هگست: به صنایع دفاعی گفتیم بیشتر و سریعتر تولید کنند
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، گفت ارتش این کشور برنامهای برای خروج نیروها از خاورمیانه دارد، اما همزمان برای تشدید درگیری یا جابهجایی تجهیزات در صورت لزوم آماده است. او افزود آمریکا هر آنچه نیاز دارد در اختیار دارد و به صنایع دفاعی دستور داده شده سریعتر و بیشتر تولید کنند.
سیانان گزارش داد یک شبکه پنهان نفتی در چین سالهاست میلیاردها دلار به اقتصاد ایران تزریق کرده و اکنون نیز همزمان با تشدید فشارهای آمریکا، به بقای مالی جمهوری اسلامی کمک میکند.
در استان شاندونگ چین و مناطق پیرامونی آن، بنادر، خطوط انتقال و پالایشگاههای موسوم به «تیپات» نقش کلیدی در این چرخه ایفا میکنند.
این پالایشگاههای کوچک و مستقل که با مجوز دولت چین فعالیت دارند، بهصورت غیرعلنی نفت خام تحریمشده ایران را به فرآوردههایی مانند بنزین، گازوئیل و محصولات پتروشیمی تبدیل میکنند تا نیاز دومین اقتصاد بزرگ جهان تامین شود.
سیانان با اشاره به سفر قریبالوقوع دونالد ترامپ به چین نوشت همزمان با تشدید تنشها بر سر تجارت نفت ایران، پکن در موقعیتی پیچیده قرار گرفته است؛ از یک سو به دنبال برقراری رابطهای باثبات با واشینگتن است و از سوی دیگر، همکاریهای اقتصادی و دیپلماتیک نزدیک خود با تهران را ادامه میدهد.
در آستانه این سفر، وزارت خزانهداری آمریکا ۱۲ فرد و نهاد را به اتهام نقشآفرینی در تسهیل فروش و انتقال نفت ایران به چین تحریم کرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، بهتازگی چین را متهم کرده است که با خرید انرژی از ایران، به تامین مالی «شبکههای تروریستی» جمهوری اسلامی کمک میکند.
۲۱ اردیبهشت، روزنامه فایننشالتایمز گزارش داد ترامپ در سفر به پکن خواستار کاهش حمایت چین از حکومت ایران خواهد شد.
تشدید فشارهای آمریکا بر شرکتهای چینی
ایالات متحده حدود یک سال پیش، شرکت «هِبِی شینهای» چین را به خرید محمولههای نفتی مرتبط با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی متهم کرد. واشینگتن همچنین اعلام کرد این شرکت صدها میلیون دلار نفت خام را از طریق نفتکشهای موسوم به «ناوگان سایه» وارد کرده است.
«هِبِی شینهای» اکنون به فهرست رو به گسترش تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای فعال در تجارت نفت ایران اضافه شده است.
از سال گذشته تاکنون، چهار پالایشگاه دیگر در چین نیز در فهرست تحریمهای واشینگتن قرار گرفتهاند؛ تاسیساتی که اغلب در یک منطقه ساحلی و قطب مهم انرژی چین، در فاصلهای نزدیک به یکدیگر قرار دارند.
صنعت پالایش نفت در استان شاندونگ که دههها پیش با تکیه بر میدانهای نفتی شِنگلی در دلتای رود زرد شکل گرفت، اکنون به واردات گسترده نفت خام وابسته شده و حدود ۲۰ درصد از نفت مصرفی چین را فرآوری میکند.
به گفته تحلیلگران، بخش قابلتوجهی از نفت خام وارداتی این صنعت را محمولههای تحت تحریم تشکیل میدهد.
اریکا داونز، پژوهشگر ارشد مرکز سیاست جهانی انرژی در دانشگاه کلمبیا، گفت: «اینها پالایشگاههای کوچکی هستند که با حاشیه سود اندک فعالیت میکنند. تخفیفهایی که طی سالهای گذشته برای خرید نفت خام ونزوئلا، روسیه و ایران دریافت کردهاند، به بقای آنها کمک کرده است.»
با این حال، تحریمهای آمریکا تنها به شرکتهای کوچک چینی محدود نمیشوند. واشینگتن پیشتر شرکت پتروشیمی «هنگلی» را تحریم کرد، پالایشگاهی بسیار بزرگتر در شهر بندری دالیان. این اقدام نشان میدهد ایالات متحده آماده است بازیگران بزرگتر این صنعت را نیز هدف قرار دهد.
چین در آمار رسمی گمرکی خود واردات نفت خام ایران را ثبت نمیکند و منشا این محمولهها نیز در مسیر تجارت پنهان میشود.
با این حال، پکن تحریمهای آمریکا را به رسمیت نمیشناسد و به شرکتهای داخلی دستور داده است از تبعیت از تحریمهای واشینگتن علیه پالایشگاهها خودداری کنند.
سیانان در ادامه نوشت ساختار صنعت نفت چین به شرکتهای مستقل و پالایشگاههای موسوم به «تیپات» اجازه میدهد ریسک خرید نفت تحریمی را بپذیرند و با وجود تحریمهای آمریکا، به فعالیتهای عمدتا داخلی خود ادامه دهند.
این در حالی است که به گفته داونز، شرکتهای بزرگ دولتی انرژی چین بهدلیل پیوند گسترده با نظام مالی بینالمللی، عموما از تحریمها تبعیت میکنند.
با تداوم بحران جهانی نفت ناشی از جنگ ایران، نقش پالایشگاههای مستقل چین در تامین امنیت انرژی این کشور پررنگتر شده است. این روند در شرایطی شدت گرفته که آمریکا با اعمال محاصره دریایی، در تلاش است از خروج نفتکشهای حامل نفت ایران جلوگیری کند.
نفت ایران که بخش عمده آن در پالایشگاههای مستقل چین فرآوری میشود، پیش از آغاز جنگ اخیر، حدود ۱۳ درصد از واردات دریایی نفت چین را تشکیل میداد.
به گفته مویو شو، تحلیلگر ارشد بازار نفت خام در موسسه کپلر، ارزش این واردات در سال گذشته میلادی احتمالا به حدود ۳۲.۵ میلیارد دلار رسید که پس از کسر هزینهها، حدود دوسوم آن نصیب جمهوری اسلامی شد.
اما ماه گذشته و در پی اختلال در صادرات نفت در تنگه هرمز، سهم نفت ایران در واردات دریایی چین به ۱۸ درصد افزایش یافت.
شو افزود: «از نگاه پکن، حفظ جریان باثبات سوخت و تضمین امنیت انرژی اولویت اصلی است. به همین دلیل، دولت چین توجه ویژهای به پالایشگاههای تیپات دارد، چون میداند این پالایشگاهها همچنان قادر به تامین خوراک نفتی خود هستند.»
بر اساس دادههای شرکت تحلیلی ورتکسا، چهار بندر واقع در سواحل دریای زرد در استان شاندونگ چین، به همراه بندر دالیان، طی ماههای مارس و آوریل (نیمه اسفند تا نیمه اردیبهشت) بهطور میانگین روزانه بیش از ۱.۵ میلیون بشکه نفت ایران دریافت کردهاند.
تحلیلگران معتقدند اگرچه پس از اعمال محاصره دریایی آمریکا، واردات نفت ایران اندکی کاهش یافته، اما این موضوع بیشتر ناشی از افزایش قیمتهاست تا کمبود عرضه.
به گفته آنها، دهها میلیون بشکه نفت ایران در شناورهایی که در شرق تنگه هرمز مستقر هستند، بهصورت ذخیره شناور نگهداری میشود.
قرار است دونالد ترامپ در نخستین سفر یک رییسجمهوری آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه گذشته، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت وارد پکن شود. شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، میزبان ترامپ خواهد بود. این سفر در سایه «جنگ ایران» و بحران تنگه هرمز، جنگ تعرفهها و تنش بر سر تایوان، انجام میشود.
ترامپ سالهاست تمرکز ویژهای بر چین دارد. او که دستکم از اوایل دهه ۲۰۱۰ استدلال میکرد پکن از طریق تجارت «در حال سوءاستفاده» از ایالات متحده است، در دوره نخست ریاستجمهوری خود جنگ تجاری گستردهای را آغاز کرد، بر صدها میلیارد دلار از واردات چین تعرفه وضع کرد و نهادهای دولتی آمریکا را به سمت برخورد با پکن بهعنوان یک «رقیب راهبردی» سوق داد.
این دوره با تشدید مکرر تعرفهها و شکلگیری چارچوبی وسیعتر از «رقابت» در حوزههای نظامی، فناوری و اقتصادی همراه بود.
در دوره دوم ریاستجمهوری او، روابط دو کشور میان تقابل و همکاری تاکتیکی در نوسان بوده است. ترامپ دوباره فشار تعرفهای را آغاز کرد و در مقطعی برخی تعرفهها را تا ۱۴۰ درصد افزایش داد. اقدامی که با واکنش تلافیجویانه چین روبهرو شد.
هنگامی که این سیاست نتوانست امتیازهای عمدهای از پکن بگیرد، ترامپ لحن خود را تغییر داد و بر شراکت «جی۲» (Group of Two) تاکید کرد، شخصا به تمجید از شی پرداخت و در نشست اکتبر ۲۰۲۵ در بوسان با یک آتشبس یکساله در جنگ تجاری موافقت کرد.
در این مرحله، او نگرانیهای مربوط به حقوق بشر در سینکیانگ، هنگکنگ و تبت را کماهمیت جلوه داد و در عین حال، با وجود تایید فروش تسلیحات به تایوان، لحن خود را درباره این جزیره نیز تعدیل کرد تا از تحریک بیش از حد پکن جلوگیری کند.
سفر روسایجمهوری آمریکا به چین
سفر روسایجمهوری آمریکا به چین از دهه ۱۹۷۰ به یکی از ابزارهای مهم دیپلماتیک تبدیل شده است.
سفر ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۲ نمونه کلاسیک این روند به شمار میرود. رویدادی که به احیای روابط دو کشور پس از دههها خصومت دوران جنگ سرد کمک کرد و به صدور «بیانیه شانگهای» انجامید.
جرالد فورد در سال ۱۹۷۵ به چین رفت و تعهدات آمریکا در چارچوب آن توافق را تایید کرد.
پس از برقراری کامل روابط دیپلماتیک در سال ۱۹۷۹، روسایجمهوری بعدی آمریکا از سفر به چین برای مدیریت همکاریها و بحرانها استفاده کردند.
رونالد ریگان در سال ۱۹۸۴ راهی چین شد و ضمن امضای بیانیهای دیگر، بر توسعه روابطی «سازنده» تاکید کرد؛ هرچند همچنان از کمونیسم انتقاد میکرد.
جورج اچ دبلیو بوش در سال ۱۹۸۹ به چین سفر کرد و بر سیاست «چین واحد» تاکید داشت.
بیل کلینتون در سفر سال ۱۹۹۸ خود، در سخنرانیهایی در شهرهای مختلف چین از جمله پکن، بر تعامل، تجارت و حقوق بشر تمرکز کرد.
جورج بوش پسر و باراک اوباما چندین بار به چین سفر کردند. سفرهایی که اغلب با موضوعات اقتصادی، گفتوگوهای امنیتی و رویدادهای مهمی مانند المپیک ۲۰۰۸ پکن و نشست آپک ۲۰۱۴ پیوند داشت.
خود ترامپ نیز در سال ۲۰۱۷ به چین رفت. زمانی که روابط دو کشور هنوز نسبتا دوستانه بود و تمرکز اصلی بر مذاکرات تجاری و تشریفات گسترده میزبانی از سوی شی جینپینگ قرار داشت.
سفر کنونی ترامپ نخستین سفر یک رییسجمهوری آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه گذشته است و اندکی پس از آتشبس تعرفهای سال ۲۰۲۵ انجام میشود.
در حوزه اقتصاد و تجارت، ترامپ بهدنبال افزایش خرید کالاهای آمریکایی از سوی چین، از جمله سویا و احتمالا محصولات با ارزش افزوده بالا مانند موتور هواپیما، و همچنین دسترسی شفافتر شرکتهای آمریکایی، بهویژه در بخش مالی و خدمات مرتبط با فناوری، به بازار چین است.
در حوزه فناوری و تحریمها، دو طرف بر سر کنترل نیمهرساناها، تراشههای هوش مصنوعی و محدودیتهای صادراتی درگیر چالش هستند.
واشینگتن اخیرا اجازه فروش برخی تراشههای هوش مصنوعی انویدیا به چین را صادر کرده، در حالی که پکن تهدید کرده در واکنش به قوانین آمریکا که چین را تهدیدی امنیتی معرفی میکنند، اقدامات متقابل انجام خواهد داد.
دو موضوع بزرگ ژئوپلیتیکی نیز در پسزمینه این سفر قرار دارند. نخست، «جنگ ایران» که بازارهای انرژی و سیاست جهانی را بیثبات کرده و روابط اقتصادی پکن با تهران به چین اهرم نفوذ و منافعی داده که با منافع واشینگتن متفاوت است.
دوم، مساله تایوان که همچنان یکی از نگرانیهای اصلی پکن به شمار میرود. مقامهای چینی خواهان موضعگیری صریحتر آمریکا علیه استقلال تایوان و پیشبینیپذیری بیشتر در زمینه فروش تسلیحات آمریکا هستند. در سوی دیگر، ترامپ پیشتر ارسال یک بسته بزرگ تسلیحاتی به تایوان را به تعویق انداخته است.
تمایل ترامپ به تمجید از رییسجمهوری چین و پرهیز از انتقاد علنی شدید درباره حقوق بشر، هرچند با هدف آرام نگه داشتن فضای این سفر انجام میشود، اما همزمان اهرم فشار آمریکا در حوزه ارزشهای حقوق بشری را نیز کاهش میدهد.
در کوتاهمدت، این سفر احتمالا به «دستاوردهای» قابل مشاهده اما تغییرات ساختاری محدود منجر خواهد شد.
تحلیلگران انتظار دارند توافقهایی درباره خریدهای جدید چین، برای مثال در حوزه محصولات کشاورزی یا برخی کالاهای صنعتی خاص، اعلام شود و پیشرفتهایی نمادین در زمینه دسترسی به بازار و بیانیههای مشترک درباره همکاری منتشر شود.
چنین توافقهایی میتوانند بازارها را آرام و توقف یکساله تشدید تعرفهها را تقویت کنند. اقدامی که بیثباتی اقتصادی فوری میان دو کشور را کاهش خواهد داد.
در بلندمدت، تاثیر این سفر به آنچه پشت درهای بسته توافق میشود، بستگی دارد. اگر ترامپ در ازای دستاوردهای اقتصادی کوتاهمدت، در موضوعاتی مانند نحوه بیان سیاست آمریکا درباره تایوان، زمانبندی فروش تسلیحات یا محدودیتهای فناوری پیشرفته امتیاز بدهد، پکن ممکن است موقعیت راهبردی خود را تقویت کند، در حالی که واشینگتن تنها به کاهش موقت فشارهای تجاری دست خواهد یافت.
از سوی دیگر، اگر دو طرف به نوعی «رقابت مدیریتشده» پایبند بمانند، یعنی رقابت در فناوری و نفوذ منطقهای را بپذیرند اما از تشدید کنترلنشده تنش جلوگیری کنند، این سفر میتواند به تثبیت روابط دو کشور و کاهش خطر بحران در شرق آسیا، دستکم در کوتاهمدت، کمک کند.
در هر صورت، سفر ترامپ به چین ادامه همان الگویی است که روسایجمهوری پیشین آمریکا نیز دنبال کردهاند: استفاده از سفرهای پرهزینه و نمادین برای ایجاد توازن میان رقابت و همکاری در رابطهای که بسیاری آن را مهمترین رابطه دوجانبه جهان میدانند.
همزمان با ادامه درگیریهای مرزی و عملیات ارتش اسرائیل در جنوب لبنان، نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، خلع سلاح این گروه را رد کرد و گفت آمریکا و اسرائیل بهدنبال «سلطه بر لبنان» هستند.
قاسم سهشنبه ۲۲ اردیبهشت با انتشار بیانیهای در آستانه مذاکرات دولت لبنان و اسرائیل، بر ادامه نبرد با اسرائیل تاکید کرد و گفت این گروه نیابتی جمهوری اسلامی خلع سلاح را نخواهد پذیرفت.
در این بیانیه کتبی آمده است: «هیچکس خارج از لبنان هیچ ارتباطی با سلاحها و مقاومت ندارد. این مساله داخلی لبنان است و بخشی از مذاکرات با دشمن نیست.»
قاسم خواستار توقف مذاکرات مستقیم میان دولت لبنان و اسرائیل شد و این گفتوگوها را «به سود اسرائیل و به معنای امتیازدهی رایگان از سوی دولت لبنان» توصیف کرد.
دبیرکل حزبالله با تاکید بر ضرورت انجام «مذاکرات غیرمستقیم» افزود توافق آتشبس میان جمهوری اسلامی و آمریکا که شامل «توقف تجاوز به لبنان» میشود، مهمترین اهرم برای جلوگیری از حملات اسرائیل به شمار میرود.
قاسم همچنین تهدید کرد نیروهای حزبالله میدان نبرد را برای نظامیان اسرائیلی به «جهنم» تبدیل خواهند کرد.
نمایندگان اسرائیل و لبنان قرار است ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت برای دور تازه مذاکرات در واشینگتن دیدار کنند.
شبکه کان اسرائیل پیشتر گزارش داد در این نشست، موضوع خلع سلاح حزبالله و ترسیم مرز میان دو کشور بررسی خواهد شد.
بر اساس این گزارش، حزبالله تسلیحاتش را پایه قدرت نظامی، راهبردی و سیاسی خود در لبنان میداند و بهدلیل نگرانی از احتمال از دست دادن پشتیبانی حکومت ایران، به خلع سلاح تن نمیدهد.
تداوم آتشباری متقابل حزبالله و اسرائیل
تنشها میان اسرائیل و حزبالله همچنان ادامه دارد و دو طرف یکدیگر را به نقض آتشبس متهم میکنند.
وبسایت تایمز اسرائیل ۲۲ اردیبهشت از حمله پهپادی حزبالله به نیروهای اسرائیلی مستقر در جنوب لبنان خبر داد.
بر اساس این گزارش، ارتش اسرائیل چند پهپاد انفجاری حزبالله را رهگیری و سرنگون کرد و این حملات تلفات یا خسارات جانی به همراه نداشت.
شب گذشته نیز حزبالله چند راکت به سوی نظامیان اسرائیلی در جنوب لبنان شلیک کرد.
این پرتابهها در مناطق باز و غیرمسکونی فرود آمدند و خسارتی گزارش نشد.
در سوی دیگر، ارتش اسرائیل ۲۲ اردیبهشت اعلام کرد از زمان برقراری آتشبس، بیش از ۱۱۰۰ موضع حزبالله را هدف قرار داده و بیش از ۳۵۰ نفر از نیروهای این گروه نیابتی جمهوری اسلامی را در جنوب لبنان از پا درآورده است.
ارتش اسرائیل افزود حملات به ساختمانهای نظامی، انبارهای سلاح و پرتابگرهای حزبالله ادامه دارد و عملیات طبق دستور مقامهای سیاسی اسرائیل انجام میگیرد.
روزنامه هاآرتص پیشتر گزارش داده بود خلع سلاح حزبالله همچنان گره اصلی در مذاکرات میان لبنان و اسرائیل به شمار میرود.
مقامهای جمهوری اسلامی، بهعنوان پشتیبان اصلی حزبالله، تاکنون بهطور جدی با خلع سلاح این گروه مخالفت کردهاند.
تامین مالی و تسلیحاتی گروههای نیابتی حکومت ایران در منطقه در شرایطی ادامه دارد که مردم ایران در سالهای اخیر با مشکلات متعدد اقتصادی، از جمله تورم افسارگسیخته، افزایش نرخ ارز و بیکاری، دستبهگریبان بودهاند.
ارتش اسرائیل ۲۲ اردیبهشت اعلام کرد نیروهای این کشور بهتازگی در جریان عملیاتی علیه حزبالله، از رودخانه لیتانی در حومه شهر زوطر الشرقیه در جنوب لبنان عبور کردند. منطقهای که حدود ۱۰ کیلومتر با مرز اسرائیل فاصله دارد.
ارتش اسرائیل اعلام کرد نیروهای تیپ گولانی تحت فرماندهی لشکر ۳۶، عملیات ویژه «پاکسازی» در منطقه را به پایان رسانده و کنترل عملیاتی آن را به دست آوردهاند.
بر اساس بیانیه ارتش اسرائیل، در جریان این عملیات، مواضع حزبالله، تونلها و مسیرهای زیرزمینی، انبارهای تسلیحاتی و پرتابگرهای موشکی شناسایی و منهدم شد. همچنین نیروی هوایی اسرائیل بیش از ۱۰۰ هدف رزمی را «در حمایت از نیروهای مستقر در منطقه» مورد حمله قرار داد.
در جریان این عملیات «پاکسازی»، دهها عضو مسلح حزبالله «در درگیریهای رو در رو و با پشتیبانی هوایی» کشته شدند.
مقامهای آمریکایی اعلام کردند دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، در جریان سفر دو روزه ترامپ به چین درباره ایران، تایوان، هوش مصنوعی و تسلیحات هستهای گفتوگو خواهند کرد؛ در حالی که دو طرف در حال بررسی تمدید توافق مربوط به مواد معدنی حیاتی هستند.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۲۲ اردیبهشت نوشت که رهبران دو اقتصاد بزرگ جهان قرار است پس از بیش از شش ماه نخستین دیدار حضوری خود را برگزار کنند. دیداری که در شرایط تنش میان دو کشور بر سر تجارت، جنگ آمریکا و اسرائیل با حکومت ایران و دیگر اختلافات انجام میشود.
ترامپ قرار است چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت وارد پکن شود و مذاکرات او با شی، روزهای پنجشنبه و جمعه برگزار خواهد شد.
توافقهای احتمالی درباره خرید هواپیما، کشاورزی و تجارت
مقامهای آمریکایی گفتند آمریکا و چین احتمالا درباره ایجاد سازوکارهایی برای تسهیل تجارت و سرمایهگذاری متقابل توافق خواهند کرد و انتظار میرود پکن خریدهایی را در حوزه هواپیماهای بوئینگ، محصولات کشاورزی آمریکا و انرژی اعلام کند.
به گفته یکی از این مقامها، احتمال دارد طرح ایجاد «شورای تجارت» و «شورای سرمایهگذاری» نیز در این دیدار بهطور رسمی اعلام شود، اما اجرای این سازوکارها به مذاکرات و اقدامات بعدی نیاز خواهد داشت.
دو کشور همچنین درباره تمدید آتشبس در جنگ تجاری خود گفتوگو خواهند کرد. توافقی که امکان صادرات مواد معدنی کمیاب از چین به آمریکا را فراهم کرده است.
این مقام آمریکایی گفت هنوز مشخص نیست این توافق در همین هفته تمدید شود یا نه، اما ابراز اطمینان کرد که در نهایت تمدید خواهد شد.
او به خبرنگاران گفت: «این توافق هنوز منقضی نشده است. مطمئنم هر گونه تمدید احتمالی در زمان مناسب اعلام خواهد شد.»
رویترز نوشت که سفارت چین در واشینگتن از اظهار نظر درباره این موضوع خودداری کرد.
انتظار میرود گفتوگوهای ترامپ و شی به موضوعاتی مربوط شود که سالها از محورهای تنش میان واشینگتن و پکن بودهاند؛ از جمله ایران، تایوان و تسلیحات هستهای.
پکن روابط خود را با تهران حفظ کرده و همچنان یکی از خریداران اصلی نفت ایران است.
ترامپ تلاش کرده از نفوذ چین برای اعمال فشار بر تهران بهمنظور توافق با واشینگتن و پایان دادن به جنگی استفاده کند که با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد.
دولت ترامپ همچنین درباره روابط چین و روسیه به پکن فشار آورده است.
یکی از مقامهای آمریکایی گفت: «رییسجمهوری چندین بار با شی جینپینگ درباره ایران و روسیه گفتوگو کرده، از جمله درباره درآمدی که چین در اختیار این دو حکومت قرار میدهد، و نیز کالاها و قطعات دو منظوره و حتی احتمال صادرات تسلیحات.»
او افزود: «انتظار دارم این گفتوگوها ادامه پیدا کند.»
در مقابل، شی از سیاست واشینگتن درباره تایوان ناراضی است.
آمریکا همچنان مهمترین حامی بینالمللی و تامینکننده تسلیحات برای تایوان به شمار میرود. جزیرهای که چین آن را بخشی از خاک خود میداند.
به گفته مقامهای آمریکایی، چین در سالهای اخیر حضور نظامی خود را در اطراف تایوان افزایش داده، اما سیاست آمریکا در این زمینه تغییر نخواهد کرد.
مشاوران ترامپ نگرانی فزایندهای نسبت به مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی در حال توسعه در چین ابراز کردهاند.
آنان معتقدند دو کشور باید برای جلوگیری از بروز تنش ناشی از استفاده از این فناوری، «کانال ارتباطی» میان خود ایجاد کنند.
یکی از مقامها گفت: «هنوز مشخص نیست این سازوکار چه شکلی خواهد داشت، اما میخواهیم از فرصت دیدار رهبران برای آغاز گفتوگو و بررسی امکان ایجاد کانال ارتباطی درباره مسائل مرتبط با هوش مصنوعی استفاده کنیم.»
واشینگتن سالهاست امیدوار است گفتوگوهایی را درباره تسلیحات هستهای با پکن آغاز کند، اما چین همچنان تمایلی به مذاکره درباره زرادخانه هستهای خود نشان نداده است.
به گفته یک مقام آمریکایی، دولت چین بهصورت خصوصی به واشینگتن اعلام کرده که در مقطع کنونی، «هیچ علاقهای به گفتوگو درباره کنترل تسلیحات هستهای یا موضوعات مشابه ندارد».
آخرین دیدار ترامپ و شی، آبان ۱۴۰۴ در کره جنوبی انجام شد. جایی که دو طرف توافق کردند جنگ تجاری شدید میان خود را متوقف کنند. جنگی که طی آن آمریکا تعرفههای سه رقمی بر کالاهای چینی وضع کرده بود و پکن نیز تهدید کرده بود صادرات مواد معدنی کمیاب را محدود خواهد کرد.
نشریه آمریکایی سمافور در گزارشی تحلیلی، به جایگاه چین در منطقه خلیج فارس پس از جنگ ایران پرداخته و نوشته اگر چه آمریکا همچنین متحد ترجیحی کشور های عربی در این منطقه است اما چین بهتدریج و بهشکلی موثرتر نفوذ خود در خلیج فارس را گسترش میدهد.
بهنوشته سمافور، مقامهای خلیج فارس تلاش زیادی کردهاند تاکید کنند که جنگ ایران باعث فاصله گرفتن منطقه از آمریکا، مهمترین شریک اقتصادی و امنیتی آن، نخواهد شد. اما واقعیت پیچیدهتر است: واشینگتن همچنان بازیگر مسلط در خلیج فارس است، با این حال این درگیری فرصتی برای گسترش نفوذ چین فراهم کرده است.
آمریکا، بهعنوان بخشی از تلاش برای مهار قدرتگیری پکن و حفظ جایگاه خود در منطقه، متحدانش در خلیج فارس را تحت فشار گذاشته تا استفاده از شرکتهای چینی در حوزه فناوری و دفاعی را محدود کنند.
اما چین، بهعنوان بزرگترین شریک تجاری کشورهای خلیج فارس و ایران، در حال گسترش نقش خود بهعنوان منبع سرمایهگذاری مستقیم خارجی، تامین مالی زیرساختها و مشارکتهای صنعتی است.
همچنین پکن، بهعنوان یکی از متحدان اصلی جمهوری اسلامی، مهمترین رقیب راهبردی کشورهای خلیج فارس، در نگاه بسیاری از دولتهای منطقه دارای اهرم نفوذ تلقی میشود.
بهنوشته سمافور در نهایت، این چین بود که بنا بر گزارشها تهران را برای پذیرش آتشبس با آمریکا تحت فشار قرار داد زیرا اگر درگیری ادامه پیدا کند، از نظر اقتصادی بیش از آمریکا ضرر خواهد کرد.
نویسنده این مقاله که مسئول دفتر سمافور در عربستان سعودی است، میگوید مقامهای کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه در عربستان سعودی، اغلب میگویند آمریکا شریک ترجیحی آنهاست. اما این رابطه پیچیده است و بسته به دولتهای آمریکا، سیاست داخلی این کشور و شخصیتها تغییر میکند.
او افزوده جو بایدن، رییسجمهوری پیشین آمریکا، زمانی وعده داده بود عربستان سعودی را به یک «منفور جهانی» تبدیل کند، اما بعدا موضعش را تغییر داد و برای دیدار و دستدادن با محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، به عربستان رفت.
دونالد ترامپ نیز اخیرا در یک سخنرانی برای نخبگان اقتصادی سعودی در میامی گفت ولیعهد سعودی «فکر نمیکرد مجبور شود اینطور به من التماس کند»؛ اظهارنظری که فراتر از حدود نزاکتی بود که پادشاهی سعودی از یک متحد نزدیک انتظار دارد.
بهنوشته سمافور در رابطه با چین، چنین نوساناتی وجود ندارد و روابط بسیار قابل پیشبینیتر است.
این البته به معنای آن نیست که پکن میتواند جای واشینگتن را بگیرد.
جنگ اخیر بسیاری از ضعفهای آمریکا را آشکار کرده، اما توان نظامی و فناوری پدافند هوایی آمریکا منطقه را از ویرانی بسیار گستردهتر حفظ کرده است.
برتری آمریکا در حوزه هوش مصنوعی و تمایل کشورهای خلیج فارس برای تبدیل منابع انرژی خود به داراییهای دیجیتال نیز همچنان منطقه را به واشینگتن نزدیک نگه میدارد.
چین میداند که بعید است کشورهای خلیج فارس در این حوزههای حیاتی بیش از حد از آمریکا فاصله بگیرند.
اما همچنان فضایی برای گسترش نفوذ پکن وجود دارد؛ از طریق کمک به توسعه صنایع خودروسازی، تولید و انرژیهای تجدیدپذیر در منطقه، و بهرهبرداری از بازاری بزرگ که تحت تاثیر تعرفههای متغیر و تغییرات سیاسی مداوم قرار ندارد.
زمانی که ترامپ سال گذشته به خلیج فارس سفر کرد، با وعدههایی به ارزش تریلیونها دلار سرمایهگذاری منطقه را ترک کرد. او در سفر این هفته خود به پکن نیز به دنبال توافقهای اقتصادی خواهد بود.
چین اما نفوذ خود را در خلیج فارس، و جهان، آرامتر گسترش میدهد و در رقابت برای افزایش سهم نفوذ در منطقه، شاید حتی موثرتر عمل کند.
بر اساس گزارشی از اندیشکده خانه آسیا (Asia House)، تجارت دوجانبه میان کشورهای خلیج فارس و چین در سال ۲۰۲۴ برای نخستین بار از تجارت خلیج فارس با غرب پیشی گرفت و از سال ۲۰۱۰ تاکنون بیش از ۲۵۰ درصد رشد کرده است.
سرمایهگذاری مستقیم چین در عربستان سعودی نیز جهش چشمگیری داشته و این کشور را پس از آمریکا به یکی از بزرگترین سرمایهگذاران در عربستان تبدیل کرده است.
حتی امارات متحده عربی، که بیش از دیگران بر تقویت روابط خود با آمریکا تاکید کرده، علنا نشان داده که خواهان نزدیکی بیشتر به چین نیز هست.
اگرچه آمریکا همچنان مهمترین مقصد سرمایهگذاری صندوقهای ثروت ملی خلیج فارس است، اما نشانههای متعددی وجود دارد که جریان سرمایه به سمت چین در آینده افزایش خواهد یافت.
شیخ خالد بن محمد، ولیعهد ابوظبی، در ماه آوریل به چین سفر کرد و ابوظبی در حال بررسی طرحهایی برای تجمیع برخی داراییهای چینی در یک ساختار سرمایهگذاری جدید است تا حضور خود در این کشور را گسترش دهد.
رسانههای چینی این سفر را نشانهای از تلاش امارات برای یافتن «شرکای قابل اعتمادتر» توصیف کردند.
شی جینپینگ، رهبر چین، در سال ۲۰۲۲ به ریاض سفر کرد و بعدتر به میانجیگری برای آشتی عربستان و جمهوری اسلامی کمک کرد.
اگرچه آن توافق اکنون عملا از هم پاشیده به نظر میرسد، اما نشانه اندکی وجود دارد که عربستان بخواهد روابط خود با چین را بازنگری کند.
در واقع، صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان دفتر دوم خود در سرزمین اصلی چین را افتتاح کرده تا جذب سرمایهگذاری در دومین اقتصاد بزرگ جهان و همچنین ورود سرمایه چینی به عربستان را تسهیل کند.
بهنوشته سمافور در شرایطی که کشورهای خلیج فارس به دنبال راههایی برای بازیابی پس از جنگ و بسته شدن تنگه هرمز هستند، احتمالا چین نقشی در بازسازی زیرساختها، سرمایهگذاری در مسیرهای تجاری جدید و استفاده از جاهطلبیهای منطقه در حوزه تولید و مواد معدنی حیاتی برای پیشبرد اهداف جهانی خود ایفا خواهد کرد.