محرومیت زندانیان سیاسی فشافویه از آب، کولر و حمام در گرمای تابستان
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، زندانیان سیاسی بند ۶ زندان تهران بزرگ از قطع آب، خاموش شدن کولرها و بسته شدن حمامها از روز گذشته خبر داده و میگویند این اقدامات برای اعمال فشار بر آنان انجام شده است.
به گفته این زندانیان، ملاقاتهای روز سهشنبه نیز لغو شده و حق ملاقات از آنان گرفته شده است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در بیانیهای مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، را «حاکم خودکامه» خواند و هشدار داد تصمیم او برای ابقای غلامحسین محسنی اژهای بهعنوان ریاست قوه قضاییه «تهدیدی جدی» علیه زندانیان و حقوق بشر در ایران است.
در بیانیه هفته صدوبیستوهشتم این کارزار که ۱۶ تیر منتشر شد، آمده است: «اژهای کارنامهای سراسر نقض حقوق بشر دارد و در چهار سال گذشته، رکورد بیشترین احکام اعدام را در سه دهه اخیر از آن خود کرده است.»
بر اساس این بیانیه، «حکومت نامشروع ولایت فقیه» از ابتدای تیر دستکم ۱۵ نفر را به دار آویخته و برای تعدادی از زندانیان جرائم عمومی و سیاسی «حکم غیرانسانی اعدام» را صادر کرده است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صدور حکم اعدام ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، از سوی ابوالقاسم صلواتی، قاضی دادگاه انقلاب، را «قرون وسطایی» توصیف کرد و افزود روند رسیدگی به این پرونده در شرایطی ناعادلانه و تحت فشار نهادهای امنیتی انجام شده است.
این کارزار همچنین از صدور احکام اعدام برای شماری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ خبر داد و از کمال خانبابایی، زندانی زندان چوبیندر قزوین، وحید خانصنمی، محبوس در زندان تهران بزرگ، و مهدی ناظر و مهناز چاردولی بهعنوان افرادی نام برد که در روندی «ناعادلانه» و «ظالمانه» به اعدام محکوم شدهاند.
۱۰ تیر، مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، حذف موضوع حقوق بشر از تفاهمنامه اخیر تهران و واشینگتن را «نگرانکننده» توصیف کرد و هشدار داد مردم ایران در این توافق نادیده گرفته شدهاند.
او افزود وضعیت حقوق بشر در ایران پیش از جنگ، بهویژه پس از اعتراضات سراسری دیماه، «بحرانی» بود و اگر این موضوع در تفاهمنامه یا توافق نهایی با جمهوری اسلامی گنجانده نشود، خطر بازگشت به شرایط پیشین یا حتی تشدید سرکوب بهدلیل تداوم مصونیت از پاسخگویی وجود دارد.
فراخوان برای واکنش جهانی به «فاجعه انسانی» در زندانهای ایران
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ادامه بیانیه خود، از نهادهای بینالمللی و «وجدانهای بیدار» خواست نسبت به «فاجعه انسانی» در زندانهای ایران واکنش نشان دهند.
در این بیانیه آمده است: «احکام اعدام در اصل در پشت درهای بسته و با فشار و شکنجههای روحی و جسمی در اتاقهای بازجویی صادر میشود.»
این کارزار خواستار افزایش فشار بر جمهوری اسلامی برای رعایت اصول دادرسی عادلانه شد و تاکید کرد بهویژه پروندههایی که مجازات آنها اعدام است، باید در دادگاههای علنی رسیدگی شوند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همچنین در آستانه ۱۸ تیر، سالروز کشته شدن شماری از دانشجویان در حوادث کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸، یاد «جانباختگان راه آزادی و برابری» را گرامی داشت.
در هفتههای اخیر، حکومت ایران موج جدیدی از سرکوب شهروندان را از طریق احضارها و بازداشتهای گسترده، صدور احکام سنگین حبس و افزایش چشمگیر اجرای حکم اعدام به راه انداخته است.
کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی بهویژه پس از درگیری نظامی اخیر قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع از فوران دوباره خشم عمومی علیه بحرانهای فزاینده معیشتی و سیاسی شود.
اعتصاب غذا در ۵۷ زندان
اعضای «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوبیستوهشتم فعالیت خود، در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در ۵۷ زندان ایران دست به اعتصاب غذا زدند.
زندانهای مشارکتکننده در این حرکت اعتراضی عبارتند از:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام و زندان کرمان.
دومین جلسه رسیدگی به پرونده دو متهم به همکاری با نیروی قدس سپاه پاسداران برای «طراحی اقدامات تروریستی» در آلمان، دوشنبه پانزدهم تیر در سالن ۲۳۷ دادگاه عالی ایالتی هامبورگ برگزار شد.
بخش مهمی از این جلسه به تشریح تحقیقات پلیس امور جنایی فدرال آلمان (BKA) و ارائه جزییات تازه از نحوه شناسایی اهداف، ارتباطات متهمان و سفرهای آنان به ایران اختصاص داشت.
در سالن دادگاه، جایگاه خبرنگاران و تماشاگران با یک دیواره شفاف از جنس شیشه اکریلیک (پلکسیگلاس) از محل استقرار قضات، متهمان و وکلایشان جدا شده است. در بالانشین سالن، هیات قضایی متشکل از دو قاضی و یک منشی دادگاه، که هر سه زن هستند، ریاست جلسه را بر عهده دارند.
روی نیمکت متهمان، علی س.، مردی ۵۴ ساله، اهل افغانستان و دارای تابعیت دانمارک، به عنوان متهم ردیف اول نشسته است. در پشت سرش تواب م.، ۴۲ ساله، که او هم تبعه افغانستان است، به عنوان متهم ردیف دوم قرار دارد.
دفاع از هر دو متهم را وکلایی ایرانیتبار بر عهده دارند.
در سوی دیگر دیوار شفاف، جایی که بخشی از آن برای خبرنگاران و بخشی هم برای حاضران در نظر گرفته شده است، فولکر بک، رییس انجمن آلمان و اسرائیل، نشسته و با دقت به اظهارات یکی از شاهدان گوش میدهد و پیوسته یادداشت برمیدارد.
این نخستین بار نیست که نام او در پروندهای مرتبط با طرحهای تروریستی جمهوری اسلامی مطرح میشود و این بار نیز بنا بر کیفرخواست، یکی از اهداف احتمالی عملیات برنامهریزیشده بوده است.
دادگاه راس ساعت تعیین شده با سخنان یکی از مسئولان ارشد تحقیقات اداره پلیس امور جنایی فدرال آلمان (BKA) به عنوان شاهد آغاز میشود.
این مقام پلیس که او هم زن است، جزییات گستردهای از روند تحقیقات را نه از روی برگه که همه را از حفظ تشریح میکند.
به گفته او، تلفنهای همراه متهم اصلی برای مدت طولانی تحت شنود و نظارت قرار داشته و در چندین سفرش به نقاط مختلف، به طور مستمر تحت مراقبت ماموران امنیتی بوده است.
بر اساس تحقیقات، علی س. طی سال گذشته چندین بار به ایران سفر کرده و در جریان این سفرها با مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی و مسئولان مرتبط با نیروی قدس سپاه پاسداران دیدار کرده است.
متهم ردیف اول در یکی از این سفرها، در دی ماه سال گذشته، از برلین به ترکیه و سپس به ایران رفته و در آنجا با رابطان خود ملاقات میکند.
به گفته شاهد، او به طور مستمر به ایران سفر میکرده و حتی با مسئول بخش اسرائیل در نیروی قدس سپاه پاسداران نیز دیدار داشته است.
بخش قابل توجهی از اطلاعات پرونده از بررسی تلفن همراه متهم ردیف اول به دست آمده است.
بررسیها نشان داده که او پیش از سفر به برلین، نشانی فروشگاه کوشر متعلق به یهودیان را جستوجو کرده بوده و ماموران هنگام مراقبت از او، مشاهده کردهاند که مقابل یکی از این فروشگاهها ایستاده و با تلفن همراه خود مشغول تصویربرداری است.
نماینده پلیس فدرال امور جنایی میگوید: «در ظاهر به نظر میرسید که علی در حال مکالمه تلفنی است، اما ما میدانستیم که در واقع از محل فیلمبرداری میکند.»
تحقیقات همچنین نشان میدهد که متهم ردیف اول پس از بازگشت از ایران، علاوه بر جستوجوی نشانی فروشگاههای یهودیان، بهدنبال آدرس یوزف شوستر، رییس شورای مرکزی یهودیان آلمان، نیز بوده است.
اسنادی در صفحه نمایش بزرگ دادگاه ارائه میشود که حاوی تصاویر و اسکرینشاتهایی از گوشی علی س. است. عکسهایی از فولکر بک که در حافظه دستگاه او ذخیره شده است. موضوعی که به گفته شاهد، فرضیه برنامهریزی برای حمله به او را تقویت میکند.
علی س. به تنهایی نمیتوانسته است عملیاتی را که گفته میشود کارفرمایان سپاهیاش انجام آن را از او خواسته بودند، به سرانجام برساند. بنابراین باید گروهی را تشکیل میداده که هم انگیزه داشته باشد و هم بتواند به آن اعتماد کند.
او تواب م. را که یکی از شهروندان افغانستانی ساکن دانمارک است و «دستکم انگیزه مذهبی، ضد یهودی و اسرائیلی دارد»، انتخاب میکند. تواب جوانی بلند قد با ریشی کوتاه است که ریشش کمی هم سفید شده. او میپذیرد با علی همکاری کند.
عکسهای با کیفیتی از جلسه علی و تواب در دادگاه به نمایش گذاشته میشود که در رستوران مکدونالد تهیه شدهاند. دیدارهای این دو نفر که فکرش را نمیکردند دستگاههای اطلاعاتی تا این اندازه به آنان نزدیک باشند و رفت و آمدهایشان را ثبت کنند، اغلب در این رستوران برگزار میشده است .
شاهد دادگاه از چندین نام در دادگاه پرده برمیدارد که همگی از رابطان علی بودهاند؛ از حاج علی و کاظم تا وحید و ....
تصاویر پروفایل (آواتار) برخی از رابطان او در دادگاه به نمایش گذاشته میشود که دارای نمادهای ضدیهودی و ضداسرائیلی هستند.
پیامرسان تلگرام یکی از ابزارهای ارتباطی متهمان با کارفرمایان سپاهی آنان بوده است.
کارفرمای علی س. به او دستور داده فروشگاه مواد غذایی کوشر را به آتش بکشد. اما این کار باید بهوسیله افرادی انجام شود که دو انگیزه داشته باشند: نیاز مالی داشته باشند، و از اسرائیل و یهودیان متنفر باشند.
نماینده پلیس فدرال امور جنایی فاش میکند که علی این موضوع را با دخترش در میان میگذارد و از او میپرسد آیا زنی فلسطینی یا سومالیایی را میشناسد که به پول نیاز داشته باشد و حاضر شود در ازای دریافت ۳۰ هزار کرون دانمارک (معادل تقریبی چهار هزار یورو)، یکی از فروشگاههای یهودیان را به آتش بکشد؟
به نظر میرسد علی و همدست او قرار بوده عملیاتی پیچیده انجام دهند که چند بُعدی باشد.
وقتی میان دو متهم صحبت از تهیه اسلحه بوده، این یعنی قرار بوده افرادی هم کشته شوند.
دادگاه عالی هامبورگ در ۱۷ جلسه باقی مانده این موضوع را نیز بررسی خواهد کرد و علی و تواب هم که فعلا نگرانی در چهرهشان دیده نمیشود، با کمک وکلای ایرانیتبارشان آزادانه از خود دفاع خواهند کرد؛ بدون دستبند و بدون فشار و تهدید.
و اما فولکر برای دومین بار چهره افرادی را میبیند که متهم به طرحریزی برای قتل او هستند.
او میگوید از اینکه قاتلان احتمالیاش بازداشت شدهاند حس رضایت دارد اما درونش آرام نیست.
نهادهای امنیتی آلمان در ماههای اخیر نسبت به افزایش تهدیدهای جمهوری اسلامی در اروپا هشدار دادهاند.
سازمان اطلاعات داخلی آلمان پیشتر اعلام کرده است جمهوری اسلامی ممکن است پس از تحولات اخیر منطقه، دامنه عملیاتهای اطلاعاتی و تروریستی خود را در اروپا گسترش دهد.
هشداری که این پرونده، از نگاه مقامهای امنیتی، یکی از نمونههای عملی آن به شمار میرود.
خانواده کریگ فورمن و لیندزی فورمن، شهروندان بریتانیایی زندانی در ایران، اعلام کردند پس از انتشار گزارشهایی مبنی بر محروم شدن این زوج از خدمات درمانی و اقلام ضروری در جریان اعتصاب غذا در زندان اوین تهران، «بهشدت نگران» وضعیت آنها هستند.
خانواده این زوج گفتند کریگ فورمن ۹ هفته و لیندزی فورمن هشت هفته است که در اعتصاب غذا به سر میبرند و هر دو دچار کاهش شدید وزن شدهاند.
جو بنت، فرزند لیندزی فورمن، قرار است روز چهارشنبه با نمایندگان پارلمان بریتانیا دیدار کند و خواستار اقدام فوری برای رسیدگی به وضعیت والدینش شود.
خانواده این زوج از دولت بریتانیا خواستند دسترسی فوری و مستقل آنها به خدمات درمانی، تحویل اقلام ضروری که از آنها دریغ شده و آزادی این دو را از مقامهای جمهوری اسلامی مطالبه کند.
مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، با حاشیههایی از تهران تا نجف همراه شده است. تغییر ناگهانی مسیر تشییع در تهران واکنشهای گستردهای را برانگیخته و همزمان، روایتهای متناقض درباره نماز میت او در نجف خبرساز شده است.
بر اساس برنامه اعلامشده، قرار بود خودروی حامل جنازه خامنهای و شماری از اعضای خانوادهاش از خیابان انقلاب به سمت میدان آزادی حرکت کند، اما بدون اطلاعرسانی قبلی، مسیر تغییر یافت و کاروان تشییع از خیابان آزادی راهی میدان آزادی شد.
حسن حسنزاده، فرمانده سپاه پاسداران تهران، ظهر ۱۵ تیر با عذرخواهی از حامیان حکومت گفت تلاش شده بود خودرو از خیابان انقلاب عبور کند تا شمار بیشتری از حاضران بتوانند در مراسم شرکت کنند، اما بهدلیل «حضور گسترده مردم و باز نبودن معابر»، این امکان فراهم نشد.
او افزود خودروی حامل جنازهها در مسیر حدود هزار متری منتهی به میدان آزادی نزدیک به ۳۰ دقیقه در میان جمعیت حرکت کرد و سپس برای مدیریت شرایط، یک دور کامل میدان آزادی را پیمود.
این توضیحات در حالی مطرح شد که حسنزاده صبح همان روز گفته بود مسیر مراسم تغییری نکرده و «همه تمهیدات اندیشیده شده» است.
علیاکبر پورجمشیدیان، دبیر ستاد تشییع جنازه خامنهای، نیز علت تغییر مسیر را «حفظ امنیت، ایمنی و سلامت» شرکتکنندگان عنوان کرد.
ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، گزارش داد حامیان حکومت از ساعات اولیه صبح در محدوده میدان امام حسین و میدان انقلاب منتظر آغاز مراسم بودند و از آغاز حرکت خودروی حامل جنازهها از خیابان آزادی «گلایه داشتند».
تغییر مسیر مراسم با انتقاد برخی چهرههای نزدیک به حکومت نیز روبهرو شد. حمید رسایی، نماینده مجلس شورای اسلامی، برگزارکنندگان را به «عدم صداقت» متهم کرد و مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار علی خامنهای، گفت مردم «احساس میکنند در تشییع امروز رودست خوردهاند».
در سوی دیگر، بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی دلیل تغییر مسیر تشییع جنازه را شمار پایین شرکتکنندگان در تهران دانستند و گفتند حکومت با کوتاه کردن مسیر کوشید از انتشار تصاویر استقبال محدود و بازتاب آن در رسانهها جلوگیری کند.
کاربری به نام علیرضا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مراسم در مصلی چنان کم رونق و خالی بود که مسئولان رژیم را وادار کرد مسیر تشییع جنازه خامنهای را تغییر دهند تا حداقل یک خیابان چندصد متری را پر کنند، ولی خالی بودن میدان آزادی این فریب را نقش بر آب کرد.»
او ادامه داد: «خون جاویدنامان دیماه خونین دامن دیکتاتور فرومایه را تا قعر جهنم رها نکرد.»
کاربر دیگری نوشت: «وقتی یک نمایش قدرت موفق باشد، نیازی به این حجم از توجیه، عذرخواهی و مقصر پیدا کردن نیست. اما وقتی خود رسانههای نزدیک به حکومت مجبور میشوند ساعتها توضیح بدهند که چرا جمعیت کم بود، چرا مسیر عوض شد، چرا مردم سرگردان شدند و چرا هواداران ناراضی بودند، یعنی اصل نمایش شکست خورده است.»
او اضافه کرد: «قرار بود مراسم تشییع، بزرگترین نمایش مشروعیت و وفاداری جمهوری اسلامی باشد .... آنچه امروز دیدیم، صرفا یک مراسم کمجمعیت نبود؛ یک افتضاح تبلیغاتی بود.»
حاشیههای نماز میت خامنهای در نجف
مراسم تشییع جنازه دیکتاتور پیشین ایران پس از تهران و قم قرار است چهارشنبه ۱۷ تیر در نجف ادامه یابد، اما این بخش از مراسم نیز پیش از آغاز با حاشیههایی همراه شده است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ۱۵ تیر گزارش داد محمدرضا سیستانی، فرزند آیتالله علی سیستانی، مرجع تقلید شیعه، «پیامی مهم» به دفتر رهبر جمهوری اسلامی ارسال کرده است.
به نوشته فارس، در این پیام آمده است: «درست این بود که پدرم بر پیکر رهبر شهید انقلاب نماز گزارد، اما وضعیت جسمانی و سلامت ایشان اجازه این امر را نمیدهد.»
با این حال، یک روز بعد شماری از رسانههای ایران به نقل از شبکه اطلاعرسانی «اکسیر الحکمه» عراق گزارش دادند اظهارات منتسب به محمدرضا سیستانی صحت ندارد.
انتشار روایتهای متفاوت درباره دلیل غیبت آیتالله سیستانی، گمانهزنیهایی را درباره تلاش رسانههای نزدیک به حکومت ایران برای توجیه عدم حضور او در این مراسم برانگیخته است.
آیتالله سیستانی از نگاه بسیاری، «مرجع تقلید اعلم شیعیان» به شمار میرود.
بررسیها نشان میدهد آیتالله سیستانی ۹۵ ساله تاکنون تنها بر پیکر ابوالقاسم خویی، استاد خود، نماز میت خوانده است.
همزمان، برخی رسانههای ایران گزارش دادند اقامه نماز میت بر جنازه دیکتاتور پیشین ایران در نجف به محمدتقی حکیم، برادر محمدسعید حکیم، دیگر مرجع تقلید شیعه، سپرده شده است.
علی خامنهای ۹ اسفند ۱۴۰۴ در نخستین روز جنگ اخیر کشته شد. پس از او، مجلس خبرگان رهبری، مجتبی خامنهای، پسرش، را بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی برگزید.
با این حال، مجتبی خامنهای از آن زمان تاکنون در انظار عمومی ظاهر نشده و حتی در مراسم تشییع جنازه پدرش در شهرهای تهران و قم نیز حضور نیافته است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام کرد در صدوبیستوهشتمین هفته خود در ۵۷ زندان ادامه یافته است. این کارزار نوشت غلامحسین محسنی اژهای در حالی با حکم مجتبی خامنهای در سمت ریاست قوه قضاییه ابقا شد که در چهار سال اخیر رکورد بیشترین احکام اعدام در سه دهه اخیر را ثبت کرده است.
این کارزار نوشت اژهای «کارنامهای سراسر نقض حقوق بشر» دارد. کارزار همچنین در آستانه ۱۸ تیر، سالروز جانباختن دانشجویان در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، یاد جانباختگان راه آزادی و برابری را گرامی داشت و نوشت اعتراض دانشجویان در این روز از سوی حاکمیت سرکوب شد و کوی دانشگاه به خاک و خون کشیده شد.
در بیانیه کارزار آمده است «حکومت نامشروع ولایت فقیه» برای شماری از زندانیان سیاسی و متهمان جرایم عمومی حکم اعدام صادر کرده است.
کارزار همچنین به صدور حکم اعدام برای ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی و تعدادی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه از جمله مهدی ناظر، مهناز چاردولی، کمال خانبابایی و وحید خانصنمی اشاره کرد و نوشت این احکام غیرانسانی و ظالمانه در روندی ناعادلانه و برای ارعاب جامعه صادر شدهاند.
زندانیان عضو کارزار تاکید کردند احکام اعدام پشت درهای بسته و زیر فشار و شکنجههای روحی و جسمی در اتاقهای بازجویی صادر میشود و از جامعه جهانی خواستند به فاجعه انسانی در زندانهای ایران واکنش نشان دهد و برای توقف اعدامها و رعایت اصول دادرسی عادلانه بر جمهوری اسلامی فشار وارد کند.