
فسادی که دیده میشد اما سیستمی نبود
اگر بخواهیم گفتمان علی خامنهای درباره فساد اقتصادی را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید این دقیقترین توصیف باشد: او فساد را در همهجا میدید، جز در جایی که به ساختار قدرت میرسید.

اگر بخواهیم گفتمان علی خامنهای درباره فساد اقتصادی را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید این دقیقترین توصیف باشد: او فساد را در همهجا میدید، جز در جایی که به ساختار قدرت میرسید.

نظام ولایت فقیهی در ظاهر و با جانشینی مجتبی خامنهای به جای پدرش کشته شدهاش ادامه دارد، اما شکاف فاحش میان جمهوری اسلامی پس از کشته شدن علی خامنهای با پیش از حذف او، با معرفی یک نام، پرشدنی و قابل ترمیم نیست.
جنگ ۴۰ روزه، نه فقط به حذف زمامدار تمامیتخواه جمهوری اسلامی، بلکه به کشتهشدن دهها مقام ارشد نظامی و امنیتی و حکومتی رژیم ولایت فقیه منجر شد.
در دیماه ۱۴۰۴، همزمان با سرکوب خونین معترضان، قطع اینترنت و استقرار نیروهای امنیتی در بیمارستانها، نبردی دیگر نیز آغاز شد؛ نبردی بر سر روایت قربانیان و اینکه کدام مرگها در حافظه رسانههای جهان ثبت میشوند و کدامیک در سکوت فراموش میشوند.

۱۳۱ روز پس از مرگ علی خامنهای، قرار است پنجشنبه ۱۸ تیر، علی خامنهای، دومین رهبر جمهوریاسلامی، با اماننامه دونالد ترامپ، صادر کننده فرمان کشتن او، به خاک سپرده شود. اما تشییع جنازه او نه به لحاظ کمی و نه کیفی، نتوانست رکورددار شود.

علی خامنهای در کمتر از ۳۷ سال رهبریاش بر جمهوری اسلامی، چهار پروژه علیه زنان را پیش برد: خانه، جمعیت، حجاب و قدرت.

۱۸ تیر ۱۳۷۸ دانشجویان عکس علی خامنهای را پاره کردند؛ رویدادی که اشک بسیجیان حامی او را درآورد. ۲۷ سال بعد، باز هم در ۱۸ تیر، او را در حالی برای دفن بردند که چیز زیادی از اقتدار دیکتاتورمآبانه جمهوری اسلامی بر جا نمانده است.

گروه فروشگاههای زنجیرهای فنلاندی «کی گروپ» به شکلی غیرمنتظره در مراسم تشییع علی خامنهای جای گرفت. ویدیوهایی از عراق منتشر شده است که نشان میدهند تابوت دیکتاتور کشتهشده ایران از یک کامیون یخچالدار با نشان تجاری این شرکت تخلیه شده است.

کارنامه ۳۶ سال حکمرانی علی خامنهای در مقام رهبر جمهوری اسلامی، با دو موضوع پیوند خورده است: نقض فاحش حقوق بشر و اقدام علیه امنیت و منافع ملی.

در تصاویر منتشر شده از مراسم تشییع جنازه خامنهای، حضور زنان یکی از معنادارترین بخشهای نمایش است. نه فقط به دلیل تعدادشان، بلکه به خاطر شیوهای که تصویر میشوند: زنانی گریان، بیتاب، بر سر و سینهزن، گاه چنان فروپاشیده که انگار مرگ رهبر، برایشان یک فقدان شخصی و خانوادگی است.

این مقاله گزارشی است از حدود ۴ دهه جنگهای علی خامنهای با ایران و ایرانی. جنگهایی که اگرچه با انقلاب ۵۷ و آمدن روحالله خمینی آغاز شد، اما با رهبری خامنهای تبدیل به ساختار و شناسنامه جمهوری اسلامی شد و تا ویرانی ایران و زندگی ایرانیان ادامه یافت.

علی خامنهای فقط یک حاکم خودکامه، سرکوبگر و تمامیتخواه نبود، او فرمانده کل قوای مسلح جمهوری اسلامی هم بود.

واکنشها به مراسم حکومتی دفن علی خامنهای، ابعاد مختلف این برنامه را در بر میگیرد. از غیبت مجتبی خامنهای تا تلاش جمهوری اسلامی برای متراکم و پرجمعیت جلوه دادن مراسمی که حکومت آن را «نمایش اقتدار و محبوبیت» معرفی میکند.

بررسی پوشش رسانههای جهان از سه روز نخست تشییع علی خامنهای نشان میدهد رسانههای غربی، اسرائیلی و بخشی از رسانههای خلیج فارس، غیبت مجتبی و شعارهای ضدآمریکایی را برجسته کردند؛ در مقابل، رسانههای همسو با روایت رسمی تهران بر جمعیت، هیاتهای خارجی و «محور مقاومت» تاکید داشتند.

جمهوری اسلامی برای ترویج روایت خود از مراسم تشییع و تدفین جنازه علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، به صدها بلاگر خارجی متوسل شده است؛ اقدامی که میکوشد بر انزوای بینالمللی حکومت و بایکوت این مراسم از سوی قدرتهای بزرگ جهان سرپوش بگذارد.

در نهم اسفند سال گذشته، در پی حمله مشترک آمریکا و اسرائیل، سیدعلی خامنهای کشته شد. او بیش از ۱۲۰ روز است که دفن نشده و حالا جمهوری اسلامی برنامه گستردهای برای خاکسپاری او ترتیب داده است.

مرگ و به تعبیر دقیقتر کشتهشدن علی خامنهای، که بهدنبال حمله اسراییل و آمریکا رخ داد، نه فقط جمهوری اسلامی که تاریخ سیاسی معاصر ایران را وارد مدار و دوران جدیدی کرده است.

چهار ماه پس از کشتهشدن علی خامنهای، جمهوری اسلامی تشییع او را به صحنهای بزرگ از عزاداری حکومتی، آیین مذهبی و نمایش قدرت تبدیل کرده است؛ تلاشی برای آنکه مرگ تحقیرآمیز یک دیکتاتور، به روایت شهادت، اقتدار و تداوم نظام بدل شود.