دنا کراری، شهروند ایرانی-آمریکایی، پس از ۱۹ ماه توانست ایران را ترک کند
دنا کراری، شهروند ۵۳ ساله ایرانی-آمریکایی و فعال حوزه فناوری و امور خیریه، پس از حدود ۱۹ ماه ممنوعیت خروج، بازجوییهای متعدد و پیگیریهای حقوقی، ایران را ترک کرد و در مسیر بازگشت به آمریکا قرار گرفت.
سیانان پنجشنبه ۲۵ تیر گزارش داد خروج کراری در حالی انجام شد که او هفته گذشته دچار حمله قلبی شدید شده بود و نگرانیهایی جدی درباره وضعیت جسمانیاش در روزهای پیش رو وجود داشت.
جرد گنسر، وکیل کراری، خروج موکلش از ایران در میانه جنگ و با توجه به بیماری او را «اتفاقی شبیه به معجزه» توصیف کرد.
گنسر در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «میخواهم عمیقترین قدردانی خود را از بنیاد جیمز فولی، دایان فولی و بهویژه لیز ریچاردز ابراز کنم که به ما کمک کردند موکلمان، دنا کراری را که از آذر ۱۴۰۳ بر پایه اتهامهای بیاساس در ایران گرفتار شده بود، به خانه بازگردانیم.»
او افزود: «در لحظههای جشن، بسیار مهم است به یاد داشته باشیم که هر پیروزی حاصل تلاش گروهی است و افراد بیشماری، شناختهشده و ناشناس، بیوقفه برای تحقق آن تلاش میکنند.»
گنسر ادامه داد ریچاردز در بنیاد جیمز فولی، علاوه بر پروندههای دیگر، تلاشها برای آزادی شهروندان آمریکایی زندانی و گروگانها را هدایت کرده و بدون انتظار برای تشکر یا دیدهشدن، در تمام این مسیر دوست و همراهی استوار برای کراری و تیم حقوقی او بوده است.
او نوشت: «مطمئنم بدون او، امروز فرا نمیرسید.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شامگاه چهارشنبه ۲۴ تیر در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «ایران به یک شهروند آمریکایی که در دسامبر ۲۰۲۴، در دوران ریاستجمهوری جو بایدن خوابآلود، بهناحق بازداشت شده بود، اجازه داد کشور را ترک کند. او اکنون بهسلامت خارج از ایران است و وضعیت جسمانی خوبی دارد. ایالات متحده آمریکا از این اقدام ایران که نشانه حسن نیت بود، قدردانی میکند.»
ترامپ در این پیام نام این شهروند آمریکایی را اعلام نکرد. هویت او ساعاتی بعد از سوی گنسر تایید شد.
سفر به ایران و آغاز پرونده
پرونده کراری تا پیش از اعلام ترامپ بهصورت عمومی مطرح نشده بود. او شهروند دوتابعیتی ایرانی-آمریکایی بود که یک سازمان غیرانتفاعی به نام «بنیاد کودکان مهر» را اداره میکرد. نام شرکت محل فعالیت او منتشر نشده است.
به گزارش اکونومیک تایمز، کراری آذر ۱۴۰۳ برای دیدار با خانوادهاش به شیراز سفر کرد.
گنسر به سیانان گفت هنگامی که او قصد خروج از ایران را داشت، ماموران جمهوری اسلامی گذرنامههای ایرانی و آمریکاییاش را ضبط کردند و مانع خروجش شدند.
بهگفته گنسر، حدود یک ماه بعد ماموران امنیتی جمهوری اسلامی خودرو حامل کراری و اعضای خانوادهاش را متوقف کردند و کراری برای مدتی کوتاه بازداشت و ساعتها بازجویی شد.
او پس از آن نیز دهها بار مورد بازجویی قرار گرفت و تحت آنچه وکیلش «ممنوعیت اجباری خروج» خواند، قرار داشت.
بهنوشته اکونومیک تایمز، مقامهای جمهوری اسلامی کراری را به «همکاری با دولت متخاصم» و «جاسوسی» متهم کرده بودند. گنسر این اتهامها را بیاساس خواند و گفت موکلش متهم شده، اما هرگز رسما تفهیم اتهام نشده بود.
با این حال، یک منبع آگاه به سیانان گفت کراری بازداشت و تفهیم اتهام شد و سپس با قرار وثیقه آزاد شد، اما ممنوعیت خروج او از ایران ادامه یافت.
بهگفته گنسر، کراری بهدلیل اداره «بنیاد کودکان مهر» هدف قرار گرفت. این سازمان غیرانتفاعی با حمایت مالی اهداکنندگان خصوصی و بر اساس مجوز دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (اوفک)، به کودکان محروم در ایران کمک میکرد.
گنسر از جمهوری اسلامی خواست اتهامهای باقیمانده علیه افرادی را که در ایران با بنیاد کودکان مهر همکاری میکردند، لغو کند و گفت آنان بیگناهاند و مرتکب جرمی نشدهاند.
بهگفته گنسر، ممنوعیت خروج کراری در بهار سال جاری، به دلایلی که هنوز کاملا روشن نیست، منقضی شد و گذرنامههایش به او بازگردانده شد؛ با این حال، نخستین تلاش او برای خروج از ایران ناکام ماند و مقامها او را بازگرداندند.
گنسر افزود با آغاز مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر یادداشت تفاهم، تیم حقوقی کراری فورا با کاخ سفید و مذاکرهکنندگان آمریکایی تماس گرفت و از آنان خواست پرونده او را پیگیری کنند.
او گفت بر اساس اطلاعاتی که در اختیار دارد، این موضوع در مذاکرات مطرح شده بود و کراری سرانجام ۲۴ تیر از مرز عبور کرد و ایران را ترک کرد.
گنسر همچنین گفت کراری هفته گذشته دچار حمله قلبی شدید شد و درباره وضعیت جسمانی او در روزهای پیش رو نگرانیهای جدی وجود داشت.
او افزود انتظار دارد موکلش در روزهای آینده درباره آنچه بر او گذشته است، توضیح دهد، اما اکنون باید استراحت کند و سلامتی خود را بازیابد.
درخواست برای آزادی دیگر زندانیان
گنسر از جمهوری اسلامی خواست اتهامها علیه افرادی را که در ایران با بنیاد کودکان مهر همکاری میکردند، لغو کند و تاکید کرد آنان بیگناهاند و مرتکب جرمی نشدهاند.
او همچنین خواستار آزادی همه آمریکاییهایی که بهناحق در ایران زندانی شدهاند، همه افرادی که تحت ممنوعیت اجباری خروج قرار دارند و نیز همه زندانیان سیاسی در ایران شد.
سیانان بهنقل از یک مقام آمریکایی نوشت دولت ایالات متحده تا ماه گذشته پرونده دستکم شش شهروند آمریکایی بازداشتشده در ایران را پیگیری میکرد.
رضا ولیزاده و کامران حکمتی از جمله افرادی هستند که دولت آمریکا آنان را رسما در شمار شهروندان «بهناحق بازداشتشده» قرار داده است.
سازمان «گلوبال ریچ» که برای آزادی کامران حکمتی فعالیت میکند، در بیانیهای از خروج کراری استقبال کرد و ابراز امیدواری کرد این تحول نشانهای باشد که حکمتی نیز بهزودی از زندان اوین آزاد خواهد شد.
عزرائیل، فرشته مرگ، این روزها به نمادی پرکاربرد در ادبیات رسمی مقامهای جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ نمادی که در روایت آنان، نه صرفا مامور قبض روح، بلکه عامل «انتقام» از دشمنان حکومت معرفی میشود.
درگذشت لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه و از حامیان کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی، موجی از واکنشها را در میان مقامهای حکومت ایران به همراه داشت.
شماری از آنان در اظهارات خود، عزرائیل را مسئول گرفتن جان گراهام دانستند و از فرشته مرگ با تعابیر ستایشآمیز یاد کردند.
حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، در یادداشتی با عنوان «برادرانه با حضرت عزرائیل» نوشت گراهام «با یک بلیت بیبازگشت به جهنم رفت».
او از عزرائیل گلایه کرد که چرا «پیشدستی» کرده و اجازه نداده جمهوری اسلامی خود گراهام را به قتل برساند.
شریعتمداری همچنین عزرائیل را نخستین پاسخدهنده به «فراخوان انتقام ملتهای مسلمان» معرفی کرد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز در واکنش به مرگ گراهام گفت: «حضرت عزرائیل عادل است.»
او افزود مردم ایران قرار نیست برای این سناتور آمریکایی «نماز وحشت بخوانند» یا عزاداری کنند.
گراهام ۲۱ تیر در سن ۷۱ سالگی درگذشت. بر پایه یافتههای اولیه دفتر پزشکی قانونی واشینگتن، این سناتور کهنهکار بر اثر پارگی آئورت ناشی از تصلب شرایین (آترواسکلروز) جان خود را از دست داد.
گراهام در سالهای اخیر بارها پشتیبانی خود را از تغییر حکومت در ایران اعلام کرده بود. او بهویژه در جریان انقلاب ملی دیماه و پس از آن، بارها از خیزش مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده بود.
در روزهای اخیر، شماری از شهروندان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال، از گراهام بهعنوان یکی از حامیان مردم ایران و جنبش آزادیخواهی یاد کردند و یاد او را گرامی داشتند.
جایگاه عزرائیل در منابع اسلامی
نام عزرائیل در قرآن نیامده و در آیات قرآن تنها از «مَلَکالموت» یا فرشته مرگ یاد شده است.
با این حال، در بخشی از روایات و منابع اسلامی، عزرائیل بهعنوان یکی از فرشتگان مقرب خدا و مامور قبض روح انسانها معرفی میشود که ارتباط ویژهای با پیامبران و اولیای الهی دارد.
در متون اسلامی، قبض روح همه انسانها، فارغ از دیندار یا بیدین بودن آنها، به مَلَکالموت و فرشتگان تحت فرمان او نسبت داده میشود.
در برخی روایتها نیز آمده است که عزرائیل برای قبض روح پیامبر اسلام، پیش از ورود اجازه میگیرد.
ریشه عبری کلمه عزرائیل
برخی پژوهشگران معتقدند نام عزرائیل احتمالا ریشهای عبری دارد و به معنای «کسی که خدا او را یاری کرده» تفسیر میشود.
شماری از مسلمانان معتقدند از آنجا که نام عزرائیل در قرآن و احادیث محمد، پیامبر اسلام، نیامده است، احتمال میرود این نام از «اسرائیلیات» گرفته شده باشد.
اسرائیلیات به روایتهایی با خاستگاه یهودی و گاهی مسیحی گفته میشود.
برخی پژوهشهای تاریخی نیز از یافتن نامی مشابه عزرائیل بر روی کاسههای طلسم به خط آرامی متعلق به جوامع یهودی سده هفتم میلادی خبر دادهاند. یکی از این آثار در موزه پنسیلوانیا نگهداری میشود.
از شناختهشدهترین منابع تصویرسازی عزرائیل در جهان اسلام، کتاب «عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات» اثر زکریای قزوینی است که نسخههایی از آن در موزه بریتانیا و موزه برلین وجود دارد.
بررسیها نشان میدهد نام عزرائیل از متون یهودی و مسیحی قرون میانه به فرهنگ اسلامی راه یافته است.
کاربرد گسترده نام عزرائیل در واکنش مقامهای جمهوری اسلامی به مرگ گراهام، امتداد گفتمانی است که در آن مرگاندیشی جایگاهی محوری دارد.
مرگاندیشی از همان ابتدای روی کار آمدن جمهوری اسلامی، در ادبیات رسمی حکومت حضور داشته است.
روحالله خمینی پس از ترور مرتضی مطهری، کشته شدن نیروهای حکومت را نه عامل تضعیف، بلکه زمینهساز تداوم جمهوری اسلامی توصیف کرد.
علی خامنهای هم بارها خواستار ماندگار شدن «فرهنگ شهادت» در جامعه شد.
در این چارچوب، مرگ نه صرفا پایان زندگی، بلکه ابزاری برای بازتولید قدرت است. مرگ نیروهای وابسته به حکومت با مفاهیمی چون شهادت و جاودانگی تقدیس میشود و مرگ دشمنان با ادبیاتی آمیخته به تمسخر، انتقام و حتی ستایش از «عزرائیل» همراه است.
همزمان با ازسرگیری حملات آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی بهویژه در جنوب ایران، برخی شهروندان از حامیان حکومت که طی ماههای گذشته از ادامه جنگ و حملات نظامی جمهوری اسلامی پشتیبانی کردهاند، خواستند برای واکنش به دور جدید درگیریها راهی مناطق جنوبی کشور شوند.
در پی هدف قرار گرفتن برخی مراکز نظامی در شهرهای جنوبی و تشدید مشکلات ناشی از جنگ، موجی از همدلی با ساکنان این مناطق شکل گرفته است.
شماری از کاربران و مخاطبان در پیامهایی به مدیابات ایراناینترنشنال تاکید کردند درد جنوب، درد تمام ایران است.
یکی از شهروندان در پیام خود گفت کسانی که ماهها در تجمعات از جنگ و حمله به اسرائیل و ایالات متحده حمایت کرده و شعار دادهاند، اکنون باید برای واکنش به حملات آمریکا، به جنوب ایران بروند.
روایت شهروندان از روزهای جنگ در جنوب
با وجود ادامه حملات آمریکا به نقاط مختلف ایران، از جمله جنوب کشور، مقامهای جمهوری اسلامی هنوز شرایط جنگی اعلام نکردهاند؛ موضوعی که بازتاب آن را میتوان در لغو دیرهنگام امتحانها و تعطیل نشدن ادارهها در برخی مناطق درگیر دید.
یکی از دانشآموزان جنوب کشور در پیامی به ایراناینترنشنال، با انتقاد از تعویق امتحانات تا چهارم شهریور نوشت: «ما در گرما و با قطعی برق چطور میتوانیم درس بخوانیم؟»
او خواستار برگزاری مجازی امتحانات شد و هشدار داد در غیر این صورت، ممکن است «دوباره حادثه میناب پیش بیاید».
شهروندی از بندر ماهشهر نیز گفت مردم این منطقه از جنگ و مرگ نمیترسند و امیدوارند حملات آمریکا به تغییر حکومت منجر شود.
همزمان، شماری از شهروندان دیگر نقاط ایران در پیامهای خود، با مردم جنوب ابراز همدلی کردند.
یکی از آنان خطاب به ساکنان جنوب نوشت: «ما در هر نقطه از ایران، در هر ساعت از شبانهروز به یاد شما هستیم.»
تنشهای منطقهای پس از حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری و اعلام بسته شدن تنگه هرمز به روی همه شناورها بالا گرفته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۷ تیر آتشبس با جمهوری اسلامی را پایانیافته خواند و ۱۹ تیر در نامهای به کنگره اعلام کرد ارتش ایالات متحده از ۱۶ تیر عملیات تازهای را علیه اهداف نظامی در ایران آغاز کرده است.
ارتش آمریکا بامداد پنجشنبه ۲۵ تیر موج دیگری از حملات را علیه اهداف نظامی در ایران به انجام رساند؛ حملاتی که بخش عمده آن متوجه هرمزگان، خوزستان و سیستان و بلوچستان بود.
کارزاری برای حضور اعضای جبهه پایداری در جنوب ایران
کارزار «درخواست حضور اعضای جبهه پایداری در مناطق جنوب کشور، بهویژه سیریک و بندرعباس» که ۲۳ تیر در پلتفرم «کارزار» راهاندازی شد، تا ظهر ۲۵ تیر بیش از ۱۲۰ هزار امضا جمع کرده و در فهرست کارزارهای ویژه این سامانه قرار گرفته است.
در متن این کارزار آمده است مناطق جنوبی کشور بهویژه سیریک و بندرعباس، در معرض تهدیدهای مستقیم و شبانهروزی ناشی از حملات قرار دارند و ساکنان، نیروهای نظامی و سربازان مستقر در این مناطق با نگرانی از آسیبهای احتمالی و تهدید زیرساختهای حیاتی، از جمله شبکه برق، روبهرو هستند.
امضاکنندگان با اشاره به مواضع برخی اعضای جبهه پایداری در حمایت از ادامه جنگ، از آنان خواستند برای درک مستقیم شرایط اقلیمی و امنیتی جنوب، در این مناطق حضور یابند و از نزدیک با مشکلات مردم و نیروهای مستقر آشنا شوند.
آنان همچنین خواستار پرهیز از تصمیمهای «غیرکارشناسی» شدهاند که میتواند جان و مال مردم را به خطر اندازد.
مخالفت با ادامه جنگ در تهران نیز بازتاب یافته است.
یکی از شهروندان با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال، شعارنویسی روی یکی از پلهای پایتخت در ۲۳ تیر را نشان داد که در آن خطاب به احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، نوشته شده بود: «ما دیگر جنگ نمیخواهیم.»
این در حالی است که مقامها و رسانههای حکومتی همچنان بر «انتقام» و ادامه رویارویی نظامی با آمریکا و اسرائیل تاکید دارند.
در تازهترین نمونه، شهرداری تهران دیوارنگارههایی با شعارهای تهدیدآمیز علیه ترامپ نصب کرد.
در سوی دیگر، پیامهای شهروندان نشاندهنده موج فزاینده مخالفت جامعه با سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی است.
عزتالله زارعی، سخنگوی وزارت صنعت، معدن و تجارت، اعلام کرد درآمد از دسترفته صنایع بر اثر قطعی برق از حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ به حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ افزایش یافت.
خبرگزاری ایلنا شامگاه چهارشنبه ۲۴ تیر به نقل از زارعی گزارش داد بحران انرژی خسارتها را بهصورت نامتوازن میان واحدهای تولیدی توزیع کرده و صنایع دارای فرایند «تولید پیوسته» بهدلیل ماهیت فعالیت خود، بیشترین آسیب را از قطعی برق متحمل شدهاند.
زارعی بر ضرورت مدیریت ویژه تامین انرژی این واحدها تاکید کرد و گفت وزارت صنعت این موضوع را بهطور جدی پیگیری میکند، زیرا تداوم تولید در کنترل بازار و جلوگیری از کمبود کالا نقش مهمی دارد.
به گفته او، واحدهای مستقر در شهرکهای صنعتی در حال حاضر بهطور متوسط هفتهای دو روز با قطعی برق مواجه هستند و این وضعیت خسارت قابلتوجهی به تولید وارد کرده است.
۲۴ تیر، روزنامه اطلاعات گزارش داد خاموشی برق صنایع میتواند پیامدهای سنگینی برای اقتصاد کشور، از جمله افزایش آمار بیکاری، به دنبال داشته باشد.
این روزنامه قطع برق صنایع را اقدامی «ضد تولید ملی» خواند و نوشت محدودیتهای برق باید «بهطور عادلانه» میان بخشهای خانگی، تجاری، خدماتی و صنعتی توزیع شود و بخش تولید و صنعت نباید به تنهایی بار بحران انرژی کشور را به دوش بکشد.
محمدمسعود سمیعینژاد، معاون وزیر صنعت و رییس هیات عامل ایمیدرو، نیز ۲۴ تیر گفت برق صنایع در ایران ۱۵ برابر گرانتر از برق خانگی است و اجبار واحدهای صنعتی به ساخت نیروگاه، تولید، اشتغال و رقابتپذیری را تهدید میکند.
محمود حکیمی، عضو کمیسیون بازار برق و بورس انرژی سندیکای صنعت برق ایران، ۲۴ تیر در گفتوگو با وبسایت اکوایران اعلام کرد اقتصاد دستوری، قیمتگذاری غیرواقعی و کاهش انگیزه سرمایهگذاری از عوامل اصلی بحران برق به شمار میروند.
او گفت بر اساس برنامههای توسعه، قرار بود سالانه حدود پنج هزار مگاوات به ظرفیت تولید برق کشور افزوده شود، اما این هدف در سالهای گذشته محقق نشده است.
حکیمی همچنین از نحوه تخصیص سوخت انتقاد کرد و افزود برخی نیروگاههای قدیمی با بازدهی حدود ۳۰ درصد همچنان از گاز یارانهای استفاده میکنند؛ در حالی که نوسازی این نیروگاهها و تکمیل واحدهای سیکل ترکیبی میتوانست کمبود برق را کاهش دهد.
او در ادامه، استخراج غیرمجاز رمزارز با برق یارانهای را از دیگر عوامل تشدید بحران دانست و گفت سود بالای این فعالیت باعث شده برخی افراد خطر شناسایی و برخورد قانونی را بپذیرند.
حکیمی هشدار داد خاموشی راهحل بحران نیست و تنها کمبود برق را میان مشترکان توزیع میکند.
بر پایه پیامهای رسیده از مخاطبان ایراناینترنشنال، قطعی برق در برخی شهرها بلافاصله پس از پایان مراسم دفن جنازه علی خامنهای آغاز شد.
قطعیهای مکرر و بیبرنامه برق و آب در روزهای اخیر همزمان با اوج گرمای تابستان، زندگی و کسبوکار مردم را در بسیاری از مناطق ایران مختل کرده و امکان برنامهریزی را از آنان گرفته است.
ادامه خاموشیها میتواند تولید و سرمایهگذاری را کاهش دهد، هزینه کالاها و بیکاری را افزایش دهد و فشار مضاعفی بر اقتصاد ایران وارد کند.
همزمان با کاهش نرخ تولد و افزایش شهریه مهدکودکهای خصوصی، شماری از خانوادهها از ثبتنام فرزندانشان صرفنظر کرده و نگهداری از آنان را به پدربزرگ و مادربزرگ سپردهاند؛ روندی که جامعهشناسان درباره پیامدهای اجتماعی آن ابراز نگرانی کردهاند.
روزنامه همشهری پنجشنبه ۲۵ تیر گزارش داد کاهش نرخ تولد در کنار افزایش هزینهها، مهدکودکها و مراکز پیشدبستانی را با کاهش تقاضا روبهرو کرده است.
بررسیهای میدانی این روزنامه نشان میدهد شهریه مهدکودکها در مناطق مختلف تهران اختلاف چشمگیری دارد.
بر اساس این گزارش، شهریه مهدکودکها در محلههایی مانند پیروزی و نیروی هوایی حدود پنج تا هشت میلیون تومان اعلام شده است، در حالی که هزینه همین خدمات در محلههایی مانند پاسداران و قیطریه به ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان میرسد.
مدیران مهدکودکها در محلههای بالای شهر، افزایش اجارهبهای ساختمان و دستمزد مربیان را عامل افزایش شهریهها میدانند و اذعان میکنند این هزینهها بسیاری از خانوادهها را از ثبتنام فرزندانشان در مهدکودک منصرف کرده است.
اول خرداد، حمیدرضا شیخالاسلام، رییس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک، گفته بود بیش از ۶۰ درصد هزینههای کودکستانها بر اساس قانون کار به نیروی انسانی اختصاص دارد.
او هزینه نیروی انسانی، تعداد مربیان و نوآموزان، ساعات کار، اجارهبهای ساختمان، امکانات و تجهیزات و هزینههای مصرفی را از عوامل موثر در تعیین شهریه عنوان کرده بود.
همشهری در ادامه با اشاره به آمارهای سازمان ثبت احوال نوشت تعداد موالید سالانه کشور از حدود یک میلیون نفر در سال ۱۴۰۳ به کمتر از یک میلیون نفر در سال ۱۴۰۴ کاهش یافت و این روند نزولی همچنان ادامه دارد.
در این گزارش آمده است گران شدن شهریه مهدکودکها و مشکلات اقتصادی، خانوادهها را به استفاده از راهکارهای کمهزینهتر برای نگهداری از کودکان سوق داده است؛ از جمله سپردن آنها به پدربزرگ و مادربزرگ.
در ماههای اخیر، تورم فزاینده و افزایش چشمگیر قیمت کالاهای اساسی، فشار قابل توجهی بر خانوارها وارد آورده و معیشت بخش بزرگی از جامعه را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
پیامدهای حذف هزینه مهدکودک از سبد خانوار
همشهری در ادامه به نقل از جامعهشناسان گزارش داد حذف هزینه مهدکودک از سبد خانوار تنها یک چالش اقتصادی نیست، بلکه میتواند به «مبنای یک چالش اجتماعی» تبدیل شود.
به گفته آنان، کودکان در سن آموزش، بهویژه آموزش با همسالان، به حضور در چنین فضاهایی نیاز دارند و تغییر محل نگهداری آنان از مهدکودک به خانه اقوام میتواند زیست اجتماعی کودکان را تهدید کند.
پیشتر در ۱۰ اردیبهشت، روزنامه شرق گزارش داد ادامه تعطیلی کودکستانها پس از جنگ، خانوادههای شاغل را برای نگهداری از فرزندانشان با مشکل روبهرو کرده و برخی از آنان ناچار شدهاند کودکان را به پدربزرگ و مادربزرگ، دیگر بستگان یا دوستان بسپارند یا به استخدام پرستار روی آورند.
بر پایه این گزارش، شماری از خانوادهها موفق نشدند شهریه ماههایی را که کودکستانها در دوران جنگ تعطیل بود، پس بگیرند.
این در حالی است که برخی مراکز بهدلیل شرایط اقتصادی و فشار خانوادهها، فعالیت خود را در زمان جنگ بهصورت چراغخاموش از سر گرفته بودند.
ششم اسفند ۱۴۰۴، روزنامه هفت صبح در گزارشی نوشت افزایش هزینههای مهدکودک شماری از خانوادههای شاغل را به سپردن فرزندانشان به پدربزرگها و مادربزرگها سوق داده و آنان را عملا در جایگاه مراقبان تماموقت نوهها قرار داده است.
این روزنامه نسبت به فشار جسمی و روانی این مسئولیت بر سالمندان و پیامدهای ناشی از تفاوت شیوههای تربیتی و شکاف نسلی میان آنان و کودکان هشدار داد.
جاناتان هال، مشاور ارشد حقوقی، گفت قانون جدید بریتانیا علیه سپاه پاسداران شامل مردانی که خدمت اجباری خود را در یگانهای سپاه گذراندهاند، نمیشود. به گفته او، عضویت ناشی از خدمت سربازی با عضویت داوطلبانه در یک سازمان تفاوت دارد و جرمانگاری نخواهد شد.
جاناتان هال، مشاور ارشد حقوقی، به ایراناینترنشنال گفت تصمیم بریتانیا برای ایجاد چارچوب حقوقی جدید علیه سپاه پاسداران، نتیجه افزایش فعالیتهای منتسب به حکومت ایران در خاک این کشور بوده است.
هال در خصوص جزییات قانون جدید گفت عضویت در یک نهاد دولتی تعیینشده، از جمله سپاه پاسداران، بهطور عمدی جرمانگاری نشده است تا افرادی که به اجبار خدمت سربازی خود را در یگانهای سپاه گذراندهاند، مجرم شناخته نشوند.
او گفت: «موضوع خدمت اجباری هنگام تحلیل این قانون تاثیر قابل توجهی بر نظر من داشت.»
به گفته هال، عضویت در یک سازمان تروریستی ممنوعه میتواند جرم باشد، زیرا افراد معمولا با اختیار خود به آن میپیوندند یا در آن باقی میمانند، اما این منطق درباره افرادی که ناچار به خدمت در یک نهاد دولتی بودهاند، صدق نمیکند.
او افزود: «بدیهی است که در مورد کسی که هیچ اختیاری برای عضویت در یک نهاد دولتی ندارد، چنین رویکردی درست نخواهد بود.»
هال در پاسخ به این پرسش که آیا قانون جدید شامل مردان ایرانی که خدمت سربازی خود را در یگانهای سپاه پاسداران گذراندهاند نیز میشود، گفت: پاسخ این است که این قانون به هیچ وجه شامل آنها نمیشود.