال مصر را بر عهده نگرفته و هیچ تهدید علنی علیه کانال سوئز مطرح نشده، خطر بالقوه برای این گذرگاه راهبردی نگرانیهای بازار را افزایش داده است.
سائول کاوونیک، رییس بخش تحقیقات انرژی شرکت مشاوره اماستی مارکی (MST Marquee)، به این خبرگزاری گفت: «عبور از دریای سرخ، حتی از طریق مسیر طولانیتر مدیترانه، ممکن است در معرض خطر قرار گیرد؛ موضوعی که تا پنج میلیون بشکه در روز از عرضه نفت را که در حال حاضر میتواند از تنگه هرمز عبور نکند، تهدید میکند.»
در حال حاضر تقریبا هیچ نفتکشی از تنگه هرمز عبور نمیکند؛ گذرگاهی که پیش از این حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور میکرد.
عربستان سعودی پس از آغاز جنگ، بخش عمده صادرات نفت خود را به دریای سرخ و پایانه ینبع منتقل کرد، اما تهدیدها و حملات حوثیها از هفته گذشته باعث شده بسیاری از نفتکشها دیگر از آن مسیر استفاده نکنند.
بر اساس دادههای شرکت اطلاعات بازار کپلر، حجم فزایندهای از نفت عربستان، همراه با سایر محمولههای دریایی، اکنون از دریای سرخ به سمت شمال و کانال سوئز و خط لوله سومد هدایت میشود.
برای مشتریان آسیایی، این به معنای سفری بسیار طولانیتر از مسیر دور زدن قاره آفریقا به جای عبور از خلیج عدن است.
حجم نفت خام منتقلشده از طریق خط لوله سومد، که دریای سرخ را به بندر سیدی کریر در ساحل مدیترانه متصل میکند، از ۱۹٫۵۲ میلیون بشکه در ماه آوریل به ۲۸٫۷۹ میلیون بشکه در ماه ژوئیه افزایش یافته است. این رشد پس از آن رخ داد که حوثیها در ۲۰ ژوییه تهدید کردند مانع خروج نفت عربستان از بابالمندب خواهند شد.
دادههای سامانه رهگیری کشتی مارین ترافیک (MarineTraffic) نشان میدهد که روز پنجشنبه حدود ۳۰ کشتی در لنگرگاه بندر سعید، در ورودی مدیترانهای کانال سوئز، تجمع کرده بودند؛ در حالی که اوایل هفته این تعداد حدود ۲۰ کشتی بود.
جورج موریس از شرکت تحلیل انرژی ورتکسا (Vortexa) به رویترز گفت: «افزایش محسوسی در تعداد نفتکشهای حامل نفت خام و میعانات گازی که پس از بارگیری در دریای سرخ به سمت شمال حرکت میکنند، مشاهده کردهایم.»
او علت این تغییر را تهدیدهای حوثیها دانست.
با این حال، نفت خام همچنان از بابالمندب به سمت جنوب نیز جریان دارد، هرچند حجم آن نسبت به ابتدای ماه تقریبا نصف شده است.
بر اساس دادههای کپلر، اکنون تنها ۴۳ درصد از محمولههای بارگیریشده در ینبع به سمت جنوب حرکت میکنند، در حالی که این رقم در ماه ژوئن ۸۱ درصد بود.
اگرچه بسیاری از نفتکشها از عبور از بابالمندب خودداری میکنند، برخی از آنها، از جمله کشتیهای چینی، مجوز عبور از سوی حوثیها را دریافت کردهاند.
موریس همچنین گفت شمار فزایندهای از نفتکشها دستگاههای ردیاب موقعیت خود را خاموش میکنند.
با وجود این حمله، قیمت نفت پنجشنبه کاهش یافت؛ زیرا معاملهگران به مذاکرات جمهوری اسلامی و عمان درباره تنگه هرمز واکنش نشان دادند.
مسیر طولانی و نامطمئن برای رساندن نفت به بازار
جمهوری اسلامی تهدید کرده است که تمام صادرات انرژی خاورمیانه را متوقف خواهد کرد. تهران اعلام کرده تا زمانی که آمریکا نفتکشهای متعلق به جمهوری اسلامی را محاصره کند، نباید هیچ نفتی از منطقه صادر شود.
حوثیها نیز محاصره تمام کشتیرانی عربستان را اعلام کردهاند؛ اقدامی که ممکن است شامل هر شناوری شود که قصد انتقال نفت خام از پایانه ینبع به دریای مدیترانه را داشته باشد.
جمهوری اسلامی و حوثیها همچنین نشان دادهاند که منطقه کانال سوئز در برد پهپادها و موشکهای آنها قرار دارد؛ همانگونه که بارها موشک و پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کردهاند، هرچند فاصله زیاد احتمال رهگیری آنها را افزایش میدهد.
مارتین سینیور، رییس بخش قیمتگذاری گاز مایع طبیعی در موسسه آرگوس (Argus)، به رویترز گفت همین موضوع میتواند باعث افزایش نرخ بیمه کشتیها شود.
او افزود: «شرکتهای بیمه ممکن است با توجه به حمله در مصر و افزایش خطر برای کشتیرانی و زیرساختهای انرژی منطقه، حق بیمه جنگی اضافی بیشتری برای عبور از کانال سوئز مطالبه کنند.»
با این حال، او تاکید کرد که جمهوری اسلامی تاکنون تهدید مشخصی علیه کانال سوئز مطرح نکرده است.
یک منبع امنیت دریایی نیز گفت شرکتهای کشتیرانی از هماکنون در حال بازنگری در تدابیر امنیتی خود برای کشتیهای مستقر در بنادر مدیترانهای مصر در نزدیکی کانال سوئز هستند.
در داخل مصر، این حمله لزوما بهعنوان نشانهای از تهدید مستقیم کانال سوئز تلقی نمیشود.
وائل قدور، عضو پیشین هیاتمدیره سازمان کانال سوئز، گفت: «کانال بهشدت محافظت میشود و بهصورت شبانهروزی تحت تدابیر امنیتی قرار دارد.»
حتی پیش از این حمله نیز نفت خاورمیانه برای رسیدن به بازارهای جهانی ناچار بود مسیرهایی طولانیتر، پیچیدهتر و پرهزینهتر را طی کند.
جورج موریس گفت: «محمولههای نفتی ینبع در ماه ژوئن حدود ۱۵ درصد واردات دریایی نفت خام و میعانات آسیا را تشکیل میدادند. بنابراین هرگونه اختلال طولانیمدت پیامدهای مهمی برای پالایشگاههای آسیایی خواهد داشت؛ زیرا انتقال نفت از مسیر سوئز به جای بابالمندب، زمان سفر به شمال شرق آسیا را بیش از دو برابر میکند و ورود محمولهها را حدود یک ماه به تاخیر میاندازد.»
انتقال حجم بالای نفت از طریق کانال سوئز از جنبهای دیگر نیز دشوار است.
ابرنفتکشها به دلیل آبخور بسیار عمیق، نمیتوانند با بار کامل از کانال سوئز عبور کنند و ناچارند بخشی از نفت خود را از طریق خط لوله سومد تخلیه و سپس در مدیترانه دوباره بارگیری کنند.
با این حال، هنوز امکان افزایش انتقال نفت از طریق سوئز و سومد وجود دارد.
هفته گذشته روزانه ۱٫۴ میلیون بشکه نفت از بندر سیدی کریر صادر شد؛ در حالی که رکورد تاریخی هفتگی این بندر ۲٫۱ میلیون بشکه در روز و ظرفیت خط لوله سومد ۲٫۵ میلیون بشکه در روز است.
موریس گفت احتمالا حدود ۱۰ ابرنفتکش در هفتههای آینده در سیدی کریر بارگیری خواهند کرد که عمدتا مقصد آنها پالایشگاههای آسیایی است.
این ظرفیت، همراه با چشمانداز نامطمئن تردد در تنگه هرمز و بابالمندب، نشان میدهد چرا کانال سوئز در بحران کنونی چنین اهمیت حیاتی پیدا کرده و چرا هرگونه تهدید علیه فعالیت آن میتواند پیامدهای سنگینی برای بازار داشته باشد.
کوری رنسلم، مدیرعامل شرکت امنیت دریایی دریاد گلوبال (Dryad Global)، به رویترز گفت: «هرگونه حمله در منطقه کانال سوئز، حق بیمه جنگی را بهطور چشمگیری افزایش خواهد داد و ارزیابی امنیتی کل منطقه را دگرگون میکند.»
متیو رایت، تحلیلگر ارشد حملونقل دریایی در کپلر، نیز گفت: «اختلال در کانال سوئز تقریبا بلافاصله بر قیمتها اثر خواهد گذاشت. فشارهای تورمی ناشی از طولانیتر شدن مسیرها و افزایش هزینه حملونقل، تقریبا فورا به مصرفکنندگان منتقل خواهد شد.»
روزنامه نیویورکتایمز بهنقل از مقامهای فدرال و ایالتی و چند منبع آگاه گزارش داد محققان آمریکایی معتقدند حمله سایبری این هفته به دهها سامانه آب شهری در ایالت مینهسوتا، به احتمال زیاد کار هکرهای وابسته به جمهوری اسلامی بوده است.
در صورت تایید، این حمله میتواند اقدامی خصمانه در مقطعی حساس از جنگ میان آمریکا و جمهوری اسلامی تلقی شود.
با این حال، نیویورکتایمز افزود مقامها هشدار دادهاند که هنوز بهطور قطعی مشخص نشده چه کسی مسئول این حمله بوده و این ارزیابی اولیه ممکن است با جمعآوری اطلاعات فنی بیشتر تغییر کند.
آنها همچنین هشدار دادند که ممکن است هکرها عمداا خود را وابسته به ایران نشان داده باشند تا تنش میان دو کشور را افزایش دهند، هرچند مقامهای پیشین اطلاعاتی آمریکا چنین سناریویی را بعید دانستهاند.
مقامهای محلی گزارش دادند که دستکم در یک شهر، چاه آب و تاسیسات تصفیه آب روز دوشنبه بهطور موقت از مدار خارج شد. در شهرهای دیگر نیز مسئولان مجبور شدند برای مقابله با حملات به سامانههای خودکار کنترل تاسیسات، از روشهای دستی استفاده کنند.
بهنوشته نیویورکتایمز هیچ نشانهای وجود ندارد که آب آشامیدنی آلوده یا برای مصرف ناامن شده باشد.
با وجود تاثیر محدود این حمله، اگر ارتباط آن با تهران تایید شود، در زمانی بسیار حساس رخ داده است؛ زیرا درگیری مستقیم میان آمریکا و جمهوری اسلامی در خاورمیانه بار دیگر از سر گرفته شده است.
سه مقام ایالتی که در جریان تحقیقات قرار دارند، به نیویورکتایمز گفتند شیوه اجرای حمله و نبود هرگونه درخواست باج باعث شده تحلیلگران بهطور موقت به این نتیجه برسند که هکرهای ایرانی مسئول آن بودهاند.
این مقامها بهدلیل ادامه تحقیقات جنایی نخواستند نامشان فاش شود.
متیو فوگل، سخنگوی اداره تحقیقات فدرال آمریکا (افبیآی)، گفت: «افبیآی از این حادثه مطلع است و برای رسیدگی به موضوع با قربانیان در تماس است.»
او از ارائه جزییات بیشتر خودداری کرد.
در حالی که تحقیقات ادامه دارد، مقامهای پیشین و کارشناسان امنیت سایبری گفتهاند انتظار دارند شواهد مربوط به دخالت احتمالی جمهوری اسلامی تقویت شود.
سینتیا کایزر، از مقامهای ارشد پیشین افبیآی که تحقیقات مربوط به حملات سایبری دولتهای خارجی را هدایت میکرد، گفت: «تقریبا همه فرضیههای اولیه درباره منشاء حملات، در نهایت درست از آب درمیآید.»
بهگفته او، چندین نشانه در این پرونده به حکومت ایران اشاره دارد؛ از جمله اینکه هدف حمله، ایجاد اختلال بوده نه کسب منفعت مالی، و همچنین اینکه تهران در ماههای اخیر علاقه خود را به هدف قرار دادن سامانههای آب آمریکا نشان داده است.
جان اسرائیل، مدیر ارشد امنیت اطلاعات ایالت مینهسوتا، گفت هکرها حدود ۳۶ سامانه آب شهری را هدف قرار دادهاند؛ حملهای که نخستین بار روز یکشنبه شناسایی شد.
او گفت پس از اولین گزارش، مقامهای ایالتی به سایر شهرداریهایی که آسیبپذیری مشابه داشتند هشدار دادند و همین موضوع باعث شد واکنش سریعتری صورت گیرد.
بهگفته او، هکرها زیرساختهایی را هدف قرار داده بودند که برای مدیریت و پایش از راه دور برجهای آب مورد استفاده دولتهای محلی قرار میگیرد.
اسرائیل افزود: «مینهسوتا یکی از نخستین ایالتهایی بود که این حمله را شناسایی کرد، اما اکنون شاهد هستیم که احتمالا همین فعالیت تهدیدآمیز در ایالتهای دیگر آمریکا نیز در جریان بوده است.»
او تاکید کرد که تا عصر چهارشنبه هیچ نشانهای وجود نداشت که این نفوذها باعث آلودگی آب یا اختلال در توزیع آن شده باشند.
از زمان آغاز جنگ در اسفند ماه سال گذشته، جمهوری اسلامی حملات سایبری علیه آمریکا را افزایش داده است، هرچند بهنوشته نیویورکتایمز موفقیت این حملات محدود بوده است.
یکی از استثناهای مهم، حمله سایبری ماه مارس به شرکت استرایکر، از بزرگترین تامینکنندگان تجهیزات پزشکی آمریکا، بود که باعث توقف موقت فعالیت این شرکت شد.
سایر فعالیتهای سایبری منتسب به جمهوری اسلامی بیشتر در حد ایجاد مزاحمت ارزیابی شدهاند تا تهدیدی جدی.
برای نمونه، گروهی وابسته به دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی مسئولیت انتشار ایمیلها و عکسهایی را برعهده گرفت که از حساب شخصی کش پاتل، رییس افبیآی، سرقت شده بود.
نیک اندرسن، سرپرست آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساخت آمریکا (CISA)، چهارشنبه گفت این نهاد از «چندین حادثه احتمالی که شرکتهای محلی آب را تحت تاثیر قرار دادهاند» آگاه است.
او درباره عامل این حملات اظهار نظر نکرد، اما به هشدار امنیت سایبری این آژانس اشاره کرد که تنها چند روز پیش از آغاز حمله در مینهسوتا بهروزرسانی شده بود.
در آن هشدار آمده بود که «عوامل سایبری وابسته به ایران» در تلاش هستند به تجهیزات فناوری عملیاتی نفوذ کنند تا احتمالا زیرساختهای حیاتی آمریکا، از جمله سامانههای آب و فاضلاب، را مختل کنند.
کارشناسان امنیت سایبری سالهاست هشدار میدهند که سامانههای آب آمریکا، که اغلب قدیمی و با کمبود بودجه روبهرو هستند، در برابر حملات دیجیتال آسیبپذیرند.
نیت جورج، شهردار شهر کوچک براهام در مینهسوتا، در حدود ۱۰۵ کیلومتری شمال مینیاپولیس، گفت کارکنان خدمات عمومی صبح دوشنبه متوجه شدند چاهی که برج آب شهر را تغذیه میکند دچار اختلال شده است.
او در بیانیهای گفت: «کارکنان خدمات عمومی سامانه آسیبدیده را از مدار خارج کردند، سامانه پشتیبان را فعال کردند و ظرف حدود ۹۰ دقیقه تاسیسات را دوباره راهاندازی کردند.»
این شهر برای مدت کوتاهی از ساکنان خواست در مصرف آب صرفهجویی کنند، اما اندکی بعد این توصیه را لغو کرد.
شهردار براهام در پایان نوشت: «این حمله به زیرساختهای حیاتی عمومی باید هشداری برای سیاستگذاران در سنتپل باشد. از دولتهای محلی مینهسوتا انتظار میرود با نیروهای محدود، فناوری فرسوده و منابع ناکافی، از سامانههای حیاتی در برابر دشمنان خارجی و مجرمان حرفهای دفاع کنند.»