بهنوشته سمافور، مقامهای خلیج فارس تلاش زیادی کردهاند تاکید کنند که جنگ ایران باعث فاصله گرفتن منطقه از آمریکا، مهمترین شریک اقتصادی و امنیتی آن، نخواهد شد. اما واقعیت پیچیدهتر است: واشینگتن همچنان بازیگر مسلط در خلیج فارس است، با این حال این درگیری فرصتی برای گسترش نفوذ چین فراهم کرده است.
آمریکا، بهعنوان بخشی از تلاش برای مهار قدرتگیری پکن و حفظ جایگاه خود در منطقه، متحدانش در خلیج فارس را تحت فشار گذاشته تا استفاده از شرکتهای چینی در حوزه فناوری و دفاعی را محدود کنند.
اما چین، بهعنوان بزرگترین شریک تجاری کشورهای خلیج فارس و ایران، در حال گسترش نقش خود بهعنوان منبع سرمایهگذاری مستقیم خارجی، تامین مالی زیرساختها و مشارکتهای صنعتی است.
همچنین پکن، بهعنوان یکی از متحدان اصلی جمهوری اسلامی، مهمترین رقیب راهبردی کشورهای خلیج فارس، در نگاه بسیاری از دولتهای منطقه دارای اهرم نفوذ تلقی میشود.
بهنوشته سمافور در نهایت، این چین بود که بنا بر گزارشها تهران را برای پذیرش آتشبس با آمریکا تحت فشار قرار داد زیرا اگر درگیری ادامه پیدا کند، از نظر اقتصادی بیش از آمریکا ضرر خواهد کرد.
نویسنده این مقاله که مسئول دفتر سمافور در عربستان سعودی است، میگوید مقامهای کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه در عربستان سعودی، اغلب میگویند آمریکا شریک ترجیحی آنهاست. اما این رابطه پیچیده است و بسته به دولتهای آمریکا، سیاست داخلی این کشور و شخصیتها تغییر میکند.
او افزوده جو بایدن، رییسجمهوری پیشین آمریکا، زمانی وعده داده بود عربستان سعودی را به یک «منفور جهانی» تبدیل کند، اما بعدا موضعش را تغییر داد و برای دیدار و دستدادن با محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، به عربستان رفت.
دونالد ترامپ نیز اخیرا در یک سخنرانی برای نخبگان اقتصادی سعودی در میامی گفت ولیعهد سعودی «فکر نمیکرد مجبور شود اینطور به من التماس کند»؛ اظهارنظری که فراتر از حدود نزاکتی بود که پادشاهی سعودی از یک متحد نزدیک انتظار دارد.
بهنوشته سمافور در رابطه با چین، چنین نوساناتی وجود ندارد و روابط بسیار قابل پیشبینیتر است.
این البته به معنای آن نیست که پکن میتواند جای واشینگتن را بگیرد.
جنگ اخیر بسیاری از ضعفهای آمریکا را آشکار کرده، اما توان نظامی و فناوری پدافند هوایی آمریکا منطقه را از ویرانی بسیار گستردهتر حفظ کرده است.
برتری آمریکا در حوزه هوش مصنوعی و تمایل کشورهای خلیج فارس برای تبدیل منابع انرژی خود به داراییهای دیجیتال نیز همچنان منطقه را به واشینگتن نزدیک نگه میدارد.
چین میداند که بعید است کشورهای خلیج فارس در این حوزههای حیاتی بیش از حد از آمریکا فاصله بگیرند.
اما همچنان فضایی برای گسترش نفوذ پکن وجود دارد؛ از طریق کمک به توسعه صنایع خودروسازی، تولید و انرژیهای تجدیدپذیر در منطقه، و بهرهبرداری از بازاری بزرگ که تحت تاثیر تعرفههای متغیر و تغییرات سیاسی مداوم قرار ندارد.
زمانی که ترامپ سال گذشته به خلیج فارس سفر کرد، با وعدههایی به ارزش تریلیونها دلار سرمایهگذاری منطقه را ترک کرد. او در سفر این هفته خود به پکن نیز به دنبال توافقهای اقتصادی خواهد بود.
چین اما نفوذ خود را در خلیج فارس، و جهان، آرامتر گسترش میدهد و در رقابت برای افزایش سهم نفوذ در منطقه، شاید حتی موثرتر عمل کند.
بر اساس گزارشی از اندیشکده خانه آسیا (Asia House)، تجارت دوجانبه میان کشورهای خلیج فارس و چین در سال ۲۰۲۴ برای نخستین بار از تجارت خلیج فارس با غرب پیشی گرفت و از سال ۲۰۱۰ تاکنون بیش از ۲۵۰ درصد رشد کرده است.
سرمایهگذاری مستقیم چین در عربستان سعودی نیز جهش چشمگیری داشته و این کشور را پس از آمریکا به یکی از بزرگترین سرمایهگذاران در عربستان تبدیل کرده است.
حتی امارات متحده عربی، که بیش از دیگران بر تقویت روابط خود با آمریکا تاکید کرده، علنا نشان داده که خواهان نزدیکی بیشتر به چین نیز هست.
اگرچه آمریکا همچنان مهمترین مقصد سرمایهگذاری صندوقهای ثروت ملی خلیج فارس است، اما نشانههای متعددی وجود دارد که جریان سرمایه به سمت چین در آینده افزایش خواهد یافت.
شیخ خالد بن محمد، ولیعهد ابوظبی، در ماه آوریل به چین سفر کرد و ابوظبی در حال بررسی طرحهایی برای تجمیع برخی داراییهای چینی در یک ساختار سرمایهگذاری جدید است تا حضور خود در این کشور را گسترش دهد.
رسانههای چینی این سفر را نشانهای از تلاش امارات برای یافتن «شرکای قابل اعتمادتر» توصیف کردند.
شی جینپینگ، رهبر چین، در سال ۲۰۲۲ به ریاض سفر کرد و بعدتر به میانجیگری برای آشتی عربستان و جمهوری اسلامی کمک کرد.
اگرچه آن توافق اکنون عملا از هم پاشیده به نظر میرسد، اما نشانه اندکی وجود دارد که عربستان بخواهد روابط خود با چین را بازنگری کند.
در واقع، صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان دفتر دوم خود در سرزمین اصلی چین را افتتاح کرده تا جذب سرمایهگذاری در دومین اقتصاد بزرگ جهان و همچنین ورود سرمایه چینی به عربستان را تسهیل کند.
بهنوشته سمافور در شرایطی که کشورهای خلیج فارس به دنبال راههایی برای بازیابی پس از جنگ و بسته شدن تنگه هرمز هستند، احتمالا چین نقشی در بازسازی زیرساختها، سرمایهگذاری در مسیرهای تجاری جدید و استفاده از جاهطلبیهای منطقه در حوزه تولید و مواد معدنی حیاتی برای پیشبرد اهداف جهانی خود ایفا خواهد کرد.