انقلاب ربودهشده؛ کتابی جدید مسیر ایران از انقلاب تا «دولت مافیایی» را روایت میکند
در حالی که ایران با شدیدترین بحران خود از زمان انقلاب ۱۳۵۷ روبهرو است، کتاب جدیدی از دو روزنامهنگار، یگانه تربتی و بزرگمهر شرفالدین، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که چگونه انقلابی که با وعدههای عدالت و برابری آغاز شد، به آنچه نویسندگان «دولت مافیایی» مینامند، تبدیل شد.
کتاب «انقلاب ربودهشده: خیانت و امید در ایران معاصر» که این هفته منتشر شده، در محافل سیاستگذاری واشینگتن و نیویورک مورد توجه قرار گرفته است. نویسندگان کتاب در نشستهایی درباره تاریخ معاصر ایران، تابآوری جمهوری اسلامی و آینده نامطمئن کشور پس از جنگ، فروپاشی اقتصادی و جانشینی مجتبی خامنهای به بحث پرداختند.
بخش نقد کتاب روزنامه نیویورکتایمز، «انقلاب ربودهشده» را «یکی از ژرفبینانهترین کتابها درباره ایران معاصر در سالهای اخیر» توصیف کرده و نوشته است که این اثر «نه تنها سازوکارهای سرکوب، بلکه شکلهای شکننده امیدی را که در زیر این ساختار دوام آوردهاند، به تصویر میکشد.»
مرکز سیاست خاورمیانه در موسسه بروکینگز چهارشنبه ۱۳ خرداد میزبان یگانه تربتی، خبرنگار نیویورکتایمز در امور ایران، و بزرگمهر شرفالدین، مدیر بخش دیجیتال شبکه ایراناینترنشنال و خبرنگار پیشین رویترز در حوزه ایران، بود.
مدیریت این نشست را سوزان مالونی، پژوهشگر مسائل ایران و معاون رییس و مدیر برنامه سیاست خارجی بروکینگز، برعهده داشت.
شرفالدین در این نشست گفت: «یکی از مضامین اصلی کتاب، کشمکش دائمی میان ملت و دولت است.»
او افزود: «جمهوری اسلامی تلاش میکند تصویری از تداوم و ثبات ارائه دهد؛ اینکه همه چیز عادی است و حکومت کنترل کامل اوضاع را در اختیار دارد. بخش بزرگی از مبارزه مردم علیه این نظام، تلاشی برای شکستن همین تداوم بوده است. اما نظام نشان داده که بسیار تابآور است. حتی مداخله خارجی نیز نتوانست شکاف یا گسستی در این تداوم ایجاد کند.»
شرفالدین جانشینی مجتبی خامنهای پس از پدرش را نیز نشانهای از همین تداوم دانست.
به گفته او، ترور علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در اوایل ماه اسفند گذشته کشور را وارد خطرناکترین بحران خود از زمان انقلاب ۱۳۵۷ کرد؛ بحرانی که پیامدهای جنگ، فروپاشی اقتصادی و گسترش نقش نظامیان در ساختار حکومت را به همراه داشته است.
یگانه تربتی نیز در این نشست گفت: «فکر میکنم آنچه در ۱۰ یا ۱۲ هفته گذشته آموختهایم - و آنچه هنگام نگارش کتاب نیز برای ما روشنتر شده بود - این است که افراد نقش بسیار مهمی در شکل دادن به مسیر رویدادها دارند.»
او افزود: «در عین حال، نظام از هر فردی بزرگتر است؛ چه رهبر جمهوری اسلامی باشد، چه یک فرمانده نظامی یا یک مشاور امنیت ملی. این نظام عمیقاً به بقا و حفظ خود متعهد است.»
جلد کتاب «انقلاب ربودهشده»
تربتی گفت پیشبینی میشود نرخ تورم ایران امسال به حدود ۷۰ درصد برسد. به گفته او، قیمت مواد غذایی به شدت افزایش یافته و جنگ نیز موجی از اخراج کارکنان و بیکاری را به دنبال داشته است. با این حال، حکومت و رهبران آن ظاهراً آمادهاند این هزینهها را بپذیرند و بخش عمده بار آن را بر دوش مردم عادی بگذارند تا بتوانند از فروپاشی جلوگیری کرده و در برابر آمریکا و اسرائیل تسلیم نشوند.
او افزود: «در مقابل، رهبران آمریکا ناچارند به افکار عمومی پاسخ دهند. رییسجمهوری ترامپ باید نگران حمایت عمومی باشد و حزب او نیز باید به انتخابات میاندورهای فکر کند.»
تربتی گفت: «به همین دلیل، حکومت ایران اغلب میتواند درد و فشار بیشتری را تحمل کند و برای مدت طولانیتری به راهبردهای خود ادامه دهد. به نظر من، این موضوع تا حدی بقای نظام را توضیح میدهد.»
در نشست دیگری که چهارشنبه شب در مرکز فرهنگی «92nd Street Y» نیویورک برگزار شد، اسکات اندرسون، روزنامهنگار و نویسنده کتاب «پادشاه پادشاهان»، به همراه تربتی و شرفالدین به بررسی تاریخ معاصر ایران و پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران پرداخت.
اندرسون در این نشست گفت: «ایرانیان بارها و بارها نشان دادهاند که خواهان دموکراسی هستند، اما برای این خواسته با گلوله پاسخ گرفتهاند.» او در این سخنان به کشتار دی ماه در ایران اشاره کرد که به گفته او دهها هزار کشته بر جای گذاشت.
او افزود: «ایران جامعهای بسته مانند کره شمالی نیست. ایرانیان درک بسیار خوبی از آنچه در جهان خارج میگذرد دارند. اما با ساختاری عظیم و یکپارچه روبهرو هستند که اسلحه در اختیار دارد.»
کتاب «انقلاب ربودهشده» روایت میکند که چگونه انقلابی که وعده ساختن جامعهای برابر و عادلانه را داده بود، به تدریج به آنچه نویسندگان «دولت مافیایی» مینامند تبدیل شد.
این کتاب این داستان را از خلال زندگی شش ایرانی روایت میکند؛ افرادی که تجربههایشان طیف گستردهای از تاریخ معاصر ایران را دربر میگیرد و خود نیز در این مسیر دچار دگرگونیهای عمیق شدهاند.
یکی از این شخصیتها مهدی کروبی است؛ روحانیای که زمانی از پیروان وفادار آیتالله روحالله خمینی بود و تا بالاترین سطوح قدرت سیاسی صعود کرد. اما او به تدریج و پس از مشاهده فساد، بهویژه افزایش نفوذ سپاه پاسداران در اقتصاد، به یکی از منتقدان صریح جمهوری اسلامی تبدیل شد. کروبی به دلیل این انتقادها بهای سنگینی پرداخت و سالها در حصر خانگی به سر برد.
شخصیت دیگر سعید رحمانی است؛ کارآفرینی که با امید ایجاد رونق در اکوسیستم استارتاپی به ایران بازگشت. اما به گفته نویسندگان، او با یک دولت امنیتی سختگیر روبهرو شد که بخش بزرگی از امپراتوری اقتصادیاش را مصادره کرد و در نهایت او را به تبعید کشاند.
سوزان مالونی درباره این کتاب گفت: «به نظر من این کتاب هم برای کسانی که تاکنون چیزی درباره ایران نخواندهاند اما اخبار را دنبال میکنند و میخواهند این کشور را بهتر بشناسند جذاب خواهد بود، و هم برای کسانی که کتابخانههای بزرگی از آثار مربوط به ایران دارند.»
جک استراو، وزیر خارجه پیشین بریتانیا، این کتاب را «فوقالعاده قدرتمند» توصیف کرده است. جاناتان بلیتزر، روزنامهنگار و نویسنده آمریکایی، آن را «شاهکاری در روزنامهنگاری تحقیقی» خوانده است.
دیوید هافمن، نویسنده کتاب «جاسوس میلیارد دلاری»، نیز این اثر را «تاریخی تحقیقی و درخشان از ایران معاصر» توصیف کرده و لیس دوسه، خبرنگار ارشد بیبیسی، آن را «روایتی نادر و جذاب از یکی از مهمترین داستانهای سیاسی عصر ما» نامیده است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.