دومین خلبان آمریکایی طی عملیاتی ویژه از ایران نجات یافت
نیروهای عملیات ویژه ایالات متحده موفق شدند در یک ماموریت مخاطرهآمیز، خلبان جنگنده اف-۱۵ را که پس از سرنگونی در ایران گرفتار شده بود، نجات دهند. پیشتر یک خلبان آمریکایی دیگر نیز از ایران نجات یافته بود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، صبح یکشنبه ۱۶ فروردین با انتشار بیانیهای در شبکه اجتماعی تروثسوشال تایید کرد خلبان هواپیمای ساقطشده در ایران نجات یافته است.
در این پیام خطاب به مردم آمریکا آمده است: «خوشحالم به شما اعلام کنم که او اکنون در امنیت کامل قرار دارد... او دچار جراحاتی شد، اما سلامت خود را به دست خواهد آورد.»
ترامپ این ماموریت را «یکی از جسورانهترین عملیاتهای جستوجو و نجات در تاریخ آمریکا» خواند و افزود: «این جنگجوی شجاع در پشت خطوط دشمن در کوههای خطرناک ایران، در حالی که از سوی دشمنانمان تعقیب میشد و هر ساعت به او نزدیکتر میشدند، حضور داشت؛ اما هرگز واقعا تنها نبود، زیرا فرمانده کل قوا، وزیر جنگ، رییس ستاد مشترک ارتش و دیگر همرزمانش بهصورت ۲۴ ساعته موقعیت او را زیر نظر داشتند.»
ترامپ همچنین نجات یک خلبان دیگر در خاک ایران را در ۱۴ فروردین تایید کرد و نوشت این نخستین بار در تاریخ عملیاتهای نظامی است که دو خلبان آمریکایی «بهصورت جداگانه در عمق خاک دشمن نجات داده میشوند».
رییسجمهوری ایالات متحده ادامه داد: «این واقعیت که توانستیم هر دوی این عملیاتها را بدون حتی یک کشته یا مجروح از نیروهای آمریکایی انجام دهیم، بار دیگر نشان میدهد که ما به برتری و تسلط کامل هوایی بر آسمان ایران دست یافتهایم.»
بر اساس دستورالعملها، خدمه پروازی ایالات متحده برای مواجهه با شرایط اضطراری در صورت سقوط در قلمرو دشمن، آموزشهای ویژهای میبینند؛ مهارتهایی نظاممند که در قالب برنامه «بقا، گریز، مقاومت و فرار» (SERE) تعریف شده و آنان را برای بقا و بازگشت ایمن آماده میکند.
درگیری شدید در منطقه کوهسیاه دهدشت
ساعاتی پیش، رسانهها از درگیریهای شدید در منطقه کوهسیاه دهدشت از توابع شهرستان کهگیلویه در ارتباط با عملیات نجات خلبان آمریکایی خبر دادند.
فرماندار شهرستان کهگیلویه اعلام کرد در جریان حملات به منطقه کوهسیاه، پنج نفر به نامهای کمال علیزاده، مصطفی حبیبی، علی کیانی، سجاد امیری و ابوالفضل پیمان کشته شدند. این حادثه همچنین هشت زخمی برجای گذاشت.
پیمان مسئول فضای مجازی «حوزه مقاومت بسیج دانشآموزی شهید فهمیده» دهدشت بود. رسانهها در ایران از کیانی نیز بهعنوان «بسیجی» یاد کردند. در مورد سایر کشتهشدگان هنوز اطلاعاتی منتشر نشده است.
طبق اعلام استانداری کهگیلویه و بویراحمد، در حملات شب گذشته به این استان همچنین دو نفر در منطقه کاکان و سه تن دیگر در منطقه وزگ شهرستان بویراحمد جان خود را از دست دادند.
همچنین سپاه پاسداران اعلام کرد «پرندههای دشمن» را که برای نجات خلبان آمریکایی اعزام شده بودند، هدف قرار داده است.
واکنش نیروهای جمهوری اسلامی به عملیات نجات
خبرگزاری رویترز ۱۶ فروردین گزارش داد عملیات نجات خلبانهای آمریکایی که با مشارکت دهها فروند هواپیمای نظامی انجام گرفت، با واکنش نیروهای جمهوری اسلامی روبهرو شد.
پیشتر در ۱۴ فروردین، دو فروند بالگرد بلکهاوک که در ماموریت جستوجو حضور داشتند، هدف آتش جمهوری اسلامی قرار گرفتند، اما توانستند از حریم هوایی ایران خارج شوند.
در رویدادی جداگانه، یک خلبان پس از هدف قرار گرفتن جنگنده «اِی-۱۰ وارثاگ» در آسمان کویت ناچار به خروج اضطراری شد و هواپیما سقوط کرد.
رویترز در ادامه نوشت اگر جمهوری اسلامی خلبان آمریکایی را به اسارت میگرفت، بحران گروگانگیری ناشی از آن میتوانست نگاه افکار عمومی ایالات متحده به مناقشه کنونی را دگرگون کند.
یافتههای تازهترین نظرسنجی رویترز/ایپسوس که در فاصله هفتم تا نهم فروردین انجام شد، حاکی از آن است که ۸۶ درصد از آمریکاییها نسبت به جان نیروهای نظامی کشورشان در جنگ ایران ابراز نگرانی کردهاند.
طبق آمار ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، تاکنون در جریان جنگ ایران ۱۳ سرباز آمریکایی کشته و بیش از ۳۰۰ تن دیگر زخمی شدهاند.
تخریب میراث فرهنگی و زیرساختهای حیاتی، عریانترین و بیپردهترین چهره جنگ است؛ ویرانیای که نهفقط گذشته یک ملت، بلکه حال و آیندهاش را به آتش میکشد.
این تخریب، در هر شکل و از سوی هر طرفی، محکوم است. اما حقیقتی که نباید پشت این ویرانیها پنهان شود، روشن است: ریشه این وضعیت، چیزی جز سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی نیست.
سالها پیش، پیش از آنکه صدای جنگ به گوش برسد، نشانههای فروپاشی در میراث فرهنگی ایران آشکار شده بود. مرمتهای غیراصولی، توقف پروژههای علمی، ناپدید شدن آثار تاریخی و بیتوجهی به حریم بناها، همگی نشان میداد که تخریب، پیش از جنگ آغاز شده - در دل ساختاری که حفاظت را به حاشیه رانده بود.
امروز، جنگ فقط این روند را عریانتر و سریعتر کرده است. زیرساختها هدف قرار میگیرند، آثار تاریخی آسیب میبینند و زندگی مردم از هم میپاشد. اما خطرناکتر از خود این ویرانی، روایتی است که تلاش میکند علت را پنهان کند.
باید بیپرده گفت: این جنگ و پیامدهایش، نتیجه مستقیم سیاستهای تنشزا و جنگطلبانه جمهوری اسلامی است.
سیاستی که کشور را آگاهانه در مسیر تقابل قرار داده، هزینه بقا را از جیب مردم پرداخته و ایران را به میدان بحران بدل کرده است.
جنگ، انتخاب مردم نبود، اما اکنون مردم باید تاوانش را بدهند: با جان، با معیشت، با نفس کشیدن در هوای آلوده، با بیآبی، با خاموشی، و حالا با ویرانی خانه و تاریخشان.
در این میان، یک انحراف جدی در حال شکلگیری است: بهجای تمرکز بر عامل اصلی، جامعه به درگیریهای درونی کشیده میشود. مردم بهجای مطالبهگری، درگیر قضاوت یکدیگر میشوند. برچسبهایی مثل «وطندوست» و «بیوطن» جای تحلیل را میگیرد و این دقیقاً همان چیزی است که مسئولیت را از دوش عامل اصلی برمیدارد.
مردمی که سالها پیش از جنگ، زیر فشار سوءمدیریت زندگی کردهاند - از آلودگی هوا و کمآبی تا فرسودگی زیرساختها - امروز قربانی همان سیاستها در ابعادی ویرانگرتر هستند. سرزنش این مردم، نهتنها ناعادلانه بلکه تحریف آشکار واقعیت است.
باید این خط را پررنگ و مداوم تکرار کرد: تخریب زیرساختها و میراث فرهنگی محکوم است، اما مسئول اصلی کشاندن ایران به این نقطه، جمهوری اسلامی و سیاستهای جنگساز آن است.
هر روایتی که این حقیقت را کمرنگ کند، هر تحلیلی که از نام بردن مقصر طفره برود، و هر تلاشی که مردم را جای عامل اصلی بنشاند، در نهایت به تداوم همین چرخه ویرانی کمک میکند.
اگر قرار است از ایران دفاع شود - از مردم، از زندگی، از تاریخ - این دفاع تنها با یک چیز ممکن است: نام بردن صریح از مسئول، و ایستادن در برابر سیاستهایی که جنگ را بر یک ملت تحمیل کردهاند.
دیلیمیل در گزارشی به بررسی ساختار و عملکرد پایگاههای زیرزمینی موشکی حکومت ایران پرداخته و نوشته است که این تاسیسات نقش مهمی در حفظ توان نظامی جمهوری اسلامی حتی پس از یک ماه جنگ ایفا کردهاند.
بر اساس این گزارش و به نقل از ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا، حکومت ایران همچنان هزاران پهپاد، تعداد زیادی موشک کروز و حدود نیمی از پرتابگرهای خود را در اختیار دارد؛ موضوعی که تا حدی به شبکه گسترده پایگاههای زیرزمینی این کشور نسبت داده میشود.
دیلیمیل با اشاره به پایگاه موشکی یزد مینویسد این تاسیسات در عمق حدود ۵۰۰ متری یک کوه در مرکز ایران ساخته شده و بهدلیل قرارگیری در سنگ بسیار سخت گرانیتی، حتی در برابر قدرتمندترین بمبهای سنگرشکن آمریکا نیز مقاوم است. در این گزارش آمده است که این مجموعه بیشتر به یک «دژ زیرزمینی» شباهت دارد تا یک پناهگاه معمولی.
در ادامه گزارش تاکید شده است که ساختار داخلی این پایگاهها شامل شبکهای از تونلها و سامانههای انتقال - از جمله مسیرهای ریلی - است که بخشهای مختلف مانند محل مونتاژ، انبارها و خروجیهای مخفی را به یکدیگر متصل میکند. به نوشته دیلیمیل، در ویدیوهای منتشرشده از سوی ایران نیز نحوه جابهجایی سریع پرتابگرها و بازگرداندن آنها به زیرزمین پس از شلیک به نمایش گذاشته شده است.
این رسانه همچنین به دادههای موسسه مطالعات جنگ (Institute for the Study of War) اشاره کرده و نوشته است که پایگاه یزد از آغاز جنگ تاکنون دستکم شش بار هدف حمله قرار گرفته، اما همچنان فعال باقی مانده است.
بر اساس این گزارش، با وجود تاکید اسرائیل مبنی بر نابودی یا از کار انداختن حدود ۶۰ درصد از پرتابگرهای موشکی حکومت ایران، ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا که توسط سیانان منتشر شده نشان میدهد حدود نیمی از این سامانهها همچنان سالم هستند. همچنین حکومت ایران هنوز بخش قابلتوجهی از موشکهای کروز و هزاران پهپاد خود را حفظ کرده است.
دیلیمیل مینویسد حملات آمریکا و اسرائیل اگرچه موجب تخریب ورودیها و تاسیسات سطحی این پایگاهها شده، اما ساختارهای زیرزمینی عمدتاً دستنخورده باقی ماندهاند. به گزارش سیانان، حتی پس از هدف قرار گرفتن بیش از سهچهارم ورودیهای قابل مشاهده تونلها، عملیات در این پایگاهها بهسرعت از سر گرفته شده است.
در این گزارش به نقل از کارشناسان آمده است که یکی از چالشهای اصلی در هدف قرار دادن این تاسیسات، ساختار چندلایه، درهای مقاوم در برابر انفجار و تعدد ورودیها و خروجیهاست که ادامه فعالیت را حتی در صورت تخریب برخی مسیرها ممکن میکند.
همچنین به گفته تحلیلگران، جنس سنگهای گرانیتی که این تاسیسات در آن ساخته شدهاند، انرژی انفجار را جذب و پخش میکند و در نتیجه اثربخشی حملات را کاهش میدهد. به نوشته دیلیمیل، نفوذ به چنین سازههایی نیازمند حملات مکرر، اطلاعات دقیق و عملیات پیدرپی برای جلوگیری از بازسازی سریع است.
شاناکا آنسلم پریرا، تحلیلگر، در گفتوگو با این رسانه تاکید کرده است که تداوم توان موشکی ایران بیش از آنکه ناشی از «تابآوری» باشد، نتیجه زیرساختهای ایجادشده در دل کوههاست. او گفته است: «سپاه برای این جنگ با ساخت موشک آماده نشد، بلکه با ایجاد شبکههای زیرزمینی در دل کوهها آماده شد.»
این گزارش نتیجه میگیرد که همین زیرساختها باعث شدهاند توان موشکی حکومت ایران، علیرغم حملات گسترده، همچنان پابرجا بماند.
یک خاخام برجسته اروپایی در گفتوگو با رسانه اسرائیلی واینت هشدار داده است که [حکومت] ایران از طریق شبکهای از عوامل جنایی در اروپا، در حال سازماندهی حملات علیه نهادهای یهودی است و این تهدید اکنون فراتر از این جوامع رفته است.
پینچاس گلداشمیت، رییس کنفرانس خاخامهای اروپا و خاخام پیشین مسکو، در این گفتوگو گفت: «ما میدانیم که سفارتهای [حکومت] ایران در اروپا از عوامل جنایی استفاده میکنند و تلاش میکنند آنها را برای حمله به نهادهای یهودی ترغیب یا تامین مالی کنند.» به گفته او، اطلاعات موجود نشان میدهد برخی از این حملات با سازماندهی مقامات ایرانی انجام شده است.
او با اشاره به افزایش تدابیر امنیتی در اروپا گفت که اکنون ورود به کنیسهها و مراکز یهودی بدون شناسایی ممکن نیست و نیروهای پلیس تقریباً در مقابل تمامی مدارس و مهدکودکهای یهودی مستقر هستند. با این حال، او هشدار داد که دامنه تهدید در حال گسترش است و دیگر تنها به جامعه یهودی محدود نمیشود.
گلداشمیت با اشاره به افزایش نگرانیها درباره خشونتهای افراطگرایانه گفت: «اگرچه یهودیان نخستین هدف بودند، اما اکنون هر اروپایی در معرض تهدید قرار دارد.» او شرایط امنیتی موجود را برای زندگی روزمره دشوار توصیف کرد و افزود که حضور نیروهای مسلح در اطراف مراکز آموزشی به بخشی از واقعیت زندگی تبدیل شده است.
او همچنین از دولتهای اروپایی خواست برای جلوگیری از حملات، سفارتهای حکومت ایران را تعطیل کنند و تاکید کرد که این اقدام میتواند از کل جامعه در برابر تهدیدات محافظت کند.
این خاخام در بخش دیگری از سخنان خود، نسبت به عادیشدن یهودستیزی در اروپا هشدار داد و گفت این پدیده اکنون از سوی طیفی از جریانها، از راست و چپ افراطی تا گروههای اسلامگرای تندرو، تقویت میشود. به گفته او، برخی کشورها از جمله [حکومت] ایران در تامین مالی و سازماندهی این روند نقش دارند.
در پایان، گلداشمیت گفت که در پی افزایش این تهدیدات، برخی از اعضای جامعه یهودی در حال بررسی ترک اروپا و مهاجرت به اسرائیل هستند، هرچند به گفته او انگیزه این تصمیم صرفاً امنیتی نیست.
یک تحلیل منتشرشده در هاآرتص استدلال میکند که جنگ با [حکومت] ایران باید بهگونهای پایان یابد که تهدید وجودی علیه اسرائیل برای همیشه برطرف شود؛ هدفی که نویسنده آن را در نابودی کامل توان هستهای ایران میداند.
در این یادداشت با ارجاع به متون مذهبی یهودی از جمله «هاگادای فصح»، تاکید شده است که مفهوم «برخاستن دشمنان برای نابودی یهودیان» در طول تاریخ تکرار شده و اکنون نیز در قالب «تهدید ایران» ادامه یافته است.
نویسنده با اشاره به جنگ جاری، مینویسد اسرائیل در مقطعی قرار دارد که میتواند «نیروی اصلی» تهدیدکننده را از میان بردارد و این وضعیت را به نقطه پایانی برای یک تهدید تاریخی تبدیل کند. بهگفته او، تنها در این صورت است که این روایت تاریخی میتواند به گذشته تعلق بگیرد، نه واقعیتی جاری.
در ادامه این تحلیل، جمهوری اسلامی بهعنوان یک «تهدید وجودی [علیه اسرائیل]» معرفی شده و تاکید شده است که برای تضمین آینده، اسرائیل باید توان هستهای [حکومت] ایران را بهطور کامل نابود کند. نویسنده مینویسد چنین هدفی «دستیافتنی» است و تحقق آن میتواند امکان «تنفس آسوده» را برای اسرائیل فراهم کند.
این یادداشت همچنین به پیشینه تاریخی جنگهای اسرائیل با کشورهای عربی اشاره کرده و آنها را نمونههایی از تهدیدهای وجودی پیشین دانسته که با پیروزی نظامی دفع شدهاند. با این حال، در این تحلیل، [حکومت] ایران بهعنوان تهدیدی متفاوت و گستردهتر توصیف شده که بهویژه از طریق برنامه هستهای خود میتواند موازنه منطقهای و جهانی را تحت تاثیر قرار دهد.
نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که موفقیت در این جنگ تنها زمانی کامل خواهد بود که تواناییهای هستهای ایران بهطور کامل از میان برود و تهدیدی که به گفته او «در هر نسل تکرار شده»، دیگر امکان تکرار نیابد.
لسآنجلستایمز در گزارشی نوشت که همزمان با ادامه جنگ در ایران، بخشی از جامعه ایرانی-آمریکایی در آستانه عید پاک خواستار تغییر حکومت و آزادی مذهبی در ایران شدهاند، در حالی که رهبران برجسته مسیحی، از جمله پاپ لئو چهاردهم، این جنگ را محکوم کردهاند.
این گزارش با روایت مراسمی در یک کلیسای فارسیزبان در حومه شیکاگو آغاز میشود؛ جایی که کشیش جیمز شهابی در مراسم «یکشنبه نخل» برای «پایان قدرت تاریکی در ایران» و «آزادی عبادت» دعا کرد. حاضران - که عمدتاً ایرانی-آمریکایی بودند - در پاسخ به این دعا بهصورت جمعی «آمین» گفتند.
حمایت بخشی از ایرانیان مهاجر از جنگ به نوشته لسآنجلستایمز، برخلاف موضع رسمی بسیاری از رهبران مذهبی، برخی از ایرانیان مهاجر از جنگ جاری حمایت میکنند و آن را فرصتی برای پایان حکومت جمهوری اسلامی میدانند.
آنها میگویند در ایران آزادی مذهبی وجود ندارد و تغییر دین - بهویژه گرایش به مسیحیت - میتواند با مجازاتهای سنگین، حتی مرگ، همراه باشد. بسیاری از اعضای این کلیسا نیز به همین دلیل ایران را ترک کردهاند.
نرجس دلاچی، یکی از اعضای کلیسا، به این روزنامه گفت: «اگر ایران به کشوری باعظمت تبدیل شود، فکر میکنم جهان هم بهتر خواهد شد.»
آریا بهرامان، که به گفته خودش حدود ۱۵ سال پیش به دلیل فشارهای مذهبی از ایران خارج شده، نیز معتقد است تغییر حکومت در تهران میتواند نفوذ گروههای مورد حمایت حکومت ایران در منطقه را کاهش دهد و به امنیت جهانی کمک کند.
مخالفت رهبران کلیسا با جنگ در مقابل، لسآنجلستایمز گزارش میدهد که رهبران کاتولیک بهشدت با جنگ مخالف هستند. پاپ لئو چهاردهم بارها خواستار آتشبس شده و تاکید کرده است که «خدا جنگ را رد میکند.»
کاردینال بلِیز کوپیچ نیز از نحوه نمایش حملات نظامی در رسانهها انتقاد کرده و آن را بیتوجهی به رنج مردم ایران دانسته است. همچنین شورای ملی کلیساها این جنگ را «تجاوز نظامی بدون مجوز» توصیف کرده و نسبت به پیامدهای انسانی آن هشدار داده است.
روایتهایی از سرکوب مذهبی این گزارش به نقل از سازمان عفو بینالملل مینویسد که اقلیتهای مذهبی در ایران با تبعیض، بازداشت خودسرانه و شکنجه مواجهاند و تغییر دین میتواند به مجازاتهای سنگین منجر شود.
در این میان، برخی مهاجران ایرانی تجربههای شخصی خود از سرکوب را روایت کردهاند؛ از جمله یورش نیروهای امنیتی به خانهها، بازداشت اعضای خانواده و محدودیت شدید در فعالیتهای مذهبی.
امید به آیندهای متفاوت با وجود اختلاف نظرها درباره جنگ، بسیاری از ایرانیان مهاجر در این گزارش بر امید خود به آیندهای دموکراتیک در ایران تاکید کردهاند.
به نوشته لسآنجلستایمز، این افراد معتقدند تحقق آزادیهای اساسی - از جمله آزادی دین و عقیده - تنها در صورت تغییر ساختار سیاسی در ایران امکانپذیر خواهد بود.
در عین حال، این روزنامه اشاره میکند که «جنگ ایران» همچنان در داخل آمریکا با مخالفت گسترده افکار عمومی مواجه است و بسیاری از شهروندان نسبت به پیامدهای آن برای ثبات منطقه و اقتصاد جهانی ابراز نگرانی کردهاند.