این سند که با عنوان «ایران چه میخواهد» تهیه شده و ایرانوایر به آن دست یافته، از سوی علی ربیعی، مشاور اجتماعی مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، تدوین شده است.
ربیعی که سابقه فعالیت در وزارت اطلاعات و سخنگویی دولت را نیز دارد، گزارش خود را بر پایه نتایج نظرسنجی انجامشده در اردیبهشت ۱۴۰۵ از سوی مرکز پژوهشی «آرا» تنظیم کرده و این سند در خرداد در اختیار مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار گرفته است.
نظرسنجی پس از اعتراضات خونین و در بحبوحه جنگ
زمان انجام این نظرسنجی از اهمیت ویژهای برخوردار است. این بررسی پس از اعتراضات سراسری دی ماه انجام شد؛ اعتراضاتی که بنا بر گزارش، نیروهای امنیتی ظرف چند روز دهها هزار معترض را کشتند. همچنین این نظرسنجی همزمان با جنگ جمهوری اسلامی و آمریکا صورت گرفته؛ جنگی که به کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور پیشین جمهوری اسلامی، انجامیده است.
در حالی که رسانههای رسمی ایران هر شب تصاویر میدانهای مملو از جمعیت و شعارهای انتقامجویانه را پخش میکنند، این گزارش تصویری کاملا متفاوت از جامعه ارائه میدهد.
بر اساس نتایج این نظرسنجی، تنها ۹ درصد از پاسخدهندگان خواهان ادامه وضعیت موجود بودهاند و ۹۱ درصد دیگر از اصلاحات، اصلاحات عمیق یا تغییر کامل نظام سیاسی حمایت کردهاند.
این گزارش هیچ توضیحی درباره روششناسی نظرسنجی ارائه نمیکند و از آنجا که پاسخدهندگان در ایران ممکن است از بیان آزادانه نظرات خود در برابر نهادهای حکومتی هراس داشته باشند، نتایج آن با احتیاط تفسیر شده است.
سعید پیوندی، جامعهشناس، که متن کامل گزارش را برای ایرانوایر بررسی کرده، با وجود این محدودیتها، یافتههای آن را در مجموع معتبر دانسته و تاکید کرده است که ارقام منتشرشده احتمالا حداقل میزان واقعی نارضایتی را نشان میدهند، نه حداکثر آن را.
ایران خشمگینترین کشور ثبتشده جهان
مهمترین یافته گزارش، ثبت نرخ ۶۳.۶ درصدی خشم عمومی در ایران است؛ رقمی که بهگفته گزارش، در هیچ کشور دیگری تاکنون ثبت نشده است.
شاخص جهانی احساسات موسسه گالوپ تاکنون هیچ کشوری را با نرخ خشم بالاتر از ۴۷ درصد ثبت نکرده بود؛ رکوردی که پیشتر متعلق به کشور چاد بود. اما بر اساس این گزارش، میزان خشم در ایران از آذر ماه ۱۴۰۴ تاکنون ۱۲ واحد درصد افزایش یافته است.
در خود گزارش نیز تصریح شده که ایران اکنون از نظر میزان خشم و اندوه در صدر تمام کشورهایی قرار گرفته که گالوپ تاکنون بررسی کرده است.
ایران پیشتر نیز در این رتبهبندیها در کنار کشورهایی مانند عراق و افغانستان قرار داشت، اما اکنون از آنها نیز پیشی گرفته است.
نه جنگ، نه تسلیم
در موضوع رویارویی با آمریکا، نتایج نظرسنجی با هیچیک از دو روایت رایج همخوانی ندارد؛ نه روایت رسانههای رسمی که از آمادگی مردم برای جنگ سخن میگویند و نه روایت برخی محافل آمریکایی که انتظار تسلیم جمهوری اسلامی را دارند.
علی ربیعی در این گزارش و جمعبندی خود از نظر مردم ایران درباره جنگ جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل توضیحی نمیدهد و تصویری که از افکار عمومی ارایه میکند با اظهارنظر شهروندان و شادمانی آنها پس از کشته شدن رهبران جمهوری اسلامی تفاوتی چشمگیر دارد.
در این گزارش آمده است که ۴۴.۳ درصد پاسخدهندگان گفتهاند بهترین راه، حفظ آتشبس و ادامه مذاکرات است؛ رقمی که تقریباا دو برابر کسانی است که خواهان پایان مذاکرات و آماده شدن برای جنگ هستند.
در مقابل، تنها حدود یک نفر از هر ده نفر گفته حاضر است همه شروط آمریکا را بپذیرد و حدود دو سوم نیز با توقف کامل غنیسازی اورانیوم مخالفت کردهاند.
با این حال، این موضع به معنای اعتماد به مذاکرهکنندگان نیست. کمتر از یکسوم شرکتکنندگان اعتماد بالایی به تیم جدید مذاکرهکننده جمهوری اسلامی ابراز کردهاند و نزدیک به نیمی از جامعه از آغاز دوباره جنگ بهشدت نگران هستند.
در مجموع، گزارش تصویری از جامعهای ارائه میدهد که هم جنگ را رد میکند و هم تسلیم را، اما در عین حال نه به دیپلماتها اعتماد دارد و نه به فرماندهان نظامی.
جامعهای در آستانه فروپاشی روانی
آمارهای احساسی این گزارش، تصویری بسیار نگرانکننده ترسیم میکند.
نیمی از مردم ایران احساس ناامیدی دارند؛ رقمی که نسبت به آذر ماه سال گذشته هشت واحد درصد افزایش یافته است.
حدود ۴۸ درصد از مردم از غم و افسردگی سخن گفتهاند و ۴۵ درصد نیز دچار ترس و اضطراب مزمن هستند.
بیشترین میزان ناامیدی در میان جوانان و افراد تحصیلکرده دیده میشود؛ همان گروهی که برای بازسازی آینده کشور بیشترین اهمیت را دارند.
ادعای همبستگی ملی زیر سؤال میرود
این گزارش، یکی از مهمترین ادعاهای حکومت در دوران جنگ را نیز زیر سوال میبرد.
بر اساس آمار رسمی خود دولت، ۴۷ درصد مردم حتی در یکی از تجمعهای شبانه حمایت از حکومت شرکت نکردهاند. این رقم در تهران به ۶۱ درصد میرسد.
ربیعی همچنین اذعان کرده است که طرح ثبتنام داوطلبان برای دفاع ملی، برخلاف تبلیغات گسترده حکومت، با استقبال اندکی روبهرو شد و دلیل آن را نگرانی مردم از قضاوت دیگران عنوان کرده است.
گزارش نشان میدهد که ایرانیان میان دفاع از کشور و دفاع از جمهوری اسلامی تفاوت قائل هستند. اکثریت گفتهاند اگر کشور دوباره مورد حمله قرار گیرد از ایران دفاع خواهند کرد، اما این به معنای حمایت از نظام سیاسی نیست.
ایرانی، اما کمتر مذهبی
یکی از بخشهای قابل توجه گزارش به هویت مردم اختصاص دارد.
بیش از ۸۵ درصد پاسخدهندگان گفتهاند به ایرانی بودن خود افتخار میکنند و سهم کسانی که هویت نخست خود را «ایرانی» میدانند، نه «ایرانی مسلمان»، نسبت به گذشته افزایش یافته است؛ افزایشی که در میان جوانان چشمگیرتر است.
در مقابل، پایبندی مذهبی بهشدت کاهش یافته است.
چهار سال پیش از انقلاب ۱۳۵۷، ۷۹ درصد ایرانیان گفته بودند در ماه رمضان روزه میگیرند. این رقم در سال ۱۴۰۲ به ۴۲ درصد رسید و امسال به حدود ۳۰ درصد کاهش یافته است.
مردم به آینده ایران امید ندارند
با وجود افزایش حس ملیگرایی، تمایل به مهاجرت همچنان بسیار بالاست.
حدود یکسوم مردم گفتهاند اگر امکانش را داشته باشند از ایران مهاجرت خواهند کرد. این رقم در میان افراد زیر ۳۰ سال و تحصیلکردگان دانشگاهی به حدود ۵۰ درصد میرسد.
به تعبیر گزارش، مردم فقط در حال ترک ایران نیستند؛ بلکه آینده ایران را ترک میکنند.
توصیه حکومت: مدیریت نارضایتی، نه حل آن
آنچه این سند را بیش از همه قابل توجه میکند، نه دادههای آن، بلکه توصیههایی است که به مقامهای جمهوری اسلامی ارائه میدهد.
در این توصیهها هیچ سخنی از اصلاحات سیاسی دیده نمیشود.
به جای آن پیشنهاد شده است که مقامها مردم را قانع کنند که علت مشکلات اقتصادی، تحریمها است نه سوءمدیریت؛ صداوسیما چهرهای فراگیرتر از خود نشان دهد و توزیع کالاهای یارانهای ادامه یابد.
این در حالی است که طبق نتایج همین نظرسنجی، مردم ناکارآمدی مسئولان را، حتی بیش از تحریمها، عامل اصلی مشکلات کشور دانستهاند.
یکی از مهمترین توصیههای گزارش این است که نهادهای حکومتی از اجرای سیاستهایی که آنها را در تقابل مستقیم با جامعه قرار میدهد، پرهیز کنند.
به باور بسیاری از ایرانیان، کاهش سختگیریها در اجرای برخی مقررات اجتماعی نیز نه نشانه مدارا، بلکه تلاشی برای حفظ توان حکومت و جلوگیری از رویارویی گستردهتر با جامعه است.
در پایان، گزارش به مفهوم «اکنونزدگی» یا (Presentism) اشاره میکند؛ وضعیتی که جامعه نه گذشته خود را میخواهد و نه میتواند آیندهای برای خود تصور کند.
این اصطلاح نخستین بار در سال ۱۳۵۳ برای توصیف فضای ایران به کار رفت. چهار سال بعد، همان جامعه انقلاب کرد.